💡وقتی پنچ ساله بودم؛
مادرم همیشه به من می گفت
شادی، کلید زندگی ست.
وقتی به مدرسه رفتم
آن ها از من پرسیدند بزرگ که شدم،
می خواهم چه کاره شوم
و من نوشتم: شادمان.
آن ها به من گفتند تکلیف درسی ام را
درست متوجه نشده ام
گفتم آن ها زندگی را درست متوجه نشده اند.
*** جان لنون ***
@NewManagement
مادرم همیشه به من می گفت
شادی، کلید زندگی ست.
وقتی به مدرسه رفتم
آن ها از من پرسیدند بزرگ که شدم،
می خواهم چه کاره شوم
و من نوشتم: شادمان.
آن ها به من گفتند تکلیف درسی ام را
درست متوجه نشده ام
گفتم آن ها زندگی را درست متوجه نشده اند.
*** جان لنون ***
@NewManagement
تکنیک های فروش در بازاریابی
@newmanagement
دنیای امروز دنیای، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد فرایندی که منجربه حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاسیه رانده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.
در این شرایط همپای تجارت عرصه ی فروشندگی نیزبه عنوان زیر مجموعه ی تجارت –چه به صورت کلی در نظر گرفته شود یا جزئی- دستخوش تغییر است. هر فروشنده ای باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این تغییر کجا قرار بگیرد.
از گذشته تا حال فروشندگان قلابی در کمین هستند تا با فریب و کلاهبرداری مشتریان را وادار به خرید محصول یا خدمات کنند (فروش حرفه ای –ری ای چیت وود)
و چنین به نظر می رسید که وظیفه ی یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و زیرک وسمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند –یعنی خریدن –کنند(فروشنده ی یک دقیقه ای – اسپتسر جانسون)
بازار پر رقابت امروزی کمپانی ها را بر آن داشته است که با موضوع فروش بطور جدی برخورد کنند و فقط از فروشندگان حرفه ای و خبره برای فروش کالاهای خود استفاده نمایند.
مشتریان امروزی دیگر فروشندگان پر حرف و افاده ای را که فقط به فکر منافع مادی و زودرس خود هستند را تحمل نمی کنند. فروشنده ی امروزی باید در تماس نزدیک با مشتری بوده و نقش راهنما و مشاور او را داشته باشد(فروش حرفه ای-ری ای چیت وود)
@newmanagement
دنیای امروز دنیای، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد فرایندی که منجربه حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاسیه رانده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.
در این شرایط همپای تجارت عرصه ی فروشندگی نیزبه عنوان زیر مجموعه ی تجارت –چه به صورت کلی در نظر گرفته شود یا جزئی- دستخوش تغییر است. هر فروشنده ای باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این تغییر کجا قرار بگیرد.
از گذشته تا حال فروشندگان قلابی در کمین هستند تا با فریب و کلاهبرداری مشتریان را وادار به خرید محصول یا خدمات کنند (فروش حرفه ای –ری ای چیت وود)
و چنین به نظر می رسید که وظیفه ی یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و زیرک وسمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند –یعنی خریدن –کنند(فروشنده ی یک دقیقه ای – اسپتسر جانسون)
بازار پر رقابت امروزی کمپانی ها را بر آن داشته است که با موضوع فروش بطور جدی برخورد کنند و فقط از فروشندگان حرفه ای و خبره برای فروش کالاهای خود استفاده نمایند.
مشتریان امروزی دیگر فروشندگان پر حرف و افاده ای را که فقط به فکر منافع مادی و زودرس خود هستند را تحمل نمی کنند. فروشنده ی امروزی باید در تماس نزدیک با مشتری بوده و نقش راهنما و مشاور او را داشته باشد(فروش حرفه ای-ری ای چیت وود)
پیاده سازی ساختار فروش مویرگی (کلیات سیستم)
فاز اول بازاریابی مویرگی
@newmanagement
بررسی قیمت محصول
بررسی قیمت رقبا
بررسی رقبا
@newmanagement
فاز دوم بازاریابی مویرگی
نهایی کردن مناطق بازار هدف
نهایی کردن چارت سازمانی
تدوین Job Analysis
· اهداف شغلی
· ارزش های شغلی
· شرایط عمومی احراز
· شرایط تخصصی احراز
· شرح وظایف
· حقوق و دستمزد
تدوین روش های استخدامی
تعیین موارد آموزشی برای هر سمت
تدوین آیین نامه انضباطی
تعیین کف فروش
تعیین کف موجودی انبار
تدوین روند جریان فروش
· مسئول دریافت سفارش
· نحوه ثبت سفارش
· نحوه کنترل سفارش
· مسئول کنترل سفارش
· نحوه کنترل اعتبار مشتری
· مسئول کنترل اعتبار مشتری
· مسئول تحویل اقلام
· نحوه تحویل اقلام
· مسئول تسویه حساب
· نحوه تسویه حساب
· زمان تسویه حساب
· نحوه برگشت از فروش
· نحوه برگشت مرجوعی
تهیه مشخصات سیستم و برنامه حسابداری
تدوین روش های معرفی محصول
تعیین سیاست های معرفی محصول
تعیین ابزار معرفی محصول
جوایز فروش
هدایای تبلیغاتی
نهایی کردن قیمت ها
مشخص کردن وضعیت حمل
تعیین تعداد ماشین ها
مشخص کردن شرایط بهینه تهیه ماشین
@newmanagement
فاز سوم راه اندازی بازاریابی مویرگی
استخدام
آموزش پرسنل
تهیه ماشین حمل اقلام
آماده کردن انبار و سردخانه
راه اندازی سیستم حسابداری
تولید فرم های سفارش، حسابداری، انبار و …
منطقه بندی و تقسیم بندی تیم فروش
تامین اقلام به میزان نیاز در انبار
تولید ابزارهای معرفی
تولید هدایای تبلیغاتی
فاز اول بازاریابی مویرگی
@newmanagement
بررسی قیمت محصول
بررسی قیمت رقبا
بررسی رقبا
@newmanagement
فاز دوم بازاریابی مویرگی
نهایی کردن مناطق بازار هدف
نهایی کردن چارت سازمانی
تدوین Job Analysis
· اهداف شغلی
· ارزش های شغلی
· شرایط عمومی احراز
· شرایط تخصصی احراز
· شرح وظایف
· حقوق و دستمزد
تدوین روش های استخدامی
تعیین موارد آموزشی برای هر سمت
تدوین آیین نامه انضباطی
تعیین کف فروش
تعیین کف موجودی انبار
تدوین روند جریان فروش
· مسئول دریافت سفارش
· نحوه ثبت سفارش
· نحوه کنترل سفارش
· مسئول کنترل سفارش
· نحوه کنترل اعتبار مشتری
· مسئول کنترل اعتبار مشتری
· مسئول تحویل اقلام
· نحوه تحویل اقلام
· مسئول تسویه حساب
· نحوه تسویه حساب
· زمان تسویه حساب
· نحوه برگشت از فروش
· نحوه برگشت مرجوعی
تهیه مشخصات سیستم و برنامه حسابداری
تدوین روش های معرفی محصول
تعیین سیاست های معرفی محصول
تعیین ابزار معرفی محصول
جوایز فروش
هدایای تبلیغاتی
نهایی کردن قیمت ها
مشخص کردن وضعیت حمل
تعیین تعداد ماشین ها
مشخص کردن شرایط بهینه تهیه ماشین
@newmanagement
فاز سوم راه اندازی بازاریابی مویرگی
استخدام
آموزش پرسنل
تهیه ماشین حمل اقلام
آماده کردن انبار و سردخانه
راه اندازی سیستم حسابداری
تولید فرم های سفارش، حسابداری، انبار و …
منطقه بندی و تقسیم بندی تیم فروش
تامین اقلام به میزان نیاز در انبار
تولید ابزارهای معرفی
تولید هدایای تبلیغاتی
اصول بیست گانه مدیریت کایزن
@newmanagement
1- نگویید چرا این کار انجام نمی شود.
فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
2- در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید.
همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
3- از وضعیت موجود راضی نباشید.
باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
4- اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
5- برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید.
اگر60% از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
6- برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
7- گمبا محل واقعی رویداد خطاست. سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
8- همیشه برای حل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
@newmanagement
9- برای حل مشکل از خرد خود استفاده کنید و اگر عقلتان به جایی نمی رسد از خرد جمعی استفاده کنید.
10- هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید.
ریشه بسیاری از مشکلات بزرگ همین نکات ریز است.
11- حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست.
مدیریت باید حضور مشهود و ملموس داشته باشد.
12- برای حل مسائل هرجا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیر دستان ابا نکنید.
13- هیچوقت به دنبال مقصر نگردید.
هیچگاه عجولانه قضاوت نکنید.
14- مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
15- ارتباط یکطرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر می کند.
مدیریت ارشد باید با لایه های پایینتر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشید.
16- انسان ها توانایی های فراوانی دارند.
از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
17- تنها فعالیتهایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
18- فراموش نکنید که 5 ت پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
19- بر اساس الگوهای کار گروهی، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
20- حذف مودا (اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است.
هیچوقت از این کار خسته نشوید.
@newmanagement
@newmanagement
1- نگویید چرا این کار انجام نمی شود.
فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
2- در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید.
همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
3- از وضعیت موجود راضی نباشید.
باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
4- اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
5- برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید.
اگر60% از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
6- برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
7- گمبا محل واقعی رویداد خطاست. سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
8- همیشه برای حل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
@newmanagement
9- برای حل مشکل از خرد خود استفاده کنید و اگر عقلتان به جایی نمی رسد از خرد جمعی استفاده کنید.
10- هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید.
ریشه بسیاری از مشکلات بزرگ همین نکات ریز است.
11- حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست.
مدیریت باید حضور مشهود و ملموس داشته باشد.
12- برای حل مسائل هرجا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیر دستان ابا نکنید.
13- هیچوقت به دنبال مقصر نگردید.
هیچگاه عجولانه قضاوت نکنید.
14- مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
15- ارتباط یکطرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر می کند.
مدیریت ارشد باید با لایه های پایینتر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشید.
16- انسان ها توانایی های فراوانی دارند.
از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
17- تنها فعالیتهایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
18- فراموش نکنید که 5 ت پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
19- بر اساس الگوهای کار گروهی، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
20- حذف مودا (اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است.
هیچوقت از این کار خسته نشوید.
@newmanagement
⛔️ ده جملهاي که در محل کار نبايد استفاده کرد.
https://telegram.me/newmanagement
براساس تحقیقی که به تازگی انجام شده و طبق توصیه کارشناسان، ۱۰ جمله زیر را فیگارو به عنوان بدترین چیزهایی انتخاب کرده که میتوان در محیط کار به زبان آورد.
1⃣ این کار من نیست...
همین جمله ساده و پرکاربرد باعث میشود شما خودتان را از جمع اعضای تیم کاریتان جدا کنید. این جمله دقیقا متضاد حس انعطاف پذیری و میل به یاد گرفتن چیزهای جدیدی است که برای برعهده گرفتن پستهای حساس و عالی حیاتی است. به جای این جمله منفی میتوان از این جمله مثبت استفاده کرد: « واقعا در این زمینه تجربهای ندارم.»
2⃣ فکر میکنم که...
« لوری توماس روس که مدیر یک شرکت بزرگ است اعتقاد دارد این جمله و جملههای مشابه آن همچون « تصور میکنم، احساس میکنم » باعث میشود از تسلط مدیریتی شما کاسته شده و قدرت پیام را نیز تضعیف کند. گفتن « فکر میکنم این بهترین استراتژی است » قدرت کمتری دارد از جمله « این بهترین استراتژی است. » حتی این مورد را باید به تشکر کردن هم تسری دارد.
3⃣ نمیدانم...
شما فکر میکنید گفتن این جمله یعنی صداقت؟ با گفتن این جمله ممکن است دیگران فکر کنند شما از روی تنبلی با این جمله خود را خلاص کردهاید. به جای این جمله بگویید:« اجازه بدهید جواب را پیدا کنم.» یا« نمیدانم چطور این کار را انجام دهم.» و حتی « برای انجام این کار از چه کسی میتوانم کمک بگیرم؟» نیز جمله مناسبی است. با این کار زمان میخرید تا راه حل را بیابید.
4⃣ نمیتوانم...
با بر زبان « نیاوردن » این جمله به همکاران خود میفهمانید که برای هر نوع یادگیری آماده هستید. میتوانید مشکل را بررسی و راه حل پیشنهاد کنید. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژهای را معرفی کنید که به دلیل مشغله کاری توان انجام آن را ندارید بگویید: « متاسفانه الان مشکلی دارم. با این حال با فلانی در این مورد صحبت کردهام و مطمئنم او به خوبی از پس آن برمیآید.»
5⃣ ولی...
استفاده از کلمه « ولی » همه آن چیزی را که پیش از این گفتهاید کاملا انکار میکند. مثلا این جمله را ببینید: «این پیراهن خیلی زیباست اما این گوشوارهها به پیراهنت نمیآید.» ما همیشه به طورغریزی جملات منفی را میبینیم. بنابراین استفاده از این کلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفی ماجرا میشود.
6⃣ سعی خودم را میکنم...
استفاده از این جمله یعنی احتمال شکست وجود دارد و ممکن است داستان به آخر نرسد. وقتی در ساعات آغازین کار، رئیستان از شما میخواهد کاری را انجام دهید و شما به او میگویید « سعی خودم را میکنم » باعث میشود تردید در روح رئیستان شکل بگیرد. به جای این جمله میتوانید بگویید: « ساعت ۹ روی میز کارتان خواهد بود. »
7⃣ ایده خوبی نیست...
https://telegram.me/newmanagement
این اولین و دم دستترین جملهای است که در برابر ایدههای همکارانتان میتوانید بگویید. بکار بردن این جمله باعث میشود آنها جرات ابراز ایدههای خود را نداشته باشند. به جای اینکه چیزی را به طور کامل رد کنید میتوان مثلا از یک پرسش استفاده کرد: « خب میتوان این ایده را اجرایی کرد؟»
8⃣ تقصیر من نیست...
به جای گفتن این جمله و در مقام ضعف و مظلوم نمایی قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگیریم. چنین جملههایی میتواند کمک حال هرکسی باشد: « سعی میکنم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.» یا« بهتر است سعی کنیم بفهمیم چطور میشود از تکرار این اتفاق جلوگیری کرد. »
9⃣ تصور میکنم...
اجتناب کردن از جملههایی که در آنها عدم قطعیت موج میزند باعث میشود قدرت و تسلط خود را بهتر به دیگران نشان دهید. اگر ذهن شما را چیزی به خود مشغول کرده که باعث درنگ شما میشود به جای اینکه با خجالت صحبت کنید بهتر است مشغولیت ذهنیتان را صادقانه مطرح کنید.
0⃣1⃣ غیرممکن است...
این جمله بدون شک منفیترین جمله این فهرست است. این جمله یعنی اینکه شما حتی آماده نیستید که آن موضوع خاص را امتحان کنید. حس منفی واگیردار است و همچون یک ویروس منتشر میشود. برای مثبت بودن میشود گفت: «خب بگردیم شاید راه حلی پیدا کردیم.
◀️ در دنیای امروز اگر بخواهید موفق باشید نمی توانید کاری را به همان شکل که قبلا انجام می دادید انجام دهید.
انتظارات سهامداران، مدیران و مشتریان ما هر روزه در حال بالا رفتن هستند و اگر تمایلی به انجام متفاوت کارها و نوآوری نداشته باشیم مانند آن است که در یک بزرگراه نشسته باشیم و شاهد عبور سریع رقبا باشیم!
https://telegram.me/newmansgement
https://telegram.me/newmanagement
براساس تحقیقی که به تازگی انجام شده و طبق توصیه کارشناسان، ۱۰ جمله زیر را فیگارو به عنوان بدترین چیزهایی انتخاب کرده که میتوان در محیط کار به زبان آورد.
1⃣ این کار من نیست...
همین جمله ساده و پرکاربرد باعث میشود شما خودتان را از جمع اعضای تیم کاریتان جدا کنید. این جمله دقیقا متضاد حس انعطاف پذیری و میل به یاد گرفتن چیزهای جدیدی است که برای برعهده گرفتن پستهای حساس و عالی حیاتی است. به جای این جمله منفی میتوان از این جمله مثبت استفاده کرد: « واقعا در این زمینه تجربهای ندارم.»
2⃣ فکر میکنم که...
« لوری توماس روس که مدیر یک شرکت بزرگ است اعتقاد دارد این جمله و جملههای مشابه آن همچون « تصور میکنم، احساس میکنم » باعث میشود از تسلط مدیریتی شما کاسته شده و قدرت پیام را نیز تضعیف کند. گفتن « فکر میکنم این بهترین استراتژی است » قدرت کمتری دارد از جمله « این بهترین استراتژی است. » حتی این مورد را باید به تشکر کردن هم تسری دارد.
3⃣ نمیدانم...
شما فکر میکنید گفتن این جمله یعنی صداقت؟ با گفتن این جمله ممکن است دیگران فکر کنند شما از روی تنبلی با این جمله خود را خلاص کردهاید. به جای این جمله بگویید:« اجازه بدهید جواب را پیدا کنم.» یا« نمیدانم چطور این کار را انجام دهم.» و حتی « برای انجام این کار از چه کسی میتوانم کمک بگیرم؟» نیز جمله مناسبی است. با این کار زمان میخرید تا راه حل را بیابید.
4⃣ نمیتوانم...
با بر زبان « نیاوردن » این جمله به همکاران خود میفهمانید که برای هر نوع یادگیری آماده هستید. میتوانید مشکل را بررسی و راه حل پیشنهاد کنید. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژهای را معرفی کنید که به دلیل مشغله کاری توان انجام آن را ندارید بگویید: « متاسفانه الان مشکلی دارم. با این حال با فلانی در این مورد صحبت کردهام و مطمئنم او به خوبی از پس آن برمیآید.»
5⃣ ولی...
استفاده از کلمه « ولی » همه آن چیزی را که پیش از این گفتهاید کاملا انکار میکند. مثلا این جمله را ببینید: «این پیراهن خیلی زیباست اما این گوشوارهها به پیراهنت نمیآید.» ما همیشه به طورغریزی جملات منفی را میبینیم. بنابراین استفاده از این کلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفی ماجرا میشود.
6⃣ سعی خودم را میکنم...
استفاده از این جمله یعنی احتمال شکست وجود دارد و ممکن است داستان به آخر نرسد. وقتی در ساعات آغازین کار، رئیستان از شما میخواهد کاری را انجام دهید و شما به او میگویید « سعی خودم را میکنم » باعث میشود تردید در روح رئیستان شکل بگیرد. به جای این جمله میتوانید بگویید: « ساعت ۹ روی میز کارتان خواهد بود. »
7⃣ ایده خوبی نیست...
https://telegram.me/newmanagement
این اولین و دم دستترین جملهای است که در برابر ایدههای همکارانتان میتوانید بگویید. بکار بردن این جمله باعث میشود آنها جرات ابراز ایدههای خود را نداشته باشند. به جای اینکه چیزی را به طور کامل رد کنید میتوان مثلا از یک پرسش استفاده کرد: « خب میتوان این ایده را اجرایی کرد؟»
8⃣ تقصیر من نیست...
به جای گفتن این جمله و در مقام ضعف و مظلوم نمایی قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگیریم. چنین جملههایی میتواند کمک حال هرکسی باشد: « سعی میکنم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.» یا« بهتر است سعی کنیم بفهمیم چطور میشود از تکرار این اتفاق جلوگیری کرد. »
9⃣ تصور میکنم...
اجتناب کردن از جملههایی که در آنها عدم قطعیت موج میزند باعث میشود قدرت و تسلط خود را بهتر به دیگران نشان دهید. اگر ذهن شما را چیزی به خود مشغول کرده که باعث درنگ شما میشود به جای اینکه با خجالت صحبت کنید بهتر است مشغولیت ذهنیتان را صادقانه مطرح کنید.
0⃣1⃣ غیرممکن است...
این جمله بدون شک منفیترین جمله این فهرست است. این جمله یعنی اینکه شما حتی آماده نیستید که آن موضوع خاص را امتحان کنید. حس منفی واگیردار است و همچون یک ویروس منتشر میشود. برای مثبت بودن میشود گفت: «خب بگردیم شاید راه حلی پیدا کردیم.
◀️ در دنیای امروز اگر بخواهید موفق باشید نمی توانید کاری را به همان شکل که قبلا انجام می دادید انجام دهید.
انتظارات سهامداران، مدیران و مشتریان ما هر روزه در حال بالا رفتن هستند و اگر تمایلی به انجام متفاوت کارها و نوآوری نداشته باشیم مانند آن است که در یک بزرگراه نشسته باشیم و شاهد عبور سریع رقبا باشیم!
https://telegram.me/newmansgement
👇انواع سبک های رهبری👇
@newmanagement
طریقی را که رهبر ،از نفوذش برای کسب اهداف استفاده می کند سبک رهبری می نامند. به بیان دیگر نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را سبک رهبری گویند. سبک رهبری اساسا شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود و کارکنان است. بطور سنتی دو نوع دیدگاه درباره سبک رهبری وجود دارد.
سبک آمرانه و سنتی (وظیفه مدار): مدیر یا رهبر به زیر دستان خود می گوید چه کار باید بکنند وچگونه باید آن کار را انجام دهند.این سبک محافظه کار(اقتداری )است.
سبک دموکراتیک (رابطه مدار): رهبر یا مدیر در این سبک مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می کند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشارکت می دهد. به این سبک سبک کارمند مدار یا رابطه مدار نیز گفته اند.
در واقع سبکهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد که از آن به سبک میانی نام می برند. در سبک میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه کار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشارکتی).
چهار سبک رهبری ( مدل هرسی و بلانچارد )
1- سبک دستوری : وظیفه مدار قوی - رابطه مدار ضعیف
2- سبک متقاعد کننده : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
3- سبک مشارکتی : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
4- سبک تفویض کننده اختیار : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار ضعیف
@newmanagement
@newmanagement
طریقی را که رهبر ،از نفوذش برای کسب اهداف استفاده می کند سبک رهبری می نامند. به بیان دیگر نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را سبک رهبری گویند. سبک رهبری اساسا شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود و کارکنان است. بطور سنتی دو نوع دیدگاه درباره سبک رهبری وجود دارد.
سبک آمرانه و سنتی (وظیفه مدار): مدیر یا رهبر به زیر دستان خود می گوید چه کار باید بکنند وچگونه باید آن کار را انجام دهند.این سبک محافظه کار(اقتداری )است.
سبک دموکراتیک (رابطه مدار): رهبر یا مدیر در این سبک مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می کند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشارکت می دهد. به این سبک سبک کارمند مدار یا رابطه مدار نیز گفته اند.
در واقع سبکهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد که از آن به سبک میانی نام می برند. در سبک میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه کار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشارکتی).
چهار سبک رهبری ( مدل هرسی و بلانچارد )
1- سبک دستوری : وظیفه مدار قوی - رابطه مدار ضعیف
2- سبک متقاعد کننده : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
3- سبک مشارکتی : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
4- سبک تفویض کننده اختیار : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار ضعیف
@newmanagement