ويژگي هاي مدير_خوب از زبان بيل گيتس
@newmanagement
۱- زمینه کاری خود را از روی فکر و دقیق انتخاب کنید
۲- با دقت استخدام کنید و از اخراج کردن نهراسید
۳- محیط کار را مولد و سودآور کنید
۴- تعریف مشخصی از موفقیت داشته باشید
۵- برای اینکه یک مدیر خوب باشید باید کارمندان خود را دوست داشته باشید و بتوانید ارتباط مناسبی با آنها برقرار کنید.
۶- توانایی های کارمندان خود را به گونه ای توسعه دهید که وظایف خود را بهتر از آنچه شما می توانید انجام دهند.
٧- دلگرمي ايجاد كنيد.
۸- مسوولیت پروژه ها را خود بر عهده بگیرید.
٩- هيچگاه در تصميم خود تجديد نظر نكنيد.
۱۰- کارمندان خود را آگاه سازید که باید رضایت چه کسی را تامین کنند. شاید این فرد شما باشید، شاید مدیر فنی شما باشد یا ممکن است فرد دیگری باشد که برای شما کار می کند.
@newmanagement
@newmanagement
۱- زمینه کاری خود را از روی فکر و دقیق انتخاب کنید
۲- با دقت استخدام کنید و از اخراج کردن نهراسید
۳- محیط کار را مولد و سودآور کنید
۴- تعریف مشخصی از موفقیت داشته باشید
۵- برای اینکه یک مدیر خوب باشید باید کارمندان خود را دوست داشته باشید و بتوانید ارتباط مناسبی با آنها برقرار کنید.
۶- توانایی های کارمندان خود را به گونه ای توسعه دهید که وظایف خود را بهتر از آنچه شما می توانید انجام دهند.
٧- دلگرمي ايجاد كنيد.
۸- مسوولیت پروژه ها را خود بر عهده بگیرید.
٩- هيچگاه در تصميم خود تجديد نظر نكنيد.
۱۰- کارمندان خود را آگاه سازید که باید رضایت چه کسی را تامین کنند. شاید این فرد شما باشید، شاید مدیر فنی شما باشد یا ممکن است فرد دیگری باشد که برای شما کار می کند.
@newmanagement
@newmanagement
ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻘﻀﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻧﻔﺴﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯿﺪ
ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﯽ،
ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﯽ
ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ
ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ!!
ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻓﻘﻂ ﻧﯿﺎﺯِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺧﻮﺩِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ..
@newmanagement
- ﺁﻟﻮﯾﻦ ﺗﺎﻓﻠِر
ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻘﻀﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻧﻔﺴﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯿﺪ
ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﯽ،
ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﯽ
ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ
ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ!!
ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻓﻘﻂ ﻧﯿﺎﺯِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺧﻮﺩِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ..
@newmanagement
- ﺁﻟﻮﯾﻦ ﺗﺎﻓﻠِر
10 روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره
@newmanagement
پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن راز موفقیت انسانها و یا شرکتهای تجاری موفق است.امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده در امر مذاکرات تجاری بهره می گیرند.در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم.که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد :
1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید :
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید.
2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
4- هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
5- همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
6. فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
7- یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید.
سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
8- در مورد همه چیز تحقیق کنید.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
@newmanagement
9- هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید.
10- همیشه مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردی خود را از دست ندهید.
@newmanagement
@newmanagement
پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن راز موفقیت انسانها و یا شرکتهای تجاری موفق است.امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده در امر مذاکرات تجاری بهره می گیرند.در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم.که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد :
1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید :
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید.
2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
4- هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
5- همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
6. فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
7- یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید.
سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
8- در مورد همه چیز تحقیق کنید.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
@newmanagement
9- هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید.
10- همیشه مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردی خود را از دست ندهید.
@newmanagement
شما از کدام دسته مشتریان هستید؟
مشتریان را می توان بر اساس روحیات و شیوۀ خرید کردن به دسته های مختلفی تقسیم نمود. در اینجا برخی از گروه های مشتریان را بر اساس روحیات و سبک خرید نمودن برشمرده ایم، بد نیست این گروه های مشتریان را یک نگاه اجمالی کنید و اگر کسب و کاری دارید، مشتریانتان را به خاطر آورید و ببینید هر کدام از آنها به چه دسته ای تعلق دارند ! یا حتی ببینید شما در کدام گروه هستید؟
مشتریان بی تفاوت
در واقع اصلاً مشتری نیستند ! آنها بدون توجه به این که کالای شما چیست، با نگاهی بد بینانه فقط ایراد می گیرند. اغلب آنها با شما و دیگران برخورد سردی دارند و بهتر است زیاد با آنها تعامل نکنیم !
@newmanagement
انواع مشتری
مشتری
مشتریان حتمی
این افراد دقیقاً می دانند که چی چیزی می خواهند، و چه میزان حاضرند که پرداخت کنند، اگر کالای مورد نظر آنها را داشته باشید، حتماً یک خرید اتفاق خواهد افتاد !
مشتریان معاشرتی
این گروه از مشتریان، بسیار برون گرا هستند ! دوست دارند در مورد خودشان بگویند و در مورد شما بدانند، آنها معمولاً بدون دانستن جزییات خرید می کنند ! شیوۀ برخورد با آنها را بیاموزید تا خریدهای خوبی را از شما انجام دهند !
@newmanagement
مشتریان نکته بین
این گروه از مشتریان به ظاهر خیلی برون گرا نیستند، خود متکی و کارمحور هستند، در برخورد با این مشتریان دقت کنید که خرید به سرعت انجام نمی شود و باید از ذکر کلیات خودداری کنید و وارد جزییات شوید !
مشتریان رابطه گرا
این افراد خویشتن دار و نسبت به دیگران فوق العاده حساس هستند، دوست دارند محبوب واقع شوند و حرف مردم برایشان مهم است ! فکر کنم این گروه از مشتریان را به خوبی شناخته باشید ! ویژگی شاخص دیگر این گروه از مشتریان این است که معمولاً دو دل هستند !
@newmanagement
به عناوین بالا یک بار دیگر نگاه کنید، شما از کدام دسته مشتریان هستید؟
مشتریان را می توان بر اساس روحیات و شیوۀ خرید کردن به دسته های مختلفی تقسیم نمود. در اینجا برخی از گروه های مشتریان را بر اساس روحیات و سبک خرید نمودن برشمرده ایم، بد نیست این گروه های مشتریان را یک نگاه اجمالی کنید و اگر کسب و کاری دارید، مشتریانتان را به خاطر آورید و ببینید هر کدام از آنها به چه دسته ای تعلق دارند ! یا حتی ببینید شما در کدام گروه هستید؟
مشتریان بی تفاوت
در واقع اصلاً مشتری نیستند ! آنها بدون توجه به این که کالای شما چیست، با نگاهی بد بینانه فقط ایراد می گیرند. اغلب آنها با شما و دیگران برخورد سردی دارند و بهتر است زیاد با آنها تعامل نکنیم !
@newmanagement
انواع مشتری
مشتری
مشتریان حتمی
این افراد دقیقاً می دانند که چی چیزی می خواهند، و چه میزان حاضرند که پرداخت کنند، اگر کالای مورد نظر آنها را داشته باشید، حتماً یک خرید اتفاق خواهد افتاد !
مشتریان معاشرتی
این گروه از مشتریان، بسیار برون گرا هستند ! دوست دارند در مورد خودشان بگویند و در مورد شما بدانند، آنها معمولاً بدون دانستن جزییات خرید می کنند ! شیوۀ برخورد با آنها را بیاموزید تا خریدهای خوبی را از شما انجام دهند !
@newmanagement
مشتریان نکته بین
این گروه از مشتریان به ظاهر خیلی برون گرا نیستند، خود متکی و کارمحور هستند، در برخورد با این مشتریان دقت کنید که خرید به سرعت انجام نمی شود و باید از ذکر کلیات خودداری کنید و وارد جزییات شوید !
مشتریان رابطه گرا
این افراد خویشتن دار و نسبت به دیگران فوق العاده حساس هستند، دوست دارند محبوب واقع شوند و حرف مردم برایشان مهم است ! فکر کنم این گروه از مشتریان را به خوبی شناخته باشید ! ویژگی شاخص دیگر این گروه از مشتریان این است که معمولاً دو دل هستند !
@newmanagement
به عناوین بالا یک بار دیگر نگاه کنید، شما از کدام دسته مشتریان هستید؟
نیوسانتیست در تازهترین شماره خود به بررسی پدیدهای به نام نورومارکتینگ پرداخته است.نورومارکتینگ یعنی بازاریابی مبتنی بر پردازش عصبی مردم. به عبارت ساده، به جای نظرسنجی مستقیم از مردم، نظر ذهنی آنها با استفاده از EEG (نوار مغز) یا اسکن عملکردی fMRI ارزیابی میشود
@newmanagement
نورومارکتینگ در واقع حاصل ترکیب دو دانش بازاریابی و علم عصبشناسی یا نوروساینس است. این دانش نوظهور ترکیبی، به صاحبان صنایع نشان میدهد که واقعا چه چیزی در ذهن خریداران میگذرد
ممکن است نورومارکتینگ را خندهدار یا عجیب و غریب، تصور کنید، اما چه بخواهید و چه نخواهید این دانش دیگر جزئی از جامعه مدرن مصرفکنندگان شده است
اصولا زمانی بازاریابها به فکر ابداع نورومارکتینگ افتادند که متوجه یک اشکال اساسی روشهای سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند: آن چیزی که مردم میگویند با آن چیزی که واقها در ذهنشان میگذرد، تفاوت دارد
بسیاری از اوقات مردم آن چیزی را به زبان میآورند که تصور میکنند دیگران انتظار شنیدنش را دارند. در واقع مشکل اساسی این است که بسیاری از فرایندهای تصمیمگیری در سطح ناخودآگاه ذهن اتفاق میافتند، نه در سطح خودآگاه. هدف اصلی نورومارکتینگ هم این است که این اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج کند. بنابراین در نورومارکتینگ از مردم از هیچ سؤالی پرسیده نمیشود، بلکه اطلاعات مستقیما بیرون کشیده میشوند
@newmanagement
بیش از یک دهه است که دانشمندان علم اقتصاد مبتنی بر عصبشناسی در پی یافتن حوادثی هستند که در مغزهای ما در هنگام تصمیمگیریهای اقتصادی رخ میدهند. در این راه، fMRI که نوع مخصوصی از MRI است، به آنها بسیار کمک کرده است، fMRI میتواند با نشان دادن شدت جریان خون در مناطق مختلف مغز، فعالیت آنها را به دانشمندان نشان بدهد
معلوم شده است که تصمیمگیریها بیش از آنکه عقلانی و بر پایه استدلال باشند، احساسی هستند و حتی تصمیمگیریهای عقلانی هم بدون کمک جنبههای احساسی، هیچگاه، مجال عملی شدن پیدا نمیکنند. در واقع این احساسات هستند که باعث علاقهمندی ماها به یک برند خاص میشوند
سال ۲۰۰۴، پژوهشگری به نام رید مونتاگ از دانشکده پزشکی هوستون، آزمایش جالبی انجام داد. او کسانی را که عادت به خوردن کوکاکولا داشتند را وارد یک آزمایش کرد. نخست بدون آنکه به آنها بگوید، پپسی به خوردشان داد، بررسی با MRI عملکردی نشان داد که آن قسمت از قشر مغز که مسئول تفکر مستدل است، در انها فعال شده است و آنها رضایت دارند، اما زمانی که محققان گفتند چه زمانی از آنها با پپسی یا کوکاکولا پذیرایی میشود، کوکاکولا باعث فعالیت بیشتری در سیستم لیمبیک مغز آنها شد
آزمایشات بعدی ثابت کردند که ما وابستگیهای احساسی طوانیمدت با برندها در مغزمان درست میکنیم. اگر به آگهیهای تبلیغاتی تلفنهای همراه، خطوط مسافربری هوایی یا نوشیدنیها دقت کرده باشید، حتما متوجه شدهاید که آنهایی که به صورت حرفهای تهیه میشوند، اصلا حاوی اطلاعات مستقیم در مورد محصول یا خدمات نیستند، این آگهیها نمیخواهند که با عدد و ارقام یا دلیل و برهان، برتری خود را به شما ثابت کنند و شما را وارد یک تصمیمگیری اگاهانه کنند، بلکه قصد دارند یک حس دلپذیر و یک رابطه طولانیمدت بین شما و یک برند ایجاد کنند
تحقیقات ویژه نورومارکتینیگ، مطلب جالب دیگری را هم کشف کرده است: اگر محصولی واقعا بابا طبع شما باشد، دیدن تصاویری از آن، میتواند مراکز پاداش قشر مغز را تحریک کند، همان مراکزی که با غذا ، «صکس» یا داروهای اعتیادآور تحریک میشوند
@newmanagement
پژوهشگران در پی آن هستند که میل و ترجیح درونی مخفی را پیدا کنند. به همین خاطر است که چندی است، کار و کسب شرکتهایی که خدمات نورومارکتینگ ارائه میدهند، حسابی سکه شده است، شرکتهایی مثل نورفوکوس. نوروفوکوس و شرکتهای نظیر آن، میخواهند که پاسخ حسی را اندازه بگیرند. ما در دنیایی زندگی میکنیم که رقابت شدید بین برندهای مختلف، باعث کم شدن فاصله کیفی محصولاتشان شده است، در چنین دنیایی تکیه کردن بر پاسخ حسی مصرفکنندگان اهمیت بیشتری مییابد
@newmanagement
نورومارکتینگ در واقع حاصل ترکیب دو دانش بازاریابی و علم عصبشناسی یا نوروساینس است. این دانش نوظهور ترکیبی، به صاحبان صنایع نشان میدهد که واقعا چه چیزی در ذهن خریداران میگذرد
ممکن است نورومارکتینگ را خندهدار یا عجیب و غریب، تصور کنید، اما چه بخواهید و چه نخواهید این دانش دیگر جزئی از جامعه مدرن مصرفکنندگان شده است
اصولا زمانی بازاریابها به فکر ابداع نورومارکتینگ افتادند که متوجه یک اشکال اساسی روشهای سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند: آن چیزی که مردم میگویند با آن چیزی که واقها در ذهنشان میگذرد، تفاوت دارد
بسیاری از اوقات مردم آن چیزی را به زبان میآورند که تصور میکنند دیگران انتظار شنیدنش را دارند. در واقع مشکل اساسی این است که بسیاری از فرایندهای تصمیمگیری در سطح ناخودآگاه ذهن اتفاق میافتند، نه در سطح خودآگاه. هدف اصلی نورومارکتینگ هم این است که این اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج کند. بنابراین در نورومارکتینگ از مردم از هیچ سؤالی پرسیده نمیشود، بلکه اطلاعات مستقیما بیرون کشیده میشوند
@newmanagement
بیش از یک دهه است که دانشمندان علم اقتصاد مبتنی بر عصبشناسی در پی یافتن حوادثی هستند که در مغزهای ما در هنگام تصمیمگیریهای اقتصادی رخ میدهند. در این راه، fMRI که نوع مخصوصی از MRI است، به آنها بسیار کمک کرده است، fMRI میتواند با نشان دادن شدت جریان خون در مناطق مختلف مغز، فعالیت آنها را به دانشمندان نشان بدهد
معلوم شده است که تصمیمگیریها بیش از آنکه عقلانی و بر پایه استدلال باشند، احساسی هستند و حتی تصمیمگیریهای عقلانی هم بدون کمک جنبههای احساسی، هیچگاه، مجال عملی شدن پیدا نمیکنند. در واقع این احساسات هستند که باعث علاقهمندی ماها به یک برند خاص میشوند
سال ۲۰۰۴، پژوهشگری به نام رید مونتاگ از دانشکده پزشکی هوستون، آزمایش جالبی انجام داد. او کسانی را که عادت به خوردن کوکاکولا داشتند را وارد یک آزمایش کرد. نخست بدون آنکه به آنها بگوید، پپسی به خوردشان داد، بررسی با MRI عملکردی نشان داد که آن قسمت از قشر مغز که مسئول تفکر مستدل است، در انها فعال شده است و آنها رضایت دارند، اما زمانی که محققان گفتند چه زمانی از آنها با پپسی یا کوکاکولا پذیرایی میشود، کوکاکولا باعث فعالیت بیشتری در سیستم لیمبیک مغز آنها شد
آزمایشات بعدی ثابت کردند که ما وابستگیهای احساسی طوانیمدت با برندها در مغزمان درست میکنیم. اگر به آگهیهای تبلیغاتی تلفنهای همراه، خطوط مسافربری هوایی یا نوشیدنیها دقت کرده باشید، حتما متوجه شدهاید که آنهایی که به صورت حرفهای تهیه میشوند، اصلا حاوی اطلاعات مستقیم در مورد محصول یا خدمات نیستند، این آگهیها نمیخواهند که با عدد و ارقام یا دلیل و برهان، برتری خود را به شما ثابت کنند و شما را وارد یک تصمیمگیری اگاهانه کنند، بلکه قصد دارند یک حس دلپذیر و یک رابطه طولانیمدت بین شما و یک برند ایجاد کنند
تحقیقات ویژه نورومارکتینیگ، مطلب جالب دیگری را هم کشف کرده است: اگر محصولی واقعا بابا طبع شما باشد، دیدن تصاویری از آن، میتواند مراکز پاداش قشر مغز را تحریک کند، همان مراکزی که با غذا ، «صکس» یا داروهای اعتیادآور تحریک میشوند
@newmanagement
پژوهشگران در پی آن هستند که میل و ترجیح درونی مخفی را پیدا کنند. به همین خاطر است که چندی است، کار و کسب شرکتهایی که خدمات نورومارکتینگ ارائه میدهند، حسابی سکه شده است، شرکتهایی مثل نورفوکوس. نوروفوکوس و شرکتهای نظیر آن، میخواهند که پاسخ حسی را اندازه بگیرند. ما در دنیایی زندگی میکنیم که رقابت شدید بین برندهای مختلف، باعث کم شدن فاصله کیفی محصولاتشان شده است، در چنین دنیایی تکیه کردن بر پاسخ حسی مصرفکنندگان اهمیت بیشتری مییابد
️ دور زدن ممنوع (قسمت اول)
@newmanagement
یکی از بیماریهای شایع در سازمانهای ایرانی دور زدن مدیر است که به دلیل استقبال بسیاری از مدیران ارشد درسازمانها ریشه های عمیقی دارد.
هرچند این بیماری به مذاقق نامدیران بسیار خوش است اما باید بدانیم که اینکار آسیب های جدی به روابط سیستمی سازمان وارد آورده و نه تنها منفعتی ندارد بلکه تاثیر منفی بر بهره وری وخروجی سازمان به صورت پنهان خواهد داشت.
عموما این کار با اهداف مختلفی نظیر تضعیف موقعیت مدیر و سرپرست ،خودشیرینی و جلب توجه مدیران بالادستی و یا گاهی به دلایل خیرخواهانه از سوی پرسنل اتفاق می افتد.
و تنها دلیل شیوع این بیماری در سازمان خود مدیران ارشد هستند که با رفتارهای نادرست و گاهی به حساب جمع آوری اطلاعات از کف کارگاه، به این بیماری دامن زده و آنرا گسترش می دهند.
برخی مدیران به دلیل عدم توانمندی در پیاده سازی یک سیستم کنترلی معقول و کارآمد، دست به چنین اقداماتی می زنند.
هنگامی که یک مدیر ارشد با اینچنین موقعیتی برخورد میکند باید رفتار صحیح و حساب شده ای را درپیش بگیرد. از آنجایی که برخی از این موارد به دلایل خیرخواهانه رخ می دهد سرکوب و برخورد نامناسب نیز این احساسات را خدشه دار می نماید، لذا باید این رفتارها به طریقی به سمتی هدایت شود که علاوه بر سرکوب نشدن این احساسات مثبت، باعث تضعیف موقعیت مدیر و سرپرست نیز نشود و به افرادی هم که با اهداف منفی این اقدام را انجام میدهند پیام عدم تکرار را منتقل نماید.
وقتی از این موضوع استقبال میکنید در واقع نقش مدیر و سرپرست پایین دستی خود را نادیده گرفته اید و ناخودآگاه به پرسنل القا میکنید که ایشان نقشی نداشته و شما نیز میتوانید او را نادیده بگیرید. شاید در اثر این رفتار، پرسنل به طور مستقیم با مدیر و سرپرست برخوردهای جدی نداشته باشند اما با سهل انگاری در اجرای امور محوله و جدی نگرفتن دستورات مدیر و سرپرست خود، به سادگی او را نادیده می گیرند و به طور قطع در اینجا سازمان ضرر واقعی را می بیند.
نمونه اثرات این رفتارها را بارها و بارها همه ما در سازمانهای خود شاهد بوده ایم به طور مثال هنگامی که مدیر ارشدی از نزدیک وارد امور میشود یا در قسمت های مختلف سازمان حضور فیزیکی می یابد به سادگی میتوان دید که پرسنل با جدیت، دقت و سرعت بیشتری امور را اجرا میکنند و نحوه پاسخگویی آنها به طرز چشمگیری تغییرمیکند. برخی از این مدیران ارشد نیز متاسفانه از اینگونه حرکات لذت برده و آنرا جذبه و توانمندی خود میدانند و خوشحال و سرمست به دفتر خود باز میگردند بدون اینکه نگاهی به خروجی آماری واحد خود داشته باشند. . .
چرا پرسنل همیشه اینطور کار نمیکنند؟
چرا باید حضور فیزیکی مدیر ارشد اینگونه اثری داشته باشد؟
وسوالات بسیار دیگر که اینجا مجال آنها نیست… اما باید دانست که یکی از دلایل مهم این تغییر رفتارها، ضعیف بودن موقعیت مدیر و سرپرست در اثر همین دور زدنهاست. البته باید تاکید کرد که این تغییر رفتارها منشاء های دیگری نظیر ضعیف بودن خود مدیر و سرپرست را نیز دارد که درجایی دیگر مفصل به آن خواهیم پرداخت.
https://telegram.me/newmanagement
@newmanagement
یکی از بیماریهای شایع در سازمانهای ایرانی دور زدن مدیر است که به دلیل استقبال بسیاری از مدیران ارشد درسازمانها ریشه های عمیقی دارد.
هرچند این بیماری به مذاقق نامدیران بسیار خوش است اما باید بدانیم که اینکار آسیب های جدی به روابط سیستمی سازمان وارد آورده و نه تنها منفعتی ندارد بلکه تاثیر منفی بر بهره وری وخروجی سازمان به صورت پنهان خواهد داشت.
عموما این کار با اهداف مختلفی نظیر تضعیف موقعیت مدیر و سرپرست ،خودشیرینی و جلب توجه مدیران بالادستی و یا گاهی به دلایل خیرخواهانه از سوی پرسنل اتفاق می افتد.
و تنها دلیل شیوع این بیماری در سازمان خود مدیران ارشد هستند که با رفتارهای نادرست و گاهی به حساب جمع آوری اطلاعات از کف کارگاه، به این بیماری دامن زده و آنرا گسترش می دهند.
برخی مدیران به دلیل عدم توانمندی در پیاده سازی یک سیستم کنترلی معقول و کارآمد، دست به چنین اقداماتی می زنند.
هنگامی که یک مدیر ارشد با اینچنین موقعیتی برخورد میکند باید رفتار صحیح و حساب شده ای را درپیش بگیرد. از آنجایی که برخی از این موارد به دلایل خیرخواهانه رخ می دهد سرکوب و برخورد نامناسب نیز این احساسات را خدشه دار می نماید، لذا باید این رفتارها به طریقی به سمتی هدایت شود که علاوه بر سرکوب نشدن این احساسات مثبت، باعث تضعیف موقعیت مدیر و سرپرست نیز نشود و به افرادی هم که با اهداف منفی این اقدام را انجام میدهند پیام عدم تکرار را منتقل نماید.
وقتی از این موضوع استقبال میکنید در واقع نقش مدیر و سرپرست پایین دستی خود را نادیده گرفته اید و ناخودآگاه به پرسنل القا میکنید که ایشان نقشی نداشته و شما نیز میتوانید او را نادیده بگیرید. شاید در اثر این رفتار، پرسنل به طور مستقیم با مدیر و سرپرست برخوردهای جدی نداشته باشند اما با سهل انگاری در اجرای امور محوله و جدی نگرفتن دستورات مدیر و سرپرست خود، به سادگی او را نادیده می گیرند و به طور قطع در اینجا سازمان ضرر واقعی را می بیند.
نمونه اثرات این رفتارها را بارها و بارها همه ما در سازمانهای خود شاهد بوده ایم به طور مثال هنگامی که مدیر ارشدی از نزدیک وارد امور میشود یا در قسمت های مختلف سازمان حضور فیزیکی می یابد به سادگی میتوان دید که پرسنل با جدیت، دقت و سرعت بیشتری امور را اجرا میکنند و نحوه پاسخگویی آنها به طرز چشمگیری تغییرمیکند. برخی از این مدیران ارشد نیز متاسفانه از اینگونه حرکات لذت برده و آنرا جذبه و توانمندی خود میدانند و خوشحال و سرمست به دفتر خود باز میگردند بدون اینکه نگاهی به خروجی آماری واحد خود داشته باشند. . .
چرا پرسنل همیشه اینطور کار نمیکنند؟
چرا باید حضور فیزیکی مدیر ارشد اینگونه اثری داشته باشد؟
وسوالات بسیار دیگر که اینجا مجال آنها نیست… اما باید دانست که یکی از دلایل مهم این تغییر رفتارها، ضعیف بودن موقعیت مدیر و سرپرست در اثر همین دور زدنهاست. البته باید تاکید کرد که این تغییر رفتارها منشاء های دیگری نظیر ضعیف بودن خود مدیر و سرپرست را نیز دارد که درجایی دیگر مفصل به آن خواهیم پرداخت.
https://telegram.me/newmanagement
🚫 دور زدن ممنوع (قسمت دوم)
https://telegram.me/newmanagement
ممکن است گاهی گزارشات دریافتی ما از زیر مجموعه که توسط مدیران پایین دست ارائه میشود خلاف واقع باشد و کسانی از سازمان قصد آگاه کردن ما را داشته باشند(همان نیت خیر خواهانه) این موارد را چطور تشخیص دهیم؟
آیا پرداختن و استقبال از آنها جایز است؟
در پاسخ باید گفت متاسفانه تشخیص این موارد بسیار سخت بوده و استقبال از آن نیز مخرب است، اما در هر صورت باید با رفتار صحیح این موارد را نیز مدیریت نماییم. در زیر یک نمونه رفتار غلط آورده شده و به دنبال آن رفتار صحیح نیز بیان شده است. شاید دادن یک فرمول، برای رفتار صحیح در برخورد با این پدیده، برای تمامی موارد امکان پذیر نباشد اما میتوان با تغییر و اصلاحاتی با توجه به خلاقیت خود آنرا در اکثر موارد بکار برد.
🔎 مثال:
من مدیر واحد مستقلی بودم که گروه های مختلفی زیر مجموعه من بودند روزی که از مرخصی چند روزه برگشتم مدیر ارشدم به من گفت:
” چند روز پیش فلان واحد به من مراجعه و گفته اند که برخی قطعات سفارش داده شده ما هنوز خریداری نشده اند و من گفته ام که مدیر شما باید از کجا اهمیت کار شما را بداند شما باید پیگیری بیشتری میکردید و اهمیت آنرا یادآور ميشديد و یا به من مراجعه میکردید تا بودجه در اختیارتان قرار دهم.”
همانطور که مشخص است در این گفتگو ، مدیر من سعی بر تبرئه من داشته اند… ولی آیا واقعا من باید خبر از اهمیت این موضوع نداشته باشم؟ آیا بی خبری من قابل قبول است؟ … به طور حتم نه، بی اطلاعی من قابل قبول نیست. در اینجا نقش من کاملا نادیده گرفته شده است و در گفتگوی فوق علیرغم اینکه سعی بر تبرئه من بوده ولی کاملا مخرب است و اثرات منفی بر جای خواهد گذاشت.
✅ رفتار مناسب:
رفتار صحیح در این مورد توسط مدیر ارشد من این جملات بود:
“مدیر شما حتماً دلایلی برای این تعویق دارد بگذارید ایشان کار خودشان را انجام دهند برای پیگیری به ایشان مراجعه کنید“
ممکن است موضوع برای مدیر ارشد بسیار پر اهمیت بوده و واقعاٌ قصد دخالت داشته باشد، از طرفی نیزممکن است من واقعاً کارم را اشتباه انجام داده باشم و فرد به قصد خیرخواهانه این موضوع را به مدیریت ارشد گزارش داده است… اشکال ندارد، کار مدیر ارشد اینجا تمام نشده است بعد از برخورد با موضوع فوق خودش باید سراغ من بیاید و دلایل تاخیر را جویا شود. اینطور علاوه بر اینکه موقعیت مدیر خود را تضعیف نکرده مشکل را نیز به حال خود رها نکرده است. بهترین برخوردها با این موضوع، در بیشتر موارد در محدوده همین چند جمله خلاصه میشود یعنی شما ابتدا با برخوردی مناسب از تکرار عمل دور زدن مدیر جلوگیری کرده اید، از طرفی هم در جلسات خصوصی مسائل را از مدیریت پیگیری و خواهان پاسخ میشوید.
فراموش نکنیم تضعیف مدیران و سرپرستان زیر مجموعه حاصلی جز بی نظمی، از هم پاشیدن سیستم کاری، کاهش سرعت فرآیندهای کاری، بهره وری پایین ،افزایش حجم کارهای شما به طوری که باید ریزترین مسائل نیز با نظر شما اجرا شود و … را به دنبال نخواهد داشت.
بکوشید سیستم کاری شما تقویت شود تا بهره وری سیستم بهبود یابد.
https://telegram.me/newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
ممکن است گاهی گزارشات دریافتی ما از زیر مجموعه که توسط مدیران پایین دست ارائه میشود خلاف واقع باشد و کسانی از سازمان قصد آگاه کردن ما را داشته باشند(همان نیت خیر خواهانه) این موارد را چطور تشخیص دهیم؟
آیا پرداختن و استقبال از آنها جایز است؟
در پاسخ باید گفت متاسفانه تشخیص این موارد بسیار سخت بوده و استقبال از آن نیز مخرب است، اما در هر صورت باید با رفتار صحیح این موارد را نیز مدیریت نماییم. در زیر یک نمونه رفتار غلط آورده شده و به دنبال آن رفتار صحیح نیز بیان شده است. شاید دادن یک فرمول، برای رفتار صحیح در برخورد با این پدیده، برای تمامی موارد امکان پذیر نباشد اما میتوان با تغییر و اصلاحاتی با توجه به خلاقیت خود آنرا در اکثر موارد بکار برد.
🔎 مثال:
من مدیر واحد مستقلی بودم که گروه های مختلفی زیر مجموعه من بودند روزی که از مرخصی چند روزه برگشتم مدیر ارشدم به من گفت:
” چند روز پیش فلان واحد به من مراجعه و گفته اند که برخی قطعات سفارش داده شده ما هنوز خریداری نشده اند و من گفته ام که مدیر شما باید از کجا اهمیت کار شما را بداند شما باید پیگیری بیشتری میکردید و اهمیت آنرا یادآور ميشديد و یا به من مراجعه میکردید تا بودجه در اختیارتان قرار دهم.”
همانطور که مشخص است در این گفتگو ، مدیر من سعی بر تبرئه من داشته اند… ولی آیا واقعا من باید خبر از اهمیت این موضوع نداشته باشم؟ آیا بی خبری من قابل قبول است؟ … به طور حتم نه، بی اطلاعی من قابل قبول نیست. در اینجا نقش من کاملا نادیده گرفته شده است و در گفتگوی فوق علیرغم اینکه سعی بر تبرئه من بوده ولی کاملا مخرب است و اثرات منفی بر جای خواهد گذاشت.
✅ رفتار مناسب:
رفتار صحیح در این مورد توسط مدیر ارشد من این جملات بود:
“مدیر شما حتماً دلایلی برای این تعویق دارد بگذارید ایشان کار خودشان را انجام دهند برای پیگیری به ایشان مراجعه کنید“
ممکن است موضوع برای مدیر ارشد بسیار پر اهمیت بوده و واقعاٌ قصد دخالت داشته باشد، از طرفی نیزممکن است من واقعاً کارم را اشتباه انجام داده باشم و فرد به قصد خیرخواهانه این موضوع را به مدیریت ارشد گزارش داده است… اشکال ندارد، کار مدیر ارشد اینجا تمام نشده است بعد از برخورد با موضوع فوق خودش باید سراغ من بیاید و دلایل تاخیر را جویا شود. اینطور علاوه بر اینکه موقعیت مدیر خود را تضعیف نکرده مشکل را نیز به حال خود رها نکرده است. بهترین برخوردها با این موضوع، در بیشتر موارد در محدوده همین چند جمله خلاصه میشود یعنی شما ابتدا با برخوردی مناسب از تکرار عمل دور زدن مدیر جلوگیری کرده اید، از طرفی هم در جلسات خصوصی مسائل را از مدیریت پیگیری و خواهان پاسخ میشوید.
فراموش نکنیم تضعیف مدیران و سرپرستان زیر مجموعه حاصلی جز بی نظمی، از هم پاشیدن سیستم کاری، کاهش سرعت فرآیندهای کاری، بهره وری پایین ،افزایش حجم کارهای شما به طوری که باید ریزترین مسائل نیز با نظر شما اجرا شود و … را به دنبال نخواهد داشت.
بکوشید سیستم کاری شما تقویت شود تا بهره وری سیستم بهبود یابد.
https://telegram.me/newmanagement
5 توصیه ی تضمین شده ی بیل گیتس برای موفقیت
1- بلد باشید چطور نه بگویید
2- به استقبال انتقادات بروید
3- خوش بین باشید
4- از شکست نهراسید
5- روی یک هدف متمرکز شوید و از حرکت به سمت آن باز نایستید...
@newmanagement
1- بلد باشید چطور نه بگویید
2- به استقبال انتقادات بروید
3- خوش بین باشید
4- از شکست نهراسید
5- روی یک هدف متمرکز شوید و از حرکت به سمت آن باز نایستید...
@newmanagement
تصویب قطعنامه مقابله با پدیده گرد و غبار درسازمان ملل با پیشنهاد و پیگیری ایران
https://telegram.me/newmanagement
پیش نویس قطعنامه پیشنهادی ایران با محوریت موضوع مقابله با گرد و غبار در کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید (
https://telegram.me/newmanagement
دیدارها و مکاتبات متعدد با آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل از جمله در مجمع محیط زیست سازمان ملل در خرداد ماه 1393 و آقای آخیم اشتاینر مدیر اجرایی برنامه محیط زیست ملل متحد از جمله در اجلاس وزیران آسیا و اقیانوسیه در بانکوک خرداد ماه 1394 مبنی بر مطالبه ایجاد ساز و کار منطقه ای و بین المللی در موضوع گرد و غبار منجر به جلب توجه جهانی و مصوبه کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل شد.
در این پیش نویس به قطعنامه های مصوب در سپتامبر سال 2015، تحت عنوان «دگرگونی دنیای ما و دستور کار سال2030 برای توسعه پایدار»، قطعنامه مصوب دسامبر 2014 در اجرای کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان زایی در کشورهایی که با تجربه جدی خشکسالی درگیرند و همچنین قطعنامه مصوب جولای 2012 در کنفرانس سازمان ملل متحد تحت عنوان «آینده ای که ما می خواهیم» اشاره شده است.
در سال های گذشته گرد و غبار، آسیب های اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی بر ساکنان مناطق خشک، مرطوب و نیمه خشک به خصوص در آفریقا و آسیا تحمیل کرده است و نقش مهم سازمان ملل در هماهنگی و دعوت از نهادهای مرتبط همچون صندوق و برنامه های توسعه سازمان ملل متحد، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سازمان جهانی هواشناسی، سازمان بهداشت جهانی، دبیرخانه کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان در کشورهایی که معضل جدی خشکسالی یا بیابان زایی دارند با کمک به افزایش ظرفیت سازی، اجرای پروژه های منطقه ای و زیرمنطقه ای، تبادل اطلاعات و افزایش همکاری های فنی در کشورهای آسیب دیده و کشورهای منشاء بسیار مهم است. به همین علت نقش سازمان ملل از جمله مفاد مهم مطروحه در این قطعنامه است. نظر به اهمیت موضوع این پیش نویس زودتر از موعد و در کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید.
https://telegram.me/newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
پیش نویس قطعنامه پیشنهادی ایران با محوریت موضوع مقابله با گرد و غبار در کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید (
https://telegram.me/newmanagement
دیدارها و مکاتبات متعدد با آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل از جمله در مجمع محیط زیست سازمان ملل در خرداد ماه 1393 و آقای آخیم اشتاینر مدیر اجرایی برنامه محیط زیست ملل متحد از جمله در اجلاس وزیران آسیا و اقیانوسیه در بانکوک خرداد ماه 1394 مبنی بر مطالبه ایجاد ساز و کار منطقه ای و بین المللی در موضوع گرد و غبار منجر به جلب توجه جهانی و مصوبه کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل شد.
در این پیش نویس به قطعنامه های مصوب در سپتامبر سال 2015، تحت عنوان «دگرگونی دنیای ما و دستور کار سال2030 برای توسعه پایدار»، قطعنامه مصوب دسامبر 2014 در اجرای کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان زایی در کشورهایی که با تجربه جدی خشکسالی درگیرند و همچنین قطعنامه مصوب جولای 2012 در کنفرانس سازمان ملل متحد تحت عنوان «آینده ای که ما می خواهیم» اشاره شده است.
در سال های گذشته گرد و غبار، آسیب های اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی بر ساکنان مناطق خشک، مرطوب و نیمه خشک به خصوص در آفریقا و آسیا تحمیل کرده است و نقش مهم سازمان ملل در هماهنگی و دعوت از نهادهای مرتبط همچون صندوق و برنامه های توسعه سازمان ملل متحد، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سازمان جهانی هواشناسی، سازمان بهداشت جهانی، دبیرخانه کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان در کشورهایی که معضل جدی خشکسالی یا بیابان زایی دارند با کمک به افزایش ظرفیت سازی، اجرای پروژه های منطقه ای و زیرمنطقه ای، تبادل اطلاعات و افزایش همکاری های فنی در کشورهای آسیب دیده و کشورهای منشاء بسیار مهم است. به همین علت نقش سازمان ملل از جمله مفاد مهم مطروحه در این قطعنامه است. نظر به اهمیت موضوع این پیش نویس زودتر از موعد و در کمیته دوم هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید.
https://telegram.me/newmanagement
شکلگیری «اینترنت اشیاء» (IoT) از طریق متصل شدن اشیاء روزمره مانند ماشینآلات کارخانهها، خودروها و ساختمانها به وب میتواند تا سال 2025 بین 3.9 تا 11.1 تریلیون دلار ارزش داشته باشد، موسسهی جهانی مککینزی در گزارش اخیر خود این چنین میگوید. همه به خصوص افرادی که در حوزهی فناوری اطلاعات فعالیت میکنند شاید سر و صدای زیادی دربارهی اینترنت اشیاء شنیده باشند و واقعاً هم این روند پیش رو در آینده درخور چنین هیاهویی و شاید حتی بیشتر از آن است. تمام شواهد که اینگونه میگویند و مطمئناً همانطور که اینترنت کنونی دنیای ما را به این شکل دگرگون کرد و ارتباطات جدیدی را بین انسانها فراهم کرد، اینترت اشیاء هم تحول عظیمی در همهی حوزههای زندگی انسان در دهههای آینده ایجاد خواهد کرد.
https://telegram.me/newmanagement
ایدهی اینترنت اشیاء حول رشد روزافزون ارتباطات ماشین با ماشین شکل میگیرد؛ پردازش ابری و شبکهای از حسگرهای جمعآوریکنندهی داده بستر آن را فراهم میکنند؛ و میگویند اینترنت اشیاء هر چیزی را که در زندگی ما وجود دارد از چراغهای خیابانها تا بندرگاهها را «هوشمند» خواهد کرد.
اما بااینحال اینترت اشیاء هنوز راه زیادی در پیش دارد تا پتانسیل آن واقعاً در عمل دیده شود. در حال حاضر اغلب دادههای مربوط به اینترنت اشیاء استفاده نمیشوند. برای مثال، تنها 1 درصد از دادههای یک دکل نفتی با 30 هزار حسگر مورد بررسی قرار میگیرد و این دادهها امروز اغلب صرفاً برای شناسایی اشکالات و نظارت استفاده میشنود و مقولههای بهینهسازی و پیشبینی چندان مدنظر قرار نمیگیرند. یکی از بزرگترین چالشها هم در این زمینه سازگارپذیری بین ماشینها و سیستمهای مختلف خواهد بود. در واقع طبق گزارش مککینزی برای جذب حدود 40 درصد از ارزش احتمالی برای اینترنت اشیاء لازم است در آینده سیستمهای مختلف در این ساختار با هم سازگاری داشته باشند و بتوانند با هم تعامل کنند.
در این حوزه هم همچون حوزههای دیگر هرچند که بیشتر هیاهوها مربوط به بازار B2C خواهد بود (عینکهای واقعیت افزوده، گجتهای پوشیدنی و ...) اما در بازار B2B ارزش بهمراتب بیشتری خلق خواهد شد و در حالیکه کاربردهای حوزه مصرفکننده مانند ابزارهای نظارت بر تناسب اندام و خودروهای خودران بیشترین توجه را به خود جلب میکنند و میتوانند ارزش چشمگیری خلق کنند، تخمین زده میشود استفادههای B2B بتوانند تقریباً 70 درصد ارزش احتمالی ممکن شده به وسیلهی IoT را ایجاد کنند.
IoT با متصل کردن روزافزون دستگاهها و سنسورهای بیشتری به اینترنت به حوزههای مختلف زندگی بشر وارد خواهد شد و پتانسیل عظیمی برای افزایش درآمد شرکتها، خلق کسبوکارهای جدید و بهبود تصمیمگیریهای بنگاهها فراهم خواهد کرد. گزارش مککینزی برای دستهبندی کاربردهای IoT نه چیدمان را تعریف میکند و سپس در هر چیدمان به طور جزئیتر به ارزشهای احتمالی ایجاد شده میپردازد. این دستهها یا چیدمانها عبارت هستند از:
ادارات (تامین امنیت و بهینهسازی مصرف انرژی)
خانهها (اتوماسیون امور روزمره و تامین امنیت)
خودروها (خودروهای خودران و تعمیر و نگهداری)
شهرها (سلامت و حمل و نقل عمومی)
خارج از شهرها (لجستیگ و مسیریابی)
بدن انسان و پوشیدنیها (سلامت و تناسب اندام)
محیطهای کار (بهینهسازی عملیات/ سلامت و ایمنی)
محیطهای خردهفروشی (صندوقهای خودکار)
کارخانهها (بهینهسازی عملیات و تجهیزات)
@newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
ایدهی اینترنت اشیاء حول رشد روزافزون ارتباطات ماشین با ماشین شکل میگیرد؛ پردازش ابری و شبکهای از حسگرهای جمعآوریکنندهی داده بستر آن را فراهم میکنند؛ و میگویند اینترنت اشیاء هر چیزی را که در زندگی ما وجود دارد از چراغهای خیابانها تا بندرگاهها را «هوشمند» خواهد کرد.
اما بااینحال اینترت اشیاء هنوز راه زیادی در پیش دارد تا پتانسیل آن واقعاً در عمل دیده شود. در حال حاضر اغلب دادههای مربوط به اینترنت اشیاء استفاده نمیشوند. برای مثال، تنها 1 درصد از دادههای یک دکل نفتی با 30 هزار حسگر مورد بررسی قرار میگیرد و این دادهها امروز اغلب صرفاً برای شناسایی اشکالات و نظارت استفاده میشنود و مقولههای بهینهسازی و پیشبینی چندان مدنظر قرار نمیگیرند. یکی از بزرگترین چالشها هم در این زمینه سازگارپذیری بین ماشینها و سیستمهای مختلف خواهد بود. در واقع طبق گزارش مککینزی برای جذب حدود 40 درصد از ارزش احتمالی برای اینترنت اشیاء لازم است در آینده سیستمهای مختلف در این ساختار با هم سازگاری داشته باشند و بتوانند با هم تعامل کنند.
در این حوزه هم همچون حوزههای دیگر هرچند که بیشتر هیاهوها مربوط به بازار B2C خواهد بود (عینکهای واقعیت افزوده، گجتهای پوشیدنی و ...) اما در بازار B2B ارزش بهمراتب بیشتری خلق خواهد شد و در حالیکه کاربردهای حوزه مصرفکننده مانند ابزارهای نظارت بر تناسب اندام و خودروهای خودران بیشترین توجه را به خود جلب میکنند و میتوانند ارزش چشمگیری خلق کنند، تخمین زده میشود استفادههای B2B بتوانند تقریباً 70 درصد ارزش احتمالی ممکن شده به وسیلهی IoT را ایجاد کنند.
IoT با متصل کردن روزافزون دستگاهها و سنسورهای بیشتری به اینترنت به حوزههای مختلف زندگی بشر وارد خواهد شد و پتانسیل عظیمی برای افزایش درآمد شرکتها، خلق کسبوکارهای جدید و بهبود تصمیمگیریهای بنگاهها فراهم خواهد کرد. گزارش مککینزی برای دستهبندی کاربردهای IoT نه چیدمان را تعریف میکند و سپس در هر چیدمان به طور جزئیتر به ارزشهای احتمالی ایجاد شده میپردازد. این دستهها یا چیدمانها عبارت هستند از:
ادارات (تامین امنیت و بهینهسازی مصرف انرژی)
خانهها (اتوماسیون امور روزمره و تامین امنیت)
خودروها (خودروهای خودران و تعمیر و نگهداری)
شهرها (سلامت و حمل و نقل عمومی)
خارج از شهرها (لجستیگ و مسیریابی)
بدن انسان و پوشیدنیها (سلامت و تناسب اندام)
محیطهای کار (بهینهسازی عملیات/ سلامت و ایمنی)
محیطهای خردهفروشی (صندوقهای خودکار)
کارخانهها (بهینهسازی عملیات و تجهیزات)
@newmanagement