«میدانید، من رؤیابافم. از زندگی واقعی به قدری بیگانهام که مجبورم اینجور لحظههای بینظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون اینجور لحظهها چیزی است که در زندگیام خیلی کم پیش آمده.»
- شبهای روشن، فیودور داستایوفسکی
- شبهای روشن، فیودور داستایوفسکی
Forwarded from سکوت سبز؛
حاضرم فقط برای دیدن کتابفروشیهای شهرهای مختلف سفر کنم.
Book and Human
نام تمام مردگان یحیاست
تا به حال کتابی رو نخوندم که با خوندن چندین صفحهٔ اول گریه کنم و همزمان دلم نخواد که تموم بشه. احساس میکنم تک تک کلمات آقای معروفی عزیز در رگهایم جاری میشه و حقیقت غم رو به سمت قلبم میبره.
مسیرهای تابستانه من:
خونه به ساختمان به شرکت به خونه
خونه به شرکت به ساختمان به خونه
خونه به ساختمان به شرکت به خونه
خونه به شرکت به ساختمان به خونه
من خیلی آدم «فلان خوراکی رو خریدم، بیا با هم امتحان کنیم ببینیم چه مزهای میده»ای هستم.
“We don't read and write poetry because it's cute. We read and write poetry because we are members of the human race. And the human race is filled with passion. And medicine, law, business, engineering, these are noble pursuits and necessary to sustain life. But poetry, beauty, romance, love, these are what we stay alive for.”
_ Dead Poet Society
_ Dead Poet Society
گفت:«به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داری؟»
گفتم:«من به لبخند بعد از مرگ باور دارم.»
گفتم:«من به لبخند بعد از مرگ باور دارم.»