چند وقت پیش داشتم با شقایق حرف میزدم. بهش میگفتم که دیگه نمیتونم برای aesthetic و اینجور چیزها خرج کنم. میتونم ولی وقتی به یه دفتر ۸۰ برگ نگاه میکنم که قیمتش دو و سیصد هست سوالهای زیادی برام پیش میاد. مگه چه فرقی دارن؟ مگه کاراییشون فرق میکنه؟ شقایق حرف قشنگی بهم زد. بهش فکر میکنم و میبینم درست میگه. بهم گفت توی این مرحله از زندگیمون باید کاربردی بودن رو انتخاب کنیم. میخوام بجنگم با اون حس و چیزهای معمولی و کاربردی رو ستایش کنم.
💘11
قیمت کتابها ناراحتم میکنه. حالا که میبینم نسخهٔ دیجیتال چشه؟ 😔☝🏻
💘2
صبحتون بخیر. امروز لته درست کردم و بوستانم روی میزه. میخوام بوستان بخونم. هزاران درود به سعدیِ جان!
💘9
When the weather is fine.
Photo
این هفته سریال Sterling Point رو دیدم و خیلی دوستش داشتم. احتمالا به خاطر اینکه اتفاقاتش توی یه جزیره رخ میداد و پر از درخت بود یا شاید هم به خاطر اینکه توی جزیره آنتن نبود و کرکترها مدام کتاب میخوندن. شاید هم چون همهچیز یه جور حس دورافتادگی و جدا بودن از دنیا داشت؛ انگار آدمهای شهر برای یه مدت از زندگی معمولشون بیرون افتاده بودن و حالا با سکوت و آرامش جزیره مواجه شده بودن. کلا از اون فضاهایی بود که دلم میخواست چند روزی توش زندگی کنم، بدون اینکه کسی بهم دسترسی داشته باشه. من و آدمهای جدید که تبدیل میشن به بهترین دوستام. فکر کنم بیشتر از خود داستان، عاشق این حسش شدم. یه جور زندگی آروم، سبز و کمی غمگین که آدمها توش کتاب میخونن، توی جنگل راه میرن، سوار قایق میشن و احتمالا خیلی بیشتر از دنیای واقعی به هم فکر میکنن.
💘5
حالا شاید مثل من بگید خب چی میخوندن؟
توی این پست کتابها معرفی شده. 💘
توی این پست کتابها معرفی شده. 💘
💘3