Forwarded from 𝘈𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘌𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥.
«اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جدائیه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست ... رنگ روح زندگی سبزه.»
Forwarded from نباید میماندیم - معین دهاز
خیلی کم میبینم که کسی در باب این قطعیِ بیمعنی اینترنت و در نوع خودش بیسابقه در جهان، حرفی بزنه. شاید چون همه پذیرفتن (چرا پذیرفتن؟) که در "شرایط موجود" معلومه که فعلا وصلش نمیکنند. اما از طرفی طبقه رانتی، به شکلی وسیعتر از سابق به اینترنت سفید (چه عنوان نامناسبی) دسترسی خاص داره. به رنج، بیچارگی و فلاکتِ مردم اهمیت نمیده. طبق عادتش. هیچوقت هم براش مهم نبود. چرا مهم باشه؟
Forwarded from •The Tooth Fairy Chronicles•
زنده باد باختن، شکست خوردن
زنده باد رفتن و نرسیدن، نترسیدن
زنده باد افتادن، زخم برداشتن، تَرَک خوردن
زنده باد خستگی و از نفس افتادن
زنده باد رقصیدن با دستها و پاهای شکسته
زنده باد بریدگی های تن
زنده باد آوازهای بلند نامفهوم، دردهای بیانتها
زنده باد تلاش های بیسرانجام
زنده باد گریستن، گریه شدن
زنده باد بازی کردن و بازنده شدن
زنده باد با سرعت در جادههای خاکی راندن، تا مرز خفگی در آب رفتن، خیس شدن، پریدن
زنده باد زندگی و همه چیز را قمار کردن
زنده باد رفتن و نرسیدن، نترسیدن
زنده باد افتادن، زخم برداشتن، تَرَک خوردن
زنده باد خستگی و از نفس افتادن
زنده باد رقصیدن با دستها و پاهای شکسته
زنده باد بریدگی های تن
زنده باد آوازهای بلند نامفهوم، دردهای بیانتها
زنده باد تلاش های بیسرانجام
زنده باد گریستن، گریه شدن
زنده باد بازی کردن و بازنده شدن
زنده باد با سرعت در جادههای خاکی راندن، تا مرز خفگی در آب رفتن، خیس شدن، پریدن
زنده باد زندگی و همه چیز را قمار کردن
🎄2
Forwarded from The bright half of life🌞 (Huchehr)
ورزش کنید، برید توی طبیعت، کتاب بخونید، فیلم ببینید، برای خودتون گل بخرید، از آسمون لذت ببرید و امید داشته باشید.همهی اینا نیاز به حوصله داره و فکر میکنید حوصله ندارید اما وقتی استارتشو بزنید میفهمید بیشتر نیاز به اراده داشتید تا حوصله و حالتونم بهتر میشه.امیدم از همش مهمتره؛ تلاش کنید که برای ایرانِ بهتر آدم بهتری باشید.
🎄1
Forwarded from MovieTwitte | مووی توییت (Mohammad NzR)
خیلی حس جهان اولی بهم دست میده وقتی یه سریالو پیگیری کردم بعد سالای بعدش فصل جدیدش میاد من همزمان با پخشش میبینم. یه جوریه انگار مثل یه ادم امریکایی تنها دغدغهت شده قسمت چهار فصل سه از euphoria.
@MovieTwitte | کگارد
@MovieTwitte | کگارد
Forwarded from دو دیوار و چندین گنجشک
«از اوضاع و سیاست خواسته بودید. بیشوخی میگویم که هیچ اطلاعی ندارم. فقط شنیدم که کابینه تغییر کرده. کی آمد و کدام خر رفت هیچ نمیدانم و اصلا نمیخواهم بدانم. نهتنها خودم را تبعهٔ مملکت پرافتخارِ گل و بول نمیدانم، بلکه احساس یکجور محکومیت میکنم. محکومیت عجیب و بیمعنی و پوچ. فقط از خودم میپرسم "چهقدر بیشرم و مادرقحبه بودهام که در این دستگاه مادرقحبهها توانستهام تا حالا carcasse [لاشه] خودم را بکشم!"
قیآلود و کثیف و یک چیز قضا و قدری و شوم با خودش دارد. بهتری و بدتری و اصلاح و آینده و گذشته و همهٔ آنها هم در نظرم باز یک چیز احمقانه و پوچ شده. جایی که منجلاب گُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکهٔ آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئهشدنی نیست. باید همهاش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلأ پرت کرد. چیز اصلاحشدنی نمیبینم.»
— صادق هدایت
نامهٔ ۲۹، ۲۲ تیر ۱۳۲۶، صفحهٔ ۱۱۳ـ۱۱۲.
قیآلود و کثیف و یک چیز قضا و قدری و شوم با خودش دارد. بهتری و بدتری و اصلاح و آینده و گذشته و همهٔ آنها هم در نظرم باز یک چیز احمقانه و پوچ شده. جایی که منجلاب گُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکهٔ آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئهشدنی نیست. باید همهاش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلأ پرت کرد. چیز اصلاحشدنی نمیبینم.»
— صادق هدایت
نامهٔ ۲۹، ۲۲ تیر ۱۳۲۶، صفحهٔ ۱۱۳ـ۱۱۲.
Forwarded from le vent nous portera
«توی کیفت چی داری؟»
— کیف پول قرمز که درش پنجتا کارت، ۱۱۰ تومن پول نقد و سه قطعه عکسه.
— ضدآفتاب بیرنگ برایتمکس
— دستمال کاغذی
— یک بسته سیگار اسی نعنا که وینا بهم داد
— یک بسته سیگار کاوالو انبه
— فندکِ مونیکا ویتی
— شال برای ردشدن از گیت دانشکده
— شارژر
— کتاب فریدون سه پسر داشتِ عباس معروفی، زنده به گورِ صادق هدایت، رویای آدم مضحکِ فئودور داستایوفسکی و مصاحبههای فلینی که خودم چاپ کردم
— نایلون خالی
— پوست کیک
— سیب قرمز
— ادکلن سیلور سنت
— جامدادی خیلی پُر که درش قرص، چسب قطرهای، چسب نواری، قطرهی چشم، مدادرنگی، رژ لب، خط لب، خط چشم، ریمل، قیچی، بالم لب، تراش، پاککن، مدادرنگی، خودکار، فلش، ماژیک، نوک، غلطگیر و پیکسل پیدا میشه.
— کاورِ عکسهای چاپشده
— شونزدهتا خودکار نارنجی برای کارم
— یک بطری آب سبزرنگِ کافه جز از امشب
— یک بطری آب آبیرنگِ کافه جز از شبهای قبل
— دولایه دستمال کاغذی که درش فیلتر سیگار و تهموندهی سیب رو گذاشتم و یادم رفته بندازمش توی سطل آشغال
— جای عینک
— کیف پول قرمز که درش پنجتا کارت، ۱۱۰ تومن پول نقد و سه قطعه عکسه.
— ضدآفتاب بیرنگ برایتمکس
— دستمال کاغذی
— یک بسته سیگار اسی نعنا که وینا بهم داد
— یک بسته سیگار کاوالو انبه
— فندکِ مونیکا ویتی
— شال برای ردشدن از گیت دانشکده
— شارژر
— کتاب فریدون سه پسر داشتِ عباس معروفی، زنده به گورِ صادق هدایت، رویای آدم مضحکِ فئودور داستایوفسکی و مصاحبههای فلینی که خودم چاپ کردم
— نایلون خالی
— پوست کیک
— سیب قرمز
— ادکلن سیلور سنت
— جامدادی خیلی پُر که درش قرص، چسب قطرهای، چسب نواری، قطرهی چشم، مدادرنگی، رژ لب، خط لب، خط چشم، ریمل، قیچی، بالم لب، تراش، پاککن، مدادرنگی، خودکار، فلش، ماژیک، نوک، غلطگیر و پیکسل پیدا میشه.
— کاورِ عکسهای چاپشده
— شونزدهتا خودکار نارنجی برای کارم
— یک بطری آب سبزرنگِ کافه جز از امشب
— یک بطری آب آبیرنگِ کافه جز از شبهای قبل
— دولایه دستمال کاغذی که درش فیلتر سیگار و تهموندهی سیب رو گذاشتم و یادم رفته بندازمش توی سطل آشغال
— جای عینک
Forwarded from books i read
دوست داشتم همه چیز نرمال میبود و از سر علاقه دربارهی کتابایی که میخونیم حرف بزنیم نه فقط از سر فرار از واقعیت
تو را که درد نباشد، ز درد ما چه تفاوت؟
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
_سعدی
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
_سعدی