ممنونم که این رو گفتی! من هم همین احساس رو دارم و مدام تلاش میکنم از زندگی بگم.
رها رها رها! الههای که تو بودی. الههٔ زندگی! 💚💚💚
رها رها رها! الههای که تو بودی. الههٔ زندگی! 💚💚💚
🎄1
«امید» پرندهای است
که مأوا در روح دارد،
نغمهٔ بیکلام را میخواند
و هرگز باز نمیماند.
خوشترین نوایش درتندباد میآید
و باید سخت باشد توفانی
که برآشوبد این مرغک را
که گرمی دلها بوده است.
آوایش را در سردترین دیارها
و در غریبترین دریاها شنیدهام،
اما او هرگز در هیچ تنگنایی
از من خردهٔ نانی نخواسته است.
_امیلی دیکنسون
که مأوا در روح دارد،
نغمهٔ بیکلام را میخواند
و هرگز باز نمیماند.
خوشترین نوایش درتندباد میآید
و باید سخت باشد توفانی
که برآشوبد این مرغک را
که گرمی دلها بوده است.
آوایش را در سردترین دیارها
و در غریبترین دریاها شنیدهام،
اما او هرگز در هیچ تنگنایی
از من خردهٔ نانی نخواسته است.
_امیلی دیکنسون
«حالا آمدهام اینجا، آزاد هستم، همان آزادی که شما ترس داشتید به من بدهید و من پنهان از شما تلاش میکردم به دست بیاورم و به همین دلیل دچار اشتباه میشدم. در حالی که حق این بود که شما در به دست آوردن این آزادی از راه صحیح به من کمک میکردید...
بر عکس تصور شما، من زن خیابانگردی نیستم، بلکه خودم هستم. زنی که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند. چرا؟ چون حس میکنم مال خودم هستم. حس میکنم در خانه راحت هستم. دیگر چشمهای کسی با تنفر و تحقیر مرا نگاه نمیکند؛ دیگر کسی به من نمیگوید این کار را بکن، این کار را نکن. کسی مرا یک بچهٔ نفهم نمیداند و من برای خودم، برای حفظ وجودم و شخصیت خودم احساس مسئولیت میکنم.»
_فروغ فرخزاد
بر عکس تصور شما، من زن خیابانگردی نیستم، بلکه خودم هستم. زنی که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند. چرا؟ چون حس میکنم مال خودم هستم. حس میکنم در خانه راحت هستم. دیگر چشمهای کسی با تنفر و تحقیر مرا نگاه نمیکند؛ دیگر کسی به من نمیگوید این کار را بکن، این کار را نکن. کسی مرا یک بچهٔ نفهم نمیداند و من برای خودم، برای حفظ وجودم و شخصیت خودم احساس مسئولیت میکنم.»
_فروغ فرخزاد
Forwarded from سکوت سبز؛
«چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار تو رو بکشه.»
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
Forwarded from ادبیات، فلسفه و سینما
و حتی اگر هیچ چیز آنطور نشد که امیدش را در دل داشتیم، این موضوع هیچ تأثیری در امیدهای ما نخواهد داشت. امیدهامان پابرجا خواهد ماند. یوتوپیا ضروری خواهد ماند. و بعدها آتش امیدهای ما بارها و بارها باز شعله خواهد کشید و دشمن قدرقدرت آن آتش را بارها خفه خواهد کرد و امیدمان باز بیدار خواهد شد. و قلمرو امیدهای ما از قلمرو امیدهای عصر ما فراخ تر خواهد شد و تمامی قارهها را درخواهد نوردید. اراده ی اعتراض کردن، اراده ی نقض کردن وضع موجود جهان، هرگز پایان نخواهد گرفت. همان طور که تغییر دادن گذشته محال است، تغییر دادن امیدهای ما هم محال است و محال خواهد ماند.
و آنان که روزگاری، در دوران جوانی ما، چنین امیدهای شورانگیزی را زنده نگاه میداشتند بر تختِ شرَف مینشستند اگر ما ایشان را به زندگی باز میگرداندیم.
«زیباشناسی مقاومت»
-پتر وایس
و آنان که روزگاری، در دوران جوانی ما، چنین امیدهای شورانگیزی را زنده نگاه میداشتند بر تختِ شرَف مینشستند اگر ما ایشان را به زندگی باز میگرداندیم.
«زیباشناسی مقاومت»
-پتر وایس
Forwarded from le vent nous portera
ساعت ۱۰:۰۱ صبح ۴ دسامبر ۲۰۲۰ یادداشت کردم «ده دقیقه دیگه». و الان من هرچی به این سه کلمه فکر میکنم، متوجه نمیشم که ده دقیقهی دیگهی اون زمان چه اهمیتی داشته؛ چه اتفاقی قرار بوده بیفته که من یادداشتش کردم. و واقعا دارم درک میکنم که برای حس کردن زمان، نوشتن راه محکمیه.
Forwarded from 𝘈𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘌𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥.
«اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جدائیه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست ... رنگ روح زندگی سبزه.»
Forwarded from نباید میماندیم - معین دهاز
خیلی کم میبینم که کسی در باب این قطعیِ بیمعنی اینترنت و در نوع خودش بیسابقه در جهان، حرفی بزنه. شاید چون همه پذیرفتن (چرا پذیرفتن؟) که در "شرایط موجود" معلومه که فعلا وصلش نمیکنند. اما از طرفی طبقه رانتی، به شکلی وسیعتر از سابق به اینترنت سفید (چه عنوان نامناسبی) دسترسی خاص داره. به رنج، بیچارگی و فلاکتِ مردم اهمیت نمیده. طبق عادتش. هیچوقت هم براش مهم نبود. چرا مهم باشه؟
Forwarded from •The Tooth Fairy Chronicles•
زنده باد باختن، شکست خوردن
زنده باد رفتن و نرسیدن، نترسیدن
زنده باد افتادن، زخم برداشتن، تَرَک خوردن
زنده باد خستگی و از نفس افتادن
زنده باد رقصیدن با دستها و پاهای شکسته
زنده باد بریدگی های تن
زنده باد آوازهای بلند نامفهوم، دردهای بیانتها
زنده باد تلاش های بیسرانجام
زنده باد گریستن، گریه شدن
زنده باد بازی کردن و بازنده شدن
زنده باد با سرعت در جادههای خاکی راندن، تا مرز خفگی در آب رفتن، خیس شدن، پریدن
زنده باد زندگی و همه چیز را قمار کردن
زنده باد رفتن و نرسیدن، نترسیدن
زنده باد افتادن، زخم برداشتن، تَرَک خوردن
زنده باد خستگی و از نفس افتادن
زنده باد رقصیدن با دستها و پاهای شکسته
زنده باد بریدگی های تن
زنده باد آوازهای بلند نامفهوم، دردهای بیانتها
زنده باد تلاش های بیسرانجام
زنده باد گریستن، گریه شدن
زنده باد بازی کردن و بازنده شدن
زنده باد با سرعت در جادههای خاکی راندن، تا مرز خفگی در آب رفتن، خیس شدن، پریدن
زنده باد زندگی و همه چیز را قمار کردن
🎄2