#اتاق_نشیمن
#طرح_مواج یک اتاق نشیمن
#دهلی
این اتاق نشیمن سفارشی در یک خانه خصوصی واقع در دهلی، قرار دارد.
مالکین خانه تمایل داشتند؛ سالن خانوادگی قدیمیشان را به یک فضا پرتکاپو و جذاب تبدیل کنند.
طرح مواج اتاق مانند دو جزیره دیده میشود؛ جزیره اولی روی صندلیها و چیدمان اتاق تمرکز کرده و دیگری، نمایی زیبا روی دیوار خلق کرده است.
زبان طراحی اتاق و دیوارها منسجم است. طرح مواج روی دیوار مانند یک سیستم قفسهبندی شده دیده میشود که لامپهای LED استفاده شده در آنها، نوری ملایم را به ارمغان میآورند.
کاناپهها، میزها و طرح روی دیوار، همگی سفارشی ساخته شدهاند که نتیجه آن، یک طراحی جمعوجور است؛ طرحی کمحجم که هرگز با استفاده از وسایل پیشساخته حاصل نمیشد.
قالی پهنشده در اتاق نیز، سفارشی تهیه شده است.
پلان ماندگار خانه ناشی از کاربرد مواد کمحجم، سیستمهای انرژی کارا و مصالح تجدیدپذیر است. تمامی مصالح از منابع بومی تهیه شدند؛ به گونه ای که همه آنها از فواصل ۵ کیلومتری در دسترس بودند و این مزیت، عدم نیاز به سیستم حملونقل را به همراه داشت.
استفاده از منابع محلی، تکنیکهای خاص و هنرمندان بومی، صرفه اقتصادی را به همراه آورد. برای ساخت کاناپهها، ابتدا یک اسکلت چوبی تهیه کرده و درون آن را با فوم پر کردند و سپس آن را لبهدوزی کردند.
مشهودترین رنگها در اتاق، رنگهای سفید و طلایی هستند.
🆔 @netarch 🌿
👇👇👇
#طرح_مواج یک اتاق نشیمن
#دهلی
این اتاق نشیمن سفارشی در یک خانه خصوصی واقع در دهلی، قرار دارد.
مالکین خانه تمایل داشتند؛ سالن خانوادگی قدیمیشان را به یک فضا پرتکاپو و جذاب تبدیل کنند.
طرح مواج اتاق مانند دو جزیره دیده میشود؛ جزیره اولی روی صندلیها و چیدمان اتاق تمرکز کرده و دیگری، نمایی زیبا روی دیوار خلق کرده است.
زبان طراحی اتاق و دیوارها منسجم است. طرح مواج روی دیوار مانند یک سیستم قفسهبندی شده دیده میشود که لامپهای LED استفاده شده در آنها، نوری ملایم را به ارمغان میآورند.
کاناپهها، میزها و طرح روی دیوار، همگی سفارشی ساخته شدهاند که نتیجه آن، یک طراحی جمعوجور است؛ طرحی کمحجم که هرگز با استفاده از وسایل پیشساخته حاصل نمیشد.
قالی پهنشده در اتاق نیز، سفارشی تهیه شده است.
پلان ماندگار خانه ناشی از کاربرد مواد کمحجم، سیستمهای انرژی کارا و مصالح تجدیدپذیر است. تمامی مصالح از منابع بومی تهیه شدند؛ به گونه ای که همه آنها از فواصل ۵ کیلومتری در دسترس بودند و این مزیت، عدم نیاز به سیستم حملونقل را به همراه داشت.
استفاده از منابع محلی، تکنیکهای خاص و هنرمندان بومی، صرفه اقتصادی را به همراه آورد. برای ساخت کاناپهها، ابتدا یک اسکلت چوبی تهیه کرده و درون آن را با فوم پر کردند و سپس آن را لبهدوزی کردند.
مشهودترین رنگها در اتاق، رنگهای سفید و طلایی هستند.
🆔 @netarch 🌿
👇👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آستانهی سال نو و حول حالنای میلادی هستیم. مثل سالهای قبل هیچ اتفاق رو به بهبودی در جهان رخ نداده است. نیروهای شر کماکان در حال زندهماندن هستند و نیروهای خیر یکی پس از دیگری میمیرند و جای آنها با شمع و گل و فقدان پر میشود. من آدم بهتری نشدهام. آدم بدتری هم نشدهام. در آستانهی سال نو هم هیچ تصمیم بزرگی برای زندگیندارم. نه میخواهم دور دنیا را در هشتاد روز سفر کنم و نه میخواهم چربیشکمم را آب کنم. در حال حاضر بزرگترین تصمیمم این است که از حالا به بعد به جای چای کیسهای، چای دوغزال دم کنم. البته مبرهن است که به این تصمیم هم بیشتر از چند هفته وفادار نخواهم ماند.
در آستانهی سال نو، کماکان از فاشیسم متنفرم اما دامنهی مبارزاتم محدود میشود فحش آبدار دادن به فاشیستها. آنهم توی دلم، شبها و زیر پتو. از اوضاع جهان حالم به هم میخورد و از خودم به عنوان جزیی از این کل، حالم بیشتر به هم میخورد. آرزوی بزرگی در دلم ندارم اما آرزوهای کوچک زیادی مثل ستارههای ریز در شبِ تاریک در دلم سوسو میزنند. کماکان معتقدم که اتحاد را از نیروی شر باید یاد گرفت که از دوران قابیل که با بیل بر سر هابیل زد و حکمران جهان شد تا امروز، غالب بر خیر است.
در آستانهی سال نو، هنوز کالباس خیلی دوست دارم اما به خودم اجازه نمیدهم زیاد بخورم. چرا که نمیدانم با کجای گوشت کدام حیوان آن را درست میکنند. کلا از خوردن چیزهای ناشناخته هراس دارم. معدهام نمیفهمد که با ناشناختهها باید چه کار کند و مستاصل میشود. مغزم هم همین است و هنگام مواجهه با ناشناختهها هراسان میشود. همین است که از کالباس یا هر چیزی که مغزم آن را نفهمد، طرفداری نمیکنم. هر چند که بوی خوش آن مثل کالباس، دلفریب باشد.
در آستانهی سال نو، کماکان از ناتوانیام در فهمیدن اوضاع جهان، مستاصلم. از اینکه هیچ شکری نمیتوانم برای بهبود اوضاع جهان بخورم، مستاصلترم. شبها زیر پتو بعد از فحش دادن به فاشیسم جهانی، به خودم هم همان فحشها را میدهم که چرا توان این را ندارم تا لااقل برای خودم کاری کنم. چرا لااقل ستارهی سعادتمندی را روی سینهی خودم آویزان نمیتوانم بکنم؟ من که هنوز ستارههای زیادی را میبینم. گمان کنم مسافران کشتی طوفانزده از همهی آدمهای دیگر بیشتر در دلشان آرزو دارند. آرزوهای کوچکتر و به زندگی نزدیکتر. آرزوهای انسانیتر. گماننکنم هیچ دیوِ ساکنِ قصر طلا، آرزوی قدم زدن با پای برهنه روی شبدرها و زیر آسمان آبی را داشته باشد. هر چه به خیر نزدیکتر، آمال کوچکتر و دستنیافتنیتر. جمع اضداد است. کوچک و دستنیافتنی. اما جهان در دست شریرترین موجودات است که بزرگترین و در دسترسترین آرزوها را دارند. آرزوهایی که با فشردن ماشه، پشت سر هم محقق میشوند.
دو روز دیگر سال میلادی نو میشود. من بیشتر از هر چیزی در این روزها به «تِلِنگ» امید دارم. به در رفتن تلنگ. به اینکه یک روز در میان همهی این آشوبها، بالاخره تلنگ شر در برود و نیروی خیر و شر به موازنه برسد. نابودی شر، امید واهی است. من به موازنه امید
بستهام. به امید روزی که تلنگ در برود و بالاخره مثل شادی بعد از گلِ وقت اضافه، شیرجه بزنیم روی شبدرهای سبز.
#فهیم_عطار
🆔 @netarch 🌿
در آستانهی سال نو، کماکان از فاشیسم متنفرم اما دامنهی مبارزاتم محدود میشود فحش آبدار دادن به فاشیستها. آنهم توی دلم، شبها و زیر پتو. از اوضاع جهان حالم به هم میخورد و از خودم به عنوان جزیی از این کل، حالم بیشتر به هم میخورد. آرزوی بزرگی در دلم ندارم اما آرزوهای کوچک زیادی مثل ستارههای ریز در شبِ تاریک در دلم سوسو میزنند. کماکان معتقدم که اتحاد را از نیروی شر باید یاد گرفت که از دوران قابیل که با بیل بر سر هابیل زد و حکمران جهان شد تا امروز، غالب بر خیر است.
در آستانهی سال نو، هنوز کالباس خیلی دوست دارم اما به خودم اجازه نمیدهم زیاد بخورم. چرا که نمیدانم با کجای گوشت کدام حیوان آن را درست میکنند. کلا از خوردن چیزهای ناشناخته هراس دارم. معدهام نمیفهمد که با ناشناختهها باید چه کار کند و مستاصل میشود. مغزم هم همین است و هنگام مواجهه با ناشناختهها هراسان میشود. همین است که از کالباس یا هر چیزی که مغزم آن را نفهمد، طرفداری نمیکنم. هر چند که بوی خوش آن مثل کالباس، دلفریب باشد.
در آستانهی سال نو، کماکان از ناتوانیام در فهمیدن اوضاع جهان، مستاصلم. از اینکه هیچ شکری نمیتوانم برای بهبود اوضاع جهان بخورم، مستاصلترم. شبها زیر پتو بعد از فحش دادن به فاشیسم جهانی، به خودم هم همان فحشها را میدهم که چرا توان این را ندارم تا لااقل برای خودم کاری کنم. چرا لااقل ستارهی سعادتمندی را روی سینهی خودم آویزان نمیتوانم بکنم؟ من که هنوز ستارههای زیادی را میبینم. گمان کنم مسافران کشتی طوفانزده از همهی آدمهای دیگر بیشتر در دلشان آرزو دارند. آرزوهای کوچکتر و به زندگی نزدیکتر. آرزوهای انسانیتر. گماننکنم هیچ دیوِ ساکنِ قصر طلا، آرزوی قدم زدن با پای برهنه روی شبدرها و زیر آسمان آبی را داشته باشد. هر چه به خیر نزدیکتر، آمال کوچکتر و دستنیافتنیتر. جمع اضداد است. کوچک و دستنیافتنی. اما جهان در دست شریرترین موجودات است که بزرگترین و در دسترسترین آرزوها را دارند. آرزوهایی که با فشردن ماشه، پشت سر هم محقق میشوند.
دو روز دیگر سال میلادی نو میشود. من بیشتر از هر چیزی در این روزها به «تِلِنگ» امید دارم. به در رفتن تلنگ. به اینکه یک روز در میان همهی این آشوبها، بالاخره تلنگ شر در برود و نیروی خیر و شر به موازنه برسد. نابودی شر، امید واهی است. من به موازنه امید
بستهام. به امید روزی که تلنگ در برود و بالاخره مثل شادی بعد از گلِ وقت اضافه، شیرجه بزنیم روی شبدرهای سبز.
#فهیم_عطار
🆔 @netarch 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜ #معرفی معماران معاصر ایران و جهان
🔑🔑کلید واژه ها:
#موشه_سفدی
#هبیتات
#معمار
#معماری_معاصر
#معرفی_پروژه
#هبيتات_٦٧_موشه_سفدي
معمار کانادایی، موشه سَــفدی، در سال 1967، مجمتع مسکونی ای از نظر فرمی و حجمی تجربی و تقریبا غریبی را بر اساس ترکیبی غیرمترقبه از واحدهای مدولار بتنی، برای نمایشگاه جهانی مونترال، طراحی کرد و ساخت.
سـَــفدی در این مجموعه که هبیتات 67 نام گرفت، تلاش کرد، به تعریف جدیدی از زیستِ شهری، مجتمع های مسکونی ارزان قیمت و خلق کامیونتی یا باهمادی خودمختار و خودبنیاد، مشتمل بر واحدهای اموزشی و تجاری دست یابد. تمام واحدها بر اساس قطعات پیش ساخته ی مقوم در محل شکل گرفتند، هر کدام از ان ها، از بام باغی بهره می بردند که عملا سقف واحد پایین دستی شان بود.
سـَـفدی بریده از ره یافت هایِ حومه شهریِ توسعه ی بافت شهری، به دنبال خلق گونه ی نوینی از سکنای درون شهری بود که بتواند به تراکم بالای انسانی در مقیاسی محدود پاسخ دهد و در عین حال برای تمام ساکنین حوزه خصوصی ای فراهم اورد.
مجموعه برای 1000 واحد مسکونی پیش بینی شده بود تا حین برگزاری نمایشگاه میزبان بازدیدکنندگان مهم باشد، متاسفانه پروژه به 158 واحد تقلیل یافت و مدرسه و واحدهای تجاری ان نیز حذف شدند، فرایند ساخت در سال 1966 اغاز شد و خیلی زود 354 بلوک بتنی بر در مارک دورین کوئِی بر کناره ی رودخانه سنت لورنس همچون رشته کوهی بالا رفت، 15 گونه متفاوت مسکن برای خانوارهایی با بعدهای متفاوت و خلق کامیونتی های متنوع توسط سـَــفدی طراحی شد.
سفدی با این ایده که هزینه ساخت مجموعه را پایین بیاورد، نقشه ای برای تولید انبوه بلوک های بتنی در خود سایت تحریر کرد.
او نهایتا به الگوی پیش سازی رسید و در یک شبه جزیره نزدیک سایت کارخانه ای برای ساخت واحد های مسمونی طراحی کرد.
هر چهار قالب بزرگ یک واحد استاندارد ایجاد می کرد. یک مش فولادی تقویت شده به یکباره درون قالب ها فرو می رفت و بتن دورادور ان را فرامی گرفت، پس از انکه واحد بتنی تکمیل می شد، از قالب بیرون می امد و به خط تولید دیگری منتقل می شد که در ان کف پوش های چوبی به مجموعه اضافه می شدند و تاسیسات مکانیکی و الکتریکی نیز در مجموعه جانمایی می گردیدند.
پنجره ها و پوسته های عایق در گام بعد نسب می شدند و حمام پیش ساخته و اشپزخانه مدول شده مجموعه نیز در گام بعد در بنا جانمایی می شدند، نهایتا هر واحد با کرین به جای از پیش تعریف شده خود منتقل می گردید.
از منظر فرمی، مکعب در قامت حجم مبنای پروژه نماد مقوم بودن، حقیقت، کمال اخلاقی و اندیشه تمدنی ماست، کلیت مجموعه در قامت یک حجمِ پیکره وار عظیم الجثه، پیاده راه های هوایی را همچون تراس های شهری معلق به یک دیگر متصل می کند و نقشی از تبلور فضایی را رقم می زند، در عین حال تبلور فضای منفی و آسانسورهای بزرگ مقیاس رویه ی دیگری از تجربه انسانی را پیش روی مخاطب قرار می دهد تا مجموعه پلی باشد میان واقعیت و خیال.
متاسفانه هبیتات 67 برخلاف پیش بینی سفدی به هیچ وجه از نظر هزینه یهینه نبود، هزینه ساخت مجموعه به رقمی حدود 22195920 دلار بالغ شد، یعنی برای هر واحد تقریبا 140000 دلار، جدا از این مجموعه عملا جذب شهر نگردید، چرا که فاصله اش از مرکز مونترال زیاد بود، اما نهایتا پروژه هنوز یکی از نمونه های موفق پیش سازی در مقیاس کلان است و الگوی ساخت و ساز صنعتی و کارخانه ای سفدی همچنان یکی از بهترین و شاخص ترین نمونه ها برای تمامی ان هایی است که تلاش دارند در مقیاس وسیع دست به ایده ال سازی بزنند.
🆔 @netarch
👇👇👇
🔑🔑کلید واژه ها:
#موشه_سفدی
#هبیتات
#معمار
#معماری_معاصر
#معرفی_پروژه
#هبيتات_٦٧_موشه_سفدي
معمار کانادایی، موشه سَــفدی، در سال 1967، مجمتع مسکونی ای از نظر فرمی و حجمی تجربی و تقریبا غریبی را بر اساس ترکیبی غیرمترقبه از واحدهای مدولار بتنی، برای نمایشگاه جهانی مونترال، طراحی کرد و ساخت.
سـَــفدی در این مجموعه که هبیتات 67 نام گرفت، تلاش کرد، به تعریف جدیدی از زیستِ شهری، مجتمع های مسکونی ارزان قیمت و خلق کامیونتی یا باهمادی خودمختار و خودبنیاد، مشتمل بر واحدهای اموزشی و تجاری دست یابد. تمام واحدها بر اساس قطعات پیش ساخته ی مقوم در محل شکل گرفتند، هر کدام از ان ها، از بام باغی بهره می بردند که عملا سقف واحد پایین دستی شان بود.
سـَـفدی بریده از ره یافت هایِ حومه شهریِ توسعه ی بافت شهری، به دنبال خلق گونه ی نوینی از سکنای درون شهری بود که بتواند به تراکم بالای انسانی در مقیاسی محدود پاسخ دهد و در عین حال برای تمام ساکنین حوزه خصوصی ای فراهم اورد.
مجموعه برای 1000 واحد مسکونی پیش بینی شده بود تا حین برگزاری نمایشگاه میزبان بازدیدکنندگان مهم باشد، متاسفانه پروژه به 158 واحد تقلیل یافت و مدرسه و واحدهای تجاری ان نیز حذف شدند، فرایند ساخت در سال 1966 اغاز شد و خیلی زود 354 بلوک بتنی بر در مارک دورین کوئِی بر کناره ی رودخانه سنت لورنس همچون رشته کوهی بالا رفت، 15 گونه متفاوت مسکن برای خانوارهایی با بعدهای متفاوت و خلق کامیونتی های متنوع توسط سـَــفدی طراحی شد.
سفدی با این ایده که هزینه ساخت مجموعه را پایین بیاورد، نقشه ای برای تولید انبوه بلوک های بتنی در خود سایت تحریر کرد.
او نهایتا به الگوی پیش سازی رسید و در یک شبه جزیره نزدیک سایت کارخانه ای برای ساخت واحد های مسمونی طراحی کرد.
هر چهار قالب بزرگ یک واحد استاندارد ایجاد می کرد. یک مش فولادی تقویت شده به یکباره درون قالب ها فرو می رفت و بتن دورادور ان را فرامی گرفت، پس از انکه واحد بتنی تکمیل می شد، از قالب بیرون می امد و به خط تولید دیگری منتقل می شد که در ان کف پوش های چوبی به مجموعه اضافه می شدند و تاسیسات مکانیکی و الکتریکی نیز در مجموعه جانمایی می گردیدند.
پنجره ها و پوسته های عایق در گام بعد نسب می شدند و حمام پیش ساخته و اشپزخانه مدول شده مجموعه نیز در گام بعد در بنا جانمایی می شدند، نهایتا هر واحد با کرین به جای از پیش تعریف شده خود منتقل می گردید.
از منظر فرمی، مکعب در قامت حجم مبنای پروژه نماد مقوم بودن، حقیقت، کمال اخلاقی و اندیشه تمدنی ماست، کلیت مجموعه در قامت یک حجمِ پیکره وار عظیم الجثه، پیاده راه های هوایی را همچون تراس های شهری معلق به یک دیگر متصل می کند و نقشی از تبلور فضایی را رقم می زند، در عین حال تبلور فضای منفی و آسانسورهای بزرگ مقیاس رویه ی دیگری از تجربه انسانی را پیش روی مخاطب قرار می دهد تا مجموعه پلی باشد میان واقعیت و خیال.
متاسفانه هبیتات 67 برخلاف پیش بینی سفدی به هیچ وجه از نظر هزینه یهینه نبود، هزینه ساخت مجموعه به رقمی حدود 22195920 دلار بالغ شد، یعنی برای هر واحد تقریبا 140000 دلار، جدا از این مجموعه عملا جذب شهر نگردید، چرا که فاصله اش از مرکز مونترال زیاد بود، اما نهایتا پروژه هنوز یکی از نمونه های موفق پیش سازی در مقیاس کلان است و الگوی ساخت و ساز صنعتی و کارخانه ای سفدی همچنان یکی از بهترین و شاخص ترین نمونه ها برای تمامی ان هایی است که تلاش دارند در مقیاس وسیع دست به ایده ال سازی بزنند.
🆔 @netarch
👇👇👇
✅✅ #موضوعات #اسکیس
کنکور سراسری #کارشناسی_ارشد معماری
سالهای 1383 لغایت 1394
• موضوع اسکیس سال 1383:
طراحی چای بازار در شمال کشور
• موضوع اسکیس سال 1384:
طراحی عمارت سرچشمه
• موضوع اسکیس سال 1385:
طراحی مدرسه در حاشیه خلیج فارس
• موضوع اسکیس سال 1386:
طراحی خانه عکس
• موضوع اسکیس سال 1387:
تالار تختی
• موضوع اسکیس سال 1388:
طراحی ایستگاه پاسارگاد
• موضوع اسکیس سال 1389:
محفل شعر و موسیقی در کنار مقبره شاعر
• موضوع اسکیس سال 1390:
طراحی سرای محله در شهر
• موضوع اسکیس سال 1391:
عمارت نظر به خلیج فارس
• موضوع اسکیس سال1392:
طراحی گنبد نمای حرم حضرت معصومه
• موضوع اسکیس سال 1393:
نگارخانه نور
• موضوع اسکیس سال1394:
ایستگاه آتشنشانی
🆔 @netarch 🌿
کنکور سراسری #کارشناسی_ارشد معماری
سالهای 1383 لغایت 1394
• موضوع اسکیس سال 1383:
طراحی چای بازار در شمال کشور
• موضوع اسکیس سال 1384:
طراحی عمارت سرچشمه
• موضوع اسکیس سال 1385:
طراحی مدرسه در حاشیه خلیج فارس
• موضوع اسکیس سال 1386:
طراحی خانه عکس
• موضوع اسکیس سال 1387:
تالار تختی
• موضوع اسکیس سال 1388:
طراحی ایستگاه پاسارگاد
• موضوع اسکیس سال 1389:
محفل شعر و موسیقی در کنار مقبره شاعر
• موضوع اسکیس سال 1390:
طراحی سرای محله در شهر
• موضوع اسکیس سال 1391:
عمارت نظر به خلیج فارس
• موضوع اسکیس سال1392:
طراحی گنبد نمای حرم حضرت معصومه
• موضوع اسکیس سال 1393:
نگارخانه نور
• موضوع اسکیس سال1394:
ایستگاه آتشنشانی
🆔 @netarch 🌿