روند طراحی بر مبنای سوالاتی شکل گرفت که شامل موارد زیر می باشد:
- چگونه می خواهیم در یک محیط با هم کار کنیم؟
- چگونه می توانیم نیاز های افراد را پاسخگو باشیم و تمایل به ایجاد یک تجربه کاری اجتماعی را فراهم آوریم؟
- چگونه می توانیم یک محیط کاری ایجاد کنیم که افراد را قادر سازد تا حرفه ای را توسعه دهند و مهارت ها و دانش خود را گسترش دهند؟
- چگونه می توانیم یک سازمان آموزنده ایجاد کنیم که بازتابنده و پیش روی تفکرهای نوین باشد؟
- چطور می توانیم یک محیط اداری ایجاد کنیم که ارزش ورود به آن و همکاری را داشته باشد و همچنین در عین حال کارفرماها و بازدیدکنندگان را خوشحال نماید؟
🆔 @netarch 🌿
- چگونه می خواهیم در یک محیط با هم کار کنیم؟
- چگونه می توانیم نیاز های افراد را پاسخگو باشیم و تمایل به ایجاد یک تجربه کاری اجتماعی را فراهم آوریم؟
- چگونه می توانیم یک محیط کاری ایجاد کنیم که افراد را قادر سازد تا حرفه ای را توسعه دهند و مهارت ها و دانش خود را گسترش دهند؟
- چگونه می توانیم یک سازمان آموزنده ایجاد کنیم که بازتابنده و پیش روی تفکرهای نوین باشد؟
- چطور می توانیم یک محیط اداری ایجاد کنیم که ارزش ورود به آن و همکاری را داشته باشد و همچنین در عین حال کارفرماها و بازدیدکنندگان را خوشحال نماید؟
🆔 @netarch 🌿
موضوع بحرانی در طراحی، پاسخگویی به ترکیبی از نیاز های حرفه ای و شخصی پرسنل بود که بدین منظور اولویت هایی مد نظر قرار گرفت و شامل: برقراری تعادل بین زمینه های اختصاصی و کاربردی- به طور مثال ایجاد فضای ماکت سازی، نشریات رومیزی، فضای اداری پرسنل، پشتیبانی فنی و اطلاعات، سالن جلسات رسمی و همچنین یک فضای عمومی مشترک می شود.
یکی از ویژگی های این پروژه، ایجاد طیف وسیعی از تنوع فضایی است که پرسنل این فرصت را داشته باشند تا در طول روز گزینه های مختلفی را برای نشستن و ادامه کار انتخاب کنند و فضای خسته کننده و راکدی نباشد.
🆔 @netarch 🌿
یکی از ویژگی های این پروژه، ایجاد طیف وسیعی از تنوع فضایی است که پرسنل این فرصت را داشته باشند تا در طول روز گزینه های مختلفی را برای نشستن و ادامه کار انتخاب کنند و فضای خسته کننده و راکدی نباشد.
🆔 @netarch 🌿
از دیگر نقاط قوت این فضای اداری، می توان به محیط اجتماعی واقع در مرکز ساختمان اشاره نمود که به صورت پلکان طراحی شده و علاوه بر اینکه امکان دسترسی به طبقه فوقانی را فراهم می کند، در عین حال امکان برقراری جلسات، ملاقات و تعاملات اجتماعی بیشتری را بین کارمندان و همچنین ارباب رجویان به ارمغان می آورد.
🆔 @netarch 🌿
🆔 @netarch 🌿
کتابخانه هنر و معماری
🎼 : Game Of Life ... ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز ... . . شرحِ این مصرع از حکیم رو به غیر از این تصاویر،می شود در نگاه پسر بچه ای دید که هر روزِش،با نبشِ مدرس 22 کلاف شده و از روی ویلچر رفت و آمد مردم رو تماشا میکنه .. چه در گرمای تابستان و چه سرمای جانکاه…
دو راه در جنگلی زرد از هم جدا میشدند
اماحیف كه نتوانستم از هردو بروم
فقط یك رهرو بودم
ایستادم و تا آنجا كه چشم كار میكرد،
تاآنجا كه جاده در میان بوتهها گم میشد
نگاه كردم
بیطرفانه سعی كردم یكی را انتخاب كنم
به این دلیل كه علف پوش بود و كمتر از آن گذشته بودند
اگر چه، انگار، هردو به یك اندازه
مورد استفاده قرار گرفته بورند.
آن روز صبح، هردو یك جور به نظر میآمدند
پر از برگ، جوری كه گویی هیچكس بر آنها قدم نگذاشته است
آه، روز بعد اولی را انتخاب كردم
كه به راههای دیگری ختم میشد اما نمیدانستم كه با گام نهادن
در آن دیگر هرگز قادر به بازگشت نخواهم بود
سالهای سال بعد، یك روز با آه و حسرت به خودم میگویم :
دوراه درجنگلی از هم جدا میشدند و من
آن راهی را در پیش گرفتم كه كمتر كسی از آن رفته بود
و همهی تفاوت در همین است
#رابرت_فراست
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز،
چیزی نگذاری که نمیآیی باز!
#خیام
🆔 @netarch 🌿
اماحیف كه نتوانستم از هردو بروم
فقط یك رهرو بودم
ایستادم و تا آنجا كه چشم كار میكرد،
تاآنجا كه جاده در میان بوتهها گم میشد
نگاه كردم
بیطرفانه سعی كردم یكی را انتخاب كنم
به این دلیل كه علف پوش بود و كمتر از آن گذشته بودند
اگر چه، انگار، هردو به یك اندازه
مورد استفاده قرار گرفته بورند.
آن روز صبح، هردو یك جور به نظر میآمدند
پر از برگ، جوری كه گویی هیچكس بر آنها قدم نگذاشته است
آه، روز بعد اولی را انتخاب كردم
كه به راههای دیگری ختم میشد اما نمیدانستم كه با گام نهادن
در آن دیگر هرگز قادر به بازگشت نخواهم بود
سالهای سال بعد، یك روز با آه و حسرت به خودم میگویم :
دوراه درجنگلی از هم جدا میشدند و من
آن راهی را در پیش گرفتم كه كمتر كسی از آن رفته بود
و همهی تفاوت در همین است
#رابرت_فراست
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز،
چیزی نگذاری که نمیآیی باز!
#خیام
🆔 @netarch 🌿