مهمترین فاکتوری که پس از بازدید از سایت، به نظر ما آمد، موقعیت خاص زمین، به واسطه همسایگیها بود. ساخت پروژه با برنامه مذکور، تهدیدی برای واحدهای همسایگی مجاور و همچنین خود پروژه ما ایجاد میکرد. زمین ما، حاصل تجمیع حدود 8 قطعه از بافت پیرامون غربی است و در سمت شرق سایت، گودبرداری حاصل از ساخت پروژه عظیم تجاری ـ اداری وجود داشت که سالها رها شده بود و کوچه ما را بر خلاف برنامه شهری، بنبست کرده بود. به نظرمان آمد که همین موضوع، استراتژی اولیه تودهگذاری در سایت است، طوری که به ساختمان ما، یک دیدگاه فراتر از منافع خود پروژه (شهری) اضافه کند و همچنین با بافت مجاور (هر آنچه که هست) در صلح قرار گیرد. آیا ساختوساز امروزی میتواند رابطهای برد ـ برد ایجاد کند؟
🆔 @netarch 🌿
🆔 @netarch 🌿
شهرداری
در اولین قدم، با شهرداری وارد مذاکره شدیم تا اجازه امتداد حیاطهای مجاور غربی به داخل پروژه ما را بدهد، یعنی اجازه دهد تا ما از محدوده 60%+2، ساخت را فراتر ببریم (البته به شرط تامین 50% سطح اشغال که در برنامه بود) و امتداد بدنههای چندلایه غربی را در ساختمان خود بیاوریم، به طوری که نه ما آنها را BLOCK کنیم و نه دیوارههای نامناسب آنها در حیاط ما بیفتد.
🆔 @netarch 🌿
در اولین قدم، با شهرداری وارد مذاکره شدیم تا اجازه امتداد حیاطهای مجاور غربی به داخل پروژه ما را بدهد، یعنی اجازه دهد تا ما از محدوده 60%+2، ساخت را فراتر ببریم (البته به شرط تامین 50% سطح اشغال که در برنامه بود) و امتداد بدنههای چندلایه غربی را در ساختمان خود بیاوریم، به طوری که نه ما آنها را BLOCK کنیم و نه دیوارههای نامناسب آنها در حیاط ما بیفتد.
🆔 @netarch 🌿
چالش بعدی با شهرداری، استفاده از پتانسیل بنبست شدن کوچه بود، به طوری که بتوان به واسطه ضابطه سایهاندازی 60 درجه، توده شرقی را جابهجا کرد و در نتیجه بنبست تعریف شود، حیاط مرکزی بزرگی به دست آوریم و ساختمان را از حالت دوبعدی خارج کنیم. حالا مابهالتفاوت سطح اشغال و محدوده ساخت، به ما این اجازه را میداد که برشی در توده ایجاد کنیم که نور، هوا و منظر به اعماق پروژه نفوذ کند و ریتم مناسبی در بدنه شهری ایجاد شود.
🆔 @netarch 🌿
🆔 @netarch 🌿
خواص
نتیجه تودهگذاری فوق، تولید واحدهای دو طرف نور ـ منظر، با امکان کوران طبیعی برای همگی آنها بود. سیرکولاسیون پروژه را با ریسک، به صورت هوا ـ باز طراحی کردیم، با فاصله کمی از بدنه که تعلیق آن، به ما یادآوری کند که در حال گذر از فضای بینابینی هستیم. همین راهروها، مسیرهای تاسیساتی ما را نیز سازماندهی کرد. در حین گذر از آنها، پرسپکتیوهای کشفنشدهای از تهران، مثل کریدور سبز همسایگی غربی قاب میشدند. بدنهای غربی به دست آوردیم که انتظار دیدن آن، در این پرسپکتیو از شهر وجود ندارد یا حداقل سالهاست از بین رفته است. با یک عقبنشینی 4 متری از شمال، امکان نورگیری مستقیم برای بلوک خود فراهم نمودیم و منظر همسایگان شمالی را نیز سطحی فعال کردیم. بعد از ساختهشدن همسایه تجاری ـ اداری شرقی، ساختمان ما رو به درون دارد و کمترین هزینه را از همسایگی با آن میپردازد.
🆔 @netarch 🌿
نتیجه تودهگذاری فوق، تولید واحدهای دو طرف نور ـ منظر، با امکان کوران طبیعی برای همگی آنها بود. سیرکولاسیون پروژه را با ریسک، به صورت هوا ـ باز طراحی کردیم، با فاصله کمی از بدنه که تعلیق آن، به ما یادآوری کند که در حال گذر از فضای بینابینی هستیم. همین راهروها، مسیرهای تاسیساتی ما را نیز سازماندهی کرد. در حین گذر از آنها، پرسپکتیوهای کشفنشدهای از تهران، مثل کریدور سبز همسایگی غربی قاب میشدند. بدنهای غربی به دست آوردیم که انتظار دیدن آن، در این پرسپکتیو از شهر وجود ندارد یا حداقل سالهاست از بین رفته است. با یک عقبنشینی 4 متری از شمال، امکان نورگیری مستقیم برای بلوک خود فراهم نمودیم و منظر همسایگان شمالی را نیز سطحی فعال کردیم. بعد از ساختهشدن همسایه تجاری ـ اداری شرقی، ساختمان ما رو به درون دارد و کمترین هزینه را از همسایگی با آن میپردازد.
🆔 @netarch 🌿
اقتصاد
بحران اقتصادی، درست در مقطعی از پروژه شروع شد که اسکلت ساختمان رو به اتمام بود و استخوان پروژه درآمده بود و به نظر میآمد کار خودمان را کردهایم. در نتیجه، پالت متریال تحت تاثیر قرار گرفت و استقبال کردیم: کنیتکس برای بخشهایی از نما، لوور سفید با ورق کامپوزیت، موزائیک درجا برای کفسازی مشاعات، نرده با پروفیل، نگهداشتن بخش زیادی از استراکچر بتنی که قرار نبود اکسپوز باشد (با کمی مرمت و رتوش) و هیچ متریال غیرایرانی در پروژه استفاده نشد. همینها، به نظر ما تبدیل به ویژگیها و بعضا جذابیتهای پروژه شدند و ساختمان، متری 1.200.000 تومان تمام شد.
🆔 @netarch 🌿
بحران اقتصادی، درست در مقطعی از پروژه شروع شد که اسکلت ساختمان رو به اتمام بود و استخوان پروژه درآمده بود و به نظر میآمد کار خودمان را کردهایم. در نتیجه، پالت متریال تحت تاثیر قرار گرفت و استقبال کردیم: کنیتکس برای بخشهایی از نما، لوور سفید با ورق کامپوزیت، موزائیک درجا برای کفسازی مشاعات، نرده با پروفیل، نگهداشتن بخش زیادی از استراکچر بتنی که قرار نبود اکسپوز باشد (با کمی مرمت و رتوش) و هیچ متریال غیرایرانی در پروژه استفاده نشد. همینها، به نظر ما تبدیل به ویژگیها و بعضا جذابیتهای پروژه شدند و ساختمان، متری 1.200.000 تومان تمام شد.
🆔 @netarch 🌿
بازار
اواخر پروژه تصمیم بر آن شد که برای فروش یکپارچه اقدام شود. نگرانی ما در تقابل با بازار مصالحمحور و آگهیخور شکل گرفت، اما در عمل، انگار ایدههای ما مورد استقبال واقع شد، انگار هنوز بقایای لذتبردن از فضای باز، مشاعات، نور و هوا وجود دارد. ساختمان نیز با قیمت روز و به صورت یکپارچه فروخته شد. ایدههای ما تبدیل به بدیهیات شده بودند، انگار راهحل دیگری وجود نداشت؛ برخوردهای به ظاهر آرتیستیک ما محو شدند، هیچکس آنها را نمیدید؛ پروژه تخت شد.
🆔 @netarch 🌿
اواخر پروژه تصمیم بر آن شد که برای فروش یکپارچه اقدام شود. نگرانی ما در تقابل با بازار مصالحمحور و آگهیخور شکل گرفت، اما در عمل، انگار ایدههای ما مورد استقبال واقع شد، انگار هنوز بقایای لذتبردن از فضای باز، مشاعات، نور و هوا وجود دارد. ساختمان نیز با قیمت روز و به صورت یکپارچه فروخته شد. ایدههای ما تبدیل به بدیهیات شده بودند، انگار راهحل دیگری وجود نداشت؛ برخوردهای به ظاهر آرتیستیک ما محو شدند، هیچکس آنها را نمیدید؛ پروژه تخت شد.
🆔 @netarch 🌿