آکادمی سواد مالی نشا
1.1K subscribers
254 photos
61 videos
12 files
698 links
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۲ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت می‌باشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Download Telegram
ویدیویی جالب از تعریف سواد در دنیای امروز👆👆👆

دیگر نباید فقط به مدارس و تحصیلات دانشگاهی امیدوار بود، امروز حتی بلد بودن دو زبان یا کار با کامپیوتر هم سواد به حساب نمی آید!
Forwarded from Amirhossein Azizi
☘️دوره سواد مالی واقتصادی ویژه دانش آموزان مقطع پنجم ،ششم دبستان و هفتم متوسطه ☘️


این دوره در پاییز 97 ، روزهای چهارشنبه ساعت 18 الی 19:30 درسرای محله شهرک غرب برگزار خواهد شد.
👈لینک ثبت نام👉
در این دوره بچه ها با مباحث بودجه ریزی،هدف گذاری،پس انداز ،درآمد و هزینه،وام وتورم آشنا خواهندشد
👆👆👆
#تفکر_سیستمی
#کلاس_دهم

با شروع سال تحصیلی جدید روز سه شنبه کلاسهای من هم شروع شدند. امسال با بچه های دهم و یازدهم تفکر سیستمی دارم و به عنوان ناظر جهت تربیت مربی درکلاسهای اقتصاد تمام مقاطع دبستان حضور خواهم داشت.

در روز سه شنبه با بچه های دهم و یازدهم کلاس تفکر سیستمی داشتم . بچه ها از تفکر سیستمی چیزی نمی دانستند و به محض ورود من به کلاس پرسیدند:" خانم تفکر سیستمی چیه ؟درس آموزش وپرورشه ؟ با کامپیوتر کار می کنیم؟"
برای اینکه بچه ها را باید از کلاس به کتابخانه می بردم نتوانستم پاسخ سوالات بچه ها را در همان لحظه بدهم به همین خاطر گفتم بچه ها کمی صبرکنید.

هدف از رفتن به کتابخانه این بود که بچه ها در کلاس تفکر سیستمی بتوانند یک فضای متفاوتی را تجربه کنند .کتابخانه سالن بزرگی داردو صندلیهای آن رابصورت گرد چیده بودیم .

برای اینکه بچه ها با فضای کلاس و من راحت تر ارتباط برقرار کنند برروی قطعاتی از چوب سوالاتی نوشته بودم که بچه ها باید برمی داشتند وضمن معرفی خود به سوال پاسخ می دادند .

سوالات برای بچه ها چالش برانگیز بود . یکی از سوالات این بود که 10 سال دیگر من .... و بقیه را باید خود دانش آموز می گفت .
اکثر بچه ها پاسخ دادند ما قطعا ایران نیستیم.
با این پاسخ گفتگو پیش آمد یکی می گفت:" دانشگاه مدرسه را درکانادا بزنید چون ماها هیچ کدوم اینجا نمی مانیم ."
یکی دیگر می گفت :" ای کاش می شد اینجا باشیم ولی ماندن ما فایده ای ندارد پس بهتره خودمان را نجات دهیم ."
دیگری می گفت : "من با علاقه خودم به این رشته نیامدم و حتما کارم به رشته الانم ربطی ندارد من می خواهم ترانه سرا بشم و در آن زمان به این شغل مشغولم ."

پس از اتمام صحبتهای بچه ها من درمورد تفکر سیستمی و روند کلاس توضیح دادم .

بچه های این کلاس از دانش آموزان پرانرژی وپرحرف مدرسه بودند ، هنگامیکه صحبتهایم به پایان رسید دیدم همه ساکت و محو صحبتهای من هستند دراین میان یک نفر گفت:" این کلاسی است که ما نیاز داریم چقدرخوب وبقیه دوستانش تایید کردند همون موقع زنگ بچه ها خورد ، اکثر دانش آموزان می گفتند :"نمیشه نریم سرکلاس بعدی و اینجا باشیم و ادامه بدیم ؟"

بعد از کلاس در زنگ تفریح بچه های کلاس دهم دیگر که با من کلاس نداشتند پیش من آمدند و گفتند: "سلام خانم تفکر سیستمی بچه ها ازدرس شیرین شما برای ما گفته اندخیلی مشتاق حضور شمادر کلاسمون هستیم ."

شروع سال تحصیلی برای من بسیار خوب وبایک تجربه متفاوت آغاز شد.


https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
من در اوقات بیکاری در مدرسه عادت دارم به کتابخانه می روم و مطالعه می کنم . بیشتر اوقات زنگ تفریح هم در کتابخانه و میان بچه ها هستم .
دراین هنگام بچه های زیادی به کتابخانه می آیند اکثر بچه ها با من کلاس اقتصادداشته اند و من را می شناسند فقط بچه های کلاس دهم و یازدهم هستند که من را نمی شناسند آن هم به لطف کلاس تفکر سیستمی که امسال با آنها دارم حل شد.

روز سه شنبه هنگامیکه در کتابخانه نشسته بودم یکی از بچه های کلاس یازدهم به کتابخانه آمد از او پرسیدم :" شما کلاس چندم هستید ؟"

گفت :"یازدهم. "
گفتم :"پس امسال با هم تفکر سیستمی داریم ."
گفت :" شما معلم تفکر سیستمی ما هستید؟خیلی خوشحال هستم از آشنایی با شما "
و کنارم نشست .

کم کم شروع به درددل کرد او می گفت :"بخاطر نگرانی کنکور تابستان در مدرسه دیگری ثبت نام کردم و سپس متوجه شدم که نمی توانم جو آنجا را تحمل کنم بخاطر اینکه بچه ها فقط تست می زدند وتک بعدی بودند ورقابت شدیدی بین آنها بود.

توی این مدت کلی استرس به من وارد شد بخاطر همین تصمیم گرفتم برگردم به همین مدرسه و بابت انصراف مجبور شدیم 4 میلیون بپردازیم .

او می گفت دوست دارم دندونپزشک بشم ولی با این رقابتی که وجود داره و حضور بچه هایی که به زور وضرب پدر ومادراشون دارن درس می خونن و نمی دونن برای چی می خوان دندون پزشک بشن امیدی ندارم . اینا دارن باعث می شن ماهایی که به یک رشته ای علاقه داریم به هدفمون نرسیم.
خانوم راستش را بخواید من برای پدرومادرم ناراحتم اونا از بچگی تاحالا حدود صدو بیست میلیون خرج من کردند اگر قبول نشم چی اونا اگر این پول رو خرج هر چیز دیگه ای می کردند کلی الان جلو بودند ."
درهمین حین زنگ خورد و او باید به کلاس می رفت به همین علت گفت :"باید به کلاس بروم خانم از آشنایی با شما خیلی خوشحالم انشاله همدیگه رو زیاد می بینیم و رفت . "

گفته های او ساعتها ذهن من را درگیر کرد وخیلی تامل برانگیز بود.

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
#کلاس_دهم

روز شنبه اولین جلسه ای بود که با کلاسهای دهم ریاضی،یازدهم تجربی و دهم انسانی کلاس تفکرسیستمی داشتم.

بعد از ورود به کلاس خیلی مختصرخود رامعرفی کردم واز بچه هاخواستم به سالن اجتماعات بروند .

به منظور اینکه دانش آموزان فضا و کلاس متفاوتی راتجربه کنند قرار است روزهای شنبه در سالن اجتماعات و روزهای سه شنبه در کتابخانه کلاس داشته باشیم دراین فضاها صندلیها را بصورت گرد چیده ایم تا بچه ها فرصت بهتر گفتگو کردن را داشته باشند.

برای داشتن حس خوب درجلسه اول فعالیتی که طراحی کرده بودم را اجرا کردم .

جعبه ای پر از قطعات مکعبی شکل که روی آنها جمله ای نوشته شده بود را جلوی هرکدام از آنها گرفتم هر کدام از دانش آموزان باید ضمن برداشتن قطعه چوبی خود را معرفی می کرد و جمله روی مکعب را بلند می خواند و نظرش را در مورد جمله بیان می کرد.
یکی از دانش آموزان دستش را در جعبه کرد و مکعب را برداشت بعد از نگاهی به جمله رو به بقیه کرد و گفت: چقدر سخت !
بچه ها گفتند: جمله ات چه بود؟
او گفت: ناعادلانه است وقتی ....یک مکثی کرد وادامه داد: اینکه وکیل می شوی و می دانی یک نفر گناه کار است ولی می گویی بیگناه است واز حرفت دفاع می کنی.
دیگری گفت:به نظر من ناعادلانه است وقتی معلم هستی و فقط به بچه های قوی کلاس توجه می کنی.
نفرسوم: ناعادلانه است وقتی فقط افراد با استعداد فرصت پیشرفت دارند.
ناعادلانه است وقتی امکانات فقط برای افراد خاصی فراهم می شود.
ناعادلانه است وقتی از روی قیافه افراد قضاوت می کنی.

حالا نوبت نفر دوم بود که قطعه خود را بردارد. سوال نوشته شده قطعه بعدی این بود به نظرت پدر ومادر بودن مشکل تراست یا بچه بودن؟
اکثر بچه ها گفتند:خب معلوم است پدر ومادر بودن، ولی یک نفر گفت:بستگی دارد بچه چه کسی باشی اگر بچه ی پدر ومادری باشی که بی مسئولیت هستند یا کودک کار باشی در این حالت بچه بودن خیلی سخت است.

بحثها و برداشتن قطعات همینگونه ادامه پیدا کرد .

بچه ها آنقدر درسوالات و بحثهای پیرامون آن غرق شده بودند که متوجه زنگ تفریح نشدند عده ای که نفرات آخر بودند نگران زمان بودند می گفتند بچه هاسریع تر لطفا بگذارید نوبت به ما هم برسد ماهم می خواهیم سوال برداریم و صحبت کنیم .


مریم معصومی
مهر ۹۷

@systemsthinking
☘️دوره سواد مالی واقتصادی ویژه دانش آموزان مقطع پنجم ،ششم دبستان و هفتم متوسطه ☘️


این دوره در پاییز ۹۷ ، روزهای چهارشنبه ساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹ درسرای محله شهرک غرب برگزار خواهد شد .


دوستان عزیزی که تمایل به ثبت نام دارند می توانند از لینک زیر استفاده کنید.👇👇👇

https://evand.com/events/مدیریت-مالی-برای-کودکان-و-نوجوانان-098308

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
#یازدهم_ریاضی
#جلسه_دوم


جلسه اول کلاس صرف معرفی بچه ها و انجام فعالیت شد و چون کلاسها 45 دقیقه ای هستند فرصت نشد خودم و روند کلاس را معرفی کنم، به همین دلیل جلسه دوم را به این موارد اختصاص دادم و مقداری هم با دغدغه های بچه ها آشنا شدم.

من مهندس صنایع هستم و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی دارم، دردانشگاه علم وصنعت تحصیل کرده ام و...

در ادامه در موردتغییرمسیرزندگی خود و روندچندساله ای که طی کرده ام تا بالاخره به تدریس اقتصاد وتفکرسیستمی رسیده ام را توضیح دادم.

یکی از بچه ها بعد از صحبتهای من گفت: ای کاش ما در این کلاس استعدادهای خود را می شناختیم من اصلا نمی دانم به چه چیزی علاقه دارم و استعدادم در چه هست و رشته ریاضی را با حذف گزینه انتخاب کردم. من نمی دانم در دانشگاه در چه رشته ای می خواهم تحصیل کنم.
گفتم: الان فکر می کنی توانمندیهایت چه هستند؟
پاسخ داد: من توانمندی ندارم.

به همکلاسیهایش نگاه کردم و گفتم: بچه ها توانمندیهای دوستتان چیست؟ یکی از بچه ها گفت: تو خیلی خوب نقاشی می کشی.
نفر دوم گفت: خوب صحبت می کنی. بچه ها یکی یکی نقاط مثبت او را برایش گفتند. یکی از بچه ها گفت: تو باید وکیل بشوی برای وکالت خیلی خوبی.
دانش آموز جواب داد: من نمی توانم ناحق را حق جلوه بدهم.

بچه ها همچنان بحث را ادامه دادند.

یکی دیگر از بچه ها گفت: خانم من همیشه ترس ازشکست دارم. نفر بعد: آره ما قدرت ریسک کردن نداریم .
دیگری گفت: من دیگر نمی توانم به پدر ومادرم بگویم به من پول بدهندکه بروم یک کلاس وببینم استعدادم هست یا نه ، نگران هستم که اگرپول آنها را هدر بدهم و دوست نداشته باشم چه؟
دانش آموز دیگری می گفت: مادر من در سن 18 سالگی ازدواج کرده و ادامه تحصیل نداده است وبعد از آن هم فرصتی بدست نیاورده است که ادامه تحصیل دهد، این آرزو همیشه با او بوده است والان مرتب به من می گوید تو باید درس بخوانی که سرنوشتت مانند من نباشد.
یکی از بچه ها گفت: آره ما وسیله ای هستیم برای رساندن والدین به آرزوهایشان.

نفر دیگر: من برای اینکه ببینم استعدادهایم درچه هستند خیلی دوست دارم از حالا کارهای مختلف را امتحان کنم ولی مادرم می گوید این دوسالی که به کنکور مانده این کارها را کنار بگذار و فقط به درس فکر کن وقت برای کارهای دیگر بسیار است.

دانش آموزی می گفت: ما فقط مدرک را برای پرستیژ می گیریم و موقع کار می رویم شغل دیگری را انتخاب می کنیم.

یکی دیگر می‌گفت: من ورزش دوست دارم ولی وقتی فکر می کنم نمی‌دانم با ورزش چه کار می توانم انجام دهم و وقتی می‌بینم رشته ورزشی خواندن نتیجه ای ندارد ترجیح می‌دهم همین رشته ریاضی را ادامه دهم. من وقتی به پدرو مادرم می‌گویم بوکس دوست دارم می گویند تو دختر هستی و بوکس به درد تو نمی خورد.

درادامه بچه‌ها از من دعوت کردند در کنارشان بنشینم و با هم همچنان تا انتهای ساعت کلاس در مورد دغدغه‌هایشان صحبت کردیم.

بیان نگرانیها و مسائل بچه ها می‌تواند در طراحی کلاس و مبحث وابستگی به مسیر برای من بسیار کمک کننده باشد.

مریم معصومی
مهر97

@systemsthinking

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#کلاس_دهم_انسانی
#تفکر_سیستمی

بحث امروز کلاس، مفهوم سیستمها بود. بچه‌ها پس از دیدن چند اسلاید در مورد این مفهوم حرف زدند و به اثراتی که هر عضو می‌تواند بردیگر اعضا داشته باشد اشاره کردند.

در میان صحبتها می‌گفتند چرا ما درسهایی را می‌خوانیم که برای زندگیمان فایده‌ای ندارد؟ مثلا چرا ما باید فرمولهای ریاضی را بخوانیم در صورتیکه درهیچ جایی از زندگی ما استفاده نمی‌شود.

الان زمانی است که ما باید محیط اطرافمان را بشناسیم و بدانیم دنیای اطراف ما چگونه است ولی هیچ فرصتی برای این شناخت نداریم و باید برای کنکوری درس بخوانیم که فقط تکنیک است.

یکی‌از دانش آموزان می‌گفت ما یک درسی داریم به نام اقتصاد که برای زندگی هرکس مفید است، ولی دانش آموزان رشته‌های دیگر این درس را ندارند و نمی‌دانند چگونه پول خود را مدیریت کنند.

آنها همچنین می‌گفتند ای کاش در مدرسه به ما می‌گفتند کمی هم از درسها لذت ببرید و شاد باشید و...


https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
#دهم_انسانی
#جلسه_سوم
#دشمن_جایی_آن_بیرون_نیست

درس این جلسه کلاس مفهوم سیستم و عوامل بیرونی که تحت کنترل ما نیستند بود. به همین منظور یک بازی طراحی و از آن برای آموزش کلاس استفاده کردم. بازی در دو مرحله انجام شد.
در مرحله اول بچه‌ها در گروههایی قرار گرفتند، شرایط و هدف برای هر گروه بیان شد. در حین بازی بچه‌ها با چالش‌هایی مواجه شدند که باید با همفکری هم به حل آنها می‌پرداختند.

در مرحله دوم بازی، محیط تغییر پیدا کرد و دوباره بازی به همان شیوه انجام شد.
پس از بازی دانش‌آموزان شروع به گفتگو و آن را با دنیای واقعی مقایسه‌ کردند. صحبت از عواملی شد که تحت کنترل ما نیستند ولی ما همیشه آنها را عامل انجام نادرست کارها می‌دانیم.

سپس دانش‌آموزان در مورد سختیهایی که در انتخاب رشته خود با آنها مواجه بودند صحبت کردند.
یکی از بچه‌ها می‌گفت: مادربزرگ من وقتی فهمید رشته انسانی را انتخاب کرده‌ام به من گفت نمره هایت پایین هستند که این‌ رشته را انتخاب کرده‌ای؟ دیگری می‌گفت افراد فامیل ما فکر می‌کنند من رشته ریاضی هستم هیچ کس نمی‌داند من رشته انسانی آمده‌ام. موقع کنکور هم می‌خواهم در رشته ریاضی شرکت کنم .
دانش‌آموزی می‌گفت: من پدر و مادر و برادرم رشته تجربی بوده‌اند و اصلا برایشان قابل قبول نبود که من رشته انسانی بیایم و برای انتخاب این رشته خیلی سختی کشیدم.

آنها همچنین به دوستانی اشاره کردند که دوست داشته‌اند در رشته انسانی ادامه تحصیل بدهند ولی پدر و مادر بالاجبار آنها را در رشته تجربی ثبت‌نام کرده‌اند.

آنها همچنین می‌گفتند: والدین تصور می‌کنند ما بچه هستیم و نمی‌توانیم درست تصمیم بگیریم.
عده ای هم بودند که دید مسئولانه‌ای داشتند و می‌گفتند ما اگر بخواهیم می‌توانیم به خواسته خود برسیم، مانباید بگذاریم عمرمان تلف شود.
عمر مانند پول است ولی بسیاری از ما توجه نمی‌کنیم.

پس از صحبت بچه‌ها برای آنها از روستایی گفتم که بسیار زیباست ولی رسیدن به آن شرایطی دارد سپس شرایط را برای آنها گفتم و از آنها پرسیدم آیا شرایط را قبول می‌کنید و به روستا می‌روید یا دست از خواسته خود که دیدن روستاست می‌کشید؟

مریم معصومی
مهر۹۷

@systemsthinking

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#سواد_مالی

خلاصه‌ی مقاله‌ای که در CNBC در رابطه با آموزش سواد مالی به کودکان نوشته شده است را اینجا به اشتراک می‌گذارم.

در این مقاله به اهمیت سواد مالی می‌پردازد و اینکه هنوز در آمریکا نیمی از دبیرستانها آموزش سواد مالی ندارند همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در ماساچوست پروژه‌هایی برای تشویق مدارس به اجرای سواد مالی برای دانش آموزان تعریف شده است.

در ادامه به قدرت و اثر والدین درایجاد تغییر اشاره می‌کند واز آنها می‌خواهد از مدارس درخواست کنند برای فرزندانشان همانند کلاسهای جغرافی و ادبیات آموزش مدیریت مالی را فراهم کنند.

همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر مدارس این آموزشها را ندارند والدین خود این آموزشها را به فرزندان شروع کنند و در رابطه با برنامه‌ریزی و مراقبت از پول با آنها صحبت کنند.

پدر و مادر نتایج این آموزشها را در آینده که بچه ها به سنین جوانی می‌رسند مشاهده خواهند کرد. با این آموزشها در آینده بچه‌ها پس از گذراندن دانشگاه می‌توانند مستقل شوند و به خانه‌پدری به عنوان مکانی برای زندگی فکر نکنند.


https://www.cnbc.com/2018/02/08/financial-education-stalls-threatening-kids-future-economic-health.html

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
#پیوستگی
#کلاس_یازدهم
#جلسه_چهارم

در این جلسه در کلاس در مورد روابط بین اجزا در سیستمها صحبت کردم. برای ملموس‌شدن مفهوم از بازی پیوستگی کمک‌ گرفتم.
بازی به اینگونه اجرا می‌شود که بچه‌ها در یک حلقه می‌ایستند سپس هر نفر در ذهن خود طبق قاعده‌ای دو نفر را در نظر می‌گیرد و باید فاصله خود را نسبت به آن دو نفر در نظر گرفته شده به اندازه مساوی تنظیم کند. هدف بازی رسیدن به تعادل است.
بچه‌ها در حین بازی مدام به یکدیگر می‌گفتند سر جای خودت بایست. چقدر حرکت می‌کنی و… تا اینکه بالاخره به تعادل رسیدند.

پس از بازی در مورد آن و دنیای واقعی با بچه‌ها صحبت کردم. نظرات و یادگیریهای بچه‌ها متفاوت بود.
در اینجا برخی از صحبتهای کلاس یازدهم ریاضی را می‌نویسم.

- هدف این بازی نشان‌دادن وابستگی بین اعضا بود و اینکه ما به یکدیگر وابسته هستیم.
- در بازی حواسم نبود چه کسانی من را انتخاب کرده‌اند.
- من از اینکه می‌دیدم با حرکت من چه نفراتی مدام حرکت می‌کنند تقریبا متوجه شدم چه کسانی دنباله‌رو من هستند.

- طبق این بازی اگر بخواهیم اینگونه فکر کنیم که هر حرکت اعضا روی دیگران اثر می‌گذارد خیلی باید حواسمان به رفتارمان باشد، ولی خیلی از رهبران و افراد تاثیر‌گذاری را می‌بینیم که اصلا به اثراتی که تصمیم‌های آنها بر افراد دیگر می‌گذارند توجهی ندارند و ابتدا خود و منافع خود را در نظر می‌گیرند.

- طبق این بازی خیلی ترسناک است هر رفتار ما بر روی همه اثر دارد و ما باید خیلی مسئولانه رفتار کنیم ولی این غیر ممکن است، خیلی از افراد این دید را ندارند.
- خیلی از معلمها فکر نمی‌کنند که یک حرف بی‌موقع و توهین آنها می‌تواند سرنوشت بچه را تغییر دهد.

- خانم شما با این طرز تفکر آشنا هستید و می‌دانید هر رفتار شما بر بچه‌‌ها اثر می‌گذارد ولی خیلی از معلمها نمی‌دانند.

- شما فکرمی‌کنید چند نفر از ما در آینده این دیدگاه را خواهیم ‌داشت و در تصمیم‌هایی که می‌گیریم به اثرات رفتارمان فکر می‌کنیم.

- از جمعیت 25 نفری ما اگر 4 نفر هم بتوانیم این تفکر را پیدا کنیم برای خانم یک موفقیت است.

در اینجا من حرف او را تایید کردم و گفتم هدف ما اینست که بتوانیم این روش فکر کردن را در جامعه توسعه دهیم. اینکه هرکس مسئولیت رفتار خود را برعهده بگیرد و بداند هر حرکت او بر دیگر اعضای جامعه اثر‌ خواهد گذاشت.

مریم معصومی
مهر ۹۷

@systemsthinking

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#دوره_سواد_مالی
بچه‌ها در حال خرید و فروش و یادگیری مفاهیم اقتصادی هستند.

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#سواد_مالی

درکلاسهای‌اقتصاد و سواد‌‌‌‌مالی بسیار با دانش‌آموزانی مواجه می‌شوم که در جلسه‌اول خجالت می‌کشند و انگیزه‌ای برای شرکت در کارهای تیمی ندارند ولی نحوه فعالیتها و تعامل میان بقیه دانش آموزان باعث می‌شود کم‌کم و بصورت ناخودآگاه این بچه‌ها هم درگیر شوند.

گاهی در انتهای جلسات کلاسی می‌بینم که نتایج عملکرد و فعالیت این بچه‌ها از بقیه خیلی بهتر بوده است.

نکته‌ای که باید به آن توجه‌ داشت اینست که بچه‌ها در میان هم سن و سالان خود و بدون قضاوت معلم می‌توانند توانمندی واقعی خود را نشان دهند.

📕یک روشی که می‌توان به والدینی که نگران ضعف کارتیمی و کم‌رویی فرزند خود هستند پیشنهاد داد اینست که با فراهم آوردن فضای یادگیری دوستانه می‌توانند به‌صورت غیرمستقیم به او کمک کنند که کم‌رویی خود را کنار بگذارد و توانمندی خود را نشان دهد.

🖍فقط در فرآیند آموزش صبر را نباید فراموش کرد.

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
#کلاس_دهم
#جلسه_پنجم

برای برگزاری این جلسه از قبل تعدادی سوال طرح کردم، پس از گروه‌بندی بچه‌ها سوالات را بین آنها براساس قرعه‌کشی پخش ‌کردم و از آنها خواستم در مورد هر سوال فکر و علت را بیان کنند و راهکارهای خود را بنویسند. هدف از طرح سوالات سنجش نحوه تفکر بچه‌ها بود.

بعضی از سوالات را اینجا به اشتراک می‌گذارم:

- اعتصاب کارگران یک شرکت
- دانش‌آموزی که در کلاس هنگام تدریس صحبت می‌کند.
- افزایش تقاضا برای شرکت در رشته تجربی
و...
بچه‌ها در گروهها به بحث در مورد هر مساله پرداختند، سپس مساله را برای جمع بیان و علل مساله و راهکارهای آن را بیان کردند.
واکنش هرگروه هنگام مواجهه با مساله خود دیدنی بود.
هریک از گروهها پس از بحث در مورد مسئله گروه خود باید برای دیگران مساله خود را بیان می‌کرد.
نظر گروهی که مساله‌اشان اعتصاب کارگران در شرکت بود را اینجا به اشتراک می‌گذارم.

نظر گروه این بود که با آنها گفتگو می‌کنیم و علت مشکل را می‌پرسیم و با آنها همدردی می‌کنیم.
شاید علت اعتصاب آنها بیکاری و بی‌پولی باشد ممکن است آنها خانواده داشته باشند و نگران تامین مخارج آنها باشند.
- یکی از بچه‌ها گفت تولید را زیاد کنیم.
دانش‌آموز دیگری به او پاسخ داد در کتاب درس اقتصاد در مورد عرضه و این چیزها نوشته شده است ولی کتاب درمورد دنیای ایده‌آل نوشته شده ‌است و به درد واقعیت نمی‌خورد و نمی‌توانیم از نظرات کتاب برای این مورد استفاده کنیم.
-پدرم تعریف می‌کرد یکی از شرکتها کارگر خود را اخراج کرد و کارگر بخاطر مخارج خانواده خود و اینکه نمی توانست درآمد داشته باشد خودکشی کرد.

-ممکن است این کارگرها بخاطر اختلاف طبقاتی اعتراض کرده باشند مثلا وقتی می‌بینند مدیر خود با ماشین لوکس سرکار می‌آید و خانه مدرن دارد ولی حقوق اینها را نمی‌دهد ناراحت هستند.

- مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که مصرف‌گرایی در کشور ما زیاد است و بسیاری از افراد با هر سطحی از درآمد می‌خواهند موبایل برند و... داشته ‌باشند من اگر مدیرعامل این شرکت باشم حقوق اینها را به هر روشی که شده جور و پرداخت می‌کنم ولی به آنها آموزش هم می‌دهم که پول خود را درست خرج کنند.

بحث و صحبت بچه‌ها درمورد موضوع به اندازه‌ای بالا گرفته ‌بود که متوجه زنگ نشدیم و با تذکر معلم درس بعدی مواجه شدیم.

مریم معصومی
آبان ۹۷
@systemsthinking

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#سواد_مالی

مدیریت ‌مالی را چگونه به بچه‌ها آموزش دهیم؟

🖍 همانطور که می‌دانیم یکی از تاثیرگذارترین افراد در زندگی بچه‌ها والدین هستند. پدر و مادر به عنوان الگوهایی برای کودکان باید رفتارهایی سنجیده داشته باشند. آنها می‌توانند برای آموزش به فرزندان خود رفتارهای خود را مبنا قرار دهند.

برای آموزش مدیریت پول به کودکان می‌توانید از این خاصیت الگوپذیری کمک بگیرید و هنگامی که در منزل برای پول خود برنامه‌ریزی می‌کنید یا در مراکز خرید به دنبال خرید وسیله‌ای هستید برای آنها توضیح دهید که چه کاری انجام می‌دهید و دلیل انجام آن کار چیست.

مثلا هنگام مراجعه به مراکز خرید به آنها بگویید چرا ازمیان اقلام مختلف با کیفیتها و قیمتهای متفاوت یکی را برای خرید انتخاب می کنید و معیار انتخاب خود را برای آنها توضیح دهید.

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Forwarded from Maryam Masoumi
"کارگاه سوادمالی با موضوع آموزش بودجه‌ریزی برای نوجوانان "
لطفا برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با شماره درج شده بر روی پوستر تماس بگیرید.

@financial_family
کارگاه بودجه‌ریزی در روز جمعه 9 آذر، ساعت 10 الی 13 برگزار خواهد شد. در این کارگاه بچه‌ها از طریق بازی با مفاهیم بودجه، خواسته و نیاز، کمیابی، انتخاب و بیمه آشنا خواهند شد.
#سواد_مالی
#وام

ضرورت آموزش مفهوم وام به کودکان

وام یکی از گزینه‌های موجود برای تامین مالی است، که گاهی به علت ولخرجی و هزینه‌های زیاد صرف بدهی‌ها می‌شود و گاهی برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود.

من در کلاسهای اقتصاد بسیار با این سوال از طرف بچه‌ها مواجه می‌شوم که آیا می‌توانیم در بازیهای کلاس از گزینه وام استفاده کنیم؟ این سوال نشان دهنده این است که بچه‌ها با اسم وام آشنا هستند و شاید تعداد زیادی از آنها تنها کاربرد آن را تامین هزینه‌ها می‌دانند.
آنها در کلاس تعریف می‌کنند که پدر و مادر ما هر ماه باید پول زیادی برای وامهای خود بپردازند وقتی می‌پرسم وامها را برای چه گرفته‌اند اغلب می‌گویند برای خرید و عوض کردن وسایل خانه.

📌والدین برای اصلاح این تصور می‌توانند برای بچه‌ها در مورد کاربردهای دیگر وام و مزیتها و مضرات آن توضیح دهند.

https://t.me/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g