دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.
ناشناس پلاس
برو خونه ی فامیلی ی دوستی که نزدیکته
مامان بزرگم خونه نیست
تاب تحملِ سه چیز رو اصلاً و ابداً ندارم؛ اول آدم احمق، دوم هوای گرم، سوم آدم احمق در هوای گرم.