Forwarded from عاشقانِ گاردریل (HiTeN)
به نام جوانی که در خاک افتاد
به نام دلی که ز غم پاک افتاد
سحرگاه اگر دار برپا شود
صدای وطن باز پیدا شود
نه خونِ جوان میرود بینشان
نه آهِ مادر بماند نهان
ز دیوار زندان تا قلب شهر
بپیچد فریادِ این داغ و قهر
اگر شب بماند اگر ظلم ماند
تاریخ نامِ ستمگر نخواند
که ایران ز خونِ جوانان خویش
بسازد دوباره شکوهِ خویش
نه تیغ و طناب و بیدادِ شب
نمیکُشد این شعله را در طلب
قسم بر تمامِ گلهای پرپر شده
که دادِ دلها مکرر شده
ز خاکِ جاویدنامان صدایی رسد
که آزادی به زودی به مردم رسد
Forwarded from 𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎 𝑯𝒂𝒗𝒆𝒏 (ܢ̣ܝܭَ ܝ݆ߺߊییܝ̇)
پیچوندن و بازی دراوردن باحاله نه؟
عزیزم وقتی همه داشتن عشق رو تمرین میکردن تو داشتی بقا رو تمرین میکردی و طبیعیه که از پس عشق برنیای چون اصلا بلد نیستی.
تو فقط یاد گرفتی دووم بیاری بجای اینکه زندگی کنی.
تو فقط یاد گرفتی دووم بیاری بجای اینکه زندگی کنی.
Forwarded from parsa
داستانش چیه
من سالی یکبار از یه دختر خوشم میاد بعد میرم باهاش حرف بزنم میرینم
من سالی یکبار از یه دختر خوشم میاد بعد میرم باهاش حرف بزنم میرینم
Forwarded from firework (Pinkie pie :3)
از دست دادن کسی هم واقعا عجیبه
چند روز بعد همه یه جوری به زندگیشون ادامه میدن که انگار نه انگار همچین کسی وجود داشته
چند روز بعد همه یه جوری به زندگیشون ادامه میدن که انگار نه انگار همچین کسی وجود داشته