روزای تیره ، شب هایِ تارُ
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...
Forwarded from عاشقانِ گاردریل (HiTeN)
به نام جوانی که در خاک افتاد
به نام دلی که ز غم پاک افتاد
سحرگاه اگر دار برپا شود
صدای وطن باز پیدا شود
نه خونِ جوان میرود بینشان
نه آهِ مادر بماند نهان
ز دیوار زندان تا قلب شهر
بپیچد فریادِ این داغ و قهر
اگر شب بماند اگر ظلم ماند
تاریخ نامِ ستمگر نخواند
که ایران ز خونِ جوانان خویش
بسازد دوباره شکوهِ خویش
نه تیغ و طناب و بیدادِ شب
نمیکُشد این شعله را در طلب
قسم بر تمامِ گلهای پرپر شده
که دادِ دلها مکرر شده
ز خاکِ جاویدنامان صدایی رسد
که آزادی به زودی به مردم رسد
Forwarded from 𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎 𝑯𝒂𝒗𝒆𝒏 (ܢ̣ܝܭَ ܝ݆ߺߊییܝ̇)
پیچوندن و بازی دراوردن باحاله نه؟
عزیزم وقتی همه داشتن عشق رو تمرین میکردن تو داشتی بقا رو تمرین میکردی و طبیعیه که از پس عشق برنیای چون اصلا بلد نیستی.
تو فقط یاد گرفتی دووم بیاری بجای اینکه زندگی کنی.
تو فقط یاد گرفتی دووم بیاری بجای اینکه زندگی کنی.