شاید زیاد نگم، ولی تو تنها کسی هستی که وقتی از همهچی کلافهام، شنیدن صدات حالمو خوب میکنه.
Forwarded from کماکان. (هالهی ماه)
من تقریباً کل زندگیم رو نگران این بودم که با حرفام سوءتفاهم درست کنم. یعنی خب، میکردم. همیشه منظورم چیز دیگهای بود، ولی جور دیگهای برداشت میشد. بعدش از یه جایی به بعد، ساکتتر شدم. حتی توی جمع دوستام. ولی خودشون همش گله میکردن که چرا ساکتی. چرا هیچی نمیگی. و تا شروع به حرف زدن میکردم، بازم جبهه گیریها شروع میشد. راستش خیلی کسی رو مقصر نمیدونم. چون دیدگاهها هیچوقت شبیه به هم نیستن. ولی بازم آزاردهندهاس. همیشهی خدا. این که نتونی خودت رو بیان و ابراز کنی. میمونی خودت و یه دفتر رندوم. احساس تنهایی، اونم وقتی که دورت همیشه شلوغ بوده. خجالتزدگی و حماقت. توهم و اغراق.
Forwarded from . 𝙨𝙩𝙚𝙡𝙡𝙖. (Gentileschi🪭)
تمام عمر دنبال جایی میگردیم که آرام بگیریم؛ در آخر میفهمیم آرامش، جغرافیا نبود، آدمِ دیگری هم نبود، چیزی بود که در خودمان گم کرده بودیم.
. 𝙨𝙩𝙚𝙡𝙡𝙖.
تمام عمر دنبال جایی میگردیم که آرام بگیریم؛ در آخر میفهمیم آرامش، جغرافیا نبود، آدمِ دیگری هم نبود، چیزی بود که در خودمان گم کرده بودیم.
به بهه بلدی پس عملتو هم ببینم خداروشکر
روزای تیره ، شب هایِ تارُ
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...
Forwarded from عاشقانِ گاردریل (HiTeN)
به نام جوانی که در خاک افتاد
به نام دلی که ز غم پاک افتاد
سحرگاه اگر دار برپا شود
صدای وطن باز پیدا شود
نه خونِ جوان میرود بینشان
نه آهِ مادر بماند نهان
ز دیوار زندان تا قلب شهر
بپیچد فریادِ این داغ و قهر
اگر شب بماند اگر ظلم ماند
تاریخ نامِ ستمگر نخواند
که ایران ز خونِ جوانان خویش
بسازد دوباره شکوهِ خویش
نه تیغ و طناب و بیدادِ شب
نمیکُشد این شعله را در طلب
قسم بر تمامِ گلهای پرپر شده
که دادِ دلها مکرر شده
ز خاکِ جاویدنامان صدایی رسد
که آزادی به زودی به مردم رسد