شاید زیاد نگم، ولی تو تنها کسی هستی که وقتی از همهچی کلافهام، شنیدن صدات حالمو خوب میکنه.
Forwarded from کماکان. (هالهی ماه)
من تقریباً کل زندگیم رو نگران این بودم که با حرفام سوءتفاهم درست کنم. یعنی خب، میکردم. همیشه منظورم چیز دیگهای بود، ولی جور دیگهای برداشت میشد. بعدش از یه جایی به بعد، ساکتتر شدم. حتی توی جمع دوستام. ولی خودشون همش گله میکردن که چرا ساکتی. چرا هیچی نمیگی. و تا شروع به حرف زدن میکردم، بازم جبهه گیریها شروع میشد. راستش خیلی کسی رو مقصر نمیدونم. چون دیدگاهها هیچوقت شبیه به هم نیستن. ولی بازم آزاردهندهاس. همیشهی خدا. این که نتونی خودت رو بیان و ابراز کنی. میمونی خودت و یه دفتر رندوم. احساس تنهایی، اونم وقتی که دورت همیشه شلوغ بوده. خجالتزدگی و حماقت. توهم و اغراق.
Forwarded from . 𝙨𝙩𝙚𝙡𝙡𝙖. (Gentileschi🪭)
تمام عمر دنبال جایی میگردیم که آرام بگیریم؛ در آخر میفهمیم آرامش، جغرافیا نبود، آدمِ دیگری هم نبود، چیزی بود که در خودمان گم کرده بودیم.
. 𝙨𝙩𝙚𝙡𝙡𝙖.
تمام عمر دنبال جایی میگردیم که آرام بگیریم؛ در آخر میفهمیم آرامش، جغرافیا نبود، آدمِ دیگری هم نبود، چیزی بود که در خودمان گم کرده بودیم.
به بهه بلدی پس عملتو هم ببینم خداروشکر
روزای تیره ، شب هایِ تارُ
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...
گردنِ بی گناه ، طناب دارُ
خیلی وقته فهمیدیم کسی نیست اون بالا
خدایی نداره هوایِ ما رو...