نکبت
رهایی نقش بسته روی چهرهٔ آقای لوانگ رو ببینید. این چهرهٔ آدمیه که میفهمه با زندگیش چه کرده، داره چه میکنه، و چه خواهد کرد.
تکتک افراد حاضر توی این کلیپ به درجهٔ رهایی رسیدن. برای رسیدن به رهایی باید کتشلوار پوشید، سیبیل گذاشت، مثل کسخلها لبخند زد و دو تا چیز شبیه به خایههای شتر رو توی هوا تکون داد و رقصید. رهایی یعنی این.
شب بخیر.
شب بخیر.
😁17👍5💩2🔥1🍌1
Shah Doomad
Viguen
صبح رو فقط باید با ویگن و آهنگهاییش که در مورد زن گرفتنه شروع کرد. آدم تا آخر شب و در هر حالی، حس میکنه توی کونش یه عروسی کوچولوی خودمونی در جریانه.
-
@nekbat
-
@nekbat
👍14💩4😁3👎2❤1🍾1
نکبت
Viguen – Shah Doomad
تا اخر شب نه البته. زندگی انقدرها هم مهربون نیست. حین همون ۴ دقیقه که آهنگ در حال پخشه، شاید.
👍17💩2🍾1
[نوشتههایش را برای بار چهارم پاک میکند، پتو را بر سر کشیده و برای خوابیدن تقلا میکند]
😢41💩7❤6👍6🥰1👏1
نکبت
Stromae – L’enfer
[Verse 1]
I'm not alone in feeling all alone
And that's already something less in my head
And if I counted all the people like me
We'd be many
Everything I've been thinking about
It's crazy how many people have thought just the same
But even that doesn't help me feeling less alone
Actually
[Chorus]
I've considered suicide a few times
And I'm not proud of it
Sometimes you feel it'd be the only way to silence them
All thesе thoughts putting me through hell
All thesе thoughts putting me through hell
[Verse 2]
Am I the only one with the TV on
Watching the Guilt Trip Show?
Well you should change channels sometimes
Although not too often
Otherwise it will send your head spinning again
And it'll be too late to stop it
That's precisely when I'd like to make it all disappear
Actually
[Chorus]
I've considered suicide a few times
And I'm not proud of it
Sometimes you feel it'd be the only way to silence them
All these thoughts putting me through hell
All these thoughts putting me through hell
[Verse 3]
You know, I've pondered the issue
And I really don't know what to do with you
Considering the issue
That's exactly what the issue is with you
You know, I've pondered the issue
I really don't to know what to do with you
Considering the issue
That's exactly what the issue is with you
I'm not alone in feeling all alone
And that's already something less in my head
And if I counted all the people like me
We'd be many
Everything I've been thinking about
It's crazy how many people have thought just the same
But even that doesn't help me feeling less alone
Actually
[Chorus]
I've considered suicide a few times
And I'm not proud of it
Sometimes you feel it'd be the only way to silence them
All thesе thoughts putting me through hell
All thesе thoughts putting me through hell
[Verse 2]
Am I the only one with the TV on
Watching the Guilt Trip Show?
Well you should change channels sometimes
Although not too often
Otherwise it will send your head spinning again
And it'll be too late to stop it
That's precisely when I'd like to make it all disappear
Actually
[Chorus]
I've considered suicide a few times
And I'm not proud of it
Sometimes you feel it'd be the only way to silence them
All these thoughts putting me through hell
All these thoughts putting me through hell
[Verse 3]
You know, I've pondered the issue
And I really don't know what to do with you
Considering the issue
That's exactly what the issue is with you
You know, I've pondered the issue
I really don't to know what to do with you
Considering the issue
That's exactly what the issue is with you
👍17💩6❤1
نیاز دارم برم. برم گم بشم. عوض بشم. از اول شروع کنم. از این حالت جامد خارج بشم و مایع بشم و شکل و فرمم رو عوض کنم. برم یه جایی که غریبه باشم. برم باغبون بشم. نمیدونم این غم و تنهایی چیه که سالهاست توی وجودم هست و هیچ کار و هیچ کسی نمیتونه ازم دورش کنه. این همه اضطراب و ترس از کجا میان و واسه چیان. واقعاً این زندگی انقدر مهم نیست که انقدر دارم واسش عذاب میدم به خودم و زجر میکشم. روز به روز از طبیعت جهان و انسانی دارم دورتر میشم. تا کیلومترها دورم اجسام مصنوعی وجود داره؛ یه جنگل خاکستری بتنی.
حس میکنم دارم پوست میندازم. نیاز دارم برم یه جایی و پوستاندازیم رو در آرامش و دور از دنیای ماشینی انجام بدم. مثل حیوونا، یه جای راحت و آروم پیدا کنم و فصل زمستون وجودم رو بگیرم بخوابم فقط. تلاش برای جنگیدن با زمستون و یأس و استیصال بیهودهست. باید ول کنم و بگیرم بخوابم و بذارم بگذره. البته کاش همینقدر راحت بود. نه میتونم برم، نه میتونم شکل و فرمی رو عوض کنم، نه میتونم گم بشم، نه میتونم در آرامش پوست بندازم، نه میتونم ول کنم و بگیرم بخوابم تا این زمستون و خزون تموم بشه. چی بگم والا. برم یه کم به دریا نگاه کنم. کیرم تو این زندگیای که برای ما ساختین.
حس میکنم دارم پوست میندازم. نیاز دارم برم یه جایی و پوستاندازیم رو در آرامش و دور از دنیای ماشینی انجام بدم. مثل حیوونا، یه جای راحت و آروم پیدا کنم و فصل زمستون وجودم رو بگیرم بخوابم فقط. تلاش برای جنگیدن با زمستون و یأس و استیصال بیهودهست. باید ول کنم و بگیرم بخوابم و بذارم بگذره. البته کاش همینقدر راحت بود. نه میتونم برم، نه میتونم شکل و فرمی رو عوض کنم، نه میتونم گم بشم، نه میتونم در آرامش پوست بندازم، نه میتونم ول کنم و بگیرم بخوابم تا این زمستون و خزون تموم بشه. چی بگم والا. برم یه کم به دریا نگاه کنم. کیرم تو این زندگیای که برای ما ساختین.
👍49❤27💩4😢3
نکبت
Gorillaz – Feel Good Inc.
یکی از راههای عبور کردن از صبح شنبه، و هر صبح دیگهای، بدون عواقب و آثار جانبی، دیوانه و کسخل بودنه.
این آهنگ تا حدودی میتونه میزان کسخل بودنتون رو توی صبح شنبه تنظیم کنه. مثل دیوانهها هِد بزنید و بخندید و گریه کنید و جذب آهنگ و دیوانگی بشید، قبل از اینکه واقعیت زندگیتون جذب شما بشه.
همتون خوابید البته. کسخل منم که دارم اینا رو مینویسم.
این آهنگ تا حدودی میتونه میزان کسخل بودنتون رو توی صبح شنبه تنظیم کنه. مثل دیوانهها هِد بزنید و بخندید و گریه کنید و جذب آهنگ و دیوانگی بشید، قبل از اینکه واقعیت زندگیتون جذب شما بشه.
همتون خوابید البته. کسخل منم که دارم اینا رو مینویسم.
👍16❤8💩4👏1😁1
از نظر روحی توی اون شرایطیام که یک لحظه غم پیروز میشه، یک لحظه شادی. اکثراً هم یه حس کرختی مابین این دوتا. مشکل اینجاست که غمگین بودن خیلی راحته. هیچ تلاشی نیاز نداره. فقط لازمه یه جا بشینی و به یه نقطه خیره بشی. بعد از گذشت چند ثانیه، هیولاهای افسردگی متوجه حضورت میشن و آرومآروم میان سمتت و سایهشون، در حالی که دستهاشون رو باز کردن که بگیرنت، پشت سرت میوفته روی دیوار، و رطوبت و گرمای حضورشون رو پشت سرت احساس میکنی. میخوای نادیده بگیریشون، ولی نمیتونی. این حس وحشتی که یه چیزی انگار پشت سرته رو نمیتونی تحمل کنی. برمیگردی، همین که برمیگردی، سایهشون از بین میره.
👍37❤8😢3👏1💩1
دوستان و همراهان عزیز، که بعد از این همه سال، هنوز نمیدونم چرا من رو دنبال میکنید، من واقعاً حالم خوب نیست و توی شرایط پیچیدهای از نظر احساسی و روانی و زندگی و همهچی قرار دارم، که درمانش تا حدودی حس میکنم زمان و تنهاییه. تا چند مدت شاید نباشم اینجا و یا هر جای دیگه. اگر هم باشم، چیزی جز چسنالههای رقتانگیز و cry for help نخواهید شنید؛ و البته انقدر حسهام پیچیده هستن که اصلاً قادر نیستم خیلیاش رو شرح بدم، اگر هم شرح بدم، قطعاً رقتانگیز خواهد بود. نباشم بهتره فعلاً. برم یه گوشهای، بخوابم تا این زمستون بگذره. زمان، قویترین مسکن عالمه. با زخم نباید جنگید، باید ازش مراقبت کرد تا خوب بشه.
دوستتون دارم عزیزان، خوب باشید با همدیگه و عشق بورزید و کسخل باشید. همهمون میمیریم. ۱۰۰ سال دیگه، انسانها حتی اسم ما رو یادشون نمیاد. سخت نگیرید. ممنون که هستین. (از همین الانش رقتانگیز شدم).
فعلاً.
شاید هم نباید برم. نمیدونم. شاید باید کسشرهای غمانگیز رقتانگیزم رو بنویسم و از سرم خالی کنم. مینویسم البته، ولی فقط برای خودم. نمیدونم در کل، رها میکنم، هرچه بادا باد.
به قول دوستمون، "Let it happen".
دوستتون دارم عزیزان، خوب باشید با همدیگه و عشق بورزید و کسخل باشید. همهمون میمیریم. ۱۰۰ سال دیگه، انسانها حتی اسم ما رو یادشون نمیاد. سخت نگیرید. ممنون که هستین. (از همین الانش رقتانگیز شدم).
فعلاً.
شاید هم نباید برم. نمیدونم. شاید باید کسشرهای غمانگیز رقتانگیزم رو بنویسم و از سرم خالی کنم. مینویسم البته، ولی فقط برای خودم. نمیدونم در کل، رها میکنم، هرچه بادا باد.
به قول دوستمون، "Let it happen".
❤143😢22💩4🥰1😱1