تنها مانده ای در زمین، از جنس تاریکی🖤
Photo
چقدر این لحظه ها شیرینن
وقتی نتیجه همه زحمت هایی که کشیدی کامت رو شیرین میکنه
آیدای عزیزم همیشه همین لبخند قشنگ رو برات آرزو میکنم
وقتی نتیجه همه زحمت هایی که کشیدی کامت رو شیرین میکنه
آیدای عزیزم همیشه همین لبخند قشنگ رو برات آرزو میکنم
امروز با همه دعوا کردم
وقتی باهاشون دعوام میشه همه ی قلبم تیره میشه
حس میکنم دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم
حس میکنم دیگه تو دنیا هیچ کسی رو ندارم
که البته احساس خیلی بی ربطی هم نیست
همه ی دنیا برام بی ارزش میشه و هیچی خوشحالم نمیکنه
ولی وقتی باهاشون آشتی میکنم کل دنیام قشنگ میشه بازم
بازم احساس میکنم زیر یه تک درخت خوابیدم که شاخه هاش رو باد تکون میده و صدای خش خش قشنگش همه وجودم رو آروم میکنه
وقتی باهاشون دعوام میشه همه ی قلبم تیره میشه
حس میکنم دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم
حس میکنم دیگه تو دنیا هیچ کسی رو ندارم
که البته احساس خیلی بی ربطی هم نیست
همه ی دنیا برام بی ارزش میشه و هیچی خوشحالم نمیکنه
ولی وقتی باهاشون آشتی میکنم کل دنیام قشنگ میشه بازم
بازم احساس میکنم زیر یه تک درخت خوابیدم که شاخه هاش رو باد تکون میده و صدای خش خش قشنگش همه وجودم رو آروم میکنه
خیلی جالبه ها مرسده دو روز بعد من بسته شُ فرستاد
بسته ی اون امروز رسیده بسته من هنوز نرسیده 😒
خودم پیاده میرفتم الان رسیده بودم حضوری هم بهش کادو میدادم 😭
بسته ی اون امروز رسیده بسته من هنوز نرسیده 😒
خودم پیاده میرفتم الان رسیده بودم حضوری هم بهش کادو میدادم 😭
Neige❄(آدن)
خیلی جالبه ها مرسده دو روز بعد من بسته شُ فرستاد بسته ی اون امروز رسیده بسته من هنوز نرسیده 😒 خودم پیاده میرفتم الان رسیده بودم حضوری هم بهش کادو میدادم 😭
کلی هم محاسبات منطقی پشتش بود که روز تولدش برسه دستش
چند سال پیش همیشه فکر میکردم ینی چی کادو دادن حال آدم رو خوب میکنه مگه میشه ؟
ولی چند سالیه این حس رو با تمام وجودم لمس میکنم و واقعا از ته دلم خوشحال میشم
ساراه قشنگم ببخشید که کادوت به قشنگی خودت نیست
ولی تو دونه دونه ش عشق ریختم
مبارکت باشه جونم *__*
ولی چند سالیه این حس رو با تمام وجودم لمس میکنم و واقعا از ته دلم خوشحال میشم
ساراه قشنگم ببخشید که کادوت به قشنگی خودت نیست
ولی تو دونه دونه ش عشق ریختم
مبارکت باشه جونم *__*
دیشب خیلی حالم بد بود
انقدر که سه ساعت بی وقفه گریه کردم
وسط گریه خوابم برد
و از این حالت به معنای واقعی کلمه متنفرم چون صبحش که بیدار میشم چشمم یه چیزی تو مایه های اون چقاله بادومای تپل ئه ...
بله صبح دقیقا با همچین حالتی بیدار شدم
قسمت بد ماجرا هم اینجا بود که باید میرفتم گروه تئاتر بچه های مدرسه رو گریم میکردم
تا وقتی که از خونه نزده بودم بیرون یه شیر زخمی پف کرده بودم
ولی وقتی تو ماشین شیشه رو داده بودم پایین و افتاب ملیح میخورد تو صورتم حالم بهتر شد
رسیدم تو سالن انگار همه چی یادم رفت
چقد تو دوران راهنمایی و دبیرستانم جا موندم من نباید هیچوقت سنم از ۱۷ رد میشد !
وقتی وسایل گریم رو جلوم گذاشتن یا دهان چسبیده به کف چشمای پف کردم درپرید بله چون فقط چند تا گواش گذاشتن جلوم
گفتم خب حالا مرطوب کننده دارین بزنین به صورتتون که میزان آسیب دیدگی به حداقل برسه ؟
همینو که گفتم شروع کردن جیغ جیغ کردن که نهههه ما گریم نمیکنیم جوش میزنیم
🙄😒 خا حالا جوگیر نشین بهتون توجه کردم
با هر کدومشون کلی سر و کله زدم تا گریمشون کردم ولی بچه های باحالی بودن
یکیشون خودِ آتنا بود همون قدر شیطون و تخس
خلاصه حالمُ واقعا خوب کردن
یکیشون اومد پرسید گفت ببخشید فامیلیتون چیه ؟ بهش گفتم باز گفت چیییی؟ باز بهش گفتم
گفت آها خب خاله میشه منُ گریم نکنین؟ دِ آخه لعنتی وقتی میخوای بگی خاله فامیلیم رو میخوای چیکار ؟
یکی از بچه ها دخترخاله ش رو آورده بود ازشون فیلمبرداری کنه که دوربینش شارژ نداشت :/
آخر سر هم خانوم فیلمبردار خیلی پرستیژ مدار طور با گوشی فیلم گرفتن !!!
اومدم خونه کادوهای ساراه رسید با خوشحالیش خوشحال شدم
درسته امروز با حال خوب بیدار نشدم ولی با حال خوب بقیه روزم رو گذروندم
بله زنگ تفریحم تموم شد باید برگردم سراغ کد زدن ولی با یه حال خوب دوباره شروع میکنم ♥
انقدر که سه ساعت بی وقفه گریه کردم
وسط گریه خوابم برد
و از این حالت به معنای واقعی کلمه متنفرم چون صبحش که بیدار میشم چشمم یه چیزی تو مایه های اون چقاله بادومای تپل ئه ...
بله صبح دقیقا با همچین حالتی بیدار شدم
قسمت بد ماجرا هم اینجا بود که باید میرفتم گروه تئاتر بچه های مدرسه رو گریم میکردم
تا وقتی که از خونه نزده بودم بیرون یه شیر زخمی پف کرده بودم
ولی وقتی تو ماشین شیشه رو داده بودم پایین و افتاب ملیح میخورد تو صورتم حالم بهتر شد
رسیدم تو سالن انگار همه چی یادم رفت
چقد تو دوران راهنمایی و دبیرستانم جا موندم من نباید هیچوقت سنم از ۱۷ رد میشد !
وقتی وسایل گریم رو جلوم گذاشتن یا دهان چسبیده به کف چشمای پف کردم درپرید بله چون فقط چند تا گواش گذاشتن جلوم
گفتم خب حالا مرطوب کننده دارین بزنین به صورتتون که میزان آسیب دیدگی به حداقل برسه ؟
همینو که گفتم شروع کردن جیغ جیغ کردن که نهههه ما گریم نمیکنیم جوش میزنیم
🙄😒 خا حالا جوگیر نشین بهتون توجه کردم
با هر کدومشون کلی سر و کله زدم تا گریمشون کردم ولی بچه های باحالی بودن
یکیشون خودِ آتنا بود همون قدر شیطون و تخس
خلاصه حالمُ واقعا خوب کردن
یکیشون اومد پرسید گفت ببخشید فامیلیتون چیه ؟ بهش گفتم باز گفت چیییی؟ باز بهش گفتم
گفت آها خب خاله میشه منُ گریم نکنین؟ دِ آخه لعنتی وقتی میخوای بگی خاله فامیلیم رو میخوای چیکار ؟
یکی از بچه ها دخترخاله ش رو آورده بود ازشون فیلمبرداری کنه که دوربینش شارژ نداشت :/
آخر سر هم خانوم فیلمبردار خیلی پرستیژ مدار طور با گوشی فیلم گرفتن !!!
اومدم خونه کادوهای ساراه رسید با خوشحالیش خوشحال شدم
درسته امروز با حال خوب بیدار نشدم ولی با حال خوب بقیه روزم رو گذروندم
بله زنگ تفریحم تموم شد باید برگردم سراغ کد زدن ولی با یه حال خوب دوباره شروع میکنم ♥
https://t.me/warheroyes/1798
چرا تو مال من نیستی خوشگلم ؟ :(
چرا تو مال من نیستی خوشگلم ؟ :(
Telegram
آگوا
جولی هستن،
واقعا خب این ترسیدن نداره؟
واقعا خب این ترسیدن نداره؟
میگه اون ریگی که تو کفشتونه آخرش شما رو از پا میندازه نه اون قله کوهی که قراره ازش بالا برین ...
https://t.me/chihiro_kamikakushi/1638
یه عالمه قرص خواب آور بخوری آخرشب که کسی بهت شک نکنه چرا انقد میخوابی تا صبح کارت به خوبی تموم میشه !
یه عالمه قرص خواب آور بخوری آخرشب که کسی بهت شک نکنه چرا انقد میخوابی تا صبح کارت به خوبی تموم میشه !
Telegram
Chihiro
به نظرتون بهترین راه برای خودکشی چیه؟
دقیقا اون نقطه ای از زندگی که کنکورت رو ول کردی چسبیدی به کد نوشتن بعد الان در زمینه کد نوشتن رسیدی به غلط کردن و نه راه پس داری و نه راه پیش چی بهش میگن ؟
میا: میشه الان اون جوک رو برات تعریف کنم؟
وینسنت : الان توانایی خندیدن ندارم
میا : اصلا خنده دار نیست
وینسنت : باشه
میا: سه تا گوجه داشتن راه میرفتن
باباگوجه، مامان گوجه ، بچه گوجه
بچه گوجه این ور اون ور میپرید
باباگوجه عصبانی شد بچه گوجه رو له کرد بهش گفت کچاپ کچاپ !
وینسنت : همم
برگرفته از فیلم پالپ فیکشن
وینسنت : الان توانایی خندیدن ندارم
میا : اصلا خنده دار نیست
وینسنت : باشه
میا: سه تا گوجه داشتن راه میرفتن
باباگوجه، مامان گوجه ، بچه گوجه
بچه گوجه این ور اون ور میپرید
باباگوجه عصبانی شد بچه گوجه رو له کرد بهش گفت کچاپ کچاپ !
وینسنت : همم
برگرفته از فیلم پالپ فیکشن
Forwarded from Amir! (A M I R H O S E I N™)
یکیم باید باشه که آدم اسرارشو بیحساب بهش بگه، بیترس و نگرانی
اگه توی رابطه تون با بهترین دوستتون برای حفظ اصالت دوستی خودتون رو خیلی کوچیک کنین فکر میکنین حتا اونم میتونه حالش ازتون بهم نخوره ؟
اگه فکر میکنین نه سخت در اشتباهین
اگه فکر میکنین نه سخت در اشتباهین
نمیخوام آدمِ احمقی باشم
ولی رابطه شهاب شیری با خانوما خیلی منُ به فکر فرو میبره ؟
این حجم از رابطه ی لامسه ای نمیتونه فقط دوستانه و بی منظور باشه واقعا ؟ میتونه ؟
همیشه این حس رو داشتم که نقاب ال جی بی تی زده که بتونه با دخترا راحت تر در ارتباط باشه
شایدم یه احمقم نمیدونم
* اگه براتون سواله شهاب شیری کیه پیجش رو تو اینستاگرام سرچ کنین
ولی رابطه شهاب شیری با خانوما خیلی منُ به فکر فرو میبره ؟
این حجم از رابطه ی لامسه ای نمیتونه فقط دوستانه و بی منظور باشه واقعا ؟ میتونه ؟
همیشه این حس رو داشتم که نقاب ال جی بی تی زده که بتونه با دخترا راحت تر در ارتباط باشه
شایدم یه احمقم نمیدونم
* اگه براتون سواله شهاب شیری کیه پیجش رو تو اینستاگرام سرچ کنین