Neige(آدن)
537 subscribers
2.7K photos
33 videos
6 files
900 links
تو فرانسه به برف میگن Neige

https://t.me/HarfinoBot?start=1f00274eb26c968

اگه دلت خواست فیلم ببینی @hushMovie
Download Telegram
وسط اون دعوایی که یه سریا با عاقای عابی راه انداخته بودن رفتم بش گفتم من رو تو کراش دارم که آدرنالین رو به فضا تزریق کرده باشم
اونم گفت تو این وضعیت؟
منم گفتم خب الان احساس کردم
بهم گفت بخواب احساساتی شدی
من خوابیدم ولی همچنان رو حرفمم 🤷‍♀
مگه میشه آدم همیشه خوب باشه ؟
همیشه سرحال ، هیچی حالش رو بد نکنه ، دائما منبع انگیزه و هیجان باشه ؟
برای همینه حالم از سایت هایی مثل رنگی رنگی و .... بهم میخوره
همیشه دلم خواسته یه چیز واقعی رو ببینم ، بخونم
مثل اکثر کانالایی که میخونم
هیچ چیز مطلقی واقعا وجود نداره اگه به ظاهر وجود داشت جای شک داره !
Forwarded from تنها مانده ای در زمین، از جنس تاریکی🖤
تنها مانده ای در زمین، از جنس تاریکی🖤
Photo
چقدر این لحظه ها شیرینن
وقتی نتیجه همه زحمت هایی که کشیدی کامت رو شیرین میکنه
آیدای عزیزم همیشه همین لبخند قشنگ رو برات آرزو میکنم
امروز با همه دعوا کردم
وقتی باهاشون دعوام میشه همه ی قلبم تیره میشه
حس میکنم دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم
حس میکنم دیگه تو دنیا هیچ کسی رو ندارم
که البته احساس خیلی بی ربطی هم نیست
همه ی دنیا برام بی ارزش میشه و هیچی خوشحالم نمیکنه
ولی وقتی باهاشون آشتی میکنم کل دنیام قشنگ میشه بازم
بازم احساس میکنم زیر یه تک درخت خوابیدم که شاخه هاش رو باد تکون میده و صدای خش خش قشنگش همه وجودم رو آروم میکنه
وقتی فهمیدن حالت بده ولی براشون مهم نبود
کشش نده دیگه تموم شدن ...
خیلی جالبه ها مرسده دو روز بعد من بسته شُ فرستاد
بسته ی اون امروز رسیده بسته من هنوز نرسیده 😒
خودم پیاده میرفتم الان رسیده بودم حضوری هم بهش کادو میدادم 😭
چند سال پیش همیشه فکر میکردم ینی چی کادو دادن حال آدم رو خوب میکنه مگه میشه ؟
ولی چند سالیه این حس رو با تمام وجودم لمس میکنم و واقعا از ته دلم خوشحال میشم
ساراه قشنگم ببخشید که کادوت به قشنگی خودت نیست
ولی تو دونه دونه ش عشق ریختم
مبارکت باشه جونم *__*
دیشب خیلی حالم بد بود
انقدر که سه ساعت بی وقفه گریه کردم
وسط گریه خوابم برد
و از این حالت به معنای واقعی کلمه متنفرم چون صبحش که بیدار میشم چشمم یه چیزی تو مایه های اون چقاله بادومای تپل ئه ...
بله صبح دقیقا با همچین حالتی بیدار شدم
قسمت بد ماجرا هم اینجا بود که باید میرفتم گروه تئاتر بچه های مدرسه رو گریم میکردم
تا وقتی که از خونه نزده بودم بیرون یه شیر زخمی پف کرده بودم
ولی وقتی تو ماشین شیشه رو داده بودم پایین و افتاب ملیح میخورد تو صورتم حالم بهتر شد
رسیدم تو سالن انگار همه چی یادم رفت
چقد تو دوران راهنمایی و دبیرستانم جا موندم من نباید هیچوقت سنم از ۱۷ رد میشد !
وقتی وسایل گریم رو جلوم گذاشتن یا دهان چسبیده به کف چشمای پف کردم درپرید بله چون فقط چند تا گواش گذاشتن جلوم
گفتم خب حالا مرطوب کننده دارین بزنین به صورتتون که میزان آسیب دیدگی به حداقل برسه ؟
همینو که گفتم شروع کردن جیغ جیغ کردن که نهههه ما گریم نمیکنیم جوش میزنیم
🙄😒 خا حالا جوگیر نشین بهتون توجه کردم
با هر کدومشون کلی سر و کله زدم تا گریمشون کردم ولی بچه های باحالی بودن
یکیشون خودِ آتنا بود همون قدر شیطون و تخس
خلاصه حالمُ واقعا خوب کردن
یکیشون اومد پرسید گفت ببخشید فامیلیتون چیه ؟ بهش گفتم باز گفت چیییی؟ باز بهش گفتم
گفت آها خب خاله میشه منُ گریم نکنین؟ دِ آخه لعنتی وقتی میخوای بگی خاله فامیلیم رو میخوای چیکار ؟
یکی از بچه ها دخترخاله ش رو آورده بود ازشون فیلمبرداری کنه که دوربینش شارژ نداشت :/
آخر سر هم خانوم فیلمبردار خیلی پرستیژ مدار طور با گوشی فیلم گرفتن !!!
اومدم خونه کادوهای ساراه رسید با خوشحالیش خوشحال شدم
درسته امروز با حال خوب بیدار نشدم ولی با حال خوب بقیه روزم رو گذروندم
بله زنگ تفریحم تموم شد باید برگردم سراغ کد زدن ولی با یه حال خوب دوباره شروع میکنم
میگه اون ریگی که تو کفشتونه آخرش شما رو از پا میندازه نه اون قله کوهی که قراره ازش بالا برین ...
https://t.me/chihiro_kamikakushi/1638
یه عالمه قرص خواب آور بخوری آخرشب که کسی بهت شک نکنه چرا انقد میخوابی تا صبح کارت به خوبی تموم میشه !
دقیقا اون نقطه ای از زندگی که کنکورت رو ول کردی چسبیدی به کد نوشتن بعد الان در زمینه کد نوشتن رسیدی به غلط کردن و نه راه پس داری و نه راه پیش چی بهش میگن ؟
میا: میشه الان اون جوک رو برات تعریف کنم؟
وینسنت : الان توانایی خندیدن ندارم
میا : اصلا خنده دار نیست
وینسنت : باشه
میا: سه تا گوجه داشتن راه میرفتن
باباگوجه، مامان گوجه ، بچه گوجه
بچه گوجه این ور اون ور میپرید
باباگوجه عصبانی شد بچه گوجه رو له کرد بهش گفت کچاپ کچاپ !
وینسنت : همم
برگرفته از فیلم پالپ فیکشن