Forwarded from ناخداسينما ☀️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
١-سخنان محمود دولت آبادي بعد از خوانش "عاشورا در پاييز" يكي از قصه هاي مجموعه ي تابستان همانسال توسط ناصر تقوايي در گستايگ
#ناخداسينما #ناصرتقوايي
#ناخداسينما #ناصرتقوايي
Forwarded from ناخداسينما ☀️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
٢-سخنان محمود دولت آبادي بعد از خوانش "عاشورا در پاييز" يكي از قصه هاي مجموعه ي تابستان همانسال توسط ناصر تقوايي در گستايگ
#ناخداسينما #ناصرتقوايي
#ناخداسينما #ناصرتقوايي
از راست
#داريوش_آشوري #ناصرتقوايي #مرضيه_وفامهر #ناخداسينما
مونيخ هفتم فروردين ١٣٩٧
@NasserTaghvai
@marzieHvafameHr
https://instagram.com/p/Bg2IQu-h4UN/
#داريوش_آشوري #ناصرتقوايي #مرضيه_وفامهر #ناخداسينما
مونيخ هفتم فروردين ١٣٩٧
@NasserTaghvai
@marzieHvafameHr
https://instagram.com/p/Bg2IQu-h4UN/
Instagram
Forwarded from هنروتجربه "سوپرگروه"
نمایش ویژه مجموعه آثار ناصر تقوایی/ جمعه ساعت ۲۲/ سالن اختصاصی هنر وتجربه ( سینمافرهنگ)
لینک خرید بلیط yon.ir/4ves2
@aecinemachannel
لینک خرید بلیط yon.ir/4ves2
@aecinemachannel
Ezterab
Mohammad Mokhtari
از محمد مختاري بشنويم اضطراب چيست و نمود اضطراب در روشنفكر چگونه است. زبانهايي كه لالماني مي گيرند...
Track 19
<unknown>
فايل صداي اربعين به كارگرداني ناصر تقوايي. خواننده ؛ بخشو
حميد جعفري: «اربعین» و «یا ضامن آهو»
دیروز فرصتی دست داد تا این دو فیلم را در جشنوارهی جهانی فجر روی پرده ببینم. «اربعین» محصول 1349 ساخته ی ناصر تقوایی و «یا ضامن آهو» محصول 1349 ساخته ی پرویز کیمیاوی. در برنامه اعلام شده بود نسخههای ترمیم شده این فیلم ها نمایش داده می شود، به همین دلیل جمعیت زیادی زیر باران خودشان را به چارسو رسانده بودند تا برای اولین بار نسخهی اصل و سالم و سلامت این فیلم ها را روی پرده به تماشا بنشینند. اما انگار دیگر جا افتاده است که حتی یک رودهی راست در شکم هیچ مسئولی دیده نشود؛ اربعین تنها اصلاح رنگ شده بود و هیچ کار دیگری روی آن انجام نشده بود. حتی در تبدیل به نسخهی دیجیتال سینک صدای آن هم به هم ریخته بود. «یا ضامن آهو» هم که اصلا فکر می کنم همان نسخه ی DVD که همه جا هست را پخش کردند. بنده پیش تر نسخه بهتری از این فیلم دیده بودم؛ با این همه دیدن این دو شاهکار سینمای مستند کلاسیک ایران روی پرده،تجربهی خوبی بود.
به نظرم ویژگی مشترک این دو فیلم است که هر دو دارای شکوه و خلوص توأمان اند، منظورم از خلوص صداقت است. «یا ضامن آهو» برای من مصداق دقیق شکوه در تصویر و خلوص در صداست. در مورد «اربعین» دقیقا قرینهی این توصیف را می توانم به کار ببرم یعنی شکوه در صدا و خلوص در تصویر. نه اینکه «یا ضامن آهو» در تصویر خلوص ندارد و یا صدای «اربعین» خالی از خلوص است، نه. قطعا هیچ شکوهی بدون خلوص به دل نمی نشیند. منظورم بیشتر ویژگی بارز هر فیلم در هر بخش است. آنچه که من از «یا ضامن آهو» می گیرم از یک طرف شکوه مندی و بی نقصی تصاویر آن است و از طرفی خلوص و صداقت سرشاری است که در باند صوتی و گفتگو های ضبط شده موج می زند که در هر بار دیدن، بنده را حسابی متأثر می کند. دقیقا همین ویژگی ها در مورد «اربعین» هم هست، اما اینجا شکوه در صدای مخملی «بخشو» نوحه خوان فیلم و صدای سنج و دمام نوازان متجلی می شود و خلوص را در می توان در چهره و تن های لخت سوگواران و هم چهره بخشو دید که چطور منتشر و در طول فیلم گسترده می شود. هرچند که تصویر حلقه های تو در توی سینه زنان شکوه خاصی را القا می کند. کارگردانان هر دو فیلم تندرست و پایدار باشند.
پ.ن: ویدئوی اول بخشی از اربعین و بقیه بخش هایی از یا ضامن آهو
https://instagram.com/p/Bh80M8-gtr0/
@NasserTaghvai
دیروز فرصتی دست داد تا این دو فیلم را در جشنوارهی جهانی فجر روی پرده ببینم. «اربعین» محصول 1349 ساخته ی ناصر تقوایی و «یا ضامن آهو» محصول 1349 ساخته ی پرویز کیمیاوی. در برنامه اعلام شده بود نسخههای ترمیم شده این فیلم ها نمایش داده می شود، به همین دلیل جمعیت زیادی زیر باران خودشان را به چارسو رسانده بودند تا برای اولین بار نسخهی اصل و سالم و سلامت این فیلم ها را روی پرده به تماشا بنشینند. اما انگار دیگر جا افتاده است که حتی یک رودهی راست در شکم هیچ مسئولی دیده نشود؛ اربعین تنها اصلاح رنگ شده بود و هیچ کار دیگری روی آن انجام نشده بود. حتی در تبدیل به نسخهی دیجیتال سینک صدای آن هم به هم ریخته بود. «یا ضامن آهو» هم که اصلا فکر می کنم همان نسخه ی DVD که همه جا هست را پخش کردند. بنده پیش تر نسخه بهتری از این فیلم دیده بودم؛ با این همه دیدن این دو شاهکار سینمای مستند کلاسیک ایران روی پرده،تجربهی خوبی بود.
به نظرم ویژگی مشترک این دو فیلم است که هر دو دارای شکوه و خلوص توأمان اند، منظورم از خلوص صداقت است. «یا ضامن آهو» برای من مصداق دقیق شکوه در تصویر و خلوص در صداست. در مورد «اربعین» دقیقا قرینهی این توصیف را می توانم به کار ببرم یعنی شکوه در صدا و خلوص در تصویر. نه اینکه «یا ضامن آهو» در تصویر خلوص ندارد و یا صدای «اربعین» خالی از خلوص است، نه. قطعا هیچ شکوهی بدون خلوص به دل نمی نشیند. منظورم بیشتر ویژگی بارز هر فیلم در هر بخش است. آنچه که من از «یا ضامن آهو» می گیرم از یک طرف شکوه مندی و بی نقصی تصاویر آن است و از طرفی خلوص و صداقت سرشاری است که در باند صوتی و گفتگو های ضبط شده موج می زند که در هر بار دیدن، بنده را حسابی متأثر می کند. دقیقا همین ویژگی ها در مورد «اربعین» هم هست، اما اینجا شکوه در صدای مخملی «بخشو» نوحه خوان فیلم و صدای سنج و دمام نوازان متجلی می شود و خلوص را در می توان در چهره و تن های لخت سوگواران و هم چهره بخشو دید که چطور منتشر و در طول فیلم گسترده می شود. هرچند که تصویر حلقه های تو در توی سینه زنان شکوه خاصی را القا می کند. کارگردانان هر دو فیلم تندرست و پایدار باشند.
پ.ن: ویدئوی اول بخشی از اربعین و بقیه بخش هایی از یا ضامن آهو
https://instagram.com/p/Bh80M8-gtr0/
@NasserTaghvai
Instagram
Hamid Jafari
«اربعین» و «یا ضامن آهو» دیروز فرصتی دست داد تا این دو فیلم را در جشنوارهی جهانی فجر روی پرده ببینم. «اربعین» محصول 1349 ساخته ی ناصر تقوایی و «یا ضامن آهو» محصول 1349 ساخته ی پرویز کیمیاوی. در برنامه اعلام شده بود نسخههای ترمیم شده این فیلم ها نمایش داده…
Forwarded from روزآروز
🎧 روایت دست اول از کنارکشیدن #ناصر_تقوایی از ساخت سریال #کوچک_جنگلی- برای اولینبار
➕ تقوایی در پاسخ به یکی از شاگردان کلاساش، داستان کنارکشیدن از ساخت سریال [میرزا] «کوچک جنگلی» را که در صداوسیمای دوران #محمد_هاشمی روی داد، بازگو میکند. این فایل را #روزاروز برای اولینبار و به مناسبت ۷۷سالهشدن این کارگردان برجسته سینما و تلویزیون ایران منتشر میکند.
⚡️برای شنیدن این فایل صوتی در موبایل، عکس زیر را لمس کنید یا روی آن کلیک کنید.
@roozArooz_media
👈 ما را در ساوندکلاد دنبال کنید. هر روز پادکست خبری و فایل صوتی گزارشهای خواندنی 👇
https://soundcloud.com/roozarooz_media/pwvrs5mvzywc
➕ تقوایی در پاسخ به یکی از شاگردان کلاساش، داستان کنارکشیدن از ساخت سریال [میرزا] «کوچک جنگلی» را که در صداوسیمای دوران #محمد_هاشمی روی داد، بازگو میکند. این فایل را #روزاروز برای اولینبار و به مناسبت ۷۷سالهشدن این کارگردان برجسته سینما و تلویزیون ایران منتشر میکند.
⚡️برای شنیدن این فایل صوتی در موبایل، عکس زیر را لمس کنید یا روی آن کلیک کنید.
@roozArooz_media
👈 ما را در ساوندکلاد دنبال کنید. هر روز پادکست خبری و فایل صوتی گزارشهای خواندنی 👇
https://soundcloud.com/roozarooz_media/pwvrs5mvzywc
SoundCloud
چه شد که تقوایی سریال کوچک جنگلی را نساخت؟
آثار #ناصر_تقوایی فیلمساز موج نوی سینمای ایران گرهگاههای سینمایی ایران را نشانهگذاری میکند، از #دایی_جان_ناپلئون تا #ناخدا_خورشید. اما او را میتوان فیلمساز کارهای ناتمام هم نامید؛ کارهایی که بر خ
Forwarded from روزآروز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 زندگی هنری #ناصر_تقوایی با فراز و فرودهای بسیاری داشته اما او همواره راوی زندهترین قصههای ما بوده است. در این ویدئو تاریخ پرشور زندگیاش را مرور کردهایم. 🎧👆
@roozArooz_media
@roozArooz_media
کوتاه درباره ی "تابستان همانسال" از ناصر تقوایی/اسماعیل بابایی
تابستان همانسال، مجموعه ای ست از هشت داستان کوتاه که برش هایی از زندگی کارگران اسکله های مناطق نفت خیز جنوب را در برهه ای تاریخی به تصویر می کشد.
داستان ها که در محیطی کارگری و مردانه اتفاق می افتند، هرکدام به تنهایی واجد ویژگی های یک داستان کوتاه کامل بوده و در عین حال وجه اشتراک هایی دارند که آن ها را به هم متصل می کنند. این وجه اشتراک ها نخست در کاراکترهای مشترک آمده است که مثلا سرانجامِ کاراکتری را در داستان دیگری می بینیم -مانند عاشور که راوی داستان دوم است و در داستان هشتم کشته می شود.
و در بعدی دیگر، برخورد آن ها در مکان های جغرافیایی مشترک (میخانه، اسکله،...) آن ها را به هم پیوند می دهد.
به لحاظ زمانی، داستان ها در بحبوحه ی ملی شدن صنعت نفت و کودتای پس از آن اتفاق می افتند. نویسنده به ناچار با نشانه دادن های گنگ از آن دوران، توانسته است منظور خودش را به مخاطب برساند. این نشانه ها در داستان پایانی که عنوان کتاب هم از آن وام گرفته شده است، روشن تر از بقیه ی داستان ها خودش را نشان می دهد؛ داستان از همان ابتدا، مستقیم به حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می پردازد: "آخرهای تابستان عده یی را ول کردند. شاید آدمهای بدبین باورشان نشود که همه جا پر بود و جایی نبود ول کرده بودند. این بود که دوباره برگشتیم به اسکله. همه مان برنگشته بودیم. چند ماه پیشتر خیلی ها را دیده بودیم افتاده بودند زمین. آمبولانسهای سیاه بارشان میکردند و روی نوار سیاه اسفالتها میرفتند به مرده شویخانه. شنیده بودیم مرده شویخانه. بعضی ها زحمتی نداشند، چاله های بزرگ پشت قبرستان برای اینها بود..."(ص. ۵۷)
به طور مشخص سه داستان پایانی را می توان پشت سر هم دانست؛ در داستان ششم صنعت نفت ملی شده است و خارجی ها در حال رفتن اند، در داستان هفتم درگیری و زد و خورد اتفاق می افتد که می تواند همان روزهای کودتا باشد، و در داستان هشتم، کودتا اتفاق افتاده است و بگیر و ببندهای پس از آن و کشته شدن عاشور را شاهدیم.
از همان داستان های نخست نیز نفرت کاراکترها از خارجی ها را می بینیم.
راوی داستان ها در هفت داستان، راوی اول شخص است که گاهی یکی از کاراکترهاست -داستان اول سیفو، داستان دوم عاشور، داستان چهارم اسی- و گاهی نامشخص است. در داستان هفتم نیز راوی، سوم شخص محدود به ذهن گاراگین است. در این بین، از آن جا که کافه ی گاراگین نقطه ی مرکزی پیوند کاراکترهاست، و هر بار یکی از کارگرها داستانی را روایت کرده است، نویسنده در این داستان به گاراگین فرصتی داده تا او هم روایت خودش را داشته باشد.
توصیف های تصویریِ خوب، که منجر به فضاسازی های درخشانی شده است، از ویژگی های مهم کتاب است. تمرکز نویسنده بر فرهنگ و ادبیات کارگران اسکله است و در آن بسیار موفق عمل کرده است؛ کاری که البته در زمانه ی خودش تازگی داشته است. از این لحاظ، کتاب واجد ارزش های مطالعات اجتماعی ست. او کارگرانی را به ما نشان می دهد که رفتن به روسپی خانه ها و میخانه ها از مهم ترین دغدغه های آن هاست.- شروع داستان از روسپی خانه ی ژنی ست. این مکان ها، فراتر از تفریح، که همچون پناهگاهی برای التیام رنج هایشان از محیط کارگری و شرایطی ست که در آن به سر می برند. جوری که انگار به این مکان ها تعصب دارند و گاها به روسپی ها دل می بندند.
بخش مهمی از این ادبیات کارگری نیز در گفت و گوهای کاراکترها شکل می گیرد.
در پایان باید گفت که تاثیر پذیری از همینگوی در داستان ها آشکار است.
٭مشخصات کتاب:
تابستان همانسال، ناصر تقوایی، نشر لوح، چاپ نخست:۱۳۴۸.
#تابستان_همان_سال
#ناصرتقوایی
#هردوهفته_یک_کتاب
تابستان همانسال، مجموعه ای ست از هشت داستان کوتاه که برش هایی از زندگی کارگران اسکله های مناطق نفت خیز جنوب را در برهه ای تاریخی به تصویر می کشد.
داستان ها که در محیطی کارگری و مردانه اتفاق می افتند، هرکدام به تنهایی واجد ویژگی های یک داستان کوتاه کامل بوده و در عین حال وجه اشتراک هایی دارند که آن ها را به هم متصل می کنند. این وجه اشتراک ها نخست در کاراکترهای مشترک آمده است که مثلا سرانجامِ کاراکتری را در داستان دیگری می بینیم -مانند عاشور که راوی داستان دوم است و در داستان هشتم کشته می شود.
و در بعدی دیگر، برخورد آن ها در مکان های جغرافیایی مشترک (میخانه، اسکله،...) آن ها را به هم پیوند می دهد.
به لحاظ زمانی، داستان ها در بحبوحه ی ملی شدن صنعت نفت و کودتای پس از آن اتفاق می افتند. نویسنده به ناچار با نشانه دادن های گنگ از آن دوران، توانسته است منظور خودش را به مخاطب برساند. این نشانه ها در داستان پایانی که عنوان کتاب هم از آن وام گرفته شده است، روشن تر از بقیه ی داستان ها خودش را نشان می دهد؛ داستان از همان ابتدا، مستقیم به حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می پردازد: "آخرهای تابستان عده یی را ول کردند. شاید آدمهای بدبین باورشان نشود که همه جا پر بود و جایی نبود ول کرده بودند. این بود که دوباره برگشتیم به اسکله. همه مان برنگشته بودیم. چند ماه پیشتر خیلی ها را دیده بودیم افتاده بودند زمین. آمبولانسهای سیاه بارشان میکردند و روی نوار سیاه اسفالتها میرفتند به مرده شویخانه. شنیده بودیم مرده شویخانه. بعضی ها زحمتی نداشند، چاله های بزرگ پشت قبرستان برای اینها بود..."(ص. ۵۷)
به طور مشخص سه داستان پایانی را می توان پشت سر هم دانست؛ در داستان ششم صنعت نفت ملی شده است و خارجی ها در حال رفتن اند، در داستان هفتم درگیری و زد و خورد اتفاق می افتد که می تواند همان روزهای کودتا باشد، و در داستان هشتم، کودتا اتفاق افتاده است و بگیر و ببندهای پس از آن و کشته شدن عاشور را شاهدیم.
از همان داستان های نخست نیز نفرت کاراکترها از خارجی ها را می بینیم.
راوی داستان ها در هفت داستان، راوی اول شخص است که گاهی یکی از کاراکترهاست -داستان اول سیفو، داستان دوم عاشور، داستان چهارم اسی- و گاهی نامشخص است. در داستان هفتم نیز راوی، سوم شخص محدود به ذهن گاراگین است. در این بین، از آن جا که کافه ی گاراگین نقطه ی مرکزی پیوند کاراکترهاست، و هر بار یکی از کارگرها داستانی را روایت کرده است، نویسنده در این داستان به گاراگین فرصتی داده تا او هم روایت خودش را داشته باشد.
توصیف های تصویریِ خوب، که منجر به فضاسازی های درخشانی شده است، از ویژگی های مهم کتاب است. تمرکز نویسنده بر فرهنگ و ادبیات کارگران اسکله است و در آن بسیار موفق عمل کرده است؛ کاری که البته در زمانه ی خودش تازگی داشته است. از این لحاظ، کتاب واجد ارزش های مطالعات اجتماعی ست. او کارگرانی را به ما نشان می دهد که رفتن به روسپی خانه ها و میخانه ها از مهم ترین دغدغه های آن هاست.- شروع داستان از روسپی خانه ی ژنی ست. این مکان ها، فراتر از تفریح، که همچون پناهگاهی برای التیام رنج هایشان از محیط کارگری و شرایطی ست که در آن به سر می برند. جوری که انگار به این مکان ها تعصب دارند و گاها به روسپی ها دل می بندند.
بخش مهمی از این ادبیات کارگری نیز در گفت و گوهای کاراکترها شکل می گیرد.
در پایان باید گفت که تاثیر پذیری از همینگوی در داستان ها آشکار است.
٭مشخصات کتاب:
تابستان همانسال، ناصر تقوایی، نشر لوح، چاپ نخست:۱۳۴۸.
#تابستان_همان_سال
#ناصرتقوایی
#هردوهفته_یک_کتاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تولد ناصر تقوايي ٢١ تير ٩٧، مراسمي خصوصي از طرف هواداران