❌چگونه طراحی «سریع القلم» به قرار داد با «توتال» منجر می شود؟!❌
بیشتر بحث ها در حاشیه امضاء قرارداد 5 میلیارد دلاری با شرکت فرانسوی توتال، پیرامون سهم 51 درصدی توتال، 25 تا 30 ساله بودن قرارداد، عدم تامین منافع ایران و بد قولی های گذشته توتال و کشور فرانسه چرخیده است، اما به نظر این لایه سطحی و فرعی اتفاقی است که قرار است برای آینده کشور رقم بخورد و عملا مدل قرار داد IPC عهده دار ریل گذاری این اتفاق است.
به نظرم این قرارداد فراتر از میزان و رقم سرمایه گذاری صورت گرفته و سبک قرار داد، راهگشای موج جدیدی از روابط اقتصادی تحمیلی – اجباری دولت روحانی بر ایران اسلامی با دیگر کشورهاست که محمود سریع القلم، تئوریسین و استراتژیست اصلی سیاست خارجی این دولت، آنرا راهبرد «قفل شدگی اقتصادی برای مهار رویکردهای سیاسی» می داند.
بعبارت دیگر حجم و نحوه قراردادهای تدارک دیده شده با شرکت های بزرگ و چند ملیتی چون توتال، شل و پیشتر از این ایرباس و ... بدنبال قفل کردن روابط اقتصادی ایران به منافع اقتصادی این شرکت های چند ملیتی است و کیست که نداند سیاست گزار اصلی و پشت پرده این شرکت ها دولت های آنها همچون فرانسه هستند.
در واقع قرار است ایران چنان درگیر قراردادهای بزرگ اینچنینی بشود که طبعا سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی خود را نیز در آینده ای که شاید خیلی هم دور نباشد، متناسب با این قرار دادها و با این ملاحظه که مبادا این قراردادها بر هم بخورد، تنظیم کند.
از میان انبوه نوشته ها و مصاحبه های سریع القلم این چند بخش را برای توضیح بیشتر راهبردی که غرب گرایان وطنی برای زدن ریشه های استقلال ایران و ایجاد وابستگی به غرب آنهم به نام «همگرایی» در سر دارند انتخاب کردم:
🔹ایران و جهان تغییر کرده و دیگر مکانیزمی وجود ندارد که بتوان کشوری مانند ایران را وابسته کرد. ایران به تغییر پارادایم نیاز دارد و باید طرز تفکر خود را به روز کند. اگر با دنیا کار نکنیم قدرتمند و ثروتمند نخواهیم شد.
🔸تا زمانی که تناقضات حقوقی مربوط به سیاست خارجی در قانون اساسی جمهوری، اسلامی ایران در ارتباط با چگونگی حلقه های وصل میان ابعاد ایدئولوژیک و ابعاد فراملی حل و فصل نشود، طراحی نظری و کاربردی استراتژیکی ملی و ایجاد ترکیب های فراملی امکان پذیر نخواهد بود.
🔹از گذشته، اصلی را در اقتصاد سیاسی داشتیم که اگر کشورها بهلحاظ اقتصادی با هم قفل شوند، بهلحاظ سیاسی خیلی عاقلانهتر رفتار میکنند. در ماجرای «برجام» برخی حامیان توافق هستهای تأکید داشتند آنچه ادامه آن را تضمین میکند، نه این تعهدات بلکه فراهمکردن زمینه سرمایهگذاری خارجی در ایران است.
🔸منطق اتحادیه اروپا هم همین بود؛ یعنی کشورها وقتی به هم قفل میشوند، در حوزههای سیاسی نمیتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند و مجبور به تعامل میشوند. روسیه در این رابطه یک استثناست و خیلی به اقتصاد جهان قفل نیست. اگر روسیه روابط گستردهای با آمریکا به لحاظ اقتصادی داشت، حتما در ماجرای اوکراین، بهگونه دیگری رفتار میکرد.
چینیها دومین کشور در دنیا از نظر هزینههای نظامی هستند اما پیچیده و پوشیده عمل میکنند. نه صحبت میکنند و نه پز و نمایش میدهند اما خودشان را بهلحاظ اقتصادی آنقدر به کشورها قفل کردهاند که برای کشورها امکان ندارد به افقهای بلندپروازانه نظامی چین اعتراض کنند.
🔹برميگرديم به تلقي خاصي كه ما از جهان داريم. به عنوان مثال، زماني است كه روابط آلمان و فرانسه از لحاظ اقتصادي به قدري اهميت دارد كه آنها اختلافات سياسيشان را به حاشيه ميرانند و حتي حاضر ميشوند بر سر مسايل سياسي با هم مصالحه كنند.
🔸این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبهروز بيشتر به هم گره میخورد و قفل میشود. از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفلشدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا میکند.
🔹کشورهای آسهآن 10 کشور در آسیای جنوب شرقی هستند که با هم یک بلوک اقتصادی تشکیل دادهاند. به این ترتیب که ویزا را بین خودشان برداشتند، 620 میلیون نفر جمعیت دارند و قرار است بین خودشان 540 هزار مایل جاده و 11 هزار و 700 مایل راهآهن ایجاد کنند تا به هم قفل شوند. وقتی کشورها از نظر اقتصادی به هم قفل شوند، در حوزههای دیگر هم کوتاه میآیند و مسائل غیراقتصادیشان را هم حل میکنند.
🔻دولت روحانی با کارگردانی امثال زنگنه در مهمترین حوزه نفت و گاز که در واقع مادر اقتصاد ایران محسوب می شود، در حال قفل کردن اقتصاد ایران به اقتصاد جهانی است تا با این اهرم هر دولتی در ایران «مجبور» باشد که اولویتهای طرف قرارداد را بر هر اولویت ملی، ارزشی، اعتقادی و ایدئولوژیک دیگری ترجیح دهد.🔺
https://goo.gl/WQRDBx
@naderi_note
بیشتر بحث ها در حاشیه امضاء قرارداد 5 میلیارد دلاری با شرکت فرانسوی توتال، پیرامون سهم 51 درصدی توتال، 25 تا 30 ساله بودن قرارداد، عدم تامین منافع ایران و بد قولی های گذشته توتال و کشور فرانسه چرخیده است، اما به نظر این لایه سطحی و فرعی اتفاقی است که قرار است برای آینده کشور رقم بخورد و عملا مدل قرار داد IPC عهده دار ریل گذاری این اتفاق است.
به نظرم این قرارداد فراتر از میزان و رقم سرمایه گذاری صورت گرفته و سبک قرار داد، راهگشای موج جدیدی از روابط اقتصادی تحمیلی – اجباری دولت روحانی بر ایران اسلامی با دیگر کشورهاست که محمود سریع القلم، تئوریسین و استراتژیست اصلی سیاست خارجی این دولت، آنرا راهبرد «قفل شدگی اقتصادی برای مهار رویکردهای سیاسی» می داند.
بعبارت دیگر حجم و نحوه قراردادهای تدارک دیده شده با شرکت های بزرگ و چند ملیتی چون توتال، شل و پیشتر از این ایرباس و ... بدنبال قفل کردن روابط اقتصادی ایران به منافع اقتصادی این شرکت های چند ملیتی است و کیست که نداند سیاست گزار اصلی و پشت پرده این شرکت ها دولت های آنها همچون فرانسه هستند.
در واقع قرار است ایران چنان درگیر قراردادهای بزرگ اینچنینی بشود که طبعا سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی خود را نیز در آینده ای که شاید خیلی هم دور نباشد، متناسب با این قرار دادها و با این ملاحظه که مبادا این قراردادها بر هم بخورد، تنظیم کند.
از میان انبوه نوشته ها و مصاحبه های سریع القلم این چند بخش را برای توضیح بیشتر راهبردی که غرب گرایان وطنی برای زدن ریشه های استقلال ایران و ایجاد وابستگی به غرب آنهم به نام «همگرایی» در سر دارند انتخاب کردم:
🔹ایران و جهان تغییر کرده و دیگر مکانیزمی وجود ندارد که بتوان کشوری مانند ایران را وابسته کرد. ایران به تغییر پارادایم نیاز دارد و باید طرز تفکر خود را به روز کند. اگر با دنیا کار نکنیم قدرتمند و ثروتمند نخواهیم شد.
🔸تا زمانی که تناقضات حقوقی مربوط به سیاست خارجی در قانون اساسی جمهوری، اسلامی ایران در ارتباط با چگونگی حلقه های وصل میان ابعاد ایدئولوژیک و ابعاد فراملی حل و فصل نشود، طراحی نظری و کاربردی استراتژیکی ملی و ایجاد ترکیب های فراملی امکان پذیر نخواهد بود.
🔹از گذشته، اصلی را در اقتصاد سیاسی داشتیم که اگر کشورها بهلحاظ اقتصادی با هم قفل شوند، بهلحاظ سیاسی خیلی عاقلانهتر رفتار میکنند. در ماجرای «برجام» برخی حامیان توافق هستهای تأکید داشتند آنچه ادامه آن را تضمین میکند، نه این تعهدات بلکه فراهمکردن زمینه سرمایهگذاری خارجی در ایران است.
🔸منطق اتحادیه اروپا هم همین بود؛ یعنی کشورها وقتی به هم قفل میشوند، در حوزههای سیاسی نمیتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند و مجبور به تعامل میشوند. روسیه در این رابطه یک استثناست و خیلی به اقتصاد جهان قفل نیست. اگر روسیه روابط گستردهای با آمریکا به لحاظ اقتصادی داشت، حتما در ماجرای اوکراین، بهگونه دیگری رفتار میکرد.
چینیها دومین کشور در دنیا از نظر هزینههای نظامی هستند اما پیچیده و پوشیده عمل میکنند. نه صحبت میکنند و نه پز و نمایش میدهند اما خودشان را بهلحاظ اقتصادی آنقدر به کشورها قفل کردهاند که برای کشورها امکان ندارد به افقهای بلندپروازانه نظامی چین اعتراض کنند.
🔹برميگرديم به تلقي خاصي كه ما از جهان داريم. به عنوان مثال، زماني است كه روابط آلمان و فرانسه از لحاظ اقتصادي به قدري اهميت دارد كه آنها اختلافات سياسيشان را به حاشيه ميرانند و حتي حاضر ميشوند بر سر مسايل سياسي با هم مصالحه كنند.
🔸این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبهروز بيشتر به هم گره میخورد و قفل میشود. از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفلشدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا میکند.
🔹کشورهای آسهآن 10 کشور در آسیای جنوب شرقی هستند که با هم یک بلوک اقتصادی تشکیل دادهاند. به این ترتیب که ویزا را بین خودشان برداشتند، 620 میلیون نفر جمعیت دارند و قرار است بین خودشان 540 هزار مایل جاده و 11 هزار و 700 مایل راهآهن ایجاد کنند تا به هم قفل شوند. وقتی کشورها از نظر اقتصادی به هم قفل شوند، در حوزههای دیگر هم کوتاه میآیند و مسائل غیراقتصادیشان را هم حل میکنند.
🔻دولت روحانی با کارگردانی امثال زنگنه در مهمترین حوزه نفت و گاز که در واقع مادر اقتصاد ایران محسوب می شود، در حال قفل کردن اقتصاد ایران به اقتصاد جهانی است تا با این اهرم هر دولتی در ایران «مجبور» باشد که اولویتهای طرف قرارداد را بر هر اولویت ملی، ارزشی، اعتقادی و ایدئولوژیک دیگری ترجیح دهد.🔺
https://goo.gl/WQRDBx
@naderi_note
⁉️برای حجاب چه باید کرد؟⁉️
🔻به مناسبت روز حجاب و عفاف این یادداشت را که ۵ خرداد ۱۳۹۳ نگاشتم برای نقد و نظر تقدیم می کنم.🔺
🔹برای حجاب چه باید کرد؟ این یک سوال است، سوال جدی و البته دغدغه ای جدیتر برای این روزهای جامعه ما. کار جدی و خاصی در سطح کلان تا بحال برای موضوع حجاب ندیده ایم. همینکه چادر مشکی مان را با وجود امکان تولید جنس اعلا در داخل و حتی احداث دو کارخانه، هنوز از ژاپن و کره وارد میکنیم، یعنی آنقدر عزم وجود نداشته برای ساماندهی امر حجاب در سطح سیاستگذاری کلان فرهنگی.
همین شده که مقوله کار کردن برای حجاب خلاصه شده در امر به معروف و نهی از منکر و آنهم خلاصه شده در تذکر لسانی و بعضا فیزیکی و در نهایت چند تجمع اعتراضی به وضعیت حجاب.
🔸اما چاره چیست؟
مدتی هست که یکی از این راهکارها را در ذهنم بالا و پایین کردهام و تصمیم دارم اینجا به اشتراک بگذارم تا نظر دوستان را هم بگیرم.
🔹بنظرم در مقوله پوشش از ضعف جدی در امر«تیپ سازی» رنج برده ایم و این روزها از آن ضربه میخوریم. اساسا سیاستگذاری خاصی در مقوله تیپ سازی در این سالها صورت نگرفته است و این شده که طرف مقابل در یک میدان بیرقیب، تیپ ساخته، این تیپ را ترویج کرده و بازار و ویترین را گرفته است، چون تولید داشته و تولید کرده است و در این میان مصرف کننده این کالای فرهنگی یعنی پوشش هم در یک بازار بیرقیب، تنها مشتری کالای موجود در بازار بوده است.
گاهی هم باید به مقوله پوشش از این منظر نگاه کرد. از منظر یک کالای فرهنگی، مثل فیلم، موسیقی، کتاب و ... نگاهی به بازار کالاهای فرهنگی این روزهای کشور نشان داده که اتفاقا هرگاه جریان مومن فرهنگی وارد عرصه تولید شده و کالای خوب به بازار عرضه کرده، استقبال خوبی دیده است. ردپای این استقبال را در فروش کتاب های سوره مهر و استقبال از موسیقیهای امثال افتخاری و فیلمهای سینمایی پرفروش و سریالهای پسندیده شده مثل پایتخت میشود پیدا کرد.
🔸بنظرم در عرصه پوشش هنوز به این بلوغ نرسیده ایم که میتوانیم تولید کالا و تیپ داشته باشیم. البته در مورد چادر بنظرم این اتفاق به خوبی افتاده است. امروز تیپهای مختلفی از چادر و به تبع آن چادری تولید شده است که شاید تا ده سال پیش در جامعه هرگز مشاهده نمیکردیم. طراحی، تولید، ترویج و استفاده از مدلهای مختلف چادر که هم از یک سو پوشیده است و حجاب برتر که همان چادر است را حفظ کرده و هم از جانب دیگر خوش تیپ است و به قول اهل مد، با کلاس.
براحتی و زودی هم این تیپهای چادر فراگیر شده است، چنانکه دیگر این روزها کمتر دختر جوان چادری را پیدا میکنید که از چادرهای مدل قدیم به سر کند. غالب چادری های امروزی پوشش مورد علاقه خود را از چادرهای مدل جدید انتخاب میکنند، و شاید حداقل غالب چادری های جوانی که من در دور و برم می بینم به این سمت رفته اند. اکنون می توان گفت که این نوع چادر به یک «تیپ» خاص پوشش مبدل شده است که فراگیر شده و طبیعتا برای تولید کننده هم به دلیل همین فراگیر شدن و طالب داشتن، کاملا بصرفه خواهد بود که اقدام به تولید و فروش آن بکند.
🔹اما آیا همه بانوان جامعه ما چادر به سر میکنند؟ قطعا اینطور نیست و جمعیت قابل توجهی هم ترجیح می دهند حجاب داشته باشند اما چادری نباشند. برای آنها چه کرده ایم؟
بنظرم یکی از کلیدهای اصلی حل مسئله حجاب، کار دقیق و اثرگذار در تیپ سازی برای این قشر است. غالب این قشر از بانوان بدنبال کالای مناسب و از طرفی شیک و با وقار در بازار هستند. کالای مناسبی که ما هرگز به سمت تولید آن نرفته ایم و البته طرف مقابل ما سالهاست بر روی تولید آن کار کرده است. باید بپذیریم که برای بانوان غیرچادری جامعه نیز نیاز به تیپه ای پوشیده اما شیک و همه پسنده حجاب داریم، آنها را تولید کنیم، ترویج کنیم و همه گیر کنیم.
تیپ هایی که هم پوشیده است، حدود شرعی را رعایت کرده است، شیک و با وقار است و چادر هم نیست. وقتی چند ذهن خلاق و باهوش، بتواند تعدادی از این نوع تیپها را طراحی کند، مطمئن باشید که تولید کننده به دلیل صرفه اقتصادی به دنبالش خواهد رفت و خواه نا خواه پای خود را به صفحههای تلویزیون و سینما و مجلات هم باز خواهد کرد و براحتی فراگیر خواهد شد.
🔸تیپ سازی نکرده ایم که ببینیم بسیاری از آنهایی که این روزها در جامعه بعنوان «بد حجاب» به چشممان می آیند، بدلیل نبود کالای دیگر، سراغ کالای موجود در بازار رفته اند، وگرنه من زیاد دیده ام بانوان غیرچادری را که به دلیل مورد پسند بودن تیپ های جدید چادر، به چادری شدن گرویده اند.همچنان که تا وقتی وارد فیلسمازی و موسیقی و کتاب نشده بودیم گمان می کردیم همه بازار برای آنهاست.
📝پ ن: تصویر مربوط به مراسم تشرف به پوشش چادر 2000 زن لبنانی در اردیبهشت 89
https://goo.gl/DqTK2q
🔻به مناسبت روز حجاب و عفاف این یادداشت را که ۵ خرداد ۱۳۹۳ نگاشتم برای نقد و نظر تقدیم می کنم.🔺
🔹برای حجاب چه باید کرد؟ این یک سوال است، سوال جدی و البته دغدغه ای جدیتر برای این روزهای جامعه ما. کار جدی و خاصی در سطح کلان تا بحال برای موضوع حجاب ندیده ایم. همینکه چادر مشکی مان را با وجود امکان تولید جنس اعلا در داخل و حتی احداث دو کارخانه، هنوز از ژاپن و کره وارد میکنیم، یعنی آنقدر عزم وجود نداشته برای ساماندهی امر حجاب در سطح سیاستگذاری کلان فرهنگی.
همین شده که مقوله کار کردن برای حجاب خلاصه شده در امر به معروف و نهی از منکر و آنهم خلاصه شده در تذکر لسانی و بعضا فیزیکی و در نهایت چند تجمع اعتراضی به وضعیت حجاب.
🔸اما چاره چیست؟
مدتی هست که یکی از این راهکارها را در ذهنم بالا و پایین کردهام و تصمیم دارم اینجا به اشتراک بگذارم تا نظر دوستان را هم بگیرم.
🔹بنظرم در مقوله پوشش از ضعف جدی در امر«تیپ سازی» رنج برده ایم و این روزها از آن ضربه میخوریم. اساسا سیاستگذاری خاصی در مقوله تیپ سازی در این سالها صورت نگرفته است و این شده که طرف مقابل در یک میدان بیرقیب، تیپ ساخته، این تیپ را ترویج کرده و بازار و ویترین را گرفته است، چون تولید داشته و تولید کرده است و در این میان مصرف کننده این کالای فرهنگی یعنی پوشش هم در یک بازار بیرقیب، تنها مشتری کالای موجود در بازار بوده است.
گاهی هم باید به مقوله پوشش از این منظر نگاه کرد. از منظر یک کالای فرهنگی، مثل فیلم، موسیقی، کتاب و ... نگاهی به بازار کالاهای فرهنگی این روزهای کشور نشان داده که اتفاقا هرگاه جریان مومن فرهنگی وارد عرصه تولید شده و کالای خوب به بازار عرضه کرده، استقبال خوبی دیده است. ردپای این استقبال را در فروش کتاب های سوره مهر و استقبال از موسیقیهای امثال افتخاری و فیلمهای سینمایی پرفروش و سریالهای پسندیده شده مثل پایتخت میشود پیدا کرد.
🔸بنظرم در عرصه پوشش هنوز به این بلوغ نرسیده ایم که میتوانیم تولید کالا و تیپ داشته باشیم. البته در مورد چادر بنظرم این اتفاق به خوبی افتاده است. امروز تیپهای مختلفی از چادر و به تبع آن چادری تولید شده است که شاید تا ده سال پیش در جامعه هرگز مشاهده نمیکردیم. طراحی، تولید، ترویج و استفاده از مدلهای مختلف چادر که هم از یک سو پوشیده است و حجاب برتر که همان چادر است را حفظ کرده و هم از جانب دیگر خوش تیپ است و به قول اهل مد، با کلاس.
براحتی و زودی هم این تیپهای چادر فراگیر شده است، چنانکه دیگر این روزها کمتر دختر جوان چادری را پیدا میکنید که از چادرهای مدل قدیم به سر کند. غالب چادری های امروزی پوشش مورد علاقه خود را از چادرهای مدل جدید انتخاب میکنند، و شاید حداقل غالب چادری های جوانی که من در دور و برم می بینم به این سمت رفته اند. اکنون می توان گفت که این نوع چادر به یک «تیپ» خاص پوشش مبدل شده است که فراگیر شده و طبیعتا برای تولید کننده هم به دلیل همین فراگیر شدن و طالب داشتن، کاملا بصرفه خواهد بود که اقدام به تولید و فروش آن بکند.
🔹اما آیا همه بانوان جامعه ما چادر به سر میکنند؟ قطعا اینطور نیست و جمعیت قابل توجهی هم ترجیح می دهند حجاب داشته باشند اما چادری نباشند. برای آنها چه کرده ایم؟
بنظرم یکی از کلیدهای اصلی حل مسئله حجاب، کار دقیق و اثرگذار در تیپ سازی برای این قشر است. غالب این قشر از بانوان بدنبال کالای مناسب و از طرفی شیک و با وقار در بازار هستند. کالای مناسبی که ما هرگز به سمت تولید آن نرفته ایم و البته طرف مقابل ما سالهاست بر روی تولید آن کار کرده است. باید بپذیریم که برای بانوان غیرچادری جامعه نیز نیاز به تیپه ای پوشیده اما شیک و همه پسنده حجاب داریم، آنها را تولید کنیم، ترویج کنیم و همه گیر کنیم.
تیپ هایی که هم پوشیده است، حدود شرعی را رعایت کرده است، شیک و با وقار است و چادر هم نیست. وقتی چند ذهن خلاق و باهوش، بتواند تعدادی از این نوع تیپها را طراحی کند، مطمئن باشید که تولید کننده به دلیل صرفه اقتصادی به دنبالش خواهد رفت و خواه نا خواه پای خود را به صفحههای تلویزیون و سینما و مجلات هم باز خواهد کرد و براحتی فراگیر خواهد شد.
🔸تیپ سازی نکرده ایم که ببینیم بسیاری از آنهایی که این روزها در جامعه بعنوان «بد حجاب» به چشممان می آیند، بدلیل نبود کالای دیگر، سراغ کالای موجود در بازار رفته اند، وگرنه من زیاد دیده ام بانوان غیرچادری را که به دلیل مورد پسند بودن تیپ های جدید چادر، به چادری شدن گرویده اند.همچنان که تا وقتی وارد فیلسمازی و موسیقی و کتاب نشده بودیم گمان می کردیم همه بازار برای آنهاست.
📝پ ن: تصویر مربوط به مراسم تشرف به پوشش چادر 2000 زن لبنانی در اردیبهشت 89
https://goo.gl/DqTK2q
♻️تاملاتی نواصولگرایانه♻️
🔻پیشنهادی که بعد از 12 سال کار سیاسی به ذهن رسیده است، نقطه شروع حرکتی است که اتفاقا «جوانان انقلابی» برآمده از سوم تیر در همان زمان و در عمل خود پیشنهاد کردند و پیگیری نمودند؛ «عبور از نام و نان اصولگرایی» و در انداختن طرحی نو. هر چند که برای همین طرح نو متحمل برچسبی شدند که باز هم از اتفاق پیشنهاد دهندگان امروز #نواصولگرایی برایشان تراشیده بودند : «وحدت شکن»!
🔹این نقطه خوبی است؛ هر چند با تاخیری 12 ساله. اینکه سرانجام بفهمیم اختلال واقعی و اصلی در قرارگاه مرکزی است و نسخه شفابخش، همان نسخه قدیمی امام است برای پیشبرد انقلاب اسلامی، همان چیزی که نوشتند «رویش در صف به موازات کم کردن وزن سنگین و خمود و ناکارآمد ستاد». آنهم ستادی که سالهاست آلوده شده به زد و بند و لابی و بده بستان.
🔹اما آیا فهمیده ایم که نسخه شفابخش در شرایط اختلال قرارگاه مرکزی، «آتش به اختیاری است؟!» و آیا پذیرفته ایم که واقعا «یک جای کار ایراد دارد؟!» یا اینکه هنوز خود را بی نقص می پنداریم و به دنبال توجیه شکست ها و ناکامی ها، با خیالپردازی پیرامون «اگرها» و «مگرها» هستیم که اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار می آمدند و فلانی و فلانی نمی آمدند و فلان لحظه آن جمله گفته نمی شد، اینک ما پیروز بودیم!
🔸از اظهارنظرها و مصاحبه ها و گفتگوهای این چند وقت که بیشتر همین قسم دوم دیده و شنیده شده است. هنوز نفهمیده ایم که ایراد کار از «بی هویتی گفتمانی» و هر روزی به شاخه ای پریدن است. ایراد کار غش کردن در دل سیاهی به بهانه نسخه جذب خاکستری است و ایراد کار در اصرار بر ماندن است وقتی که عاقلان بارها و بارها پیش بینی کردند که در این ماندن توفیقی نیست!
🔹سالهای سال مهمترین مسئولیت ها، با بیشترین سرمایه های مادی و انسانی، کدام جریان فرهنگی و اجتماعی بزرگ و قوی در کشور را ایجاد کرد؟!آیا هرگز به عدم توفیق در جریانسازی اندیشیده شده است؟! و اینکه ریشه اش در چیست؟!
🔸آیا به این اندیشیده شده است که یکی از ریشه های اصلی اختلال در قرارگاه مرکزی، اصرار بر روی گزینه ای ثابت در طول 12 سال گذشته بوده است؟!
🔹به این اندیشیده شده است که چگونه ممکن است در جایگاه گفتمانی خود نشست و از همین مسیر خاکستری ها را جذب کرد؟! همانگونه که امام بود و آیا نسخه ای که می گوید چند صد ساختمان و انبوهی از امکانات را فراهم کن و در اختیار غیر انقلابی ها بگذار تا جذب انقلاب بشوند، نسخه ای موثر است؟!
🔹گریزی نداریم از گفتگو؛ باب گفتگو «باید» باز بشود. یعنی سالهاست که می بایست باز می شد اما مگر کارخانه برچسب سازی و تولید عینک تنفر و بدبینی می گذاشت؟!
🔸آیا باور کنیم که این کارخانه تعطیل شده و قرار است صادقانه «گفتگو» صورت پذیرد؟! اگر صداقتی هست در بیان این دعوت پس شمشیر کشیدن های این مدت برای توجیه ناکامی ها از کجا سر بر می آورد؟!
🔹اگر صداقتی هست برای گفتگو، اتفاقا حرف هم هست. به اندازه 12 سال شاید هم بیشتر، 12 سالی که راهی نبود در دستگاه های عریض و طویل دوران مسئولیت و این سوال را به کناری می گذاریم که چرا حالا و بعد از عزلت سیاسی؟!
🔺به هر روی حرف برای گفتگو هست اما شرطش این است که بپذیریم خود بخشی از این مشکلیم که فرمود: تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز ..
@naderi_note
🔻پیشنهادی که بعد از 12 سال کار سیاسی به ذهن رسیده است، نقطه شروع حرکتی است که اتفاقا «جوانان انقلابی» برآمده از سوم تیر در همان زمان و در عمل خود پیشنهاد کردند و پیگیری نمودند؛ «عبور از نام و نان اصولگرایی» و در انداختن طرحی نو. هر چند که برای همین طرح نو متحمل برچسبی شدند که باز هم از اتفاق پیشنهاد دهندگان امروز #نواصولگرایی برایشان تراشیده بودند : «وحدت شکن»!
🔹این نقطه خوبی است؛ هر چند با تاخیری 12 ساله. اینکه سرانجام بفهمیم اختلال واقعی و اصلی در قرارگاه مرکزی است و نسخه شفابخش، همان نسخه قدیمی امام است برای پیشبرد انقلاب اسلامی، همان چیزی که نوشتند «رویش در صف به موازات کم کردن وزن سنگین و خمود و ناکارآمد ستاد». آنهم ستادی که سالهاست آلوده شده به زد و بند و لابی و بده بستان.
🔹اما آیا فهمیده ایم که نسخه شفابخش در شرایط اختلال قرارگاه مرکزی، «آتش به اختیاری است؟!» و آیا پذیرفته ایم که واقعا «یک جای کار ایراد دارد؟!» یا اینکه هنوز خود را بی نقص می پنداریم و به دنبال توجیه شکست ها و ناکامی ها، با خیالپردازی پیرامون «اگرها» و «مگرها» هستیم که اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار می آمدند و فلانی و فلانی نمی آمدند و فلان لحظه آن جمله گفته نمی شد، اینک ما پیروز بودیم!
🔸از اظهارنظرها و مصاحبه ها و گفتگوهای این چند وقت که بیشتر همین قسم دوم دیده و شنیده شده است. هنوز نفهمیده ایم که ایراد کار از «بی هویتی گفتمانی» و هر روزی به شاخه ای پریدن است. ایراد کار غش کردن در دل سیاهی به بهانه نسخه جذب خاکستری است و ایراد کار در اصرار بر ماندن است وقتی که عاقلان بارها و بارها پیش بینی کردند که در این ماندن توفیقی نیست!
🔹سالهای سال مهمترین مسئولیت ها، با بیشترین سرمایه های مادی و انسانی، کدام جریان فرهنگی و اجتماعی بزرگ و قوی در کشور را ایجاد کرد؟!آیا هرگز به عدم توفیق در جریانسازی اندیشیده شده است؟! و اینکه ریشه اش در چیست؟!
🔸آیا به این اندیشیده شده است که یکی از ریشه های اصلی اختلال در قرارگاه مرکزی، اصرار بر روی گزینه ای ثابت در طول 12 سال گذشته بوده است؟!
🔹به این اندیشیده شده است که چگونه ممکن است در جایگاه گفتمانی خود نشست و از همین مسیر خاکستری ها را جذب کرد؟! همانگونه که امام بود و آیا نسخه ای که می گوید چند صد ساختمان و انبوهی از امکانات را فراهم کن و در اختیار غیر انقلابی ها بگذار تا جذب انقلاب بشوند، نسخه ای موثر است؟!
🔹گریزی نداریم از گفتگو؛ باب گفتگو «باید» باز بشود. یعنی سالهاست که می بایست باز می شد اما مگر کارخانه برچسب سازی و تولید عینک تنفر و بدبینی می گذاشت؟!
🔸آیا باور کنیم که این کارخانه تعطیل شده و قرار است صادقانه «گفتگو» صورت پذیرد؟! اگر صداقتی هست در بیان این دعوت پس شمشیر کشیدن های این مدت برای توجیه ناکامی ها از کجا سر بر می آورد؟!
🔹اگر صداقتی هست برای گفتگو، اتفاقا حرف هم هست. به اندازه 12 سال شاید هم بیشتر، 12 سالی که راهی نبود در دستگاه های عریض و طویل دوران مسئولیت و این سوال را به کناری می گذاریم که چرا حالا و بعد از عزلت سیاسی؟!
🔺به هر روی حرف برای گفتگو هست اما شرطش این است که بپذیریم خود بخشی از این مشکلیم که فرمود: تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز ..
@naderi_note
❗️از تحرکات دیپلماتیک هیلی – ترامپ تا بی عملی ظریف – روحانی ❗️
🔻با اخراج استیو بَنِن از دولت ترامپ، باید نیکی هِیلی را این روزها اصلی ترین چهره سیاست خارجی دولت امریکا تلقی کرد. هیلی به وین رفته و با آمانو پشت درهای بسته درباره برجام سخن گفته، البته از قبل هم می شد حدس زد محتوای دیدار چیست، تلاش برای متقاعد کردن آژانس جهت درخواست بازدید از اماکن نظامی ایران. اما این درخواست پشت پرده ای دارد و بر همین اساس، اقدامات متقابلی را می طلبد که اگر در آن تعللی صورت بپذیرد، خسارت های جبران ناپذیری را به منافع ملی وارد خواهد کرد.
🔹رئیس جمهور امریکا موظف است هر 90 روز با ارائه گزارشی به کنگره از روند اجرای برجام توسط ایران، موافقت آنها را برای تمدید امضا و دستور خود برای اجرای بخش هایی از برجام بگیرد. چند هفته پیش و در آخرین گزارشی که قرار بود به کنگره ارائه شود، وزیرخارجه به زور ترامپ را مجاب کرد تا در گزارشش اعلام کند که ایران به برجام پایبند بوده است. اما از آن زمان تا 90 روز بعد، ترامپ به این تیم ماموریت داد تا به هر نحوی شده است، موارد نقض برجام توسط ایران را تدارک کند و در همین ایام بود که باب کورکر پیشنهاد داد طبق مفاد برجام از ایران بازدید از مراکز نظامی (مطابق با امکانی که برجام برای آژانس ایجاد کرده است) در خواست شود تا خودبخود خواسته ترامپ محقق شود و حالا هِیلی برای پیگیری این ماجرا به وین رفته است.
https://goo.gl/gf9HKU
🔸اما ایران چه باید بکند؟! آنچیزی که این ایام دیده ایم، تنها و تنها تماشاگری طرف ایرانی بوده است، گوشه ای نشستن و بسنده کردن به بیانیه و مصاحبه محکومیت و چند توئیت بدون تحرک و رفت و آمد دیپلماتیک. حال آنکه اگر در این 90 روز اقدام موثری از سوی ایران برای به چالش کشیدن طرف امریکایی صورت نپذیرد، این ایران است که در انتهای مارتن 90 روزه بازنده خواهد بود.
🔹روسیه، چین و تا حدودی اروپا عدم همراهی خود با ترامپ را نشان داده اند، و از سوی تصویب قانون جدید 3364 H.R درکنگره امریکا در موارد قابل توجهی نه تنها نقض برجام که نقض قطعنامه 2231 نیز بوده است.
🔸دیپلماسی فعال یعنی سفر مداوم بین این اعضا و جلب هماهنگی آنها در طول 90 روز برای تصویب ویا طرح حداقل یک قطعنامه چند خطی در شورای امنیت سازمان ملل در قبال رفتار امریکا در نقض برجام و قطعنامه شورای امنیت بواسطه تحریم امریکا. حتی اگر این قطعنامه توسط امریکا وتو هم بشود، باز هم فضای افکار عمومی جهانی در پایان 90 روز را مهیا خواهد کرد که دیگر پذیرای ادعای نقض برجام توسط ایران از سوی امریکا نباشد.
🔺فرصت اندک است و انفعال و تعلل و در این مورد بی عملی مطلق تیم سیاست خارجی دولت روحانی، می رود که کار دست ایران بدهد.
@naderi_note
🔻با اخراج استیو بَنِن از دولت ترامپ، باید نیکی هِیلی را این روزها اصلی ترین چهره سیاست خارجی دولت امریکا تلقی کرد. هیلی به وین رفته و با آمانو پشت درهای بسته درباره برجام سخن گفته، البته از قبل هم می شد حدس زد محتوای دیدار چیست، تلاش برای متقاعد کردن آژانس جهت درخواست بازدید از اماکن نظامی ایران. اما این درخواست پشت پرده ای دارد و بر همین اساس، اقدامات متقابلی را می طلبد که اگر در آن تعللی صورت بپذیرد، خسارت های جبران ناپذیری را به منافع ملی وارد خواهد کرد.
🔹رئیس جمهور امریکا موظف است هر 90 روز با ارائه گزارشی به کنگره از روند اجرای برجام توسط ایران، موافقت آنها را برای تمدید امضا و دستور خود برای اجرای بخش هایی از برجام بگیرد. چند هفته پیش و در آخرین گزارشی که قرار بود به کنگره ارائه شود، وزیرخارجه به زور ترامپ را مجاب کرد تا در گزارشش اعلام کند که ایران به برجام پایبند بوده است. اما از آن زمان تا 90 روز بعد، ترامپ به این تیم ماموریت داد تا به هر نحوی شده است، موارد نقض برجام توسط ایران را تدارک کند و در همین ایام بود که باب کورکر پیشنهاد داد طبق مفاد برجام از ایران بازدید از مراکز نظامی (مطابق با امکانی که برجام برای آژانس ایجاد کرده است) در خواست شود تا خودبخود خواسته ترامپ محقق شود و حالا هِیلی برای پیگیری این ماجرا به وین رفته است.
https://goo.gl/gf9HKU
🔸اما ایران چه باید بکند؟! آنچیزی که این ایام دیده ایم، تنها و تنها تماشاگری طرف ایرانی بوده است، گوشه ای نشستن و بسنده کردن به بیانیه و مصاحبه محکومیت و چند توئیت بدون تحرک و رفت و آمد دیپلماتیک. حال آنکه اگر در این 90 روز اقدام موثری از سوی ایران برای به چالش کشیدن طرف امریکایی صورت نپذیرد، این ایران است که در انتهای مارتن 90 روزه بازنده خواهد بود.
🔹روسیه، چین و تا حدودی اروپا عدم همراهی خود با ترامپ را نشان داده اند، و از سوی تصویب قانون جدید 3364 H.R درکنگره امریکا در موارد قابل توجهی نه تنها نقض برجام که نقض قطعنامه 2231 نیز بوده است.
🔸دیپلماسی فعال یعنی سفر مداوم بین این اعضا و جلب هماهنگی آنها در طول 90 روز برای تصویب ویا طرح حداقل یک قطعنامه چند خطی در شورای امنیت سازمان ملل در قبال رفتار امریکا در نقض برجام و قطعنامه شورای امنیت بواسطه تحریم امریکا. حتی اگر این قطعنامه توسط امریکا وتو هم بشود، باز هم فضای افکار عمومی جهانی در پایان 90 روز را مهیا خواهد کرد که دیگر پذیرای ادعای نقض برجام توسط ایران از سوی امریکا نباشد.
🔺فرصت اندک است و انفعال و تعلل و در این مورد بی عملی مطلق تیم سیاست خارجی دولت روحانی، می رود که کار دست ایران بدهد.
@naderi_note
Forwarded from ماهبندان | محمدرضا شهبازی
ما حزب اللهی های «حرفه ای» و چشمهایش...
در همان نگاه اول فهمیدم که نباید مکث کنم. سریع بیخیالش شدم. در روزهای بعد هم که اینستاگرام پر بود از تصاویرش، سعی کردم سراغ اینستاگرام نروم. اگر هم جایی، یکجوری، عکسش -همان عکس معروفش- میآمد جلوش چشمم یا رویم را برمیگرداندم یا گوشی موبایل را کنار میگذاشتم. مطمئن بودم این چشمها کار دستم خواهد داد... چشم هایش... چشم هایش... چشم های شهید حججی در همان عکس معروف موقع اسارت بدجور آدم را خفت میکند!
تا الان چند روز گذشته؟ چند روز پیش بود که چشم هایش خط و نشان کشیدند برای همه ما؟ حال سرچ ندارم... بی خیال گوگل... گاگولی را عشق است. این چند روز خواستم فراموشش کنم... اما نشد. ول کن نیست. چشم هایش دست بر نمی دارند.
دیشب که خبر شهادت دو نفر از بچههای جهادگر موسسه طلوع را در اردوی جهادی شنیدم باز گفتم خودم را بزنم به گاگولی. زدم. این دفعه اما به چند روز نکشید. فقط تا صبح دوام آوردم. بعد از نماز صبح دستم رفت سمت گوشی. دوباره رفتم سراغ عکس هایشان. دوام نیاوردم. گاردم باز شد. دیوار دفاعی فروریخت... گریه کردم...
چشمهای حججی و لبهای خندان شیرازی و فارس حسینی چسبیدهاند بیخ گلویم. ول نمیکنند. حرف حساب میزنند. جواب ندارم...
ای کاش محسن حججی کتابفروشی نکرده بود. ای کاش لیست پرفروش های کتاب را درنیاورده بود. ای کاش کتاب پخش نکرده بود بین این و آن. ای کاش امین شیرازی در سه شنبههای مهدوی لیوان شربت نداده بود دست خلق الله در تابستانهای گرم چهاراره ولیعصر. ای کاش نانوایی سر خط نکرده بود برای پخش نان صلواتی بین فقرا...
چرا فقط اینها شهید میشوند. چرا از ما «حزب اللهی های حرفهای» و «حزب اللهی های اتوکشیده» یکی شهید نمی شود؟
ما حزب اللهی های حرفه ای انگار داریم میپلکیم تا آنها شهید شوند. قضیه همان از آخر مجلس است...
ما حرفهایها خطبههای نمازجمعه را نقد میکنیم، از بصیرت امام جمعه ایراد می گیریم اما یادمان رفته آخرین باری که رفتیم نمازجمعه کی بود! ما از تبدیل مسجدها به پاتوق پیرمردها گله میکنیم اما نمازمان را فرادا و با گردن کج میخوانیم که مثلا یعنی الهی و ربی من لی غیرک. لینک کمک به خانوادههای کم بضاعت را پشت کامپیوترمان باز میکنیم و پولی میریزیم اما از رفتن بین فقرا و مستضعفان مورمورمان میشود. علیه یکسان سازی قبور شهدا مقاله می نویسیم اما سری به مزار شهدا که امام گفته بود امام زادگان عشقاند و مزارشان زیارتگاه اهل یقین است نمیزنیم. برای ایستگاههای صلواتی پوستر طراحی میکنیم اما یک لیوان شربت دست ملت نمیدهیم. اردوی تشکیلاتی برگزار می کنیم و چارت آموزشی میکشیم و آسیب شناسی فرهنگی میکنیم و نقد علمی مینویسیم و...
ما حزب اللهی های حرفه ای سرگرم هشتگ و تشتک و پشتک در توئیتر و همایش و سمینار هستیم و حزب اللهی های غیر حرفه ای در عراق و شام و گیلان غرب شهید می شوند...
ای خدا... چشمهایش...
ماهبندان |نوشتههای محمدرضا شهبازی @mahbandan
در همان نگاه اول فهمیدم که نباید مکث کنم. سریع بیخیالش شدم. در روزهای بعد هم که اینستاگرام پر بود از تصاویرش، سعی کردم سراغ اینستاگرام نروم. اگر هم جایی، یکجوری، عکسش -همان عکس معروفش- میآمد جلوش چشمم یا رویم را برمیگرداندم یا گوشی موبایل را کنار میگذاشتم. مطمئن بودم این چشمها کار دستم خواهد داد... چشم هایش... چشم هایش... چشم های شهید حججی در همان عکس معروف موقع اسارت بدجور آدم را خفت میکند!
تا الان چند روز گذشته؟ چند روز پیش بود که چشم هایش خط و نشان کشیدند برای همه ما؟ حال سرچ ندارم... بی خیال گوگل... گاگولی را عشق است. این چند روز خواستم فراموشش کنم... اما نشد. ول کن نیست. چشم هایش دست بر نمی دارند.
دیشب که خبر شهادت دو نفر از بچههای جهادگر موسسه طلوع را در اردوی جهادی شنیدم باز گفتم خودم را بزنم به گاگولی. زدم. این دفعه اما به چند روز نکشید. فقط تا صبح دوام آوردم. بعد از نماز صبح دستم رفت سمت گوشی. دوباره رفتم سراغ عکس هایشان. دوام نیاوردم. گاردم باز شد. دیوار دفاعی فروریخت... گریه کردم...
چشمهای حججی و لبهای خندان شیرازی و فارس حسینی چسبیدهاند بیخ گلویم. ول نمیکنند. حرف حساب میزنند. جواب ندارم...
ای کاش محسن حججی کتابفروشی نکرده بود. ای کاش لیست پرفروش های کتاب را درنیاورده بود. ای کاش کتاب پخش نکرده بود بین این و آن. ای کاش امین شیرازی در سه شنبههای مهدوی لیوان شربت نداده بود دست خلق الله در تابستانهای گرم چهاراره ولیعصر. ای کاش نانوایی سر خط نکرده بود برای پخش نان صلواتی بین فقرا...
چرا فقط اینها شهید میشوند. چرا از ما «حزب اللهی های حرفهای» و «حزب اللهی های اتوکشیده» یکی شهید نمی شود؟
ما حزب اللهی های حرفه ای انگار داریم میپلکیم تا آنها شهید شوند. قضیه همان از آخر مجلس است...
ما حرفهایها خطبههای نمازجمعه را نقد میکنیم، از بصیرت امام جمعه ایراد می گیریم اما یادمان رفته آخرین باری که رفتیم نمازجمعه کی بود! ما از تبدیل مسجدها به پاتوق پیرمردها گله میکنیم اما نمازمان را فرادا و با گردن کج میخوانیم که مثلا یعنی الهی و ربی من لی غیرک. لینک کمک به خانوادههای کم بضاعت را پشت کامپیوترمان باز میکنیم و پولی میریزیم اما از رفتن بین فقرا و مستضعفان مورمورمان میشود. علیه یکسان سازی قبور شهدا مقاله می نویسیم اما سری به مزار شهدا که امام گفته بود امام زادگان عشقاند و مزارشان زیارتگاه اهل یقین است نمیزنیم. برای ایستگاههای صلواتی پوستر طراحی میکنیم اما یک لیوان شربت دست ملت نمیدهیم. اردوی تشکیلاتی برگزار می کنیم و چارت آموزشی میکشیم و آسیب شناسی فرهنگی میکنیم و نقد علمی مینویسیم و...
ما حزب اللهی های حرفه ای سرگرم هشتگ و تشتک و پشتک در توئیتر و همایش و سمینار هستیم و حزب اللهی های غیر حرفه ای در عراق و شام و گیلان غرب شهید می شوند...
ای خدا... چشمهایش...
ماهبندان |نوشتههای محمدرضا شهبازی @mahbandan
❗️ماجرای میانمار را درست بفهمیم تا غلط موضع نگیریم❗️
انتشار تصاویر دردناک از کشتار و کوچ اجباری قوم مسلمان روهینگیا از میانمار به کشور بنگلادش احساسات را جریحه دار کرده است، ندای حق طلبان را بلند کرده و حتی کار را به پیشنهاد حضور نظامی و تشکیل «سپاه محمد (ص) » کشانده است. اما اگر بازی کلان ابرقدرت های جهانی و جنگ قدرتی که امروز محل منازعه آن در میانمار و منطقه آراکان انتخاب شده است بخوبی فهم نشود، ممکن است همین ابراز احساسات خالصانه، آبی باشد در آسیاب طراحان اصلی این بازی بزرگ در منطقه شرق آسیا.
https://t.me/akhbarefori/92074
🔻کشور میانمار از سال 1960 به عنوان یکی از مناطق محل نزاع ژئوپولتیک امریکا و چین محسوب می شود. وجود تنگه «مالاکا» که به نوعی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را به هم متصل می کند و بعد از تنگه هرمز بزرگترین آبراه انتقال انرژی دنیا (روزانه 12 میلیون بشکه نفت)، هم مرز بودن با بخش غربی چین و وجود منابع قابل ملاحظه گاز و نفت در منطقه «آراکان» همواره امریکا و غرب را تحریک کرده تا جای پای قابل ملاحظه ای در این منطقه داشته باشد تا اهرم فشارش بر روی رقیب اصلی را هر چه قویتر و پر زور تر کند.
🔸این را بگذارید کنار آخرین اظهارنظر استیو بَنِن؛ مغز متفکر و استراتژیست اصلی کمپین انتخاباتی و دولت ترامپ که همزمان با برکناری اعلام کرد در 15 سال آینده یا چین ابرقدرت جهان خواهد بود یا امریکا. راهبرد جدید سیاست خارجی که امریکا از اواخر دولت اوباما با نگاه به شرق و پایان مناقشات در خاورمیانه شکل گرفت نیز ماجرا را جالب تر می کند. تقریبا مناقشه در خاورمیانه در حال پایان است و به قول کسینجر امپراطوری ایران در صورت پیروزی بر داعش در حال شکل گیری و شاید همین راز تکاپوی عجیب سعودی برای جا نماندن از رقابت در نظم نوین خاورمیانه ای بدون امریکا.
🔹حالا نوبت شرق است و مشغولیت سازی برای چین! می خواهد ماجرای کره شمالی باشد یا ماجرای میانمار. چین از سال های دور تلاش داشته تا حاکمیت میانمار را در تحت نفوذ خود داشته باشد. دولت میانمار هم به سبک رایج دولت های بلوک شرقی، تحت تسلط ارتش است و مناسبات درونی و زیرپوستی ارتش به عنوان قدرت اصلی با چین مناسباتی دیرینه و مبتنی بر تعامل و همکاری.
🔸امریکا بیش از 20 سال است که شیوه مرسوم «حقوق بشری» و نفوذ نرم را برای رخنه در این ساختار طراحی و پیگیری کرده است. مجری پروژه خانم آنگ سان سوچی است که 20 سال فعالیت حقوق بشری همراه با حمایت غربش در 2012 نهایتا به جایزه صلح نوبل و در اختیار گرفتن دولت (و نه حاکمیت) میانمار منتهی شد.
🔹چین سرمایه گذاری عظیمی در بخش آرکان انجام داده است. سدهای بزرگ و خط لوله مهمی که انرژی غرب این کشور را قرار است تامین کند، درگیری در منطقه قطعا منافع بلند مدت چین را برهم خواهد زد و از سویی بهانه دخالت خارجی در میانمار را بیش از پیش فراهم خواهد کرد تا به این واسطه سوچی بتواند سهم خود را ازقدرت در داخل میانمار بیش از پیش کند.
🔸بنظر می رسد طراحی دقیق است، برانگیختن احساسات مسلمانان و گسیل نیروهای درگیر در منطقه خاورمیانه به یک محل در گیری جدید، یعنی شرق آسیا، منطقه ای که هرگز مسلمانان روابط متخاصمانه با آن نداشته اند. نیروی جنگی از خاورمیانه، درگیری در مرز چین و ایجاد یک مشغولیت جدی و جدید برای افزایش نفوذ امریکا بیخ گوش اصلی ترین رقیبش.
🔹حالا این وسط قربانی اصلی کیست؟! قوم مظلوم و مسلمان روهینگیا، همان هایی که در 1948 و زمان خروج برمه و بنگلادش از قیمومت بریتانیای کبیر، به زور خط کش نقشه کش های انگلیسی از مسلمانان بنگلادش جدا شده و به برمه افزوده شدند تا در کشور جدید میانمار، همیشه زمینه ای برای درگیری و اختلاف قومی وجود داشته باشد.
🔺صورت مساله ساده است: در گیری راهبردی دو ابرقدرت در زمین مسلمانان مظلوم روهینگیایی! حالا شما قضاوت کنید پیشنهاد گسیل نیروی نظامی و تشکیل سپاه متحد اسلامی برای حمایت از آنها، کمک به این مردم است یا تکمیل بازی دو ابرقدرت؟! آیا نباید به پیشنهاد دهندگان شک کرد؟!
✅ @naderi_note
انتشار تصاویر دردناک از کشتار و کوچ اجباری قوم مسلمان روهینگیا از میانمار به کشور بنگلادش احساسات را جریحه دار کرده است، ندای حق طلبان را بلند کرده و حتی کار را به پیشنهاد حضور نظامی و تشکیل «سپاه محمد (ص) » کشانده است. اما اگر بازی کلان ابرقدرت های جهانی و جنگ قدرتی که امروز محل منازعه آن در میانمار و منطقه آراکان انتخاب شده است بخوبی فهم نشود، ممکن است همین ابراز احساسات خالصانه، آبی باشد در آسیاب طراحان اصلی این بازی بزرگ در منطقه شرق آسیا.
https://t.me/akhbarefori/92074
🔻کشور میانمار از سال 1960 به عنوان یکی از مناطق محل نزاع ژئوپولتیک امریکا و چین محسوب می شود. وجود تنگه «مالاکا» که به نوعی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را به هم متصل می کند و بعد از تنگه هرمز بزرگترین آبراه انتقال انرژی دنیا (روزانه 12 میلیون بشکه نفت)، هم مرز بودن با بخش غربی چین و وجود منابع قابل ملاحظه گاز و نفت در منطقه «آراکان» همواره امریکا و غرب را تحریک کرده تا جای پای قابل ملاحظه ای در این منطقه داشته باشد تا اهرم فشارش بر روی رقیب اصلی را هر چه قویتر و پر زور تر کند.
🔸این را بگذارید کنار آخرین اظهارنظر استیو بَنِن؛ مغز متفکر و استراتژیست اصلی کمپین انتخاباتی و دولت ترامپ که همزمان با برکناری اعلام کرد در 15 سال آینده یا چین ابرقدرت جهان خواهد بود یا امریکا. راهبرد جدید سیاست خارجی که امریکا از اواخر دولت اوباما با نگاه به شرق و پایان مناقشات در خاورمیانه شکل گرفت نیز ماجرا را جالب تر می کند. تقریبا مناقشه در خاورمیانه در حال پایان است و به قول کسینجر امپراطوری ایران در صورت پیروزی بر داعش در حال شکل گیری و شاید همین راز تکاپوی عجیب سعودی برای جا نماندن از رقابت در نظم نوین خاورمیانه ای بدون امریکا.
🔹حالا نوبت شرق است و مشغولیت سازی برای چین! می خواهد ماجرای کره شمالی باشد یا ماجرای میانمار. چین از سال های دور تلاش داشته تا حاکمیت میانمار را در تحت نفوذ خود داشته باشد. دولت میانمار هم به سبک رایج دولت های بلوک شرقی، تحت تسلط ارتش است و مناسبات درونی و زیرپوستی ارتش به عنوان قدرت اصلی با چین مناسباتی دیرینه و مبتنی بر تعامل و همکاری.
🔸امریکا بیش از 20 سال است که شیوه مرسوم «حقوق بشری» و نفوذ نرم را برای رخنه در این ساختار طراحی و پیگیری کرده است. مجری پروژه خانم آنگ سان سوچی است که 20 سال فعالیت حقوق بشری همراه با حمایت غربش در 2012 نهایتا به جایزه صلح نوبل و در اختیار گرفتن دولت (و نه حاکمیت) میانمار منتهی شد.
🔹چین سرمایه گذاری عظیمی در بخش آرکان انجام داده است. سدهای بزرگ و خط لوله مهمی که انرژی غرب این کشور را قرار است تامین کند، درگیری در منطقه قطعا منافع بلند مدت چین را برهم خواهد زد و از سویی بهانه دخالت خارجی در میانمار را بیش از پیش فراهم خواهد کرد تا به این واسطه سوچی بتواند سهم خود را ازقدرت در داخل میانمار بیش از پیش کند.
🔸بنظر می رسد طراحی دقیق است، برانگیختن احساسات مسلمانان و گسیل نیروهای درگیر در منطقه خاورمیانه به یک محل در گیری جدید، یعنی شرق آسیا، منطقه ای که هرگز مسلمانان روابط متخاصمانه با آن نداشته اند. نیروی جنگی از خاورمیانه، درگیری در مرز چین و ایجاد یک مشغولیت جدی و جدید برای افزایش نفوذ امریکا بیخ گوش اصلی ترین رقیبش.
🔹حالا این وسط قربانی اصلی کیست؟! قوم مظلوم و مسلمان روهینگیا، همان هایی که در 1948 و زمان خروج برمه و بنگلادش از قیمومت بریتانیای کبیر، به زور خط کش نقشه کش های انگلیسی از مسلمانان بنگلادش جدا شده و به برمه افزوده شدند تا در کشور جدید میانمار، همیشه زمینه ای برای درگیری و اختلاف قومی وجود داشته باشد.
🔺صورت مساله ساده است: در گیری راهبردی دو ابرقدرت در زمین مسلمانان مظلوم روهینگیایی! حالا شما قضاوت کنید پیشنهاد گسیل نیروی نظامی و تشکیل سپاه متحد اسلامی برای حمایت از آنها، کمک به این مردم است یا تکمیل بازی دو ابرقدرت؟! آیا نباید به پیشنهاد دهندگان شک کرد؟!
✅ @naderi_note
Telegram
کانال خبر فوری
🔴 توئیت انتقادی محمود صادقی خطاب به صداوسیما
در حالی که روسیه و چین حامیان اصلی میانمار هستند صداوسیما اشاره ای به آنها نمیکند./ ایران
#سیاسی
@AkhbareFori
در حالی که روسیه و چین حامیان اصلی میانمار هستند صداوسیما اشاره ای به آنها نمیکند./ ایران
#سیاسی
@AkhbareFori
اعلام شده است که آقای علی لاریجانی سخنران مراسم تشییع پیکر شهید حججی است.
این خبر را باید یکی از بارزترین نشانه های ابتذال معانی در عرصه سیاست این روزهای ایران قلمداد کرد.
حججی نماد چیست؟! نماد یک جوان گمنام بی سر و صدا که برای کارهای فرهنگی که بعضا آنها را تمسخر می کنیم مثل فروش چند عدد کتاب یا کار جهادی در روستاهای دور افتاده، جوانی سپری کرده و بعد از آنهم بی سر و صدا رفته سوریه و در یک بیابان یکی از نیروهای معمولی مقری بوده که قرار بوده مقابل تک داعش بایستند.
نماد کار گمنام، نماد اخلاص محض در انجام کوچکترین و ریز ترین کارهایی که بعنوان فعالیت اجتماعی می شود انجام داد. نماد دوری از رانت و دوری از شهرت و دوری از دنیا.
و از همه مهمتر نماند جوان مومن انقلابی. این را حد اقل دوبار رهبر انقلاب بیان کرده اند و او را نماد جوان های مومن انقلابی دوران کنونی ما دانسته اند.
نماد جوانی اهل جهاد و حضور در میادین دفاع و نبرد.
حالا نسبت سخنران را با این نمادها بسنجیم!
فقط یک نمونه اش برخورد علی لاریجانی با جوان مومن انقلابی در راهروهای دادگاه های فرهنگ و رسانه؛ جهاد و شهادت و دوری از رانت و #ژن_خوب و ... بماند.
مجلس و برخورد با نمایندگان انقلابی آنجا، مناسبات با روحانی و اعتدالیون و لیست امیدو اخیرا حسن خمینی و محمد خاتمی را هم اصلا نادیده بگیریم؛ تصویب برجام را که صدها جوان مثل حججی حاضر بودند برای تصویب نشدنش جان بدهند و ...
بی خیال عکس یادگاری با حججی بشوید؛ در این عکس لخت بودن پادشاه خیلی زیاد توی ذوق خواهد زد.
✅ @naderi_note
این خبر را باید یکی از بارزترین نشانه های ابتذال معانی در عرصه سیاست این روزهای ایران قلمداد کرد.
حججی نماد چیست؟! نماد یک جوان گمنام بی سر و صدا که برای کارهای فرهنگی که بعضا آنها را تمسخر می کنیم مثل فروش چند عدد کتاب یا کار جهادی در روستاهای دور افتاده، جوانی سپری کرده و بعد از آنهم بی سر و صدا رفته سوریه و در یک بیابان یکی از نیروهای معمولی مقری بوده که قرار بوده مقابل تک داعش بایستند.
نماد کار گمنام، نماد اخلاص محض در انجام کوچکترین و ریز ترین کارهایی که بعنوان فعالیت اجتماعی می شود انجام داد. نماد دوری از رانت و دوری از شهرت و دوری از دنیا.
و از همه مهمتر نماند جوان مومن انقلابی. این را حد اقل دوبار رهبر انقلاب بیان کرده اند و او را نماد جوان های مومن انقلابی دوران کنونی ما دانسته اند.
نماد جوانی اهل جهاد و حضور در میادین دفاع و نبرد.
حالا نسبت سخنران را با این نمادها بسنجیم!
فقط یک نمونه اش برخورد علی لاریجانی با جوان مومن انقلابی در راهروهای دادگاه های فرهنگ و رسانه؛ جهاد و شهادت و دوری از رانت و #ژن_خوب و ... بماند.
مجلس و برخورد با نمایندگان انقلابی آنجا، مناسبات با روحانی و اعتدالیون و لیست امیدو اخیرا حسن خمینی و محمد خاتمی را هم اصلا نادیده بگیریم؛ تصویب برجام را که صدها جوان مثل حججی حاضر بودند برای تصویب نشدنش جان بدهند و ...
بی خیال عکس یادگاری با حججی بشوید؛ در این عکس لخت بودن پادشاه خیلی زیاد توی ذوق خواهد زد.
✅ @naderi_note
🔻معجزه ای برای انقلابیهای خسته... 🔺
در وسط دهه نود و نزدیک به چهل سالگی انقلاب؛ شهر تهران عاصمه بزرگ و بی در و پیکری که از برهم ریختگیش همه وحشت دارند، تعطیل میشود برای تشییع یک شهید ۲۵ ساله دهه هفتادی که برای حفظ سوریه از اسقاط توسط داعش یا النصره، در وسط بیابانهای مرزی عراق و سوریه شهید شده است.
همه نشانه هایی که مدتها روی آن تبلیغ شده است برای تخطئه رفتار یک نظام سیاسی یکجا جمع شده است، اما خبری از تخطئه نیست، انگار یک علامت آمده است پشت پرانتز و همه نشانه ها مثبت شده اند.
ماجرا چیست؟
نامش را معجزه انقلاب اسلامی می توان گذاشت.
انقلاب در جریان است، بعنوان یک پدیده و جریان و موجود اجتماعی؛ در میان همه این ناکامی ها و کامروایی ها حرکت می کند و راهش را باز می کند.
نکته اصلی و مهم هم همین است که بفهمیم انقلاب موجودیست زنده که راه خود را پیدا میکند.
یعنی حتی اگر انقلابی های انقلاب به پا کرده یا انقلابی های نسل سومی دهه شصتی، از انقلابی بودن خسته شوند و صحبت از به بن بست رسیدن بکنند، در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی شود و این انقلاب است که به راهش ادامه خواهد داد، البته بدون انقلابی های خسته و متوقف شده!
این هم فهم نمیشود مگر با درک معجزه "خون".
انگار حواسمان نیست ۱۴۰۰ سال است اسلام با معجزه یک خون شریف حفظ شده است، چرا این انقلاب نشود؟
بهتر است ما حواسمان به کلاه خودمان باشد که باد یاس و ناامیدی آنرا نبرد، وگرنه معجزه خون سیصد هزار شهید دارد کار خودش را می کند.
همین میشود که وسط گردباد بنیان برافکن ماهوراه و تلگرام و ناکارآمدی های ساختاری و حتی فساد و بعضا ظلم، غوغا به پا می شود و همه مجتمع می شوند، چون ریشه ها یکی است، ریشه ها همان رشته های بیرق سیدالشهدا است.
حرفم یک جمله است، انقلابی های جوانی که با توهم و گمان و خیال انقلابی گری، بدون آنکه بدانند متوقف شده اند حواسشان باشد که این قطار توقفی ندارد، با همین هایی که شاید بی دین و غیر انقلابی و ... بدانید، یا با همان بعضا فساد ساختاری، با زیاد و کمش با حاج قاسم و حججی ها دارد مسیرش را می رود. فقط باید به معجزه اش ایمان داشت که فرمود یا ایهاالذین آمَنوُا؛ آمِنوا
چون ممکن است در میان راه خسته ها را پیاده کنند ...
و من کان باذلا مهجته فینا؛ فلیرحل معنا
✅ @naderi_note
در وسط دهه نود و نزدیک به چهل سالگی انقلاب؛ شهر تهران عاصمه بزرگ و بی در و پیکری که از برهم ریختگیش همه وحشت دارند، تعطیل میشود برای تشییع یک شهید ۲۵ ساله دهه هفتادی که برای حفظ سوریه از اسقاط توسط داعش یا النصره، در وسط بیابانهای مرزی عراق و سوریه شهید شده است.
همه نشانه هایی که مدتها روی آن تبلیغ شده است برای تخطئه رفتار یک نظام سیاسی یکجا جمع شده است، اما خبری از تخطئه نیست، انگار یک علامت آمده است پشت پرانتز و همه نشانه ها مثبت شده اند.
ماجرا چیست؟
نامش را معجزه انقلاب اسلامی می توان گذاشت.
انقلاب در جریان است، بعنوان یک پدیده و جریان و موجود اجتماعی؛ در میان همه این ناکامی ها و کامروایی ها حرکت می کند و راهش را باز می کند.
نکته اصلی و مهم هم همین است که بفهمیم انقلاب موجودیست زنده که راه خود را پیدا میکند.
یعنی حتی اگر انقلابی های انقلاب به پا کرده یا انقلابی های نسل سومی دهه شصتی، از انقلابی بودن خسته شوند و صحبت از به بن بست رسیدن بکنند، در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی شود و این انقلاب است که به راهش ادامه خواهد داد، البته بدون انقلابی های خسته و متوقف شده!
این هم فهم نمیشود مگر با درک معجزه "خون".
انگار حواسمان نیست ۱۴۰۰ سال است اسلام با معجزه یک خون شریف حفظ شده است، چرا این انقلاب نشود؟
بهتر است ما حواسمان به کلاه خودمان باشد که باد یاس و ناامیدی آنرا نبرد، وگرنه معجزه خون سیصد هزار شهید دارد کار خودش را می کند.
همین میشود که وسط گردباد بنیان برافکن ماهوراه و تلگرام و ناکارآمدی های ساختاری و حتی فساد و بعضا ظلم، غوغا به پا می شود و همه مجتمع می شوند، چون ریشه ها یکی است، ریشه ها همان رشته های بیرق سیدالشهدا است.
حرفم یک جمله است، انقلابی های جوانی که با توهم و گمان و خیال انقلابی گری، بدون آنکه بدانند متوقف شده اند حواسشان باشد که این قطار توقفی ندارد، با همین هایی که شاید بی دین و غیر انقلابی و ... بدانید، یا با همان بعضا فساد ساختاری، با زیاد و کمش با حاج قاسم و حججی ها دارد مسیرش را می رود. فقط باید به معجزه اش ایمان داشت که فرمود یا ایهاالذین آمَنوُا؛ آمِنوا
چون ممکن است در میان راه خسته ها را پیاده کنند ...
و من کان باذلا مهجته فینا؛ فلیرحل معنا
✅ @naderi_note
❗️عدالتخواهی هزینه دارد؛ اینکه قرار نیست در حد شعار باقی بماند ❗️
🔻چهار فعال دانشجویی از رویه و رویکردهای مسئولان استان فارس انتقاد داشته اند، آنرا علنی کرده اند و البته در ضمن این انتقادات نسبت هایی را هم به این مسئولین داده اند، حالا آن مسئولین مورد انتقاد در مقام دفاع از خود برآمده و دادگاهی برای اثبات یا رد ادعای این چهار جوان انقلابی برگزار شده است.
▪️این صورت مساله است، اما سوال اینجاست؟ آیا برگزاری دادگاه برای اثبات یا رد ادعای این جوانان ایرادی دارد؟! آیا چون این جوانان انقلابی، مومن و حزب اللهی هستند نباید به دادگاه بروند؟! یا اینکه چون طرف مقابل مسئول و صاحب منصب است نباید برای اعاده حیثیت خود دست به دامان ساختار قضائی بشود؟! آیا «عدالتخواهان» راضی به تبعیض می شوند؟!
🔸اینکه اتفاقا نشانه پیش رفتن آن مطالبه در مسیر درستش هست. یعنی اگر ادعایی که در نقد فلان مسئول ارشد استانی طرح شده مستند به شواهد غیرقابل کتمان است، که چه بهتر این یعنی پُر شدن دست عدالتخواهان از استدلال محکمه پسند برای جدی کردن مطالبات خود و پیگیری آنها. و اگر خدای ناکرده اظهار نظر مبتنی بوده است بر برخی شنیده های غیر مستند و مغلوط، زمینه ای می شود برای اعاده حیثیت طرف مقابل و جبران ظلمی که در حق او شده است و این هر دو نتیجه یعنی اجرای عدالت.
🔹روی سخن با این چهار جوان انقلابی نیست که آنها نیز نجیبانه همین مسیر را در پیش گرفتند و تلاش کردند در محکمه (که اساسا برای تایید یا رد ادعاها تاسیس و تشکیل می شود) به ادامه مسیر عدالتخواهانه خود بپردازند. روی سخن با اطرافیانی است که شاید دایه مهربانتر از مادر شده اند و از اساس به برگزاری دادگاه اعتراض دارند.
❌مشخصا روی سخن با استاد بزرگوار جناب دکتر سعید زیباکلام است که با انتشار متنی خطاب به رئیس قوه قضائیه، نسبت به اصل «برپایی دادگاه» و نه «نتیجه این دادگاه» اعتراض کرده اند، اعتراضی پر سوز که اصل برگزاری دادگاه را و نه نتیجه دادگاه را «به صلاح شخص آملی لاریجانی، انقلاب و نظام» ندانسته اند.
استدلال استاد این است که اولا این جوانان انقلابی هستند و ثانیا طرف مقابل جزء دربار زر و زور تزویر؛ در نتیجه شما خود را سپر بلای آن دربار نکنید. فکر نمی کنم این استدلال مقبولی در هیچ محکمه ای از عالم باشد، برای صرف نظر از حق اعتراض و اعاده حیثیت طرف مقابل، حتی اگر شاکی یهودی باشد و خوانده امیرالمومنین علیه السلام!
🔹کاش استاد راه را به شاگردان در این برهه درست نشان می دادند؛ کاش به جای نامه به رئیس دستگاه قضا برای توقف محاکمه، به شاگردان نامه می نوشتند که شاگردانم! اگر از کسی در مسیر عدالت خواهی انتقادی کردید، آنقدر مستند و مستدل باشد که هیچ ضمیر روشنی نتواند آنرا انکار کند، و هرگاه برای اثبات ادعای خود به محکمه ای فراخوانده شدید، نباید بترسید و نباید انصراف بدهید و نباید پویش راه بیاندازید برای لغو دادگاه، بلکه با افتخار حاضر شوید و برای جماعت بیشتری استدلال خود را اثبات کنید، حتی اگر طرف مقابل شما فاسدترین اشخاص بود. و گرنه چه فرقی است میان عدالتخواهان حقیقی و سیاست بازانی که عدالت را هم به ابزاری برای سیاست بازی خود مبدل کرده اند و این روزها با عربده کشی به «برگزاری» دادگاهشان انتقاد می کنند!؟
🔸سال هاست که بدلیل فعالیت رسانه ای عدالتخواهانه بارها و بارها بزرگترین فاسدان و مفسدان سیاسی و اقتصادی ما را به دادگاه و محکمه فراخوانده اند تا ادعای خود را اثبات کنیم. درست در زمانی که دادگاه مهدی هاشمی در جریان بود، دادگاه دیگری تشکیل شده بود تا به شکایت او از ما رسیدگی کند!
🔹آیا باید دستگاه قضا را شماتت کرد که چرا جانب آقازاده ای فاسد را گرفته ای؟! او شکایت کرده و بدنبال اعاده حیثیتش بوده و دستگاه قضا موظف به پیگیری خواسته او. آیا دستگاه قضا باید این خواسته را نادیده بگیرد؟! این استحکام استدلال و مستندات ماست که می تواند در محکمه اثبات کند محق بوده ایم، نه انقلابی بودن یا مفسد بودن ما!
حتی می خواهم از این بالاترش را بگویم!
🔸ممکن است حتی دادگاه هم در موردی خاص دادگاه نباشد و بشود بی دادگاه! چاره اش چیست؟! قطعا یکی از راه هایش می شود انتقاد رسانه ای و اعتراض اجتماعی و در کنارش پیگیری برای برگزاری دادگاه تجدید نظر!
🔹آیا استاد بزرگوار تبعات ترسیم مسیری با انتهای بن بست برای شاگردان را می دانند؟!
🔺آیا نتیجه غلبه فضایی احساسی بر ذهنیت جوان آرمان خواه، بدون اشارت او به عدالت خواهی مستدل، مستند و شجاعانه و پذیرش تبعات ساختاری آن، به پیش برد جریان عدالتخواهی کمک می کند یا به کور شدن این مسیر خواهد انجامید؟!
✅پ ن : تصویری که به کنایه منتشر شده است، مربوط است به انتقاد از «نتیجه دادگاه» که البته مثمر ثمر بود! یا به قول دوستی : عدالت خواه بودیم وقتی عدالتخواهی مد نبود!
https://t.me/maktubmed/3434
🔻چهار فعال دانشجویی از رویه و رویکردهای مسئولان استان فارس انتقاد داشته اند، آنرا علنی کرده اند و البته در ضمن این انتقادات نسبت هایی را هم به این مسئولین داده اند، حالا آن مسئولین مورد انتقاد در مقام دفاع از خود برآمده و دادگاهی برای اثبات یا رد ادعای این چهار جوان انقلابی برگزار شده است.
▪️این صورت مساله است، اما سوال اینجاست؟ آیا برگزاری دادگاه برای اثبات یا رد ادعای این جوانان ایرادی دارد؟! آیا چون این جوانان انقلابی، مومن و حزب اللهی هستند نباید به دادگاه بروند؟! یا اینکه چون طرف مقابل مسئول و صاحب منصب است نباید برای اعاده حیثیت خود دست به دامان ساختار قضائی بشود؟! آیا «عدالتخواهان» راضی به تبعیض می شوند؟!
🔸اینکه اتفاقا نشانه پیش رفتن آن مطالبه در مسیر درستش هست. یعنی اگر ادعایی که در نقد فلان مسئول ارشد استانی طرح شده مستند به شواهد غیرقابل کتمان است، که چه بهتر این یعنی پُر شدن دست عدالتخواهان از استدلال محکمه پسند برای جدی کردن مطالبات خود و پیگیری آنها. و اگر خدای ناکرده اظهار نظر مبتنی بوده است بر برخی شنیده های غیر مستند و مغلوط، زمینه ای می شود برای اعاده حیثیت طرف مقابل و جبران ظلمی که در حق او شده است و این هر دو نتیجه یعنی اجرای عدالت.
🔹روی سخن با این چهار جوان انقلابی نیست که آنها نیز نجیبانه همین مسیر را در پیش گرفتند و تلاش کردند در محکمه (که اساسا برای تایید یا رد ادعاها تاسیس و تشکیل می شود) به ادامه مسیر عدالتخواهانه خود بپردازند. روی سخن با اطرافیانی است که شاید دایه مهربانتر از مادر شده اند و از اساس به برگزاری دادگاه اعتراض دارند.
❌مشخصا روی سخن با استاد بزرگوار جناب دکتر سعید زیباکلام است که با انتشار متنی خطاب به رئیس قوه قضائیه، نسبت به اصل «برپایی دادگاه» و نه «نتیجه این دادگاه» اعتراض کرده اند، اعتراضی پر سوز که اصل برگزاری دادگاه را و نه نتیجه دادگاه را «به صلاح شخص آملی لاریجانی، انقلاب و نظام» ندانسته اند.
استدلال استاد این است که اولا این جوانان انقلابی هستند و ثانیا طرف مقابل جزء دربار زر و زور تزویر؛ در نتیجه شما خود را سپر بلای آن دربار نکنید. فکر نمی کنم این استدلال مقبولی در هیچ محکمه ای از عالم باشد، برای صرف نظر از حق اعتراض و اعاده حیثیت طرف مقابل، حتی اگر شاکی یهودی باشد و خوانده امیرالمومنین علیه السلام!
🔹کاش استاد راه را به شاگردان در این برهه درست نشان می دادند؛ کاش به جای نامه به رئیس دستگاه قضا برای توقف محاکمه، به شاگردان نامه می نوشتند که شاگردانم! اگر از کسی در مسیر عدالت خواهی انتقادی کردید، آنقدر مستند و مستدل باشد که هیچ ضمیر روشنی نتواند آنرا انکار کند، و هرگاه برای اثبات ادعای خود به محکمه ای فراخوانده شدید، نباید بترسید و نباید انصراف بدهید و نباید پویش راه بیاندازید برای لغو دادگاه، بلکه با افتخار حاضر شوید و برای جماعت بیشتری استدلال خود را اثبات کنید، حتی اگر طرف مقابل شما فاسدترین اشخاص بود. و گرنه چه فرقی است میان عدالتخواهان حقیقی و سیاست بازانی که عدالت را هم به ابزاری برای سیاست بازی خود مبدل کرده اند و این روزها با عربده کشی به «برگزاری» دادگاهشان انتقاد می کنند!؟
🔸سال هاست که بدلیل فعالیت رسانه ای عدالتخواهانه بارها و بارها بزرگترین فاسدان و مفسدان سیاسی و اقتصادی ما را به دادگاه و محکمه فراخوانده اند تا ادعای خود را اثبات کنیم. درست در زمانی که دادگاه مهدی هاشمی در جریان بود، دادگاه دیگری تشکیل شده بود تا به شکایت او از ما رسیدگی کند!
🔹آیا باید دستگاه قضا را شماتت کرد که چرا جانب آقازاده ای فاسد را گرفته ای؟! او شکایت کرده و بدنبال اعاده حیثیتش بوده و دستگاه قضا موظف به پیگیری خواسته او. آیا دستگاه قضا باید این خواسته را نادیده بگیرد؟! این استحکام استدلال و مستندات ماست که می تواند در محکمه اثبات کند محق بوده ایم، نه انقلابی بودن یا مفسد بودن ما!
حتی می خواهم از این بالاترش را بگویم!
🔸ممکن است حتی دادگاه هم در موردی خاص دادگاه نباشد و بشود بی دادگاه! چاره اش چیست؟! قطعا یکی از راه هایش می شود انتقاد رسانه ای و اعتراض اجتماعی و در کنارش پیگیری برای برگزاری دادگاه تجدید نظر!
🔹آیا استاد بزرگوار تبعات ترسیم مسیری با انتهای بن بست برای شاگردان را می دانند؟!
🔺آیا نتیجه غلبه فضایی احساسی بر ذهنیت جوان آرمان خواه، بدون اشارت او به عدالت خواهی مستدل، مستند و شجاعانه و پذیرش تبعات ساختاری آن، به پیش برد جریان عدالتخواهی کمک می کند یا به کور شدن این مسیر خواهد انجامید؟!
✅پ ن : تصویری که به کنایه منتشر شده است، مربوط است به انتقاد از «نتیجه دادگاه» که البته مثمر ثمر بود! یا به قول دوستی : عدالت خواه بودیم وقتی عدالتخواهی مد نبود!
https://t.me/maktubmed/3434
Telegram
رسانه مکتوبات
رجانیوز که درایّام محاکمه #عدالت_خواهان، می گوید ق.ق. "همواره در مسیر عدالت" است، سال91، با محکومیت اعضاء خودش، احکام قوه را ناعادلانه میدانست!
@maktubmed
@maktubmed
❌رسیدن به منافع تاکتیکی به بهای شکست در راهبرد ❗️
🔻«از مایه خوردن» را مردم هر زمان که از کسی می بینند، در عقل معاشش و تدبیرش شک می کنند، میخواهد بازاری باشد، رئیس جمهور یا یک جریان سیاسی.
🔸مثلا اینکه برای کسب یک منفعت کوتاه مدت مثل تعلیق موقت بخشی از تحریم ها علیه ایران حاضر شوی تن به معاهده ای بدهی که نه تنها ابزار قدرت استراتژیک تو را یعنی صنعت هسته ای را از بین می برد، بلکه راهبرد جدیدی را در پیش پای دشمنت می گذارد که با تشدید فشار، از تو امتیاز بگیرد.
🔹اینجا یک منفعت کوتاه مدت تاکتیکی را به بهای یک شکست راهبردی و استراتژیک کسب کرده ای، شکستی که در پی آن قوانین تحریمی آیسا و کاتسا و تحریم موشک های بالستیک و تحریم های رزرو دیگر علیه ایران سر بر می آورد.
🔸از مایه خوردن نتیجه غلبه نگاه نتیجه گرا و ابزاری در عرصه سیاست است و در اکثر موارد حتی همان منافع کوتاه مدت تاکتیکی هم حاصل نمی شود.
🔹مثال داخلیش می شود موضع جالب برخی اصولگرایان در قبال مسائلی مثل #حجاب و #موسیقی و اخیرا #سپنتا_نیکنام که بعد از شکست انتخابات 96 رواج جالب توجهی گرفته است.
🔸منفعت کوتاه مدت تاکتیکی را نیافتادن در #دوقطبی اجتماعی تعریف می کنند، برای آن تاکتیک هم تعریف می کنند: «خودمان مواضع آنها را بگیریم؛ چرا آنها موضع انتقادی داشته باشند، ما حرف آنها را بزنیم تا انتقاد به حساب آنها نوشته نشود.» اسمش را هم می گذارند «یک تجربه جدید» اما قیمتش چیست؟! قیمتش از دست دادن یک خط راهبردی است، شکستن خاکریز شورای نگهبان یا شکستن خاکریز علمایی که وجه همتشان را گذاشته اند حمایت از دین!
🔹حالا سوال مهم: آیا به همان منفعت کوتاه مدتی که برایش این بهای گزاف را می پردازند خواهند رسید؟!
🔸پاسخش مشخص است : به نظر شما مردم به گروه و جریانی که اینقدر راحت برای کسب منفعتی کوتاه مدت، اصول خود را معامله می کند اعتماد می کند؟! اساسا مردم به جریانی که سست عنصری را وجه همت و شیوه سیاست ورزی خود قرار داده نگاهی خواهد کرد یا به سراغ نسخه اصلی خواهد رفت؟!
🔺هم مایه رو می خورید و هم منفعتی کسب نمی کنید؛ راهش این نیست اگر نگوییم که راه در هم شکسته شدن همین است!
پ ن: زمانی بود که شیخ شهید مشروطه آیت الله فضل الله نوری، برای آنکه مشروطه مشروعه را به کرسی بنشاند سر به چوبه دار داد و روزی رسیده است که برای در نیافتادن در دوقطبی برای قاعده قطعی نفی سبیل هزار اما و اگر می تراشند!
https://t.me/naderi_note/162
✅ @naderi_note
🔻«از مایه خوردن» را مردم هر زمان که از کسی می بینند، در عقل معاشش و تدبیرش شک می کنند، میخواهد بازاری باشد، رئیس جمهور یا یک جریان سیاسی.
🔸مثلا اینکه برای کسب یک منفعت کوتاه مدت مثل تعلیق موقت بخشی از تحریم ها علیه ایران حاضر شوی تن به معاهده ای بدهی که نه تنها ابزار قدرت استراتژیک تو را یعنی صنعت هسته ای را از بین می برد، بلکه راهبرد جدیدی را در پیش پای دشمنت می گذارد که با تشدید فشار، از تو امتیاز بگیرد.
🔹اینجا یک منفعت کوتاه مدت تاکتیکی را به بهای یک شکست راهبردی و استراتژیک کسب کرده ای، شکستی که در پی آن قوانین تحریمی آیسا و کاتسا و تحریم موشک های بالستیک و تحریم های رزرو دیگر علیه ایران سر بر می آورد.
🔸از مایه خوردن نتیجه غلبه نگاه نتیجه گرا و ابزاری در عرصه سیاست است و در اکثر موارد حتی همان منافع کوتاه مدت تاکتیکی هم حاصل نمی شود.
🔹مثال داخلیش می شود موضع جالب برخی اصولگرایان در قبال مسائلی مثل #حجاب و #موسیقی و اخیرا #سپنتا_نیکنام که بعد از شکست انتخابات 96 رواج جالب توجهی گرفته است.
🔸منفعت کوتاه مدت تاکتیکی را نیافتادن در #دوقطبی اجتماعی تعریف می کنند، برای آن تاکتیک هم تعریف می کنند: «خودمان مواضع آنها را بگیریم؛ چرا آنها موضع انتقادی داشته باشند، ما حرف آنها را بزنیم تا انتقاد به حساب آنها نوشته نشود.» اسمش را هم می گذارند «یک تجربه جدید» اما قیمتش چیست؟! قیمتش از دست دادن یک خط راهبردی است، شکستن خاکریز شورای نگهبان یا شکستن خاکریز علمایی که وجه همتشان را گذاشته اند حمایت از دین!
🔹حالا سوال مهم: آیا به همان منفعت کوتاه مدتی که برایش این بهای گزاف را می پردازند خواهند رسید؟!
🔸پاسخش مشخص است : به نظر شما مردم به گروه و جریانی که اینقدر راحت برای کسب منفعتی کوتاه مدت، اصول خود را معامله می کند اعتماد می کند؟! اساسا مردم به جریانی که سست عنصری را وجه همت و شیوه سیاست ورزی خود قرار داده نگاهی خواهد کرد یا به سراغ نسخه اصلی خواهد رفت؟!
🔺هم مایه رو می خورید و هم منفعتی کسب نمی کنید؛ راهش این نیست اگر نگوییم که راه در هم شکسته شدن همین است!
پ ن: زمانی بود که شیخ شهید مشروطه آیت الله فضل الله نوری، برای آنکه مشروطه مشروعه را به کرسی بنشاند سر به چوبه دار داد و روزی رسیده است که برای در نیافتادن در دوقطبی برای قاعده قطعی نفی سبیل هزار اما و اگر می تراشند!
https://t.me/naderi_note/162
✅ @naderi_note
✅ زندگی اربعینی؛ زندگی از جنسی دیگر ✅
زندگی اربعینی زندگی است از جنسی دیگر. از جنس دود و آهن و بتن و ماشین و بانک و پول و جنگ نیست. اصلا انگار زندگی اربعینی برای این دوران نیست برای دورانی که همه چیز و همه چیز در استیلای یک تمدن بزرگ و تمامیت خواه است؛ تمدن غرب.
اربعین و زندگی اربعینی انگار آمده است تا خودش را با تمام قدرت بر مشهورات زمانه مدرن غلبه بدهد. بر هر چیزی که این زمانه را ساخته است، از منفعت طلبی و سود محوری گرفته تا خود خواهی و جنگ طلبی.
آنهم نه با توپ و تانک و جنگنده، که با لشکری از پیاده های عاشق و عاشقانی که با تمام وجود از پیاده ها پذیرایی می کنند.
جنس زندگی در اربعین و جاده بهشتی نجف تا کربلا جنس دیگری است، زندگی که شاید هیچوقت تجربه نکرده باشی و تجربه نکنی؛ زندگی که در بزرگان دین ما در زمان موعود وعده اش را داده اند.
برای غذایی که می خوری پولی نباید پرداخت کنی، بلکه از تو خواهش می کنند و گاهی کار به التماس می کشد که سر سفره شان بنشینی.
لازم نیست هزینه ای برای اسکان بپردازی، از روزها قبل آمده اند و در مسیر حرکتت موکب براه انداخته اند تا براحتی شب را استراحت کنی، برای آنکه به موکبشان بروی از تو خواهش می کنند، اگر که کار به التماس نکشد.
کفش هایت را واکس می زنند، لباس هایت را می شویند، بر زخم هایت مرهم می گذارند و همزمان اشک می ریزند، اشک شوق برای خدمت به زائر اباعبدالله.
هیچ کس حس فقر ندارد و هیچ کس خود را غنی تر از دیگران نمی داند، در راه اربعین همه یکی هستند، یکسانند، باهم هستند و در مسابقه و سبقت از هم برای خدمت و کمک به دیگران.
و همه تکاپوها ختم می شود به سلامی در بین الحرمین رو به ضریح سید الشهدا (علیه السلام) و سقای بی دست دشت کربلا.
و باز هم این حسین بن علی است که باید معجزه کند و زندگی اربعینی همان معجزه است، معجزه ای بزرگ و 20 میلیونی در وسط این زندگی خسته کننده و ماشینی مدرن، معجزه ای که نوید می دهد آن زندگی موعود را در عصر ظهور امام داوزدهم.
http://telegram.me/JahanaraOfoghtv/2339
✅ @naderi_note
زندگی اربعینی زندگی است از جنسی دیگر. از جنس دود و آهن و بتن و ماشین و بانک و پول و جنگ نیست. اصلا انگار زندگی اربعینی برای این دوران نیست برای دورانی که همه چیز و همه چیز در استیلای یک تمدن بزرگ و تمامیت خواه است؛ تمدن غرب.
اربعین و زندگی اربعینی انگار آمده است تا خودش را با تمام قدرت بر مشهورات زمانه مدرن غلبه بدهد. بر هر چیزی که این زمانه را ساخته است، از منفعت طلبی و سود محوری گرفته تا خود خواهی و جنگ طلبی.
آنهم نه با توپ و تانک و جنگنده، که با لشکری از پیاده های عاشق و عاشقانی که با تمام وجود از پیاده ها پذیرایی می کنند.
جنس زندگی در اربعین و جاده بهشتی نجف تا کربلا جنس دیگری است، زندگی که شاید هیچوقت تجربه نکرده باشی و تجربه نکنی؛ زندگی که در بزرگان دین ما در زمان موعود وعده اش را داده اند.
برای غذایی که می خوری پولی نباید پرداخت کنی، بلکه از تو خواهش می کنند و گاهی کار به التماس می کشد که سر سفره شان بنشینی.
لازم نیست هزینه ای برای اسکان بپردازی، از روزها قبل آمده اند و در مسیر حرکتت موکب براه انداخته اند تا براحتی شب را استراحت کنی، برای آنکه به موکبشان بروی از تو خواهش می کنند، اگر که کار به التماس نکشد.
کفش هایت را واکس می زنند، لباس هایت را می شویند، بر زخم هایت مرهم می گذارند و همزمان اشک می ریزند، اشک شوق برای خدمت به زائر اباعبدالله.
هیچ کس حس فقر ندارد و هیچ کس خود را غنی تر از دیگران نمی داند، در راه اربعین همه یکی هستند، یکسانند، باهم هستند و در مسابقه و سبقت از هم برای خدمت و کمک به دیگران.
و همه تکاپوها ختم می شود به سلامی در بین الحرمین رو به ضریح سید الشهدا (علیه السلام) و سقای بی دست دشت کربلا.
و باز هم این حسین بن علی است که باید معجزه کند و زندگی اربعینی همان معجزه است، معجزه ای بزرگ و 20 میلیونی در وسط این زندگی خسته کننده و ماشینی مدرن، معجزه ای که نوید می دهد آن زندگی موعود را در عصر ظهور امام داوزدهم.
http://telegram.me/JahanaraOfoghtv/2339
✅ @naderi_note
Telegram
رسانه جهان آرا
▶️ زندگی اربعینی، برای این دوران نیست ولی آمده خودش را با تمام قدرت بر زندگی مدرن غلبه بدهد آن هم با لشکری از پیاده های عاشق
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @ofogh_tv
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @ofogh_tv
بنا نهادن رویه غلط نگران کننده تر از دور ردن یک رویه
برخی رفتارها شاید اگر از مردم معمولی سر بزند، تبعاتش تا چند فامیل و گروه آنطرفتر را متاثر بکند.
اما زمانی شخصی در جایگاهی مینشیند که کوچکترین رفتارش، در جامعه رویه ایجاد میکند. یعنی شخصی ترین امورش هم میشود رویه و مجوز برای خیلی رفتارها در جامعه.
مساله برای مردم این نیست که آقای حجازی در جریان انتصاب فرزندشان بوده اند یا خیر، یا اینکه در این انتصاب نقشی ایفا کرده اند یا نه!؟
مساله و نکته مهم آن است که مردم پیش فرض میگیرند که هر آقازاده ای بواسطه جایگاه پدر به جایگاه امروزین رسیده است.
حتی بنظر من مهم نیست که مردم از این تصور ناراحت بشوند و یا دلسرد! مهمترش آن است که این را یعنی حاکمیت مناسبات خانوادگی را بر کسب جایگاه شغلی، یک رویه می پندارند و طبق آن رویه مناسبات خود را در جایگاههای کوچکتر و پایین تر و حتی خیلی پایین تر، بر همین اساس تنظیم خواهند کرد.
حکمت تاکید رهبر انقلاب بر دوری فرزندان و دامادها از فعالیت اقتصادی و اشتغال در مناصب دولتی را هم باید همین دانست. ممکن است فرزندان ایشان از بسیاری شایسته تر باشند و شاید در یک روال عادی هم شایسته رسیدن به جایگاهی بالا، اما در این شرایط هر جایگاهی منتسب به رهبری خواهد شد و این یعنی پایه گذاشتن یک رویه برای همه جامعه، همه مسئولان و همه مدیران.
این دقیقا نقطه مهم تمایز رهبر انقلاب با اشخاصی چون هاشمی رفسنجانی است.
هاشمی نه تنها از ورود فرزندانش به رده بالای اداره دولت ممانعت نکرد، بلکه خودش اهرم فشار این اتفاق بود، و با این کار نه تنها قالبهای عادی رسیدن به مناصب و شایسته سالاری را دور نزد، بلکه در دوران ریاستش، رویه ای را بنیان گذاشت که امروز تا پایین ترین سطح مدیریتی هم از تبعاتش رنج می بریم ..
@naderi_note
برخی رفتارها شاید اگر از مردم معمولی سر بزند، تبعاتش تا چند فامیل و گروه آنطرفتر را متاثر بکند.
اما زمانی شخصی در جایگاهی مینشیند که کوچکترین رفتارش، در جامعه رویه ایجاد میکند. یعنی شخصی ترین امورش هم میشود رویه و مجوز برای خیلی رفتارها در جامعه.
مساله برای مردم این نیست که آقای حجازی در جریان انتصاب فرزندشان بوده اند یا خیر، یا اینکه در این انتصاب نقشی ایفا کرده اند یا نه!؟
مساله و نکته مهم آن است که مردم پیش فرض میگیرند که هر آقازاده ای بواسطه جایگاه پدر به جایگاه امروزین رسیده است.
حتی بنظر من مهم نیست که مردم از این تصور ناراحت بشوند و یا دلسرد! مهمترش آن است که این را یعنی حاکمیت مناسبات خانوادگی را بر کسب جایگاه شغلی، یک رویه می پندارند و طبق آن رویه مناسبات خود را در جایگاههای کوچکتر و پایین تر و حتی خیلی پایین تر، بر همین اساس تنظیم خواهند کرد.
حکمت تاکید رهبر انقلاب بر دوری فرزندان و دامادها از فعالیت اقتصادی و اشتغال در مناصب دولتی را هم باید همین دانست. ممکن است فرزندان ایشان از بسیاری شایسته تر باشند و شاید در یک روال عادی هم شایسته رسیدن به جایگاهی بالا، اما در این شرایط هر جایگاهی منتسب به رهبری خواهد شد و این یعنی پایه گذاشتن یک رویه برای همه جامعه، همه مسئولان و همه مدیران.
این دقیقا نقطه مهم تمایز رهبر انقلاب با اشخاصی چون هاشمی رفسنجانی است.
هاشمی نه تنها از ورود فرزندانش به رده بالای اداره دولت ممانعت نکرد، بلکه خودش اهرم فشار این اتفاق بود، و با این کار نه تنها قالبهای عادی رسیدن به مناصب و شایسته سالاری را دور نزد، بلکه در دوران ریاستش، رویه ای را بنیان گذاشت که امروز تا پایین ترین سطح مدیریتی هم از تبعاتش رنج می بریم ..
@naderi_note
مساله تعریف آنها از امنیت ملی است. ممکن است آنرا مذاکرات موشکی تعریف کنند! کیهان باید دو روز توقیف باشد تا "بزک کنندگان سازش "بهتر به کار خود برسند.
آری!کارگران مشغول کارند ...
@naderi_note
آری!کارگران مشغول کارند ...
@naderi_note
Forwarded from وادی|جواد درویش
#عدالت_طلب آن طلبه سیرجانی بود که برای درد مردم قیام کرده بود و علیه ظلم به زمین خواری در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کرده بود، نه کسی که سر رفیق بازی و قبیله گرایی یاد عدالت افتاده.
#مردم_گرا آن ورزشکار و هنرمند و حتی آخوند حکومتی بود که سه روز اول زلزله که احتمال زنده ماندن زیر آوار وجود دارد، "بست ننشست". یا به کمک مردم شتافت یا لااقل به جای بیانیه خودخواهانه، پیام تسلیت داد.
#مرد آن کسی بود که قلبش و شانه های مردانه اش را زلزله لرزاند و عکس جنازه ها و فیلم ضجه های کودکان یتیم شده، بی قرارش کرد. نه آن کسی که برای خوشایند ۱۵۰ نفر نعره مستانه میزند.
#نوکر_ملت آن کسی است که شماره حساب برای کمک به نیازمندان و زلزله زده ها اعلام میکند نه کسی که دست نیاز برای کمک به ستاد انتخاباتی اش دراز میکند.
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند..
#مردم_گرا آن ورزشکار و هنرمند و حتی آخوند حکومتی بود که سه روز اول زلزله که احتمال زنده ماندن زیر آوار وجود دارد، "بست ننشست". یا به کمک مردم شتافت یا لااقل به جای بیانیه خودخواهانه، پیام تسلیت داد.
#مرد آن کسی بود که قلبش و شانه های مردانه اش را زلزله لرزاند و عکس جنازه ها و فیلم ضجه های کودکان یتیم شده، بی قرارش کرد. نه آن کسی که برای خوشایند ۱۵۰ نفر نعره مستانه میزند.
#نوکر_ملت آن کسی است که شماره حساب برای کمک به نیازمندان و زلزله زده ها اعلام میکند نه کسی که دست نیاز برای کمک به ستاد انتخاباتی اش دراز میکند.
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند..
برای سید نظام
این یادداشت را تقدیم می کنم به همسنگر شجاع، کاربلد و انقلابی، سید نظام الدین موسوی.
چه خوب نوشته صادق غفرانی که از نگهبانی تا طبقات بالایی فارس به سید نظام الدین موسوی می گویند «سید نظام»!
سید نظام هفته گذشته با تقدیم استعفا به هیات مدیره، مسئولیت فارس را تحویل داد. باید اعتراف کنم که این خبر برای من ناراحت کننده بود، چون در این چند سالی که در خط مقدم زد و خوردهای رسانه ای عمر سپری کردم، با تمام وجود درک کرده ام که وجود نعمت بزرگی به اسم خبرگزای فارس، که هم حرفه ای و تاثیر گذار باشد و هم انقلابی، برای کار رسانه ای موثر و جبهه ای و شکستن جبهه پرتعداد و توان مقابل یعنی چه؟!
خصوصا که هر روز که ابزار جدید ارتباطی به این عرصه اضافه می شود، بتوانی با آنها رسانه ات را به روز کنی و در دور رقابت و تاثیر گذاری باقی بمانی.
سید نظام برای فارس اینگونه بود. نگذاشت تا از گردونه تاثیر گذاری عقب بیافتد که هیچ، در بروز رسانی ابزارها در مواردی یکه تاز شد و یکه تاز باقی ماند، اینکه حالا یک لشکر مجازی وجود داشته باشند که حداقل یکبار در فارس پلاس از آنها نقل قول شده باشد، و صدها کانال و گروه که از این منبع تغذیه می شوند دستاورد کمی نیست.
فارس را باید رقیب ایسنا دانست و بنظرم سید نظام خیلی خوب توانست این رقیب قدر را با کار حرفه ای و در یک رقابت سالم، از دور خارج کند و به خبرگزاری اصلی کشور مبدل شود. ایسنا هم بودجه دولتی دارد و نیروهای فراوان اما سید نظام با همین امکانات مشابه، برای فارس چندین دفتر خارجی، چندین صفحه خارجی و زبان های مختلف را تاسیس کرد تا در میان غفلت بزرگ مسئولان رسانه ای کشور از تامین محتوای خارج کشور و منطقه ، این فارس عربی و انگلیسی و اردو و افغانستان باشد که یکی از منابع اصلی اخبار با زبان ایرانی در منطقه و جهان باشد.
اما فراتر از جنبه حرفه ای بنظرم آنچیزی که فارسِ سید نظام را به یک لشکر قابل اطمینان در هم آوردی های رسانه ای مبدل کرده بود، انقلابی گری شجاعانه و البته منطقی و معقول سید نظام بود. خیلی ها خواستند رسانه بزرگ فارس، رسانه یک باند کوچک باشد، اما او همه تلاش خودش را کرد تا برای همه رویکردهای معتقد به انقلاب در فارس و اخبارش جایی باشد، و در بزنگاه ها، همین رویکرد بر هر ترجیح باندی و گروهی بچربد، نشانه اش هم بزنگاه برجام و انتخابات و مثل آن است.
بنظرم همین مقاومت برای باندی نشدن و فراگیر باقی ماندن خبرگزاری بزرگ فارس هم اصلی ترین تاثیر را بر چندین و چندبار تلاش و کوشش و جلسه و ... در جهت کنار رفتن سید نظام گذاشت.
در جبهه رسانه ای انقلاب چهره هایی مثل سید نظام زیاد نیستند. هم انقلابی، هم شجاع، هم کاربلد و هم کاری!
در جبهه رسانه ای مقابل هم زیاد نداریم از این تیپ افراد ولی آنطرف جایگاهشان می شود ابوالفضل فاتح و محمد قوچانی ، آیا اینطرف هم قدر نعمت ها را می دانیم؟!
لئن شكرتم لأزيدنكم ولئن كفرتم إن عذابي لشديد
برای جناب تیرانداز در مسئولیت جدید آرزوی توفیق می کنم و امیدوارم نقاط قوت دوران مدیریت سید نظام را حفظ کنند و دو توصیه برادرانه؛ فارس خانه همه بچه های انقلاب اسلامی است، از تبدیل شدندش به یک رسانه باندی جلوگیری کنید. و اینکه در مقابل مشاورت هایی که معتقدند همه علت شکست های ما مساله فرهنگی اجتماعی است و نسخه اش را هم همرنگ طرف مقابل شدن می دانند، مراقبت کنید که قصه از اینجا رانده و از آنجا مانده نشود حکایت جبهه رسانه ای انقلاب.
https://goo.gl/gFkKHE
@naderi_note
این یادداشت را تقدیم می کنم به همسنگر شجاع، کاربلد و انقلابی، سید نظام الدین موسوی.
چه خوب نوشته صادق غفرانی که از نگهبانی تا طبقات بالایی فارس به سید نظام الدین موسوی می گویند «سید نظام»!
سید نظام هفته گذشته با تقدیم استعفا به هیات مدیره، مسئولیت فارس را تحویل داد. باید اعتراف کنم که این خبر برای من ناراحت کننده بود، چون در این چند سالی که در خط مقدم زد و خوردهای رسانه ای عمر سپری کردم، با تمام وجود درک کرده ام که وجود نعمت بزرگی به اسم خبرگزای فارس، که هم حرفه ای و تاثیر گذار باشد و هم انقلابی، برای کار رسانه ای موثر و جبهه ای و شکستن جبهه پرتعداد و توان مقابل یعنی چه؟!
خصوصا که هر روز که ابزار جدید ارتباطی به این عرصه اضافه می شود، بتوانی با آنها رسانه ات را به روز کنی و در دور رقابت و تاثیر گذاری باقی بمانی.
سید نظام برای فارس اینگونه بود. نگذاشت تا از گردونه تاثیر گذاری عقب بیافتد که هیچ، در بروز رسانی ابزارها در مواردی یکه تاز شد و یکه تاز باقی ماند، اینکه حالا یک لشکر مجازی وجود داشته باشند که حداقل یکبار در فارس پلاس از آنها نقل قول شده باشد، و صدها کانال و گروه که از این منبع تغذیه می شوند دستاورد کمی نیست.
فارس را باید رقیب ایسنا دانست و بنظرم سید نظام خیلی خوب توانست این رقیب قدر را با کار حرفه ای و در یک رقابت سالم، از دور خارج کند و به خبرگزاری اصلی کشور مبدل شود. ایسنا هم بودجه دولتی دارد و نیروهای فراوان اما سید نظام با همین امکانات مشابه، برای فارس چندین دفتر خارجی، چندین صفحه خارجی و زبان های مختلف را تاسیس کرد تا در میان غفلت بزرگ مسئولان رسانه ای کشور از تامین محتوای خارج کشور و منطقه ، این فارس عربی و انگلیسی و اردو و افغانستان باشد که یکی از منابع اصلی اخبار با زبان ایرانی در منطقه و جهان باشد.
اما فراتر از جنبه حرفه ای بنظرم آنچیزی که فارسِ سید نظام را به یک لشکر قابل اطمینان در هم آوردی های رسانه ای مبدل کرده بود، انقلابی گری شجاعانه و البته منطقی و معقول سید نظام بود. خیلی ها خواستند رسانه بزرگ فارس، رسانه یک باند کوچک باشد، اما او همه تلاش خودش را کرد تا برای همه رویکردهای معتقد به انقلاب در فارس و اخبارش جایی باشد، و در بزنگاه ها، همین رویکرد بر هر ترجیح باندی و گروهی بچربد، نشانه اش هم بزنگاه برجام و انتخابات و مثل آن است.
بنظرم همین مقاومت برای باندی نشدن و فراگیر باقی ماندن خبرگزاری بزرگ فارس هم اصلی ترین تاثیر را بر چندین و چندبار تلاش و کوشش و جلسه و ... در جهت کنار رفتن سید نظام گذاشت.
در جبهه رسانه ای انقلاب چهره هایی مثل سید نظام زیاد نیستند. هم انقلابی، هم شجاع، هم کاربلد و هم کاری!
در جبهه رسانه ای مقابل هم زیاد نداریم از این تیپ افراد ولی آنطرف جایگاهشان می شود ابوالفضل فاتح و محمد قوچانی ، آیا اینطرف هم قدر نعمت ها را می دانیم؟!
لئن شكرتم لأزيدنكم ولئن كفرتم إن عذابي لشديد
برای جناب تیرانداز در مسئولیت جدید آرزوی توفیق می کنم و امیدوارم نقاط قوت دوران مدیریت سید نظام را حفظ کنند و دو توصیه برادرانه؛ فارس خانه همه بچه های انقلاب اسلامی است، از تبدیل شدندش به یک رسانه باندی جلوگیری کنید. و اینکه در مقابل مشاورت هایی که معتقدند همه علت شکست های ما مساله فرهنگی اجتماعی است و نسخه اش را هم همرنگ طرف مقابل شدن می دانند، مراقبت کنید که قصه از اینجا رانده و از آنجا مانده نشود حکایت جبهه رسانه ای انقلاب.
https://goo.gl/gFkKHE
@naderi_note
Telegraph
برای سید نظام
برای سید نظام این یادداشت را تقدیم می کنم به همسنگر شجاع، کاربلد و انقلابی، سید نظام الدین موسوی. چه خوب نوشته صادق غفرانی که از نگهبانی تا طبقات بالایی فارس به سید نظام الدین موسوی می گویند «سید نظام»! سید نظام هفته گذشته با تقدیم استعفا به هیات مدیره، مسئولیت…
اگر قرار بود با "گفتن" امریکاچیزی بشود که تابحال باید اسرائیل کشور میشد!
قدس که پایتخت کشوری جزفلسطین نخواهد شد؛فقط نتیجه اقدام #ترامپ به صدر بازگشتن مساله #فلسطین بود.
با #داعش خواستندکه مساله فلسطین نباشد،اما باز هم مساله اصلی رو آمد.
امشب مصر و محمود عباس و ایران یک کلام شدند!
سخنگوی کاخ سفید هم اعلام کرد این تصمیم ممکن است برای اجرایی شدن سالها زمان ببرد.
ترامپ امشب فقط "حرف" پایتخت اسرائیل شدن #قدس را به میان انداخته اما دست را برای انبوهی از "اقدامات" متقابل با این "حرف" باز کرده است.
دست به نقدش پایگاه نظامی ایران در سوریه!
حماقت #ترامپ یک طرف دیگر هم داشته و آنهم چراغ سبز سعودی است. یعنی عربستان میخواهد اسرائیل را به رسمیت بشناسد.
نتیجه اش چیست؟
همه انواع طرحهای فریبکارانه و کلاهبردارانه صلح از جمله پیشنهاد دو دولت فرو می پاشد، بدون آنکه در عمل #اسرائیل کشور بشود!
@naderi_note
قدس که پایتخت کشوری جزفلسطین نخواهد شد؛فقط نتیجه اقدام #ترامپ به صدر بازگشتن مساله #فلسطین بود.
با #داعش خواستندکه مساله فلسطین نباشد،اما باز هم مساله اصلی رو آمد.
امشب مصر و محمود عباس و ایران یک کلام شدند!
سخنگوی کاخ سفید هم اعلام کرد این تصمیم ممکن است برای اجرایی شدن سالها زمان ببرد.
ترامپ امشب فقط "حرف" پایتخت اسرائیل شدن #قدس را به میان انداخته اما دست را برای انبوهی از "اقدامات" متقابل با این "حرف" باز کرده است.
دست به نقدش پایگاه نظامی ایران در سوریه!
حماقت #ترامپ یک طرف دیگر هم داشته و آنهم چراغ سبز سعودی است. یعنی عربستان میخواهد اسرائیل را به رسمیت بشناسد.
نتیجه اش چیست؟
همه انواع طرحهای فریبکارانه و کلاهبردارانه صلح از جمله پیشنهاد دو دولت فرو می پاشد، بدون آنکه در عمل #اسرائیل کشور بشود!
@naderi_note
❗️احمدی نژاد؛ قوه قضائیه و مساله عدالت❗️
🔻در این مدت هر چه با خود اندیشیدم که آیا شرایط در دستگاه پر مشکل و مشکل ساز قضاء بدتر از گذشته شده است یا آنکه فاجعه جدیدی در این دستگاه حادث شده، نکته خاص و جدیدی نیافتم. روال همان روال سابق بوده است، برخورد جسته و گریخته با برخی مفاسد، برخورد از جایگاه یک کنشگر سیاسی بجای قاضی، به ثمر نرساندن پرونده های مهم و سکوت در مقابل برخی پرونده های مهم دیگر و از همه مهمتر، خدشه به شان بی طرفی دستگاه قضاء در مدل تفکیک قوای ژان ژاک روسو و در نهایت کند شدن تیغ برنده ای که می توان سرطان های بزرگ را جراحی کند.
🔸چند سال پیش هم دستگاه قضا همین بود، همان زمان که در دادسرای فرهنگ و رسانه نزدیک به دو هزار صفحه پرینت از هر خبر با کلید واژه "لاریجانی" را (حتی خبر افتتاح فلان سد یا معدن) مقابل روی ما گذاشتند و بر اساس آن برای میثم نیلی قرار بازداشت صادر کردند، تغییر خاصی اتفاق نیافتاده است، حتی چند سال قبلترش که با بچه های دانشگاه مقابل قوه قضائیه هاشمی شاهرودی تجمع کردیم و زمانی که مرتضوی، دادستان پرقدرت وقت برای سخنرانی به کنار ما آمد، من که مجری برنامه بودم با نظر بچه های تجمع کننده اجازه سخنرانی به او را ندادم، در همه این سال ها دستگاه قضاء از این مشکلات "رویکردی " رنج می برده و همین دست نظام را خالی کرده از یک تیغ برنده که بتواند با آن سرطان های بزرگ را جراحی کند.
🔹روال و منوال که همان بوده، بدون نوسانی خاص، حتی شاید در برخی شاخص ها مثل مکانیزه کردن ثبت و پیگیری پرونده ها، افزایش سرعت رسیدگی به پرونده ها و ...، این شاخص ها رشد قابل توجهی هم داشته است، اما آن مشکل "رویکردی" از همان زمان تا امروز بوده و تغییر فاحش و فاجعه بار مثبت یا منفی به خود ندیده است.
🔸پس ماجرا چیست که به یکباره شرایط قوه قضائیه، مبدل شده به دغدغه اصلی فعالان دانشجویی و هر فعالی برای اثبات عدالتخواه تر بودن! تلاش می کند تا جمله تندتری را علیه قوه بگوید، بنویسد و توئیت کند؟!
🔹یک مقدار واضح تر سوالم را طرح کنم: چه شد که "امروز" قوه قضائیه برای فعالان دانشجویی تبدیل به "مساله" شده است.
در حدی که معاون اول قوه را به جلسه پرحرارت دانشجویان شریف می کشاند (آنهم در ایامی که هیچ مناسبت خاصی وجود ندارد) و آملی لاریجانی را وادار می کند تا 8 ساعت با سران تشکل های دانشجویی جلسه تفصیلی توضیح و توجیه بگذارد.
🔸بنظرم اینکه قوه قضائیه مساله شده است دو بال دارد، یک بالش می شود کارنابلدی رسانه ای در مقابل پروژه هایی مثل پروژه "آمدنیوز" که مساله این یادداشت نیست و اما بال دیگرش این است که قوه قضائیه مساله محمود احمدی نژاد شده است. چرا مساله او شده چون مدتی است بصورت جدی تر به پرونده حلقه اطرافیان نزدیک او رسیدگی می شود.
🔹صورت مساله خیلی خیلی ساده است، چون قوه قضائیه برای محمود احمدی نژاد مساله شده است، امروز باید برای جامعه مخاطب او هم مساله بشود، و گرنه، آیا قوه قضائیه شاهرودی به لحاظ "رویکردی" تفاوتی با قوه قضائیه لاریجانی داشت؟ پس چرا آنروز مساله نبود؟!
🔸در این بین تشکلی مثل جنبش عزیز عدالتخواه دانشجویی که زمانی یک تشکل آوانگارد در "ایجاد مساله" برای مطالبه آرمانخواهانه به حساب می آمد هم، در دستور کار تولید شده و صورت مساله طرح شده توسط یک حلقه سیاسی قرار گرفته و آنرا مطالبه می کند و سران و فعالان بسیج دانشجویی هم که زمانی جبنش دفاع از استقلال ایران را خلق کرده و هدایت می کردند، امروز مسابقه توئیت برتر در پاسخ به مساله ای می گذارند که تولید کننده اش با هدف خلاصی حلقه یاران به آن تن داده است.
🔹چرا نیروی انتظامی و مطالبه نارسایی ها در این نیرو امروز مساله نشده است؟! چرا مجلس شورای اسلامی و فهرست بلند بالای پیمانهای عجیب و غریبی که این روزها براحتی در آن تصویب می شود، از قراردادهای نفتی تا پالرمو و ... مساله نشده است؟! چرا نارسایی تاسف بار دولت در خدمت رسانی به محروم ترین مردم زلزله زده در غرب کشور و در فصل سرما مساله نشده است؟ افزایش واردات بنزین، رکود و تعطیلی 5 ساله ساخت و ساز و پروژه های عمرانی، تعطیلی فراگیر کارخانه ها و بی توجهی به هزاران مالباخته در بانک ها و موسسات خصوصی مالی چرا مساله امروز نیست؟ چرا شرایط اندوه بار میلیون ها حاشیه نشین در شهرهای بزرگ کشور به چشم نیامده است؟! چرا بحران بزرگ محیط زیست در کویر و جنگل دریا مساله نشده است؟!
🔻ادامه را در لینک زیر بخوانید👇
@naderi_note
https://goo.gl/Qt7RWm
🔻در این مدت هر چه با خود اندیشیدم که آیا شرایط در دستگاه پر مشکل و مشکل ساز قضاء بدتر از گذشته شده است یا آنکه فاجعه جدیدی در این دستگاه حادث شده، نکته خاص و جدیدی نیافتم. روال همان روال سابق بوده است، برخورد جسته و گریخته با برخی مفاسد، برخورد از جایگاه یک کنشگر سیاسی بجای قاضی، به ثمر نرساندن پرونده های مهم و سکوت در مقابل برخی پرونده های مهم دیگر و از همه مهمتر، خدشه به شان بی طرفی دستگاه قضاء در مدل تفکیک قوای ژان ژاک روسو و در نهایت کند شدن تیغ برنده ای که می توان سرطان های بزرگ را جراحی کند.
🔸چند سال پیش هم دستگاه قضا همین بود، همان زمان که در دادسرای فرهنگ و رسانه نزدیک به دو هزار صفحه پرینت از هر خبر با کلید واژه "لاریجانی" را (حتی خبر افتتاح فلان سد یا معدن) مقابل روی ما گذاشتند و بر اساس آن برای میثم نیلی قرار بازداشت صادر کردند، تغییر خاصی اتفاق نیافتاده است، حتی چند سال قبلترش که با بچه های دانشگاه مقابل قوه قضائیه هاشمی شاهرودی تجمع کردیم و زمانی که مرتضوی، دادستان پرقدرت وقت برای سخنرانی به کنار ما آمد، من که مجری برنامه بودم با نظر بچه های تجمع کننده اجازه سخنرانی به او را ندادم، در همه این سال ها دستگاه قضاء از این مشکلات "رویکردی " رنج می برده و همین دست نظام را خالی کرده از یک تیغ برنده که بتواند با آن سرطان های بزرگ را جراحی کند.
🔹روال و منوال که همان بوده، بدون نوسانی خاص، حتی شاید در برخی شاخص ها مثل مکانیزه کردن ثبت و پیگیری پرونده ها، افزایش سرعت رسیدگی به پرونده ها و ...، این شاخص ها رشد قابل توجهی هم داشته است، اما آن مشکل "رویکردی" از همان زمان تا امروز بوده و تغییر فاحش و فاجعه بار مثبت یا منفی به خود ندیده است.
🔸پس ماجرا چیست که به یکباره شرایط قوه قضائیه، مبدل شده به دغدغه اصلی فعالان دانشجویی و هر فعالی برای اثبات عدالتخواه تر بودن! تلاش می کند تا جمله تندتری را علیه قوه بگوید، بنویسد و توئیت کند؟!
🔹یک مقدار واضح تر سوالم را طرح کنم: چه شد که "امروز" قوه قضائیه برای فعالان دانشجویی تبدیل به "مساله" شده است.
در حدی که معاون اول قوه را به جلسه پرحرارت دانشجویان شریف می کشاند (آنهم در ایامی که هیچ مناسبت خاصی وجود ندارد) و آملی لاریجانی را وادار می کند تا 8 ساعت با سران تشکل های دانشجویی جلسه تفصیلی توضیح و توجیه بگذارد.
🔸بنظرم اینکه قوه قضائیه مساله شده است دو بال دارد، یک بالش می شود کارنابلدی رسانه ای در مقابل پروژه هایی مثل پروژه "آمدنیوز" که مساله این یادداشت نیست و اما بال دیگرش این است که قوه قضائیه مساله محمود احمدی نژاد شده است. چرا مساله او شده چون مدتی است بصورت جدی تر به پرونده حلقه اطرافیان نزدیک او رسیدگی می شود.
🔹صورت مساله خیلی خیلی ساده است، چون قوه قضائیه برای محمود احمدی نژاد مساله شده است، امروز باید برای جامعه مخاطب او هم مساله بشود، و گرنه، آیا قوه قضائیه شاهرودی به لحاظ "رویکردی" تفاوتی با قوه قضائیه لاریجانی داشت؟ پس چرا آنروز مساله نبود؟!
🔸در این بین تشکلی مثل جنبش عزیز عدالتخواه دانشجویی که زمانی یک تشکل آوانگارد در "ایجاد مساله" برای مطالبه آرمانخواهانه به حساب می آمد هم، در دستور کار تولید شده و صورت مساله طرح شده توسط یک حلقه سیاسی قرار گرفته و آنرا مطالبه می کند و سران و فعالان بسیج دانشجویی هم که زمانی جبنش دفاع از استقلال ایران را خلق کرده و هدایت می کردند، امروز مسابقه توئیت برتر در پاسخ به مساله ای می گذارند که تولید کننده اش با هدف خلاصی حلقه یاران به آن تن داده است.
🔹چرا نیروی انتظامی و مطالبه نارسایی ها در این نیرو امروز مساله نشده است؟! چرا مجلس شورای اسلامی و فهرست بلند بالای پیمانهای عجیب و غریبی که این روزها براحتی در آن تصویب می شود، از قراردادهای نفتی تا پالرمو و ... مساله نشده است؟! چرا نارسایی تاسف بار دولت در خدمت رسانی به محروم ترین مردم زلزله زده در غرب کشور و در فصل سرما مساله نشده است؟ افزایش واردات بنزین، رکود و تعطیلی 5 ساله ساخت و ساز و پروژه های عمرانی، تعطیلی فراگیر کارخانه ها و بی توجهی به هزاران مالباخته در بانک ها و موسسات خصوصی مالی چرا مساله امروز نیست؟ چرا شرایط اندوه بار میلیون ها حاشیه نشین در شهرهای بزرگ کشور به چشم نیامده است؟! چرا بحران بزرگ محیط زیست در کویر و جنگل دریا مساله نشده است؟!
🔻ادامه را در لینک زیر بخوانید👇
@naderi_note
https://goo.gl/Qt7RWm
Telegraph
احمدی نژاد؛ قوه قضائیه و مساله عدالت
در این مدت هر چه با خود اندیشیدم که آیا شرایط در دستگاه پر مشکل و مشکل ساز قضاء بدتر از گذشته شده است یا آنکه فاجعه جدیدی در این دستگاه حادث شده، نکته خاص و جدیدی نیافتم. روال همان روال سابق بوده است، برخورد جسته و گریخته با برخی مفاسد، برخورد از جایگاه یک…
اینکه موتورش را،یعنی تنها راه ادامه حیاتش را آتش بزند،یعنی که آب مدتهاست از سرش گذشته.
حالا باهمه وزرا نمایش مسخره بگذار و از لولوی #فیلتر تلگرام بترسان وقهرمان رفع فیلتر معرفی کن!
@naderi_note
حالا باهمه وزرا نمایش مسخره بگذار و از لولوی #فیلتر تلگرام بترسان وقهرمان رفع فیلتر معرفی کن!
@naderi_note
❗️سیاست درست رسانه ای چه باید باشد⁉️
🔻شبکه های اجتماعی پر شده از تصاویر اعتراضات وشعارها در مشهد و دیگر شهرها، یک سوال که خیلی زیاد هم محل بحث بوده این است که در رسانه چطور باید به این ماجرا پرداخت.
🔹قبل از رسیدن به این پرسش باید بگویم که برای من و همه آنهایی که در سال 88 کف میدان رسانه و درگیری های آن سال ها بوده اند تفاوت جنس شعارها و اعتراضات و ترکیب جمعیتی مشهد با اتفاقات روز جمعه کاملا روشن است.
🔸اعتراض مشهد یک اعتراض مردمی بود و مساله اش معیشت و اقتصاد هرچند که ورود چند شعار سیاسی، توجه رسانه را به آن تجمع جلب کرد. ماه هاست که آسییب دیدگان موسسات مالی از این دست تجمعات با محوریت اقتصاد را در شهرهای بزرگ رقم زده اند، به راحتی در شهر شعار داده اند و کیلومترها در مرکز شهر تهران راهپیمایی کرده اند، اما ورود چند شعار سیاسی در تجمع مشهد، ماجرا را متفاوت و توجه ها را جلب کرد.
🔹اعتراض مشهد با تجمعات مشخصا سازماندهی شده و کم تعداد روز جمعه شهرهای دیگر که باید آنها را تجمعات «وحیدآنلاینی» نامگذاری کرد خیلی خیلی متفاوت است.
❓جنس اعتراض مشهد، مطالبه معیشت و اقتصاد است، خب تکلیف رسانه در قبال این اعتراض چیست؟❗️
🔸این اعتراض راس ندارد، سال 88 یک سازمان بزرگ سیاسی با چهره های مشهور مشغول اداره اعتراضی نابجا بودند، اما اعتراض از جنس اعتراض مشهد، راس و سازمانی ندارد که پیگیر مطالباتش در عرصه و صحنه سیاست و رسانه باشد. مطالباتش هم بحق است؛ مطالبه معیشت است و حق از دست رفته در موسسات مولود زنای اقتصادی!
🔹اینکه زمینه اجتماعی و اقتصادی اعتراض چه بوده، موضوع این نوشته نیست، موضوع این است که حالا در رسانه چه کنیم؟
🔸رسانه حزب اللهی و انقلابی می تواند و باید "راس" نداشته این اعتراض باشد. باید خودش را قاطی این مطالبه کند و او بشود سخنگویی مطالبات. این با پوشش هر تصویر و فیلمی از هر تجمع واعتراضی در گوشه ایران متفاوت است.
🔹سخنگو شدن یعنی بازتاب دادن مطالبات مردم معترض و حتی مطالبه گر شدن با زبان آنها از مسئولین.، مطالبه موضوعیت دارد، حتی برای رسانه ملی! این که مردم معترض ببینند رسانه ملی و رسانه های دیگر، حرف آنها را با جدیت پوشش می دهند و حتی مطالبه میکنند، آنها را آرام می کند، خیالشان را راحت می کند و مسئول را پاسخگو!
🔸باید برای خواسته مردم کاری کنند، رسانه هم باید سخنگوی آن خواسته باشد.
🔹یادم هست چند ماه پیش همه منع کرده بودند از پوشش رسانه ای تجمعات کاسپینی ها، وقتی که بچه ها یک شب کنار آنها رفتند، گفتگو کردند و گزارش دادند، نطق رسانه ها باز شد، و کار پیگیری مشکل مالباختگان ماهها جلوتر افتاد.
🔸چرا رسانه ملی و رسانه های ما باید در انفعال فرو بروند وقتی که می توانند راس باشند؟
🔹وقتی مردمی که اعتراض دارند از مسئولی جواب بشوند که دارد کار می شود، گزارش جدی بشنوند، عزم و عمل ببینند، چرا باید دوباره اعتراض و تجمع کنند، اینجاست که تکلیف تجمعات ساختار شکن هم روشن خواهد شد.
🔺رسانه های انقلابی و رسانه ملی، تا دیر نشده بنیشنند بر جایگاه این راس نداشته!
@naderi_note
🔻شبکه های اجتماعی پر شده از تصاویر اعتراضات وشعارها در مشهد و دیگر شهرها، یک سوال که خیلی زیاد هم محل بحث بوده این است که در رسانه چطور باید به این ماجرا پرداخت.
🔹قبل از رسیدن به این پرسش باید بگویم که برای من و همه آنهایی که در سال 88 کف میدان رسانه و درگیری های آن سال ها بوده اند تفاوت جنس شعارها و اعتراضات و ترکیب جمعیتی مشهد با اتفاقات روز جمعه کاملا روشن است.
🔸اعتراض مشهد یک اعتراض مردمی بود و مساله اش معیشت و اقتصاد هرچند که ورود چند شعار سیاسی، توجه رسانه را به آن تجمع جلب کرد. ماه هاست که آسییب دیدگان موسسات مالی از این دست تجمعات با محوریت اقتصاد را در شهرهای بزرگ رقم زده اند، به راحتی در شهر شعار داده اند و کیلومترها در مرکز شهر تهران راهپیمایی کرده اند، اما ورود چند شعار سیاسی در تجمع مشهد، ماجرا را متفاوت و توجه ها را جلب کرد.
🔹اعتراض مشهد با تجمعات مشخصا سازماندهی شده و کم تعداد روز جمعه شهرهای دیگر که باید آنها را تجمعات «وحیدآنلاینی» نامگذاری کرد خیلی خیلی متفاوت است.
❓جنس اعتراض مشهد، مطالبه معیشت و اقتصاد است، خب تکلیف رسانه در قبال این اعتراض چیست؟❗️
🔸این اعتراض راس ندارد، سال 88 یک سازمان بزرگ سیاسی با چهره های مشهور مشغول اداره اعتراضی نابجا بودند، اما اعتراض از جنس اعتراض مشهد، راس و سازمانی ندارد که پیگیر مطالباتش در عرصه و صحنه سیاست و رسانه باشد. مطالباتش هم بحق است؛ مطالبه معیشت است و حق از دست رفته در موسسات مولود زنای اقتصادی!
🔹اینکه زمینه اجتماعی و اقتصادی اعتراض چه بوده، موضوع این نوشته نیست، موضوع این است که حالا در رسانه چه کنیم؟
🔸رسانه حزب اللهی و انقلابی می تواند و باید "راس" نداشته این اعتراض باشد. باید خودش را قاطی این مطالبه کند و او بشود سخنگویی مطالبات. این با پوشش هر تصویر و فیلمی از هر تجمع واعتراضی در گوشه ایران متفاوت است.
🔹سخنگو شدن یعنی بازتاب دادن مطالبات مردم معترض و حتی مطالبه گر شدن با زبان آنها از مسئولین.، مطالبه موضوعیت دارد، حتی برای رسانه ملی! این که مردم معترض ببینند رسانه ملی و رسانه های دیگر، حرف آنها را با جدیت پوشش می دهند و حتی مطالبه میکنند، آنها را آرام می کند، خیالشان را راحت می کند و مسئول را پاسخگو!
🔸باید برای خواسته مردم کاری کنند، رسانه هم باید سخنگوی آن خواسته باشد.
🔹یادم هست چند ماه پیش همه منع کرده بودند از پوشش رسانه ای تجمعات کاسپینی ها، وقتی که بچه ها یک شب کنار آنها رفتند، گفتگو کردند و گزارش دادند، نطق رسانه ها باز شد، و کار پیگیری مشکل مالباختگان ماهها جلوتر افتاد.
🔸چرا رسانه ملی و رسانه های ما باید در انفعال فرو بروند وقتی که می توانند راس باشند؟
🔹وقتی مردمی که اعتراض دارند از مسئولی جواب بشوند که دارد کار می شود، گزارش جدی بشنوند، عزم و عمل ببینند، چرا باید دوباره اعتراض و تجمع کنند، اینجاست که تکلیف تجمعات ساختار شکن هم روشن خواهد شد.
🔺رسانه های انقلابی و رسانه ملی، تا دیر نشده بنیشنند بر جایگاه این راس نداشته!
@naderi_note
❗️از امام ِشنبه تبریز تا امام جمعه شیراز؛ به بهانه حکم تاسف بار دادگاه شیراز برای 4 دانشجوی عدالتخواه❗️
1️⃣ حضور چند ماهه یک سید روحانی در تبریز و در جایگاه امامت جمعه این شهر و نمایندگی ولی فقیه، خیلی از مناسبات جاری و روال های جا افتاده در طول این سالها را به هم زده و سر و صدای زیادی به پا کرده است. پیش از این نام آقای آل هاشم را در عقیدتی سیاسی ارتش شنیده بودیم و حتی روز و نحوه ورودش به شهر تبریز و حضور همین ارتشی ها دور و برش هم حسابی خبرساز شد، اما رفتار او در ماه های بعد آنقدر متفاوت و بر هم زننده مناسبات قدیم بود که نَقل رفتارش، نُقل محافل تبریز بشود.
تماس با فعالان فضای مجازی که احتمالا نقدش کرده اند یا از او تمجید کرده اند، و تشکر بابت وقت گذاشتن و دغدغه مندیشان، یا تماس با جوان تبریزی و تشکر بابت افتخارآفرینیش برای شهر و استان در فلان جشنواره هنری و البته تعریف با ذوق و شوق این اتفاق ناگهانی از سوی آن جوان در شبکه های اجتماعی.
یا سرکشی به بازار و دانشگاه و روستای محروم و این آخری، حضور در ورزشگاه هنگام بازی حساس تراکتور سازی و استقلال در اوج شلوغی ها و آشوب های اخیر ! درست موقعی که همزمان بود با فراخوان ضد انقلاب برای آشوب که با وجود این مخاطره رفت وسط مردم تبریز و طرفداران تراکتورسازی ، همراهشان شد، با آنها سخن گفت و دعوتشان کرد به آرامش و وحدت در مقابل "فتنه."
دورادور اخبارش را که میخوانم یک حس شوق و خوشحالی در دلم می جوشد، یاد خاطرات خوشی می افتم که از زمامداران نیک سرشت در داستانهای تاریخی خوانده ایم، یا یاد سریال یوزارسیف که این روزها از تلویزیون پخش می شد.
آل هاشم نه پولی خرج کرده و نه تشکیلات خاصی براه انداخته، فقط رفته است قاطی مردم، کنار آنها و نه در مقابلشان! به قول آن روزنامه نگار تبریزی، او بیشتر از آنکه امامِ جمعه مردم تبریز باشد، امامِ شنبه و روزهای زندگی و کار مردم است و حالا بقول گزارشگر محلی بازی تراکتورسازی و استقلال؛ امام جمعه «محبوب» شهر تبریز.
2️⃣ حالا برویم چند شهر آنطرف تر، یعنی شیراز! امروز خبری منتشر شد مبنی بر محکومیت 4 جوان عدالتخواه و انقلابی در دادگاه به بهانه و جرم سخنرانی و انتشار مطالب در نقد امام جمعه شیراز آنهم با احکامی سنگین و غیر قابل توجیه، یعنی 91 روز حبس تعزیری! 91 روز حبس تعزیری می شود سابقه کیفری برای آنها (تا زمان پایان تعلیق حکم) و بعلاوه 5 سال محرومیت از عضویت در هر تشکل اعم از سیاسی و دانشجویی و بعلاوه محرومیت 5 ساله از هر گونه کار رسانه ای و مطبوعاتی و به زبانی ساده قفل کردن دهان این 4 جوان به مدت 5 سال!
صورت مساله روشن است؛ 4 جوان از کنش و عملکرد امام جمعه شیراز در انتخابات خبرگان ناراضی بوده و به آن انتقاد داشته اند، بابت این انتقادات از آنها در محکمه شیراز شکایتی صورت گرفته و حالا حکم آن محکمه، این رای سنگین و ناامید کننده است.
ممکن است امام جمعه و یا آنها که به نیابت از او طرح دعوی کرده اند بگویند که حرفِ آبروی او در میان بوده و این اقدام تدبیری بوده است برای «اعاده حیثیت» از امام جمعه شیراز و «حق» او!
من هم میپذیرم این «حق» را اما سخنم این است که حتی با وجود محکومیت چند جوان از امام جمعه محترم شیراز «اعاده حیثیت» می شود یا انتشار متن این حکم ضربه ای است به حیثیت جایگاه امامت جمعه ؟!
والی در جامعه اسلامی باید بداند که با ضرب و زور دادگاه و حکم نمی شود ونمی توان «حیثیت» کسب کرد و اتفاقا آن حیثیتی که من اسمش را میگذارم «سرمایه اجتماعی» با این ضرب و زور می سوزد، تباه می شود و از بین می رود!
سرمایه اجتماعی را باید در کوچه ها و بازارها و روستاها و دانشگاه و ورزشگاه ها، روز به روز و ذره به ذره از شنبه تا جمعه کسب کرد تا در روز جمعه و هنگام قرائت آن دو خطبه، به کار بیایید و عمل کند.
3️⃣ اگر تدبیر دیگر پشت پرده این حکم و برخود هم این بوده که «ماست ها کیسه شود» که به نظرم یک شوخی بیشتر نیست. چه این 4 دانشجو و چه عدالتخواهان دیگر با علم به اینکه «عدالتخواهی هزینه دارد» پای در وادی امر به معروف و نهی از منکر گذاشته اند و اگر تصور شود انتشار این حکم و امثال آن رویه عدالتخواهان را تغییر می دهد باید بگویم که تجربه سال های فعالیت دانشجویی، رسانه ای و سیاسیم میگوید این حکم و امثال آن نه تنها آنها را که خیلی های دیگر از جمله امثال من را نیز مصمم تر می کند.
مصمم تر می کند که به مقابله با رویه های غلط بپردازند، رویه های غلطی که بیش از همه تیشه به ریشه اعتبار و سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی می زند، چه رویه های غلط پیش گرفته شده در انتخابات و چه رویه غلط در برخورد با منتقدان بجای گفتگو با آنها، همدل شدن و اصلاح نواقص.
4️⃣ کاش در کشور به اندازه هر استان یک امامِ شنبه داشتیم. شاید اگر بود هفته گذشته شاهد آن آشوب ها نبودیم.
https://t.me/RajanewsMedia/122
@naderi_note
1️⃣ حضور چند ماهه یک سید روحانی در تبریز و در جایگاه امامت جمعه این شهر و نمایندگی ولی فقیه، خیلی از مناسبات جاری و روال های جا افتاده در طول این سالها را به هم زده و سر و صدای زیادی به پا کرده است. پیش از این نام آقای آل هاشم را در عقیدتی سیاسی ارتش شنیده بودیم و حتی روز و نحوه ورودش به شهر تبریز و حضور همین ارتشی ها دور و برش هم حسابی خبرساز شد، اما رفتار او در ماه های بعد آنقدر متفاوت و بر هم زننده مناسبات قدیم بود که نَقل رفتارش، نُقل محافل تبریز بشود.
تماس با فعالان فضای مجازی که احتمالا نقدش کرده اند یا از او تمجید کرده اند، و تشکر بابت وقت گذاشتن و دغدغه مندیشان، یا تماس با جوان تبریزی و تشکر بابت افتخارآفرینیش برای شهر و استان در فلان جشنواره هنری و البته تعریف با ذوق و شوق این اتفاق ناگهانی از سوی آن جوان در شبکه های اجتماعی.
یا سرکشی به بازار و دانشگاه و روستای محروم و این آخری، حضور در ورزشگاه هنگام بازی حساس تراکتور سازی و استقلال در اوج شلوغی ها و آشوب های اخیر ! درست موقعی که همزمان بود با فراخوان ضد انقلاب برای آشوب که با وجود این مخاطره رفت وسط مردم تبریز و طرفداران تراکتورسازی ، همراهشان شد، با آنها سخن گفت و دعوتشان کرد به آرامش و وحدت در مقابل "فتنه."
دورادور اخبارش را که میخوانم یک حس شوق و خوشحالی در دلم می جوشد، یاد خاطرات خوشی می افتم که از زمامداران نیک سرشت در داستانهای تاریخی خوانده ایم، یا یاد سریال یوزارسیف که این روزها از تلویزیون پخش می شد.
آل هاشم نه پولی خرج کرده و نه تشکیلات خاصی براه انداخته، فقط رفته است قاطی مردم، کنار آنها و نه در مقابلشان! به قول آن روزنامه نگار تبریزی، او بیشتر از آنکه امامِ جمعه مردم تبریز باشد، امامِ شنبه و روزهای زندگی و کار مردم است و حالا بقول گزارشگر محلی بازی تراکتورسازی و استقلال؛ امام جمعه «محبوب» شهر تبریز.
2️⃣ حالا برویم چند شهر آنطرف تر، یعنی شیراز! امروز خبری منتشر شد مبنی بر محکومیت 4 جوان عدالتخواه و انقلابی در دادگاه به بهانه و جرم سخنرانی و انتشار مطالب در نقد امام جمعه شیراز آنهم با احکامی سنگین و غیر قابل توجیه، یعنی 91 روز حبس تعزیری! 91 روز حبس تعزیری می شود سابقه کیفری برای آنها (تا زمان پایان تعلیق حکم) و بعلاوه 5 سال محرومیت از عضویت در هر تشکل اعم از سیاسی و دانشجویی و بعلاوه محرومیت 5 ساله از هر گونه کار رسانه ای و مطبوعاتی و به زبانی ساده قفل کردن دهان این 4 جوان به مدت 5 سال!
صورت مساله روشن است؛ 4 جوان از کنش و عملکرد امام جمعه شیراز در انتخابات خبرگان ناراضی بوده و به آن انتقاد داشته اند، بابت این انتقادات از آنها در محکمه شیراز شکایتی صورت گرفته و حالا حکم آن محکمه، این رای سنگین و ناامید کننده است.
ممکن است امام جمعه و یا آنها که به نیابت از او طرح دعوی کرده اند بگویند که حرفِ آبروی او در میان بوده و این اقدام تدبیری بوده است برای «اعاده حیثیت» از امام جمعه شیراز و «حق» او!
من هم میپذیرم این «حق» را اما سخنم این است که حتی با وجود محکومیت چند جوان از امام جمعه محترم شیراز «اعاده حیثیت» می شود یا انتشار متن این حکم ضربه ای است به حیثیت جایگاه امامت جمعه ؟!
والی در جامعه اسلامی باید بداند که با ضرب و زور دادگاه و حکم نمی شود ونمی توان «حیثیت» کسب کرد و اتفاقا آن حیثیتی که من اسمش را میگذارم «سرمایه اجتماعی» با این ضرب و زور می سوزد، تباه می شود و از بین می رود!
سرمایه اجتماعی را باید در کوچه ها و بازارها و روستاها و دانشگاه و ورزشگاه ها، روز به روز و ذره به ذره از شنبه تا جمعه کسب کرد تا در روز جمعه و هنگام قرائت آن دو خطبه، به کار بیایید و عمل کند.
3️⃣ اگر تدبیر دیگر پشت پرده این حکم و برخود هم این بوده که «ماست ها کیسه شود» که به نظرم یک شوخی بیشتر نیست. چه این 4 دانشجو و چه عدالتخواهان دیگر با علم به اینکه «عدالتخواهی هزینه دارد» پای در وادی امر به معروف و نهی از منکر گذاشته اند و اگر تصور شود انتشار این حکم و امثال آن رویه عدالتخواهان را تغییر می دهد باید بگویم که تجربه سال های فعالیت دانشجویی، رسانه ای و سیاسیم میگوید این حکم و امثال آن نه تنها آنها را که خیلی های دیگر از جمله امثال من را نیز مصمم تر می کند.
مصمم تر می کند که به مقابله با رویه های غلط بپردازند، رویه های غلطی که بیش از همه تیشه به ریشه اعتبار و سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی می زند، چه رویه های غلط پیش گرفته شده در انتخابات و چه رویه غلط در برخورد با منتقدان بجای گفتگو با آنها، همدل شدن و اصلاح نواقص.
4️⃣ کاش در کشور به اندازه هر استان یک امامِ شنبه داشتیم. شاید اگر بود هفته گذشته شاهد آن آشوب ها نبودیم.
https://t.me/RajanewsMedia/122
@naderi_note
Telegram
🎬
Forwarded from کانال خبری رجانیوز
🔻افشاگر نیابتی بیبیسی و طوفان در قوری چای!
🔹شاید خبرنگار خارجنشین وقتی فیلم 19 دقیقهای منتشرنشده از جلسه انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری را منتشر میکرد، فکر نمیکرد به فاصله کمی پس از آن، برنامه «جهانآرا» فیلمهای منتشرنشده این جلسه و خاطرات آیتالله مجتهدشبستری را روی آنتن ببرد و همهی آنچه او رشته بود را پنبه کند.
🔹فیلم تازه منتشرشده توسط خبرنگار خارجنشین و ادعای تازهاش حرف تازهای برای گفتن ندارد. او با انتشار فیلم سخنان آیتالله مشکینی در ابتدای جلسه درباره لزوم رایگیری درباره استعفای آیتالله منتظری از رهبری، مدعی است این صحبتها «به روشنی تاکیدی است بر اینکه عزل آقای منتظری از سوی خمینی کاملا غیرقانونی بوده است و اصولا خمینی چنین اختیار و اجازهای نداشته است.»
🔹باید توجه کرد که این جلسه، اولین جلسه مجلس خبرگان پس از برکناری آیتالله منتظری است و خبرگان برای آن که این استعفا و برکناری، «جنبه قانونی» و «رسمیت» یابد و راه قانونی برای انتخاب رهبر یا شورایرهبری جدید باز شود؛ اقدام به رایگیری کرده است.
🔹 آیتالله مشکینی در دقایق سه تا پنج همین فیلم تازه منتشرشده این مساله را صریحا اینگونه توضیح میدهد: «ما در جلسه گذشته[سال64]، خودمان تعیین و تایید کردیم قائممقام رهبری-که کار به عزل و سلب او کشیده شده- فردی است که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته شده....حالا اگر بخواهیم رهبر تعیین کنیم، باید جواب آن تصویب قبلیمان را بدهیم.» بنابراین اینکه بخواهیم «قانونگرایی» مجلس خبرگان را که نقطهقوت قابل تقدیری است، «بیقانونی» و نقطهضعف معرفی کنیم، جفا در حق خبرگان و تاریخ است.
🔹اما این خبرنگار خارجنشین ادعای عجیب دیگری را مطرح کرده که صحبتکردن 11نفر درباره عدم صلاحیت آیتالله خامنهای برای رهبری است. ادعای گزافی که اولینبار است در تاریخ انقلاب مطرح میشود و بیشتر به طنز شبیه است و نشان میدهد او برای داغنگه داشتن تنور توجهات به خود آن را مطرح کرده است. چرا که در جلسه مذکور حتی یکنفر از ا عضای خبرگان هم در رد صلاحیت آیتالله خامنهای نطق نکرده است!
🔹خرداد 95 وقتی بیبیسی با تبلیغات فراوان مدعی شد به اسنادی درباره پیامها و تماسهای سری امام با دولتهای کارتر و کندی دست یافته، گریسیک با کنایه درباره بیاهمیت بودنش گفت این مساله «طوفانی در قوری چای» است. به نظر میرسد تاریخ مصرف این افشاگر نیابتی بیبیسی هم در این پروژه تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی که با شکست روبرو شده به اتمام رسیده و او با ادعای عجیب و دروغ، در پی تداوم طوفان در قوری چای است. او اولین افشاگر نیابتی بیبیسی نبود، آخرین نفر هم نخواهد بود.
✅ @Rajanews_com
🔹شاید خبرنگار خارجنشین وقتی فیلم 19 دقیقهای منتشرنشده از جلسه انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری را منتشر میکرد، فکر نمیکرد به فاصله کمی پس از آن، برنامه «جهانآرا» فیلمهای منتشرنشده این جلسه و خاطرات آیتالله مجتهدشبستری را روی آنتن ببرد و همهی آنچه او رشته بود را پنبه کند.
🔹فیلم تازه منتشرشده توسط خبرنگار خارجنشین و ادعای تازهاش حرف تازهای برای گفتن ندارد. او با انتشار فیلم سخنان آیتالله مشکینی در ابتدای جلسه درباره لزوم رایگیری درباره استعفای آیتالله منتظری از رهبری، مدعی است این صحبتها «به روشنی تاکیدی است بر اینکه عزل آقای منتظری از سوی خمینی کاملا غیرقانونی بوده است و اصولا خمینی چنین اختیار و اجازهای نداشته است.»
🔹باید توجه کرد که این جلسه، اولین جلسه مجلس خبرگان پس از برکناری آیتالله منتظری است و خبرگان برای آن که این استعفا و برکناری، «جنبه قانونی» و «رسمیت» یابد و راه قانونی برای انتخاب رهبر یا شورایرهبری جدید باز شود؛ اقدام به رایگیری کرده است.
🔹 آیتالله مشکینی در دقایق سه تا پنج همین فیلم تازه منتشرشده این مساله را صریحا اینگونه توضیح میدهد: «ما در جلسه گذشته[سال64]، خودمان تعیین و تایید کردیم قائممقام رهبری-که کار به عزل و سلب او کشیده شده- فردی است که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته شده....حالا اگر بخواهیم رهبر تعیین کنیم، باید جواب آن تصویب قبلیمان را بدهیم.» بنابراین اینکه بخواهیم «قانونگرایی» مجلس خبرگان را که نقطهقوت قابل تقدیری است، «بیقانونی» و نقطهضعف معرفی کنیم، جفا در حق خبرگان و تاریخ است.
🔹اما این خبرنگار خارجنشین ادعای عجیب دیگری را مطرح کرده که صحبتکردن 11نفر درباره عدم صلاحیت آیتالله خامنهای برای رهبری است. ادعای گزافی که اولینبار است در تاریخ انقلاب مطرح میشود و بیشتر به طنز شبیه است و نشان میدهد او برای داغنگه داشتن تنور توجهات به خود آن را مطرح کرده است. چرا که در جلسه مذکور حتی یکنفر از ا عضای خبرگان هم در رد صلاحیت آیتالله خامنهای نطق نکرده است!
🔹خرداد 95 وقتی بیبیسی با تبلیغات فراوان مدعی شد به اسنادی درباره پیامها و تماسهای سری امام با دولتهای کارتر و کندی دست یافته، گریسیک با کنایه درباره بیاهمیت بودنش گفت این مساله «طوفانی در قوری چای» است. به نظر میرسد تاریخ مصرف این افشاگر نیابتی بیبیسی هم در این پروژه تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی که با شکست روبرو شده به اتمام رسیده و او با ادعای عجیب و دروغ، در پی تداوم طوفان در قوری چای است. او اولین افشاگر نیابتی بیبیسی نبود، آخرین نفر هم نخواهد بود.
✅ @Rajanews_com