پی نوشت | علی نادری
460 subscribers
41 photos
7 videos
64 links
نوشته های علی نادری

Admin: @alii_naderi
Download Telegram
رجایی اصلی هم با #نفوذ سرویس های خارجی در اطرافیانش شهید شد. این رجایی ها که جای خود دارد...
@naderi_note
کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..

🔹جریان مومن انقلابی نشان داد برای به وحدت رسیدن نیاز به صدها ساعت جلسه و مهندسی چند لایه نیرو و چهره و ساز و کار و خدم و حشم و همایش ندارد. وقتی تکلیفش را در ماندن و بالا بردن پرچم جریان انقلابی بماند، تا آخر می ایستد، به قیمت بدترین تهمت ها و فشارهای سیاسی و رسانه ای و زمانی که به این تکلیف برسد که باید برود، براحتی و یکشبه چهار سال زحمت و تلاش شبانه روزی برای تدوین برنامه و .. را نادیده می گیرد و با یک بیانیه کنار می رود.
https://goo.gl/lMfOy0

بنظرم جلیلی ابتدا با نپیوستنش به ساز و کار معیوب جمنا و آنگاه با کناره گیری بدون سر و صدایش، به بزرگترین شکل این ساز و کار قبیلگی را به چالش کشید. حالا دیگر خوب روشن شده است که انقلابی بودن به تابلوی بالای سر تشکل نیست، اگر جریانی انقلابی باشد، خودش تکلیفش را خواهد فهمید و بدون درنگ به آن عمل خواهد کرد.

🔹مثالش می شود اینکه در مغازه ای دوربین مدار بسته کار بگذارید یا روی ترازویش بنویسد عالم محضر خداست! وقتی که برق قطع شود و دوربین مداربسته خاموش، امنیتی برای آن مغازه متصور نخواهیم بود اما در مدل خدایی و تقوا محور، برقی باشد یا نباشد، تکالیف مطابق خواست حضرت حق انجام خواهد شد.

نتیجه آن می شود که مکانیزمی برای وحدت طراحی شود اما چنان اشتیاق حضور را بالا ببرد که کاندیداها از دوره قبل هم بیشتر بشوند و هر کدام به طریقی خود را به محل ثبت نام در وزارت کشور برسانند.

🔻اما نکته ای با مومنان انقلابی!
از نظر من آنچه جلیلی را مجاب کرد از حضور چشم پوشی کند، فقط و فقط یکدل شدن جریان مومن انقلابی برای تبلیغ و ترویج گفتمان انقلابی و تنها گزینه انقلابی موجود در صحنه انتخابات 96 بود. اگر می خواهیم این هزینه و از خودگذشتگی جلیلی تباه نشود، باید یکدل بشویم برای برآوردن دولت انقلابی و تنها گزینه انقلابی حاضر در میدان انتخابات.

🔺به نظرم بهترین تقدیر از آقای جلیلی، کمک به تحقق آن چیزی است که بخاطرش این از خودگذشتگی را کرد. یکدل شدن و تبلیغ پرانگیزه و پر شور گفتمان انقلاب اسلامی و گزینه ای که امروز مصداق آن گفتمان است. باید کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..
@naderi_note
⭕️اعتراض به فشار بر شورا، یا فشار بر شورای نگهبان؟!

روز گذشته متن نامه ای به امضاء تعدادی از دانشجویان وطلاب منتشر شد که با نگاهی به اسامی آنها نام بسیاری از برادران و دوستان خود را در میان آنها یافتم.

نامه خطاب به شورای محترم نگهبان بود و مضمون و محتوای آن «ابراز نگرانی از فشار اشراف سیاسی بر شورای نگهبان » برای حذف جریان احمدی‎نژاد.

هرچه تلاش کردم در متن نشانه‎ای از فشارهای اشراف بیابم تنها به نامه توکلی به شورای نگهبان برخورد کردم. در واقع هر چه متن را بیشتر بررسی می‎کردی متوجه می‎شدی که منظور از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان، نامه‎ای بوده که توکلی به این شورا نگاشته و چند سایت منتشر کرده‎اند. یعنی توکلی آنقدر قدرت داشته و نامه اش آنقدر تاثیر داشته که ممکن است موجبات رد صلاحیت احمدی‎نژاد را فراهم کند، پس بر همین اساس دوستان من به این نتیجه رسیده‎اند که باید از شورای نگهبان بخواهند در مقابل این فشار بایستد.

اما من احساس می‎کنم واقعیت و حرف دل این نامه چیز دیگری است. نویسندگان نمی‎دانند که آیا شورای نگهبان احمدی نژاد را رد می کند یا تایید. آنها حتی کاری به این هم ندارند که دلیل و استدلال شورای نگهبان برای رد یا تایید احمدی‎نژاد چیست؟! آنها بدون آنکه دلایل رد یا تایید را بدانند یا حتی توجهی به آن دلایل داشته باشند، به شورای نگهبان می‎گویند «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کنید.

نگارندگان نامه در صدر نامه به وظیفه شورای نگهبان اشاره می‎کنند و اینکه «نباید» تصمیماتش را بر اساس استدلال‎ها و مناسبات سیاست و قدرت اتخاذ کند و در ذیل نامه با استدلال‎هایی اتفاقا از جنس سیاست و مناسبات قدرت به تندی به شورای نگهبان حکم می کنند که «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.

در واقع این نامه برای «جلوگیری از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان» نگاشته نشده است بلکه برای «فشار به شورای نگهبان» برای تایید صلاحیت احمدی نژاد آنهم با استدلال هایی کاملا سیاسی و نه حقوقی و قانونی به نگارش در آمده است.
در هیچ جای نامه اشاره‎ای به بندی قانونی و حقوقی که اثبات کننده تایید صلاحیت احمدی نژاد باشد دیده نمی‎شود و تنها یک حرف به درشتی تکرار می‎شود : «او باید تایید صلاحیت بشود.»

وقتی کار به این مرتبه و حد از سیاسی کاری می‎رسد می‎توان به این نتیجه رسید که برخی تصمیمشان را گرفته‎اند، به هر قیمتی که شده است.

@naderi_note
آقای رئیسی در اظهار نظر بابت دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی از یک تفکر و رویکرد پرده برداشت. می شود به حاشیه نشین ها بعنوان معضل نگاه کرد. می توان به دهک های پایین و تحت پوشش به عنوان دردسر و مصیبت عظما نگاه کرد، اما نگاه انقلاب اسلامی، نگاه تکریم و کرامت مردم و مستضعفین است.
#رئیسی در راهکارش برای حل مساله تکریم و به رسمیت شناختن این طبقات و طیف ها را، به رسمیت شناختن حاشیه نشین ها را، به رسمیت شناختن و دهک های پایین را بخشی از راه حل مساله قرار داده است. او راهکار حل این مشکلات که دارد به بحران هایی غیرقابل کنترل مبدل میشود را به رسمیت شناختن مستضعفان و حتی در اولویت قرار دادن آنها به عنوان اصلی ترین جامعه هدف یک دولت می داند. این را به نظرم خیلی خوب در هر دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی بیان کرد.
این را بگذارید کنار نگاهی که منطقه آزاد می زند تا پولدارهای تهرانی بیشتر واردات کنند و پولدارتر بشوند و فرصتی برای آن حاشیه نشین محلی پیش بیاید تا به آنها آدامس بفروشد!
@naderi_note
نکته آخر آقای رئیسی در مناظره را باید کار گفتمانی او در عرصه انتخابات 96 بدانیم. اینکه دعواهای اصلی را کنار بگذاریم و وقت خودمان و مردم را صرف دعواهای کم ثمر سیاسی کنیم شیوه ای است که این دولت خوب بلد است و اساسا بر همین مبنا زیست کرده و روی کار آمده است.
دعوای اصلی امروز مردم، اشتغال و وضعیت معیشت آنهاست نه ماجرای سفارت عربستان و دروغگویی یا راستگویی روحانی و ... .
اینکه آقای رئیسی محل دعوا را درست در محل مشکل مردم یعنی مسکن و بیکاری گذاشت را باید یکی از گفتمانی ترین رفتارهای او در مناظره اول انتخابات 96 دانست.
البته معتقدم همین نکته نیز عامل اقبال به او خواهد بود اگر که ادامه و استمرار یابد.
@naderi_note
⭕️کار گفتمانی رئیسی در 5 دقیقه طوفانی مناظره

روحانی در این مناظره تلاش کرد تا بیش از مناظره گذشته بعنوان کاندیدای اصلی دولتی ها نقش ایفا کند که البته با عقب کشیدن جهانگیری و افزایش فعالیت موفق بود. اما مساله این است که امروز روحانی در دوگانه ای افتاد که در این انتخابات از آن فراری بود.
روحانی از دوگانه ای پرسش از دولت – پاسخگویی دولت فراری است، چون در مقام پاسخگو باید از کارنامه ای دفاع کند که بهتر از هر کسی می داند نیست!
امروز به نظرم رئیسی به خوبی این دوگانه را شکل داد و توفیق او در شکل دادن این دوگانه حقیقی، موجب شد تا حد بسیار زیادی، دعواهای سخیف حاشیه ای که در مناظره اول شاهد آن بودیم، کاهش یافت.
نقطه اوج این دوگانه دقیقا همان پرسشی بود که شاید همه مناظره کنندگان از پرداختن به آن هراس داشتند، یعنی پرسش برجام! و البته به نظرم رئیسی بخوبی در همین پرسش ایده اصلی و مرکزی دولت چهار ساله روحانی یعنی «بهبود معیشت مردم در مقابل توافق با غرب» را به چالش کشید.
رئیسی در 5 دقیقه طوفانی خود با چند جمله و سوال کوتاه خیلی خوب برای مردم عادی پای مناظره این ایده را درونی کرد که «برجام» نقشی در بهبود معیشت آنها نداشته است که هیچ، شرایط بدتر از چهار سال گذشته هم شده است.
پاسخ عصبی به این پرسش از سوی روحانی و پیش کشیدن موضوع موشک، نشانگر موفقیت حرکت گفتمانی رئیسی بوده است.
بنظرم فراتر از کاندیداها، گفتمان غربگرا شکست مهم و بزرگی را امروز متحمل شد. می شود هم کار گفتمانی کرد، هم جلب توجه افکار عمومی و هم دل ها را به دست آورد.
خستگی چهار سال روشنگری درباره برجام، امروز از تن خیلی ها بیرون رفت.
سیر صعود آغاز شده است
@naderi_note
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیرالمومنین (ع):و ما اخذ اللَّه علی العلماء ان لایقارّوا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم: خدای متعال بر عالمان، بر دانایان عالم، تکلیف معین کرده است که بر سیری ظالم و تهیدستی و گرسنگی مظلوم صبر نکنند...
اینها از اخلاق زشت بورژوازی است؛ یک تبختر و تکبر خاص و به هیچ انگاشتن همه کس و همه چیز الا خود. مثلا مسکن مهر را که چشم حداقل دو میلیون خانوار به آن برای سرپناه دار شدن دوخته شده «مزخرف» بدانی یا مثلا سازمان حمایت از مصرف کننده را که دست گذاشته روی اجاره بهای سنگین منازل یک سازمان مارکسیستی بدانی که باید منحل بشود یا برای حادثه بزرگی مثل تصادف دو قطار در سمنان که 40 کشته بر جای گذاشته و در ممالک متمدن حداقلش یکی دو وزیر را به استعفای اختیاری می کشاند، حتی یک کلام هم عذرخواهی نکنی و منت هم بگذاری که سفرم به ترکمنستان را لغو کرده ام؛ حال آنکه امروز پروازی به ترکمنستان وجود نداشته است!
آخوندی یکی از سیئات جمهوری اسلامی است، یک نمونه خوب و دم دست از آدمهایی که زیر این شجره رشد کردند، بزرگ شدند، به همه مواهب دنیایی و شرکتهای برج سازی و وزارت و صدارت رسیدند و حالا از جایگاه بورژواها از زمین و زمان و نظام و انقلاب طلبکارند.
البته این مکتب یک استاد مسلم دارد و ان کسی نیست جز هاشمی رفسنجانی که این اخلاق را و این منش را در ساختار جمهوری اسلامی نهادینه کرد.
https://telegram.me/naderi_note/95

https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾ مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد (۱) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾ آيا نيرنگشان را بر باد نداد (۲) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿۳﴾ و بر سر آنها دسته دسته پرندگانى ا بابيل فرستاد (۳) تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ﴿۴﴾ [كه] بر آنان سنگهايى از گل [سخت] مى‏ افكندند (۴) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ﴿۵﴾ و [سرانجام خدا] آنان را مانند كاه جويده‏ شده گردانيد (۵)
صدق الله العلی العظیم

🔸انا رب الابل و للبیت رب ...
@naderi_note
⭕️یادداشتی برای صبح اعلام نتایج انتخابات96 ⭕️

🔻کار سیاسی اول از هم شجاعت می خواهد. باید آنقدر شجاع باشی که بدانی قرار است در یک کارزار دشوار وارد بشوی، تمام تلاشت را بکنی و آبرویت را وسط بگذاری و در آخر هم پیروز میدان نباشی. حس می کنم خیلی از ما این شجاعت را نداریم و یا اصلا به آن فکر نکرده ایم و اساسا تلاش کرده ایم تا بدون دست گرفتن به روی زانوی خود با خوردن دری به تخته ای، پیروز میدان سیاست باشیم. این می شود که دنبال شیوه های فست فودی می رویم تا سریع و بی سر و صدا کسی بیاید و یک پیروزی رقم بزند و برویم دنبال کارمان.

کار سیاسی شجاعت پذیرش می خواهد، همانطور که اگر پیروز باشیم با غرور و افختار آنرا به رخ می کشیم، باید آنقدر شجاع باشیم که اگر شکست خوردیم هم آنرا بپذیریم و از زیر آن بار آن فرار نکنیم و بپذیریم که این هم بخشی از ماجراست. این نکته اول است به نظرم و می تواند یکی از بزرگترین رشدهایی باشد که بچه های انقلابی در این انتخابات به آن برسند. نمادش هم خود آقای رئیسی است ، درست زمانی که عافیت طلبی را کنار گذاشت و با پیش بینی همه امکان پا در عرصه رقابت گذاشت، ما باید این شخصیت را داشته باشیم و پیدا کنیم.

🔹اما نکته دوم آن است که چه اتفاقی افتاده؟ اساسا پا گذاشتن در رقابت با رئیس جمهور مستقر یعنی پا گذاشتن در یک بازی از پیش باخته. در این رقابت توانسته ایم تن رئیس جمهور مستقر و ارکان قدرتش را به لرزه بیاندازیم تا حدی که برای از دست ندادن موقعیتش به هر کاری از سخنرانی علیه ارکان نظام گرفته تا تخلفات گسترده انتخاباتی و تخریب عیجب و غریب رقبا روی بیاورد؛ این اتفاق کمی نیست. و در نهایت هم با یک رای 16 میلیونی به کابوس دولت بعدیش مبدل شده ایم. هیچ رئیس جمهوری در تاریخ انقلاب اسلامی با چنین بدنه بزرگ و منسجمی در مقابل خود و در هنگام ریاست جمهوری اش روبرو نبوده است.

🔸نکته سوم اینکه در این انتخابات و بواسطه تنها دو سه ماه کار انتخاباتی، یک چهره جدید و یک لیدر جدید قابل اتکاء، محبوب و انقلابی به لیدرهای سیاسی کشور افزوده شده است که تا پیش از این وجود نداشت. آقای رئیسی را شاید قبل از این حتی بچه های انقلابی هم درست نمی شناختند و حتی قبل از این کنشگری تعیین کننده ای از او در صحنه سیاسی کشور مشاهده نشده بود، اما امروز او به عنوان مهمترین کنشگر جریان انقلابی مبدل شده است با 16 میلیون رایی که تنها در عرض دو سه ماه و آنهم در کارزار با رئیس جمهور مستقر به دست آورده است. این اتفاق بزرگی است و یک آورده مهم از انتخاباتی که گذشت.

@naderi_note
⭕️یادداشتی برای صبح اعلام نتایج انتخابات96 ⭕️

🔹نکته چهارم آنکه بچه های انقلابی به بهانه تبلیغ به وسط مردم رفتند. همان نگاه فست فودی به سیاست که پیروزی را همواره بی زحمت برای آنها به ارمغان آورده بود، اجازه نمی داد که به سمت مردم عادی بروند، حالا رفته اند، به روستاها، مناطق محروم، کارخانه های تعطیل و هزاران محل اجتماع مردم عادی که در خیابان و اتوبوس و مترو می دیدند اما تلاشی برای نزدیک شدن به آنها نمی کردند. این اتفاق بزرگی است که اگر ادامه پیدا کند، برکاتش را در پیروزی های آتی جریان انقلابی با چشم و دل خواهیم دید. رفتن به دل مردم آنها را به ما نزدیک نمی کند، بلکه ما را به مطالبه واقعی آنها نزدیک خواهد کرد. کلونی شدن آفت این سال های بچه های انقلابی است؛ همین کارزار دو سه ماهه بچه ها را از این کلونی ها بیرون آورد، اتفاقی که از هیچ طریق دیگری نمی افتاد و باید ادامه یابد.

🔸نکته پنجم ماجرای زحمت کشیدن برای پیروزی سیاسی است. بچه های انقلابی به این رسیده اند که با چهار سال دنبال کار خود بودن و آنگاه تشکیل چند جلسه و دسته و گروه و جمنا و ... و بعد هم بکار بردن چند تکنیک رسانه ای و غیر رسانه ای نمی شود پیروزی سیاسی کسب کرد. پیروزی سیاسی زحمت کشیدن دارد، باید چهار سال شبانه روز تولید محتوا کنی، آنرا ترویج کنی، با مردم ارتباط بگیری حرفشان رو بشنوی و بر آن اساس تصمیم بگیری تا زمان انتخابات بتوانی نتیجه اش را درو کنی. این شکست می توان ضربه ای کاری به منش سیاست ورزی فست فودی رایج در بخشی از اصولگرایان (که ناشی از اتصال به منابع قدرت انتصابی است) باشد. دوره این سیاست ورزی گذشته است و باید زحمت کشید. این را جلیلی خوب فهمید و از چهار سال پیش پاشنه ها را بالا کشید و آن شد که پس از چهار سال هر کاندیدایی سخن می گفت، بر مدار گفتمانی بود که او در این چهار سال زحمت تدوین و ترویجش را کشیده بود.

🔹نکته ششم ماجرای تتلو است. این هم یک اتفاق بزرگ بود. تتلو نماد یک بخش بزرگی از جامعه شهری ماست که اصلا دیده نمی شوند، اما زیادند و نقش آفرین. بخش مهمی از همین دهه هفتادی و هشتادی ها با ارزش و علایق خاص و ویژه ای که شاید به چشم ما نیاید. اما آنها هستند و زمانی خودشان را به تحمیل خواهند کرد اگر نبینیمشان. بچه های انقلابی در این انتخابات تتلیتی ها را دیدند؛ باید اینها را ببینیم و بفهمیم که قرار است در کشور 80 میلیونی ایران زندگی کنیم وبرای این جامعه با همه «واقعیت هایش» نسخه اداره بپیچیم. باید بتوانیم با هم کنار بیاییم همدیگر را ببینیم والبته تتلو ها را با همان ویژگی هایشان که خیلی هایش غیرقابل تغییر است، امام رضایی (ع) کنیم.

🔺همین که الان ناراحتید یعنی اینکه تا مرز پیروزی در این کارزار رفته ایم و این شخصیت را داشته ایم. الان مشخص نمی شود ولی چندی بعد می فهمیم که چه آورده های بزرگی داشته است برای ما این انتخابات باخته ریاست جمهوری 96.

@naderi_note
پایان دوران «نرمش قهرمانانه»

امروز آقای آشنا همزمان با سخنرانی رهبر معظم انقلاب تلاش زیادی کرد تا با تولید چند پست و توئیت و کامنت، با زبان بی زبانی اعلام کند که مراد رهبر عزیز انقلاب از برخی نهیب های صریح در موضوعاتی مثل دهه شصت، عقلانیت سازشکارانه، دوگانه سازش – چالش و راهکار انقلابی گری بعنوان نیاز اصلی کشور، دولت نبوده است.

🔻در واقع آشنا در مقام طراح تصویر این دولت در رسانه، با زبان بی زبانی تلاشش را کرد تا اعلام کند که تقابلی با رویکردهای انقلابی و خواست رهبر انقلاب در کار نیست. این شیوه تبلیغی البته از سال 92 توسط او دنبال می شود، چنانکه دهباشی در آن مصاحبه جنجالی اش به همین راهبرد تبلیغی یعنی هم جهت نشان دادن روحانی با خط اصلی مورد مطالبه رهبر انقلاب و رویکردهای انقلابی اشاره کرده بود و آنرا تلاشی موفق برای جذب بخشی از رای انقلابی ها و متدینین بر شمرده بود.

🔹در انتخابات 96 هم این تلاش تا روز انتخابات ادامه داشت و داستان رنگ انگشتری رهبر انقلاب و نشانه سازی از آن برای فریب مخاطب حکایتی بود که همه دیدیم و شنیدیم.
اما بنظرم آشنا به یک نکته دقت نکرده است. این تلاش رسانه ای برای همجهت نشان دادن با رهبر انقلاب، دو طرف داشته که یک طرفش آقای روحانی ودولت اوست. رهبر انقلاب از ابتدای دولت یازدهم اعلام کردند که سیاست ایشان در دوره مذکور «نرمش قهرمانانه » است.

🔸ولی حالا دیگر نه برجامی در کار است و نه دولت یازدهمی که بخاطر برجام لازم باشد در قبالش «نرمش قهرمانانه» به خرج داده شود. دولت دوازدهم بر سر کار آمده است و موقع حساب پس دادن است. جریان «سازش» باید خودش را برای «چالش» های جدی در سال های پیش رو آماده کند تا روشن شود که هزینه «سازش» برای مردم ایران چقدر بوده است.

🔺آقای آشنا! روزهای سخت شروع شده است..
@naderi_note
چگونه طراحی «سریع القلم» به قرار داد با «توتال» منجر می شود؟!

بیشتر بحث ها در حاشیه امضاء قرارداد 5 میلیارد دلاری با شرکت فرانسوی توتال، پیرامون سهم 51 درصدی توتال، 25 تا 30 ساله بودن قرارداد، عدم تامین منافع ایران و بد قولی های گذشته توتال و کشور فرانسه چرخیده است، اما به نظر این لایه سطحی و فرعی اتفاقی است که قرار است برای آینده کشور رقم بخورد و عملا مدل قرار داد IPC عهده دار ریل گذاری این اتفاق است.

به نظرم این قرارداد فراتر از میزان و رقم سرمایه گذاری صورت گرفته و سبک قرار داد، راهگشای موج جدیدی از روابط اقتصادی تحمیلی – اجباری دولت روحانی بر ایران اسلامی با دیگر کشورهاست که محمود سریع القلم، تئوریسین و استراتژیست اصلی سیاست خارجی این دولت، آنرا راهبرد «قفل شدگی اقتصادی برای مهار رویکردهای سیاسی» می داند.

بعبارت دیگر حجم و نحوه قراردادهای تدارک دیده شده با شرکت های بزرگ و چند ملیتی چون توتال، شل و پیشتر از این ایرباس و ... بدنبال قفل کردن روابط اقتصادی ایران به منافع اقتصادی این شرکت های چند ملیتی است و کیست که نداند سیاست گزار اصلی و پشت پرده این شرکت ها دولت های آنها همچون فرانسه هستند.

در واقع قرار است ایران چنان درگیر قراردادهای بزرگ اینچنینی بشود که طبعا سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی خود را نیز در آینده ای که شاید خیلی هم دور نباشد، متناسب با این قرار دادها و با این ملاحظه که مبادا این قراردادها بر هم بخورد، تنظیم کند.

از میان انبوه نوشته ها و مصاحبه های سریع القلم این چند بخش را برای توضیح بیشتر راهبردی که غرب گرایان وطنی برای زدن ریشه های استقلال ایران و ایجاد وابستگی به غرب آنهم به نام «همگرایی» در سر دارند انتخاب کردم:

🔹ایران و جهان تغییر کرده و دیگر مکانیزمی وجود ندارد که بتوان کشوری مانند ایران را وابسته کرد. ایران به تغییر پارادایم نیاز دارد و باید طرز تفکر خود را به روز کند. اگر با دنیا کار نکنیم قدرتمند و ثروتمند نخواهیم شد.

🔸تا زمانی که تناقضات حقوقی مربوط به سیاست خارجی در قانون اساسی جمهوری، اسلامی ایران در ارتباط با چگونگی حلقه های وصل میان ابعاد ایدئولوژیک و ابعاد فراملی حل و فصل نشود، طراحی نظری و کاربردی استراتژیکی ملی و ایجاد ترکیب های فراملی امکان پذیر نخواهد بود.

🔹‌از گذشته، اصلی را در اقتصاد سیاسی داشتیم که اگر کشورها به‌لحاظ اقتصادی با هم قفل شوند، به‌لحاظ سیاسی خیلی عاقلانه‌تر رفتار می‌کنند. در ماجرای «برجام» برخی حامیان توافق هسته‌ای تأکید داشتند آنچه ادامه آن را تضمین می‌کند، نه این تعهدات بلکه فراهم‌کردن زمینه سرمایه‌گذاری خارجی در ایران است.

🔸منطق اتحادیه اروپا هم همین بود؛ یعنی کشورها وقتی به هم قفل می‌شوند، در حوزه‌های سیاسی نمی‌توانند هر کاری که می‌خواهند انجام دهند و مجبور به تعامل می‌شوند. روسیه در این رابطه یک استثناست و خیلی به اقتصاد جهان قفل نیست. اگر روسیه روابط گسترده‌ای با آمریکا به لحاظ اقتصادی داشت، حتما در ماجرای اوکراین، به‌گونه دیگری رفتار می‌کرد.
چینی‌ها دومین کشور در دنیا از نظر هزینه‌های نظامی هستند اما پیچیده و پوشیده عمل می‌کنند. نه صحبت می‌کنند و نه پز و نمایش می‌دهند اما خودشان را به‌لحاظ اقتصادی آن‌قدر به کشورها قفل کرده‌اند که برای کشورها امکان ندارد به افق‌های بلندپروازانه نظامی چین اعتراض کنند.

🔹برمي‌گرديم به تلقي خاصي كه ما از جهان داريم. به عنوان مثال، زماني است كه روابط آلمان و فرانسه از لحاظ اقتصادي به قدري اهميت دارد كه آنها اختلافات سياسي‌شان را به حاشيه مي‌رانند و حتي حاضر مي‌شوند بر سر مسايل سياسي با هم مصالحه كنند.

🔸این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبه‌روز بيشتر به هم گره می‌خورد و قفل می‌شود. از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفل‌‌شدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا می‌کند.

🔹کشورهای آسه‌آن 10 کشور در آسیای جنوب شرقی هستند که با هم یک بلوک اقتصادی تشکیل داده‌اند. به این ترتیب که ویزا را بین خودشان برداشتند، 620 میلیون نفر جمعیت دارند و قرار است بین خودشان 540 هزار مایل جاده و 11 هزار و 700 مایل راه‌آهن ایجاد کنند تا به هم قفل شوند. وقتی کشورها از نظر اقتصادی به هم قفل شوند، در حوزه‌های دیگر هم کوتاه می‌آیند و مسائل غیراقتصادی‌شان را هم حل می‌کنند.

🔻دولت روحانی با کارگردانی امثال زنگنه در مهمترین حوزه نفت و گاز که در واقع مادر اقتصاد ایران محسوب می شود، در حال قفل کردن اقتصاد ایران به اقتصاد جهانی است تا با این اهرم هر دولتی در ایران «مجبور» باشد که اولویتهای طرف قرارداد را بر هر اولویت ملی، ارزشی، اعتقادی و ایدئولوژیک دیگری ترجیح دهد.🔺
https://goo.gl/WQRDBx
@naderi_note
⁉️برای حجاب چه باید کرد؟⁉️

🔻به مناسبت روز حجاب و عفاف این یادداشت را که ۵ خرداد ۱۳۹۳ نگاشتم برای نقد و نظر تقدیم می کنم.🔺

🔹برای حجاب چه باید کرد؟ این یک سوال است، سوال جدی و البته دغدغه ای جدیتر برای این روزهای جامعه ما. کار جدی و خاصی در سطح کلان تا بحال برای موضوع حجاب ندیده ایم. همینکه چادر مشکی مان را با وجود امکان تولید جنس اعلا در داخل و حتی احداث دو کارخانه، هنوز از ژاپن و کره وارد میکنیم، یعنی آنقدر عزم وجود نداشته برای ساماندهی امر حجاب در سطح سیاستگذاری کلان فرهنگی.

همین شده که مقوله کار کردن برای حجاب خلاصه شده در امر به معروف و نهی از منکر و آنهم خلاصه شده در تذکر لسانی و بعضا فیزیکی و در نهایت چند تجمع اعتراضی به وضعیت حجاب.

🔸اما چاره چیست؟

مدتی هست که یکی از این راهکارها را در ذهنم بالا و پایین کردهام و تصمیم دارم اینجا به اشتراک بگذارم تا نظر دوستان را هم بگیرم.

🔹بنظرم در مقوله پوشش از ضعف جدی در امر«تیپ سازی» رنج برده ایم و این روزها از آن ضربه میخوریم. اساسا سیاستگذاری خاصی در مقوله تیپ سازی در این سالها صورت نگرفته است و این شده که طرف مقابل در یک میدان بیرقیب، تیپ ساخته، این تیپ را ترویج کرده و بازار و ویترین را گرفته است، چون تولید داشته و تولید کرده است و در این میان مصرف کننده این کالای فرهنگی یعنی پوشش هم در یک بازار بیرقیب، تنها مشتری کالای موجود در بازار بوده است.

گاهی هم باید به مقوله پوشش از این منظر نگاه کرد. از منظر یک کالای فرهنگی، مثل فیلم، موسیقی، کتاب و ... نگاهی به بازار کالاهای فرهنگی این روزهای کشور نشان داده که اتفاقا هرگاه جریان مومن فرهنگی وارد عرصه تولید شده و کالای خوب به بازار عرضه کرده، استقبال خوبی دیده است. ردپای این استقبال را در فروش کتاب های سوره مهر و استقبال از موسیقیهای امثال افتخاری و فیلمهای سینمایی پرفروش و سریالهای پسندیده شده مثل پایتخت میشود پیدا کرد.

🔸بنظرم در عرصه پوشش هنوز به این بلوغ نرسیده ایم که میتوانیم تولید کالا و تیپ داشته باشیم. البته در مورد چادر بنظرم این اتفاق به خوبی افتاده است. امروز تیپهای مختلفی از چادر و به تبع آن چادری تولید شده است که شاید تا ده سال پیش در جامعه هرگز مشاهده نمیکردیم. طراحی، تولید، ترویج و استفاده از مدلهای مختلف چادر که هم از یک سو پوشیده است و حجاب برتر که همان چادر است را حفظ کرده و هم از جانب دیگر خوش تیپ است و به قول اهل مد، با کلاس.

براحتی و زودی هم این تیپهای چادر فراگیر شده است، چنانکه دیگر این روزها کمتر دختر جوان چادری را پیدا میکنید که از چادرهای مدل قدیم به سر کند. غالب چادری های امروزی پوشش مورد علاقه خود را از چادرهای مدل جدید انتخاب میکنند، و شاید حداقل غالب چادری های جوانی که من در دور و برم می بینم به این سمت رفته اند. اکنون می توان گفت که این نوع چادر به یک «تیپ» خاص پوشش مبدل شده است که فراگیر شده و طبیعتا برای تولید کننده هم به دلیل همین فراگیر شدن و طالب داشتن، کاملا بصرفه خواهد بود که اقدام به تولید و فروش آن بکند.

🔹اما آیا همه بانوان جامعه ما چادر به سر میکنند؟ قطعا اینطور نیست و جمعیت قابل توجهی هم ترجیح می دهند حجاب داشته باشند اما چادری نباشند. برای آنها چه کرده ایم؟

بنظرم یکی از کلیدهای اصلی حل مسئله حجاب، کار دقیق و اثرگذار در تیپ سازی برای این قشر است. غالب این قشر از بانوان بدنبال کالای مناسب و از طرفی شیک و با وقار در بازار هستند. کالای مناسبی که ما هرگز به سمت تولید آن نرفته ایم و البته طرف مقابل ما سالهاست بر روی تولید آن کار کرده است. باید بپذیریم که برای بانوان غیرچادری جامعه نیز نیاز به تیپه ای پوشیده اما شیک و همه پسنده حجاب داریم، آنها را تولید کنیم، ترویج کنیم و همه گیر کنیم.

تیپ هایی که هم پوشیده است، حدود شرعی را رعایت کرده است، شیک و با وقار است و چادر هم نیست. وقتی چند ذهن خلاق و باهوش، بتواند تعدادی از این نوع تیپها را طراحی کند، مطمئن باشید که تولید کننده به دلیل صرفه اقتصادی به دنبالش خواهد رفت و خواه نا خواه پای خود را به صفحههای تلویزیون و سینما و مجلات هم باز خواهد کرد و براحتی فراگیر خواهد شد.

🔸تیپ سازی نکرده ایم که ببینیم بسیاری از آنهایی که این روزها در جامعه بعنوان «بد حجاب» به چشممان می آیند، بدلیل نبود کالای دیگر، سراغ کالای موجود در بازار رفته اند، وگرنه من زیاد دیده ام بانوان غیرچادری را که به دلیل مورد پسند بودن تیپ های جدید چادر، به چادری شدن گرویده اند.همچنان که تا وقتی وارد فیلسمازی و موسیقی و کتاب نشده بودیم گمان می کردیم همه بازار برای آنهاست.

📝پ ن: تصویر مربوط به مراسم تشرف به پوشش چادر 2000 زن لبنانی در اردیبهشت 89
https://goo.gl/DqTK2q
♻️تاملاتی نواصولگرایانه♻️

🔻پیشنهادی که بعد از 12 سال کار سیاسی به ذهن رسیده است، نقطه شروع حرکتی است که اتفاقا «جوانان انقلابی» برآمده از سوم تیر در همان زمان و در عمل خود پیشنهاد کردند و پیگیری نمودند؛ «عبور از نام و نان اصولگرایی» و در انداختن طرحی نو. هر چند که برای همین طرح نو متحمل برچسبی شدند که باز هم از اتفاق پیشنهاد دهندگان امروز #نواصولگرایی برایشان تراشیده بودند : «وحدت شکن»!

🔹این نقطه خوبی است؛ هر چند با تاخیری 12 ساله. اینکه سرانجام بفهمیم اختلال واقعی و اصلی در قرارگاه مرکزی است و نسخه شفابخش، همان نسخه قدیمی امام است برای پیشبرد انقلاب اسلامی، همان چیزی که نوشتند «رویش در صف به موازات کم کردن وزن سنگین و خمود و ناکارآمد ستاد». آنهم ستادی که سالهاست آلوده شده به زد و بند و لابی و بده بستان.

🔹اما آیا فهمیده ایم که نسخه شفابخش در شرایط اختلال قرارگاه مرکزی، «آتش به اختیاری است؟!» و آیا پذیرفته ایم که واقعا «یک جای کار ایراد دارد؟!» یا اینکه هنوز خود را بی نقص می پنداریم و به دنبال توجیه شکست ها و ناکامی ها، با خیالپردازی پیرامون «اگرها» و «مگرها» هستیم که اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار می آمدند و فلانی و فلانی نمی آمدند و فلان لحظه آن جمله گفته نمی شد، اینک ما پیروز بودیم!

🔸از اظهارنظرها و مصاحبه ها و گفتگوهای این چند وقت که بیشتر همین قسم دوم دیده و شنیده شده است. هنوز نفهمیده ایم که ایراد کار از «بی هویتی گفتمانی» و هر روزی به شاخه ای پریدن است. ایراد کار غش کردن در دل سیاهی به بهانه نسخه جذب خاکستری است و ایراد کار در اصرار بر ماندن است وقتی که عاقلان بارها و بارها پیش بینی کردند که در این ماندن توفیقی نیست!

🔹سالهای سال مهمترین مسئولیت ها، با بیشترین سرمایه های مادی و انسانی، کدام جریان فرهنگی و اجتماعی بزرگ و قوی در کشور را ایجاد کرد؟!آیا هرگز به عدم توفیق در جریانسازی اندیشیده شده است؟! و اینکه ریشه اش در چیست؟!

🔸آیا به این اندیشیده شده است که یکی از ریشه های اصلی اختلال در قرارگاه مرکزی، اصرار بر روی گزینه ای ثابت در طول 12 سال گذشته بوده است؟!

🔹به این اندیشیده شده است که چگونه ممکن است در جایگاه گفتمانی خود نشست و از همین مسیر خاکستری ها را جذب کرد؟! همانگونه که امام بود و آیا نسخه ای که می گوید چند صد ساختمان و انبوهی از امکانات را فراهم کن و در اختیار غیر انقلابی ها بگذار تا جذب انقلاب بشوند، نسخه ای موثر است؟!

🔹گریزی نداریم از گفتگو؛ باب گفتگو «باید» باز بشود. یعنی سالهاست که می بایست باز می شد اما مگر کارخانه برچسب سازی و تولید عینک تنفر و بدبینی می گذاشت؟!

🔸آیا باور کنیم که این کارخانه تعطیل شده و قرار است صادقانه «گفتگو» صورت پذیرد؟! اگر صداقتی هست در بیان این دعوت پس شمشیر کشیدن های این مدت برای توجیه ناکامی ها از کجا سر بر می آورد؟!

🔹اگر صداقتی هست برای گفتگو، اتفاقا حرف هم هست. به اندازه 12 سال شاید هم بیشتر، 12 سالی که راهی نبود در دستگاه های عریض و طویل دوران مسئولیت و این سوال را به کناری می گذاریم که چرا حالا و بعد از عزلت سیاسی؟!

🔺به هر روی حرف برای گفتگو هست اما شرطش این است که بپذیریم خود بخشی از این مشکلیم که فرمود: تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز ..
@naderi_note
❗️از تحرکات دیپلماتیک هیلی – ترامپ تا بی عملی ظریف – روحانی ❗️

🔻با اخراج استیو بَنِن از دولت ترامپ، باید نیکی هِیلی را این روزها اصلی ترین چهره سیاست خارجی دولت امریکا تلقی کرد. هیلی به وین رفته و با آمانو پشت درهای بسته درباره برجام سخن گفته، البته از قبل هم می شد حدس زد محتوای دیدار چیست، تلاش برای متقاعد کردن آژانس جهت درخواست بازدید از اماکن نظامی ایران. اما این درخواست پشت پرده ای دارد و بر همین اساس، اقدامات متقابلی را می طلبد که اگر در آن تعللی صورت بپذیرد، خسارت های جبران ناپذیری را به منافع ملی وارد خواهد کرد.

🔹رئیس جمهور امریکا موظف است هر 90 روز با ارائه گزارشی به کنگره از روند اجرای برجام توسط ایران، موافقت آنها را برای تمدید امضا و دستور خود برای اجرای بخش هایی از برجام بگیرد. چند هفته پیش و در آخرین گزارشی که قرار بود به کنگره ارائه شود، وزیرخارجه به زور ترامپ را مجاب کرد تا در گزارشش اعلام کند که ایران به برجام پایبند بوده است. اما از آن زمان تا 90 روز بعد، ترامپ به این تیم ماموریت داد تا به هر نحوی شده است، موارد نقض برجام توسط ایران را تدارک کند و در همین ایام بود که باب کورکر پیشنهاد داد طبق مفاد برجام از ایران بازدید از مراکز نظامی (مطابق با امکانی که برجام برای آژانس ایجاد کرده است) در خواست شود تا خودبخود خواسته ترامپ محقق شود و حالا هِیلی برای پیگیری این ماجرا به وین رفته است.
https://goo.gl/gf9HKU
🔸اما ایران چه باید بکند؟! آنچیزی که این ایام دیده ایم، تنها و تنها تماشاگری طرف ایرانی بوده است، گوشه ای نشستن و بسنده کردن به بیانیه و مصاحبه محکومیت و چند توئیت بدون تحرک و رفت و آمد دیپلماتیک. حال آنکه اگر در این 90 روز اقدام موثری از سوی ایران برای به چالش کشیدن طرف امریکایی صورت نپذیرد، این ایران است که در انتهای مارتن 90 روزه بازنده خواهد بود.

🔹روسیه، چین و تا حدودی اروپا عدم همراهی خود با ترامپ را نشان داده اند، و از سوی تصویب قانون جدید 3364 H.R درکنگره امریکا در موارد قابل توجهی نه تنها نقض برجام که نقض قطعنامه 2231 نیز بوده است.

🔸دیپلماسی فعال یعنی سفر مداوم بین این اعضا و جلب هماهنگی آنها در طول 90 روز برای تصویب ویا طرح حداقل یک قطعنامه چند خطی در شورای امنیت سازمان ملل در قبال رفتار امریکا در نقض برجام و قطعنامه شورای امنیت بواسطه تحریم امریکا. حتی اگر این قطعنامه توسط امریکا وتو هم بشود، باز هم فضای افکار عمومی جهانی در پایان 90 روز را مهیا خواهد کرد که دیگر پذیرای ادعای نقض برجام توسط ایران از سوی امریکا نباشد.

🔺فرصت اندک است و انفعال و تعلل و در این مورد بی عملی مطلق تیم سیاست خارجی دولت روحانی، می رود که کار دست ایران بدهد.
@naderi_note
ما حزب اللهی های «حرفه ای» و چشمهایش...


در همان نگاه اول فهمیدم که نباید مکث کنم. سریع بی‌خیالش شدم. در روزهای بعد هم که اینستاگرام پر بود از تصاویرش، سعی کردم سراغ اینستاگرام نروم. اگر هم جایی، یکجوری، عکسش -همان عکس معروفش- می‌آمد جلوش چشمم یا رویم را بر‌می‌گرداندم یا گوشی موبایل را کنار می‌گذاشتم. مطمئن بودم این چشمها کار دستم خواهد داد... چشم هایش... چشم هایش... چشم های شهید حججی در همان عکس معروف موقع اسارت بدجور آدم را خفت می‌کند!

تا الان چند روز گذشته؟ چند روز پیش بود که چشم هایش خط و نشان کشیدند برای همه ما؟ حال سرچ ندارم... بی خیال گوگل... گاگولی را عشق است. این چند روز خواستم فراموشش کنم... اما نشد. ول کن نیست. چشم هایش دست بر نمی دارند.

دیشب که خبر شهادت دو نفر از بچه‌های جهادگر موسسه طلوع را در اردوی جهادی شنیدم باز گفتم خودم را بزنم به گاگولی. زدم. این دفعه اما به چند روز نکشید. فقط تا صبح دوام آوردم. بعد از نماز صبح دستم رفت سمت گوشی. دوباره رفتم سراغ عکس هایشان. دوام نیاوردم. گاردم باز شد. دیوار دفاعی فروریخت... گریه کردم...

چشمهای حججی و لبهای خندان شیرازی و فارس حسینی چسبیده‌اند بیخ گلویم. ول نمی‌کنند. حرف حساب می‌زنند. جواب ندارم...

ای کاش محسن حججی کتابفروشی نکرده بود. ای کاش لیست پرفروش های کتاب را درنیاورده بود. ای کاش کتاب پخش نکرده بود بین این و آن. ای کاش امین شیرازی در سه شنبه‌های مهدوی لیوان شربت نداده بود دست خلق الله در تابستانهای گرم چهاراره ولیعصر. ای کاش نانوایی سر خط نکرده بود برای پخش نان صلواتی بین فقرا...
چرا فقط اینها شهید می‌شوند. چرا از ما «حزب اللهی های حرفه‌ای» و «حزب اللهی های اتوکشیده» یکی شهید نمی شود؟

ما حزب اللهی های حرفه ای انگار داریم می‌پلکیم تا آنها شهید شوند. قضیه همان از آخر مجلس است...
ما حرفه‌ای‌ها خطبه‌های نمازجمعه را نقد می‌کنیم، از بصیرت امام جمعه ایراد می گیریم اما یادمان رفته آخرین باری که رفتیم نمازجمعه کی بود! ما از تبدیل مسجدها به پاتوق پیرمردها گله می‌کنیم اما نمازمان را فرادا و با گردن کج می‌خوانیم که مثلا یعنی الهی و ربی من لی غیرک. لینک کمک به خانواده‌های کم بضاعت را پشت کامپیوترمان باز می‌کنیم و پولی میریزیم اما از رفتن بین فقرا و مستضعفان مورمورمان می‌شود. علیه یکسان سازی قبور شهدا مقاله می نویسیم اما سری به مزار شهدا که امام گفته بود امام زادگان عشق‌اند و مزارشان زیارتگاه اهل یقین است نمیزنیم. برای ایستگاه‌های صلواتی پوستر طراحی میکنیم اما یک لیوان شربت دست ملت نمیدهیم. اردوی تشکیلاتی برگزار می کنیم و چارت آموزشی می‌کشیم و آسیب شناسی فرهنگی می‌کنیم و نقد علمی می‌نویسیم و...

ما حزب اللهی های حرفه ای سرگرم هشتگ و تشتک و پشتک در توئیتر و همایش و سمینار هستیم و حزب اللهی های غیر حرفه ای در عراق و شام و گیلان غرب شهید می شوند...

ای خدا... چشمهایش...

ماهبندان |نوشته‌های محمدرضا شهبازی @mahbandan
❗️ماجرای میانمار را درست بفهمیم تا غلط موضع نگیریم❗️

انتشار تصاویر دردناک از کشتار و کوچ اجباری قوم مسلمان روهینگیا از میانمار به کشور بنگلادش احساسات را جریحه دار کرده است، ندای حق طلبان را بلند کرده و حتی کار را به پیشنهاد حضور نظامی و تشکیل «سپاه محمد (ص) » کشانده است. اما اگر بازی کلان ابرقدرت های جهانی و جنگ قدرتی که امروز محل منازعه آن در میانمار و منطقه آراکان انتخاب شده است بخوبی فهم نشود، ممکن است همین ابراز احساسات خالصانه، آبی باشد در آسیاب طراحان اصلی این بازی بزرگ در منطقه شرق آسیا.
https://t.me/akhbarefori/92074

🔻کشور میانمار از سال 1960 به عنوان یکی از مناطق محل نزاع ژئوپولتیک امریکا و چین محسوب می شود. وجود تنگه «مالاکا» که به نوعی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را به هم متصل می کند و بعد از تنگه هرمز بزرگترین آبراه انتقال انرژی دنیا (روزانه 12 میلیون بشکه نفت)، هم مرز بودن با بخش غربی چین و وجود منابع قابل ملاحظه گاز و نفت در منطقه «آراکان» همواره امریکا و غرب را تحریک کرده تا جای پای قابل ملاحظه ای در این منطقه داشته باشد تا اهرم فشارش بر روی رقیب اصلی را هر چه قویتر و پر زور تر کند.

🔸این را بگذارید کنار آخرین اظهارنظر استیو بَنِن؛ مغز متفکر و استراتژیست اصلی کمپین انتخاباتی و دولت ترامپ که همزمان با برکناری اعلام کرد در 15 سال آینده یا چین ابرقدرت جهان خواهد بود یا امریکا. راهبرد جدید سیاست خارجی که امریکا از اواخر دولت اوباما با نگاه به شرق و پایان مناقشات در خاورمیانه شکل گرفت نیز ماجرا را جالب تر می کند. تقریبا مناقشه در خاورمیانه در حال پایان است و به قول کسینجر امپراطوری ایران در صورت پیروزی بر داعش در حال شکل گیری و شاید همین راز تکاپوی عجیب سعودی برای جا نماندن از رقابت در نظم نوین خاورمیانه ای بدون امریکا.

🔹حالا نوبت شرق است و مشغولیت سازی برای چین! می خواهد ماجرای کره شمالی باشد یا ماجرای میانمار. چین از سال های دور تلاش داشته تا حاکمیت میانمار را در تحت نفوذ خود داشته باشد. دولت میانمار هم به سبک رایج دولت های بلوک شرقی، تحت تسلط ارتش است و مناسبات درونی و زیرپوستی ارتش به عنوان قدرت اصلی با چین مناسباتی دیرینه و مبتنی بر تعامل و همکاری.

🔸امریکا بیش از 20 سال است که شیوه مرسوم «حقوق بشری» و نفوذ نرم را برای رخنه در این ساختار طراحی و پیگیری کرده است. مجری پروژه خانم آنگ سان سوچی است که 20 سال فعالیت حقوق بشری همراه با حمایت غربش در 2012 نهایتا به جایزه صلح نوبل و در اختیار گرفتن دولت (و نه حاکمیت) میانمار منتهی شد.

🔹چین سرمایه گذاری عظیمی در بخش آرکان انجام داده است. سدهای بزرگ و خط لوله مهمی که انرژی غرب این کشور را قرار است تامین کند، درگیری در منطقه قطعا منافع بلند مدت چین را برهم خواهد زد و از سویی بهانه دخالت خارجی در میانمار را بیش از پیش فراهم خواهد کرد تا به این واسطه سوچی بتواند سهم خود را ازقدرت در داخل میانمار بیش از پیش کند.

🔸بنظر می رسد طراحی دقیق است، برانگیختن احساسات مسلمانان و گسیل نیروهای درگیر در منطقه خاورمیانه به یک محل در گیری جدید، یعنی شرق آسیا، منطقه ای که هرگز مسلمانان روابط متخاصمانه با آن نداشته اند. نیروی جنگی از خاورمیانه، درگیری در مرز چین و ایجاد یک مشغولیت جدی و جدید برای افزایش نفوذ امریکا بیخ گوش اصلی ترین رقیبش.

🔹حالا این وسط قربانی اصلی کیست؟! قوم مظلوم و مسلمان روهینگیا، همان هایی که در 1948 و زمان خروج برمه و بنگلادش از قیمومت بریتانیای کبیر، به زور خط کش نقشه کش های انگلیسی از مسلمانان بنگلادش جدا شده و به برمه افزوده شدند تا در کشور جدید میانمار، همیشه زمینه ای برای درگیری و اختلاف قومی وجود داشته باشد.

🔺صورت مساله ساده است: در گیری راهبردی دو ابرقدرت در زمین مسلمانان مظلوم روهینگیایی! حالا شما قضاوت کنید پیشنهاد گسیل نیروی نظامی و تشکیل سپاه متحد اسلامی برای حمایت از آنها، کمک به این مردم است یا تکمیل بازی دو ابرقدرت؟! آیا نباید به پیشنهاد دهندگان شک کرد؟!
@naderi_note
اعلام شده است که آقای علی لاریجانی سخنران مراسم تشییع پیکر شهید حججی است.

این خبر را باید یکی از بارزترین نشانه های ابتذال معانی در عرصه سیاست این روزهای ایران قلمداد کرد.

حججی نماد چیست؟! نماد یک جوان گمنام بی سر و صدا که برای کارهای فرهنگی که بعضا آنها را تمسخر می کنیم مثل فروش چند عدد کتاب یا کار جهادی در روستاهای دور افتاده، جوانی سپری کرده و بعد از آنهم بی سر و صدا رفته سوریه و در یک بیابان یکی از نیروهای معمولی مقری بوده که قرار بوده مقابل تک داعش بایستند.

نماد کار گمنام، نماد اخلاص محض در انجام کوچکترین و ریز ترین کارهایی که بعنوان فعالیت اجتماعی می شود انجام داد. نماد دوری از رانت و دوری از شهرت و دوری از دنیا.

و از همه مهمتر نماند جوان مومن انقلابی. این را حد اقل دوبار رهبر انقلاب بیان کرده اند و او را نماد جوان های مومن انقلابی دوران کنونی ما دانسته اند.

نماد جوانی اهل جهاد و حضور در میادین دفاع و نبرد.

حالا نسبت سخنران را با این نمادها بسنجیم!

فقط یک نمونه اش برخورد علی لاریجانی با جوان مومن انقلابی در راهروهای دادگاه های فرهنگ و رسانه؛ جهاد و شهادت و دوری از رانت و #ژن_خوب و ... بماند.

مجلس و برخورد با نمایندگان انقلابی آنجا، مناسبات با روحانی و اعتدالیون و لیست امیدو اخیرا حسن خمینی و محمد خاتمی را هم اصلا نادیده بگیریم؛ تصویب برجام را که صدها جوان مثل حججی حاضر بودند برای تصویب نشدنش جان بدهند و ...
بی خیال عکس یادگاری با حججی بشوید؛ در این عکس لخت بودن پادشاه خیلی زیاد توی ذوق خواهد زد.
@naderi_note