پی نوشت | علی نادری
460 subscribers
41 photos
7 videos
64 links
نوشته های علی نادری

Admin: @alii_naderi
Download Telegram
گلایه مندی نجیبانه

مردم گلایه مندنــد! فهمیدن ایــن موضوع آن قدرها هم سخت نیست. همین که چرخی در اخبار بزنیم از رسیدن قیمت گوشت به مرز ۵۰ هزار تومان تا گرانی مرغ و برنج و مایحتاج اولیــه اطلاع پیــدا کنیم و یا با آمــار افزایش تصاعدی بیکاری در خانواده ها و از آن بدتر بیکار شدن آن هایی که کار داشته اند روبه رو شویم، همین که اخبار حقوق و فیشهای نجومی را ببینیم و از سوی دیگر تجلیل از صاحبان آن ها به عنوان «ذخایر انقلاب» را بشنویم، همین که از رونق اقتصادی بشنویم و تصاویر کارخانه های تعطیل را ببینیم و همین که تیتر عبور از رکود را بخوانیم و کسادی کسب و کار در شب عید را ببینیم، کافی است تا بفهمیم که مردم گلایه مند هستند.

مردم این را در رســانه ها دیده اند که مقام های رده بالای یک کشــور برای حضــور در ردیف اول اختتامیه جشــنواره فجر از هم ســبقت می گرفتند، اما برای سرکشی به وضعیت بحرانی مردم خوزستان در ماجرای هجوم غبار و قطعی برق و آب، پا پیش نگذاشــته اند.

می بینند که این سال ها خانه ای ساخته نشده، راه و راه آهن جدیدی احداث نشده، اما برای ورود تنها یک فروند هواپیما به کشور، جشنی باشکوه با حضور چندین وزیر و مسؤول رده اول برگزار می شود تا همدیگر را در آغوش بکشند و ابراز خوشنودی کنند.

همه این ها هر روز از مقابل چشمان مردم عبــور می کند و مرور می شــود، اما ۲۲ بهمن که می شــود تصاویر را کــه می بینی متعجب می شوی! این ها همان مردم گلایه مند و تحت فشار هستند؟ از قدیمی های انقلابی در جمعشان می بینی تا جوان تر هایی که شاید انقلاب و ماجراهایش را از صفحات اینستاگرام و تلگرام دیده اند و شنیده اند.

شاید کمرشان زیر فشار زندگی خم شده باشد اما حساب انقلاب را از مسؤولین که به واسطه انقلاب به صندلی رســیده اند جدا می کنند. و شــاید همین نجابت در گلایه مندی است که رهبر انقــلاب را هم به تمجید وا مــی دارد.

با خودشان آشتی هستند، با هم و با انقلاب قهری ندارند و نیازی هم به «آشتی ملی» نمی بینند، اما قطعاً انتظارشــان توضیح اســت از ســوی دولتمردانشــان که «چه کرده اند؟» در روزهای پایانی سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»!

فرمایشــات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم آذربایجان را باید یک هشــدار جدی دانست: «حضــور پرشــور مــردم در مقابل دشــمن کمین کرده برای بلعیدن ایران را به حســاب گلایــه نداشــتن آن ها از عملکرد مســؤولان نگذارید؛ چراکه مردم از مسایل مختلف ازجمله تبعیض و کم کاری و بی اعتنایی به مشــکلات گلایه مندند و احساس ناراحتی و رنج می کنند.»

اینکه منشــأ گلایه منــدی مــردم ماجرای «تبعیض» در حقــوق نجومی اســت، نیاز به گزارشــی از «اقدام و عمل» درباره نحوه مقابله و رفع آن دارد. اینکه مردم از کم کاری، تعطیلی پروژه های بزرگ ســاخت و ســاز و عمران در کشور و سپردن همه چیز به نتایج برجام و عقد قرارداد با خارجی ها گلایه دارند، نیازمند «اقدام و عمل» اســت و بعید است با برگزاری جشن ورود ایرباس برآورده شود.

اینکه رکود کمرشکن در بازار موجبات تعطیلی صدها کارخانه و بیکاری هزاران کارگر را فراهم کرده اســت، نیازمند «اقدام و عمل» و پیگیری است و بعید است از رسم شکل و نمودار عبور از رکود و رشد اقتصادی جواب بگیرد.

اینکه از تهران نشــینی مسؤول محیط زیست و سفر اســتاندار به لهستان همزمان با هجوم کشنده غبار به خوزستان، مردم احساس «بی اعتنایی به مشــکلات» داشته باشند، نیازمند «اقدام و عملی» است که از ست کردن لباس و روسری سبز با رنگ درختان و طبیعت، برداشت نخواهد شد.

مردم «اقدام و عمل» را می بینند؛ نیازی به گزارش ندارد. هشــدار رهبر انقلاب را جــدی بگیریم. مردم نجیبنــد، امــا گلایه منــد! باید بــرای رفع گلایه مندی کاری کــرد، کاری فراتر از امضای یک توافق با چند کشور خارجی.

https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
فکر میکنم خیلی دیر شده برای ابراز برائت.
زمانی به همین هتک حرمت کنندگان روز عاشورا، میگفتید #مردم_خداجو و حالا آنرا تهمت میدانید!

https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
گفته اند "#حتی سعید جلیلی را هم در جمع کاندیداهای جمنا قرار داده اند که به رای گذاشته شود."
فکر میکنم البته این اتفاق از سر لطف نیافتاده باشد، بلکه چاره ای نداشته اند جز این کار.
فکرش را بکنید: انقلابی ترین گزینه موجود در میان کاندیداها، در جمع گزینه های حزبی که مدعی مردمی بودن، انقلابی بودن و جبهه بودن است جایی نداشته باشد.
خودبخود یک خلاف واقع سه گانه در ذهن ها شکل میگیرد.
پس حتی حالا که بعد از چندین و چند جلسه و فرستادن واسطه و ... او با دلایلی محکم حاضر نشده زیر بار امضا یک پیمان قبایلی برود هم باز "مجبورند" او را در فهرست نهایی خود بگذارند، زیرا حذف انقلابی ترین، خیلی از خلاف واقع نمایی ها را رو خواهد کرد.

@naderi_note
🚩پرسید راهکار این قضیه شهادت چیست؟ می‌گوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.🚩

فرماندهش[علی چیت‌سازیان]همان کسی که ایشان[علی خوش‌لفظ] از او تعریف می‌کند و یاد می‌کند و آن حرف را از او نقل می‌کند. همسر او [علی چیت‌سازیان] می‌گوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمه‌شب همینطور نشسته بود و اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد.

با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک می‌ریخت. گفتم چرا اینقدر گریه می‌کنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. می‌گوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم.

اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگان‌ها می‌شدند. قبلا می‌رفتند راه‌ها را پیدا می‌کردند، باز می‌کردند تا یگان‌ها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیه‌ی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمی‌شوم؟ می‌گوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.»

دیدار رهبر معظم انقلاب با شعرای آئینی ۹۵/۱۲/۴

https://t.me/khamenei_ir/5479
نشاط بر مردم چگونه حرام می شود؟!

«برخی همین که ذره‌ای نشاط در بین مردم بوجود می‌آید، می‌گویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟»

به نظرم این جمله رئیس جمهور و دغدغه ایشان نسبت به شادی و نشاط مردم، نقطه مناسبی برای عمیق شدن در این مساله باشد که واقعا بزرگترین مانع خندیدن و نشاط مردم کیست و چیست؟! برای رسیدن به پاسخ این پرسش می‎توانیم کمی دقیق تر موضوع را بررسی کنیم.

مثلا پدر یک خانواده در کارخانه ای مشغول به کار است، با حقوقی که کمی بیش از میزان مصوب حقوق وزارت کار بوده و با اضافه کاری ها شاید به یک میلیون تومان در ماه برسد، سعی می‎کند زندگی خود همسر و دو فرزندش را اداره کند. حتی اگر با سختی هم شده باشد، پس از پرداخت ماهیانه اجاره خانه و اقساط وامی که پس از ماه ها در نوبت ماندن از صندوق کارخانه دریافت کرده است، حداقل هایی از زندگی را برای خود و خانواده‎اش فراهم می‎کند. ممکن است در ماه‎ یکی دو بار خانوادگی به دیدار اقوام برود و یا در پارک و فضای تفریحی شهر و محله اش یا جمع‎هایی این چنینی، ساعاتی را «شاد» باشد.

این کارگر فرضی که نمونه‎های عینی آن زیاد هم هستند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز، با «سختی» زندگی را سپری کند، اما به هر حال تلاش می‎کند تا موقعیت‎هایی از نشاط را برای خود فراهم کند. حالا فرض کنید در این شرایط به او اعلام شود که کارخانه‎ای که در آن کار می‎کرده‎ای - مثل حال و روز خیلی از کارخانه‎های کشور - به دلیل رکود کمرشکن اقتصادی تعطیل شده است؛ حس او را تصور کنید، نشاط را و نقش بستن اشک و غم را.

مثال را عوض کنیم! جوانی در یک شهر معمولی که به تازگی از تحصیل فارغ شده را تصور کنید. خدمت سربازی را سپری کرده برای اشتغال یکی دو جا مصاحبه داده منتظر اعلام خبر است و بر این اساس خانواده‎اش برای تشکیل خانواده دختری را برای او نشان کرده‎اند. قول و قرارها گذاشته شده و حالا برنامه ریزی کرده اند که با وام قرض‎الحسنه ازدواجی که قرار است به هر جوان ایران اختصاص یابد، منزلی اجاره کند و با پس انداز اندک خود و پدر بازنشسته اش، مخارج عروسی را به هر شکلی که هست فراهم کند تا سر و سامانی بگیرد و برود سر خانه و زندگی.

با همه این دشواری‎ها با نشاط است و پر انرژی کارها را دنبال می کند. پس از روزها رفت و آمد و هماهنگ کردن ضامن و یافتن شعبه ای که در آن امکان دریافت وام وجود داشته باشد، درست روزی که قرار است وام ازدواج را بگیرد، به او اعلام می‎کنند که خط اعتباری وام ازدواج بسته شده و فعلا مشخص نیست تا چه زمانی این وام ناچیز که می توانست زندگی او را راه بیاندازد به او اختصاص خواهد یافت!؟ حال او را تصور کنید نشاط چند روز قبل او و چند ساعت پیش او را و حس و حالی که با شنیدن ارقام نجومی بدهی ها و وام‎های میلیاردی معوق بانکی می شنود!

باز هم می‎شود مثال را عوض کرد، می‎شود سراغ معلمی رفت که پس از سال‎ها ذخیره کردن بخشی از حقوق در صندوق ذخیره فرهنگیان و نشاط از اینکه اندوخته‎ای برای روز مبادا دارد خبری می‎شوند از فساد 8 تا 12 هزار میلیاردی در این صندوق؛ نشاط همراه با سختی این معلم مبدل می شود به اندوه و بی اعتمادی.

یا می شود سراغ خانواده‎ای رفت که با سختی و البته خوشحالی اندوخته چند سال کار خود را برای خانه دار شدن در اختیار پروژه مسکن مهر قرار داده است و هنگامی که با اشتیاق منتظر است تا از زبان وزیر مسکن، تاریخ افتتاح پروژه و خانه دار شدنش را بشوند، این جمله را می بیند که «مسکن مهر مزخرف است.»

شاد کردن مردم و آوردن خنده بر روی لب‎های آنها و زدودن غم از چهره‎هایشان کار دشواری نیست؛ جایگاه ریاست بر دستگاه اداره کشور، آنچنان قدرتی را در اختیار قرار می‎دهد که بتوان با آن کارهای بزرگی را انجام داد که نشاط و شادی را به زندگی مردم می‎آورد، سفره‎هایشان را گشاده تر می کند و غم‎ها و دشواری‎های زندگیشان را کاهش می دهد. فقط نکته آن است که این ها همه «اقدام و عمل» می‎خواهد.

در روزهای پایانی سالی که از ابتدا با عنوان اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی نامگذاری شده است، شاید «حرف زدن» از لزوم وجود نشاط برای زندگی مردم زیاد خریداری نداشته باشد؛ امروز روز عرضه عمل است.

@naderi_note
آنچنان که خانم دستجردی سخنگوی جمنا گفته اند از ۱۰ کاندیدای منتخب مجمع اول این تشکل، برخی متن تفاهم با جمنا را امضاء نکرده اند، با این حال تنها سعید جلیلی که یکی از سه کاندیدای اول انتخاب شده از سوی مجمع عمومی جمنا بوده است، به این بهانه از ساز و کار رای گیری حذف شده است.
گویی فقط بهانه ای جستجو میشده برای حذف جلیلی.
ظاهرا این تشکل جدید به همین دقت قرار است به رای بدنه خود احترام بگذارد.
هر چند این حذف یک نقطه قوت برای جلیلی محسوب میشود و ناخواسته او را به یک قطب مستقل در انتخابات مبدل خواهد کرد.

@naderi_note
احمدی نژاد میداند که حضور او یعنی تقابل علنی و پایان حیات سیاسی. می داند امکان حضور در انتخابات نخواهد داشت. پس چرا می آید؟
احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند
چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!
جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است.
@naderi_note
رجایی اصلی هم با #نفوذ سرویس های خارجی در اطرافیانش شهید شد. این رجایی ها که جای خود دارد...
@naderi_note
کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..

🔹جریان مومن انقلابی نشان داد برای به وحدت رسیدن نیاز به صدها ساعت جلسه و مهندسی چند لایه نیرو و چهره و ساز و کار و خدم و حشم و همایش ندارد. وقتی تکلیفش را در ماندن و بالا بردن پرچم جریان انقلابی بماند، تا آخر می ایستد، به قیمت بدترین تهمت ها و فشارهای سیاسی و رسانه ای و زمانی که به این تکلیف برسد که باید برود، براحتی و یکشبه چهار سال زحمت و تلاش شبانه روزی برای تدوین برنامه و .. را نادیده می گیرد و با یک بیانیه کنار می رود.
https://goo.gl/lMfOy0

بنظرم جلیلی ابتدا با نپیوستنش به ساز و کار معیوب جمنا و آنگاه با کناره گیری بدون سر و صدایش، به بزرگترین شکل این ساز و کار قبیلگی را به چالش کشید. حالا دیگر خوب روشن شده است که انقلابی بودن به تابلوی بالای سر تشکل نیست، اگر جریانی انقلابی باشد، خودش تکلیفش را خواهد فهمید و بدون درنگ به آن عمل خواهد کرد.

🔹مثالش می شود اینکه در مغازه ای دوربین مدار بسته کار بگذارید یا روی ترازویش بنویسد عالم محضر خداست! وقتی که برق قطع شود و دوربین مداربسته خاموش، امنیتی برای آن مغازه متصور نخواهیم بود اما در مدل خدایی و تقوا محور، برقی باشد یا نباشد، تکالیف مطابق خواست حضرت حق انجام خواهد شد.

نتیجه آن می شود که مکانیزمی برای وحدت طراحی شود اما چنان اشتیاق حضور را بالا ببرد که کاندیداها از دوره قبل هم بیشتر بشوند و هر کدام به طریقی خود را به محل ثبت نام در وزارت کشور برسانند.

🔻اما نکته ای با مومنان انقلابی!
از نظر من آنچه جلیلی را مجاب کرد از حضور چشم پوشی کند، فقط و فقط یکدل شدن جریان مومن انقلابی برای تبلیغ و ترویج گفتمان انقلابی و تنها گزینه انقلابی موجود در صحنه انتخابات 96 بود. اگر می خواهیم این هزینه و از خودگذشتگی جلیلی تباه نشود، باید یکدل بشویم برای برآوردن دولت انقلابی و تنها گزینه انقلابی حاضر در میدان انتخابات.

🔺به نظرم بهترین تقدیر از آقای جلیلی، کمک به تحقق آن چیزی است که بخاطرش این از خودگذشتگی را کرد. یکدل شدن و تبلیغ پرانگیزه و پر شور گفتمان انقلاب اسلامی و گزینه ای که امروز مصداق آن گفتمان است. باید کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..
@naderi_note
⭕️اعتراض به فشار بر شورا، یا فشار بر شورای نگهبان؟!

روز گذشته متن نامه ای به امضاء تعدادی از دانشجویان وطلاب منتشر شد که با نگاهی به اسامی آنها نام بسیاری از برادران و دوستان خود را در میان آنها یافتم.

نامه خطاب به شورای محترم نگهبان بود و مضمون و محتوای آن «ابراز نگرانی از فشار اشراف سیاسی بر شورای نگهبان » برای حذف جریان احمدی‎نژاد.

هرچه تلاش کردم در متن نشانه‎ای از فشارهای اشراف بیابم تنها به نامه توکلی به شورای نگهبان برخورد کردم. در واقع هر چه متن را بیشتر بررسی می‎کردی متوجه می‎شدی که منظور از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان، نامه‎ای بوده که توکلی به این شورا نگاشته و چند سایت منتشر کرده‎اند. یعنی توکلی آنقدر قدرت داشته و نامه اش آنقدر تاثیر داشته که ممکن است موجبات رد صلاحیت احمدی‎نژاد را فراهم کند، پس بر همین اساس دوستان من به این نتیجه رسیده‎اند که باید از شورای نگهبان بخواهند در مقابل این فشار بایستد.

اما من احساس می‎کنم واقعیت و حرف دل این نامه چیز دیگری است. نویسندگان نمی‎دانند که آیا شورای نگهبان احمدی نژاد را رد می کند یا تایید. آنها حتی کاری به این هم ندارند که دلیل و استدلال شورای نگهبان برای رد یا تایید احمدی‎نژاد چیست؟! آنها بدون آنکه دلایل رد یا تایید را بدانند یا حتی توجهی به آن دلایل داشته باشند، به شورای نگهبان می‎گویند «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کنید.

نگارندگان نامه در صدر نامه به وظیفه شورای نگهبان اشاره می‎کنند و اینکه «نباید» تصمیماتش را بر اساس استدلال‎ها و مناسبات سیاست و قدرت اتخاذ کند و در ذیل نامه با استدلال‎هایی اتفاقا از جنس سیاست و مناسبات قدرت به تندی به شورای نگهبان حکم می کنند که «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.

در واقع این نامه برای «جلوگیری از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان» نگاشته نشده است بلکه برای «فشار به شورای نگهبان» برای تایید صلاحیت احمدی نژاد آنهم با استدلال هایی کاملا سیاسی و نه حقوقی و قانونی به نگارش در آمده است.
در هیچ جای نامه اشاره‎ای به بندی قانونی و حقوقی که اثبات کننده تایید صلاحیت احمدی نژاد باشد دیده نمی‎شود و تنها یک حرف به درشتی تکرار می‎شود : «او باید تایید صلاحیت بشود.»

وقتی کار به این مرتبه و حد از سیاسی کاری می‎رسد می‎توان به این نتیجه رسید که برخی تصمیمشان را گرفته‎اند، به هر قیمتی که شده است.

@naderi_note
آقای رئیسی در اظهار نظر بابت دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی از یک تفکر و رویکرد پرده برداشت. می شود به حاشیه نشین ها بعنوان معضل نگاه کرد. می توان به دهک های پایین و تحت پوشش به عنوان دردسر و مصیبت عظما نگاه کرد، اما نگاه انقلاب اسلامی، نگاه تکریم و کرامت مردم و مستضعفین است.
#رئیسی در راهکارش برای حل مساله تکریم و به رسمیت شناختن این طبقات و طیف ها را، به رسمیت شناختن حاشیه نشین ها را، به رسمیت شناختن و دهک های پایین را بخشی از راه حل مساله قرار داده است. او راهکار حل این مشکلات که دارد به بحران هایی غیرقابل کنترل مبدل میشود را به رسمیت شناختن مستضعفان و حتی در اولویت قرار دادن آنها به عنوان اصلی ترین جامعه هدف یک دولت می داند. این را به نظرم خیلی خوب در هر دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی بیان کرد.
این را بگذارید کنار نگاهی که منطقه آزاد می زند تا پولدارهای تهرانی بیشتر واردات کنند و پولدارتر بشوند و فرصتی برای آن حاشیه نشین محلی پیش بیاید تا به آنها آدامس بفروشد!
@naderi_note
نکته آخر آقای رئیسی در مناظره را باید کار گفتمانی او در عرصه انتخابات 96 بدانیم. اینکه دعواهای اصلی را کنار بگذاریم و وقت خودمان و مردم را صرف دعواهای کم ثمر سیاسی کنیم شیوه ای است که این دولت خوب بلد است و اساسا بر همین مبنا زیست کرده و روی کار آمده است.
دعوای اصلی امروز مردم، اشتغال و وضعیت معیشت آنهاست نه ماجرای سفارت عربستان و دروغگویی یا راستگویی روحانی و ... .
اینکه آقای رئیسی محل دعوا را درست در محل مشکل مردم یعنی مسکن و بیکاری گذاشت را باید یکی از گفتمانی ترین رفتارهای او در مناظره اول انتخابات 96 دانست.
البته معتقدم همین نکته نیز عامل اقبال به او خواهد بود اگر که ادامه و استمرار یابد.
@naderi_note
⭕️کار گفتمانی رئیسی در 5 دقیقه طوفانی مناظره

روحانی در این مناظره تلاش کرد تا بیش از مناظره گذشته بعنوان کاندیدای اصلی دولتی ها نقش ایفا کند که البته با عقب کشیدن جهانگیری و افزایش فعالیت موفق بود. اما مساله این است که امروز روحانی در دوگانه ای افتاد که در این انتخابات از آن فراری بود.
روحانی از دوگانه ای پرسش از دولت – پاسخگویی دولت فراری است، چون در مقام پاسخگو باید از کارنامه ای دفاع کند که بهتر از هر کسی می داند نیست!
امروز به نظرم رئیسی به خوبی این دوگانه را شکل داد و توفیق او در شکل دادن این دوگانه حقیقی، موجب شد تا حد بسیار زیادی، دعواهای سخیف حاشیه ای که در مناظره اول شاهد آن بودیم، کاهش یافت.
نقطه اوج این دوگانه دقیقا همان پرسشی بود که شاید همه مناظره کنندگان از پرداختن به آن هراس داشتند، یعنی پرسش برجام! و البته به نظرم رئیسی بخوبی در همین پرسش ایده اصلی و مرکزی دولت چهار ساله روحانی یعنی «بهبود معیشت مردم در مقابل توافق با غرب» را به چالش کشید.
رئیسی در 5 دقیقه طوفانی خود با چند جمله و سوال کوتاه خیلی خوب برای مردم عادی پای مناظره این ایده را درونی کرد که «برجام» نقشی در بهبود معیشت آنها نداشته است که هیچ، شرایط بدتر از چهار سال گذشته هم شده است.
پاسخ عصبی به این پرسش از سوی روحانی و پیش کشیدن موضوع موشک، نشانگر موفقیت حرکت گفتمانی رئیسی بوده است.
بنظرم فراتر از کاندیداها، گفتمان غربگرا شکست مهم و بزرگی را امروز متحمل شد. می شود هم کار گفتمانی کرد، هم جلب توجه افکار عمومی و هم دل ها را به دست آورد.
خستگی چهار سال روشنگری درباره برجام، امروز از تن خیلی ها بیرون رفت.
سیر صعود آغاز شده است
@naderi_note
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیرالمومنین (ع):و ما اخذ اللَّه علی العلماء ان لایقارّوا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم: خدای متعال بر عالمان، بر دانایان عالم، تکلیف معین کرده است که بر سیری ظالم و تهیدستی و گرسنگی مظلوم صبر نکنند...
اینها از اخلاق زشت بورژوازی است؛ یک تبختر و تکبر خاص و به هیچ انگاشتن همه کس و همه چیز الا خود. مثلا مسکن مهر را که چشم حداقل دو میلیون خانوار به آن برای سرپناه دار شدن دوخته شده «مزخرف» بدانی یا مثلا سازمان حمایت از مصرف کننده را که دست گذاشته روی اجاره بهای سنگین منازل یک سازمان مارکسیستی بدانی که باید منحل بشود یا برای حادثه بزرگی مثل تصادف دو قطار در سمنان که 40 کشته بر جای گذاشته و در ممالک متمدن حداقلش یکی دو وزیر را به استعفای اختیاری می کشاند، حتی یک کلام هم عذرخواهی نکنی و منت هم بگذاری که سفرم به ترکمنستان را لغو کرده ام؛ حال آنکه امروز پروازی به ترکمنستان وجود نداشته است!
آخوندی یکی از سیئات جمهوری اسلامی است، یک نمونه خوب و دم دست از آدمهایی که زیر این شجره رشد کردند، بزرگ شدند، به همه مواهب دنیایی و شرکتهای برج سازی و وزارت و صدارت رسیدند و حالا از جایگاه بورژواها از زمین و زمان و نظام و انقلاب طلبکارند.
البته این مکتب یک استاد مسلم دارد و ان کسی نیست جز هاشمی رفسنجانی که این اخلاق را و این منش را در ساختار جمهوری اسلامی نهادینه کرد.
https://telegram.me/naderi_note/95

https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾ مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد (۱) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾ آيا نيرنگشان را بر باد نداد (۲) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿۳﴾ و بر سر آنها دسته دسته پرندگانى ا بابيل فرستاد (۳) تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ﴿۴﴾ [كه] بر آنان سنگهايى از گل [سخت] مى‏ افكندند (۴) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ﴿۵﴾ و [سرانجام خدا] آنان را مانند كاه جويده‏ شده گردانيد (۵)
صدق الله العلی العظیم

🔸انا رب الابل و للبیت رب ...
@naderi_note
⭕️یادداشتی برای صبح اعلام نتایج انتخابات96 ⭕️

🔻کار سیاسی اول از هم شجاعت می خواهد. باید آنقدر شجاع باشی که بدانی قرار است در یک کارزار دشوار وارد بشوی، تمام تلاشت را بکنی و آبرویت را وسط بگذاری و در آخر هم پیروز میدان نباشی. حس می کنم خیلی از ما این شجاعت را نداریم و یا اصلا به آن فکر نکرده ایم و اساسا تلاش کرده ایم تا بدون دست گرفتن به روی زانوی خود با خوردن دری به تخته ای، پیروز میدان سیاست باشیم. این می شود که دنبال شیوه های فست فودی می رویم تا سریع و بی سر و صدا کسی بیاید و یک پیروزی رقم بزند و برویم دنبال کارمان.

کار سیاسی شجاعت پذیرش می خواهد، همانطور که اگر پیروز باشیم با غرور و افختار آنرا به رخ می کشیم، باید آنقدر شجاع باشیم که اگر شکست خوردیم هم آنرا بپذیریم و از زیر آن بار آن فرار نکنیم و بپذیریم که این هم بخشی از ماجراست. این نکته اول است به نظرم و می تواند یکی از بزرگترین رشدهایی باشد که بچه های انقلابی در این انتخابات به آن برسند. نمادش هم خود آقای رئیسی است ، درست زمانی که عافیت طلبی را کنار گذاشت و با پیش بینی همه امکان پا در عرصه رقابت گذاشت، ما باید این شخصیت را داشته باشیم و پیدا کنیم.

🔹اما نکته دوم آن است که چه اتفاقی افتاده؟ اساسا پا گذاشتن در رقابت با رئیس جمهور مستقر یعنی پا گذاشتن در یک بازی از پیش باخته. در این رقابت توانسته ایم تن رئیس جمهور مستقر و ارکان قدرتش را به لرزه بیاندازیم تا حدی که برای از دست ندادن موقعیتش به هر کاری از سخنرانی علیه ارکان نظام گرفته تا تخلفات گسترده انتخاباتی و تخریب عیجب و غریب رقبا روی بیاورد؛ این اتفاق کمی نیست. و در نهایت هم با یک رای 16 میلیونی به کابوس دولت بعدیش مبدل شده ایم. هیچ رئیس جمهوری در تاریخ انقلاب اسلامی با چنین بدنه بزرگ و منسجمی در مقابل خود و در هنگام ریاست جمهوری اش روبرو نبوده است.

🔸نکته سوم اینکه در این انتخابات و بواسطه تنها دو سه ماه کار انتخاباتی، یک چهره جدید و یک لیدر جدید قابل اتکاء، محبوب و انقلابی به لیدرهای سیاسی کشور افزوده شده است که تا پیش از این وجود نداشت. آقای رئیسی را شاید قبل از این حتی بچه های انقلابی هم درست نمی شناختند و حتی قبل از این کنشگری تعیین کننده ای از او در صحنه سیاسی کشور مشاهده نشده بود، اما امروز او به عنوان مهمترین کنشگر جریان انقلابی مبدل شده است با 16 میلیون رایی که تنها در عرض دو سه ماه و آنهم در کارزار با رئیس جمهور مستقر به دست آورده است. این اتفاق بزرگی است و یک آورده مهم از انتخاباتی که گذشت.

@naderi_note
⭕️یادداشتی برای صبح اعلام نتایج انتخابات96 ⭕️

🔹نکته چهارم آنکه بچه های انقلابی به بهانه تبلیغ به وسط مردم رفتند. همان نگاه فست فودی به سیاست که پیروزی را همواره بی زحمت برای آنها به ارمغان آورده بود، اجازه نمی داد که به سمت مردم عادی بروند، حالا رفته اند، به روستاها، مناطق محروم، کارخانه های تعطیل و هزاران محل اجتماع مردم عادی که در خیابان و اتوبوس و مترو می دیدند اما تلاشی برای نزدیک شدن به آنها نمی کردند. این اتفاق بزرگی است که اگر ادامه پیدا کند، برکاتش را در پیروزی های آتی جریان انقلابی با چشم و دل خواهیم دید. رفتن به دل مردم آنها را به ما نزدیک نمی کند، بلکه ما را به مطالبه واقعی آنها نزدیک خواهد کرد. کلونی شدن آفت این سال های بچه های انقلابی است؛ همین کارزار دو سه ماهه بچه ها را از این کلونی ها بیرون آورد، اتفاقی که از هیچ طریق دیگری نمی افتاد و باید ادامه یابد.

🔸نکته پنجم ماجرای زحمت کشیدن برای پیروزی سیاسی است. بچه های انقلابی به این رسیده اند که با چهار سال دنبال کار خود بودن و آنگاه تشکیل چند جلسه و دسته و گروه و جمنا و ... و بعد هم بکار بردن چند تکنیک رسانه ای و غیر رسانه ای نمی شود پیروزی سیاسی کسب کرد. پیروزی سیاسی زحمت کشیدن دارد، باید چهار سال شبانه روز تولید محتوا کنی، آنرا ترویج کنی، با مردم ارتباط بگیری حرفشان رو بشنوی و بر آن اساس تصمیم بگیری تا زمان انتخابات بتوانی نتیجه اش را درو کنی. این شکست می توان ضربه ای کاری به منش سیاست ورزی فست فودی رایج در بخشی از اصولگرایان (که ناشی از اتصال به منابع قدرت انتصابی است) باشد. دوره این سیاست ورزی گذشته است و باید زحمت کشید. این را جلیلی خوب فهمید و از چهار سال پیش پاشنه ها را بالا کشید و آن شد که پس از چهار سال هر کاندیدایی سخن می گفت، بر مدار گفتمانی بود که او در این چهار سال زحمت تدوین و ترویجش را کشیده بود.

🔹نکته ششم ماجرای تتلو است. این هم یک اتفاق بزرگ بود. تتلو نماد یک بخش بزرگی از جامعه شهری ماست که اصلا دیده نمی شوند، اما زیادند و نقش آفرین. بخش مهمی از همین دهه هفتادی و هشتادی ها با ارزش و علایق خاص و ویژه ای که شاید به چشم ما نیاید. اما آنها هستند و زمانی خودشان را به تحمیل خواهند کرد اگر نبینیمشان. بچه های انقلابی در این انتخابات تتلیتی ها را دیدند؛ باید اینها را ببینیم و بفهمیم که قرار است در کشور 80 میلیونی ایران زندگی کنیم وبرای این جامعه با همه «واقعیت هایش» نسخه اداره بپیچیم. باید بتوانیم با هم کنار بیاییم همدیگر را ببینیم والبته تتلو ها را با همان ویژگی هایشان که خیلی هایش غیرقابل تغییر است، امام رضایی (ع) کنیم.

🔺همین که الان ناراحتید یعنی اینکه تا مرز پیروزی در این کارزار رفته ایم و این شخصیت را داشته ایم. الان مشخص نمی شود ولی چندی بعد می فهمیم که چه آورده های بزرگی داشته است برای ما این انتخابات باخته ریاست جمهوری 96.

@naderi_note
پایان دوران «نرمش قهرمانانه»

امروز آقای آشنا همزمان با سخنرانی رهبر معظم انقلاب تلاش زیادی کرد تا با تولید چند پست و توئیت و کامنت، با زبان بی زبانی اعلام کند که مراد رهبر عزیز انقلاب از برخی نهیب های صریح در موضوعاتی مثل دهه شصت، عقلانیت سازشکارانه، دوگانه سازش – چالش و راهکار انقلابی گری بعنوان نیاز اصلی کشور، دولت نبوده است.

🔻در واقع آشنا در مقام طراح تصویر این دولت در رسانه، با زبان بی زبانی تلاشش را کرد تا اعلام کند که تقابلی با رویکردهای انقلابی و خواست رهبر انقلاب در کار نیست. این شیوه تبلیغی البته از سال 92 توسط او دنبال می شود، چنانکه دهباشی در آن مصاحبه جنجالی اش به همین راهبرد تبلیغی یعنی هم جهت نشان دادن روحانی با خط اصلی مورد مطالبه رهبر انقلاب و رویکردهای انقلابی اشاره کرده بود و آنرا تلاشی موفق برای جذب بخشی از رای انقلابی ها و متدینین بر شمرده بود.

🔹در انتخابات 96 هم این تلاش تا روز انتخابات ادامه داشت و داستان رنگ انگشتری رهبر انقلاب و نشانه سازی از آن برای فریب مخاطب حکایتی بود که همه دیدیم و شنیدیم.
اما بنظرم آشنا به یک نکته دقت نکرده است. این تلاش رسانه ای برای همجهت نشان دادن با رهبر انقلاب، دو طرف داشته که یک طرفش آقای روحانی ودولت اوست. رهبر انقلاب از ابتدای دولت یازدهم اعلام کردند که سیاست ایشان در دوره مذکور «نرمش قهرمانانه » است.

🔸ولی حالا دیگر نه برجامی در کار است و نه دولت یازدهمی که بخاطر برجام لازم باشد در قبالش «نرمش قهرمانانه» به خرج داده شود. دولت دوازدهم بر سر کار آمده است و موقع حساب پس دادن است. جریان «سازش» باید خودش را برای «چالش» های جدی در سال های پیش رو آماده کند تا روشن شود که هزینه «سازش» برای مردم ایران چقدر بوده است.

🔺آقای آشنا! روزهای سخت شروع شده است..
@naderi_note