آقای کرباسچی گفته است منزل مرحوم هاشمی را موزه کنند تا مردم ببینند ایشان در چه منزل ساده ای زندگی می کرده است.
به ذهنم زد که شاید بد نباشد در کنارش آن عمارتی که سندش را بعنوان وثیقه ده میلیاردی مهدی هاشمی چند سال پیش به دادگاه ارائه کردند هم موزه شود. یا همان استخر فرح که در طول این همه سال در اختیار بوده است و سرانجام هم محل فوت آن مرحوم شد، به نظرم اینها را هم بد نباش منضم کنند به منزلی که مربوط به دفتر حضرت امام بوده است و این سال ها منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی!
آقای کرباسجی !
بگذارید هاشمی دست نخورده و بدون تحریف در تاریخ ثبت بشود. اگر باب تحریف را شما که یار غار بوده اید باز کنید، راه برای تحریف توسط دوستان و منتقدان و دشمنان، خیلی خیلی هموار خواهد شد.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
به ذهنم زد که شاید بد نباشد در کنارش آن عمارتی که سندش را بعنوان وثیقه ده میلیاردی مهدی هاشمی چند سال پیش به دادگاه ارائه کردند هم موزه شود. یا همان استخر فرح که در طول این همه سال در اختیار بوده است و سرانجام هم محل فوت آن مرحوم شد، به نظرم اینها را هم بد نباش منضم کنند به منزلی که مربوط به دفتر حضرت امام بوده است و این سال ها منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی!
آقای کرباسجی !
بگذارید هاشمی دست نخورده و بدون تحریف در تاریخ ثبت بشود. اگر باب تحریف را شما که یار غار بوده اید باز کنید، راه برای تحریف توسط دوستان و منتقدان و دشمنان، خیلی خیلی هموار خواهد شد.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
🔹پس از ماجرای ساختمان #پلاسکو مد شده است نوشتن یادداشت و مقاله و توئیت در مذمت ایرانی هایی که راه به آمبولانس نداده اند یا در محل انفجار تجمع کرده اند یا مثلا با ساختمان در حال سوختن سلفی گرفته اند و بلافاصله هم فریادها بلند از «بحران فرهنگی در جامعه» و مرگ فرهنگ و انسانیت و هزار نیش و کنایه دیگر از جنس یادداشت های سی گانه #سریع_القلم.
اما اتفاقا من می خواهم خلاف این را بگویم.
🔸از پنجشنبه صبح تا حالا هر کدام از آدمهای آشنا یا ناآشنا را در دور و برم دیده ام، نگران بوده اند. نگران همان چند آتشنشانی که الان زیر خروارها خروار آهن و سیمان مدفون شده اند. فقط نگران نبوده اند، غمگین هم بوده اند، در حدی که خیلی هایشان را که نه من اصلا آنها را می شناخته ام و نه آنها آشتنشان های شهید را، دیده ام یا دیده اید که چشم هایشان برای غم آتشنشانها تر شده و گریسته اند، شاید بی سر و صدا؛ اما دلشان سوخته است برای آنها.
در کنار اینها تا بحال در خبری هم نشنیده ام که مصدومی یا ماشین آشتنشانی، به دلیل ازدحام مردم یا راه ندادن خودروها خود را دیر به #پلاسکو رسانده باشد و فرصت برای نجات یک هموطن هم از دست رفته باشد.
در عوض دیده ام که هر کسی دور و برم بوده است، آشنا یا ناآشنا، نزدیک دو شبانه روز است که لحظه به لحظه اخبار ساختمان #پلاسکو را پیگیری می کند، آنهم از روی نگرانی.
🔹مردم تهران، همین تهران مدرن تغییر هویت داده ی از هم گسیخته ی بی سر و ته پر از دود و خلاف و ناملایمتی، همین تهرانی که دوست و دشمن بدش را می گویند، مردم همین تهرانی که می گویند زیر چتر ماهوراه هاست، مردم همین تهران برای چند آتشنشان گیر افتاده زیر آوار، «نگرانند ». آنقدر نگران که سر از گوشی های و صفحه شبکه خبر بر نمی دارند تا خیالشان راحت شود که شاید چند نفر از آتشنشان ها نجات پیدا کرده اند. آنقدر نگرانند که برخی هایشان بدون اعلام فراخوانی خاص، رفته اند و ساعت ها در صف منتظر مانده اند تا خون بدهند برای کمک به مصدومین.
مردم همین تهران..
🔸شاید خیلی از آنهایی که امروز نگرانند چرخی هم در #پلاسکو زده بودند و قیمت ویترین یا قدرت جیبشان این اجازه را نداده بوده که لباسی بخرند، یا شاید بخاطر سفته بازی دلار فروش های نبش منوچهری، کل زندگیشان بر باد رفته باشد ولی همه آنها هم نگرانند، حتی اگر به سمت پلاسکو هجوم آورده اند و از مخروبه پلاسکو #سلفی می گیرند.
🔹حادثه #پلاسکو هر چه آسیب و ضرر داشت، اما یک وجهه دیگر هم داشت و آنهم نمایش یکی دیگر از لایه های ناشناخته جامعه ایرانی و آن «حس همدلی» عجیبی که یک دفعه و در مواردی خاص و نادر بیرون می زند و بروز میابد، همان حسی که خیال آدم را راحت می کند از عمق موجود در میان روابط آدم های ایرانی و حتی ساکنین تهران.
🔸یادم هست یکبار دیگر هم همین حس را پیدا کردم، همین حس عمق همدلی موجود میان مردم تهران را. آنزمان هم درست مقابل ساختمان #پلاسکو ایستاده بودم، اما نظاره گر کاروان #شهدای_غواص ؛ در آنروز هم همه آدمهای تهران یک شباهت داشتند، حتی اگر ظاهرشان متفاوت یا متضاد بود، کسبه #پلاسکو بودند یا کارگر و دانشجو، همه یک شباهت داشتند؛ صورتشان خیس بود از اشک برای فرزندان قهرمان و مظلوم ایران!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
اما اتفاقا من می خواهم خلاف این را بگویم.
🔸از پنجشنبه صبح تا حالا هر کدام از آدمهای آشنا یا ناآشنا را در دور و برم دیده ام، نگران بوده اند. نگران همان چند آتشنشانی که الان زیر خروارها خروار آهن و سیمان مدفون شده اند. فقط نگران نبوده اند، غمگین هم بوده اند، در حدی که خیلی هایشان را که نه من اصلا آنها را می شناخته ام و نه آنها آشتنشان های شهید را، دیده ام یا دیده اید که چشم هایشان برای غم آتشنشانها تر شده و گریسته اند، شاید بی سر و صدا؛ اما دلشان سوخته است برای آنها.
در کنار اینها تا بحال در خبری هم نشنیده ام که مصدومی یا ماشین آشتنشانی، به دلیل ازدحام مردم یا راه ندادن خودروها خود را دیر به #پلاسکو رسانده باشد و فرصت برای نجات یک هموطن هم از دست رفته باشد.
در عوض دیده ام که هر کسی دور و برم بوده است، آشنا یا ناآشنا، نزدیک دو شبانه روز است که لحظه به لحظه اخبار ساختمان #پلاسکو را پیگیری می کند، آنهم از روی نگرانی.
🔹مردم تهران، همین تهران مدرن تغییر هویت داده ی از هم گسیخته ی بی سر و ته پر از دود و خلاف و ناملایمتی، همین تهرانی که دوست و دشمن بدش را می گویند، مردم همین تهرانی که می گویند زیر چتر ماهوراه هاست، مردم همین تهران برای چند آتشنشان گیر افتاده زیر آوار، «نگرانند ». آنقدر نگران که سر از گوشی های و صفحه شبکه خبر بر نمی دارند تا خیالشان راحت شود که شاید چند نفر از آتشنشان ها نجات پیدا کرده اند. آنقدر نگرانند که برخی هایشان بدون اعلام فراخوانی خاص، رفته اند و ساعت ها در صف منتظر مانده اند تا خون بدهند برای کمک به مصدومین.
مردم همین تهران..
🔸شاید خیلی از آنهایی که امروز نگرانند چرخی هم در #پلاسکو زده بودند و قیمت ویترین یا قدرت جیبشان این اجازه را نداده بوده که لباسی بخرند، یا شاید بخاطر سفته بازی دلار فروش های نبش منوچهری، کل زندگیشان بر باد رفته باشد ولی همه آنها هم نگرانند، حتی اگر به سمت پلاسکو هجوم آورده اند و از مخروبه پلاسکو #سلفی می گیرند.
🔹حادثه #پلاسکو هر چه آسیب و ضرر داشت، اما یک وجهه دیگر هم داشت و آنهم نمایش یکی دیگر از لایه های ناشناخته جامعه ایرانی و آن «حس همدلی» عجیبی که یک دفعه و در مواردی خاص و نادر بیرون می زند و بروز میابد، همان حسی که خیال آدم را راحت می کند از عمق موجود در میان روابط آدم های ایرانی و حتی ساکنین تهران.
🔸یادم هست یکبار دیگر هم همین حس را پیدا کردم، همین حس عمق همدلی موجود میان مردم تهران را. آنزمان هم درست مقابل ساختمان #پلاسکو ایستاده بودم، اما نظاره گر کاروان #شهدای_غواص ؛ در آنروز هم همه آدمهای تهران یک شباهت داشتند، حتی اگر ظاهرشان متفاوت یا متضاد بود، کسبه #پلاسکو بودند یا کارگر و دانشجو، همه یک شباهت داشتند؛ صورتشان خیس بود از اشک برای فرزندان قهرمان و مظلوم ایران!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
❗️اگر «ماجرای نیمروز» را نسازیم، با فایل صوتی منتظری تاریخ را برایمان خواهند ساخت ❗️
1⃣ یک فایل صوتی بعد از نزدیک به 20 سال منتشر می شود؛ در آن همه ارکان نظام انقلابی ایران از امام خمینی تا قوه قضائیه و خوشنام ترین چهره ها را از زبان آیت الله منتظری متهم می کند به ظلم در ماجرای اعدامهای 67.
http://yon.ir/fajr35
درباره ماجرا و اصلش و چرائی آن، بقدری مخفی کاری شده است که نسل دوم و سوم و چهارم ندانند که ماجرا چیست و اصلا چرا در سال 67 یعنی 7 سال بعد از حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه مردم ایران، این تصمیم گرفته شده است.
در این فضای مبهم، فایلی صوتی از قائم مقام وقت رهبری می تواند روایت بسازد، روایتی بی رقیب از ماجرایی که تا کنون هیچ کس درباره آن سخن نگفته است و به همین راحتی روایتی تاریخی ساخته می شود.
چاره چیست؟! در مقابل این روایت سازی ها از تاریخ مظلوم انقلاب اسلامی چه باید کرد؟! همانقدر که انقلاب اسلامی در دهه 60 مظلوم بوده است و آرام و سر بزیر، روایتهای ساخته شده از آن زمان هم مظلومند و سر به زیر.
واقعا برای این روایت سازی ها چه باید کرد؟! روایت هایی که گاهی سر در یک فایل صوتی دارند و گاهی سر نخ و سررشته اش از یک خواب و رویای فلان شخص با سابقه انقلاب.
2⃣ماجرای نیمروز ساخته جدید حسین مهدویان، محمود رضوی و تیم محقق حسن روزی طلب، سر و صدای زیادی به پا کرده است.
برای دهه شصتی ها یاد فضای ملتهب آن روزها را زنده کرده است و تحسین ها را بر انگیخته. اما واقعا راز این تحسین برانگیزی و اقبال چیست؟! قطعا فرم و قالب کار و سبک مخصوص مستند – داستانی مهدویان یکی از مهمترین فاکتورهاست. بازسازی شخصیت ها، حال و هوا و حتی بافت اجتماعی ایران دهه شصت جذاب است و مهدویان هم استادانه از پس این کار برآمده است، هر چند که از نگاه فرمالیست ها شاید بتوانیم ایراداتی بگیریم ولی کسی در کم نقص بودن خروجی به لحاظ فنی شکی ندارد.
اما به نظرم وجه دیگر این موفقیت، مرهون ماجرای این داستان است. ماجرایی واقعی از جدال بچه های مردم با ابتدایی ترین متدها و روش ها، با یک سازمان چریکی با سابقه نزدیک به 20 سال کار تشکیلاتی منسجم، زیر زمینی مسلحانه و تجربه پنجه به پنجه شدن با نهادی مخوف مثل ساواک رژیم پهلوی.
3⃣همیشه عادت داشته ایم، یک تیتر منتشر کنیم که «موسی خیابانی» در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت رسید. آنچه که مخاطب بیرونی در طول اینهمه سال دیده است و شنیده است، همین بوده، همین که موسی خیابانی به هلاکت رسید. هیچ وقت سعی نکرده ایم بگوییم چرا باید به هلاکت می رسید. مگر چه کرده بود؟! مگر چه کرده بودند؟! مگر نمی شد با گفتگو و کار فکری هدایتشان کرد؟! این فریب خورده ها را؟!
ما نگفتیم و زمانی که فایل منتظری منتشر شد که همین سوالها را می پرسید، ناخواسته و در یک طراحی تبلیغاتی در جایگاه متهم قرار گرفتیم. و دیگر دفاع متهم از خود مگر مسموع است؟!
کار بزرگ «ماجرای نیمروز» پرداختن به همین چرایی است. اینکه مسعود، بازپرس دانشگاهی و نیمه روشنفکر اطلاعات سپاه که عادت داشت صدها ساعت با یک هوادار بازداشتی سازمان گفتگو کند، تا او را به راه بیاورد، در آخر فیلم به این نتیجه می رسد که باید مقابل اینها «عملیات کرد» اتفاق مهم ماجرای نیمروز است. و این اتفاقی است که برای مخاطب هم می افتد. اینکه مخاطب فیلم با بچه های مظلوم اطلاعات سپاه هم نظر می شود که «باید» با اینها برخورد کرد.
اگر ماجرای نیمروز را نسازیم باید منتظر باشیم تا با فایل صوتی منتظری تاریخ را و سوالات را برایمان بسازند.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
1⃣ یک فایل صوتی بعد از نزدیک به 20 سال منتشر می شود؛ در آن همه ارکان نظام انقلابی ایران از امام خمینی تا قوه قضائیه و خوشنام ترین چهره ها را از زبان آیت الله منتظری متهم می کند به ظلم در ماجرای اعدامهای 67.
http://yon.ir/fajr35
درباره ماجرا و اصلش و چرائی آن، بقدری مخفی کاری شده است که نسل دوم و سوم و چهارم ندانند که ماجرا چیست و اصلا چرا در سال 67 یعنی 7 سال بعد از حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه مردم ایران، این تصمیم گرفته شده است.
در این فضای مبهم، فایلی صوتی از قائم مقام وقت رهبری می تواند روایت بسازد، روایتی بی رقیب از ماجرایی که تا کنون هیچ کس درباره آن سخن نگفته است و به همین راحتی روایتی تاریخی ساخته می شود.
چاره چیست؟! در مقابل این روایت سازی ها از تاریخ مظلوم انقلاب اسلامی چه باید کرد؟! همانقدر که انقلاب اسلامی در دهه 60 مظلوم بوده است و آرام و سر بزیر، روایتهای ساخته شده از آن زمان هم مظلومند و سر به زیر.
واقعا برای این روایت سازی ها چه باید کرد؟! روایت هایی که گاهی سر در یک فایل صوتی دارند و گاهی سر نخ و سررشته اش از یک خواب و رویای فلان شخص با سابقه انقلاب.
2⃣ماجرای نیمروز ساخته جدید حسین مهدویان، محمود رضوی و تیم محقق حسن روزی طلب، سر و صدای زیادی به پا کرده است.
برای دهه شصتی ها یاد فضای ملتهب آن روزها را زنده کرده است و تحسین ها را بر انگیخته. اما واقعا راز این تحسین برانگیزی و اقبال چیست؟! قطعا فرم و قالب کار و سبک مخصوص مستند – داستانی مهدویان یکی از مهمترین فاکتورهاست. بازسازی شخصیت ها، حال و هوا و حتی بافت اجتماعی ایران دهه شصت جذاب است و مهدویان هم استادانه از پس این کار برآمده است، هر چند که از نگاه فرمالیست ها شاید بتوانیم ایراداتی بگیریم ولی کسی در کم نقص بودن خروجی به لحاظ فنی شکی ندارد.
اما به نظرم وجه دیگر این موفقیت، مرهون ماجرای این داستان است. ماجرایی واقعی از جدال بچه های مردم با ابتدایی ترین متدها و روش ها، با یک سازمان چریکی با سابقه نزدیک به 20 سال کار تشکیلاتی منسجم، زیر زمینی مسلحانه و تجربه پنجه به پنجه شدن با نهادی مخوف مثل ساواک رژیم پهلوی.
3⃣همیشه عادت داشته ایم، یک تیتر منتشر کنیم که «موسی خیابانی» در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت رسید. آنچه که مخاطب بیرونی در طول اینهمه سال دیده است و شنیده است، همین بوده، همین که موسی خیابانی به هلاکت رسید. هیچ وقت سعی نکرده ایم بگوییم چرا باید به هلاکت می رسید. مگر چه کرده بود؟! مگر چه کرده بودند؟! مگر نمی شد با گفتگو و کار فکری هدایتشان کرد؟! این فریب خورده ها را؟!
ما نگفتیم و زمانی که فایل منتظری منتشر شد که همین سوالها را می پرسید، ناخواسته و در یک طراحی تبلیغاتی در جایگاه متهم قرار گرفتیم. و دیگر دفاع متهم از خود مگر مسموع است؟!
کار بزرگ «ماجرای نیمروز» پرداختن به همین چرایی است. اینکه مسعود، بازپرس دانشگاهی و نیمه روشنفکر اطلاعات سپاه که عادت داشت صدها ساعت با یک هوادار بازداشتی سازمان گفتگو کند، تا او را به راه بیاورد، در آخر فیلم به این نتیجه می رسد که باید مقابل اینها «عملیات کرد» اتفاق مهم ماجرای نیمروز است. و این اتفاقی است که برای مخاطب هم می افتد. اینکه مخاطب فیلم با بچه های مظلوم اطلاعات سپاه هم نظر می شود که «باید» با اینها برخورد کرد.
اگر ماجرای نیمروز را نسازیم باید منتظر باشیم تا با فایل صوتی منتظری تاریخ را و سوالات را برایمان بسازند.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
❌گلایه مندی نجیبانه❌
مردم گلایه مندنــد! فهمیدن ایــن موضوع آن قدرها هم سخت نیست. همین که چرخی در اخبار بزنیم از رسیدن قیمت گوشت به مرز ۵۰ هزار تومان تا گرانی مرغ و برنج و مایحتاج اولیــه اطلاع پیــدا کنیم و یا با آمــار افزایش تصاعدی بیکاری در خانواده ها و از آن بدتر بیکار شدن آن هایی که کار داشته اند روبه رو شویم، همین که اخبار حقوق و فیشهای نجومی را ببینیم و از سوی دیگر تجلیل از صاحبان آن ها به عنوان «ذخایر انقلاب» را بشنویم، همین که از رونق اقتصادی بشنویم و تصاویر کارخانه های تعطیل را ببینیم و همین که تیتر عبور از رکود را بخوانیم و کسادی کسب و کار در شب عید را ببینیم، کافی است تا بفهمیم که مردم گلایه مند هستند.
مردم این را در رســانه ها دیده اند که مقام های رده بالای یک کشــور برای حضــور در ردیف اول اختتامیه جشــنواره فجر از هم ســبقت می گرفتند، اما برای سرکشی به وضعیت بحرانی مردم خوزستان در ماجرای هجوم غبار و قطعی برق و آب، پا پیش نگذاشــته اند.
می بینند که این سال ها خانه ای ساخته نشده، راه و راه آهن جدیدی احداث نشده، اما برای ورود تنها یک فروند هواپیما به کشور، جشنی باشکوه با حضور چندین وزیر و مسؤول رده اول برگزار می شود تا همدیگر را در آغوش بکشند و ابراز خوشنودی کنند.
همه این ها هر روز از مقابل چشمان مردم عبــور می کند و مرور می شــود، اما ۲۲ بهمن که می شــود تصاویر را کــه می بینی متعجب می شوی! این ها همان مردم گلایه مند و تحت فشار هستند؟ از قدیمی های انقلابی در جمعشان می بینی تا جوان تر هایی که شاید انقلاب و ماجراهایش را از صفحات اینستاگرام و تلگرام دیده اند و شنیده اند.
شاید کمرشان زیر فشار زندگی خم شده باشد اما حساب انقلاب را از مسؤولین که به واسطه انقلاب به صندلی رســیده اند جدا می کنند. و شــاید همین نجابت در گلایه مندی است که رهبر انقــلاب را هم به تمجید وا مــی دارد.
با خودشان آشتی هستند، با هم و با انقلاب قهری ندارند و نیازی هم به «آشتی ملی» نمی بینند، اما قطعاً انتظارشــان توضیح اســت از ســوی دولتمردانشــان که «چه کرده اند؟» در روزهای پایانی سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»!
فرمایشــات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم آذربایجان را باید یک هشــدار جدی دانست: «حضــور پرشــور مــردم در مقابل دشــمن کمین کرده برای بلعیدن ایران را به حســاب گلایــه نداشــتن آن ها از عملکرد مســؤولان نگذارید؛ چراکه مردم از مسایل مختلف ازجمله تبعیض و کم کاری و بی اعتنایی به مشــکلات گلایه مندند و احساس ناراحتی و رنج می کنند.»
اینکه منشــأ گلایه منــدی مــردم ماجرای «تبعیض» در حقــوق نجومی اســت، نیاز به گزارشــی از «اقدام و عمل» درباره نحوه مقابله و رفع آن دارد. اینکه مردم از کم کاری، تعطیلی پروژه های بزرگ ســاخت و ســاز و عمران در کشور و سپردن همه چیز به نتایج برجام و عقد قرارداد با خارجی ها گلایه دارند، نیازمند «اقدام و عمل» اســت و بعید است با برگزاری جشن ورود ایرباس برآورده شود.
اینکه رکود کمرشکن در بازار موجبات تعطیلی صدها کارخانه و بیکاری هزاران کارگر را فراهم کرده اســت، نیازمند «اقدام و عمل» و پیگیری است و بعید است از رسم شکل و نمودار عبور از رکود و رشد اقتصادی جواب بگیرد.
اینکه از تهران نشــینی مسؤول محیط زیست و سفر اســتاندار به لهستان همزمان با هجوم کشنده غبار به خوزستان، مردم احساس «بی اعتنایی به مشــکلات» داشته باشند، نیازمند «اقدام و عملی» است که از ست کردن لباس و روسری سبز با رنگ درختان و طبیعت، برداشت نخواهد شد.
مردم «اقدام و عمل» را می بینند؛ نیازی به گزارش ندارد. هشــدار رهبر انقلاب را جــدی بگیریم. مردم نجیبنــد، امــا گلایه منــد! باید بــرای رفع گلایه مندی کاری کــرد، کاری فراتر از امضای یک توافق با چند کشور خارجی.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
مردم گلایه مندنــد! فهمیدن ایــن موضوع آن قدرها هم سخت نیست. همین که چرخی در اخبار بزنیم از رسیدن قیمت گوشت به مرز ۵۰ هزار تومان تا گرانی مرغ و برنج و مایحتاج اولیــه اطلاع پیــدا کنیم و یا با آمــار افزایش تصاعدی بیکاری در خانواده ها و از آن بدتر بیکار شدن آن هایی که کار داشته اند روبه رو شویم، همین که اخبار حقوق و فیشهای نجومی را ببینیم و از سوی دیگر تجلیل از صاحبان آن ها به عنوان «ذخایر انقلاب» را بشنویم، همین که از رونق اقتصادی بشنویم و تصاویر کارخانه های تعطیل را ببینیم و همین که تیتر عبور از رکود را بخوانیم و کسادی کسب و کار در شب عید را ببینیم، کافی است تا بفهمیم که مردم گلایه مند هستند.
مردم این را در رســانه ها دیده اند که مقام های رده بالای یک کشــور برای حضــور در ردیف اول اختتامیه جشــنواره فجر از هم ســبقت می گرفتند، اما برای سرکشی به وضعیت بحرانی مردم خوزستان در ماجرای هجوم غبار و قطعی برق و آب، پا پیش نگذاشــته اند.
می بینند که این سال ها خانه ای ساخته نشده، راه و راه آهن جدیدی احداث نشده، اما برای ورود تنها یک فروند هواپیما به کشور، جشنی باشکوه با حضور چندین وزیر و مسؤول رده اول برگزار می شود تا همدیگر را در آغوش بکشند و ابراز خوشنودی کنند.
همه این ها هر روز از مقابل چشمان مردم عبــور می کند و مرور می شــود، اما ۲۲ بهمن که می شــود تصاویر را کــه می بینی متعجب می شوی! این ها همان مردم گلایه مند و تحت فشار هستند؟ از قدیمی های انقلابی در جمعشان می بینی تا جوان تر هایی که شاید انقلاب و ماجراهایش را از صفحات اینستاگرام و تلگرام دیده اند و شنیده اند.
شاید کمرشان زیر فشار زندگی خم شده باشد اما حساب انقلاب را از مسؤولین که به واسطه انقلاب به صندلی رســیده اند جدا می کنند. و شــاید همین نجابت در گلایه مندی است که رهبر انقــلاب را هم به تمجید وا مــی دارد.
با خودشان آشتی هستند، با هم و با انقلاب قهری ندارند و نیازی هم به «آشتی ملی» نمی بینند، اما قطعاً انتظارشــان توضیح اســت از ســوی دولتمردانشــان که «چه کرده اند؟» در روزهای پایانی سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»!
فرمایشــات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم آذربایجان را باید یک هشــدار جدی دانست: «حضــور پرشــور مــردم در مقابل دشــمن کمین کرده برای بلعیدن ایران را به حســاب گلایــه نداشــتن آن ها از عملکرد مســؤولان نگذارید؛ چراکه مردم از مسایل مختلف ازجمله تبعیض و کم کاری و بی اعتنایی به مشــکلات گلایه مندند و احساس ناراحتی و رنج می کنند.»
اینکه منشــأ گلایه منــدی مــردم ماجرای «تبعیض» در حقــوق نجومی اســت، نیاز به گزارشــی از «اقدام و عمل» درباره نحوه مقابله و رفع آن دارد. اینکه مردم از کم کاری، تعطیلی پروژه های بزرگ ســاخت و ســاز و عمران در کشور و سپردن همه چیز به نتایج برجام و عقد قرارداد با خارجی ها گلایه دارند، نیازمند «اقدام و عمل» اســت و بعید است با برگزاری جشن ورود ایرباس برآورده شود.
اینکه رکود کمرشکن در بازار موجبات تعطیلی صدها کارخانه و بیکاری هزاران کارگر را فراهم کرده اســت، نیازمند «اقدام و عمل» و پیگیری است و بعید است از رسم شکل و نمودار عبور از رکود و رشد اقتصادی جواب بگیرد.
اینکه از تهران نشــینی مسؤول محیط زیست و سفر اســتاندار به لهستان همزمان با هجوم کشنده غبار به خوزستان، مردم احساس «بی اعتنایی به مشــکلات» داشته باشند، نیازمند «اقدام و عملی» است که از ست کردن لباس و روسری سبز با رنگ درختان و طبیعت، برداشت نخواهد شد.
مردم «اقدام و عمل» را می بینند؛ نیازی به گزارش ندارد. هشــدار رهبر انقلاب را جــدی بگیریم. مردم نجیبنــد، امــا گلایه منــد! باید بــرای رفع گلایه مندی کاری کــرد، کاری فراتر از امضای یک توافق با چند کشور خارجی.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
فکر میکنم خیلی دیر شده برای ابراز برائت.
زمانی به همین هتک حرمت کنندگان روز عاشورا، میگفتید #مردم_خداجو و حالا آنرا تهمت میدانید!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
زمانی به همین هتک حرمت کنندگان روز عاشورا، میگفتید #مردم_خداجو و حالا آنرا تهمت میدانید!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
گفته اند "#حتی سعید جلیلی را هم در جمع کاندیداهای جمنا قرار داده اند که به رای گذاشته شود."
فکر میکنم البته این اتفاق از سر لطف نیافتاده باشد، بلکه چاره ای نداشته اند جز این کار.
فکرش را بکنید: انقلابی ترین گزینه موجود در میان کاندیداها، در جمع گزینه های حزبی که مدعی مردمی بودن، انقلابی بودن و جبهه بودن است جایی نداشته باشد.
خودبخود یک خلاف واقع سه گانه در ذهن ها شکل میگیرد.
پس حتی حالا که بعد از چندین و چند جلسه و فرستادن واسطه و ... او با دلایلی محکم حاضر نشده زیر بار امضا یک پیمان قبایلی برود هم باز "مجبورند" او را در فهرست نهایی خود بگذارند، زیرا حذف انقلابی ترین، خیلی از خلاف واقع نمایی ها را رو خواهد کرد.
@naderi_note
فکر میکنم البته این اتفاق از سر لطف نیافتاده باشد، بلکه چاره ای نداشته اند جز این کار.
فکرش را بکنید: انقلابی ترین گزینه موجود در میان کاندیداها، در جمع گزینه های حزبی که مدعی مردمی بودن، انقلابی بودن و جبهه بودن است جایی نداشته باشد.
خودبخود یک خلاف واقع سه گانه در ذهن ها شکل میگیرد.
پس حتی حالا که بعد از چندین و چند جلسه و فرستادن واسطه و ... او با دلایلی محکم حاضر نشده زیر بار امضا یک پیمان قبایلی برود هم باز "مجبورند" او را در فهرست نهایی خود بگذارند، زیرا حذف انقلابی ترین، خیلی از خلاف واقع نمایی ها را رو خواهد کرد.
@naderi_note
🚩پرسید راهکار این قضیه شهادت چیست؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.🚩
فرماندهش[علی چیتسازیان]همان کسی که ایشان[علی خوشلفظ] از او تعریف میکند و یاد میکند و آن حرف را از او نقل میکند. همسر او [علی چیتسازیان] میگوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمهشب همینطور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد.
با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک میریخت. گفتم چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم.
اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگانها میشدند. قبلا میرفتند راهها را پیدا میکردند، باز میکردند تا یگانها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیهی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.»
دیدار رهبر معظم انقلاب با شعرای آئینی ۹۵/۱۲/۴
https://t.me/khamenei_ir/5479
فرماندهش[علی چیتسازیان]همان کسی که ایشان[علی خوشلفظ] از او تعریف میکند و یاد میکند و آن حرف را از او نقل میکند. همسر او [علی چیتسازیان] میگوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمهشب همینطور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد.
با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک میریخت. گفتم چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم.
اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگانها میشدند. قبلا میرفتند راهها را پیدا میکردند، باز میکردند تا یگانها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیهی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.»
دیدار رهبر معظم انقلاب با شعرای آئینی ۹۵/۱۲/۴
https://t.me/khamenei_ir/5479
Telegram
KHAMENEI.IR
⚡️ويژه
📹ببينيد| روايت شب گذشته رهبرانقلاب از راهكار رسيدن به شهادت
➕شعرخوانی آقای اسفندقه درباره کتاب "وقتی مهتاب گم شد" در دیدار رهبری
☑ @Khamenei_ir
📹ببينيد| روايت شب گذشته رهبرانقلاب از راهكار رسيدن به شهادت
➕شعرخوانی آقای اسفندقه درباره کتاب "وقتی مهتاب گم شد" در دیدار رهبری
☑ @Khamenei_ir
❌نشاط بر مردم چگونه حرام می شود؟!❌
«برخی همین که ذرهای نشاط در بین مردم بوجود میآید، میگویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟»
به نظرم این جمله رئیس جمهور و دغدغه ایشان نسبت به شادی و نشاط مردم، نقطه مناسبی برای عمیق شدن در این مساله باشد که واقعا بزرگترین مانع خندیدن و نشاط مردم کیست و چیست؟! برای رسیدن به پاسخ این پرسش میتوانیم کمی دقیق تر موضوع را بررسی کنیم.
مثلا پدر یک خانواده در کارخانه ای مشغول به کار است، با حقوقی که کمی بیش از میزان مصوب حقوق وزارت کار بوده و با اضافه کاری ها شاید به یک میلیون تومان در ماه برسد، سعی میکند زندگی خود همسر و دو فرزندش را اداره کند. حتی اگر با سختی هم شده باشد، پس از پرداخت ماهیانه اجاره خانه و اقساط وامی که پس از ماه ها در نوبت ماندن از صندوق کارخانه دریافت کرده است، حداقل هایی از زندگی را برای خود و خانوادهاش فراهم میکند. ممکن است در ماه یکی دو بار خانوادگی به دیدار اقوام برود و یا در پارک و فضای تفریحی شهر و محله اش یا جمعهایی این چنینی، ساعاتی را «شاد» باشد.
این کارگر فرضی که نمونههای عینی آن زیاد هم هستند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز، با «سختی» زندگی را سپری کند، اما به هر حال تلاش میکند تا موقعیتهایی از نشاط را برای خود فراهم کند. حالا فرض کنید در این شرایط به او اعلام شود که کارخانهای که در آن کار میکردهای - مثل حال و روز خیلی از کارخانههای کشور - به دلیل رکود کمرشکن اقتصادی تعطیل شده است؛ حس او را تصور کنید، نشاط را و نقش بستن اشک و غم را.
مثال را عوض کنیم! جوانی در یک شهر معمولی که به تازگی از تحصیل فارغ شده را تصور کنید. خدمت سربازی را سپری کرده برای اشتغال یکی دو جا مصاحبه داده منتظر اعلام خبر است و بر این اساس خانوادهاش برای تشکیل خانواده دختری را برای او نشان کردهاند. قول و قرارها گذاشته شده و حالا برنامه ریزی کرده اند که با وام قرضالحسنه ازدواجی که قرار است به هر جوان ایران اختصاص یابد، منزلی اجاره کند و با پس انداز اندک خود و پدر بازنشسته اش، مخارج عروسی را به هر شکلی که هست فراهم کند تا سر و سامانی بگیرد و برود سر خانه و زندگی.
با همه این دشواریها با نشاط است و پر انرژی کارها را دنبال می کند. پس از روزها رفت و آمد و هماهنگ کردن ضامن و یافتن شعبه ای که در آن امکان دریافت وام وجود داشته باشد، درست روزی که قرار است وام ازدواج را بگیرد، به او اعلام میکنند که خط اعتباری وام ازدواج بسته شده و فعلا مشخص نیست تا چه زمانی این وام ناچیز که می توانست زندگی او را راه بیاندازد به او اختصاص خواهد یافت!؟ حال او را تصور کنید نشاط چند روز قبل او و چند ساعت پیش او را و حس و حالی که با شنیدن ارقام نجومی بدهی ها و وامهای میلیاردی معوق بانکی می شنود!
باز هم میشود مثال را عوض کرد، میشود سراغ معلمی رفت که پس از سالها ذخیره کردن بخشی از حقوق در صندوق ذخیره فرهنگیان و نشاط از اینکه اندوختهای برای روز مبادا دارد خبری میشوند از فساد 8 تا 12 هزار میلیاردی در این صندوق؛ نشاط همراه با سختی این معلم مبدل می شود به اندوه و بی اعتمادی.
یا می شود سراغ خانوادهای رفت که با سختی و البته خوشحالی اندوخته چند سال کار خود را برای خانه دار شدن در اختیار پروژه مسکن مهر قرار داده است و هنگامی که با اشتیاق منتظر است تا از زبان وزیر مسکن، تاریخ افتتاح پروژه و خانه دار شدنش را بشوند، این جمله را می بیند که «مسکن مهر مزخرف است.»
شاد کردن مردم و آوردن خنده بر روی لبهای آنها و زدودن غم از چهرههایشان کار دشواری نیست؛ جایگاه ریاست بر دستگاه اداره کشور، آنچنان قدرتی را در اختیار قرار میدهد که بتوان با آن کارهای بزرگی را انجام داد که نشاط و شادی را به زندگی مردم میآورد، سفرههایشان را گشاده تر می کند و غمها و دشواریهای زندگیشان را کاهش می دهد. فقط نکته آن است که این ها همه «اقدام و عمل» میخواهد.
در روزهای پایانی سالی که از ابتدا با عنوان اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی نامگذاری شده است، شاید «حرف زدن» از لزوم وجود نشاط برای زندگی مردم زیاد خریداری نداشته باشد؛ امروز روز عرضه عمل است.
@naderi_note
«برخی همین که ذرهای نشاط در بین مردم بوجود میآید، میگویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟»
به نظرم این جمله رئیس جمهور و دغدغه ایشان نسبت به شادی و نشاط مردم، نقطه مناسبی برای عمیق شدن در این مساله باشد که واقعا بزرگترین مانع خندیدن و نشاط مردم کیست و چیست؟! برای رسیدن به پاسخ این پرسش میتوانیم کمی دقیق تر موضوع را بررسی کنیم.
مثلا پدر یک خانواده در کارخانه ای مشغول به کار است، با حقوقی که کمی بیش از میزان مصوب حقوق وزارت کار بوده و با اضافه کاری ها شاید به یک میلیون تومان در ماه برسد، سعی میکند زندگی خود همسر و دو فرزندش را اداره کند. حتی اگر با سختی هم شده باشد، پس از پرداخت ماهیانه اجاره خانه و اقساط وامی که پس از ماه ها در نوبت ماندن از صندوق کارخانه دریافت کرده است، حداقل هایی از زندگی را برای خود و خانوادهاش فراهم میکند. ممکن است در ماه یکی دو بار خانوادگی به دیدار اقوام برود و یا در پارک و فضای تفریحی شهر و محله اش یا جمعهایی این چنینی، ساعاتی را «شاد» باشد.
این کارگر فرضی که نمونههای عینی آن زیاد هم هستند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز، با «سختی» زندگی را سپری کند، اما به هر حال تلاش میکند تا موقعیتهایی از نشاط را برای خود فراهم کند. حالا فرض کنید در این شرایط به او اعلام شود که کارخانهای که در آن کار میکردهای - مثل حال و روز خیلی از کارخانههای کشور - به دلیل رکود کمرشکن اقتصادی تعطیل شده است؛ حس او را تصور کنید، نشاط را و نقش بستن اشک و غم را.
مثال را عوض کنیم! جوانی در یک شهر معمولی که به تازگی از تحصیل فارغ شده را تصور کنید. خدمت سربازی را سپری کرده برای اشتغال یکی دو جا مصاحبه داده منتظر اعلام خبر است و بر این اساس خانوادهاش برای تشکیل خانواده دختری را برای او نشان کردهاند. قول و قرارها گذاشته شده و حالا برنامه ریزی کرده اند که با وام قرضالحسنه ازدواجی که قرار است به هر جوان ایران اختصاص یابد، منزلی اجاره کند و با پس انداز اندک خود و پدر بازنشسته اش، مخارج عروسی را به هر شکلی که هست فراهم کند تا سر و سامانی بگیرد و برود سر خانه و زندگی.
با همه این دشواریها با نشاط است و پر انرژی کارها را دنبال می کند. پس از روزها رفت و آمد و هماهنگ کردن ضامن و یافتن شعبه ای که در آن امکان دریافت وام وجود داشته باشد، درست روزی که قرار است وام ازدواج را بگیرد، به او اعلام میکنند که خط اعتباری وام ازدواج بسته شده و فعلا مشخص نیست تا چه زمانی این وام ناچیز که می توانست زندگی او را راه بیاندازد به او اختصاص خواهد یافت!؟ حال او را تصور کنید نشاط چند روز قبل او و چند ساعت پیش او را و حس و حالی که با شنیدن ارقام نجومی بدهی ها و وامهای میلیاردی معوق بانکی می شنود!
باز هم میشود مثال را عوض کرد، میشود سراغ معلمی رفت که پس از سالها ذخیره کردن بخشی از حقوق در صندوق ذخیره فرهنگیان و نشاط از اینکه اندوختهای برای روز مبادا دارد خبری میشوند از فساد 8 تا 12 هزار میلیاردی در این صندوق؛ نشاط همراه با سختی این معلم مبدل می شود به اندوه و بی اعتمادی.
یا می شود سراغ خانوادهای رفت که با سختی و البته خوشحالی اندوخته چند سال کار خود را برای خانه دار شدن در اختیار پروژه مسکن مهر قرار داده است و هنگامی که با اشتیاق منتظر است تا از زبان وزیر مسکن، تاریخ افتتاح پروژه و خانه دار شدنش را بشوند، این جمله را می بیند که «مسکن مهر مزخرف است.»
شاد کردن مردم و آوردن خنده بر روی لبهای آنها و زدودن غم از چهرههایشان کار دشواری نیست؛ جایگاه ریاست بر دستگاه اداره کشور، آنچنان قدرتی را در اختیار قرار میدهد که بتوان با آن کارهای بزرگی را انجام داد که نشاط و شادی را به زندگی مردم میآورد، سفرههایشان را گشاده تر می کند و غمها و دشواریهای زندگیشان را کاهش می دهد. فقط نکته آن است که این ها همه «اقدام و عمل» میخواهد.
در روزهای پایانی سالی که از ابتدا با عنوان اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی نامگذاری شده است، شاید «حرف زدن» از لزوم وجود نشاط برای زندگی مردم زیاد خریداری نداشته باشد؛ امروز روز عرضه عمل است.
@naderi_note
آنچنان که خانم دستجردی سخنگوی جمنا گفته اند از ۱۰ کاندیدای منتخب مجمع اول این تشکل، برخی متن تفاهم با جمنا را امضاء نکرده اند، با این حال تنها سعید جلیلی که یکی از سه کاندیدای اول انتخاب شده از سوی مجمع عمومی جمنا بوده است، به این بهانه از ساز و کار رای گیری حذف شده است.
گویی فقط بهانه ای جستجو میشده برای حذف جلیلی.
ظاهرا این تشکل جدید به همین دقت قرار است به رای بدنه خود احترام بگذارد.
هر چند این حذف یک نقطه قوت برای جلیلی محسوب میشود و ناخواسته او را به یک قطب مستقل در انتخابات مبدل خواهد کرد.
@naderi_note
گویی فقط بهانه ای جستجو میشده برای حذف جلیلی.
ظاهرا این تشکل جدید به همین دقت قرار است به رای بدنه خود احترام بگذارد.
هر چند این حذف یک نقطه قوت برای جلیلی محسوب میشود و ناخواسته او را به یک قطب مستقل در انتخابات مبدل خواهد کرد.
@naderi_note
احمدی نژاد میداند که حضور او یعنی تقابل علنی و پایان حیات سیاسی. می داند امکان حضور در انتخابات نخواهد داشت. پس چرا می آید؟
احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند
چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!
جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است.
@naderi_note
احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند
چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!
جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است.
@naderi_note
رجایی اصلی هم با #نفوذ سرویس های خارجی در اطرافیانش شهید شد. این رجایی ها که جای خود دارد...
@naderi_note
@naderi_note
✅کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..
🔹جریان مومن انقلابی نشان داد برای به وحدت رسیدن نیاز به صدها ساعت جلسه و مهندسی چند لایه نیرو و چهره و ساز و کار و خدم و حشم و همایش ندارد. وقتی تکلیفش را در ماندن و بالا بردن پرچم جریان انقلابی بماند، تا آخر می ایستد، به قیمت بدترین تهمت ها و فشارهای سیاسی و رسانه ای و زمانی که به این تکلیف برسد که باید برود، براحتی و یکشبه چهار سال زحمت و تلاش شبانه روزی برای تدوین برنامه و .. را نادیده می گیرد و با یک بیانیه کنار می رود.
https://goo.gl/lMfOy0
بنظرم جلیلی ابتدا با نپیوستنش به ساز و کار معیوب جمنا و آنگاه با کناره گیری بدون سر و صدایش، به بزرگترین شکل این ساز و کار قبیلگی را به چالش کشید. حالا دیگر خوب روشن شده است که انقلابی بودن به تابلوی بالای سر تشکل نیست، اگر جریانی انقلابی باشد، خودش تکلیفش را خواهد فهمید و بدون درنگ به آن عمل خواهد کرد.
🔹مثالش می شود اینکه در مغازه ای دوربین مدار بسته کار بگذارید یا روی ترازویش بنویسد عالم محضر خداست! وقتی که برق قطع شود و دوربین مداربسته خاموش، امنیتی برای آن مغازه متصور نخواهیم بود اما در مدل خدایی و تقوا محور، برقی باشد یا نباشد، تکالیف مطابق خواست حضرت حق انجام خواهد شد.
نتیجه آن می شود که مکانیزمی برای وحدت طراحی شود اما چنان اشتیاق حضور را بالا ببرد که کاندیداها از دوره قبل هم بیشتر بشوند و هر کدام به طریقی خود را به محل ثبت نام در وزارت کشور برسانند.
🔻اما نکته ای با مومنان انقلابی!
از نظر من آنچه جلیلی را مجاب کرد از حضور چشم پوشی کند، فقط و فقط یکدل شدن جریان مومن انقلابی برای تبلیغ و ترویج گفتمان انقلابی و تنها گزینه انقلابی موجود در صحنه انتخابات 96 بود. اگر می خواهیم این هزینه و از خودگذشتگی جلیلی تباه نشود، باید یکدل بشویم برای برآوردن دولت انقلابی و تنها گزینه انقلابی حاضر در میدان انتخابات.
🔺به نظرم بهترین تقدیر از آقای جلیلی، کمک به تحقق آن چیزی است که بخاطرش این از خودگذشتگی را کرد. یکدل شدن و تبلیغ پرانگیزه و پر شور گفتمان انقلاب اسلامی و گزینه ای که امروز مصداق آن گفتمان است. باید کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..
@naderi_note
🔹جریان مومن انقلابی نشان داد برای به وحدت رسیدن نیاز به صدها ساعت جلسه و مهندسی چند لایه نیرو و چهره و ساز و کار و خدم و حشم و همایش ندارد. وقتی تکلیفش را در ماندن و بالا بردن پرچم جریان انقلابی بماند، تا آخر می ایستد، به قیمت بدترین تهمت ها و فشارهای سیاسی و رسانه ای و زمانی که به این تکلیف برسد که باید برود، براحتی و یکشبه چهار سال زحمت و تلاش شبانه روزی برای تدوین برنامه و .. را نادیده می گیرد و با یک بیانیه کنار می رود.
https://goo.gl/lMfOy0
بنظرم جلیلی ابتدا با نپیوستنش به ساز و کار معیوب جمنا و آنگاه با کناره گیری بدون سر و صدایش، به بزرگترین شکل این ساز و کار قبیلگی را به چالش کشید. حالا دیگر خوب روشن شده است که انقلابی بودن به تابلوی بالای سر تشکل نیست، اگر جریانی انقلابی باشد، خودش تکلیفش را خواهد فهمید و بدون درنگ به آن عمل خواهد کرد.
🔹مثالش می شود اینکه در مغازه ای دوربین مدار بسته کار بگذارید یا روی ترازویش بنویسد عالم محضر خداست! وقتی که برق قطع شود و دوربین مداربسته خاموش، امنیتی برای آن مغازه متصور نخواهیم بود اما در مدل خدایی و تقوا محور، برقی باشد یا نباشد، تکالیف مطابق خواست حضرت حق انجام خواهد شد.
نتیجه آن می شود که مکانیزمی برای وحدت طراحی شود اما چنان اشتیاق حضور را بالا ببرد که کاندیداها از دوره قبل هم بیشتر بشوند و هر کدام به طریقی خود را به محل ثبت نام در وزارت کشور برسانند.
🔻اما نکته ای با مومنان انقلابی!
از نظر من آنچه جلیلی را مجاب کرد از حضور چشم پوشی کند، فقط و فقط یکدل شدن جریان مومن انقلابی برای تبلیغ و ترویج گفتمان انقلابی و تنها گزینه انقلابی موجود در صحنه انتخابات 96 بود. اگر می خواهیم این هزینه و از خودگذشتگی جلیلی تباه نشود، باید یکدل بشویم برای برآوردن دولت انقلابی و تنها گزینه انقلابی حاضر در میدان انتخابات.
🔺به نظرم بهترین تقدیر از آقای جلیلی، کمک به تحقق آن چیزی است که بخاطرش این از خودگذشتگی را کرد. یکدل شدن و تبلیغ پرانگیزه و پر شور گفتمان انقلاب اسلامی و گزینه ای که امروز مصداق آن گفتمان است. باید کار ناتمام جلیلی را ما تمام کنیم..
@naderi_note
⭕️اعتراض به فشار بر شورا، یا فشار بر شورای نگهبان؟!
روز گذشته متن نامه ای به امضاء تعدادی از دانشجویان وطلاب منتشر شد که با نگاهی به اسامی آنها نام بسیاری از برادران و دوستان خود را در میان آنها یافتم.
نامه خطاب به شورای محترم نگهبان بود و مضمون و محتوای آن «ابراز نگرانی از فشار اشراف سیاسی بر شورای نگهبان » برای حذف جریان احمدینژاد.
هرچه تلاش کردم در متن نشانهای از فشارهای اشراف بیابم تنها به نامه توکلی به شورای نگهبان برخورد کردم. در واقع هر چه متن را بیشتر بررسی میکردی متوجه میشدی که منظور از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان، نامهای بوده که توکلی به این شورا نگاشته و چند سایت منتشر کردهاند. یعنی توکلی آنقدر قدرت داشته و نامه اش آنقدر تاثیر داشته که ممکن است موجبات رد صلاحیت احمدینژاد را فراهم کند، پس بر همین اساس دوستان من به این نتیجه رسیدهاند که باید از شورای نگهبان بخواهند در مقابل این فشار بایستد.
اما من احساس میکنم واقعیت و حرف دل این نامه چیز دیگری است. نویسندگان نمیدانند که آیا شورای نگهبان احمدی نژاد را رد می کند یا تایید. آنها حتی کاری به این هم ندارند که دلیل و استدلال شورای نگهبان برای رد یا تایید احمدینژاد چیست؟! آنها بدون آنکه دلایل رد یا تایید را بدانند یا حتی توجهی به آن دلایل داشته باشند، به شورای نگهبان میگویند «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کنید.
نگارندگان نامه در صدر نامه به وظیفه شورای نگهبان اشاره میکنند و اینکه «نباید» تصمیماتش را بر اساس استدلالها و مناسبات سیاست و قدرت اتخاذ کند و در ذیل نامه با استدلالهایی اتفاقا از جنس سیاست و مناسبات قدرت به تندی به شورای نگهبان حکم می کنند که «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.
در واقع این نامه برای «جلوگیری از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان» نگاشته نشده است بلکه برای «فشار به شورای نگهبان» برای تایید صلاحیت احمدی نژاد آنهم با استدلال هایی کاملا سیاسی و نه حقوقی و قانونی به نگارش در آمده است.
در هیچ جای نامه اشارهای به بندی قانونی و حقوقی که اثبات کننده تایید صلاحیت احمدی نژاد باشد دیده نمیشود و تنها یک حرف به درشتی تکرار میشود : «او باید تایید صلاحیت بشود.»
وقتی کار به این مرتبه و حد از سیاسی کاری میرسد میتوان به این نتیجه رسید که برخی تصمیمشان را گرفتهاند، به هر قیمتی که شده است.
@naderi_note
روز گذشته متن نامه ای به امضاء تعدادی از دانشجویان وطلاب منتشر شد که با نگاهی به اسامی آنها نام بسیاری از برادران و دوستان خود را در میان آنها یافتم.
نامه خطاب به شورای محترم نگهبان بود و مضمون و محتوای آن «ابراز نگرانی از فشار اشراف سیاسی بر شورای نگهبان » برای حذف جریان احمدینژاد.
هرچه تلاش کردم در متن نشانهای از فشارهای اشراف بیابم تنها به نامه توکلی به شورای نگهبان برخورد کردم. در واقع هر چه متن را بیشتر بررسی میکردی متوجه میشدی که منظور از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان، نامهای بوده که توکلی به این شورا نگاشته و چند سایت منتشر کردهاند. یعنی توکلی آنقدر قدرت داشته و نامه اش آنقدر تاثیر داشته که ممکن است موجبات رد صلاحیت احمدینژاد را فراهم کند، پس بر همین اساس دوستان من به این نتیجه رسیدهاند که باید از شورای نگهبان بخواهند در مقابل این فشار بایستد.
اما من احساس میکنم واقعیت و حرف دل این نامه چیز دیگری است. نویسندگان نمیدانند که آیا شورای نگهبان احمدی نژاد را رد می کند یا تایید. آنها حتی کاری به این هم ندارند که دلیل و استدلال شورای نگهبان برای رد یا تایید احمدینژاد چیست؟! آنها بدون آنکه دلایل رد یا تایید را بدانند یا حتی توجهی به آن دلایل داشته باشند، به شورای نگهبان میگویند «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کنید.
نگارندگان نامه در صدر نامه به وظیفه شورای نگهبان اشاره میکنند و اینکه «نباید» تصمیماتش را بر اساس استدلالها و مناسبات سیاست و قدرت اتخاذ کند و در ذیل نامه با استدلالهایی اتفاقا از جنس سیاست و مناسبات قدرت به تندی به شورای نگهبان حکم می کنند که «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.
در واقع این نامه برای «جلوگیری از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان» نگاشته نشده است بلکه برای «فشار به شورای نگهبان» برای تایید صلاحیت احمدی نژاد آنهم با استدلال هایی کاملا سیاسی و نه حقوقی و قانونی به نگارش در آمده است.
در هیچ جای نامه اشارهای به بندی قانونی و حقوقی که اثبات کننده تایید صلاحیت احمدی نژاد باشد دیده نمیشود و تنها یک حرف به درشتی تکرار میشود : «او باید تایید صلاحیت بشود.»
وقتی کار به این مرتبه و حد از سیاسی کاری میرسد میتوان به این نتیجه رسید که برخی تصمیمشان را گرفتهاند، به هر قیمتی که شده است.
@naderi_note
آقای رئیسی در اظهار نظر بابت دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی از یک تفکر و رویکرد پرده برداشت. می شود به حاشیه نشین ها بعنوان معضل نگاه کرد. می توان به دهک های پایین و تحت پوشش به عنوان دردسر و مصیبت عظما نگاه کرد، اما نگاه انقلاب اسلامی، نگاه تکریم و کرامت مردم و مستضعفین است.
#رئیسی در راهکارش برای حل مساله تکریم و به رسمیت شناختن این طبقات و طیف ها را، به رسمیت شناختن حاشیه نشین ها را، به رسمیت شناختن و دهک های پایین را بخشی از راه حل مساله قرار داده است. او راهکار حل این مشکلات که دارد به بحران هایی غیرقابل کنترل مبدل میشود را به رسمیت شناختن مستضعفان و حتی در اولویت قرار دادن آنها به عنوان اصلی ترین جامعه هدف یک دولت می داند. این را به نظرم خیلی خوب در هر دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی بیان کرد.
این را بگذارید کنار نگاهی که منطقه آزاد می زند تا پولدارهای تهرانی بیشتر واردات کنند و پولدارتر بشوند و فرصتی برای آن حاشیه نشین محلی پیش بیاید تا به آنها آدامس بفروشد!
@naderi_note
#رئیسی در راهکارش برای حل مساله تکریم و به رسمیت شناختن این طبقات و طیف ها را، به رسمیت شناختن حاشیه نشین ها را، به رسمیت شناختن و دهک های پایین را بخشی از راه حل مساله قرار داده است. او راهکار حل این مشکلات که دارد به بحران هایی غیرقابل کنترل مبدل میشود را به رسمیت شناختن مستضعفان و حتی در اولویت قرار دادن آنها به عنوان اصلی ترین جامعه هدف یک دولت می داند. این را به نظرم خیلی خوب در هر دو موضوع حاشیه نشینی و شکاف طبقاتی بیان کرد.
این را بگذارید کنار نگاهی که منطقه آزاد می زند تا پولدارهای تهرانی بیشتر واردات کنند و پولدارتر بشوند و فرصتی برای آن حاشیه نشین محلی پیش بیاید تا به آنها آدامس بفروشد!
@naderi_note
نکته آخر آقای رئیسی در مناظره را باید کار گفتمانی او در عرصه انتخابات 96 بدانیم. اینکه دعواهای اصلی را کنار بگذاریم و وقت خودمان و مردم را صرف دعواهای کم ثمر سیاسی کنیم شیوه ای است که این دولت خوب بلد است و اساسا بر همین مبنا زیست کرده و روی کار آمده است.
دعوای اصلی امروز مردم، اشتغال و وضعیت معیشت آنهاست نه ماجرای سفارت عربستان و دروغگویی یا راستگویی روحانی و ... .
اینکه آقای رئیسی محل دعوا را درست در محل مشکل مردم یعنی مسکن و بیکاری گذاشت را باید یکی از گفتمانی ترین رفتارهای او در مناظره اول انتخابات 96 دانست.
البته معتقدم همین نکته نیز عامل اقبال به او خواهد بود اگر که ادامه و استمرار یابد.
@naderi_note
دعوای اصلی امروز مردم، اشتغال و وضعیت معیشت آنهاست نه ماجرای سفارت عربستان و دروغگویی یا راستگویی روحانی و ... .
اینکه آقای رئیسی محل دعوا را درست در محل مشکل مردم یعنی مسکن و بیکاری گذاشت را باید یکی از گفتمانی ترین رفتارهای او در مناظره اول انتخابات 96 دانست.
البته معتقدم همین نکته نیز عامل اقبال به او خواهد بود اگر که ادامه و استمرار یابد.
@naderi_note
⭕️کار گفتمانی رئیسی در 5 دقیقه طوفانی مناظره
روحانی در این مناظره تلاش کرد تا بیش از مناظره گذشته بعنوان کاندیدای اصلی دولتی ها نقش ایفا کند که البته با عقب کشیدن جهانگیری و افزایش فعالیت موفق بود. اما مساله این است که امروز روحانی در دوگانه ای افتاد که در این انتخابات از آن فراری بود.
روحانی از دوگانه ای پرسش از دولت – پاسخگویی دولت فراری است، چون در مقام پاسخگو باید از کارنامه ای دفاع کند که بهتر از هر کسی می داند نیست!
امروز به نظرم رئیسی به خوبی این دوگانه را شکل داد و توفیق او در شکل دادن این دوگانه حقیقی، موجب شد تا حد بسیار زیادی، دعواهای سخیف حاشیه ای که در مناظره اول شاهد آن بودیم، کاهش یافت.
نقطه اوج این دوگانه دقیقا همان پرسشی بود که شاید همه مناظره کنندگان از پرداختن به آن هراس داشتند، یعنی پرسش برجام! و البته به نظرم رئیسی بخوبی در همین پرسش ایده اصلی و مرکزی دولت چهار ساله روحانی یعنی «بهبود معیشت مردم در مقابل توافق با غرب» را به چالش کشید.
رئیسی در 5 دقیقه طوفانی خود با چند جمله و سوال کوتاه خیلی خوب برای مردم عادی پای مناظره این ایده را درونی کرد که «برجام» نقشی در بهبود معیشت آنها نداشته است که هیچ، شرایط بدتر از چهار سال گذشته هم شده است.
پاسخ عصبی به این پرسش از سوی روحانی و پیش کشیدن موضوع موشک، نشانگر موفقیت حرکت گفتمانی رئیسی بوده است.
بنظرم فراتر از کاندیداها، گفتمان غربگرا شکست مهم و بزرگی را امروز متحمل شد. می شود هم کار گفتمانی کرد، هم جلب توجه افکار عمومی و هم دل ها را به دست آورد.
خستگی چهار سال روشنگری درباره برجام، امروز از تن خیلی ها بیرون رفت.
سیر صعود آغاز شده است
@naderi_note
روحانی در این مناظره تلاش کرد تا بیش از مناظره گذشته بعنوان کاندیدای اصلی دولتی ها نقش ایفا کند که البته با عقب کشیدن جهانگیری و افزایش فعالیت موفق بود. اما مساله این است که امروز روحانی در دوگانه ای افتاد که در این انتخابات از آن فراری بود.
روحانی از دوگانه ای پرسش از دولت – پاسخگویی دولت فراری است، چون در مقام پاسخگو باید از کارنامه ای دفاع کند که بهتر از هر کسی می داند نیست!
امروز به نظرم رئیسی به خوبی این دوگانه را شکل داد و توفیق او در شکل دادن این دوگانه حقیقی، موجب شد تا حد بسیار زیادی، دعواهای سخیف حاشیه ای که در مناظره اول شاهد آن بودیم، کاهش یافت.
نقطه اوج این دوگانه دقیقا همان پرسشی بود که شاید همه مناظره کنندگان از پرداختن به آن هراس داشتند، یعنی پرسش برجام! و البته به نظرم رئیسی بخوبی در همین پرسش ایده اصلی و مرکزی دولت چهار ساله روحانی یعنی «بهبود معیشت مردم در مقابل توافق با غرب» را به چالش کشید.
رئیسی در 5 دقیقه طوفانی خود با چند جمله و سوال کوتاه خیلی خوب برای مردم عادی پای مناظره این ایده را درونی کرد که «برجام» نقشی در بهبود معیشت آنها نداشته است که هیچ، شرایط بدتر از چهار سال گذشته هم شده است.
پاسخ عصبی به این پرسش از سوی روحانی و پیش کشیدن موضوع موشک، نشانگر موفقیت حرکت گفتمانی رئیسی بوده است.
بنظرم فراتر از کاندیداها، گفتمان غربگرا شکست مهم و بزرگی را امروز متحمل شد. می شود هم کار گفتمانی کرد، هم جلب توجه افکار عمومی و هم دل ها را به دست آورد.
خستگی چهار سال روشنگری درباره برجام، امروز از تن خیلی ها بیرون رفت.
سیر صعود آغاز شده است
@naderi_note
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیرالمومنین (ع):و ما اخذ اللَّه علی العلماء ان لایقارّوا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم: خدای متعال بر عالمان، بر دانایان عالم، تکلیف معین کرده است که بر سیری ظالم و تهیدستی و گرسنگی مظلوم صبر نکنند...
Forwarded from پی نوشت | علی نادری
اینها از اخلاق زشت بورژوازی است؛ یک تبختر و تکبر خاص و به هیچ انگاشتن همه کس و همه چیز الا خود. مثلا مسکن مهر را که چشم حداقل دو میلیون خانوار به آن برای سرپناه دار شدن دوخته شده «مزخرف» بدانی یا مثلا سازمان حمایت از مصرف کننده را که دست گذاشته روی اجاره بهای سنگین منازل یک سازمان مارکسیستی بدانی که باید منحل بشود یا برای حادثه بزرگی مثل تصادف دو قطار در سمنان که 40 کشته بر جای گذاشته و در ممالک متمدن حداقلش یکی دو وزیر را به استعفای اختیاری می کشاند، حتی یک کلام هم عذرخواهی نکنی و منت هم بگذاری که سفرم به ترکمنستان را لغو کرده ام؛ حال آنکه امروز پروازی به ترکمنستان وجود نداشته است!
آخوندی یکی از سیئات جمهوری اسلامی است، یک نمونه خوب و دم دست از آدمهایی که زیر این شجره رشد کردند، بزرگ شدند، به همه مواهب دنیایی و شرکتهای برج سازی و وزارت و صدارت رسیدند و حالا از جایگاه بورژواها از زمین و زمان و نظام و انقلاب طلبکارند.
البته این مکتب یک استاد مسلم دارد و ان کسی نیست جز هاشمی رفسنجانی که این اخلاق را و این منش را در ساختار جمهوری اسلامی نهادینه کرد.
https://telegram.me/naderi_note/95
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
آخوندی یکی از سیئات جمهوری اسلامی است، یک نمونه خوب و دم دست از آدمهایی که زیر این شجره رشد کردند، بزرگ شدند، به همه مواهب دنیایی و شرکتهای برج سازی و وزارت و صدارت رسیدند و حالا از جایگاه بورژواها از زمین و زمان و نظام و انقلاب طلبکارند.
البته این مکتب یک استاد مسلم دارد و ان کسی نیست جز هاشمی رفسنجانی که این اخلاق را و این منش را در ساختار جمهوری اسلامی نهادینه کرد.
https://telegram.me/naderi_note/95
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾ مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد (۱) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾ آيا نيرنگشان را بر باد نداد (۲) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿۳﴾ و بر سر آنها دسته دسته پرندگانى ا بابيل فرستاد (۳) تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ﴿۴﴾ [كه] بر آنان سنگهايى از گل [سخت] مى افكندند (۴) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ﴿۵﴾ و [سرانجام خدا] آنان را مانند كاه جويده شده گردانيد (۵)
صدق الله العلی العظیم
🔸انا رب الابل و للبیت رب ...
@naderi_note
صدق الله العلی العظیم
🔸انا رب الابل و للبیت رب ...
@naderi_note