⭕️تلاش ها بیهوده است، سند تحریمهای فلج کننده به نام #اصلاح_طلبان ثبت شده
بعد از افتضاح اصلاح طلبان خارج نشین در نگارش #نامه_به_ترامپ برای افزایش فشارها و تحریم علیه مردم ایران، اصلاح طلبان وطنی تلاش عجیبی را برای ابراز برائت آغاز کرده اند، مثلا حمیدرضا جلائی پور جایی، از چهره های رسانه ای سرشناس این جریان جایی نوشته است «اگر کشور و جان و امنیت ایرانیان به خطر بیفتد، بعنوان تنها مردی که از یک خانواده شهید باقی مانده؛ زیر فرماندهی آیتالله خامنهای به جبهه میروم.»
🔻فکر می کنم آقای جلایی پور کمی دیر به این فکر افتاده است، شاید بهتر بود زمانی که پسرش با حمزه غالبی و دیگر دوستان، ستاد «یاران خاتمی 88 » را مبدل به هسته مرکزی طراحی و اجرای عملیات خیابانی در سطح شهرهای کشور به بهانه واهی تقلب در انتخابات کردند، اقدامی می کرد تا ادعای امروزینش محکی خورده باشد.
🔻و این همه ماجرای 88 نبود، شاید زمانی که سران فتنه برای هیلاری کلینتون پیغام فرستادند که تحریم ها را بیشتر کنید و مهدی هاشمی به نمایندگان کنگره راهکار می داد که برای اسقاط دولت مستقر باید پیچ تحریم ها را سفت تر کرد، جلایی پور و اصلاح طلبان برائت جوی امروز باید کاری می کردند.
🔻خیلی نباید فریب این ابراز برائتها را خورد! همین تحریمهایی که امروز تند تند درخواست تشدیدش را تکذیب می کنند، 13 فروردین 89، یعنی دو سه ماه بعد از 9 دی 88 و جمع شدن بساط فتنه با درخواست اوباما از شورای امنیت سازمان ملل کلید خورد و در خرداد همان سال یعنی سالگرد شکل گیری فتنه 88 به قطعنامه 1929 منجر شد تا با استفاده از شرایط کشور و با هدف کمک به #جنبش_سبز سنگ بنای تمام تحریم های بانکی و مالی و نفتی فلج کننده علیه ایران باشد.
🔻اصلاح طلبان هر چقدر هم که از افتضاح #نامه_به_ترامپ فرار کنند، از یک واقعیت تاریخی نمی توانند فرار کنند و آن هم این واقعیت که تحریم های فلج کننده علیه مردم ایران به خاطر شرایط به هم ریخته سال 88 و برای حمایت از آنها و جنبش سبزشان کلید خورد، حال چه نامه ای به ترامپ و هیلاری ارسال بکنند یا نکنند!
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
بعد از افتضاح اصلاح طلبان خارج نشین در نگارش #نامه_به_ترامپ برای افزایش فشارها و تحریم علیه مردم ایران، اصلاح طلبان وطنی تلاش عجیبی را برای ابراز برائت آغاز کرده اند، مثلا حمیدرضا جلائی پور جایی، از چهره های رسانه ای سرشناس این جریان جایی نوشته است «اگر کشور و جان و امنیت ایرانیان به خطر بیفتد، بعنوان تنها مردی که از یک خانواده شهید باقی مانده؛ زیر فرماندهی آیتالله خامنهای به جبهه میروم.»
🔻فکر می کنم آقای جلایی پور کمی دیر به این فکر افتاده است، شاید بهتر بود زمانی که پسرش با حمزه غالبی و دیگر دوستان، ستاد «یاران خاتمی 88 » را مبدل به هسته مرکزی طراحی و اجرای عملیات خیابانی در سطح شهرهای کشور به بهانه واهی تقلب در انتخابات کردند، اقدامی می کرد تا ادعای امروزینش محکی خورده باشد.
🔻و این همه ماجرای 88 نبود، شاید زمانی که سران فتنه برای هیلاری کلینتون پیغام فرستادند که تحریم ها را بیشتر کنید و مهدی هاشمی به نمایندگان کنگره راهکار می داد که برای اسقاط دولت مستقر باید پیچ تحریم ها را سفت تر کرد، جلایی پور و اصلاح طلبان برائت جوی امروز باید کاری می کردند.
🔻خیلی نباید فریب این ابراز برائتها را خورد! همین تحریمهایی که امروز تند تند درخواست تشدیدش را تکذیب می کنند، 13 فروردین 89، یعنی دو سه ماه بعد از 9 دی 88 و جمع شدن بساط فتنه با درخواست اوباما از شورای امنیت سازمان ملل کلید خورد و در خرداد همان سال یعنی سالگرد شکل گیری فتنه 88 به قطعنامه 1929 منجر شد تا با استفاده از شرایط کشور و با هدف کمک به #جنبش_سبز سنگ بنای تمام تحریم های بانکی و مالی و نفتی فلج کننده علیه ایران باشد.
🔻اصلاح طلبان هر چقدر هم که از افتضاح #نامه_به_ترامپ فرار کنند، از یک واقعیت تاریخی نمی توانند فرار کنند و آن هم این واقعیت که تحریم های فلج کننده علیه مردم ایران به خاطر شرایط به هم ریخته سال 88 و برای حمایت از آنها و جنبش سبزشان کلید خورد، حال چه نامه ای به ترامپ و هیلاری ارسال بکنند یا نکنند!
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
طنز تلخ نامه نگاری کارگردان طبقه اشراف به رئیس جمهور اشراف درباره مستضعفان!
نامه اصغر فرهادی به حسن روحانی درباره گورخوابهای نصیرآباد، از آن طنزهای تلخ روزگار ماست. اینکه کارگردان طبقه اشراف و متوسط مدرن که در تولیداتش آرمانی جز ترویج لیبرالیسم را نداشته و پیگیری نکرده، به رئیس دولتی که پر است از وزرای میلیاردی و نماینده طبقه اشراف جامعه است، نامه بنویسد و از شرایط این بی خانمان ها گلایه کند و برای مسببینش طلب شرمساری، را باید ثبت رکوردی دانست در وارونه نمایی حقیقت و واقعیت.
گویی فرهادی و جریانی که او را و نامه اش را حلوا حلوا می کند فراموش کرده که نه امروز، بلکه سال هاست تمام قد از جریانی حمایت می کنند و حتی مروج تفکری هستند که درست است یک سرش را می توان در دولت حسن روحانی یافت، اما باید سرنخش را در دولتی جستجو کرد که نامش سازندگی بود و اعتقادش اینکه برای چرخیدن چرخ توسعه، له شدن طبقه مستضعف امری است طبیعی.
وگرنه زمانی که مردم بر منوال گفتمان و تفکر انقلابی زندگی می کردند که با کمترین درآمد نفتی و حد اقل های زندگی و شرایط جنگی نه تنها به جان هم نیافتاند بلکه برای هم جان هم می دادند و دادند.
آنچه که امروز از آن به عنوان آسیب اجتماعی یاد می کنیم نتیجه منطقی و تجربه شده آنچیزی است که سالهاست به اسم «توسعه غربی» ترویجش می کنند و مگر توسعه گرا تر از دولت روحانی و سریع القلم و پدرخواندگان کارگزارانی آنها هم سراغ داریم!؟
طنز تلخی است اینکه متهم شاکی شود ...
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
نامه اصغر فرهادی به حسن روحانی درباره گورخوابهای نصیرآباد، از آن طنزهای تلخ روزگار ماست. اینکه کارگردان طبقه اشراف و متوسط مدرن که در تولیداتش آرمانی جز ترویج لیبرالیسم را نداشته و پیگیری نکرده، به رئیس دولتی که پر است از وزرای میلیاردی و نماینده طبقه اشراف جامعه است، نامه بنویسد و از شرایط این بی خانمان ها گلایه کند و برای مسببینش طلب شرمساری، را باید ثبت رکوردی دانست در وارونه نمایی حقیقت و واقعیت.
گویی فرهادی و جریانی که او را و نامه اش را حلوا حلوا می کند فراموش کرده که نه امروز، بلکه سال هاست تمام قد از جریانی حمایت می کنند و حتی مروج تفکری هستند که درست است یک سرش را می توان در دولت حسن روحانی یافت، اما باید سرنخش را در دولتی جستجو کرد که نامش سازندگی بود و اعتقادش اینکه برای چرخیدن چرخ توسعه، له شدن طبقه مستضعف امری است طبیعی.
وگرنه زمانی که مردم بر منوال گفتمان و تفکر انقلابی زندگی می کردند که با کمترین درآمد نفتی و حد اقل های زندگی و شرایط جنگی نه تنها به جان هم نیافتاند بلکه برای هم جان هم می دادند و دادند.
آنچه که امروز از آن به عنوان آسیب اجتماعی یاد می کنیم نتیجه منطقی و تجربه شده آنچیزی است که سالهاست به اسم «توسعه غربی» ترویجش می کنند و مگر توسعه گرا تر از دولت روحانی و سریع القلم و پدرخواندگان کارگزارانی آنها هم سراغ داریم!؟
طنز تلخی است اینکه متهم شاکی شود ...
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlTXsttkEpeDEw
⭕️ من می خواهم برخلاف برخی از دوستان، دور هم جمع شدن عده ای از نیروهای انقلاب را به فال نیک بگیرم.
اینکه تعدادی از نیروهای انقلاب دور هم جمع شوند، قطعا برکاتی دارد و خیلی بهتر از فعالیت سیاسی متفرق و بعضا سردرگم است. حتی شاید حضور برخی انقلابی ها در یک تشکل به آنهایی که کمتر انقلابی هستند کمک کند تا خود را بالا بکشند و انقلابی رفتار کنند و تصمیم بگیرند.
البته فکر نمی کنم استفاده از عناوینی مثل «جبهه» یا «سامانه وحدت» یا هر تعبیر دیگری، تفاوتی در واقعیت ماجر که تولد یک تشکل یا بعبارت مفهوم تر، یک حزب جدید است ایجاد کند، حزب و تشکلی که بودنش هزاران بار بهتر از نبودنش است و مایه انسجام بخشی از بدنه نیروی های معتقد به انقلاب اسلامی.
این طبیعی است که هر حزب و تشکل سیاسی بر اساس مبانی معرفتی و سیاسی خود، برای آینده اش، راهبرد تعریف کند و مثلا در انتخابات به دنبال اجرای آن باشد و البته به نظرم نمیرسد هیچ منطقی این را بپذیرد که مثلا یک حزب یا تشکل سیاسی آنچه به آن رسیده است را اصلی قرار بدهد که مثلا دیگر جریانات سیاسی ملزم به اجرای آن هستند، آنهم تشکلی که در ابتدای تولدش با صدای بلند اعلام کرده سر دعوا ندارد و برای تعامل آمده است⁉️
مثلا شاید بتوان به یک جریان انقلابی حق داد منطقی را که مفهوم «وحدت گفتمانی» را وحدت بر نفی شرایط موجود در حوزه سیاست و فرهنگ و اقتصاد و سیاست خارجی می داند نپذیرد و برای خود استدلال داشته باشد که اتفاقا وحدت گفتمانی در حوزه ایجاب و «چه باید کردها» شکل می گیرد و برای استدلال خود شاهد مثال هم داشته باشد که مثلا در انتخابات مجلس94 وحدت بر نفی شرایط موجود حاصل بود و شکست هم محقق شد. و حتی در صورت پذیرش این منطق که وحدت گفتمانی یعنی وحدت بر نفی شرایط موجود این سوال را بپرسد که آیا در نفی شرایط موجود، مثلا نفی سیاست خارجی موجود می توان با مدافعان برجام سر یک سفره نشست⁉️
حالا مثلا می توان این منطق غلط را اهرمی کرد برای به سکوت کشاندن دیگر جریانات انقلابی⁉️ بعید می دانم که اهل استدلال و منطق این را بپذیرند.
جبهه یا تشکل یا حزب، لازم است کمی زمان بگذرد. شاید کمی زود باشد برای ارائه راهکار برای خود و دیگران.
✍ پی نوشت:
1⃣ اینکه جلیلی گفته خبر تشکیل این حزب جدید را در رسانه ها شنیده هم نشان میدهد تشکل جدید همه نیروهای انقلاب را پوشش نمی دهد.
2⃣ شاید بد نباشد بجای ارائه راهکار و راهبرد برای آینده، فرصتی بگذاریم و راهبردها و راهکارهای ارائه شده و اجرا شده گذشته و نتایج حاصل از آن را دقیق بررسی کنیم. حداقل تاثیرش این است که اگر قبلا راهبرد غلط ارائه کرده ایم، براحتی برای آینده نسخه نپیچیم. مثلا ببینیم نتیجه راهبرد رای دادن به مشترکین لیست خبرگان اصولگرایان با فهرست هاشمی، منجر به راهیابی فقهای مبغوض انگلیس به خبرگان شد یا آنکه مجلس خبرگان را از فیض حضور آنها محروم کرد؟! فکر می کنم بیش از سامانه وحدت به سامانه پاسخگویی نیاز داشته باشیم.
✅ @naderi_note
اینکه تعدادی از نیروهای انقلاب دور هم جمع شوند، قطعا برکاتی دارد و خیلی بهتر از فعالیت سیاسی متفرق و بعضا سردرگم است. حتی شاید حضور برخی انقلابی ها در یک تشکل به آنهایی که کمتر انقلابی هستند کمک کند تا خود را بالا بکشند و انقلابی رفتار کنند و تصمیم بگیرند.
البته فکر نمی کنم استفاده از عناوینی مثل «جبهه» یا «سامانه وحدت» یا هر تعبیر دیگری، تفاوتی در واقعیت ماجر که تولد یک تشکل یا بعبارت مفهوم تر، یک حزب جدید است ایجاد کند، حزب و تشکلی که بودنش هزاران بار بهتر از نبودنش است و مایه انسجام بخشی از بدنه نیروی های معتقد به انقلاب اسلامی.
این طبیعی است که هر حزب و تشکل سیاسی بر اساس مبانی معرفتی و سیاسی خود، برای آینده اش، راهبرد تعریف کند و مثلا در انتخابات به دنبال اجرای آن باشد و البته به نظرم نمیرسد هیچ منطقی این را بپذیرد که مثلا یک حزب یا تشکل سیاسی آنچه به آن رسیده است را اصلی قرار بدهد که مثلا دیگر جریانات سیاسی ملزم به اجرای آن هستند، آنهم تشکلی که در ابتدای تولدش با صدای بلند اعلام کرده سر دعوا ندارد و برای تعامل آمده است⁉️
مثلا شاید بتوان به یک جریان انقلابی حق داد منطقی را که مفهوم «وحدت گفتمانی» را وحدت بر نفی شرایط موجود در حوزه سیاست و فرهنگ و اقتصاد و سیاست خارجی می داند نپذیرد و برای خود استدلال داشته باشد که اتفاقا وحدت گفتمانی در حوزه ایجاب و «چه باید کردها» شکل می گیرد و برای استدلال خود شاهد مثال هم داشته باشد که مثلا در انتخابات مجلس94 وحدت بر نفی شرایط موجود حاصل بود و شکست هم محقق شد. و حتی در صورت پذیرش این منطق که وحدت گفتمانی یعنی وحدت بر نفی شرایط موجود این سوال را بپرسد که آیا در نفی شرایط موجود، مثلا نفی سیاست خارجی موجود می توان با مدافعان برجام سر یک سفره نشست⁉️
حالا مثلا می توان این منطق غلط را اهرمی کرد برای به سکوت کشاندن دیگر جریانات انقلابی⁉️ بعید می دانم که اهل استدلال و منطق این را بپذیرند.
جبهه یا تشکل یا حزب، لازم است کمی زمان بگذرد. شاید کمی زود باشد برای ارائه راهکار برای خود و دیگران.
✍ پی نوشت:
1⃣ اینکه جلیلی گفته خبر تشکیل این حزب جدید را در رسانه ها شنیده هم نشان میدهد تشکل جدید همه نیروهای انقلاب را پوشش نمی دهد.
2⃣ شاید بد نباشد بجای ارائه راهکار و راهبرد برای آینده، فرصتی بگذاریم و راهبردها و راهکارهای ارائه شده و اجرا شده گذشته و نتایج حاصل از آن را دقیق بررسی کنیم. حداقل تاثیرش این است که اگر قبلا راهبرد غلط ارائه کرده ایم، براحتی برای آینده نسخه نپیچیم. مثلا ببینیم نتیجه راهبرد رای دادن به مشترکین لیست خبرگان اصولگرایان با فهرست هاشمی، منجر به راهیابی فقهای مبغوض انگلیس به خبرگان شد یا آنکه مجلس خبرگان را از فیض حضور آنها محروم کرد؟! فکر می کنم بیش از سامانه وحدت به سامانه پاسخگویی نیاز داشته باشیم.
✅ @naderi_note
ظاهرا سرنوشت همه برجام ها در این دولت یکسان است. نقض طرف مقابل به راحتی آب خوردن ...
✅ @naderi_note
✅ @naderi_note
آقای روحانی به زعم خودش و به خیال موفقیت آمیز بودن شیوه اش در سه سال گذشته، اینبار هم آمد تا با پیش کشیدن ماجرای #بابک_زنجانی ، تکی به منتقدینش بزند و به خیال خود آنها را در موضع انفعال مدتی سرگرم کند، غافل از اینکه این تک به پاتکی زمینگیر کننده برای او تبدیل خواهد شد، تا یک پرونده قدیمی که بخاطرش یکبار هفته نامه نه دی توقیف شد، باز شود و آنهم کمک میلیاردی بابک زنجانی است به ستاد انتخاباتی بنفش.
https://telegram.me/rajanews_com/24705
اما بنظرم نکته مهمتری که آملی لاریجانی علاوه بر ماجرای کمک زنجانی به ستاد روحانی گفته است، ماجرای انتقال تجهیزات فوق امنیتی به داخل ساختمان دولت امنیتی ها، بدون اطلاع نهادهای ذی ربط است.
اولین سوالی که بلافاصله مطرح می شود این است که مگر دولت وزارت اطلاعات را در اختیار ندارد، پس قرار است چه فعالیت امنیتی پیچیده ای انجام دهد که حتی وزارت اطلاعات خود را هم امین آن ندیده است!؟
و اینکه آیا این تجهیزات ارتباطی به انتخابات پیش رو و دسترسی امن به شبکه های اجتماعی، گروه ها و کانال ها و همچنین درز انبوهی از اطلاعات محرمانه و خیلی محرمانه و سری روی کانال ها و شبکه های اجتماعی دارد یا نه!؟
هر چه هست روشن است که پرونده سازی ها برای انتخابات 96 با قدرت تمام آغاز شده است.
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
https://telegram.me/rajanews_com/24705
اما بنظرم نکته مهمتری که آملی لاریجانی علاوه بر ماجرای کمک زنجانی به ستاد روحانی گفته است، ماجرای انتقال تجهیزات فوق امنیتی به داخل ساختمان دولت امنیتی ها، بدون اطلاع نهادهای ذی ربط است.
اولین سوالی که بلافاصله مطرح می شود این است که مگر دولت وزارت اطلاعات را در اختیار ندارد، پس قرار است چه فعالیت امنیتی پیچیده ای انجام دهد که حتی وزارت اطلاعات خود را هم امین آن ندیده است!؟
و اینکه آیا این تجهیزات ارتباطی به انتخابات پیش رو و دسترسی امن به شبکه های اجتماعی، گروه ها و کانال ها و همچنین درز انبوهی از اطلاعات محرمانه و خیلی محرمانه و سری روی کانال ها و شبکه های اجتماعی دارد یا نه!؟
هر چه هست روشن است که پرونده سازی ها برای انتخابات 96 با قدرت تمام آغاز شده است.
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
Telegram
کانال خبری رجانیوز
🔴 آیت الله آملی لاریجانی: بابک زنجانی گفته است که میلیاردها تومان به انتخابات ریاست جمهوری کمک کرده است.
@Rajanews_com
@Rajanews_com
آقای هاشمی رفسنجانی، قطعا زمانی که همسن ما بوده، از ما خیلی انقلابی تر بوده و خیلی بیشتر هزینه داده است. ای کاش همانطور باقی می ماند. خدایش بیامرزاد. @naderi_note
شاید بتوان حسینیه جماران را آیینهای قابل تامل از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دانست.
این روزها حسینه جماران به روی مردم گشوده شده است، شلوغ است و پر از رفت و آمد. اما هر چه که در تصاویر و عکسهای بیشتر دقت می کنی، تصاویر آشنای بیشتری را میبینی تصاویری که این سالها خیلی زیاد در رسانهها و تریبونها و مناصب مختلف جمهوری اسلامی به چشمت آمده است.
روزگاری حسینیه جماران روزی محل رفت و آمد «مردم» بود. حسینیه مردمی بود، می رفتند و می آمدند و به پای سخنان مرادشان دل می سپردند و می گریستند.
تدریجا درهای این حسینه بر روی همان مردم بسته شد، یعنی آن مردم دیگر آنچا چیزی نمیدیدند که بخواهند بخاطرش به حسینیه بیایند.
حسینیه بسته بود جز برای معدود میتینگهای انتخاباتی خاتمی و روحانی تا همین چند روز اخیر.
تابوت هاشمی رفسنجانی را کنار صندلی خالی امام گذاشته اند و جمعیت وارد حسینه میشود و از طرف دیگر خارج!
چهره های آشنا؛ حلقههای یک و دو و سه الیگارشی شکل گرفته در طول این سالها؛
واقعا گریه میکنند و از ته دل ناراحت
چه استعاره زیبایی شکل گرفته
حسینیه انقلاب اسلامی، که سالها بسته بود، امروز بازگشایی شده است.
الیگارشی شکل گرفته در دامان انقلاب در سوگ معمار اصلی این الیگارشی، در حسینیه ای که به نام انقلاب بود و برای انقلاب و سال ها تعطیل، گرد هم جمع شده اند.
تمثیل و استعاره این روزهای انقلاب ..
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
این روزها حسینه جماران به روی مردم گشوده شده است، شلوغ است و پر از رفت و آمد. اما هر چه که در تصاویر و عکسهای بیشتر دقت می کنی، تصاویر آشنای بیشتری را میبینی تصاویری که این سالها خیلی زیاد در رسانهها و تریبونها و مناصب مختلف جمهوری اسلامی به چشمت آمده است.
روزگاری حسینیه جماران روزی محل رفت و آمد «مردم» بود. حسینیه مردمی بود، می رفتند و می آمدند و به پای سخنان مرادشان دل می سپردند و می گریستند.
تدریجا درهای این حسینه بر روی همان مردم بسته شد، یعنی آن مردم دیگر آنچا چیزی نمیدیدند که بخواهند بخاطرش به حسینیه بیایند.
حسینیه بسته بود جز برای معدود میتینگهای انتخاباتی خاتمی و روحانی تا همین چند روز اخیر.
تابوت هاشمی رفسنجانی را کنار صندلی خالی امام گذاشته اند و جمعیت وارد حسینه میشود و از طرف دیگر خارج!
چهره های آشنا؛ حلقههای یک و دو و سه الیگارشی شکل گرفته در طول این سالها؛
واقعا گریه میکنند و از ته دل ناراحت
چه استعاره زیبایی شکل گرفته
حسینیه انقلاب اسلامی، که سالها بسته بود، امروز بازگشایی شده است.
الیگارشی شکل گرفته در دامان انقلاب در سوگ معمار اصلی این الیگارشی، در حسینیه ای که به نام انقلاب بود و برای انقلاب و سال ها تعطیل، گرد هم جمع شده اند.
تمثیل و استعاره این روزهای انقلاب ..
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
چقدر دوست دارند واقعیت #برجام این ایرباس مرجوعی اسپانیا باشد، اما واقعیت برجام دستان خالی #عراقچی در شکایت از نقض برجام است. واقعیت پس گرفتن شکایت توسط ایران از ترس #مکانیزم_ماشه است.
@naderi_note
@naderi_note
کار بجایی رسیده که از جشن گرفتن برای ارسال#ماهواره به فضا به جشن گرفتن برای #خرید_حرفه_ای ایرباس از اروپا رسیده ایم!
#تحقیر و امید
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
#تحقیر و امید
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
#عراقچی حتی با وجود حماسه فرود #ایرباس هم حاضر نشده با منتقدان روبرو بشود و از دستاورد #برجام دفاع کند. گفته خودم تنها میایم یا نمیایم!
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
✅ https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
همین که توی خیابان مردم همزمان با شلیک ضد هوایی، با خنده و شوخی پهپاد را بهم نشان می دهند، یعنی حس امنیت
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
آقای کرباسچی گفته است منزل مرحوم هاشمی را موزه کنند تا مردم ببینند ایشان در چه منزل ساده ای زندگی می کرده است.
به ذهنم زد که شاید بد نباشد در کنارش آن عمارتی که سندش را بعنوان وثیقه ده میلیاردی مهدی هاشمی چند سال پیش به دادگاه ارائه کردند هم موزه شود. یا همان استخر فرح که در طول این همه سال در اختیار بوده است و سرانجام هم محل فوت آن مرحوم شد، به نظرم اینها را هم بد نباش منضم کنند به منزلی که مربوط به دفتر حضرت امام بوده است و این سال ها منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی!
آقای کرباسجی !
بگذارید هاشمی دست نخورده و بدون تحریف در تاریخ ثبت بشود. اگر باب تحریف را شما که یار غار بوده اید باز کنید، راه برای تحریف توسط دوستان و منتقدان و دشمنان، خیلی خیلی هموار خواهد شد.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
به ذهنم زد که شاید بد نباشد در کنارش آن عمارتی که سندش را بعنوان وثیقه ده میلیاردی مهدی هاشمی چند سال پیش به دادگاه ارائه کردند هم موزه شود. یا همان استخر فرح که در طول این همه سال در اختیار بوده است و سرانجام هم محل فوت آن مرحوم شد، به نظرم اینها را هم بد نباش منضم کنند به منزلی که مربوط به دفتر حضرت امام بوده است و این سال ها منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی!
آقای کرباسجی !
بگذارید هاشمی دست نخورده و بدون تحریف در تاریخ ثبت بشود. اگر باب تحریف را شما که یار غار بوده اید باز کنید، راه برای تحریف توسط دوستان و منتقدان و دشمنان، خیلی خیلی هموار خواهد شد.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
🔹پس از ماجرای ساختمان #پلاسکو مد شده است نوشتن یادداشت و مقاله و توئیت در مذمت ایرانی هایی که راه به آمبولانس نداده اند یا در محل انفجار تجمع کرده اند یا مثلا با ساختمان در حال سوختن سلفی گرفته اند و بلافاصله هم فریادها بلند از «بحران فرهنگی در جامعه» و مرگ فرهنگ و انسانیت و هزار نیش و کنایه دیگر از جنس یادداشت های سی گانه #سریع_القلم.
اما اتفاقا من می خواهم خلاف این را بگویم.
🔸از پنجشنبه صبح تا حالا هر کدام از آدمهای آشنا یا ناآشنا را در دور و برم دیده ام، نگران بوده اند. نگران همان چند آتشنشانی که الان زیر خروارها خروار آهن و سیمان مدفون شده اند. فقط نگران نبوده اند، غمگین هم بوده اند، در حدی که خیلی هایشان را که نه من اصلا آنها را می شناخته ام و نه آنها آشتنشان های شهید را، دیده ام یا دیده اید که چشم هایشان برای غم آتشنشانها تر شده و گریسته اند، شاید بی سر و صدا؛ اما دلشان سوخته است برای آنها.
در کنار اینها تا بحال در خبری هم نشنیده ام که مصدومی یا ماشین آشتنشانی، به دلیل ازدحام مردم یا راه ندادن خودروها خود را دیر به #پلاسکو رسانده باشد و فرصت برای نجات یک هموطن هم از دست رفته باشد.
در عوض دیده ام که هر کسی دور و برم بوده است، آشنا یا ناآشنا، نزدیک دو شبانه روز است که لحظه به لحظه اخبار ساختمان #پلاسکو را پیگیری می کند، آنهم از روی نگرانی.
🔹مردم تهران، همین تهران مدرن تغییر هویت داده ی از هم گسیخته ی بی سر و ته پر از دود و خلاف و ناملایمتی، همین تهرانی که دوست و دشمن بدش را می گویند، مردم همین تهرانی که می گویند زیر چتر ماهوراه هاست، مردم همین تهران برای چند آتشنشان گیر افتاده زیر آوار، «نگرانند ». آنقدر نگران که سر از گوشی های و صفحه شبکه خبر بر نمی دارند تا خیالشان راحت شود که شاید چند نفر از آتشنشان ها نجات پیدا کرده اند. آنقدر نگرانند که برخی هایشان بدون اعلام فراخوانی خاص، رفته اند و ساعت ها در صف منتظر مانده اند تا خون بدهند برای کمک به مصدومین.
مردم همین تهران..
🔸شاید خیلی از آنهایی که امروز نگرانند چرخی هم در #پلاسکو زده بودند و قیمت ویترین یا قدرت جیبشان این اجازه را نداده بوده که لباسی بخرند، یا شاید بخاطر سفته بازی دلار فروش های نبش منوچهری، کل زندگیشان بر باد رفته باشد ولی همه آنها هم نگرانند، حتی اگر به سمت پلاسکو هجوم آورده اند و از مخروبه پلاسکو #سلفی می گیرند.
🔹حادثه #پلاسکو هر چه آسیب و ضرر داشت، اما یک وجهه دیگر هم داشت و آنهم نمایش یکی دیگر از لایه های ناشناخته جامعه ایرانی و آن «حس همدلی» عجیبی که یک دفعه و در مواردی خاص و نادر بیرون می زند و بروز میابد، همان حسی که خیال آدم را راحت می کند از عمق موجود در میان روابط آدم های ایرانی و حتی ساکنین تهران.
🔸یادم هست یکبار دیگر هم همین حس را پیدا کردم، همین حس عمق همدلی موجود میان مردم تهران را. آنزمان هم درست مقابل ساختمان #پلاسکو ایستاده بودم، اما نظاره گر کاروان #شهدای_غواص ؛ در آنروز هم همه آدمهای تهران یک شباهت داشتند، حتی اگر ظاهرشان متفاوت یا متضاد بود، کسبه #پلاسکو بودند یا کارگر و دانشجو، همه یک شباهت داشتند؛ صورتشان خیس بود از اشک برای فرزندان قهرمان و مظلوم ایران!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
اما اتفاقا من می خواهم خلاف این را بگویم.
🔸از پنجشنبه صبح تا حالا هر کدام از آدمهای آشنا یا ناآشنا را در دور و برم دیده ام، نگران بوده اند. نگران همان چند آتشنشانی که الان زیر خروارها خروار آهن و سیمان مدفون شده اند. فقط نگران نبوده اند، غمگین هم بوده اند، در حدی که خیلی هایشان را که نه من اصلا آنها را می شناخته ام و نه آنها آشتنشان های شهید را، دیده ام یا دیده اید که چشم هایشان برای غم آتشنشانها تر شده و گریسته اند، شاید بی سر و صدا؛ اما دلشان سوخته است برای آنها.
در کنار اینها تا بحال در خبری هم نشنیده ام که مصدومی یا ماشین آشتنشانی، به دلیل ازدحام مردم یا راه ندادن خودروها خود را دیر به #پلاسکو رسانده باشد و فرصت برای نجات یک هموطن هم از دست رفته باشد.
در عوض دیده ام که هر کسی دور و برم بوده است، آشنا یا ناآشنا، نزدیک دو شبانه روز است که لحظه به لحظه اخبار ساختمان #پلاسکو را پیگیری می کند، آنهم از روی نگرانی.
🔹مردم تهران، همین تهران مدرن تغییر هویت داده ی از هم گسیخته ی بی سر و ته پر از دود و خلاف و ناملایمتی، همین تهرانی که دوست و دشمن بدش را می گویند، مردم همین تهرانی که می گویند زیر چتر ماهوراه هاست، مردم همین تهران برای چند آتشنشان گیر افتاده زیر آوار، «نگرانند ». آنقدر نگران که سر از گوشی های و صفحه شبکه خبر بر نمی دارند تا خیالشان راحت شود که شاید چند نفر از آتشنشان ها نجات پیدا کرده اند. آنقدر نگرانند که برخی هایشان بدون اعلام فراخوانی خاص، رفته اند و ساعت ها در صف منتظر مانده اند تا خون بدهند برای کمک به مصدومین.
مردم همین تهران..
🔸شاید خیلی از آنهایی که امروز نگرانند چرخی هم در #پلاسکو زده بودند و قیمت ویترین یا قدرت جیبشان این اجازه را نداده بوده که لباسی بخرند، یا شاید بخاطر سفته بازی دلار فروش های نبش منوچهری، کل زندگیشان بر باد رفته باشد ولی همه آنها هم نگرانند، حتی اگر به سمت پلاسکو هجوم آورده اند و از مخروبه پلاسکو #سلفی می گیرند.
🔹حادثه #پلاسکو هر چه آسیب و ضرر داشت، اما یک وجهه دیگر هم داشت و آنهم نمایش یکی دیگر از لایه های ناشناخته جامعه ایرانی و آن «حس همدلی» عجیبی که یک دفعه و در مواردی خاص و نادر بیرون می زند و بروز میابد، همان حسی که خیال آدم را راحت می کند از عمق موجود در میان روابط آدم های ایرانی و حتی ساکنین تهران.
🔸یادم هست یکبار دیگر هم همین حس را پیدا کردم، همین حس عمق همدلی موجود میان مردم تهران را. آنزمان هم درست مقابل ساختمان #پلاسکو ایستاده بودم، اما نظاره گر کاروان #شهدای_غواص ؛ در آنروز هم همه آدمهای تهران یک شباهت داشتند، حتی اگر ظاهرشان متفاوت یا متضاد بود، کسبه #پلاسکو بودند یا کارگر و دانشجو، همه یک شباهت داشتند؛ صورتشان خیس بود از اشک برای فرزندان قهرمان و مظلوم ایران!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
❗️اگر «ماجرای نیمروز» را نسازیم، با فایل صوتی منتظری تاریخ را برایمان خواهند ساخت ❗️
1⃣ یک فایل صوتی بعد از نزدیک به 20 سال منتشر می شود؛ در آن همه ارکان نظام انقلابی ایران از امام خمینی تا قوه قضائیه و خوشنام ترین چهره ها را از زبان آیت الله منتظری متهم می کند به ظلم در ماجرای اعدامهای 67.
http://yon.ir/fajr35
درباره ماجرا و اصلش و چرائی آن، بقدری مخفی کاری شده است که نسل دوم و سوم و چهارم ندانند که ماجرا چیست و اصلا چرا در سال 67 یعنی 7 سال بعد از حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه مردم ایران، این تصمیم گرفته شده است.
در این فضای مبهم، فایلی صوتی از قائم مقام وقت رهبری می تواند روایت بسازد، روایتی بی رقیب از ماجرایی که تا کنون هیچ کس درباره آن سخن نگفته است و به همین راحتی روایتی تاریخی ساخته می شود.
چاره چیست؟! در مقابل این روایت سازی ها از تاریخ مظلوم انقلاب اسلامی چه باید کرد؟! همانقدر که انقلاب اسلامی در دهه 60 مظلوم بوده است و آرام و سر بزیر، روایتهای ساخته شده از آن زمان هم مظلومند و سر به زیر.
واقعا برای این روایت سازی ها چه باید کرد؟! روایت هایی که گاهی سر در یک فایل صوتی دارند و گاهی سر نخ و سررشته اش از یک خواب و رویای فلان شخص با سابقه انقلاب.
2⃣ماجرای نیمروز ساخته جدید حسین مهدویان، محمود رضوی و تیم محقق حسن روزی طلب، سر و صدای زیادی به پا کرده است.
برای دهه شصتی ها یاد فضای ملتهب آن روزها را زنده کرده است و تحسین ها را بر انگیخته. اما واقعا راز این تحسین برانگیزی و اقبال چیست؟! قطعا فرم و قالب کار و سبک مخصوص مستند – داستانی مهدویان یکی از مهمترین فاکتورهاست. بازسازی شخصیت ها، حال و هوا و حتی بافت اجتماعی ایران دهه شصت جذاب است و مهدویان هم استادانه از پس این کار برآمده است، هر چند که از نگاه فرمالیست ها شاید بتوانیم ایراداتی بگیریم ولی کسی در کم نقص بودن خروجی به لحاظ فنی شکی ندارد.
اما به نظرم وجه دیگر این موفقیت، مرهون ماجرای این داستان است. ماجرایی واقعی از جدال بچه های مردم با ابتدایی ترین متدها و روش ها، با یک سازمان چریکی با سابقه نزدیک به 20 سال کار تشکیلاتی منسجم، زیر زمینی مسلحانه و تجربه پنجه به پنجه شدن با نهادی مخوف مثل ساواک رژیم پهلوی.
3⃣همیشه عادت داشته ایم، یک تیتر منتشر کنیم که «موسی خیابانی» در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت رسید. آنچه که مخاطب بیرونی در طول اینهمه سال دیده است و شنیده است، همین بوده، همین که موسی خیابانی به هلاکت رسید. هیچ وقت سعی نکرده ایم بگوییم چرا باید به هلاکت می رسید. مگر چه کرده بود؟! مگر چه کرده بودند؟! مگر نمی شد با گفتگو و کار فکری هدایتشان کرد؟! این فریب خورده ها را؟!
ما نگفتیم و زمانی که فایل منتظری منتشر شد که همین سوالها را می پرسید، ناخواسته و در یک طراحی تبلیغاتی در جایگاه متهم قرار گرفتیم. و دیگر دفاع متهم از خود مگر مسموع است؟!
کار بزرگ «ماجرای نیمروز» پرداختن به همین چرایی است. اینکه مسعود، بازپرس دانشگاهی و نیمه روشنفکر اطلاعات سپاه که عادت داشت صدها ساعت با یک هوادار بازداشتی سازمان گفتگو کند، تا او را به راه بیاورد، در آخر فیلم به این نتیجه می رسد که باید مقابل اینها «عملیات کرد» اتفاق مهم ماجرای نیمروز است. و این اتفاقی است که برای مخاطب هم می افتد. اینکه مخاطب فیلم با بچه های مظلوم اطلاعات سپاه هم نظر می شود که «باید» با اینها برخورد کرد.
اگر ماجرای نیمروز را نسازیم باید منتظر باشیم تا با فایل صوتی منتظری تاریخ را و سوالات را برایمان بسازند.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
1⃣ یک فایل صوتی بعد از نزدیک به 20 سال منتشر می شود؛ در آن همه ارکان نظام انقلابی ایران از امام خمینی تا قوه قضائیه و خوشنام ترین چهره ها را از زبان آیت الله منتظری متهم می کند به ظلم در ماجرای اعدامهای 67.
http://yon.ir/fajr35
درباره ماجرا و اصلش و چرائی آن، بقدری مخفی کاری شده است که نسل دوم و سوم و چهارم ندانند که ماجرا چیست و اصلا چرا در سال 67 یعنی 7 سال بعد از حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه مردم ایران، این تصمیم گرفته شده است.
در این فضای مبهم، فایلی صوتی از قائم مقام وقت رهبری می تواند روایت بسازد، روایتی بی رقیب از ماجرایی که تا کنون هیچ کس درباره آن سخن نگفته است و به همین راحتی روایتی تاریخی ساخته می شود.
چاره چیست؟! در مقابل این روایت سازی ها از تاریخ مظلوم انقلاب اسلامی چه باید کرد؟! همانقدر که انقلاب اسلامی در دهه 60 مظلوم بوده است و آرام و سر بزیر، روایتهای ساخته شده از آن زمان هم مظلومند و سر به زیر.
واقعا برای این روایت سازی ها چه باید کرد؟! روایت هایی که گاهی سر در یک فایل صوتی دارند و گاهی سر نخ و سررشته اش از یک خواب و رویای فلان شخص با سابقه انقلاب.
2⃣ماجرای نیمروز ساخته جدید حسین مهدویان، محمود رضوی و تیم محقق حسن روزی طلب، سر و صدای زیادی به پا کرده است.
برای دهه شصتی ها یاد فضای ملتهب آن روزها را زنده کرده است و تحسین ها را بر انگیخته. اما واقعا راز این تحسین برانگیزی و اقبال چیست؟! قطعا فرم و قالب کار و سبک مخصوص مستند – داستانی مهدویان یکی از مهمترین فاکتورهاست. بازسازی شخصیت ها، حال و هوا و حتی بافت اجتماعی ایران دهه شصت جذاب است و مهدویان هم استادانه از پس این کار برآمده است، هر چند که از نگاه فرمالیست ها شاید بتوانیم ایراداتی بگیریم ولی کسی در کم نقص بودن خروجی به لحاظ فنی شکی ندارد.
اما به نظرم وجه دیگر این موفقیت، مرهون ماجرای این داستان است. ماجرایی واقعی از جدال بچه های مردم با ابتدایی ترین متدها و روش ها، با یک سازمان چریکی با سابقه نزدیک به 20 سال کار تشکیلاتی منسجم، زیر زمینی مسلحانه و تجربه پنجه به پنجه شدن با نهادی مخوف مثل ساواک رژیم پهلوی.
3⃣همیشه عادت داشته ایم، یک تیتر منتشر کنیم که «موسی خیابانی» در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت رسید. آنچه که مخاطب بیرونی در طول اینهمه سال دیده است و شنیده است، همین بوده، همین که موسی خیابانی به هلاکت رسید. هیچ وقت سعی نکرده ایم بگوییم چرا باید به هلاکت می رسید. مگر چه کرده بود؟! مگر چه کرده بودند؟! مگر نمی شد با گفتگو و کار فکری هدایتشان کرد؟! این فریب خورده ها را؟!
ما نگفتیم و زمانی که فایل منتظری منتشر شد که همین سوالها را می پرسید، ناخواسته و در یک طراحی تبلیغاتی در جایگاه متهم قرار گرفتیم. و دیگر دفاع متهم از خود مگر مسموع است؟!
کار بزرگ «ماجرای نیمروز» پرداختن به همین چرایی است. اینکه مسعود، بازپرس دانشگاهی و نیمه روشنفکر اطلاعات سپاه که عادت داشت صدها ساعت با یک هوادار بازداشتی سازمان گفتگو کند، تا او را به راه بیاورد، در آخر فیلم به این نتیجه می رسد که باید مقابل اینها «عملیات کرد» اتفاق مهم ماجرای نیمروز است. و این اتفاقی است که برای مخاطب هم می افتد. اینکه مخاطب فیلم با بچه های مظلوم اطلاعات سپاه هم نظر می شود که «باید» با اینها برخورد کرد.
اگر ماجرای نیمروز را نسازیم باید منتظر باشیم تا با فایل صوتی منتظری تاریخ را و سوالات را برایمان بسازند.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
❌گلایه مندی نجیبانه❌
مردم گلایه مندنــد! فهمیدن ایــن موضوع آن قدرها هم سخت نیست. همین که چرخی در اخبار بزنیم از رسیدن قیمت گوشت به مرز ۵۰ هزار تومان تا گرانی مرغ و برنج و مایحتاج اولیــه اطلاع پیــدا کنیم و یا با آمــار افزایش تصاعدی بیکاری در خانواده ها و از آن بدتر بیکار شدن آن هایی که کار داشته اند روبه رو شویم، همین که اخبار حقوق و فیشهای نجومی را ببینیم و از سوی دیگر تجلیل از صاحبان آن ها به عنوان «ذخایر انقلاب» را بشنویم، همین که از رونق اقتصادی بشنویم و تصاویر کارخانه های تعطیل را ببینیم و همین که تیتر عبور از رکود را بخوانیم و کسادی کسب و کار در شب عید را ببینیم، کافی است تا بفهمیم که مردم گلایه مند هستند.
مردم این را در رســانه ها دیده اند که مقام های رده بالای یک کشــور برای حضــور در ردیف اول اختتامیه جشــنواره فجر از هم ســبقت می گرفتند، اما برای سرکشی به وضعیت بحرانی مردم خوزستان در ماجرای هجوم غبار و قطعی برق و آب، پا پیش نگذاشــته اند.
می بینند که این سال ها خانه ای ساخته نشده، راه و راه آهن جدیدی احداث نشده، اما برای ورود تنها یک فروند هواپیما به کشور، جشنی باشکوه با حضور چندین وزیر و مسؤول رده اول برگزار می شود تا همدیگر را در آغوش بکشند و ابراز خوشنودی کنند.
همه این ها هر روز از مقابل چشمان مردم عبــور می کند و مرور می شــود، اما ۲۲ بهمن که می شــود تصاویر را کــه می بینی متعجب می شوی! این ها همان مردم گلایه مند و تحت فشار هستند؟ از قدیمی های انقلابی در جمعشان می بینی تا جوان تر هایی که شاید انقلاب و ماجراهایش را از صفحات اینستاگرام و تلگرام دیده اند و شنیده اند.
شاید کمرشان زیر فشار زندگی خم شده باشد اما حساب انقلاب را از مسؤولین که به واسطه انقلاب به صندلی رســیده اند جدا می کنند. و شــاید همین نجابت در گلایه مندی است که رهبر انقــلاب را هم به تمجید وا مــی دارد.
با خودشان آشتی هستند، با هم و با انقلاب قهری ندارند و نیازی هم به «آشتی ملی» نمی بینند، اما قطعاً انتظارشــان توضیح اســت از ســوی دولتمردانشــان که «چه کرده اند؟» در روزهای پایانی سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»!
فرمایشــات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم آذربایجان را باید یک هشــدار جدی دانست: «حضــور پرشــور مــردم در مقابل دشــمن کمین کرده برای بلعیدن ایران را به حســاب گلایــه نداشــتن آن ها از عملکرد مســؤولان نگذارید؛ چراکه مردم از مسایل مختلف ازجمله تبعیض و کم کاری و بی اعتنایی به مشــکلات گلایه مندند و احساس ناراحتی و رنج می کنند.»
اینکه منشــأ گلایه منــدی مــردم ماجرای «تبعیض» در حقــوق نجومی اســت، نیاز به گزارشــی از «اقدام و عمل» درباره نحوه مقابله و رفع آن دارد. اینکه مردم از کم کاری، تعطیلی پروژه های بزرگ ســاخت و ســاز و عمران در کشور و سپردن همه چیز به نتایج برجام و عقد قرارداد با خارجی ها گلایه دارند، نیازمند «اقدام و عمل» اســت و بعید است با برگزاری جشن ورود ایرباس برآورده شود.
اینکه رکود کمرشکن در بازار موجبات تعطیلی صدها کارخانه و بیکاری هزاران کارگر را فراهم کرده اســت، نیازمند «اقدام و عمل» و پیگیری است و بعید است از رسم شکل و نمودار عبور از رکود و رشد اقتصادی جواب بگیرد.
اینکه از تهران نشــینی مسؤول محیط زیست و سفر اســتاندار به لهستان همزمان با هجوم کشنده غبار به خوزستان، مردم احساس «بی اعتنایی به مشــکلات» داشته باشند، نیازمند «اقدام و عملی» است که از ست کردن لباس و روسری سبز با رنگ درختان و طبیعت، برداشت نخواهد شد.
مردم «اقدام و عمل» را می بینند؛ نیازی به گزارش ندارد. هشــدار رهبر انقلاب را جــدی بگیریم. مردم نجیبنــد، امــا گلایه منــد! باید بــرای رفع گلایه مندی کاری کــرد، کاری فراتر از امضای یک توافق با چند کشور خارجی.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
مردم گلایه مندنــد! فهمیدن ایــن موضوع آن قدرها هم سخت نیست. همین که چرخی در اخبار بزنیم از رسیدن قیمت گوشت به مرز ۵۰ هزار تومان تا گرانی مرغ و برنج و مایحتاج اولیــه اطلاع پیــدا کنیم و یا با آمــار افزایش تصاعدی بیکاری در خانواده ها و از آن بدتر بیکار شدن آن هایی که کار داشته اند روبه رو شویم، همین که اخبار حقوق و فیشهای نجومی را ببینیم و از سوی دیگر تجلیل از صاحبان آن ها به عنوان «ذخایر انقلاب» را بشنویم، همین که از رونق اقتصادی بشنویم و تصاویر کارخانه های تعطیل را ببینیم و همین که تیتر عبور از رکود را بخوانیم و کسادی کسب و کار در شب عید را ببینیم، کافی است تا بفهمیم که مردم گلایه مند هستند.
مردم این را در رســانه ها دیده اند که مقام های رده بالای یک کشــور برای حضــور در ردیف اول اختتامیه جشــنواره فجر از هم ســبقت می گرفتند، اما برای سرکشی به وضعیت بحرانی مردم خوزستان در ماجرای هجوم غبار و قطعی برق و آب، پا پیش نگذاشــته اند.
می بینند که این سال ها خانه ای ساخته نشده، راه و راه آهن جدیدی احداث نشده، اما برای ورود تنها یک فروند هواپیما به کشور، جشنی باشکوه با حضور چندین وزیر و مسؤول رده اول برگزار می شود تا همدیگر را در آغوش بکشند و ابراز خوشنودی کنند.
همه این ها هر روز از مقابل چشمان مردم عبــور می کند و مرور می شــود، اما ۲۲ بهمن که می شــود تصاویر را کــه می بینی متعجب می شوی! این ها همان مردم گلایه مند و تحت فشار هستند؟ از قدیمی های انقلابی در جمعشان می بینی تا جوان تر هایی که شاید انقلاب و ماجراهایش را از صفحات اینستاگرام و تلگرام دیده اند و شنیده اند.
شاید کمرشان زیر فشار زندگی خم شده باشد اما حساب انقلاب را از مسؤولین که به واسطه انقلاب به صندلی رســیده اند جدا می کنند. و شــاید همین نجابت در گلایه مندی است که رهبر انقــلاب را هم به تمجید وا مــی دارد.
با خودشان آشتی هستند، با هم و با انقلاب قهری ندارند و نیازی هم به «آشتی ملی» نمی بینند، اما قطعاً انتظارشــان توضیح اســت از ســوی دولتمردانشــان که «چه کرده اند؟» در روزهای پایانی سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»!
فرمایشــات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم آذربایجان را باید یک هشــدار جدی دانست: «حضــور پرشــور مــردم در مقابل دشــمن کمین کرده برای بلعیدن ایران را به حســاب گلایــه نداشــتن آن ها از عملکرد مســؤولان نگذارید؛ چراکه مردم از مسایل مختلف ازجمله تبعیض و کم کاری و بی اعتنایی به مشــکلات گلایه مندند و احساس ناراحتی و رنج می کنند.»
اینکه منشــأ گلایه منــدی مــردم ماجرای «تبعیض» در حقــوق نجومی اســت، نیاز به گزارشــی از «اقدام و عمل» درباره نحوه مقابله و رفع آن دارد. اینکه مردم از کم کاری، تعطیلی پروژه های بزرگ ســاخت و ســاز و عمران در کشور و سپردن همه چیز به نتایج برجام و عقد قرارداد با خارجی ها گلایه دارند، نیازمند «اقدام و عمل» اســت و بعید است با برگزاری جشن ورود ایرباس برآورده شود.
اینکه رکود کمرشکن در بازار موجبات تعطیلی صدها کارخانه و بیکاری هزاران کارگر را فراهم کرده اســت، نیازمند «اقدام و عمل» و پیگیری است و بعید است از رسم شکل و نمودار عبور از رکود و رشد اقتصادی جواب بگیرد.
اینکه از تهران نشــینی مسؤول محیط زیست و سفر اســتاندار به لهستان همزمان با هجوم کشنده غبار به خوزستان، مردم احساس «بی اعتنایی به مشــکلات» داشته باشند، نیازمند «اقدام و عملی» است که از ست کردن لباس و روسری سبز با رنگ درختان و طبیعت، برداشت نخواهد شد.
مردم «اقدام و عمل» را می بینند؛ نیازی به گزارش ندارد. هشــدار رهبر انقلاب را جــدی بگیریم. مردم نجیبنــد، امــا گلایه منــد! باید بــرای رفع گلایه مندی کاری کــرد، کاری فراتر از امضای یک توافق با چند کشور خارجی.
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
فکر میکنم خیلی دیر شده برای ابراز برائت.
زمانی به همین هتک حرمت کنندگان روز عاشورا، میگفتید #مردم_خداجو و حالا آنرا تهمت میدانید!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
زمانی به همین هتک حرمت کنندگان روز عاشورا، میگفتید #مردم_خداجو و حالا آنرا تهمت میدانید!
https://telegram.me/joinchat/BAo8Vj9AHlR2GBNcNfL11g
گفته اند "#حتی سعید جلیلی را هم در جمع کاندیداهای جمنا قرار داده اند که به رای گذاشته شود."
فکر میکنم البته این اتفاق از سر لطف نیافتاده باشد، بلکه چاره ای نداشته اند جز این کار.
فکرش را بکنید: انقلابی ترین گزینه موجود در میان کاندیداها، در جمع گزینه های حزبی که مدعی مردمی بودن، انقلابی بودن و جبهه بودن است جایی نداشته باشد.
خودبخود یک خلاف واقع سه گانه در ذهن ها شکل میگیرد.
پس حتی حالا که بعد از چندین و چند جلسه و فرستادن واسطه و ... او با دلایلی محکم حاضر نشده زیر بار امضا یک پیمان قبایلی برود هم باز "مجبورند" او را در فهرست نهایی خود بگذارند، زیرا حذف انقلابی ترین، خیلی از خلاف واقع نمایی ها را رو خواهد کرد.
@naderi_note
فکر میکنم البته این اتفاق از سر لطف نیافتاده باشد، بلکه چاره ای نداشته اند جز این کار.
فکرش را بکنید: انقلابی ترین گزینه موجود در میان کاندیداها، در جمع گزینه های حزبی که مدعی مردمی بودن، انقلابی بودن و جبهه بودن است جایی نداشته باشد.
خودبخود یک خلاف واقع سه گانه در ذهن ها شکل میگیرد.
پس حتی حالا که بعد از چندین و چند جلسه و فرستادن واسطه و ... او با دلایلی محکم حاضر نشده زیر بار امضا یک پیمان قبایلی برود هم باز "مجبورند" او را در فهرست نهایی خود بگذارند، زیرا حذف انقلابی ترین، خیلی از خلاف واقع نمایی ها را رو خواهد کرد.
@naderi_note
🚩پرسید راهکار این قضیه شهادت چیست؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.🚩
فرماندهش[علی چیتسازیان]همان کسی که ایشان[علی خوشلفظ] از او تعریف میکند و یاد میکند و آن حرف را از او نقل میکند. همسر او [علی چیتسازیان] میگوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمهشب همینطور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد.
با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک میریخت. گفتم چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم.
اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگانها میشدند. قبلا میرفتند راهها را پیدا میکردند، باز میکردند تا یگانها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیهی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.»
دیدار رهبر معظم انقلاب با شعرای آئینی ۹۵/۱۲/۴
https://t.me/khamenei_ir/5479
فرماندهش[علی چیتسازیان]همان کسی که ایشان[علی خوشلفظ] از او تعریف میکند و یاد میکند و آن حرف را از او نقل میکند. همسر او [علی چیتسازیان] میگوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمهشب همینطور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد.
با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک میریخت. گفتم چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم.
اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگانها میشدند. قبلا میرفتند راهها را پیدا میکردند، باز میکردند تا یگانها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیهی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.»
دیدار رهبر معظم انقلاب با شعرای آئینی ۹۵/۱۲/۴
https://t.me/khamenei_ir/5479
Telegram
KHAMENEI.IR
⚡️ويژه
📹ببينيد| روايت شب گذشته رهبرانقلاب از راهكار رسيدن به شهادت
➕شعرخوانی آقای اسفندقه درباره کتاب "وقتی مهتاب گم شد" در دیدار رهبری
☑ @Khamenei_ir
📹ببينيد| روايت شب گذشته رهبرانقلاب از راهكار رسيدن به شهادت
➕شعرخوانی آقای اسفندقه درباره کتاب "وقتی مهتاب گم شد" در دیدار رهبری
☑ @Khamenei_ir
❌نشاط بر مردم چگونه حرام می شود؟!❌
«برخی همین که ذرهای نشاط در بین مردم بوجود میآید، میگویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟»
به نظرم این جمله رئیس جمهور و دغدغه ایشان نسبت به شادی و نشاط مردم، نقطه مناسبی برای عمیق شدن در این مساله باشد که واقعا بزرگترین مانع خندیدن و نشاط مردم کیست و چیست؟! برای رسیدن به پاسخ این پرسش میتوانیم کمی دقیق تر موضوع را بررسی کنیم.
مثلا پدر یک خانواده در کارخانه ای مشغول به کار است، با حقوقی که کمی بیش از میزان مصوب حقوق وزارت کار بوده و با اضافه کاری ها شاید به یک میلیون تومان در ماه برسد، سعی میکند زندگی خود همسر و دو فرزندش را اداره کند. حتی اگر با سختی هم شده باشد، پس از پرداخت ماهیانه اجاره خانه و اقساط وامی که پس از ماه ها در نوبت ماندن از صندوق کارخانه دریافت کرده است، حداقل هایی از زندگی را برای خود و خانوادهاش فراهم میکند. ممکن است در ماه یکی دو بار خانوادگی به دیدار اقوام برود و یا در پارک و فضای تفریحی شهر و محله اش یا جمعهایی این چنینی، ساعاتی را «شاد» باشد.
این کارگر فرضی که نمونههای عینی آن زیاد هم هستند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز، با «سختی» زندگی را سپری کند، اما به هر حال تلاش میکند تا موقعیتهایی از نشاط را برای خود فراهم کند. حالا فرض کنید در این شرایط به او اعلام شود که کارخانهای که در آن کار میکردهای - مثل حال و روز خیلی از کارخانههای کشور - به دلیل رکود کمرشکن اقتصادی تعطیل شده است؛ حس او را تصور کنید، نشاط را و نقش بستن اشک و غم را.
مثال را عوض کنیم! جوانی در یک شهر معمولی که به تازگی از تحصیل فارغ شده را تصور کنید. خدمت سربازی را سپری کرده برای اشتغال یکی دو جا مصاحبه داده منتظر اعلام خبر است و بر این اساس خانوادهاش برای تشکیل خانواده دختری را برای او نشان کردهاند. قول و قرارها گذاشته شده و حالا برنامه ریزی کرده اند که با وام قرضالحسنه ازدواجی که قرار است به هر جوان ایران اختصاص یابد، منزلی اجاره کند و با پس انداز اندک خود و پدر بازنشسته اش، مخارج عروسی را به هر شکلی که هست فراهم کند تا سر و سامانی بگیرد و برود سر خانه و زندگی.
با همه این دشواریها با نشاط است و پر انرژی کارها را دنبال می کند. پس از روزها رفت و آمد و هماهنگ کردن ضامن و یافتن شعبه ای که در آن امکان دریافت وام وجود داشته باشد، درست روزی که قرار است وام ازدواج را بگیرد، به او اعلام میکنند که خط اعتباری وام ازدواج بسته شده و فعلا مشخص نیست تا چه زمانی این وام ناچیز که می توانست زندگی او را راه بیاندازد به او اختصاص خواهد یافت!؟ حال او را تصور کنید نشاط چند روز قبل او و چند ساعت پیش او را و حس و حالی که با شنیدن ارقام نجومی بدهی ها و وامهای میلیاردی معوق بانکی می شنود!
باز هم میشود مثال را عوض کرد، میشود سراغ معلمی رفت که پس از سالها ذخیره کردن بخشی از حقوق در صندوق ذخیره فرهنگیان و نشاط از اینکه اندوختهای برای روز مبادا دارد خبری میشوند از فساد 8 تا 12 هزار میلیاردی در این صندوق؛ نشاط همراه با سختی این معلم مبدل می شود به اندوه و بی اعتمادی.
یا می شود سراغ خانوادهای رفت که با سختی و البته خوشحالی اندوخته چند سال کار خود را برای خانه دار شدن در اختیار پروژه مسکن مهر قرار داده است و هنگامی که با اشتیاق منتظر است تا از زبان وزیر مسکن، تاریخ افتتاح پروژه و خانه دار شدنش را بشوند، این جمله را می بیند که «مسکن مهر مزخرف است.»
شاد کردن مردم و آوردن خنده بر روی لبهای آنها و زدودن غم از چهرههایشان کار دشواری نیست؛ جایگاه ریاست بر دستگاه اداره کشور، آنچنان قدرتی را در اختیار قرار میدهد که بتوان با آن کارهای بزرگی را انجام داد که نشاط و شادی را به زندگی مردم میآورد، سفرههایشان را گشاده تر می کند و غمها و دشواریهای زندگیشان را کاهش می دهد. فقط نکته آن است که این ها همه «اقدام و عمل» میخواهد.
در روزهای پایانی سالی که از ابتدا با عنوان اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی نامگذاری شده است، شاید «حرف زدن» از لزوم وجود نشاط برای زندگی مردم زیاد خریداری نداشته باشد؛ امروز روز عرضه عمل است.
@naderi_note
«برخی همین که ذرهای نشاط در بین مردم بوجود میآید، میگویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟»
به نظرم این جمله رئیس جمهور و دغدغه ایشان نسبت به شادی و نشاط مردم، نقطه مناسبی برای عمیق شدن در این مساله باشد که واقعا بزرگترین مانع خندیدن و نشاط مردم کیست و چیست؟! برای رسیدن به پاسخ این پرسش میتوانیم کمی دقیق تر موضوع را بررسی کنیم.
مثلا پدر یک خانواده در کارخانه ای مشغول به کار است، با حقوقی که کمی بیش از میزان مصوب حقوق وزارت کار بوده و با اضافه کاری ها شاید به یک میلیون تومان در ماه برسد، سعی میکند زندگی خود همسر و دو فرزندش را اداره کند. حتی اگر با سختی هم شده باشد، پس از پرداخت ماهیانه اجاره خانه و اقساط وامی که پس از ماه ها در نوبت ماندن از صندوق کارخانه دریافت کرده است، حداقل هایی از زندگی را برای خود و خانوادهاش فراهم میکند. ممکن است در ماه یکی دو بار خانوادگی به دیدار اقوام برود و یا در پارک و فضای تفریحی شهر و محله اش یا جمعهایی این چنینی، ساعاتی را «شاد» باشد.
این کارگر فرضی که نمونههای عینی آن زیاد هم هستند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز، با «سختی» زندگی را سپری کند، اما به هر حال تلاش میکند تا موقعیتهایی از نشاط را برای خود فراهم کند. حالا فرض کنید در این شرایط به او اعلام شود که کارخانهای که در آن کار میکردهای - مثل حال و روز خیلی از کارخانههای کشور - به دلیل رکود کمرشکن اقتصادی تعطیل شده است؛ حس او را تصور کنید، نشاط را و نقش بستن اشک و غم را.
مثال را عوض کنیم! جوانی در یک شهر معمولی که به تازگی از تحصیل فارغ شده را تصور کنید. خدمت سربازی را سپری کرده برای اشتغال یکی دو جا مصاحبه داده منتظر اعلام خبر است و بر این اساس خانوادهاش برای تشکیل خانواده دختری را برای او نشان کردهاند. قول و قرارها گذاشته شده و حالا برنامه ریزی کرده اند که با وام قرضالحسنه ازدواجی که قرار است به هر جوان ایران اختصاص یابد، منزلی اجاره کند و با پس انداز اندک خود و پدر بازنشسته اش، مخارج عروسی را به هر شکلی که هست فراهم کند تا سر و سامانی بگیرد و برود سر خانه و زندگی.
با همه این دشواریها با نشاط است و پر انرژی کارها را دنبال می کند. پس از روزها رفت و آمد و هماهنگ کردن ضامن و یافتن شعبه ای که در آن امکان دریافت وام وجود داشته باشد، درست روزی که قرار است وام ازدواج را بگیرد، به او اعلام میکنند که خط اعتباری وام ازدواج بسته شده و فعلا مشخص نیست تا چه زمانی این وام ناچیز که می توانست زندگی او را راه بیاندازد به او اختصاص خواهد یافت!؟ حال او را تصور کنید نشاط چند روز قبل او و چند ساعت پیش او را و حس و حالی که با شنیدن ارقام نجومی بدهی ها و وامهای میلیاردی معوق بانکی می شنود!
باز هم میشود مثال را عوض کرد، میشود سراغ معلمی رفت که پس از سالها ذخیره کردن بخشی از حقوق در صندوق ذخیره فرهنگیان و نشاط از اینکه اندوختهای برای روز مبادا دارد خبری میشوند از فساد 8 تا 12 هزار میلیاردی در این صندوق؛ نشاط همراه با سختی این معلم مبدل می شود به اندوه و بی اعتمادی.
یا می شود سراغ خانوادهای رفت که با سختی و البته خوشحالی اندوخته چند سال کار خود را برای خانه دار شدن در اختیار پروژه مسکن مهر قرار داده است و هنگامی که با اشتیاق منتظر است تا از زبان وزیر مسکن، تاریخ افتتاح پروژه و خانه دار شدنش را بشوند، این جمله را می بیند که «مسکن مهر مزخرف است.»
شاد کردن مردم و آوردن خنده بر روی لبهای آنها و زدودن غم از چهرههایشان کار دشواری نیست؛ جایگاه ریاست بر دستگاه اداره کشور، آنچنان قدرتی را در اختیار قرار میدهد که بتوان با آن کارهای بزرگی را انجام داد که نشاط و شادی را به زندگی مردم میآورد، سفرههایشان را گشاده تر می کند و غمها و دشواریهای زندگیشان را کاهش می دهد. فقط نکته آن است که این ها همه «اقدام و عمل» میخواهد.
در روزهای پایانی سالی که از ابتدا با عنوان اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی نامگذاری شده است، شاید «حرف زدن» از لزوم وجود نشاط برای زندگی مردم زیاد خریداری نداشته باشد؛ امروز روز عرضه عمل است.
@naderi_note
آنچنان که خانم دستجردی سخنگوی جمنا گفته اند از ۱۰ کاندیدای منتخب مجمع اول این تشکل، برخی متن تفاهم با جمنا را امضاء نکرده اند، با این حال تنها سعید جلیلی که یکی از سه کاندیدای اول انتخاب شده از سوی مجمع عمومی جمنا بوده است، به این بهانه از ساز و کار رای گیری حذف شده است.
گویی فقط بهانه ای جستجو میشده برای حذف جلیلی.
ظاهرا این تشکل جدید به همین دقت قرار است به رای بدنه خود احترام بگذارد.
هر چند این حذف یک نقطه قوت برای جلیلی محسوب میشود و ناخواسته او را به یک قطب مستقل در انتخابات مبدل خواهد کرد.
@naderi_note
گویی فقط بهانه ای جستجو میشده برای حذف جلیلی.
ظاهرا این تشکل جدید به همین دقت قرار است به رای بدنه خود احترام بگذارد.
هر چند این حذف یک نقطه قوت برای جلیلی محسوب میشود و ناخواسته او را به یک قطب مستقل در انتخابات مبدل خواهد کرد.
@naderi_note
احمدی نژاد میداند که حضور او یعنی تقابل علنی و پایان حیات سیاسی. می داند امکان حضور در انتخابات نخواهد داشت. پس چرا می آید؟
احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند
چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!
جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است.
@naderi_note
احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند
چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!
جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است.
@naderi_note