ذهن برونی من
767 subscribers
179 photos
95 videos
13 files
46 links
به نام خدا

در این کانال به غیر از موارد مربوط به دوره‌های آموزشی، درباره برخی از مسائل و موضوعاتی مطلب منتشر می‌شود که در درونم می‌گذرد.

https://t.me/hamid_alaeinejad
Download Telegram
Der Wanderer über dem Nebelmeer
Caspar David Friedrich
5
🤔تا حالا شده فکر کنی تصمیم گیری‌هات هیجانی بوده یا خیلی تحت تاثیر محیط اطرافت قرار داری و نمیتونی استدلال‌های منطقی رو از مَغلَطه تشخیص بدی؟

انجمن اسلامی دانشجویان با همکاری مجمع اسلامی دانشجویان و خانه حکمت برگزار میکند:

🧨اولین دوره «نقد و تفکر نقاد»
با ارائه دکتر حمید علایی‌نژاد(مدرس و محقق دوره های پسادکتری فلسفه دانشگاه اصفهان)

🔰عناوین کلی این دوره:

✔️چیستی تفکر نقاد
✔️ارتباط مغز، ذهن و تفکر
✔️منطق مقدماتی و آشنایی با نحوۀ ارزیابی استدلال‌ها
✔️آشنایی با سوگیری های شناختی و چگونگی تاثیرشان بر فرآیند تفکر
✔️آشنایی با برخی از انواع مغالطات

#مجمع_اسلامی_دانشجویان
@Majma_UI
#خانه_حکمت
@khanehekmat
#انجمن_اسلامی_دانشجویان
🌱@amui_ir
👍43
Triangle of Sadness
Ruben Östlund (2022)
👌8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I Miss ...
by Aleksandr Shamaluev
❤‍🔥52👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خیال

بی کلام
    ترانه‌ای می‌شوم
  تا تو
      ای فریاد شادمانهٔ لحظه‌ها
    به آوازی بلند
        مرارت این انتظار را
              به خلوت صبح نغمه‌ها
                                ویران سازی
    و جان خیال خاطرات فردا را
                             از خویش
                                         بِستانی...
❤‍🔥32
ذهن برونی من
خیال بی کلام     ترانه‌ای می‌شوم   تا تو       ای فریاد شادمانهٔ لحظه‌ها     به آوازی بلند         مرارت این انتظار را               به خلوت صبح نغمه‌ها                                 ویران سازی     و جان خیال خاطرات فردا را                             …
Van den Budenmayer concerto In E Minor (Zbigniew Preisner)

The Double Life of Véronique (
Krzysztof Kieslowski 1991)


LYRICS : English translation

(Dante : Towards the Sky)

O Ye, who in some pretty little boat,
Eager to listen, have been following
Behind my ship, that singing sails along,
Turn back to look again upon your shores;
Do not put out to sea, lest peradventure,
In losing me, you might yourselves be lost.

The sea I sail has never yet been passed;
Minerva breathes, and pilots me Apollo,
And Muses nine point out to me the Bears.

......

O voi che siete in piccioletta barca,
desiderosi d'ascoltar, seguiti
dietro al mio legno che cantando varca,
tornate a riveder li vostri liti:
non vi mettete in pelago, che forse,
perdendo me, rimarreste smarriti.
L'acqua ch'io prendo gia mai non si corse;
Minerva spira, e conducemi Appollo,
e nove Muse mi dimostran l'Orse.
❤‍🔥4
Distant (Uzak)
Nuri Bilge Ceylan (2002)
6
«ذهن برونی من»

ایجاد این کانال مربوط به زمانی است که هنوز در مورد موضوع رسالۀ دکتری‌ام، یعنی برون‌گرایی معنایی و شکّاکیت فلسفی، کار می‌کردم. اگرچه از آن زمان فعّالیت‌های دانشگاهی‌ام بسیار توسعه داشته است، همواره تلاش کرده‌ام مطالب این کانال را تنها به فعّالیت‌های غیردانشگاهی و مواردی اختصاص دهم که تجربۀ زیستن در ذهنم ایجاد می‌کند.

طبیعتاً هدف از صِرف انتشار تصویر و نامی از یک فیلم، قطعه‌ای موسیقی، چند خط شعر، و امثالهم، انتقال ایده‌ای مشخّص در مورد موضوعی خاصّ نیست؛ بلکه هدفْ صِرف بیانِ چیزی است که در ذهنم نقش بسته است یا به نظرم رسیده است که تفکّر در مورد آن می‌تواند نتایجی مهمّ در پی داشته باشد. به این معنی، هدف از انتشار دستکم بسیاری از مطالب در این کانال در واقع دعوت به تفکّر و گفتگو است. بماند که به بسیاری دلایل امرِ اخیر به‌ندرت اتّفاق افتاده است.

به‌طور خاصّ در مورد قطعات موسیقی، جدای از لذّتی که بسته به سلیقۀ مخاطبان ممکن است در پی داشته باشند، به نظرم می‌رسد موسیقی می‌تواند درونیات اشخاص را از ناخودآگاه به در آورده و به نوعی منجر به بروز آن‌ها گردد. از آن‌جایی که تجربۀ زندگی است که امور ناخودآگاه، و درواقع «من»، را شکل داده است، بروز آن‌ها زمینه‌ای مناسب، و درواقع لازم، به‌منظور اندیشیدن و تلاش به‌منظور شناختن خویشتن است.

بااین‌حال، با شروع هشتمین سال تاسیس این کانال، و بنا بر ایدۀ برخی از دوستان، تلاش خواهم کرد با حفظ نکات، دغدغه‌ها و ظرائفی که همواره در انتشار مطالب در نظر داشته‌ام، مطالبی را نیز با جنبۀ عمومی‌تر و نگاه سلبی یا ایجابی مشخّص در مورد موضوعی خاصّ منتشر نمایم. همچنین تلاش خواهم کرد برخلاف رویۀ موجود (و متأسّفانه تااندازه‌ای زیادْ دلخواه مخاطب عامّ)، مطالب کانالْ جنبۀ بازاری پیدا نکرده و شبیه به زمینه‌ای برای بروز خودشیفتگی یا موج سواری و مبتذل‌سازی مفاهیم عمیق خردورزی و حکمت نگردد.

«فَطُوبى لِمَنْ كانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَسُكُوتُهُ فِكْراً وَكَلامُهُ ذِكْراً»
19👍7
هیچ

بیا با من
بیا تا وحشت سکوت
بیا تا نگاه مرگ
تا اضطراب روشنائی نگاهی
که تو را نمی‌خواند
بیا تا پرواز را
به آغوش سرد سبز آسمان
تا اعماق نیلوفری اقیانوس تنهائی
به واژگان بی تو تهی‌مانده از معنا
ناتمام
رها کنیم
فردا
شروع فراموشی‌ها است
8❤‍🔥1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Theme From Schindlers List (John Williams)
Agnieszka Kotulska-Rahunen, cello
Kimmo Rahunen, guitar
1
در میان مطالعات و مباحث تخصّصی که معمولاً دنبال می‌کنم، تلاش می‌کنم گاهی حوزه‌های دیگر معرفتی را نیز ببینم و مطالعاتی از شاخه‌های دیگر علوم انسانی هم داشته باشم. در همین راستا اخیراً کتاب «مناقب الصوفیه» از قطب‌الدین العبّادی (547-491 ه‍.ق) را به تصحیح نجیب ماهل هروی از انتشارات مولی مطالعه می‌کنم. این کتاب به زبان فارسی است و به نظرم مناسب رسید که دست‌کم بخشی، یا شاید بخش‌هایی، از آن را منتشر نمایم.

[باب اوّل: در بیان تصوّف و صوفی]

«مشایخ عصر را کلمات متفاوت است در معنی تصوّف، و در ماهیت او بر یک حقیقت متّفق نشده‌اند؛ از آن‌که اتّفاق در ماهیت چیزی بعد از اطّلاع تواند بود بر حقیقت او که محدود بود یا موصوف. ... امّا از آن بیرون نیست که نوعی از تفرید است و یگانگی، که روشِ ایشان همه در نفی علایق بوده است. و اختلاف اقاویل ایشان از اختلاف احوال ایشان بوده است که هر یک از بزرگان در حالتی دیگر بوده‌اند و آن‌چه گفته‌اند از حالت خود گفته‌اند. ... و هر کسی حکایتِ جمالْ چنان کند که دیده باشد.»

عبّادی پس از ذکر اقوالی از بزرگان صوفیه در بیان چیستیِ تصوّف، می‌نویسد:

«... و تصوّف یک کلمه است و معانی بسیار دارد. بهترین معانی یاد کردن اولی‌تر. ما این‌جا ده معنی یاد کنیم که هر یک به‌حقیقت قانونی است دولت را و منبعی است سعادت را.

اوّل: ترک دنیا است و قناعت به قوت وقت و لابدّ حیات، که کثرت دنیا زحمت دل است و عذاب روح. و چون مرد در کثرت افتد، روزگار او مشوّش گردد و از حقایق بازماند، و چون ترک آن گوید، فراغت یابد.

دوم: اعتماد دل است بر حقّ، سبحانه و تعالی، چنان‌که از مخلوقات منقطع گردد و بداند که نجات او و رزق او به هیچ مخلوقات باز بسته نیست، از همۀ جوانب پناه به حقّ، سبحانه و تعالی، بَرَد و اعتماد بر وی کند.

سوم: رغبت در طاعت بر شناختن قدرت معبود، به مدد اعراض از خلق.

چهارم: صبر بر عدم دنیا و وجود بلا، به تأیید استغنا از موجودات.

پنجم: قطع طمع از نعمت آفریدگان در طلب عطای آفریننده.

ششم: مشغول شدن به حقّ، سبحانه و تعالی، در فراغت از خلق.

هفتم: رجوع از ذکر زبان به ذکر دل در طهارت از ریا و شرک.

هشتم: تحقیق اخلاص است در اعمال عبودیت و پاکی از وحشت و قلع بیخ شجرۀ هوی.

نهم: یقین داشتن به کمال جبروت و قدرت خداوند، جلّ قدرته، به ممد نفی شکّ و محو نفس و شُبهت.

دهم: سکون به حقّ در نفرت از خلق، بیافتن ذوق خلوت، با مشاهدۀ ربوبیت.

پس مجموع این ده معنی تصوّف است و این هر یک علی‌الانفراد حقیقتی دارد. هر که مجتمع این ده خصلت شد، وی را وقوف افتد بر همۀ حقایق که سبب نجات او باشد.

یکی را از بزرگانِ طریقت از تصوّف بپرسیدند. سه جواب گفت: یکی از علم، و یکی از حقیقت، و یکی از حقّ.

جواب علمی آن است که صافی کردن دل است از همۀ کدورت‌ها و استعمال خُلق با همۀ مخلوقات و متابعت سنّت رسول، علیه الصلوة و السلام.

و جواب حقیقی آن است که عدم املاک و بیرون آمدن از بندگی صفات و استغنا از همۀ مخلوقاتْ تصوّف است.

و جواب حقّی آن است که صافی شدن است از همۀ کدورات، و در آن صفا صافی شدن، آن‌گه در صفای صافی فانی شدن.

و مثل این بسیار گفته‌اند. امّا سخن چون بسیار شود، فایده منقطع می‌گردد.»
👍43👌1
نگاه

آهسته می‌خوانمت
تا شاخساران
در من جوانه زنند
و مرا
در پاییز نبودنت
سبز شوند

می‌نگارمت، بی‌قافیه
تا واژگان
انتظار خیال تو را
به شوق بی‌قراری لحظه‌های تکرار
بر کرانه‌های طوفانی دریای خیال
چشم ندارند

شاید که روزی
به پرواز
بر فراز ابرهایی که زمان را به ساعت‌ها می‌سپارند
ماه را به آغوش گیریم
و بی خود
طلوع کنیم
8❤‍🔥1🥰1👌1
📣 بخش دانشجویی خانه ریاضیات اصفهان برگزار می‌کند:

📌 #دوره فلسفه علم

🗓 زمان: روزهای پنجشنبه  - شروع از ۱۹ امرداد ۱۴۰۲

🕔 ساعت ۱۷

📍 دوره به صورت حضوری در خانه ریاضیات اصفهان برگزار می‌شود.

🔹 سرفصل های دوره:
فلسفه و عشق به دانایی
فلسفۀ علم چه نیست؟
آیا علم با روشی مشخّص پیش می‌رود؟
آیا اتم‌ها وجود دارند؟
آیا با ریاضیات می‌توان جهان را توصیف نمود؟ چرا؟
آیا فلسفه‌ورزی در مورد علمْ لازم یا مفید است؟

▪️جهت شرکت در دوره به لینک ثبت‌نام مراجعه کنید.

🌐 کانال تلگرامارتباط با ما
👍7
که بلی، من هم شتر گم کرده‌ام

وجود یک شیء یا ویژگی با نشانه یا نشانه‌هایی که بر وجود آن دلالت می‌کند مرتبط است؛ امّا این ارتباط لزوماً رابطه‌ای ضروری و دوطرفه نیست. با این حال ذهن عموم مردم (و نه فقط عوامّ) به اشتباهْ وجود نشانه‌ها را قطعاً دالّ بر وجود آن شیء یا آن ویژگی در نظر می‌گیرد، و بر آن اساس باور می‌کند که آن شیء وجود دارد یا آن ویژگی تحقّق یافته است. با توجّه و دقّت بر تصمیمات و قضاوت‌های خود در زندگی روزمرّه متوجّه می‌شویم که این اشتباه نقشی مهمّ در شیوۀ تفکّر ما دارد. گاهی به بیان عامیانه گفته می‌شود که «عقل مردم به چشمشان است»، و منظور از آن همین است که مردم با صِرف مشاهدۀ نشانه‌ها گزاره‌ای را باور می‌کنند که حاکی از وجود امری است که آن را علّت آن نشانه‌ها می‌دانند.

در حالت کلّی ارتباط میان ویژگی‌های شخصیتی یا صلاحیت‌های علمی و عملی افراد با منش و نحوۀ گفتار و رفتار او این‌چنین است. به عنوان مثال، فردی دین‌دار را در نظر بگیرید که بر اساس ایمان راستین خود و مبتنی بر باور به مجموعه‌ای از اعتقادات دینی رفتار و عمل می‌نماید. وجود ویژگیِ دین‌داری در آن فرد علّتی است برای نحوۀ مشخّصی از رفتار و گفتار، و در این حالت می‌توان منش آن فرد را دالّ بر، و نشانه‌ای از، دین‌داری او دانست. امّا اگرچه به نظر می‌رسد دین‌داری فرد لزوماً منشی خاصّ را نیز در او ایجاد می‌نماید، عکس این ارتباط ضروری نیست؛ به این معنی که کسی می‌تواند در گفتار و رفتار خود به‌ظاهر مشابه او باشد، ولی در واقع فردی دین‌دار نیز نباشد. به عنوان مثالی دیگر، فردی فرهیخته را در نظر بگیرید که در زمینه‌ای معرفتی و علمی، مانند فلسفه، بسیار توان‌مند بوده، و علاوه بر اشراف بر دانش تخصّصی متداول در زمان خود، به پیش‌برد و توسعۀ آن دانش نیز یاری رساند. غالباً چنین شخصی، چه به لحاظ کمّی و چه به لحاظ کیفی، تألیفاتی قابل توجّه داشته، و منش او نیز تا اندازه‌ای متناسب با زمینۀ تخصّص او خواهد بود. در این مثال نیز نشانه‌ها ضرورتاً دالّ بر وجود آن ویژگی، یعنی تخصّص علمی و فرهیختگی، در فرد نیستند؛ یعنی می‌توان در ظاهر تا اندازۀ زیادی شبیه چنین فردی بود، ولی آن تخصّص و فرهیختگی را نیز نداشت. البتّه تفاوت این مثال با مورد قبلی در آن است که در این حالتْ خودِ وجود آن ویژگی نیز ضرورتاً به ایجاد آن نشانه‌ها منجر نمی‌گردد؛ زیرا ممکن است فردی دارای آن تخصّص و فرهیختگی باشد امّا، به دلایل مختلف، آن نشانه‌ها را نیز نداشته باشد.1

مسئلۀ فوق در همین صورتی که بیان گردید حائز اهمّیت بسیاری است و جدای از این‌که به لحاظ معرفتی دارای اشکال است، (دقیقاً به همین دلیل) منشأ بسیاری از مشکلاتی نیز هست که در زندگی معمول و به لحاظ عملی با آن مواجه می‌شویم. امّا این مسئله هنگامی تشدید می‌شود که در جامعه‌ای خاصّ یا در نهادهای مختلفِ ارزش‌گذاری و ارزیاب، نشانه‌ها به عنوان معیاری برای وجود یک ویژگی در نظر گرفته شود. زیرا اگر آن ویژگی امری قابل حصول باشد و در آن زمینه امری مثبت تلقّی گردد، دارا بودن آن از جملۀ اهداف تربیتی نیز خواهد بود؛ و اگر امری منفی دانسته شود، هدف تربیتی عدم حصول آن ویژگی خواهد بود. در این حالتْ به دلایلی مختلف، که عمدتاً سودانگارانه هستند، نهادهای تربیتی و خود افراد اهمّیت بیشتری برای آن معیارها قائل خواهند شد، و به جای تلاش برای حصول و کسب آن ویژگیِ مثبت یا پرهیز از آن ویژگی منفی، تلاش خواهند کرد که صرفاً آن معیارها را در خود داشته باشند. بر این اساس رفته‌رفته جای هدف و معیار عوض می‌شود. در چنین شرایطی افراد می‌توانند با انگیزه و البتّه تواناییِ بیشترْ ظاهرسازی کنند و به‌سادگی خود را دارای ویژگی‌هایی نشان دهند که در واقع ندارند. محصولِ این وضع، از معنا تهی‌شدنِ آن ویژگی است که قرار بود وجود یا عدم وجودش توسّط آن معیارها احراز گردد؛ زیرا افرادی واجد آن ویژگی دانسته خواهند شد که در واقع فاقد آن هستند.

علاوه بر تبعات فردی این مسئله، این حالتِ تشدیدیافته در شرایطی می‌تواند دارای آثار فرهنگی و اجتماعی بسیار زیان‌باری نیز باشد. به طور خاصّ، هنگامی که این شرایط بر جنبه‌های عقلانی و معرفتی انسان‌ها حاکم باشد چنین است. در هر دوی مثال‌های فوق می‌توانیم چنین وضعیتی را مشاهده نماییم. صِرف توجّه به نشانه‌های دین‌داری، به وضعیتی ضدّ خود مبدّل خواهد گشت و به دین‌داری آسیب خواهد رساند، و صِرف تمسّک به نشانه‌های فرهیختگی و تخصّص، که البتّه واقع نیز هست، اعتبار و جایگاه آن را تهدید خواهد کرد.

هر چه این جنبه‌های عقلانی و معرفتی، که به شکلی مؤثّر در ایجاد باورهای افراد نقش دارند، در یک جامعه حقیقی‌تر و مستحکم‌تر باشد، و هر چه الگوی افراد در کسب و احراز آن ویژگی‌های معرفتی به حقیقت نزدیک‌تر باشد، بیشتر می‌توان نسبت به رشد و تعالی افراد، و نیز نسبت به پیشرفت کلّی یک جامعه، امید داشت.
❤‍🔥7👍2
پی‌نوشت 1: این ویژگی‌ها لزوماً دارای بار ارزشی مثبت یا منفی نیستند. مشابه این مثال‌ها برای ویژگی غیردین‌داری و غیرفرهیختگی قابل بازسازی و بیان است.
❤‍🔥6
برخی از عناوین:
1- معنای <معنای زندگی>
2- استدلال‌هایی له یا علیه ارزشمندی زندگی
3- چرا معنای زندگی مهم است؟
4- مواجهۀ فلسفی با مسئلۀ معنای زندگی
5- نگاهی به برخی رویکردها به معنای زندگی
(طبیعت‌گرایی/ناطبیعت‌گرایی/فراطبیعت‌گرایی)
6
Corner Office
Joachim Back (2022)
و چه کمدی است که این فیلمْ کمدی است!
4
بی رؤیا (Without Her)
آرین وزیردفتری (1400)

با چشم‌پوشی از برخی اشکالات در داستان و روایت، فیلمی تحسین‌برانگیز که می‌توان ساعت‌ها به آن اندیشید و با آن گریست...

تو هم بدون این‌که بدونی بخشی از این بازی هستی...
10👍2👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرج بسطامی
شعر: هوشنگ ابتهاج
7❤‍🔥3👏1