This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در این گوشۀ خاموش»
در این بهاران
بر بلندای پرچین دشتهای تنهایی
گیسوان خیال را
میآویزم
و از فراز دیوارهای تکرار
رهایی دستانم را
به تنفّس خیس آسمان
گره میزنم
و همراه با تو
ای سوار بر ابرهای زمان
ترانۀ ابدیت را
زمزمه میکنم ...
در این بهاران
بر بلندای پرچین دشتهای تنهایی
گیسوان خیال را
میآویزم
و از فراز دیوارهای تکرار
رهایی دستانم را
به تنفّس خیس آسمان
گره میزنم
و همراه با تو
ای سوار بر ابرهای زمان
ترانۀ ابدیت را
زمزمه میکنم ...
❤5👍1
Forwarded from انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان
🔘ارائهای از انجمن علمی فلسفهٔ غرب دانشگاه اصفهان:
🔘معرفتشناسی
🔘مدرس: دکتر حمید علایینژاد
🔘زمان برگزاری: نیمسال اول سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
🔘مقطع: کارشناسی ارشد
✔️@Philosophy_Society_98
🔘معرفتشناسی
🔘مدرس: دکتر حمید علایینژاد
🔘زمان برگزاری: نیمسال اول سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
🔘مقطع: کارشناسی ارشد
✔️@Philosophy_Society_98
🤔تا حالا شده فکر کنی تصمیم گیریهات هیجانی بوده یا خیلی تحت تاثیر محیط اطرافت قرار داری و نمیتونی استدلالهای منطقی رو از مَغلَطه تشخیص بدی؟
✅انجمن اسلامی دانشجویان با همکاری مجمع اسلامی دانشجویان و خانه حکمت برگزار میکند:
🧨اولین دوره «نقد و تفکر نقاد»
با ارائه دکتر حمید علایینژاد(مدرس و محقق دوره های پسادکتری فلسفه دانشگاه اصفهان)
🔰عناوین کلی این دوره:
✔️چیستی تفکر نقاد
✔️ارتباط مغز، ذهن و تفکر
✔️منطق مقدماتی و آشنایی با نحوۀ ارزیابی استدلالها
✔️آشنایی با سوگیری های شناختی و چگونگی تاثیرشان بر فرآیند تفکر
✔️آشنایی با برخی از انواع مغالطات
#مجمع_اسلامی_دانشجویان
@Majma_UI
#خانه_حکمت
@khanehekmat
#انجمن_اسلامی_دانشجویان
🌱@amui_ir
✅انجمن اسلامی دانشجویان با همکاری مجمع اسلامی دانشجویان و خانه حکمت برگزار میکند:
🧨اولین دوره «نقد و تفکر نقاد»
با ارائه دکتر حمید علایینژاد(مدرس و محقق دوره های پسادکتری فلسفه دانشگاه اصفهان)
🔰عناوین کلی این دوره:
✔️چیستی تفکر نقاد
✔️ارتباط مغز، ذهن و تفکر
✔️منطق مقدماتی و آشنایی با نحوۀ ارزیابی استدلالها
✔️آشنایی با سوگیری های شناختی و چگونگی تاثیرشان بر فرآیند تفکر
✔️آشنایی با برخی از انواع مغالطات
#مجمع_اسلامی_دانشجویان
@Majma_UI
#خانه_حکمت
@khanehekmat
#انجمن_اسلامی_دانشجویان
🌱@amui_ir
👍4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I Miss ...
by Aleksandr Shamaluev
by Aleksandr Shamaluev
❤🔥5❤2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خیال
بی کلام
ترانهای میشوم
تا تو
ای فریاد شادمانهٔ لحظهها
به آوازی بلند
مرارت این انتظار را
به خلوت صبح نغمهها
ویران سازی
و جان خیال خاطرات فردا را
از خویش
بِستانی...
بی کلام
ترانهای میشوم
تا تو
ای فریاد شادمانهٔ لحظهها
به آوازی بلند
مرارت این انتظار را
به خلوت صبح نغمهها
ویران سازی
و جان خیال خاطرات فردا را
از خویش
بِستانی...
❤🔥3❤2
ذهن برونی من
خیال بی کلام ترانهای میشوم تا تو ای فریاد شادمانهٔ لحظهها به آوازی بلند مرارت این انتظار را به خلوت صبح نغمهها ویران سازی و جان خیال خاطرات فردا را …
Van den Budenmayer concerto In E Minor (Zbigniew Preisner)
The Double Life of Véronique (Krzysztof Kieslowski 1991)LYRICS : English translation
(Dante : Towards the Sky)
O Ye, who in some pretty little boat,
Eager to listen, have been following
Behind my ship, that singing sails along,
Turn back to look again upon your shores;
Do not put out to sea, lest peradventure,
In losing me, you might yourselves be lost.
The sea I sail has never yet been passed;
Minerva breathes, and pilots me Apollo,
And Muses nine point out to me the Bears.
......
O voi che siete in piccioletta barca,
desiderosi d'ascoltar, seguiti
dietro al mio legno che cantando varca,
tornate a riveder li vostri liti:
non vi mettete in pelago, che forse,
perdendo me, rimarreste smarriti.
L'acqua ch'io prendo gia mai non si corse;
Minerva spira, e conducemi Appollo,
e nove Muse mi dimostran l'Orse.
❤🔥4
«ذهن برونی من»
ایجاد این کانال مربوط به زمانی است که هنوز در مورد موضوع رسالۀ دکتریام، یعنی برونگرایی معنایی و شکّاکیت فلسفی، کار میکردم. اگرچه از آن زمان فعّالیتهای دانشگاهیام بسیار توسعه داشته است، همواره تلاش کردهام مطالب این کانال را تنها به فعّالیتهای غیردانشگاهی و مواردی اختصاص دهم که تجربۀ زیستن در ذهنم ایجاد میکند.
طبیعتاً هدف از صِرف انتشار تصویر و نامی از یک فیلم، قطعهای موسیقی، چند خط شعر، و امثالهم، انتقال ایدهای مشخّص در مورد موضوعی خاصّ نیست؛ بلکه هدفْ صِرف بیانِ چیزی است که در ذهنم نقش بسته است یا به نظرم رسیده است که تفکّر در مورد آن میتواند نتایجی مهمّ در پی داشته باشد. به این معنی، هدف از انتشار دستکم بسیاری از مطالب در این کانال در واقع دعوت به تفکّر و گفتگو است. بماند که به بسیاری دلایل امرِ اخیر بهندرت اتّفاق افتاده است.
بهطور خاصّ در مورد قطعات موسیقی، جدای از لذّتی که بسته به سلیقۀ مخاطبان ممکن است در پی داشته باشند، به نظرم میرسد موسیقی میتواند درونیات اشخاص را از ناخودآگاه به در آورده و به نوعی منجر به بروز آنها گردد. از آنجایی که تجربۀ زندگی است که امور ناخودآگاه، و درواقع «من»، را شکل داده است، بروز آنها زمینهای مناسب، و درواقع لازم، بهمنظور اندیشیدن و تلاش بهمنظور شناختن خویشتن است.
بااینحال، با شروع هشتمین سال تاسیس این کانال، و بنا بر ایدۀ برخی از دوستان، تلاش خواهم کرد با حفظ نکات، دغدغهها و ظرائفی که همواره در انتشار مطالب در نظر داشتهام، مطالبی را نیز با جنبۀ عمومیتر و نگاه سلبی یا ایجابی مشخّص در مورد موضوعی خاصّ منتشر نمایم. همچنین تلاش خواهم کرد برخلاف رویۀ موجود (و متأسّفانه تااندازهای زیادْ دلخواه مخاطب عامّ)، مطالب کانالْ جنبۀ بازاری پیدا نکرده و شبیه به زمینهای برای بروز خودشیفتگی یا موج سواری و مبتذلسازی مفاهیم عمیق خردورزی و حکمت نگردد.
«فَطُوبى لِمَنْ كانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَسُكُوتُهُ فِكْراً وَكَلامُهُ ذِكْراً»
ایجاد این کانال مربوط به زمانی است که هنوز در مورد موضوع رسالۀ دکتریام، یعنی برونگرایی معنایی و شکّاکیت فلسفی، کار میکردم. اگرچه از آن زمان فعّالیتهای دانشگاهیام بسیار توسعه داشته است، همواره تلاش کردهام مطالب این کانال را تنها به فعّالیتهای غیردانشگاهی و مواردی اختصاص دهم که تجربۀ زیستن در ذهنم ایجاد میکند.
طبیعتاً هدف از صِرف انتشار تصویر و نامی از یک فیلم، قطعهای موسیقی، چند خط شعر، و امثالهم، انتقال ایدهای مشخّص در مورد موضوعی خاصّ نیست؛ بلکه هدفْ صِرف بیانِ چیزی است که در ذهنم نقش بسته است یا به نظرم رسیده است که تفکّر در مورد آن میتواند نتایجی مهمّ در پی داشته باشد. به این معنی، هدف از انتشار دستکم بسیاری از مطالب در این کانال در واقع دعوت به تفکّر و گفتگو است. بماند که به بسیاری دلایل امرِ اخیر بهندرت اتّفاق افتاده است.
بهطور خاصّ در مورد قطعات موسیقی، جدای از لذّتی که بسته به سلیقۀ مخاطبان ممکن است در پی داشته باشند، به نظرم میرسد موسیقی میتواند درونیات اشخاص را از ناخودآگاه به در آورده و به نوعی منجر به بروز آنها گردد. از آنجایی که تجربۀ زندگی است که امور ناخودآگاه، و درواقع «من»، را شکل داده است، بروز آنها زمینهای مناسب، و درواقع لازم، بهمنظور اندیشیدن و تلاش بهمنظور شناختن خویشتن است.
بااینحال، با شروع هشتمین سال تاسیس این کانال، و بنا بر ایدۀ برخی از دوستان، تلاش خواهم کرد با حفظ نکات، دغدغهها و ظرائفی که همواره در انتشار مطالب در نظر داشتهام، مطالبی را نیز با جنبۀ عمومیتر و نگاه سلبی یا ایجابی مشخّص در مورد موضوعی خاصّ منتشر نمایم. همچنین تلاش خواهم کرد برخلاف رویۀ موجود (و متأسّفانه تااندازهای زیادْ دلخواه مخاطب عامّ)، مطالب کانالْ جنبۀ بازاری پیدا نکرده و شبیه به زمینهای برای بروز خودشیفتگی یا موج سواری و مبتذلسازی مفاهیم عمیق خردورزی و حکمت نگردد.
«فَطُوبى لِمَنْ كانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَسُكُوتُهُ فِكْراً وَكَلامُهُ ذِكْراً»
❤19👍7
هیچ
بیا با من
بیا تا وحشت سکوت
بیا تا نگاه مرگ
تا اضطراب روشنائی نگاهی
که تو را نمیخواند
بیا تا پرواز را
به آغوش سرد سبز آسمان
تا اعماق نیلوفری اقیانوس تنهائی
به واژگان بی تو تهیمانده از معنا
ناتمام
رها کنیم
فردا
شروع فراموشیها است
بیا با من
بیا تا وحشت سکوت
بیا تا نگاه مرگ
تا اضطراب روشنائی نگاهی
که تو را نمیخواند
بیا تا پرواز را
به آغوش سرد سبز آسمان
تا اعماق نیلوفری اقیانوس تنهائی
به واژگان بی تو تهیمانده از معنا
ناتمام
رها کنیم
فردا
شروع فراموشیها است
❤8❤🔥1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Theme From Schindlers List (John Williams)
Agnieszka Kotulska-Rahunen, cello
Kimmo Rahunen, guitar
Agnieszka Kotulska-Rahunen, cello
Kimmo Rahunen, guitar
❤1
در میان مطالعات و مباحث تخصّصی که معمولاً دنبال میکنم، تلاش میکنم گاهی حوزههای دیگر معرفتی را نیز ببینم و مطالعاتی از شاخههای دیگر علوم انسانی هم داشته باشم. در همین راستا اخیراً کتاب «مناقب الصوفیه» از قطبالدین العبّادی (547-491 ه.ق) را به تصحیح نجیب ماهل هروی از انتشارات مولی مطالعه میکنم. این کتاب به زبان فارسی است و به نظرم مناسب رسید که دستکم بخشی، یا شاید بخشهایی، از آن را منتشر نمایم.
[باب اوّل: در بیان تصوّف و صوفی]
«مشایخ عصر را کلمات متفاوت است در معنی تصوّف، و در ماهیت او بر یک حقیقت متّفق نشدهاند؛ از آنکه اتّفاق در ماهیت چیزی بعد از اطّلاع تواند بود بر حقیقت او که محدود بود یا موصوف. ... امّا از آن بیرون نیست که نوعی از تفرید است و یگانگی، که روشِ ایشان همه در نفی علایق بوده است. و اختلاف اقاویل ایشان از اختلاف احوال ایشان بوده است که هر یک از بزرگان در حالتی دیگر بودهاند و آنچه گفتهاند از حالت خود گفتهاند. ... و هر کسی حکایتِ جمالْ چنان کند که دیده باشد.»
عبّادی پس از ذکر اقوالی از بزرگان صوفیه در بیان چیستیِ تصوّف، مینویسد:
«... و تصوّف یک کلمه است و معانی بسیار دارد. بهترین معانی یاد کردن اولیتر. ما اینجا ده معنی یاد کنیم که هر یک بهحقیقت قانونی است دولت را و منبعی است سعادت را.
اوّل: ترک دنیا است و قناعت به قوت وقت و لابدّ حیات، که کثرت دنیا زحمت دل است و عذاب روح. و چون مرد در کثرت افتد، روزگار او مشوّش گردد و از حقایق بازماند، و چون ترک آن گوید، فراغت یابد.
دوم: اعتماد دل است بر حقّ، سبحانه و تعالی، چنانکه از مخلوقات منقطع گردد و بداند که نجات او و رزق او به هیچ مخلوقات باز بسته نیست، از همۀ جوانب پناه به حقّ، سبحانه و تعالی، بَرَد و اعتماد بر وی کند.
سوم: رغبت در طاعت بر شناختن قدرت معبود، به مدد اعراض از خلق.
چهارم: صبر بر عدم دنیا و وجود بلا، به تأیید استغنا از موجودات.
پنجم: قطع طمع از نعمت آفریدگان در طلب عطای آفریننده.
ششم: مشغول شدن به حقّ، سبحانه و تعالی، در فراغت از خلق.
هفتم: رجوع از ذکر زبان به ذکر دل در طهارت از ریا و شرک.
هشتم: تحقیق اخلاص است در اعمال عبودیت و پاکی از وحشت و قلع بیخ شجرۀ هوی.
نهم: یقین داشتن به کمال جبروت و قدرت خداوند، جلّ قدرته، به ممد نفی شکّ و محو نفس و شُبهت.
دهم: سکون به حقّ در نفرت از خلق، بیافتن ذوق خلوت، با مشاهدۀ ربوبیت.
پس مجموع این ده معنی تصوّف است و این هر یک علیالانفراد حقیقتی دارد. هر که مجتمع این ده خصلت شد، وی را وقوف افتد بر همۀ حقایق که سبب نجات او باشد.
یکی را از بزرگانِ طریقت از تصوّف بپرسیدند. سه جواب گفت: یکی از علم، و یکی از حقیقت، و یکی از حقّ.
جواب علمی آن است که صافی کردن دل است از همۀ کدورتها و استعمال خُلق با همۀ مخلوقات و متابعت سنّت رسول، علیه الصلوة و السلام.
و جواب حقیقی آن است که عدم املاک و بیرون آمدن از بندگی صفات و استغنا از همۀ مخلوقاتْ تصوّف است.
و جواب حقّی آن است که صافی شدن است از همۀ کدورات، و در آن صفا صافی شدن، آنگه در صفای صافی فانی شدن.
و مثل این بسیار گفتهاند. امّا سخن چون بسیار شود، فایده منقطع میگردد.»
[باب اوّل: در بیان تصوّف و صوفی]
«مشایخ عصر را کلمات متفاوت است در معنی تصوّف، و در ماهیت او بر یک حقیقت متّفق نشدهاند؛ از آنکه اتّفاق در ماهیت چیزی بعد از اطّلاع تواند بود بر حقیقت او که محدود بود یا موصوف. ... امّا از آن بیرون نیست که نوعی از تفرید است و یگانگی، که روشِ ایشان همه در نفی علایق بوده است. و اختلاف اقاویل ایشان از اختلاف احوال ایشان بوده است که هر یک از بزرگان در حالتی دیگر بودهاند و آنچه گفتهاند از حالت خود گفتهاند. ... و هر کسی حکایتِ جمالْ چنان کند که دیده باشد.»
عبّادی پس از ذکر اقوالی از بزرگان صوفیه در بیان چیستیِ تصوّف، مینویسد:
«... و تصوّف یک کلمه است و معانی بسیار دارد. بهترین معانی یاد کردن اولیتر. ما اینجا ده معنی یاد کنیم که هر یک بهحقیقت قانونی است دولت را و منبعی است سعادت را.
اوّل: ترک دنیا است و قناعت به قوت وقت و لابدّ حیات، که کثرت دنیا زحمت دل است و عذاب روح. و چون مرد در کثرت افتد، روزگار او مشوّش گردد و از حقایق بازماند، و چون ترک آن گوید، فراغت یابد.
دوم: اعتماد دل است بر حقّ، سبحانه و تعالی، چنانکه از مخلوقات منقطع گردد و بداند که نجات او و رزق او به هیچ مخلوقات باز بسته نیست، از همۀ جوانب پناه به حقّ، سبحانه و تعالی، بَرَد و اعتماد بر وی کند.
سوم: رغبت در طاعت بر شناختن قدرت معبود، به مدد اعراض از خلق.
چهارم: صبر بر عدم دنیا و وجود بلا، به تأیید استغنا از موجودات.
پنجم: قطع طمع از نعمت آفریدگان در طلب عطای آفریننده.
ششم: مشغول شدن به حقّ، سبحانه و تعالی، در فراغت از خلق.
هفتم: رجوع از ذکر زبان به ذکر دل در طهارت از ریا و شرک.
هشتم: تحقیق اخلاص است در اعمال عبودیت و پاکی از وحشت و قلع بیخ شجرۀ هوی.
نهم: یقین داشتن به کمال جبروت و قدرت خداوند، جلّ قدرته، به ممد نفی شکّ و محو نفس و شُبهت.
دهم: سکون به حقّ در نفرت از خلق، بیافتن ذوق خلوت، با مشاهدۀ ربوبیت.
پس مجموع این ده معنی تصوّف است و این هر یک علیالانفراد حقیقتی دارد. هر که مجتمع این ده خصلت شد، وی را وقوف افتد بر همۀ حقایق که سبب نجات او باشد.
یکی را از بزرگانِ طریقت از تصوّف بپرسیدند. سه جواب گفت: یکی از علم، و یکی از حقیقت، و یکی از حقّ.
جواب علمی آن است که صافی کردن دل است از همۀ کدورتها و استعمال خُلق با همۀ مخلوقات و متابعت سنّت رسول، علیه الصلوة و السلام.
و جواب حقیقی آن است که عدم املاک و بیرون آمدن از بندگی صفات و استغنا از همۀ مخلوقاتْ تصوّف است.
و جواب حقّی آن است که صافی شدن است از همۀ کدورات، و در آن صفا صافی شدن، آنگه در صفای صافی فانی شدن.
و مثل این بسیار گفتهاند. امّا سخن چون بسیار شود، فایده منقطع میگردد.»
👍4❤3👌1