ذهن برونی من
767 subscribers
179 photos
95 videos
13 files
46 links
به نام خدا

در این کانال به غیر از موارد مربوط به دوره‌های آموزشی، درباره برخی از مسائل و موضوعاتی مطلب منتشر می‌شود که در درونم می‌گذرد.

https://t.me/hamid_alaeinejad
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جهان خاکستری تنهایی انسان
درختان گلابی
هیچ‌گاه به بار نخواهند نشست
و تلألؤ تصویر سفید ماه
سوار بر امواج بیهوده حوضچه فاصله‌ها
در سایه‌ی لحظه‌ها
محو خواهد شد
شاید تا از دریچه‌ی عشق
مجال اکنون را
در شادمانی ترانه‌ی طعم رنگ‌ها
سهیم سازیم ...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Krzysztof Kieslowski - Talking Heads
تکرار ...
Forwarded from ذهن برونی من
«به مناسب تیرماه»
خواستم چیزی بنویسم
افسوس،
واژه‌ها
مبهوتِ سالنامه‌های تاریخ‌گذشته
در حنجره اکنون
زندانی شدند
و در شلوغی روزمرگی‌های پوچ
سکوت کردند.
حاصل، شاید چیزی است شبیه به زندگی
آرام آرام
می‌گذرد
و زمان را
با شمارش لحظه‌هایی که شاید و ای‌کاش...
به فرداهای اکنون
پیوند می‌زند
و ناگهان
به پایان می‌رسد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Music expresses that which cannot be put into words and that which cannot remain silent ...
ذهن برونی من
https://engage.shatel.com/b/isf-nr1-rje-p5v
با سلام و احترام
فایل‌های مربوط به این جلسه را در ادامه ملاحظه می‌فرمایید. بسیار خوشحال خواهم شد اگر نکاتتان را در این رابطه بدانم.
سپاس
📖 قسمتی از دیباچه کتاب The Norton Introduction to Philosophy; 2nd edition؛ به‌زودی در متنی مستقل این کتاب را به‌طور کامل معرفی خواهم کرد.

* فلسفه موضوعی قدیمی و مهم است. فلاسفه بزرگ- افلاطون، ارسطو، دکارت و دیگران- به نحوه‌ی اندیشیدن مردم در مورد جهان شکل داده‌اند. فلسفه همچنین موضوعی خاص است. فلاسفه بر روی پرسش‌هایی مبنایی تمرکز می‌کنند: آیا ما اصلاً چیزی می‌دانیم؟ آیا جهان مادی وجود دارد؟ آیا اعمال واقعاً درست یا نادرست هستند؟ در زندگی روزمره، و در دیگر رشته‌های دانشگاهی، پاسخ‌هایِ "دمِ‌دستیِ" این پرسش‌ها را مسلم فرض می‌گیریم. در فلسفه، روی این پاسخ‌ها مکث کرده و آن‌ها را تحت بررسی دقیق قرار می‌دهیم.

چنین تدقیقی می‌تواند ناخوشایند باشد و باعث شود آن‌چه زمانی آشنا بوده گیج‌کننده به نظر برسد. به‌این‌دلیل که فهمی یقینی جای خود را به سرگشتگی می‌دهد، یک پاسخ وسوسه‌انگیز روی‌برگرداندن از پرسشی است که موجب این وضعیت شده است. در فلسفه، هدف ما مواجهه با همین سرگشتگی، و پرسش از امکان و چگونگی دفاع از مفروضات پایه‌ای‌مان در مورد معرفت، وجود و اخلاقیات است.

به‌این دلیل که فلسفه به پرسش‌هایی مبنایی از این نوع تمرکز می‌کند، ممکن است به نظر برسد که در فاصله‌ای بسیار زیاد از دلمشغولی‌های عملی زندگی قرار دارد. آریستوفانیس، نمایش‌نامه‌نویس بزرگ آتن، در کتاب ابرها سقراط معاصر با خود را به‌عنوان یک بابلی حقه‌باز معرفی می‌کند که هجویاتی آشکارا بی‌فایده وراجی می‌کند (و می‌فروشد). چنین تمسخری می‌تواند شبیه پاسخی درخور به افرادی به‌نظر برسد که زمانشان را صرف سرگشتگی در مورد مفروضات پایه‌ای می‌کنند؛ در شرایطی که زندگی دائماً ما را با پرسش‌هایی حیاتی مواجه می‌کند که نیازمند پاسخی فوری هستند.

ما نیز، مخصوصاً در آن لحظات ناامیدکننده‌ای که در جهت پرداختن به سخت‌ترین پرسش‌های فلسفی تقلا می‌کنیم، قدرت این موضع تحقیرآمیز را احساس می‌کنیم. اما در برابر آن مقاومت می‌کنیم. می‌توان به‌گونه‌ای زندگی کرد که هم متعهدانه باشد و هم خردورزانه؛ به‌طور هم‌زمان هم به دل‌مشغولی‌های عملی تمرکز کنیم و هم به مفروضات پایه‌ای که اندیشه‌ها و انتخاب‌های ما را شکل می‌دهند. مشهور است که سقراط گفت "زندگیِ ناآزموده ارزش زیستن ندارد". این حرف یکی از بزرگ‌ترین گزافه‌گویی‌ها در تاریخ فلسفه است، اما حقیقتی در آن وجود دارد. خردورزی فلسفی می‌تواند در ارزش زندگی موثر باشد و آن را افزایش دهد. فلسفه در اشتیاق عمیق – و عمیقاً عملیِ- انسان به زندگیِ خردورزانه ریشه دارد. در این کتاب، هدف ما وفاداری به این اشتیاق و ارائه‌ی موادی به خوانندگان است که به آن‌ها در دنبال‌کردن این اشتیاق برای خودشان یاری می‌رساند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم‌های کمی وجود دارد که می‌توانم دیدنشان را به علاقه‌مندان توصیه کنم.
اما (تاکنون) تنها یک فیلم وجود دارد که ندیدنش را توصیه می‌کنم:
Landscape in the Mist
Theodoros Angelopoulos (1988)
...
ذهن برونی من
📖 قسمتی از دیباچه کتاب The Norton Introduction to Philosophy; 2nd edition؛ به‌زودی در متنی مستقل این کتاب را به‌طور کامل معرفی خواهم کرد. * فلسفه موضوعی قدیمی و مهم است. فلاسفه بزرگ- افلاطون، ارسطو، دکارت و دیگران- به نحوه‌ی اندیشیدن مردم در مورد جهان شکل…
تاکنون دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی مختلفی را در مورد مباحث فلسفی و منطقی در سطح عمومی ارائه داده‌ام. برخی از این دوره‌ها با عنوان #منطقی‌بودن و در خانه حکمت اصفهان برگزار شده‌اند. تلاشم در این دوره‌ها این بوده که با توجه به برخی از مبانی فلسفی، از این ایده دفاع کنم که لازم است به معنایی مشخص منطقی باشیم. به‌نظرم می‌رسد بدون مراجعه به این مبانی فلسفی، آموزش مباحثی که تحت عنوان کلی «تفکر انتقادی» مطرح می‌شوند، به نوعی لفاظی و سطحی‌اندیشی منجر خواهند شد. در ادامه‌ی این دوره‌ها، تلاش دارم در سلسله دوره‌های #منطقی‌بودن؛ درآمدی به گفتگوی فلسفی با محوریت قرار دادن کتاب The Norton Introduction to Philosophy و باهم‌خوانی این کتاب به شیوه‌ای مشخص، از دلایل لزوم #گفتگویِ‌ #فلسفی به‌منظور منطقی‌بودن و چگونگی حصول آن صحبت کنم. در ادامه به برخی از نکات یا ویژگی‌هایی از این کتاب اشاره می‌کنم که از جمله دلایلم برای انتخاب آن به عنوان متن اصلی این دوره هستند:

1- این کتاب برای استفاده در دوره‌های مقدماتی فلسفه و به عنوان مرجعی برای خوانندگانی طراحی شده است که برای اولین‌بار به فلسفه می‌پردازند. بااین‌حال شیوه‌ای که برای مطالعه‌ی این کتاب اتخاذ خواهد شد، این سلسله دوره‌ها را برای دانش‌جویان مقاطع مختلف فلسفه نیز جذاب و مفید خواهد ساخت.

2- ایده اصلی مؤلفان این است که بهترین شیوه یادگیری و آموزش فلسفه از طریق منابع دست‌اول و متون خود فیلسوفان است.

3- یادگیری چگونگی مطالعه‌ی متون پیچیده فلسفی، تا حد زیادی منجر به یادگیری فلسفی اندیشیدن می‌شود. باید یادبگیریم که 1- چگونه ایده‌های فلسفی را به بیانی ساده بازتقریر کنیم؛ 2- چگونه استدلال‌ها را بازسازی کنیم؛ 3- برای استدلال‌ها و ایده‌های فلسفی مثال‌هایی تازه بسازیم؛ 4- به‌نحوی انتقادی و هم‌دلانه استدلال‌ها را بررسی کنیم. این کتاب می‌تواند برای این منظور مفید باشد.

4- مطالعه دستکم بسیاری از متون فلسفی به برخی از اطلاعات پایه‌ای نیازمند است. در این کتاب با ارائه‌ی مقالات کوتاه مروری در موارد لزوم، به این نیاز پاسخ گفته شده است.

5- مطالعه فلسفه تنها به این هدف نیست که بدانیم فلاسفه چگونه می‌اندیشیده‌اند؛ بلکه این مسئله نیز بسیار مهم است که خودمان بدانیم چطور باید فکر کنیم و زندگی خردورزانه داشته باشیم. این کتاب در همین راستا طراحی شده است.

6- فلسفه صرفاً شامل موضوعاتی تاریخی نیست. بسیاری از پرسش‌ها و مباحث فلسفی از جمله‌ی دغدغه‌های فلاسفه‌ی حال حاضر جهان و مربوط به مسائل کنونی هستند. یکی از ویژگی‌های مثبت این کتاب این است که برخی از مقاله‌های آن را فلاسفه معاصر در مورد موضوعاتی زنده در فلسفه نگاشته‌اند.

7- رویکرد کلی در طراحی بخش‌ها و مطالب این کتاب، مسئله‌محور است. این ویژگی در کنار دیگر تبعات مثبتی که دارد، این امکان را فراهم می‌کند که بیشتر فصول کتاب را مستقل از یکدیگر و نه لزوماً بر اساس ترتیب کتاب، مطالعه و بحث کنیم.

8- هر فصل از کتاب دارای پرسش‌هایی مختلف است که می‌توانند به فهم بهتر متون منجر شوند و نیز در دستیابی ما به اهداف سلسله دوره‌های #منطقی‌بودن؛ درآمدی به گفتگوی فلسفی یاری رسانند.

اطلاعات مربوط به این سلسله دوره‌ها به‌زودی منتشر خواهد شد.
پرویز
مجید برزگر (1391)
ذهن برونی من
پرویز مجید برزگر (1391)
در پاسخ به این سوال که چرا این فیلم به نظرم جالب می‌رسد:

دیدگاهم در مورد این فیلم به‌نحوی نیست که بتوانم به شکلی خلاصه و دقیق بیان نمایم. به همین دلیل فقط به آن اشاره میکنم.

به نظرم شخص پرویز [نمادی برای] محصول مجموعه‌ای از ایده‌ها است (ایده=گزاره‌ای که در مورد هست‌ها، ارزش‌ها و بایدها و نبایدها حکم می‌کند). هویت و جایگاه پرویز هم بر اساس همین ایده‌ها و نقش او در اجرا و برآورده کردن آن‌ها مشخص شده است. درواقع آن شهرک مسکونی نماد شبکیه‌ای از ایده‌ها است که پرویز بر آن اساس، هویت یافته است.

مشکل از جایی ایجاد می‌شود که مولد پرویز (پدرش) محصولش را (پرویز) به خاطر منافع خودش پَس می‌زند و رها می‌کند. در نتیجه پرویز از تمامی نقش‌هایش پس زده می‌شود و هویتش زیر سوال می‌رود.

به نظرم فیلم حول طغیان پرویز در نتیجه‌ی علمِ او به این نکته است که آن‌چه رفتار درست می‌پنداشته، نه به خاطر وجود چیزی حقیقتاً درست یا خیر، بلکه تنها به خاطر برآورده ساختن نقشی است که بر اساس همان ایده‌ها مشخص شده است. این ایده‌ها تصویری از جهان برای پرویز به نقش کشیده است که با جهان واقعی پرویز، و وضعیتی که واقعاً دارد، بسیار متفاوت است. جهان پرویز درواقع خالی و غیرقابل تحمل است. اما تا زمان برآورده ساختن نقشش، جهان را شبیه چیزی می‌دیده که در قاب عکس روی دیوار منزل اجاره‌ای نقش بسته است. پرویز از ایده‌گذاران انتقام می‌گیرد: پدرش، رئیس خشکشویی، پیرمرد درون پاساژ و ... .
چرا فلسفه؟ (1)

از مقدمه‌ی The Norton Introduction to Philosophy

اَلِکس بِرْن

* معرفت چیست؟، و چرا ارزشمند است؟ این‌ها پرسش‌های شاخص فلسفی هستند که در منون افلاطون به آن‌ها پرداخته شده است. و همان‌طور که سقراط در یکی دیگر از گفتگوهای افلاطون، یعنی تئای‌تتوس، بیان می‌کند، فلسفه از حیرت آغاز می‌شود. فلاسفه چیزی را اخذ می‌کنند که به‌نظر می‌رسد دارای اهمیتی مرکزی است –معرفت، عدالت، حقیقت، دین، ذهن، ماده- و از چیستی آن پرسش می‌کنند. آن‌ها سپس پرسش‌هایی دیگر در مورد آن چیز مطرح می‌کنند. چرا معرفت ارزشمند است؟ آیا هیچ دینی حقیقت دارد؟، چگونه باید یک جامعه‌ای عادلانه سازماندهی شود؟ طبیعتاً می‌توانیم چنین کاری را با خود فلسفه نیز انجام دهیم: فلسفه چیست؟ و چرا ارزشمند است؟

ابتدا به پرسش اول بپردازیم. فلاسفه عاشق پرسیدن این پرسش هستند که "X چیست؟" اما مشکل این است که به‌ندرت پاسخ درستی به آن می‌دهند. فلاسفه در بیان این‌که X چه‌چیزی نیست بسیار توانمندند-سقراط در منون تبیین می‌کند که به چه دلیل معرفت همان "عقیده‌ی صادق" نیست. فلاسفه اغلب نکاتی مفید در مورد X بیان می‌کنند-سقراط درواقع به این نکته اشاره می‌کند که کسی نمی‌تواند نسبت به چیزی کاذب معرفت داشته باشد. اما تلاش فلاسفه برای بیان این‌که X چیست-یعنی ارائه‌ی تعریفی از X- تقریباً همیشه با شکست روبه‌رو می‌گردد. به‌نظر نمی‌رسد هنگامی‌که X = فلسفه یک مورد استثنا باشد. آیا فلسفه می‌تواند مطالعه‌ی مسائلی مبنایی و کلی باشد که بر منطق و استدلال تکیه می‌کند؟ اما مسائلی مبنایی و کلی برای مثال در ریاضیات، تاریخ و زیست‌شناسی نیز وجود دارد؛ و قطعاً ریاضی‌دانان، مورخان و زیست‌شناسان به منطق و استدلال تکیه می‌کنند. با توجه به این نکته، آیا فلسفه مطالعه‌ی مسائل فلسفیِ کلی و مبنایی است؟ پاسخ مثبت است اما این پاسخ تقریباً به‌تمامی غیرروشن‌گر است و بنابراین از انواع پاسخی نیست که بتواند تعریف قلمداد شود. بااین‌حال این نکته به این معنی نیست که نمی‌توانیم هیچ چیز مفیدی در مورد فلسفه بگوییم. مطلبی قبلاً در پاراگراف اول گفته شد، و مطالب بسیار بیشتری در بیش از هزار صفحه‌ی این مجموعه گفته شده است.

این پاسخِ تقریباً ناامیدکننده‌ی من به پرسش اول است. در مورد پرسش دوم چطور؟ ارزشِ فلسفه به چیست؟ (شاید این پرسش را از جانب یکی از خویشاوندان متخاصم خود دریافت کنید، بنابراین بهتر است آماده باشید).
آیا فلسفه به شما در ورود به دانشکده حقوق کمک می‌کند؟ درست است، رشته‌های فلسفه دارای میانگین نمرات LSAT [The Law School Admission Council] بسیار بالایی هستند، اما این نمره احتمالاً بیشتر در مورد نوع فردی می‌گوید که رشته فلسفه را انتخاب می‌کند تا این‌که در مورد مزایای فکری خودِ موضوع [=فلسفه] باشد.

آیا فلسفه شما را انسان بهتری می‌سازد؟ سال‌ها پیش، فیلسوفی در زمان فراغتش در یک بعدازظهر، برخی اطلاعات را تحلیل کرد و نتیجه گرفت که نسبت به دیگر فیلسوفان، فیلسوفان اخلاق (ethicists=فیلسوفانی که درست و اشتباه را مطالعه می‌کنند) بیشتر احتمال دارد که کتاب‌های کتاب‌خانه را سرقت کنند. حتی اگر این تحلیل اشتباه باشد، شاهدی وجود ندارد که فیلسوفان اخلاق به‌طور ویژه اخلاق‌مدار باشند. و به‌طور مشابه، برای فیلسوفان به‌طورکلی: فلاسفه‌ای که من می‌شناسم غالباً انسان‌هایی خوب و قابل‌تحسین هستند، اما نمی‌توانم بگویم آن‌ها در مقایسه با آرایشگران، ضدعفونی‌کنندگان دستگاه تلفن، و هر شخص دیگری مصداقی مناسب برای زندگی خوب بشر هستند.

فیلسوف انگلیسی، برتراند راسل در سال 1912 در کتاب مسائل فلسفه نوشت که شخصی که "کوچکترین اثری از فلسفه در او نیست زندگی را اسیر در تعصبات ناشی از درک متعارف، باورهای معمول مربوط به سن یا ملت خویش، و عقایدی که بدون همکاری یا موافقت عقل قاصد و سنجیده در ذهنش رشد کرده، سپری می‌کند". او ادامه می‌دهد "فلسفه جزم‌اندیشیِ تااندازه‌ای متکبرانه‌ی آن‌هایی را برطرف می‌سازد که هرگز به منطقه‌ی شک رهایی‌بخش سفر نکرده‌اند، و توسط نشان‌دادن جنبه‌های ناشناخته‌ی اموری آشنا، حس تحیر ما را زنده نگه می‌دارد".

آیا این مطلب دستکم بخشی از پاسخ پرسش دوم است؟ اگر به‌طور خاص شک را رهایی‌بخش ندانید و آسودگیِ فراهم‌شده توسط حکمت متعارف (conventional wisdom) را ترجیح بدهید، ممکن است قانع نشوید. اگر مصمم هستید که در برابر جذابیت و خواست فلسفه مقاومت کنید، توانایی‌های منطق قادر به تغییر نظر شما نیست. اما امیدوارم که زنده نگه‌داشتن حس حیرت خود را باارزش بدانید. و اگر چنین کنید، در مسیر خودتان برای فیلسوف‌شدن قرار دارید.