This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Mozart - Piano Concerto No.23 In A Major, K 488- Second Movement(Adagio)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Chopin Nocturne in C sharp minor for violin and piano
Carlos Benito De La Gala, Violin.
David Ter-Oganisyan, Piano
Carlos Benito De La Gala, Violin.
David Ter-Oganisyan, Piano
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Chopin Etude Op. 25 No. 7
by Dragan Djordjevic & Vladimir MIlosevic
by Dragan Djordjevic & Vladimir MIlosevic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Chopin- Prelude in E minor Op. 28 No. 4
... سه اصل است؛ که فیالحقیقه نزد ارباب بصیرت، رؤساء شیاطین که مهلکات نفسند اینهااند، و دیگر اصول و مبادی شرور که رؤوس ثعابین جور و شقاوت و سرهای تنین عذاب گور و قیامتند، ... از این سه اصل منشعب میگردد. ... [اصل اول] و آن جهلست بمعرفت نفس که او حقیقت آدمیست؛ [اصل دوم] و آن حب جاه و مال و میل بشهوات و لذّات و سایر تمتّعات نفس حیوانی که جامع همه حب دنیاست؛ [اصل سوم] و آن تسویلات نفس امّاره است و تدلیسات شیطان مکّار و لعین نابکار که بد را نیک و نیک را بد وامینماید. ... اگر بیابی که این سه یا بعضی ازین در باطن تو موجودست، پس خود را مریض النّفس میدان و درصدد علاج آن مرض سعی کن که از مهلکاتست. ... لیکن مشکل آنست که خود را بدین صفات –سیّما جهل- موصوف نمیدانی، و لحاف غرور شیطان را در سر کشیده، پنداری که مگر کسب دانشی یا هنری کردهای، زیراکه مشغول بودهای چندگاه بخواندن و نوشتن درس و مقالات شیوخ و حفظ اقوال و تحصیل اساتید عالیه و علاوهی آن، کشتهی تحسین عوام و تعظیم ناقصان. هیهات کاشکی آنچه خوانده بودی و دانسته، نمیخواندی و نمیدانستی. ... معلوماتی که تو خانهی دل را که در اصل لایق آنست که محل معرفت و حکمت بوده باشد، بدان منقش و مصور ساختهای، سزاوار آنست که بآب نسیان شسته و بسفید آب سذاجت اندوده شود، تا یکبار دیگر اگر خدا خواسته باشد چیزی که بکار آید در وی ثبت گردد بعد از محو.
... اکنون بدان که پیش از آنکه این نور[نور ایمان حقیقی] بر دل فائض گردد، میباید که آن دل همچو آئینه مصفّی و مجلّی گردد از زنگ معاصی و تعلّقات، ... همچنانچه آئینهی محسوسات را پنج چیز مانع و حجاب میباشد از آنکه در وی مکشوف شود صورت مرئی، ... پس همچنین آئینهی دل که مستعد آنست که در وی تجلّی کند حقیقت حق و حقیقت همهی اشیاء کماهی، ... خالی نمیباشد از علوم حقّه مگر بسبب یکی از اسباب و موانع پنجگانه. مانع اول نقصان جوهر دل که نفس ناطقهاش گویند؛ ... مانع دوم کدورت و زنگ مثل کدورت معاصی و خبث نفس که بسبب بسیاری شهوات و فسوق در نفس حاصل میشود؛ ... سیّم انحراف و عدول از جهت مطلوبست ... بسا باشد که تمام فکرش در تحصیل تفاصیل طاعات و عبادات بدنی و تطهیر ثوب و بدن و جلوس در صوامع و مراقبه اوقات صلوات و نوافل عبادات و غیر آن و تهیهی اسباب معیشت دنیاوی صرف شده باشد؛ و چنان فکرش مستغرق این مقاصد گشته که ضمیرش هرگز متوجّه تأمّل در حضرت الهیّت و حقائق علم جبروت و اسماء و صفات و افعال ملک و ملکوت نمیگردد؛ ... چهارم حجاب و سدّ است؛ ... پنجم جهلست بدان جهتی که مطلوب در آنجاست ... .
ای جوانمرد! نفوس مردمان در ابتداء بهیچ علّتی و مرضی مبتلی نیست، ... لیکن بعد از مدّتی بواسطهی خطوط عاجل و خیالات باطل دنیا که شیطان بواسطهی افیون غفلت و غرور در شراب امانی و آمال بحلق خلق فرو میریزد، و چندین مرض و آفت در نفوس بهم میرسد، ... جاصل آن در عاقبت هیچ چیز نیست بغیر از آنکه از فطرت اصلی برخاستهاند و رجوع بدان دیگر ممکن نیست، و تمنای «فَارجعنا نعمل صالحاً» تمنای امریست محال.
با یار گر آرمیده باشی همه عمر لذّات جهان چشیده باشی همه عمر
هم آخرِ کار مرگ باشد و آنگه خوابی باشد که دیده باشی همه عمر
(صدرالدین محمد شیرازی، رسالهی سه اصل، به تصحیح دکتر سید حسین نصر)
... اکنون بدان که پیش از آنکه این نور[نور ایمان حقیقی] بر دل فائض گردد، میباید که آن دل همچو آئینه مصفّی و مجلّی گردد از زنگ معاصی و تعلّقات، ... همچنانچه آئینهی محسوسات را پنج چیز مانع و حجاب میباشد از آنکه در وی مکشوف شود صورت مرئی، ... پس همچنین آئینهی دل که مستعد آنست که در وی تجلّی کند حقیقت حق و حقیقت همهی اشیاء کماهی، ... خالی نمیباشد از علوم حقّه مگر بسبب یکی از اسباب و موانع پنجگانه. مانع اول نقصان جوهر دل که نفس ناطقهاش گویند؛ ... مانع دوم کدورت و زنگ مثل کدورت معاصی و خبث نفس که بسبب بسیاری شهوات و فسوق در نفس حاصل میشود؛ ... سیّم انحراف و عدول از جهت مطلوبست ... بسا باشد که تمام فکرش در تحصیل تفاصیل طاعات و عبادات بدنی و تطهیر ثوب و بدن و جلوس در صوامع و مراقبه اوقات صلوات و نوافل عبادات و غیر آن و تهیهی اسباب معیشت دنیاوی صرف شده باشد؛ و چنان فکرش مستغرق این مقاصد گشته که ضمیرش هرگز متوجّه تأمّل در حضرت الهیّت و حقائق علم جبروت و اسماء و صفات و افعال ملک و ملکوت نمیگردد؛ ... چهارم حجاب و سدّ است؛ ... پنجم جهلست بدان جهتی که مطلوب در آنجاست ... .
ای جوانمرد! نفوس مردمان در ابتداء بهیچ علّتی و مرضی مبتلی نیست، ... لیکن بعد از مدّتی بواسطهی خطوط عاجل و خیالات باطل دنیا که شیطان بواسطهی افیون غفلت و غرور در شراب امانی و آمال بحلق خلق فرو میریزد، و چندین مرض و آفت در نفوس بهم میرسد، ... جاصل آن در عاقبت هیچ چیز نیست بغیر از آنکه از فطرت اصلی برخاستهاند و رجوع بدان دیگر ممکن نیست، و تمنای «فَارجعنا نعمل صالحاً» تمنای امریست محال.
با یار گر آرمیده باشی همه عمر لذّات جهان چشیده باشی همه عمر
هم آخرِ کار مرگ باشد و آنگه خوابی باشد که دیده باشی همه عمر
(صدرالدین محمد شیرازی، رسالهی سه اصل، به تصحیح دکتر سید حسین نصر)
1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است
نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگیهای ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بیمعنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگیهای فرزانگان در دوران گذشته بود.
2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود
دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته میشود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفتگویی میشود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چارهای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز میتوانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.
3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمیخورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان میگوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده میشود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان میشود و میگوید زمانی که کسی کنجکاوی بیارزش داشته باشد، مخاطب یاوهگویی بیارزش میکند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته میشوند. او میگفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بیجا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بیارزش و سرگشتگی نیز رخ میدهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.
4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوهگویی میشود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف میزنند (توجه به کمیت) . قرآن میگوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا میآزماید که کدام کار بهتر میکنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری میکند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.
5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق
پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش میکنند.
قسمتی از سخنرانی استاد ملکیان در مورد کتاب «در باب حرف مفت» هری فرانکفورت
فایل صوتی سخنرانی👇
نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگیهای ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بیمعنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگیهای فرزانگان در دوران گذشته بود.
2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود
دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته میشود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفتگویی میشود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چارهای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز میتوانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.
3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمیخورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان میگوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده میشود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان میشود و میگوید زمانی که کسی کنجکاوی بیارزش داشته باشد، مخاطب یاوهگویی بیارزش میکند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته میشوند. او میگفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بیجا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بیارزش و سرگشتگی نیز رخ میدهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.
4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوهگویی میشود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف میزنند (توجه به کمیت) . قرآن میگوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا میآزماید که کدام کار بهتر میکنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری میکند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.
5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق
پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش میکنند.
قسمتی از سخنرانی استاد ملکیان در مورد کتاب «در باب حرف مفت» هری فرانکفورت
فایل صوتی سخنرانی👇
03 - @sokhanranihaa - مصطفی ملکیان - جلسه بررسی و نقد کتاب درباب…
@sokhanranihaa
فایل صوتی سخنرانی استاد ملکیان در مورد کتاب «در باب حرف مفت» هری فرانکفورت
🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Zigeunerweisen, Op. 20
written by: Pablo de Sarasate
written by: Pablo de Sarasate
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Saint-Saëns: The Swan (Cello and Organ)
* مرگ و تبعید و همهی چیزهایی را که سهمگین جلوه میکنند، هر روزه در برابر دیدگانت مجسمدار، و مخصوصاً مرگ را، تا اندیشهات به چیزهای حقیر نگراید و گرد محال نگردد.
* زیادهروی در ورزش و خوردن و آشامیدن و هرکار دیگر که غایتش همه پرورش تن باشد، نشانهی کوتهفکری است. اینگونه کارها هنگاهی نکوست که به اندازهی حاجت باشد. اصل مطلوب آدمی، خرد است.
* هیچگاه خود را حکیم مخوان و در میانهی جمع از حکمت خود داد سخن مده. اگر تو را حکمتی است آنرا به کار گیر. منجمله در ضیافتها مگو که چِسان باید خورد، بلکه خودْ چنان خور که میباید. بهخاطر داشته باش که سقراط چنان خود را از بند تظاهر آزاد ساخته بود که چون مردم او را به شناساندن حکمای زمان میخواندند، حکیمان را پیش میآورد تا خودْ خویشتن را بشناسانند. و چون در میانهی جمعی مباحثه در گیرد، تو بیپروا سخن مگوی، زیرا بیم آنست که سخنت بر گروهی نامفهوم باشد و غوغا برانگیزد. و چون کسی گفت که «تو نادانی» و تو همچنان آرام ماندی، آنگاه دانسته باش که راه درست را شناختهای، زیرا گوسفند علف به نزد شبان نمیبرد که من اینها را خوردهام، بلکه آنچه را که خورده است هضم میکند و سپس به صورت پشم و شیر عرضه میدارد. تو نیز چنین باش و بهجای آنکه دم از حکمت خویش زنی، بگذار دیگران ببینند که تو با بهکار بستن حکمت خود به کجا رسیدهای.
(قطعاتی از رساله اپیکتتوس؛ فلسفه اجتماعی، 1362، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی)
* زیادهروی در ورزش و خوردن و آشامیدن و هرکار دیگر که غایتش همه پرورش تن باشد، نشانهی کوتهفکری است. اینگونه کارها هنگاهی نکوست که به اندازهی حاجت باشد. اصل مطلوب آدمی، خرد است.
* هیچگاه خود را حکیم مخوان و در میانهی جمع از حکمت خود داد سخن مده. اگر تو را حکمتی است آنرا به کار گیر. منجمله در ضیافتها مگو که چِسان باید خورد، بلکه خودْ چنان خور که میباید. بهخاطر داشته باش که سقراط چنان خود را از بند تظاهر آزاد ساخته بود که چون مردم او را به شناساندن حکمای زمان میخواندند، حکیمان را پیش میآورد تا خودْ خویشتن را بشناسانند. و چون در میانهی جمعی مباحثه در گیرد، تو بیپروا سخن مگوی، زیرا بیم آنست که سخنت بر گروهی نامفهوم باشد و غوغا برانگیزد. و چون کسی گفت که «تو نادانی» و تو همچنان آرام ماندی، آنگاه دانسته باش که راه درست را شناختهای، زیرا گوسفند علف به نزد شبان نمیبرد که من اینها را خوردهام، بلکه آنچه را که خورده است هضم میکند و سپس به صورت پشم و شیر عرضه میدارد. تو نیز چنین باش و بهجای آنکه دم از حکمت خویش زنی، بگذار دیگران ببینند که تو با بهکار بستن حکمت خود به کجا رسیدهای.
(قطعاتی از رساله اپیکتتوس؛ فلسفه اجتماعی، 1362، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Jordan B Pederson