MVINITY
2.07K subscribers
22 photos
55 videos
14 files
10 links
This is not just music
it’s what I never said.
Here, I share what I create, what I feel, what lives in the spaces between noise and truth.
If you’re here, maybe you’ve already heard me even before the sound.
🪬✌🏽
Download Telegram
IMG_3974.MP4
954.5 MB
اونكه رفته ديگه هيچوقت نمياد…

تقدیم به
شهیدان راه آزادی

به همه دلیران میهن؛
به آنان که برای آزادی،
برای کرامت،
و برای ایرانی آزاد،
از جان گذشتند و استوار ایستادند…

م‌ح‌ب

🕊️
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای پنجره‌ای که هرگز باز نشد.
برای دستی که در میانه‌ی فریاد
تنها ماند.
برای پرنده‌ای
که آوازش را
پیش از طلوع
تبعید کردند.

می‌نویسیم
روزی
خورشید
از سمتِ دلِ ما
طلوع خواهد کرد…

م‌ح‌ب
9👏1
‘وطن خاك نبود
وطن هم وطن بود.
9💔5😢2
باشد که شانه به شانه ی یکدیگر شراب آزادی بنوشیم…

م ح ب
10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگه بارون و بیابون منو گم کرده تو
چشماش

گاهی وقتا مهربون شو گاهی وقتا یاد من باش…



🕊️
2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ مرخصی گرفتم
پرسید: «کجا؟»
گفتم: «می‌رم گریه کنم، برمی‌گردم»…

تقدیم به روح گل های پر پر شده ی میهن… 🕊️
💔7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاش قلبم خاکی بود
که تو همیشه در آن ریشه بزنی،
و شاخه‌هایم به سوی نور تو سر بکشند
تا هیچ طوفانی نتواند ما را از هم جدا کند.

کاش من وطن تو می‌شدم
تا هرگز از من دور نباشی…

ولی تو آن وطنِ منی،
و من
جان‌فدای تو…



م‌ح‌ب
7
Audio
«بهار آزادی»

تقدیم می‌شود
به تمام نورهایی
که در آسمان ما جاودانه شدند…

تقدیم به مادران سرزمینم؛
به قلب‌هایی که
نام فرزندانشان را
مثل ستاره‌ها
در آسمانِ یادها نگه داشته‌اند.
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای دنیا…
ای زندگی…
چقدر بی‌رحمی
1🔥1
Audio
من همان غم‌زده‌ی آهِ توام،
ماه در چهره‌ی توست،
ابرِ غم می‌بارد.

تهِ این کوچه‌ی بن‌بست،
همان خانه‌ی توست.

من به عشقِ سخنِ نور،
نشستم با تو
تا ببینم یک نور
تا کجا می‌تابد،

تا ببینم یک عشق
تا کجا می‌ماند…






م‌ح‌ب
5👍1
تو آمدی
و شهر
فراموش کرد زمستان را

دستت را گرفتم
و زمان
از نفس افتاد

من
در نگاهت
تمام شعرهای نانوشته را زندگی کردم

حتی آن‌هایی را
که هنوز
قرار نبود گفته شوند…


م ح ب
3
یک شب از کوچه‌ی معشوق گذر خواهم کرد
بی‌صدا، بی‌خبر از خویش، سفر خواهم کرد

نه چراغی، نه نگاهی، نه صدایی در راه
من و یادی که در این سینه به سر خواهم کرد

کوچه خاموش و دلم خسته‌تر از هر قدم است
هر قدم یاد تو را تازه‌تر از پیش کنم

بوی عطرت به هوا می‌پیچد و می‌دانم
باز هم بی‌خبر از خویش، فغان خواهم کرد

دل اگر طاقت دیدار ندارد، چه کنم؟
چشم بی‌نور تو را تاب ندارد، چه کنم؟

یک شب آخر به هوایت، دل من خواهد سوخت
و پس از آن به تو، ای عشق، گذر خواهم کرد

تو نماندی و دلم ماند در این کوچه‌ی سرد
من و این درد بمانیم…
ولی اما تو بخند…



م ح ب
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا چند ساعت دیگه
«جانا» همه جا

A piece of my heart… “Jana” out tonight 🎧
7💔1