MVINITY
2.07K subscribers
22 photos
55 videos
14 files
10 links
This is not just music
it’s what I never said.
Here, I share what I create, what I feel, what lives in the spaces between noise and truth.
If you’re here, maybe you’ve already heard me even before the sound.
🪬✌🏽
Download Telegram
و اگر دنیا دست من بود،
تمام لحظه‌ها را
به یک لحظه در نگاه تو بدل می‌کردم؛
لحظه‌ای که زمان در برابرش
زانو بزند.

آن‌گاه جهان،
نه به نام فصل‌ها،
که به نام تو شناخته می‌شد؛
و انسان‌ها،
نه به امید فردا،
که به امید دیدن تو می‌زیستند.

و در پایان،
قانونش این بود:
هیچ پایانی برای عشق تو نباشد،
چرا که تو خود
آغازِ بی‌پایانی.


م ح ب
30
دارم گنجی که در هیچ زمینی نمی‌گنجد،
نَفَسی از نور که با نام تو آغاز می‌شود.

دارم پنجره‌ای که رو به بی‌نهایت باز است،
جایی که رؤیاهایم پر می‌گیرند تا به قلب تو برسند.

دارم عشقی که نه زمان می‌تواند خاموشش کند
و نه فاصله می‌تواند از هم جداش سازد.

اگر ماه را بخواهی، زیر قدم‌هایت می‌گذارم،
اگر آفتاب را بخواهی، در چشمانت می‌کارم.

و می‌دانم جاودانگی یعنی همین:
که هر تپش قلب من، با یاد تو زنده بماند…



م ح ب
18👏2
اگه دنیا دست من بود
خورشید فقط برای لبخند تو طلوع می‌کرد
ماه فقط برای چشم‌های تو می‌درخشید
و ستاره‌ها نامت را زمزمه می‌کردند

اگه دنیا دست من بود
هیچ صبحی بدون نگاهت آغاز نمی‌شد
هیچ شبی بدون بوسه‌هایت پایان نمی‌گرفت

اگه دنیا دست من بود
باران روی گونه‌هایت بوسه می‌زد
نسیم عطر آغوشم را به تو می‌رساند

اگه دنیا دست من بود
تمام دردها را از تنت برمی‌داشتم
و شادی‌ها را در دلت می‌کاشتم
تا هیچ طوفانی نتواند ما را جدا کند

اگه دنیا دست من بود
تمام واژه‌ها برای گفتن “دوستت دارم” به تو ساخته می‌شد
و هیچ کلمه‌ای نمی‌توانست عمق عشقم را به اندازه تو نشان دهد

و اگه دنیا دست من بود
تو تنها دلیل نفس کشیدن من بودی
و من تا آخرین لحظه، فقط عاشق تو می‌ماندم…


م ح ب
12🔥2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یار من

برای من بنویس،
برایم بخوان،
با من هم‌صدا شو،
که صدای من بی‌تو ناتمام است.

یار من،
کجای این جهان ایستاده‌ای؟
میان سکوت ستاره‌ها
یا در دل بی‌پایان شب؟

من تو را در هر نسیم جستجو می‌کنم،
در هر تپش قلب،
در هر نگاه گمشده میان ازدحام.

اگر بیایی،
این جهان به شعر بدل می‌شود،
و اگر نمانی،
هر واژه بغضی‌ست در گلو.

پس بیا،
پیش از آن‌که روزگار
صدای مرا خاموش کند،
پیش از آن‌که فاصله
پل‌های امید را بسوزاند.

یار من،
من به تو محتاجم،
نه چون سایه‌ای بر دوشم،
که چون نوری
که تاریکی را می‌شکافد.

اگر کنارم باشی،
زمین بهشت می‌شود،
و اگر بروی،
زمان، غریب‌تر از همیشه خواهد گذشت.

پس برایم بخوان،
که آواز تو
زخم‌های خاموشم را مرهم می‌کند.

و من،
در میانه‌ی این بی‌کران،
تنها یک چیز می‌دانم:
که بودنِ تو
معنای بودنِ من است.

اگر چشم‌هایت را بر من ببندی،
جهان خاموش می‌شود،
و اگر دستت را در دستم بگذاری،
آسمان، دوباره زاده خواهد شد.

یار من،
از هر کجا که می‌آیی،
راهت را به سوی من بیاب،
که خانه‌ام، قلبی‌ست
که بی‌وقفه نام تو را صدا می‌زند.

و آنگاه،
دیگر نه تنهایی،
نه شب،
و نه غربت،
توان شکستن ما را نخواهد داشت…



م ح ب
20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دنیا را تنها در آغوش تو می‌خواهم،
آنجا که هر دقیقه طعم ابدیت دارد
و هر ثانیه،
بهاری بی‌پایان در رگ‌هایم می‌دواند.

دستانت،
مانند دو بال سپیدند
که خستگی قرن‌ها تبعید را
از شانه‌هایم برمی‌دارند.

من در میان بازوانت،
نه تبعیدی‌ام، نه آواره،
من شهروندی‌ام
در کشوری که پرچمش عطر تن توست
و سرود ملی‌اش
صدای آرام نفس‌هایت.

ای معجزهٔ من،
وقتی نگاهم می‌کنی،
تمام جهان از نو نوشته می‌شود:
زمین زیباتر،
آسمان نزدیک‌تر،
و حتی خدا لبخند می‌زند.

اگر تمام شاعران جهان
کلمه‌هایشان را به من بدهند،
باز هم کم می‌آورم
تا وصف کنم
چگونه آغوش تو
بزرگ‌ترین شعر هستی‌ست…



م ح ب ✍️
13❤‍🔥4🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من تو را می‌خواهم،
نه به خاطر نگاهت، نه به خاطر لب‌هایت،
به خاطر تو، که در من نفس می‌کشی.

هرگز در آغوشت نبوده‌ام،
هرگز لب‌هایت را لمس نکرده‌ام،
ولی تمام جانم،
با تو زنده است،
با تو می‌سوزد،
با تو می‌خندد.

تو در چشم‌هایم زندگی می‌کنی،
در عمق قلبم، در خلوت روحم،
و من هنوز،
با هیچ‌کس سخن نمی‌گویم،
جز تو،
که حتی در نبودت، مرا کامل می‌کنی.

و هر شب که سکوت بر جهان می‌افتد،
من تو را در تمام لحظه‌هایم می‌بینم،
در خیابان‌های خالی، در شعرهای نانوشته،
در نفس هر باد، در لمس هر نور.

تو تنها دلیل تمام شعرهای منی،
تنها دلیل تمام عاشقانه‌های خاموش،
و من، بی‌پناه،
با قلبی که نام تو را بر خود حک کرده،
به انتظار تو می‌نشینم،
چون زندگی بدون تو، فقط سکوت است،
و هیچ چیز جز تو، مرا زنده نگه نمی‌دارد…


م ح ب ✍️
23😢2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکنون می‌دانم خدا را
کجا دیده ام: در چشمانت…



م ح ب ✍️
9🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجا بروم
که صدای قدم‌هایت دوباره در گوشم بپیچد؟
کجا بایستم
که نگاهت مرا از گم‌شدن برهاند؟
کجا بخوابم
که نفس‌هایت خوابم را روشن کند؟
کجا بگردم
که در آغوشت خودم را بیابم؛
آنجا که وطنِ من است؟

کجا چشم باز کنم
که همه‌ی جهان قابِ حضور تو شود؟
کجایی…
کجایی که هیچ تصویری از تو زیباتر نیست؟

کجا جان بدهم
که با بوسه‌هایت دوباره جان بگیرم؟
کجایی…
تو؟
ای ماه من…


م ح ب ✍️
15🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوباره می‌خواهم ببینم آن نگاهِ روشنِ تو را،
آن قامتِ آرامِ تو را، آن سایه‌ی مهربانِ تو را.

رویاهایم هنوز از چشم‌هایت زاده می‌شوند،
و هر شب در خیال، نقشِ چشمانِ تو را می‌بینم.

با هر نسیم، نامت را گفتم تا شاید
از پسِ پرده، آن لبخندِ پنهانِ تو را ببینم.

بی‌تو، راه تا خودِ من هم تار است
کجایی ای چراغِ جان؟ تا دوباره روشنیِ دنیا را ببینم.

نمی‌دانم چه کردی با دلم که این‌چنین
به دیدارِ تو می‌خواهم همه‌ی جهان را ببینم.

دیدنِ رویِ تو بس نیست، دلم پر می‌کشد
تا در نگاهِ تو، تمامِ هستی را ببینم.

رخصتَم ده تا در خلوتِ شب، بی‌صدا
به سویِ تو بیایم و آن لبخندِ آشنا را ببینم.

اگر اجازت است، بگذار در سکوتِ مهربانِت
طعمِ آن لب‌ها و عطرِ نفس‌ها را ببینم.

و اگر نه بگذار تنها
در رؤیایی دور، خوابِ آغوشِ تو را ببینم…



م ح ب ✍️
14🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشقِ من،
شعری‌ست که خدا
پیش از آفرینشِ زمین سرود
و در چشمانِ تو پنهان کرد.

من از زخم نمی‌ترسم،
زخم، مدالِ عاشقان است؛
یادگاری از جنگی بی‌پرچم
که در قلب، بی‌صدا اتفاق می‌افتد.

بگذار جهان فراموش کند ما را،
من هنوز در تو ادامه دارم؛
چون شعری که هیچ شاعری
جرأتِ پایان دادنش را ندارد…


م ح ب ✍️
16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای چشم‌هایت صد ترانه داشتم،
برای هر تار مویت هزار قصه.
برای لب‌هایت لحظه‌ها نوشتم،
و در سکوت نفس‌هایت، جانم را جا گذاشتم.

حتی سکوت من عاشق توست،
و هر نبضم، تنها آواز توست…



م ح ب ✍️
14🔥2
این عشق چیست، کجاست؟
رحم کن بر دلِ ما، جانا
در هوایت نفسم افتاده به دام
بی‌تو عالم همه ویرانه‌ست، جانا

هر نفس، بی‌تو گم‌شده در باد
هر نگاهم دنبال سایهٔ توست

بی‌تو عالم همه ویرانه‌ست، جانا
بی‌تو عالم همه ویرانه‌ست، جانا
دست‌هایم خالی‌ست از لمسِ حضورت
اما دل، پُر است از نامت، جانا

اگر بیایی، این ویرانه شکوفه می‌زند
هر لحظه با تو
زندگی دوباره‌ست،
جانا…


م‌ح‌ب
12🕊2🔥1
من آزادی را
در چشم‌های تو دیدم
وقتی که
با دست‌های خالی
در برابر ترس
ایستادی

ایران
اگر روزی
آزاد شوی
جهان
عاشقانه‌تر خواهد شد
و شعر
دیگر
از درد
نخواهد نوشت…


م‌ح‌ب
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاک تو اینگونه عاشقم کرد
که حتی وقتی می‌گریم، لبخند می‌زنم
و به فردایی روشن ایمان دارم…




م ح ب
8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پناهم بده به آغوشت
پناهم بده،
ای سرزمینی
که هنوز
با تمام زخم‌هایت
مرا
بغل می‌کنی...


م‌ح‌ب
6
IMG_3974.MP4
954.5 MB
اونكه رفته ديگه هيچوقت نمياد…

تقدیم به
شهیدان راه آزادی

به همه دلیران میهن؛
به آنان که برای آزادی،
برای کرامت،
و برای ایرانی آزاد،
از جان گذشتند و استوار ایستادند…

م‌ح‌ب

🕊️
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای پنجره‌ای که هرگز باز نشد.
برای دستی که در میانه‌ی فریاد
تنها ماند.
برای پرنده‌ای
که آوازش را
پیش از طلوع
تبعید کردند.

می‌نویسیم
روزی
خورشید
از سمتِ دلِ ما
طلوع خواهد کرد…

م‌ح‌ب
9👏1
‘وطن خاك نبود
وطن هم وطن بود.
9💔5😢2
باشد که شانه به شانه ی یکدیگر شراب آزادی بنوشیم…

م ح ب
10