برای مردم سرزمینم…
برای آنان که در چشمهایشان،
هنوز هزار بهار پنهان است،
هرچند فصلها
بوی باروت گرفته باشند.
این ترانه،
از دلِ من،
به دلِ شماست.
با عشق… ایران…
م ح ب
برای آنان که در چشمهایشان،
هنوز هزار بهار پنهان است،
هرچند فصلها
بوی باروت گرفته باشند.
این ترانه،
از دلِ من،
به دلِ شماست.
با عشق… ایران…
م ح ب
❤6
سکوت همیشه نشانه بی تفاوتی نیست.
گاهی آدم
آنقدر دوستت داشته
که دیگر چیزی برای گفتن نمانده است.
حرف ها
مثل برگ های پاییز
یکی یکی از شاخه دلش افتاده اند
و تنها سکوت مانده…
سکوتی که اگر گوش دلت بیدار باشد،
بلندتر از هزار اعتراف عاشقانه
نام تو را صدا میزند.
بعضی عشق ها
تمام نمیشوند،
فقط
از جایی به بعد
دیگر حرف نمیزنند…
م ح ب
گاهی آدم
آنقدر دوستت داشته
که دیگر چیزی برای گفتن نمانده است.
حرف ها
مثل برگ های پاییز
یکی یکی از شاخه دلش افتاده اند
و تنها سکوت مانده…
سکوتی که اگر گوش دلت بیدار باشد،
بلندتر از هزار اعتراف عاشقانه
نام تو را صدا میزند.
بعضی عشق ها
تمام نمیشوند،
فقط
از جایی به بعد
دیگر حرف نمیزنند…
م ح ب
❤3😢1
آدم ها را از حرف هايشان
نمى شناسم.
حرف ها، سال هاست كه راه فرار حقيقت شده اند.
من، آدم ها را از لحظه اى مى شناسم كه ميان شرافت و منفعت، يكى را انتخاب
مى كنند.
از همان جا كه هيچ تماشاگرى نيست و هيچ تشويقى در كار نيست.
اگر قرار باشد به كسى نزديك شوم،
ترجيح مى دهم هنوز شرمى در نگاهش مانده باشد و شرافتى در دلش؛
چيزهايى كه اين روزها كمياب تر از عشق شده اند.
وگرنه، به تنهايى خود برمى گردم.
تنهايى، اگرچه سرد است،
اما دروغ نمى گويد.
نقاب به چهره نمى زند،
براى سود، رنگ عوض نمى كند،
و انسان بودن را به قيمت چند منفعت ناچيز نمى فروشد.
سال هاست فهميده ام
آدم هايى كه ارزش هايشان را معامله مى كنند،
دير يا زود، خودشان را هم خواهند فروخت.
اگر هنوز كنار كسى ايستاده ام،
نه به خاطر حرف هاى قشنگش،
بلكه چون ديده ام وقتى دنيا آسان ترين راه را پيش پايش گذاشته،
باز هم شرافت را انتخاب كرده است.
شرافت را نمى شود نوشت،
نمى شود فرياد زد،
شرافت، بى صدا زندگى مى شود.
و همين سكوت،
بلندترين تعريف يك انسان است…
م ح ب
نمى شناسم.
حرف ها، سال هاست كه راه فرار حقيقت شده اند.
من، آدم ها را از لحظه اى مى شناسم كه ميان شرافت و منفعت، يكى را انتخاب
مى كنند.
از همان جا كه هيچ تماشاگرى نيست و هيچ تشويقى در كار نيست.
اگر قرار باشد به كسى نزديك شوم،
ترجيح مى دهم هنوز شرمى در نگاهش مانده باشد و شرافتى در دلش؛
چيزهايى كه اين روزها كمياب تر از عشق شده اند.
وگرنه، به تنهايى خود برمى گردم.
تنهايى، اگرچه سرد است،
اما دروغ نمى گويد.
نقاب به چهره نمى زند،
براى سود، رنگ عوض نمى كند،
و انسان بودن را به قيمت چند منفعت ناچيز نمى فروشد.
سال هاست فهميده ام
آدم هايى كه ارزش هايشان را معامله مى كنند،
دير يا زود، خودشان را هم خواهند فروخت.
اگر هنوز كنار كسى ايستاده ام،
نه به خاطر حرف هاى قشنگش،
بلكه چون ديده ام وقتى دنيا آسان ترين راه را پيش پايش گذاشته،
باز هم شرافت را انتخاب كرده است.
شرافت را نمى شود نوشت،
نمى شود فرياد زد،
شرافت، بى صدا زندگى مى شود.
و همين سكوت،
بلندترين تعريف يك انسان است…
م ح ب
👍5❤3🔥2
چه نادان بودم...
در روزهايى كه
بايد دوستت مى داشتم،
به تغييرٍ جهان مى انديشيدم...
اما تغيير كردم و عاقل تر شدم...
اكنون،
در روزهايى كه بايد
جهان را تغيير دهم،
دوستت مى دارم...
ميثم_راضي
در روزهايى كه
بايد دوستت مى داشتم،
به تغييرٍ جهان مى انديشيدم...
اما تغيير كردم و عاقل تر شدم...
اكنون،
در روزهايى كه بايد
جهان را تغيير دهم،
دوستت مى دارم...
ميثم_راضي
💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
WHO’S READY FOR THE CHALLENGE? 🔥
Use my song, learn the dance, and make it your own.
Here’s how to join:
• Post your video on your Story or Reels.
• Tag me @MVINITY.
• Send me your video as well.
I’ll be sharing my favourite videos, and the best ones will get a special reward. 👀🎁
Let’s see who’s got the moves.
I can’t wait to watch what you create. ❤️
Use my song, learn the dance, and make it your own.
Here’s how to join:
• Post your video on your Story or Reels.
• Tag me @MVINITY.
• Send me your video as well.
I’ll be sharing my favourite videos, and the best ones will get a special reward. 👀🎁
Let’s see who’s got the moves.
I can’t wait to watch what you create. ❤️
🔥1
در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم! فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
لطفِ خورشید است اگر از ماه نوری میرسد آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!
شیشهای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل خُرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
جام زهرت را بیاور، من برای زندگی بیش از این چیزی که میبینی مصمم نیستم...!
حسین_دهلوی
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
لطفِ خورشید است اگر از ماه نوری میرسد آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!
شیشهای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل خُرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
جام زهرت را بیاور، من برای زندگی بیش از این چیزی که میبینی مصمم نیستم...!
حسین_دهلوی
❤3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خنک آن قمار که با خویش کردم؛
ابرها را بر شانه نشاندم،
تا هر بار که طوفانی شدم،
یادم بماند
هیچ موجی برای ماندن نیامده است.
و آن چشم،
تنها برای دیدن نیست؛
برای بیدار ماندن است…
م ح ب
اولین تتو
ابرها را بر شانه نشاندم،
تا هر بار که طوفانی شدم،
یادم بماند
هیچ موجی برای ماندن نیامده است.
و آن چشم،
تنها برای دیدن نیست؛
برای بیدار ماندن است…
م ح ب
اولین تتو
❤5🔥1
جمعیت اطراف مرا یار مپندار..
یعقوب غریب است میان پسرانش
از سفره ما هر که نمک خورد شرف برد
یک دوست اگر هست سلامی برسانش…
🫂
یعقوب غریب است میان پسرانش
از سفره ما هر که نمک خورد شرف برد
یک دوست اگر هست سلامی برسانش…
🫂
❤6❤🔥6
تو نبودی
اما عطر حضورت
سالها روی دستهای من ماند
مثل بارانی که از خاطر خاک نمیرود.
اگر روزی دوباره از کنارم گذشتی،
سلامی نکن…
بگذار همان سکوت میان ما
زیباترین اعتراف عاشقانهای باشد
که هیچکس نشنید…
م ح ب
اما عطر حضورت
سالها روی دستهای من ماند
مثل بارانی که از خاطر خاک نمیرود.
اگر روزی دوباره از کنارم گذشتی،
سلامی نکن…
بگذار همان سکوت میان ما
زیباترین اعتراف عاشقانهای باشد
که هیچکس نشنید…
م ح ب
❤7
تو را پیدا میکنم
تو ای که روحم را سوزاندی
و مرا تا مرز دیوانگی بردی،
به خدا
هر کجا باشی
پیدایت میکنم.
پیدایت میکنم،
چون هنوز
با تمام احساسم زندگی میکنم
و روزی خواهد رسید
که مرا
عشق خودت صدا بزنی.
تو… فقط تو
همانی که عاشقش شدم
و بعد از تو
هیچکس را نخواستم.
تو… فقط تو
همانی که انتظارش را کشیدم
اما بخت من
با تو یار نبود.
اما دوستت دارم…
مرگبار دوستت دارم،
آنقدر که
اگر عشق تو
آخرین راه من باشد،
باز هم
تا آخرش می آیم.
پشت سرت می آیم،
هر کجا بروی
پشت سرت می آیم،
ای فرشته من.
این است عشق…
همین است عشق؛
وقتی عاشق میشوی
خودت را فراموش میکنی،
عمری که داشتی
یادت میرود،
و تمام دنیا
در یک نفر خلاصه میشود.
این است عشق…
وقتی در آغوشی گرم
و کنار کسی که دوستش داری
نشسته ای،
دیگر از دنیا
چه میخواهی؟
همه چیز ممکن است،
عزیز من،
جز تو.
مثل تو
دیگر هیچکس ممکن نیست.
تو تمام عمر منی،
تمام عمر منی،
تو برای من
یک وطن هستی.
حتی اگر
فقط خیالی در ذهن من باشی،
از همین سراب
آنقدر مینوشم
تا سیراب شوم.
حتی اگر عشق تو
مرا عذاب دهد،
باز هم
مرگ در راه تو
ارزش زیستن دارد.
ای دل من،
کجا میروی؟
مرا با خودت
کجا میبری؟
این چه عشقی است
که چنین مرا میسوزاند؟
این چه دوست داشتنی است
که این همه درد دارد؟
آه…
کاش میفهمید
چقدر دوستش دارم.
کاش میفهمید
که تمام این دیوانگی
برای اوست.
این است عشق…
همین است عشق؛
وقتی عاشق میشوی
خودت را فراموش میکنی،
تمام دنیا را فراموش میکنی
و فقط
او میماند…
م ح ب
تو ای که روحم را سوزاندی
و مرا تا مرز دیوانگی بردی،
به خدا
هر کجا باشی
پیدایت میکنم.
پیدایت میکنم،
چون هنوز
با تمام احساسم زندگی میکنم
و روزی خواهد رسید
که مرا
عشق خودت صدا بزنی.
تو… فقط تو
همانی که عاشقش شدم
و بعد از تو
هیچکس را نخواستم.
تو… فقط تو
همانی که انتظارش را کشیدم
اما بخت من
با تو یار نبود.
اما دوستت دارم…
مرگبار دوستت دارم،
آنقدر که
اگر عشق تو
آخرین راه من باشد،
باز هم
تا آخرش می آیم.
پشت سرت می آیم،
هر کجا بروی
پشت سرت می آیم،
ای فرشته من.
این است عشق…
همین است عشق؛
وقتی عاشق میشوی
خودت را فراموش میکنی،
عمری که داشتی
یادت میرود،
و تمام دنیا
در یک نفر خلاصه میشود.
این است عشق…
وقتی در آغوشی گرم
و کنار کسی که دوستش داری
نشسته ای،
دیگر از دنیا
چه میخواهی؟
همه چیز ممکن است،
عزیز من،
جز تو.
مثل تو
دیگر هیچکس ممکن نیست.
تو تمام عمر منی،
تمام عمر منی،
تو برای من
یک وطن هستی.
حتی اگر
فقط خیالی در ذهن من باشی،
از همین سراب
آنقدر مینوشم
تا سیراب شوم.
حتی اگر عشق تو
مرا عذاب دهد،
باز هم
مرگ در راه تو
ارزش زیستن دارد.
ای دل من،
کجا میروی؟
مرا با خودت
کجا میبری؟
این چه عشقی است
که چنین مرا میسوزاند؟
این چه دوست داشتنی است
که این همه درد دارد؟
آه…
کاش میفهمید
چقدر دوستش دارم.
کاش میفهمید
که تمام این دیوانگی
برای اوست.
این است عشق…
همین است عشق؛
وقتی عاشق میشوی
خودت را فراموش میکنی،
تمام دنیا را فراموش میکنی
و فقط
او میماند…
م ح ب
❤8