This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا چند ساعت دیگه
«جانا» همه جا
A piece of my heart… “Jana” out tonight 🎧
«جانا» همه جا
A piece of my heart… “Jana” out tonight 🎧
❤7💔1
تو
تنها زنی هستی
که وقتی نامش را مینویسم
دستخطّم
شبیه شعر میشود.
دوستت دارم…
نه مثل شاعری که میخواهد مشهور شود،
مثل مردی
که ناگهان فهمیده
قلبش
خانهای داشته
و تمام عمر
دیر رسیده است…
م ح ب
تنها زنی هستی
که وقتی نامش را مینویسم
دستخطّم
شبیه شعر میشود.
دوستت دارم…
نه مثل شاعری که میخواهد مشهور شود،
مثل مردی
که ناگهان فهمیده
قلبش
خانهای داشته
و تمام عمر
دیر رسیده است…
م ح ب
❤14😭3💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آه ای وطن…
تو را
در کوچههای خون و فریاد
صدا زدهام.
با دهانی
که طعمِ خاموشی را
تحمل نکرد.
و هنوز
در تاریکترین ساعت شب
انسان
چراغیست
که شکست را باور نمیکند…
م ح ب
تو را
در کوچههای خون و فریاد
صدا زدهام.
با دهانی
که طعمِ خاموشی را
تحمل نکرد.
و هنوز
در تاریکترین ساعت شب
انسان
چراغیست
که شکست را باور نمیکند…
م ح ب
❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ «پرسه»
تقدیم به تمام خاطرههایی که هنوز با صدای باران زنده میشن...
به روزهایی که گذشتند، اما از دل نرفتند...
و به آدمهایی که شاید دور شدند،
اما ردِ حضورشان هنوز در کوچههای ذهن ما ماند
تقدیم به تمام خاطرههایی که هنوز با صدای باران زنده میشن...
به روزهایی که گذشتند، اما از دل نرفتند...
و به آدمهایی که شاید دور شدند،
اما ردِ حضورشان هنوز در کوچههای ذهن ما ماند
❤54🔥1🕊1
تو از کدام فصل آمدی
که ناگهان تمام درختهای فراموش شده من
شکوفه دادند.
سالها بود
در ایستگاههای خالی خاطره
به قطاری فکر میکردم
که هرگز نمیآمد.
بعد تو رسیدی
آرام،
مثل بارانی که آدرس همه پنجرهها را بلد است.
حالا هر شب
نامت را روی تاریکی مینویسم
و صبح
از لابهلای نور جمعش میکنم.
اگر عشق
فقط یک واژه بود،
هزار بار فراموشت میکردم.
اما تو
شبیه شهری هستی
که هرچه بیشتر گم میشوم در آن،
بیشتر به خانه میرسم.
بمان
که جهان بدون تو
فقط ساعت بزرگی است
که عقربههایش
دور نبودنت میچرخند…
م ح ب
که ناگهان تمام درختهای فراموش شده من
شکوفه دادند.
سالها بود
در ایستگاههای خالی خاطره
به قطاری فکر میکردم
که هرگز نمیآمد.
بعد تو رسیدی
آرام،
مثل بارانی که آدرس همه پنجرهها را بلد است.
حالا هر شب
نامت را روی تاریکی مینویسم
و صبح
از لابهلای نور جمعش میکنم.
اگر عشق
فقط یک واژه بود،
هزار بار فراموشت میکردم.
اما تو
شبیه شهری هستی
که هرچه بیشتر گم میشوم در آن،
بیشتر به خانه میرسم.
بمان
که جهان بدون تو
فقط ساعت بزرگی است
که عقربههایش
دور نبودنت میچرخند…
م ح ب
❤13
از دلِ شکستم، جایی که هنوز صدای رفتنت میان دیوارهای سکوت میپیچد. روزها گذشتند، اما بعضی غروبها هنوز بوی خاطراتت را با خود میآورند. فکر میکردم زمان همهچیز را از یاد میبرد، اما بعضی آدمها فراموش نمیشوند؛ فقط یاد میگیری با نبودنشان زندگی کنی.
من از میان همین شکستگیها دوباره خودم را ساختم. هر تکهای که از دلم افتاد، درسی شد برای محکمتر ایستادن. هنوز درد هست، اما دیگر مرا زمین نمیزند. حالا میدانم که پایان بعضی عشقها، آغاز شناختن خویشتن است.
و اگر روزی دوباره لبخند بزنم، نه از آن رو که زخمی نشدهام، بلکه چون یاد گرفتهام حتی با دلِ شکسته هم میشود به زندگی ادامه داد؛ میشود از میان ویرانهها، پنجرهای رو به نور باز کرد…
م ح ب
من از میان همین شکستگیها دوباره خودم را ساختم. هر تکهای که از دلم افتاد، درسی شد برای محکمتر ایستادن. هنوز درد هست، اما دیگر مرا زمین نمیزند. حالا میدانم که پایان بعضی عشقها، آغاز شناختن خویشتن است.
و اگر روزی دوباره لبخند بزنم، نه از آن رو که زخمی نشدهام، بلکه چون یاد گرفتهام حتی با دلِ شکسته هم میشود به زندگی ادامه داد؛ میشود از میان ویرانهها، پنجرهای رو به نور باز کرد…
م ح ب
❤8💔4
‘وقتی پیامی از تو دریافت میکنم؛احساس میکنم که مرزهای جهان کمی بازتر شدهاند و کمی بیشتر میتوان نفس کشید.
کافکا’
کافکا’
❤4
منم شرقیِ غم،
در چشمهای من
هنوز عکسِ بارانیِ کوچهای مانده است
که شکوفهها
نام تو را آرامآرام بر شاخهها مینوشتند.
منم و پنجرهای رو به فصلِ فراموشی،
منم و سایهای که هر غروب
از کنار خاطرهها عبور میکند.
شکوفهترین شعرم را
برای روزی نگه داشتهام
که باد
دست از پریشانی بردارد
و جهان
دوباره بوی آمدن بدهد.
آن روز،
از میان شاخههای روشنِ بهار
نامت را صدا میزنم
و تمام گلها
پاسخ خواهند داد…
م ح ب
در چشمهای من
هنوز عکسِ بارانیِ کوچهای مانده است
که شکوفهها
نام تو را آرامآرام بر شاخهها مینوشتند.
منم و پنجرهای رو به فصلِ فراموشی،
منم و سایهای که هر غروب
از کنار خاطرهها عبور میکند.
شکوفهترین شعرم را
برای روزی نگه داشتهام
که باد
دست از پریشانی بردارد
و جهان
دوباره بوی آمدن بدهد.
آن روز،
از میان شاخههای روشنِ بهار
نامت را صدا میزنم
و تمام گلها
پاسخ خواهند داد…
م ح ب
❤8
هر بار که به سویی رفتم،
گمان میکردم به شهری تازه میرسم،
اما در پایان،
به خودم رسیدم.
آدمها از کنارم گذشتند،
بعضی در من ماندند،
بعضی مرا شکستند،
و بعضی فقط فاصلهای شدند
میان دیروز و امروز.
من بارها از ویرانههای خودم برخاستم،
بارها نامم را از نو نوشتم،
تا بفهمم آنچه در جستوجویش بودم،
در آینهٔ چشمهایم پنهان بود.
اکنون میدانم
تمام راهها توطئهای زیبا بودند
برای بازگرداندنم به خویش.
من از همان آغاز،
نامهای بودم که زندگی آن را نوشت،
و سالها در راه بودم
تا به دست خودم برسم…
م ح ب
گمان میکردم به شهری تازه میرسم،
اما در پایان،
به خودم رسیدم.
آدمها از کنارم گذشتند،
بعضی در من ماندند،
بعضی مرا شکستند،
و بعضی فقط فاصلهای شدند
میان دیروز و امروز.
من بارها از ویرانههای خودم برخاستم،
بارها نامم را از نو نوشتم،
تا بفهمم آنچه در جستوجویش بودم،
در آینهٔ چشمهایم پنهان بود.
اکنون میدانم
تمام راهها توطئهای زیبا بودند
برای بازگرداندنم به خویش.
من از همان آغاز،
نامهای بودم که زندگی آن را نوشت،
و سالها در راه بودم
تا به دست خودم برسم…
م ح ب
❤5
«جانا» منتشر شد. ✨
این ترانه تکهای از قلب و روزهای من است؛
قصهای که مدتها در سکوت زندگی میکرد و حالا به موسیقی تبدیل شده است.
امیدوارم «جانا» راهش را به قلب شما هم پیدا کند.
JANA by MVINITY is out now. ✨
Available everywhere you stream music:
Spotify • Apple Music • YouTube Music • Amazon Music • Deezer • Tidal
🤍🎵 #JANA #MVINITY #OutNow
این ترانه تکهای از قلب و روزهای من است؛
قصهای که مدتها در سکوت زندگی میکرد و حالا به موسیقی تبدیل شده است.
امیدوارم «جانا» راهش را به قلب شما هم پیدا کند.
JANA by MVINITY is out now. ✨
Available everywhere you stream music:
Spotify • Apple Music • YouTube Music • Amazon Music • Deezer • Tidal
🤍🎵 #JANA #MVINITY #OutNow
❤5👍1💔1