استاد محمدتقی سبحانی
2.28K subscribers
1.6K photos
421 videos
210 files
1.5K links
اطلاع رسانی برنامه‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها، کلاس‌ها و نیز بیان دیدگاه‌ها و نظرات استاد

نقد ونظر @vir_admin

ادمین کانال درس خارج استاد در ایتا:
@Admin_DrSobhani
Download Telegram
ديدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمين شهرستانى در آستانه نشست رونمائى از موسوعه آثار آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى (قدس) و ارج نامه آيت الله سيدان (مشعل معرفت)
امروز یکشنبه ۲۲ بهمن بعد از نماز ظهر و عصر ديداری با حضرت حجت الاسلام و المسلمين شهرستانى در آستانه نشست رونمائى از موسوعه آثار آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى (قدس) و ارج نامه آيت الله سيدان (مشعل معرفت) شکل گرفت.
این نشست با حضور حضرات حجج اسلام و المسلمين مهدوى راد، معراجى، رضا مختارى و محمد تقى سبحانى و ... صورت پذیرفت.

https://t.me/mtsobhani/42
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی ضرورت اجتهاد اعتقادی در معارف اهل بیت علیهم السلام همراه با رونمایی از موسوعه آیت الله میرزا مهدی #اصفهانی با حضور وزیر محترم اطلاعات حجت الاسلام علوی، آیت الله مهدی مروارید، نمایندگان بیوت و دفاتر مراجع و اساتید حوزه و دانشگاه به همت موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام برگزار شد.

📷 مشاهده گزارش تصویری

@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: ضرورت اجتهاد اعتقادی در معارف اهل بیت علیهم السلام همراه با رونمایی از موسوعه آیت الله میرزا مهدی #اصفهانی

🔻 سخنرانان: دکتر محمد تقی #سبحانی، دکتر رضا #برنجکار، دکتر محمد علی #مهدوی_راد

🔻 موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام

📌 مشاهده‌ی مطلب در سایت

👥 عضویت در کانال

📎 صوت جلسه در پیوست این مطلب قابل دریافت است.

@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: دومین جلسه کرسی #مناظره با موضوع نقد و بررسی دیدگاه آیت الله #جوادی_آملی درباره ماهیت #علم دینی

▫️مناظره کنندگان: حجج اسلام دکتر محمدتقی #سبحانی و دکتر حمید #پارسانیا

▫️دبیر علمی: دکتر ابراهیم #علیپور

زمان: پنج شنبه سوم اسفند ماه سال 96، ساعت 9:40

📍مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشگاه علم و فرهنگ اسلامی، تالار خواجه نصیر الدین طوسی.

🔈 دریافت صوت جلسه‌ی اول

📌 لینک در سایت

👥 عضویت در کانال
@ekalam
جايگاه ميرزاى اصفهانى در دانش اصول
يكى از نويسندگان اخيرا در مقام تعرض به مبانى اصولى ميرزاى اصفهانى برآمده و ضمن بيان ملازمه ميان علم اصول و فلسفه، از كسانى كه فلسفه خوانى را منع مى كنند، شكوه سرداده است.
از نگاشته نويسنده محترم نيك پيداست كه اطلاع چندانى از دروس و آثار اصولى ميرزاى اصفهانى ندارد و با حدس و خرص و با تلفيق عباراتى چند، به ميدان انتقاد به چيزى در آمده كه از مبنا و بنايش تصور روشنى ندارد.
١.ميرزاى اصفهانى در نجف زمانى به حلقه اوليه ميرزاى نائينى درآمد كه آخوند خراسانى با رويكرد فلسفى، مرحله جديدى از اصول شيعه را رقم مى زد. نائينى در آن زمان با نقد نظرات آخوند، به احياى اصول شيخ انصارى و امتداد آن در مدرسه سامرائىِ ميرزاى شيرازى مى پرداخت. اين روياروئى ميان دو مكتب اصولى نه تنها از همان زمان آشكار بود، بلكه با ورود ميرزاى اصفهانى به مشهد و تقرير آراى نائينى در مقابل شاگردان بزرگ آخوند ( ميرزا محمد كفائى و حاج آقا حسين قمى) به روشنى رخ نمود.
٢. مدرسه شيخ انصارى و شاگردان او از ميرزاى شيرازى تا نائينى ، همگى از مخالفان فلسفه بودند و از اين رو، اصول خود را بر بنائات عقلائى به جاى تدقيقات فلسفى مى گذاشتند.
بنابراين در مسلك اصولى شيخ انصارى/ميرزاى شيرازى (برخلاف مسلك آخوند خراسانى/ اصفهانى) نه اعتماد به انظار فلسفى جايگاهى داشته و نه رسم تعلم فلسفه مرسوم بوده است. سخن معروف شيخ عبدالكريم حائرى (شاگرد اصيل مدرسه سامرائى) كه مى گفت "معقول نخوانده ام ولى عقل دارم" را بايد نماد اين رويكرد دانست.
مى دانيم كه سنت سامرائى حتى در سلوك اخلاقى و معنوى خود نيزبه با عرفان نظرى ابن عربى مخالف بود و به همين دليل با عرفان نجف به سرآورى ملاحسينقلى روى خوش نشان نمى داد و به پيروى از ملافتحعلى سلطان آبادى، از روش هاى شرعى در سلوك معنوى سود مى جست.
٣. اصول فقه با دانش كلام از همان سده هاى نخستين، همزاد و همبسته بوده اند و از اين رو، آن دو را "علمى الاصول"(اصول فقه و اصول دين) و متخصصان آنها را "عالم الاصولين" مى گفتند و به همين دليل، آشنائى با اصول فقه بدون مقدمات كلامى ميسور نبوده است. اما تعامل ميان علم اصول با فلسفه تنها به دوره هاى اخير و به دست اصوليانى خاص رخ داده است. پس ادعاى اين كه براى يادگيرى دانش اصول بايد به تعلم فلسفه روى آورد، سخن نادقيقى است و سيره عملى اصوليان قديم و جديد نيز چنين مدعائى را تاييد نمى كند. مى دانيم كه حتى كسانى چون امام خمينى نيز با ورود فلسفه به فرايند اجتهاد مخالف بودند.
٤.ميرزاى اصفهانى در ادامه سنت سامرائى به تهذيب شائبه هاى فلسفه از دانش اصول پرداخت و در اولين دوره هاى تدريس اصولى خود در حوزه مشهد، ضمنِ تقرير آراى ميرزاى نائينى، به اين پاكسازى همت گماشت ( ك. تقريرات مرحوم حلبى و مرحوم بروجردى از اين دروس و مقايسه كنيد با آراى نائينى)
در ادامه همين مسير، ميرزاى اصفهانى در دوره اخير، با بازپيرائى دوباره نگره هاى فلسفى از مطالب اصولى گذشته، و با ارائه ديدگاه هاى خاص خود كه بعضا برامده از همان مبانى معارفى اش بود، يك دوره پاكيزه و پرمايه از اصول فقه را در سنت شيخ انصارى ارائه كرد( نك اصول وسيط و مصباح الهدى)
ميرزاى اصفهانى على رغم نوآورى هاى فراوانش در علم اصول، بارها خود را ادامه دهنده سنت شيخ انصارى در اصول دانسته است
٥. اصحاب معارف نه تنها از تدريس فلسفه پرهيز نداده اند بلكه خود از فراگيران و آموزگاران فلسفه به شمار مى آمده اند. ايراد بزرگان مكتب تفكيك به فلسفه اسلامى رايج، علاوه بر روش ناقص و محتواى ناصواب آن، به نظام تعليمى و تحقيقى فلسفه در حوزه هاى علميه باز مى گردد، كه اين اشكالات آنها را در سه نقد كلى مى توان خلاصه كرد:
أ. خلط ميان مرزهاى دانش كه از جمله خلط دانش اصول با تدقيقات ذهنى فلسفى است
ب. تعبدورزى به اقوال حكيمان و پرهيز از اجتهاد فلسفى و در نتيجه انسداد باب فهم معارف وحيانى فراروى فلسفه خوانان
ج. اجبارى كردن فلسفه براى طلابى كه نيازى به اين علم ندارند و در مقابل، جلوگيرى از دانش كلام كه ضرورت آن براى عالمان دين بسى بيشتر احساس مى شود
توضيحات بيشتر در باب رويكرد اصولى ميرزاى اصفهانى
١. چنان كه پيشتر نوشتم، ميرزاى اصفهانى در دانش اصول هرگز خود را داراى يك دستگاه اصولى مستقل و متمايز ندانست بلكه با اعتقاد راسخ به سنت اصولى شيخ انصارى، با پيرايش بسيار و افزوده هاى جديد، به مشروعيت و كارآمدى دانش اصول مدد رساند. از اين رو انتظار يك نظام جديد اصولى از او فراتر از آرمان و ادعاى خود اوست.
٢. ميرزا هرگز با دانش كلام به تقابل نپرداخت، بلكه با احياى اصول اصيل و اوليه كلام امامى و با نقد افزوده هاى ناصواب فلسفى و معتزلى، تلاش كرد كه براى تبيين مبانى كلام شيعه و دفاع از آنها، راه هاى نوينى را در پيش گيرد. البته او با بهره گيرى از منابع وحيانى، چنان به پيرايش و افزايش دستگاه كلام فلسفى متاخر پرداخت كه ناظران بى طرف، معارف او را "تجديد كلام اهل بيت" و يا "روشى بين فلسفه و كلام و معانى حديث"دانستند( مرتضى مدرسى چهاردهى در منتخبى از تاريخ فلاسفه اسلام) و يا آن را "درس معارف كه در حقيقت تدريس علم كلام و رد مطالب فلسفى و عرفانى بود" ناميدند( آيت الله خامنه اى در گزارشى از سابقه تاريخى و اوضاع كنونى حوزه علميه مشهد)
با اين حساب آنان كه معتقدند ميرزاى اصفهانى مبانى كلامى دانش اصول را قبول نداشته است، بايد نشان دهند كه منظورشان دقيقا چه چيزى بوده است؟
٣. در مخالفت ميرزا با اصول فلسفه و عرفان مصطلح هيچ جاى درنگ نيست و روشن است كه او به برخى از مهم ترين مبادى معرفت شناختى منطق ( نظير تقسيم و تعريف علم حصولى و علم حضورى و نيز حقيقت و حجيت يقين روان شناختى و همچنين انحصار دستيابى به يقين از طريق قياس و ...) نقدهاى جدى داشته است، اما اينها به معناى انكار بخشهاى بديهى و فطرى منطق كه او خود بدانها پاى بند بوده است، نيست.
از همين روست كه وى تلاش كرده است كه براى بخش هاى يادشده از علم اصول، نظريه هاى جايگزين فراهم آورد و فرايند اجتهاد را از چنگ مبانى منطقى ناصواب رها سازد( براى نمونه رك. مبحث الفاظ اصول وسيط و باب اول از ابواب الهدى)
بنابراين در اين بخش هم ميرزا جز اصلاح موردى و بازگرداندن علم اصول به سرچشمه هاى غير فلسفى اش ادعائى ندارد.
٤. ناآشنايان به دستگاه هاى فلسفى غالبا هر گونه تدقيق عقلى را فلسفه مى انگارند و گويا گمان مى كنند كه بيرون از فلسفه، هر گونه باريك انديشى ناممكن و يا نافرجام است. هم اينان نمى توانند تصور كنند كه در مكتب شيخ انصارى و نائينى هم مى توان با نظريه سازى و تبيين هاى دقيق اصولى مواجه بود، بى آن كه مرهون و مديون فلسفه باشند. اساسا فرياد كسانى چون ميرزاى اصفهانى همين بود كه خردورزى را تنها در سايه و ساحت فلسفه مصطلح نبينيد و با بتواره هاى فلسفى و عرفانى، باب ورود به انديشه هاى تازه را در دانش هاى اسلامى نبنديد. تأملات و تدقيقات اصولى ميرزاى اصفهانى از اين زاويه نيز خواندنى و پژوهيدنى است.
٥. ميرزاى اصفهانى در ٣٨ سالگى به مشهد آمد و با حدود ٢٠ سال تدريس خارج، حوزه فقهى مشهد را كه تا آن زمان در دست شاگردان بزرگ آخوند خراسانى بود، به مبانى شيخ انصارى/نائينى چنان آموخته كرد و شاگردان فراوانى را با اين مذاق پروراند كه عملا مكتب آخوند خراسانى در خراسان به محاق رفت. البته با فوت ميرزا و شاگردان تراز اول او همچون ميرزا هاشم قزوينى و سپس ورود آيت الله ميلانى و بالا گرفتن شكوه حوزه قم، عملا سبك اصولى ميرزا جز در محافل خاص، رواج نيافت و با افول حوزه خراسان، راه و رسم فكرى و معنوى ميرزا به ساير حوزه ها منتشر نشد.
goo.gl/LGwRHC
#ازصفحات_شما

همراهی فقه و کلام یا فقه و فلسفه؟

حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی از اساتید حوزه علمیه قم و مدیر بنیاد فرهنگی امامت طی 2 پست در کانال خود (@mtsobhani) به ایرادات و شبهات برخی از نويسندگان که در مقام تعرض به مبانى اصولى ميرزاى اصفهانى برآمده اند را داد و نوشت:

يكى از نويسندگان اخيرا در مقام تعرض به مبانى اصولى ميرزاى اصفهانى برآمده و ضمن بيان ملازمه ميان علم اصول و فلسفه، از كسانى كه فلسفه خوانى را منع مى كنند، شكوه سرداده است.
از نگاشته نويسنده محترم نيك پيداست كه اطلاع چندانى از دروس و آثار اصولى ميرزاى اصفهانى ندارد و با حدس و خرص و با تلفيق عباراتى چند، به ميدان انتقاد به چيزى در آمده كه از مبنا و بنايش تصور روشنى ندارد.

1️⃣ ميرزاى اصفهانى در نجف زمانى به حلقه اوليه ميرزاى نائينى درآمد كه آخوند خراسانى با رويكرد فلسفى، مرحله جديدى از اصول شيعه را رقم مى زد. نائينى در آن زمان با نقد نظرات آخوند، به احياى اصول شيخ انصارى و امتداد آن در مدرسه سامرائىِ ميرزاى شيرازى مى پرداخت. اين روياروئى ميان دو مكتب اصولى نه تنها از همان زمان آشكار بود، بلكه با ورود ميرزاى اصفهانى به مشهد و تقرير آراى نائينى در مقابل شاگردان بزرگ آخوند (ميرزا محمد كفائى و حاج آقا حسين قمى) به روشنى رخ نمود.

2️⃣ مدرسه شيخ انصارى و شاگردان او از ميرزاى شيرازى تا نائينى، همگى از مخالفان فلسفه بودند و از اين رو، اصول خود را بر بنائات عقلائى به جاى تدقيقات فلسفى مى گذاشتند.

3️⃣ اصول فقه با دانش كلام از همان سده‌هاى نخستين، همزاد و همبسته بوده‌اند و از اين رو، آن دو را "علمى الاصول" (اصول فقه و اصول دين) و متخصصان آنها را "عالم الاصولين" مى‌گفتند و به همين دليل، آشنائى با اصول فقه بدون مقدمات كلامى ميسور نبوده است. اما تعامل ميان علم اصول با فلسفه تنها به دوره هاى اخير و به دست اصوليانى خاص رخ داده است. پس ادعاى اين كه براى يادگيرى دانش اصول بايد به تعلم فلسفه روى آورد، سخن نادقيقى است و سيره عملى اصوليان قديم و جديد نيز چنين مدعائى را تاييد نمى‌كند. مى‌دانيم كه حتى كسانى چون امام خمينى نيز با ورود فلسفه به فرايند اجتهاد مخالف بودند.

4️⃣ اصحاب معارف نه تنها از تدريس فلسفه پرهيز نداده‌اند بلكه خود از فراگيران و آموزگاران فلسفه به شمار مى‌آمده‌اند. ايراد بزرگان مكتب تفكيك به فلسفه اسلامى رايج، علاوه بر روش ناقص و محتواى ناصواب آن، به نظام تعليمى و تحقيقى فلسفه در حوزه هاى علميه باز مى گردد، كه اين اشكالات آنها را در سه نقد كلى مى توان خلاصه كرد:
خلط ميان مرزهاى دانش كه از جمله خلط دانش اصول با تدقيقات ذهنى فلسفى است
تعبدورزى به اقوال حكيمان و پرهيز از اجتهاد فلسفى و در نتيجه انسداد باب فهم معارف وحيانى فراروى فلسفه خوانان
اجبارى كردن فلسفه براى طلابى كه نيازى به اين علم ندارند و در مقابل، جلوگيرى از دانش كلام كه ضرورت آن براى عالمان دين بسى بيشتر احساس مى شود.

متن کامل را از اینجا دنبال کنید:👇🏻
http://hawzahnews.com/detail/News/441456


📌نکته: خبرگزاری حوزه آماده است در راستای حمایت از نقد و نظریه پردازی، نظرات محققان و فضلای حوزه را درباره موضوعات مختلف حوزوی منتشر نماید.



@HawzahNews| خبرگزاری‌حوزه
ویژگی های تحقيق جديد موسوعه آثار فقيه اهل البيت(ع) آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى كه پس از ١٠سال تلاش پيگيرانه از سوى موسسه معارف اهل بيت به چاپ رسيد...
ادامه در پست زیر:
https://t.me/mtsobhani/56
موسوعه آثار ميرزا مهدى اصفهانى(ره)
تحقيق جديد موسوعه آثار فقيه اهل البيت(ع) آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى كه پس از ١٠سال تلاش پيگيرانه از سوى موسسه معارف اهل بيت قم به چاپ رسيد، داراى ويژگى هاى زير است:
١. اين مجموعه شامل همه آثارى است كه مولف در دوره اخير از حيات پربار خويش به قلم خود نگاشته است. موسوعه علاوه بر اين مجموعه ١٠ جلدى حاضر( كه شامل ١٥ كتاب و رساله معارفى، قرآنى، اصولى و افتاء و تقليد است) همچنين شامل يك دوره فقه (ناتمام) با نام "جنات الرضوية" و پاره اى ديگر از رسائل و آثار فقهى مى شود. از اين ميان، پيشتر تنها تعداد اندكى از اين آثار به زيور طبع آراسته شده بود و آثار مطبوع هم غالبا فاقد معيارهاى تحقيق علمى بود.
٢. از ويژگى هاى اين مجموعه، مقابله با تمام نسخه هائى است كه از شاگردان ايشان باقى مانده است. اين نكته با توجه به فقدان نسخه دستخط مولف ( به جز چند مورد) و نيز به دليل وجود پاره اى تصحيحات از سوى مولف يا شاگردان وى بر روى نسخه ها، از اهميت بسيارى برخوردار است. براى نمونه، كتاب معارف القرآن با ١٦ نسخه موجود به دقت مقابله شده و تمام اختلاف نسخه ها در پاورقى ذكر شده است. از جمله، در پاورقى ها همه تصحيحات مولف و عبارت پيشين آن عينا ثبت شده است تا خواننده با مراحل شكل گيرى نسخه نهائى آشنا شود.
٣.در اين موسوعه ضمن معرفى كليه نسخه هاى مقابله شده، در حاشيه متن كتاب، شماره صفحات ديگر نسخه ها درج شده تا محققان بتوانند به سهولت به نسخه هاى خطى مورد نظر مراجعه كنند.
٤. نقل ها و منابع كتاب از مصادر حديثى، كلامى، فلسفى و عرفانى استخراج شده و خواننده را با مستندات سخنان مولف آشنا مى سازد.
٥. در آغاز هر اثر، علاوه بر مقدمه اى كه در شرح حال مولف آمده، خلاصه اى از مهم ترين انديشه هاى كتاب گزارش شده و از تاريخ و نسبت آن با ساير آثار مشابه مولف سخن رفته است.
موسسه معارف اهل بيت(ع) با استعانت از ساحت ربوبى و با توسل به عنايات حضرت ولى عصر(عج) بزودى ساير مجلدات اين موسوعه را كه به آثار فقهى مولف اختصاص دارد، تقديم اساتيد و محققان حق پژوه خواهد كرد، ان شاالله.

https://t.me/mtsobhani/55
هم اکنون دومین کرسی مناظره نقد و بررسی دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره ماهیت علم دینی؛ مناظره کنندگان: حجت الإسلام والمسلمین دکتر سبحانی و حجت الإسلام والمسلمین دکتر پارسانیا.
۳ اسفند ۹۶
Audio
📜نقش موضوع،متافیزیک و روش در دینی یا غیردینی بودن علم

👥مناظره نقد دیدگاه آیةالله جوادی‌آملی در علم دینی

حجة الإسلام والمسلمین دکتر سبحانی
حجة الإسلام والمسلمین دکتر پارسانیا
حجج اسلام سبحانی و پارسانیا با موضوع نقد و بررسی دیدگاه حضرت آیت الله جوادی آملی درباره ماهیت علم دینی به مناظره نشستند.

در ابتدای این کرسی مناظره که از سوی پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا به تبیین نظریات حضرت آیت الله جوادی پیرامون موضوع علم دینی پرداخت و گفت: علم به حسب ذات خود قابل توصیف به دینی و غیر دینی نیست و اگر تقسیم بندی صورت می گیرد با استفاده از متافیزیک، تجویز، روش و موضوع علم است.

وی افزود: گاهی ما با تئوری هایی مواجه هستیم که معتقد به علمی بودن ندارند و لذا آنجا که داعیه علم وجود ندارد نمی توان تعارضی میان علم و گزاره ها و اعتقادات دینی قائل شد.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: تئوری هایی که پشت سر آن ها داعیه علمی بودن وجود دارد، اگر با عقل و نقل توانستیم آن ها را بشناسیم، آن شناخت دینی خواهد بود.

در ادامه حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی به ارائه دیدگاه های خود پرداخت و عنوان کرد: هنوز یک متن دقیق که نظریات حضرت آیت الله جوادی آملی پیرامون علم دینی در آن مندرج شده باشد وجود ندارد و به نظر می رسد پیش از اینکه همایشی با این موضوع برگزار شده و مقالاتی نیز نگاشته شود، نیاز است که این نظریه به خوبی و با دقت تنقیح شود و گروهی بنشینند و این نظریه را تنقیح کنند.

وی تاکید کرد: این نظریه همچنان مشکلات بنیادینی که قبلاً نیز بیان شد را با خود دارد و برای حل این مشکلات نیاز است تا کار اساسی صورت بگیرد.

استاد حوزه و دانشگاه ابراز کرد: از یک طرف بیان می شود که متافیزیک در علم مؤثر است و از طرفی دیگر می گوییم اگر یک انسان ملحد بنشیند و یک پدیده را براساس تجربه و عقل انسانی اثبات کند، تبدیل به علم دینی می شود.

وی تصریح کرد: سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که کسانی که علوم تجربی را تولید می کنند توجه به متافیزیک دارند یا نه و اینکه این توجه به متافیزیک در دانش آن ها تاثیرگذار است یا نه؟

گفتنی است مشروح این مناظره علمی دو ساعته به زودی منتشر خواهد شد.

منبع: کانال پژوهشکده فلسفه و کلام

https://t.me/mtsobhani/58
آلبوم تصویری نشست ضرورت اجتهاد اعتقادی در معارف اهل بیت (ع) و آیین رونمایی از موسوعه مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی ره
🔹 #دوره_آموزشی تشیع، هویت و تاریخ

▫️استاد: دکتر محمدتقی #سبحانی

#تاریخ_کلام

📌مشاهده‌ی فیلم در کانال آپارات کلام امامیه
https://www.aparat.com/v/32BQI

@ekalam
دوره آموزشی علم کلام با تاکید بر مدرسه مدینه
سه شنبه ۹۶/۱۲/۰۸ ساعت ۷:۳۰ صبح
استاد: دکتر محمد تقی سبحانی
بنیاد فرهنگی امامت

@Bonyad_Emamat
حجة الإسلام و المسلمین دکتر محمد تقی سبحانی سخنران همایش بین المللی "نقش عرفان در بازسازی نظام ارزش‌ها در عصر جدید" در بیروت. ادامه در لینک زیر:
https://t.me/mtsobhani/69
📰همايش بين المللى "نقش عرفان در بازسازى نظام ارزش ها در عصر جديد" در لبنان و با میزبانی مرکز الحضارة تشكيل شد.

🏫اين همايش كه با حضور شخصيت هاى برجسته و متخصصان عرفان و علوم انسانى و اسلامى از كشورهاى مصر، لبنان و ايران در شهر بيروت آغاز شد، به دنبال بازشناسى ميراث و ظرفيت‌هاى معنوى و عرفانى اسلام و شيوه بهره مندى از آن در مواجهه با نفوذ ارزش هاى مادى و سكولار در جوامع مدرن اسلامى است.

📂همايش بين المللى "نقش عرفان در بازسازى نظام ارزش ها در عصر جديد" در شش پنل تخصصى به شرح زير برگزار گردید:
١.عرفان و ماهيت ديندارى در عصر جديد
٢.عرفان و شريعت، از يگانه انگارى تا جداانگارى
٣.عرفان و ارزش هاى سياسى در جامعه معاصر اسلامى
٤.گرايش قدسى در جهان نامقدس؛ عرفان و سكولاريسم و الحاد
٥. ارزش هاى عرفانى خانواده در مواجهه با فرهنگ تجدد و پساتجدد
٦. عرفان و ارزش تسامح در روياروئى با افراط گرى و عصبيت

📆 اين رویداد در روز شنبه ۱۲ اسفندماه در بيروت برگزار گشت.

📱 كانال مركز الحضارة: https://t.me/markaz_hadara

📲 گروه مرکز الحضارة: https://t.me/joinchat/AAAAAEHhP

📌کانال اطلاع رسانی برنامه‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها، کلاس‌ها و نیز بیان دیدگاه‌ها و نظرات استاد محمد تقی سبحانی: https://t.me/mtsobhani

https://t.me/mtsobhani/68
❗️اطلاعیه❗️
نشست سی و دوم از تاریخ علم کلام این هفته برگزار نمی گردد.

تاریخ برگزاری ادامه این دوره متعاقبا اعلام خواهد شد.