Forwarded from کلام امامیه
💥 #دوره_آموزشی آشنایی با تاریخ علم کلام
▫️استاد: حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی #سبحانی
⏱ زمان: از سیزدهم دی ماه 1396 به مدت چهار هفته، چهارشنبه ها ساعت 18 الی 20
📍مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، مرکز همایش های غدیر
🔸 ثبت نام دوره
(حضور در این برنامه فقط با ثبت نام امکان پذیر است. در پایان دوره گواهی حضور اعطا می شود)
📌 لینک در سایت
👥 عضویت در کانال
@ekalam
▫️استاد: حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی #سبحانی
⏱ زمان: از سیزدهم دی ماه 1396 به مدت چهار هفته، چهارشنبه ها ساعت 18 الی 20
📍مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، مرکز همایش های غدیر
🔸 ثبت نام دوره
(حضور در این برنامه فقط با ثبت نام امکان پذیر است. در پایان دوره گواهی حضور اعطا می شود)
📌 لینک در سایت
👥 عضویت در کانال
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
🔹 #دوره_آموزشی #تاریخ_کلام ( #مدرسه_مدینه)
▫️استاد: دکتر #سبحانی
▫️زمان: سه شنبهها، ساعت 7:30 - بنیاد امامت
📌دریافت صوت جلسه 54 (1396/10/12):
https://goo.gl/YDWjeu
@ekalam
▫️استاد: دکتر #سبحانی
▫️زمان: سه شنبهها، ساعت 7:30 - بنیاد امامت
📌دریافت صوت جلسه 54 (1396/10/12):
https://goo.gl/YDWjeu
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
🔹 #دوره_آموزشی #تاریخ_کلام ( #مدرسه_مدینه)
▫️استاد: دکتر #سبحانی
▫️زمان: سه شنبهها، ساعت 7:30 - بنیاد امامت
📌دریافت صوت جلسه 55 (1396/10/19):
https://goo.gl/YDWjeu
@ekalam
▫️استاد: دکتر #سبحانی
▫️زمان: سه شنبهها، ساعت 7:30 - بنیاد امامت
📌دریافت صوت جلسه 55 (1396/10/19):
https://goo.gl/YDWjeu
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: نظریه #وحدت_شخصی_وجود و براهین آن
▫️ارائه دهنده: حجت الاسلام #عشاقی
▫️ناقد: دکتر محمدتقی #سبحانی
📌دریافت صوت:
https://goo.gl/7N3waM
#فلسفه
@ekalam
▫️ارائه دهنده: حجت الاسلام #عشاقی
▫️ناقد: دکتر محمدتقی #سبحانی
📌دریافت صوت:
https://goo.gl/7N3waM
#فلسفه
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: #سنخیت علت و معلول از منظر #کلام، #فلسفه و #عرفان
▫️ارائه دهنده: حجت الاسلام #رمضانی
▫️ناقدان: دکتر محمدتقی #سبحانی، دکتر رضا #برنجکار
📌دریافت صوت:
https://goo.gl/GCnGcR
@ekalam
▫️ارائه دهنده: حجت الاسلام #رمضانی
▫️ناقدان: دکتر محمدتقی #سبحانی، دکتر رضا #برنجکار
📌دریافت صوت:
https://goo.gl/GCnGcR
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: #قرآن و #امام
▫️سخنرانان: دکتر محمدتقی #سبحانی، دکتر کاظم #قاضی_زاده
📌دریافت صوت جلسه اول و دوم:
https://goo.gl/KVQni2
#روش_شناسی #تفسیر
@ekalam
▫️سخنرانان: دکتر محمدتقی #سبحانی، دکتر کاظم #قاضی_زاده
📌دریافت صوت جلسه اول و دوم:
https://goo.gl/KVQni2
#روش_شناسی #تفسیر
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: نقد و بررسی دیدگاه آیت الله #جوادی_آملی درباره ماهیت #علم دینی
▫️مناظره کنندگان: دکتر #سبحانی و دکتر #پارسانیا
📌 دریافت صوت:
https://goo.gl/KP1oNt
#فلسفه
@ekalam
▫️مناظره کنندگان: دکتر #سبحانی و دکتر #پارسانیا
📌 دریافت صوت:
https://goo.gl/KP1oNt
#فلسفه
@ekalam
Forwarded from ■پژوهشکده فلسفه و کلام■ (محمدرضا)
مناظره_اساتید_پارسانیا_و_سبحانی.pdf
536.5 KB
امروز یکشنبه ۲۲ بهمن بعد از نماز ظهر و عصر ديداری با حضرت حجت الاسلام و المسلمين شهرستانى در آستانه نشست رونمائى از موسوعه آثار آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى (قدس) و ارج نامه آيت الله سيدان (مشعل معرفت) شکل گرفت.
این نشست با حضور حضرات حجج اسلام و المسلمين مهدوى راد، معراجى، رضا مختارى و محمد تقى سبحانى و ... صورت پذیرفت.
https://t.me/mtsobhani/42
این نشست با حضور حضرات حجج اسلام و المسلمين مهدوى راد، معراجى، رضا مختارى و محمد تقى سبحانى و ... صورت پذیرفت.
https://t.me/mtsobhani/42
Telegram
محمد تقی سبحانی
ديدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمين شهرستانى در آستانه نشست رونمائى از موسوعه آثار آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى (قدس) و ارج نامه آيت الله سيدان (مشعل معرفت)
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی ضرورت اجتهاد اعتقادی در معارف اهل بیت علیهم السلام همراه با رونمایی از موسوعه آیت الله میرزا مهدی #اصفهانی با حضور وزیر محترم اطلاعات حجت الاسلام علوی، آیت الله مهدی مروارید، نمایندگان بیوت و دفاتر مراجع و اساتید حوزه و دانشگاه به همت موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام برگزار شد.
📷 مشاهده گزارش تصویری
@ekalam
📷 مشاهده گزارش تصویری
@ekalam
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: ضرورت اجتهاد اعتقادی در معارف اهل بیت علیهم السلام همراه با رونمایی از موسوعه آیت الله میرزا مهدی #اصفهانی
🔻 سخنرانان: دکتر محمد تقی #سبحانی، دکتر رضا #برنجکار، دکتر محمد علی #مهدوی_راد
🔻 موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام
📌 مشاهدهی مطلب در سایت
👥 عضویت در کانال
📎 صوت جلسه در پیوست این مطلب قابل دریافت است.
@ekalam
🔻 سخنرانان: دکتر محمد تقی #سبحانی، دکتر رضا #برنجکار، دکتر محمد علی #مهدوی_راد
🔻 موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام
📌 مشاهدهی مطلب در سایت
👥 عضویت در کانال
📎 صوت جلسه در پیوست این مطلب قابل دریافت است.
@ekalam
Telegram
استاد محمدتقی سبحانی
کنفرانس حکمرانی و سیاستگذاری عمومی؛محور سیاستگذاری فرهنگی ومبانی اسلامی سیاستگذاری. با سخنرانی جمعی از اساتید حجة الإسلام دکتر محمد تقی سبحانی؛ سخنران پنل تخصصی الگوی تولید دانش سیاستگذاری اسلامی.
خبرگزاری رضوی | اخبار خراسان، ایران با عکس و فیلم
سیاستگذاری میتواند علمی کاملاً اسلامی باشد/ سیاستگذاری منع از سقط جنین؛ از آمریکا تا ایران! - رضوی
دانش سیاستگذاری، یک تلاش نظاممند بهمنظور تصمیمگیری و انجام فعالیتهای بنیادی است که به شکلگیری ماهیت و چگونگی و چرایی اقدامات میانجامد.بر اساس این تعریف از سیاستگذاری، این اصل را مطرح کردیم که دانش سیاستگذاری همیشه در قالب یک مدلهای پایه قابل توضیح…
Forwarded from کلام امامیه
💥 #نشست_علمی: دومین جلسه کرسی #مناظره با موضوع نقد و بررسی دیدگاه آیت الله #جوادی_آملی درباره ماهیت #علم دینی
▫️مناظره کنندگان: حجج اسلام دکتر محمدتقی #سبحانی و دکتر حمید #پارسانیا
▫️دبیر علمی: دکتر ابراهیم #علیپور
⏱ زمان: پنج شنبه سوم اسفند ماه سال 96، ساعت 9:40
📍مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشگاه علم و فرهنگ اسلامی، تالار خواجه نصیر الدین طوسی.
🔈 دریافت صوت جلسهی اول
📌 لینک در سایت
👥 عضویت در کانال
@ekalam
▫️مناظره کنندگان: حجج اسلام دکتر محمدتقی #سبحانی و دکتر حمید #پارسانیا
▫️دبیر علمی: دکتر ابراهیم #علیپور
⏱ زمان: پنج شنبه سوم اسفند ماه سال 96، ساعت 9:40
📍مکان: قم، ابتدای خیابان معلم، پژوهشگاه علم و فرهنگ اسلامی، تالار خواجه نصیر الدین طوسی.
🔈 دریافت صوت جلسهی اول
📌 لینک در سایت
👥 عضویت در کانال
@ekalam
جايگاه ميرزاى اصفهانى در دانش اصول
يكى از نويسندگان اخيرا در مقام تعرض به مبانى اصولى ميرزاى اصفهانى برآمده و ضمن بيان ملازمه ميان علم اصول و فلسفه، از كسانى كه فلسفه خوانى را منع مى كنند، شكوه سرداده است.
از نگاشته نويسنده محترم نيك پيداست كه اطلاع چندانى از دروس و آثار اصولى ميرزاى اصفهانى ندارد و با حدس و خرص و با تلفيق عباراتى چند، به ميدان انتقاد به چيزى در آمده كه از مبنا و بنايش تصور روشنى ندارد.
١.ميرزاى اصفهانى در نجف زمانى به حلقه اوليه ميرزاى نائينى درآمد كه آخوند خراسانى با رويكرد فلسفى، مرحله جديدى از اصول شيعه را رقم مى زد. نائينى در آن زمان با نقد نظرات آخوند، به احياى اصول شيخ انصارى و امتداد آن در مدرسه سامرائىِ ميرزاى شيرازى مى پرداخت. اين روياروئى ميان دو مكتب اصولى نه تنها از همان زمان آشكار بود، بلكه با ورود ميرزاى اصفهانى به مشهد و تقرير آراى نائينى در مقابل شاگردان بزرگ آخوند ( ميرزا محمد كفائى و حاج آقا حسين قمى) به روشنى رخ نمود.
٢. مدرسه شيخ انصارى و شاگردان او از ميرزاى شيرازى تا نائينى ، همگى از مخالفان فلسفه بودند و از اين رو، اصول خود را بر بنائات عقلائى به جاى تدقيقات فلسفى مى گذاشتند.
بنابراين در مسلك اصولى شيخ انصارى/ميرزاى شيرازى (برخلاف مسلك آخوند خراسانى/ اصفهانى) نه اعتماد به انظار فلسفى جايگاهى داشته و نه رسم تعلم فلسفه مرسوم بوده است. سخن معروف شيخ عبدالكريم حائرى (شاگرد اصيل مدرسه سامرائى) كه مى گفت "معقول نخوانده ام ولى عقل دارم" را بايد نماد اين رويكرد دانست.
مى دانيم كه سنت سامرائى حتى در سلوك اخلاقى و معنوى خود نيزبه با عرفان نظرى ابن عربى مخالف بود و به همين دليل با عرفان نجف به سرآورى ملاحسينقلى روى خوش نشان نمى داد و به پيروى از ملافتحعلى سلطان آبادى، از روش هاى شرعى در سلوك معنوى سود مى جست.
٣. اصول فقه با دانش كلام از همان سده هاى نخستين، همزاد و همبسته بوده اند و از اين رو، آن دو را "علمى الاصول"(اصول فقه و اصول دين) و متخصصان آنها را "عالم الاصولين" مى گفتند و به همين دليل، آشنائى با اصول فقه بدون مقدمات كلامى ميسور نبوده است. اما تعامل ميان علم اصول با فلسفه تنها به دوره هاى اخير و به دست اصوليانى خاص رخ داده است. پس ادعاى اين كه براى يادگيرى دانش اصول بايد به تعلم فلسفه روى آورد، سخن نادقيقى است و سيره عملى اصوليان قديم و جديد نيز چنين مدعائى را تاييد نمى كند. مى دانيم كه حتى كسانى چون امام خمينى نيز با ورود فلسفه به فرايند اجتهاد مخالف بودند.
٤.ميرزاى اصفهانى در ادامه سنت سامرائى به تهذيب شائبه هاى فلسفه از دانش اصول پرداخت و در اولين دوره هاى تدريس اصولى خود در حوزه مشهد، ضمنِ تقرير آراى ميرزاى نائينى، به اين پاكسازى همت گماشت ( ك. تقريرات مرحوم حلبى و مرحوم بروجردى از اين دروس و مقايسه كنيد با آراى نائينى)
در ادامه همين مسير، ميرزاى اصفهانى در دوره اخير، با بازپيرائى دوباره نگره هاى فلسفى از مطالب اصولى گذشته، و با ارائه ديدگاه هاى خاص خود كه بعضا برامده از همان مبانى معارفى اش بود، يك دوره پاكيزه و پرمايه از اصول فقه را در سنت شيخ انصارى ارائه كرد( نك اصول وسيط و مصباح الهدى)
ميرزاى اصفهانى على رغم نوآورى هاى فراوانش در علم اصول، بارها خود را ادامه دهنده سنت شيخ انصارى در اصول دانسته است
٥. اصحاب معارف نه تنها از تدريس فلسفه پرهيز نداده اند بلكه خود از فراگيران و آموزگاران فلسفه به شمار مى آمده اند. ايراد بزرگان مكتب تفكيك به فلسفه اسلامى رايج، علاوه بر روش ناقص و محتواى ناصواب آن، به نظام تعليمى و تحقيقى فلسفه در حوزه هاى علميه باز مى گردد، كه اين اشكالات آنها را در سه نقد كلى مى توان خلاصه كرد:
أ. خلط ميان مرزهاى دانش كه از جمله خلط دانش اصول با تدقيقات ذهنى فلسفى است
ب. تعبدورزى به اقوال حكيمان و پرهيز از اجتهاد فلسفى و در نتيجه انسداد باب فهم معارف وحيانى فراروى فلسفه خوانان
ج. اجبارى كردن فلسفه براى طلابى كه نيازى به اين علم ندارند و در مقابل، جلوگيرى از دانش كلام كه ضرورت آن براى عالمان دين بسى بيشتر احساس مى شود
يكى از نويسندگان اخيرا در مقام تعرض به مبانى اصولى ميرزاى اصفهانى برآمده و ضمن بيان ملازمه ميان علم اصول و فلسفه، از كسانى كه فلسفه خوانى را منع مى كنند، شكوه سرداده است.
از نگاشته نويسنده محترم نيك پيداست كه اطلاع چندانى از دروس و آثار اصولى ميرزاى اصفهانى ندارد و با حدس و خرص و با تلفيق عباراتى چند، به ميدان انتقاد به چيزى در آمده كه از مبنا و بنايش تصور روشنى ندارد.
١.ميرزاى اصفهانى در نجف زمانى به حلقه اوليه ميرزاى نائينى درآمد كه آخوند خراسانى با رويكرد فلسفى، مرحله جديدى از اصول شيعه را رقم مى زد. نائينى در آن زمان با نقد نظرات آخوند، به احياى اصول شيخ انصارى و امتداد آن در مدرسه سامرائىِ ميرزاى شيرازى مى پرداخت. اين روياروئى ميان دو مكتب اصولى نه تنها از همان زمان آشكار بود، بلكه با ورود ميرزاى اصفهانى به مشهد و تقرير آراى نائينى در مقابل شاگردان بزرگ آخوند ( ميرزا محمد كفائى و حاج آقا حسين قمى) به روشنى رخ نمود.
٢. مدرسه شيخ انصارى و شاگردان او از ميرزاى شيرازى تا نائينى ، همگى از مخالفان فلسفه بودند و از اين رو، اصول خود را بر بنائات عقلائى به جاى تدقيقات فلسفى مى گذاشتند.
بنابراين در مسلك اصولى شيخ انصارى/ميرزاى شيرازى (برخلاف مسلك آخوند خراسانى/ اصفهانى) نه اعتماد به انظار فلسفى جايگاهى داشته و نه رسم تعلم فلسفه مرسوم بوده است. سخن معروف شيخ عبدالكريم حائرى (شاگرد اصيل مدرسه سامرائى) كه مى گفت "معقول نخوانده ام ولى عقل دارم" را بايد نماد اين رويكرد دانست.
مى دانيم كه سنت سامرائى حتى در سلوك اخلاقى و معنوى خود نيزبه با عرفان نظرى ابن عربى مخالف بود و به همين دليل با عرفان نجف به سرآورى ملاحسينقلى روى خوش نشان نمى داد و به پيروى از ملافتحعلى سلطان آبادى، از روش هاى شرعى در سلوك معنوى سود مى جست.
٣. اصول فقه با دانش كلام از همان سده هاى نخستين، همزاد و همبسته بوده اند و از اين رو، آن دو را "علمى الاصول"(اصول فقه و اصول دين) و متخصصان آنها را "عالم الاصولين" مى گفتند و به همين دليل، آشنائى با اصول فقه بدون مقدمات كلامى ميسور نبوده است. اما تعامل ميان علم اصول با فلسفه تنها به دوره هاى اخير و به دست اصوليانى خاص رخ داده است. پس ادعاى اين كه براى يادگيرى دانش اصول بايد به تعلم فلسفه روى آورد، سخن نادقيقى است و سيره عملى اصوليان قديم و جديد نيز چنين مدعائى را تاييد نمى كند. مى دانيم كه حتى كسانى چون امام خمينى نيز با ورود فلسفه به فرايند اجتهاد مخالف بودند.
٤.ميرزاى اصفهانى در ادامه سنت سامرائى به تهذيب شائبه هاى فلسفه از دانش اصول پرداخت و در اولين دوره هاى تدريس اصولى خود در حوزه مشهد، ضمنِ تقرير آراى ميرزاى نائينى، به اين پاكسازى همت گماشت ( ك. تقريرات مرحوم حلبى و مرحوم بروجردى از اين دروس و مقايسه كنيد با آراى نائينى)
در ادامه همين مسير، ميرزاى اصفهانى در دوره اخير، با بازپيرائى دوباره نگره هاى فلسفى از مطالب اصولى گذشته، و با ارائه ديدگاه هاى خاص خود كه بعضا برامده از همان مبانى معارفى اش بود، يك دوره پاكيزه و پرمايه از اصول فقه را در سنت شيخ انصارى ارائه كرد( نك اصول وسيط و مصباح الهدى)
ميرزاى اصفهانى على رغم نوآورى هاى فراوانش در علم اصول، بارها خود را ادامه دهنده سنت شيخ انصارى در اصول دانسته است
٥. اصحاب معارف نه تنها از تدريس فلسفه پرهيز نداده اند بلكه خود از فراگيران و آموزگاران فلسفه به شمار مى آمده اند. ايراد بزرگان مكتب تفكيك به فلسفه اسلامى رايج، علاوه بر روش ناقص و محتواى ناصواب آن، به نظام تعليمى و تحقيقى فلسفه در حوزه هاى علميه باز مى گردد، كه اين اشكالات آنها را در سه نقد كلى مى توان خلاصه كرد:
أ. خلط ميان مرزهاى دانش كه از جمله خلط دانش اصول با تدقيقات ذهنى فلسفى است
ب. تعبدورزى به اقوال حكيمان و پرهيز از اجتهاد فلسفى و در نتيجه انسداد باب فهم معارف وحيانى فراروى فلسفه خوانان
ج. اجبارى كردن فلسفه براى طلابى كه نيازى به اين علم ندارند و در مقابل، جلوگيرى از دانش كلام كه ضرورت آن براى عالمان دين بسى بيشتر احساس مى شود
توضيحات بيشتر در باب رويكرد اصولى ميرزاى اصفهانى
١. چنان كه پيشتر نوشتم، ميرزاى اصفهانى در دانش اصول هرگز خود را داراى يك دستگاه اصولى مستقل و متمايز ندانست بلكه با اعتقاد راسخ به سنت اصولى شيخ انصارى، با پيرايش بسيار و افزوده هاى جديد، به مشروعيت و كارآمدى دانش اصول مدد رساند. از اين رو انتظار يك نظام جديد اصولى از او فراتر از آرمان و ادعاى خود اوست.
٢. ميرزا هرگز با دانش كلام به تقابل نپرداخت، بلكه با احياى اصول اصيل و اوليه كلام امامى و با نقد افزوده هاى ناصواب فلسفى و معتزلى، تلاش كرد كه براى تبيين مبانى كلام شيعه و دفاع از آنها، راه هاى نوينى را در پيش گيرد. البته او با بهره گيرى از منابع وحيانى، چنان به پيرايش و افزايش دستگاه كلام فلسفى متاخر پرداخت كه ناظران بى طرف، معارف او را "تجديد كلام اهل بيت" و يا "روشى بين فلسفه و كلام و معانى حديث"دانستند( مرتضى مدرسى چهاردهى در منتخبى از تاريخ فلاسفه اسلام) و يا آن را "درس معارف كه در حقيقت تدريس علم كلام و رد مطالب فلسفى و عرفانى بود" ناميدند( آيت الله خامنه اى در گزارشى از سابقه تاريخى و اوضاع كنونى حوزه علميه مشهد)
با اين حساب آنان كه معتقدند ميرزاى اصفهانى مبانى كلامى دانش اصول را قبول نداشته است، بايد نشان دهند كه منظورشان دقيقا چه چيزى بوده است؟
٣. در مخالفت ميرزا با اصول فلسفه و عرفان مصطلح هيچ جاى درنگ نيست و روشن است كه او به برخى از مهم ترين مبادى معرفت شناختى منطق ( نظير تقسيم و تعريف علم حصولى و علم حضورى و نيز حقيقت و حجيت يقين روان شناختى و همچنين انحصار دستيابى به يقين از طريق قياس و ...) نقدهاى جدى داشته است، اما اينها به معناى انكار بخشهاى بديهى و فطرى منطق كه او خود بدانها پاى بند بوده است، نيست.
از همين روست كه وى تلاش كرده است كه براى بخش هاى يادشده از علم اصول، نظريه هاى جايگزين فراهم آورد و فرايند اجتهاد را از چنگ مبانى منطقى ناصواب رها سازد( براى نمونه رك. مبحث الفاظ اصول وسيط و باب اول از ابواب الهدى)
بنابراين در اين بخش هم ميرزا جز اصلاح موردى و بازگرداندن علم اصول به سرچشمه هاى غير فلسفى اش ادعائى ندارد.
٤. ناآشنايان به دستگاه هاى فلسفى غالبا هر گونه تدقيق عقلى را فلسفه مى انگارند و گويا گمان مى كنند كه بيرون از فلسفه، هر گونه باريك انديشى ناممكن و يا نافرجام است. هم اينان نمى توانند تصور كنند كه در مكتب شيخ انصارى و نائينى هم مى توان با نظريه سازى و تبيين هاى دقيق اصولى مواجه بود، بى آن كه مرهون و مديون فلسفه باشند. اساسا فرياد كسانى چون ميرزاى اصفهانى همين بود كه خردورزى را تنها در سايه و ساحت فلسفه مصطلح نبينيد و با بتواره هاى فلسفى و عرفانى، باب ورود به انديشه هاى تازه را در دانش هاى اسلامى نبنديد. تأملات و تدقيقات اصولى ميرزاى اصفهانى از اين زاويه نيز خواندنى و پژوهيدنى است.
٥. ميرزاى اصفهانى در ٣٨ سالگى به مشهد آمد و با حدود ٢٠ سال تدريس خارج، حوزه فقهى مشهد را كه تا آن زمان در دست شاگردان بزرگ آخوند خراسانى بود، به مبانى شيخ انصارى/نائينى چنان آموخته كرد و شاگردان فراوانى را با اين مذاق پروراند كه عملا مكتب آخوند خراسانى در خراسان به محاق رفت. البته با فوت ميرزا و شاگردان تراز اول او همچون ميرزا هاشم قزوينى و سپس ورود آيت الله ميلانى و بالا گرفتن شكوه حوزه قم، عملا سبك اصولى ميرزا جز در محافل خاص، رواج نيافت و با افول حوزه خراسان، راه و رسم فكرى و معنوى ميرزا به ساير حوزه ها منتشر نشد.
١. چنان كه پيشتر نوشتم، ميرزاى اصفهانى در دانش اصول هرگز خود را داراى يك دستگاه اصولى مستقل و متمايز ندانست بلكه با اعتقاد راسخ به سنت اصولى شيخ انصارى، با پيرايش بسيار و افزوده هاى جديد، به مشروعيت و كارآمدى دانش اصول مدد رساند. از اين رو انتظار يك نظام جديد اصولى از او فراتر از آرمان و ادعاى خود اوست.
٢. ميرزا هرگز با دانش كلام به تقابل نپرداخت، بلكه با احياى اصول اصيل و اوليه كلام امامى و با نقد افزوده هاى ناصواب فلسفى و معتزلى، تلاش كرد كه براى تبيين مبانى كلام شيعه و دفاع از آنها، راه هاى نوينى را در پيش گيرد. البته او با بهره گيرى از منابع وحيانى، چنان به پيرايش و افزايش دستگاه كلام فلسفى متاخر پرداخت كه ناظران بى طرف، معارف او را "تجديد كلام اهل بيت" و يا "روشى بين فلسفه و كلام و معانى حديث"دانستند( مرتضى مدرسى چهاردهى در منتخبى از تاريخ فلاسفه اسلام) و يا آن را "درس معارف كه در حقيقت تدريس علم كلام و رد مطالب فلسفى و عرفانى بود" ناميدند( آيت الله خامنه اى در گزارشى از سابقه تاريخى و اوضاع كنونى حوزه علميه مشهد)
با اين حساب آنان كه معتقدند ميرزاى اصفهانى مبانى كلامى دانش اصول را قبول نداشته است، بايد نشان دهند كه منظورشان دقيقا چه چيزى بوده است؟
٣. در مخالفت ميرزا با اصول فلسفه و عرفان مصطلح هيچ جاى درنگ نيست و روشن است كه او به برخى از مهم ترين مبادى معرفت شناختى منطق ( نظير تقسيم و تعريف علم حصولى و علم حضورى و نيز حقيقت و حجيت يقين روان شناختى و همچنين انحصار دستيابى به يقين از طريق قياس و ...) نقدهاى جدى داشته است، اما اينها به معناى انكار بخشهاى بديهى و فطرى منطق كه او خود بدانها پاى بند بوده است، نيست.
از همين روست كه وى تلاش كرده است كه براى بخش هاى يادشده از علم اصول، نظريه هاى جايگزين فراهم آورد و فرايند اجتهاد را از چنگ مبانى منطقى ناصواب رها سازد( براى نمونه رك. مبحث الفاظ اصول وسيط و باب اول از ابواب الهدى)
بنابراين در اين بخش هم ميرزا جز اصلاح موردى و بازگرداندن علم اصول به سرچشمه هاى غير فلسفى اش ادعائى ندارد.
٤. ناآشنايان به دستگاه هاى فلسفى غالبا هر گونه تدقيق عقلى را فلسفه مى انگارند و گويا گمان مى كنند كه بيرون از فلسفه، هر گونه باريك انديشى ناممكن و يا نافرجام است. هم اينان نمى توانند تصور كنند كه در مكتب شيخ انصارى و نائينى هم مى توان با نظريه سازى و تبيين هاى دقيق اصولى مواجه بود، بى آن كه مرهون و مديون فلسفه باشند. اساسا فرياد كسانى چون ميرزاى اصفهانى همين بود كه خردورزى را تنها در سايه و ساحت فلسفه مصطلح نبينيد و با بتواره هاى فلسفى و عرفانى، باب ورود به انديشه هاى تازه را در دانش هاى اسلامى نبنديد. تأملات و تدقيقات اصولى ميرزاى اصفهانى از اين زاويه نيز خواندنى و پژوهيدنى است.
٥. ميرزاى اصفهانى در ٣٨ سالگى به مشهد آمد و با حدود ٢٠ سال تدريس خارج، حوزه فقهى مشهد را كه تا آن زمان در دست شاگردان بزرگ آخوند خراسانى بود، به مبانى شيخ انصارى/نائينى چنان آموخته كرد و شاگردان فراوانى را با اين مذاق پروراند كه عملا مكتب آخوند خراسانى در خراسان به محاق رفت. البته با فوت ميرزا و شاگردان تراز اول او همچون ميرزا هاشم قزوينى و سپس ورود آيت الله ميلانى و بالا گرفتن شكوه حوزه قم، عملا سبك اصولى ميرزا جز در محافل خاص، رواج نيافت و با افول حوزه خراسان، راه و رسم فكرى و معنوى ميرزا به ساير حوزه ها منتشر نشد.