آسیبها و کاستیهای علم کلام
(گزارشی از سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در نشست «علم کلام، آسیبها و بایستهها»)
قسمت اول
1️⃣وضعیت کنونی دانش کلام
وضعیت کنونی را در نسبت با گذشته تاریخی دانش کلام باید سنجید و تحلیل کرد.
دانش کلام تنها و نخستین دانشی بودهاست که در طول قرون مختلف اسلامی، بار معرفت عقلانی اسلامی را بر دوش کشیده است.
2️⃣کارویژههای دانش کلام
علم کلام سه کار ویژه مهم را همواره داشته است:
۱.تنها مرجع برای تبیین مفاهیم بنیادین دینی بوده و به مهمترین پرسشهای انسان مسلمان، پاسخ معقول داده است
۲.یک تنه در مقابل اندیشههای رقیب ایستاده و دفاع کرده است
۳.به نیازهای سایر علوم اسلامی پاسخ داده است
این کارویژههای علم کلام هیچ بدیل و جایگزینی در بین سایر علوم اسلامی ندارند
3️⃣عوامل افول علم کلام
دو عامل اصلی سبب شد که به تدریج جایگاه کلام دچار افت و افول شود، به طوری که در طول دو سده گذشته، شاهد کمرنگ شدن نقش کلام و زاویه نشینی آن در مقایسه با دانشهای دیگر نظیر فقه و فلسفه(هم در جامعه دینی و در حوزههای دانشی) بودهایم:
۱.عامل بیرونی: برآمدن رقیبان جدید که مدعیان تامین همان نیازهای معرفتی و تضمین پاسخ به آن پرسشها بوده اند. این رقیبان را در چهار شاخه می توان دسته بندی کرد:
أ.فلسفه اسلامی که در دورههای پیشین نقش مساعدت و خدمت به دانش کلام را داشت، به تدریج به رقیب جدی دانش کلام تبدیل شد
ب. عرفان با ایجاد سامانهای نظری و فلسفی، ادعا کرد که نه تنها به نیازهای معنوی انسان پاسخ می دهد، بلکه پرسشهای بنیادین او را نیز به صورت معقول پاسخ می دهد
ج.فلسفههای جدید غربی از دوره دکارت و هیوم و اخیرا فلسفه دین و الهیات جدید مسیحی که برآمده از همان فلسفههای جدید و در پاسخ به همان پرسشها و چالشها بود
د. علوم جدید که در شاخه طبیعی از زمان نیوتن و کپلر و در حوزه علوم انسانی از زمان آگوست کنت داعیه جانشینی الهیات و فلسفه را در سر می پروراندهاند.
۲.عامل درونی: به دلیل فقدان نوسازی دانش کلام، به تدریج این دانش، دچار رنجوری و ناتوانی درونی شد و به جای حضور فعال در صحنه مواجهه با عرصههای نوینی که عصر جدید به بارآورده بود، به بازتولید درونمایههای گذشته و شرح و تعلیقه بر میراث کلامی رویآورد.
این عوامل را در ضمن آسیبها و کاستیهای کلام برخواهیم شمرد.
📲 ادامه در قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/281
(گزارشی از سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در نشست «علم کلام، آسیبها و بایستهها»)
قسمت اول
1️⃣وضعیت کنونی دانش کلام
وضعیت کنونی را در نسبت با گذشته تاریخی دانش کلام باید سنجید و تحلیل کرد.
دانش کلام تنها و نخستین دانشی بودهاست که در طول قرون مختلف اسلامی، بار معرفت عقلانی اسلامی را بر دوش کشیده است.
2️⃣کارویژههای دانش کلام
علم کلام سه کار ویژه مهم را همواره داشته است:
۱.تنها مرجع برای تبیین مفاهیم بنیادین دینی بوده و به مهمترین پرسشهای انسان مسلمان، پاسخ معقول داده است
۲.یک تنه در مقابل اندیشههای رقیب ایستاده و دفاع کرده است
۳.به نیازهای سایر علوم اسلامی پاسخ داده است
این کارویژههای علم کلام هیچ بدیل و جایگزینی در بین سایر علوم اسلامی ندارند
3️⃣عوامل افول علم کلام
دو عامل اصلی سبب شد که به تدریج جایگاه کلام دچار افت و افول شود، به طوری که در طول دو سده گذشته، شاهد کمرنگ شدن نقش کلام و زاویه نشینی آن در مقایسه با دانشهای دیگر نظیر فقه و فلسفه(هم در جامعه دینی و در حوزههای دانشی) بودهایم:
۱.عامل بیرونی: برآمدن رقیبان جدید که مدعیان تامین همان نیازهای معرفتی و تضمین پاسخ به آن پرسشها بوده اند. این رقیبان را در چهار شاخه می توان دسته بندی کرد:
أ.فلسفه اسلامی که در دورههای پیشین نقش مساعدت و خدمت به دانش کلام را داشت، به تدریج به رقیب جدی دانش کلام تبدیل شد
ب. عرفان با ایجاد سامانهای نظری و فلسفی، ادعا کرد که نه تنها به نیازهای معنوی انسان پاسخ می دهد، بلکه پرسشهای بنیادین او را نیز به صورت معقول پاسخ می دهد
ج.فلسفههای جدید غربی از دوره دکارت و هیوم و اخیرا فلسفه دین و الهیات جدید مسیحی که برآمده از همان فلسفههای جدید و در پاسخ به همان پرسشها و چالشها بود
د. علوم جدید که در شاخه طبیعی از زمان نیوتن و کپلر و در حوزه علوم انسانی از زمان آگوست کنت داعیه جانشینی الهیات و فلسفه را در سر می پروراندهاند.
۲.عامل درونی: به دلیل فقدان نوسازی دانش کلام، به تدریج این دانش، دچار رنجوری و ناتوانی درونی شد و به جای حضور فعال در صحنه مواجهه با عرصههای نوینی که عصر جدید به بارآورده بود، به بازتولید درونمایههای گذشته و شرح و تعلیقه بر میراث کلامی رویآورد.
این عوامل را در ضمن آسیبها و کاستیهای کلام برخواهیم شمرد.
📲 ادامه در قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/281
آسیبها و کاستیهای علم کلام
(گزارشی از سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در نشست «علم کلام، آسیبها و بایستهها»)
قسمت دوم
4️⃣آسیبها و کاستیهای علم کلام
۱.فقدان یک دانشِ پایه نظری و عقلانی روزآمد:
در گذشته، «لطیف الکلام»معتزلی و «امورعامه» فلسفی به ترتیب به مدد دانش کلام آمدند و از این رو، با نارسائیهای این دستگاههای عقلانی، کلام نیز به ضعف و سستی گرایید. پالایش و نوسازی این گفتمان عقلانی پایه، یک ضرورت انکارناپذیر است.
۲.کم توجهی یا بیتوجهی به پرسشهای سهمگین دوران جدید:
مادیت و الحاد جدید و یا اومانیسم، عقل گرائی و تجربه گرائی مدرن هر کدام بستری برای اندیشههای رقیبِ الهیات دینی بوده اند.
۳.ساختار دانشی و نظام طبقه بندی :
ساختار علم کلام، تعبدی و توقیفی نبوده است و امروز به یک کلیشه تبدیل شده و نیازمند نوآوری است.
هاضمه ساختار سنتی در کلام برای پذیرش مسالهها و محورهای جدید چندان اماده نیست.
۴.روش شناسی کلام به تقلید از فلسفه، کاملا نظری و انتزاعی شد و سایر روشهای پژوهش را از دست داد. در این جا دو اشکال اصلی وجود دارد:
اولا، روش عقلی منحصر در روش برهان فلسفی نیست (نقدهای ما را بر معرفت شناسی فلسفی ببینید)
ثانیا، سایر روشهای علمی همچون روشهای تجربی، تاریخی، آماری، هرمنوتیک، معناشناختی و ... نادیده گرفته شد
[به این ترتیب دانش کلام مزیت نسبی خود را از دست داد]
۵.غلبه رویکرد جدلی و غفلت از درونمایههای بلند معارف وحیانی
[منظور از «جدلی» این نیست که فیلسوفان می گویند که علم کلام به استدلالهای اقناعی بسنده می کند، بلکه کلام در عقلانی بودن نه تنها دست کمی از فلسفه نداشته، بلکه گاه عقلانیتر است. منظور از جدلی بودن کلام این است که کلام اسلامی در نقطه تماس درگیریهای دینی و فرقهای زاده شد و این رنگ همچنان بر سیرت و صورت کلام و متکلمان ماند و از این رو، علم کلام بیشتر بر «مباحث مرزی» متمرکز شد.
این در حالی است که دین برای رشد و تعالی مومنان و جامعه ایمانی آمده است و این مباحث در علمکلام کمتر مجال طرح یافت
۶.توجه به نیاز نخبگانی و غفلت از نیازهای فکری جامعه و توده مؤمنان و در نتیجه، رشد زبان نخبگانی در کلام که رفته رفته فاصله متکلمان را با اقشار دیگر جامعه بیشتر کرد
۷.تمرکز بر نیاز ذهنی و عقلی و کم توجهی به نیاز معنوی و قلبی
همین ویژگی سبب شده است که کلام همچون فلسفه به یک ادبیات خشک و خالی از روح نشاط و شورانگیزی معنوی تبدیل شود و از همین روی، با خلأ معارف فطری و قلبی در کلام، مخاطبان به سمت گرایشهای صوفیانه و یا حلقه های عرفانی کاذب سوق پیدا می کنند.
۸.فاصله گیری علم کلام از دانشهای دیگر
این جدائی نه تنها سبب افول کلام و اعتبار آن شد بلکه دانشهای زیرین (نظیر فقه و اخلاق) را نیز دچار نقص و کمبود ساخت.
5️⃣راهکارهای نوسازی دانش کلام
هر چند از محورهای بالا میتوان به راهکارها نیز راه یافت، اما سه محور در مسیر تحول دانش کلام بیش از سایرین اهمیت دارند:
۱.کلام بر محور «معارف وحیانی» توسعه وتکامل یابد و قرآن و روایات اهل بیت(ع) در متن اندیشهورزیهای کلامی ورود یابد.
۲.پاکسازی و نوسازی در چارچوب و روششناسی دانش کلام جدی گرفته شود. این مهم هم در مورد روشهای گذشته و همدر مورد روشهای جدید پیشنهاد می شود
۳.حوزه ها و نیازهای نو و درگیر به یک اولویت اساسی در علم کلام تبدیل گردد و تلاش در جهت پاسخگوئی تخصصی و حرفهای به معضلات فکری موجود در بین قشر جوان و ورود در آسیبهای فرهنگی مورد اهتمام اصلی قرار گیرد.
💽 صوت نشست علمی «علم کلام، آسیبها و بایستهها»
https://t.me/mtsobhani/279
(گزارشی از سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در نشست «علم کلام، آسیبها و بایستهها»)
قسمت دوم
4️⃣آسیبها و کاستیهای علم کلام
۱.فقدان یک دانشِ پایه نظری و عقلانی روزآمد:
در گذشته، «لطیف الکلام»معتزلی و «امورعامه» فلسفی به ترتیب به مدد دانش کلام آمدند و از این رو، با نارسائیهای این دستگاههای عقلانی، کلام نیز به ضعف و سستی گرایید. پالایش و نوسازی این گفتمان عقلانی پایه، یک ضرورت انکارناپذیر است.
۲.کم توجهی یا بیتوجهی به پرسشهای سهمگین دوران جدید:
مادیت و الحاد جدید و یا اومانیسم، عقل گرائی و تجربه گرائی مدرن هر کدام بستری برای اندیشههای رقیبِ الهیات دینی بوده اند.
۳.ساختار دانشی و نظام طبقه بندی :
ساختار علم کلام، تعبدی و توقیفی نبوده است و امروز به یک کلیشه تبدیل شده و نیازمند نوآوری است.
هاضمه ساختار سنتی در کلام برای پذیرش مسالهها و محورهای جدید چندان اماده نیست.
۴.روش شناسی کلام به تقلید از فلسفه، کاملا نظری و انتزاعی شد و سایر روشهای پژوهش را از دست داد. در این جا دو اشکال اصلی وجود دارد:
اولا، روش عقلی منحصر در روش برهان فلسفی نیست (نقدهای ما را بر معرفت شناسی فلسفی ببینید)
ثانیا، سایر روشهای علمی همچون روشهای تجربی، تاریخی، آماری، هرمنوتیک، معناشناختی و ... نادیده گرفته شد
[به این ترتیب دانش کلام مزیت نسبی خود را از دست داد]
۵.غلبه رویکرد جدلی و غفلت از درونمایههای بلند معارف وحیانی
[منظور از «جدلی» این نیست که فیلسوفان می گویند که علم کلام به استدلالهای اقناعی بسنده می کند، بلکه کلام در عقلانی بودن نه تنها دست کمی از فلسفه نداشته، بلکه گاه عقلانیتر است. منظور از جدلی بودن کلام این است که کلام اسلامی در نقطه تماس درگیریهای دینی و فرقهای زاده شد و این رنگ همچنان بر سیرت و صورت کلام و متکلمان ماند و از این رو، علم کلام بیشتر بر «مباحث مرزی» متمرکز شد.
این در حالی است که دین برای رشد و تعالی مومنان و جامعه ایمانی آمده است و این مباحث در علمکلام کمتر مجال طرح یافت
۶.توجه به نیاز نخبگانی و غفلت از نیازهای فکری جامعه و توده مؤمنان و در نتیجه، رشد زبان نخبگانی در کلام که رفته رفته فاصله متکلمان را با اقشار دیگر جامعه بیشتر کرد
۷.تمرکز بر نیاز ذهنی و عقلی و کم توجهی به نیاز معنوی و قلبی
همین ویژگی سبب شده است که کلام همچون فلسفه به یک ادبیات خشک و خالی از روح نشاط و شورانگیزی معنوی تبدیل شود و از همین روی، با خلأ معارف فطری و قلبی در کلام، مخاطبان به سمت گرایشهای صوفیانه و یا حلقه های عرفانی کاذب سوق پیدا می کنند.
۸.فاصله گیری علم کلام از دانشهای دیگر
این جدائی نه تنها سبب افول کلام و اعتبار آن شد بلکه دانشهای زیرین (نظیر فقه و اخلاق) را نیز دچار نقص و کمبود ساخت.
5️⃣راهکارهای نوسازی دانش کلام
هر چند از محورهای بالا میتوان به راهکارها نیز راه یافت، اما سه محور در مسیر تحول دانش کلام بیش از سایرین اهمیت دارند:
۱.کلام بر محور «معارف وحیانی» توسعه وتکامل یابد و قرآن و روایات اهل بیت(ع) در متن اندیشهورزیهای کلامی ورود یابد.
۲.پاکسازی و نوسازی در چارچوب و روششناسی دانش کلام جدی گرفته شود. این مهم هم در مورد روشهای گذشته و همدر مورد روشهای جدید پیشنهاد می شود
۳.حوزه ها و نیازهای نو و درگیر به یک اولویت اساسی در علم کلام تبدیل گردد و تلاش در جهت پاسخگوئی تخصصی و حرفهای به معضلات فکری موجود در بین قشر جوان و ورود در آسیبهای فرهنگی مورد اهتمام اصلی قرار گیرد.
💽 صوت نشست علمی «علم کلام، آسیبها و بایستهها»
https://t.me/mtsobhani/279
Telegram
محمد تقی سبحانی
💽 صوت نشست علمی «علم کلام؛ آسیبها و بایستهها»
دومین پیش نشست همایش ملی فلسفه کلام
1️⃣وضعیت کنونی دانش کلام
2️⃣کارویژههای دانش کلام
3️⃣عوامل افول علم کلام
4️⃣آسیبها و کاستیهای علم کلام
5️⃣راهکارهای نوسازی دانش کلام
🎤 سخنرانان: دکتر محمد تقی سبحانی،…
دومین پیش نشست همایش ملی فلسفه کلام
1️⃣وضعیت کنونی دانش کلام
2️⃣کارویژههای دانش کلام
3️⃣عوامل افول علم کلام
4️⃣آسیبها و کاستیهای علم کلام
5️⃣راهکارهای نوسازی دانش کلام
🎤 سخنرانان: دکتر محمد تقی سبحانی،…
استاد محمدتقی سبحانی
✨همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه» 🎤سخنرانان: استاد محمد تقی سبحانی و دیگر اساتید حوزه و دانشگاه 💎موضوع سخنرانی استاد سبحانی: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی (چهارشنبه ۳۰ آبان ساعت ۱۲ تا ۱۴) 🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی…
‼️اعلام تعطیلی کلاسهای چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷
بدلیل سخنرانی استاد سبحانی در همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه» در مشهد مقدس، کلاسهای آموزه توحید در معارف اهل بیت (ع) و معارف و عقاید در روز چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷ تعطیل میباشد.
بدلیل سخنرانی استاد سبحانی در همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه» در مشهد مقدس، کلاسهای آموزه توحید در معارف اهل بیت (ع) و معارف و عقاید در روز چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷ تعطیل میباشد.
تاریخ کلام- مدرسه مدینه
دکتر محمد تقی سبحانی
✨ادامه دوره آموزشی تاریخ علم کلام (مدرسه مدینه)
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۰- سه شنبه ۲۹آبان۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۰- سه شنبه ۲۹آبان۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
استاد محمدتقی سبحانی
✨همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه» 🎤سخنرانان: استاد محمد تقی سبحانی و دیگر اساتید حوزه و دانشگاه 💎موضوع سخنرانی استاد سبحانی: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی (چهارشنبه ۳۰ آبان ساعت ۱۲ تا ۱۴) 🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی…
نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی
دکتر محمد تقی سبحانی
💽صوت همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»
🎤سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی
🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی و رضوی
⏱زمان: ۳۰ آبان ۱۳۹۷
📝خلاصه سخنرانی: t.me/mtsobhani/286
🎤سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی
🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی و رضوی
⏱زمان: ۳۰ آبان ۱۳۹۷
📝خلاصه سخنرانی: t.me/mtsobhani/286
نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی
(سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»)
قسمت اول
1️⃣ چند نکته مقدماتی:
🔅دستگاه معرفتشناسی در فلسفه اسلامی از اساس، یک دستگاه ارسطوئی است که بر خلاف سایر بخشهای دیگر فلسفه، از کمترین تحول و تکامل برخوردار بوده است.
🔅 این دستگاه معرفتشناختی هم در سنت اسلامی و هم از سوی فیلسوفان جدید غربی، بارها مورد نقض و انتقاد قرار گرفته است (رک به متن صوتی جلسه).
اما علیرغم نقدهائی که در طول تاریخ، هم به منطق ارسطو و هم به عناصر دیگر نظریه معرفت در این فلسفه صورت گرفته، اما فیلسوفان با مقاومت و انجام اصلاحات موضعی، تلاش کردهاند که این پیکره معرفت شناسی را همچنان پابرجای نگاه دارند.
🔅 حجم چالشها (نقضها و نقصها) در معرفتشناسی فیلسوفان چنان انباشته شده که دیگر نگاهداشت این بنیاد معرفتشناختی به هیچ روی ممکن و مصلحت نیست و اصرار بر این تلقی و روش در فلسفه جز رکود تفکر عقلی و ماندن در تکرارها و تناقضها حاصلی نخواهد داشت.
🔅این بحث اجمالی فراخوانی است به ایجاد تحول و تکامل در نظریه معرفت فلسفی. و از این رو در بین وجوه مختلف بحث، تنها به گزیدهای از نقدهای بر عقل نظری در فلسفه اسلامی بسنده می کنیم. از این رو در مباحث مرتبط با عقل فلسفی از مباحث هستیشناختی و نفسشناختی عقل، سخن نمیگوییم و در مباحث معرفت شناسی عقل هم تنها به ارزش ادراکات عقل نظری بسنده کردهایم.
با تذکر این نکته که به دلیل حضور برخی دانشجویان در نشست، تلاش شده است که مباحث به صورت سادهتر و روشنتر بیان شود، محورهای نقد را دنبال می کنیم.
2️⃣ سهگام در نظریه معرفت فلسفی:
مباحث معرفتشناختی فیلسوفان را در سه محور کلی می توانتقسیم کرد:
۱.تعریف وماهیت معرفت(علم)
۲.روش و فرایند دستیابی به معرفت
۳. نتیحه ومحصول معرفت فلسفی
به همین ترتیب، مباحث را پی می گیریم و با تبیین دیدگاه فلسفی، به برخی از نقدها اشاره می کنیم.
3️⃣ تعریف معرفت از منظر فیلسوفان:
فیلسوفان مسلمان به پیروی از ارسطو، ماهیت معرفت را «حصول صورت شیئ نزد عقل» تعریف می کنند و با تقسیم صورت به تصور و تصدیق، معرفت فلسفی را در همین چارچوب دنبال می کنند
درست است که به تدریج فیلسوفان دریافتند که آدمی از نوع دیگری از معرفت به نام «علم حضوری» برخوردار است که بدون واسطه صورت، نفس وحالات نفسانی خودش را مییابد و از این رو علم را به «حضور شیئ لشیئ» تفسیر کردند، اما همچنان بر این نکته نیز پای فشردند که علم حضوری تا مادام که به «صورت»تبدیل نشود، در دستگاه معرفت فلسفی به کار نمی آید.
پس باید گفت که ماهیت علم فلسفی همان صورت شیئ است که برای نفس به صورت علم حضوری، تحقق می یابد.
🔅نقدها:
۱. هیچ دلیل روشنی برای وجود «صورت» به عنوان واسطه معرفت، در دست نیست و ادلهای که برای این موضوع آوردهاند، محل تامل و اشکال است
۲. بر فرض که فی الجمله وجود صورت را در فرایند علم بپذیریم، اما کلیت و عمومیت آن، محل تردید است. برای مثال، شیخ اشراق در علم به محسوسات یا مشاهدات، به وجود صورت باور ندارد.
۳. این که بر لزوم صورت و اتحاد آن برهان آوردهاند که علم به معنای حضور و حضور به معنای «اتحاد وجودی» میان عالم و معلوم است، یک مغالطه اشتراک لفظی و یا دست کم استدلال بدون حد وسط لازم است.
۴. پذیرش صورت در فرایند معرفت، دشواری «مطابقت» میان صورت و مصداق(یا تطابق ذهن و عین) را به شدیدترین وجه آن پیش می آورد، این مشکل، نه تنها در معرفت شناسی فیلسوفان معضلاتی را به بار آورده که تاکنون ناگشوده باقی مانده است، بلکه دستگاه جهانشناسی و نفسشناسی فلسفه اسلامی را نیز به بحران دچار ساخته است(رک به صوت نشست)
۵. دشواری بعدی در باب «منشأ صورت» و چگونگی پیدایش آن در نفس است که فلاسفه را سخت به مشکل و گاه تناقضگوئی کشانده است (رک به صوت جلسه)
📲 ادامه در قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/287
(سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»)
قسمت اول
1️⃣ چند نکته مقدماتی:
🔅دستگاه معرفتشناسی در فلسفه اسلامی از اساس، یک دستگاه ارسطوئی است که بر خلاف سایر بخشهای دیگر فلسفه، از کمترین تحول و تکامل برخوردار بوده است.
🔅 این دستگاه معرفتشناختی هم در سنت اسلامی و هم از سوی فیلسوفان جدید غربی، بارها مورد نقض و انتقاد قرار گرفته است (رک به متن صوتی جلسه).
اما علیرغم نقدهائی که در طول تاریخ، هم به منطق ارسطو و هم به عناصر دیگر نظریه معرفت در این فلسفه صورت گرفته، اما فیلسوفان با مقاومت و انجام اصلاحات موضعی، تلاش کردهاند که این پیکره معرفت شناسی را همچنان پابرجای نگاه دارند.
🔅 حجم چالشها (نقضها و نقصها) در معرفتشناسی فیلسوفان چنان انباشته شده که دیگر نگاهداشت این بنیاد معرفتشناختی به هیچ روی ممکن و مصلحت نیست و اصرار بر این تلقی و روش در فلسفه جز رکود تفکر عقلی و ماندن در تکرارها و تناقضها حاصلی نخواهد داشت.
🔅این بحث اجمالی فراخوانی است به ایجاد تحول و تکامل در نظریه معرفت فلسفی. و از این رو در بین وجوه مختلف بحث، تنها به گزیدهای از نقدهای بر عقل نظری در فلسفه اسلامی بسنده می کنیم. از این رو در مباحث مرتبط با عقل فلسفی از مباحث هستیشناختی و نفسشناختی عقل، سخن نمیگوییم و در مباحث معرفت شناسی عقل هم تنها به ارزش ادراکات عقل نظری بسنده کردهایم.
با تذکر این نکته که به دلیل حضور برخی دانشجویان در نشست، تلاش شده است که مباحث به صورت سادهتر و روشنتر بیان شود، محورهای نقد را دنبال می کنیم.
2️⃣ سهگام در نظریه معرفت فلسفی:
مباحث معرفتشناختی فیلسوفان را در سه محور کلی می توانتقسیم کرد:
۱.تعریف وماهیت معرفت(علم)
۲.روش و فرایند دستیابی به معرفت
۳. نتیحه ومحصول معرفت فلسفی
به همین ترتیب، مباحث را پی می گیریم و با تبیین دیدگاه فلسفی، به برخی از نقدها اشاره می کنیم.
3️⃣ تعریف معرفت از منظر فیلسوفان:
فیلسوفان مسلمان به پیروی از ارسطو، ماهیت معرفت را «حصول صورت شیئ نزد عقل» تعریف می کنند و با تقسیم صورت به تصور و تصدیق، معرفت فلسفی را در همین چارچوب دنبال می کنند
درست است که به تدریج فیلسوفان دریافتند که آدمی از نوع دیگری از معرفت به نام «علم حضوری» برخوردار است که بدون واسطه صورت، نفس وحالات نفسانی خودش را مییابد و از این رو علم را به «حضور شیئ لشیئ» تفسیر کردند، اما همچنان بر این نکته نیز پای فشردند که علم حضوری تا مادام که به «صورت»تبدیل نشود، در دستگاه معرفت فلسفی به کار نمی آید.
پس باید گفت که ماهیت علم فلسفی همان صورت شیئ است که برای نفس به صورت علم حضوری، تحقق می یابد.
🔅نقدها:
۱. هیچ دلیل روشنی برای وجود «صورت» به عنوان واسطه معرفت، در دست نیست و ادلهای که برای این موضوع آوردهاند، محل تامل و اشکال است
۲. بر فرض که فی الجمله وجود صورت را در فرایند علم بپذیریم، اما کلیت و عمومیت آن، محل تردید است. برای مثال، شیخ اشراق در علم به محسوسات یا مشاهدات، به وجود صورت باور ندارد.
۳. این که بر لزوم صورت و اتحاد آن برهان آوردهاند که علم به معنای حضور و حضور به معنای «اتحاد وجودی» میان عالم و معلوم است، یک مغالطه اشتراک لفظی و یا دست کم استدلال بدون حد وسط لازم است.
۴. پذیرش صورت در فرایند معرفت، دشواری «مطابقت» میان صورت و مصداق(یا تطابق ذهن و عین) را به شدیدترین وجه آن پیش می آورد، این مشکل، نه تنها در معرفت شناسی فیلسوفان معضلاتی را به بار آورده که تاکنون ناگشوده باقی مانده است، بلکه دستگاه جهانشناسی و نفسشناسی فلسفه اسلامی را نیز به بحران دچار ساخته است(رک به صوت نشست)
۵. دشواری بعدی در باب «منشأ صورت» و چگونگی پیدایش آن در نفس است که فلاسفه را سخت به مشکل و گاه تناقضگوئی کشانده است (رک به صوت جلسه)
📲 ادامه در قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/287
نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی
(سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»)
قسمت دوم
4️⃣روش و فرایند معرفت فلسفی:
فیلسوفان روشهای عقلی در معرفت را به سه گونه قیاس و استقراء و تمثیل تقسیم می کنند و تاکید می کنند که تنها روشی که در فلسفه متافیزیک به کار می آید، همان قیاس است و آن دو دیگر، به یقین و معرفت مطلوب نمی رسد.
آنها سپس با تقسیم مواد قیاس به پنج گونه خاص ( برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه) تنها راه صحیح را برهان می دانند.
فلاسفه برهان را یقینآور(خواهیم که منظور معنای خاصی از یقین منظور است) و دیگر صناعات را غیر یقینی می دانند و برای یقین شش مقدمه بدیهی برمیشمرند که دیگر گزارههای فلسفی به این ششتا باز می گردد: اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، فطریات و حدسیات.
🔅نقدها:
۱. برخی از این مقدمات، بدیهی نیستند، بلکه چنان که خود تصریح کرده اند، در پشت خود، قیاسات مخفی دارند و از این رو اینها را نباید از مبادی اولیه برهان دانست بلکه خود نظری هستند و نیازمند اثبات. تجربیات، فطریات و متواترات از این دست می باشند و حدسیات را هم بنابر تقریر مشهور باید از همین دست به حساب آورد. پس تنها اولیات و حسیات از مبادی اولیه می باشند و بقیه به اینها باز می گردند.
۲. به جز اولیات و مبادی دیگر که به اولیات برمی گردد، بقیه گزارهها یا اصلا یقینی نیستند و یا اگر هم یقینی بشوند، یقین مورد نظر فیلسوفان نیستند و عملا در دستگاه فلسفی به کار نمی آیند
۳. گزارههای اولی که گفته می شود که تصور موضوع ومحمول برای تصدیق آنها کفایت می کند، غالبا یا قضایای همانگوی( tautological) و یا قضایای تحلیلی(analytic) هستند و این گزارهها هیچ گزارشی از جهان واقع نمیدهند.
اما گزارههای اولی که ترکیبی(synthetic) هستند، چنان محدود و اندکشمارند که به هیچ روی با آنها نمیتوان به یک معرفت متافیزیکی مناسب دست یافت.
۴. با بررسی استدلالهای فیلسوفان در طول تاریخ معلوم می شود که آنها خود به این منطق برهانی التزام نداشته و از مبادی غیر یقینیِ فراوانی در ادله خود استفاده کردهاند که خود تایید می کند که منطق برهان به معنای معهود، در فلسفه چندان مصداقی ندارد.
5️⃣ حاصل معرفت فلسفی:
فیلسوفان به صراحت ادعا می کنند که برهان، ما را به «یقین به معنای اخص» می رساند و در تعریف آن می گویند که برخلاف یقین عام که همان اعتقاد جازم است، در یقین خاص، علاوه بر اعتقاد جازم، «محال بودن نقض گزاره» هم وجود دارد.
به عبارت دیگر، اگر در یقین عام «لایحتمل نقیضه» مطرح است، در یقین خاص «لایمکن نقیضه» وجود دارد.
🔅نقدها:
۱.چنان که گذشت، هیچ یک از مبادی برهان به جز اولیات، از ویژگی یقین خاص برخوردار نیستند و از این رو، فیلسوف مسلمان باید همه مدعیات فلسفی خود را با اولیات (گزارههای ترکیبی پیشین) به سرانجام برساند که آن هم ناممکن است
۲.حقائق جهان از تنوع فراوان برخوردار است و بخش بزرگی از واقعیت هستی، پدیدههائی است که از طریق احساس، تجربه، استقراء، تاریخ و وحی به ما می رسد و تفسیر هستی بدون در نظر گرفتن این حقائق، نارسا و ناراست است. گزارههای اولی غالبا به حقائق عام و انتزاعی بازمی گردد و به تنهائی کاروان فلسفه را به مقصد نمی رساند.
6️⃣ نتیجه:
دستگاه معرفت شناسی فلسفه، با هدفگیری برای دستیابی به یقین خاص، عملا نه تنها معرفت فلسفی را از روشها و مبادی گوناگون معرفت انسانی و الهی محروممی کند، بلکه قلمرو فلسفه را به حوزهها و موضوعات خاص کلی و انتزاعی محدود می کند و در عمل هم نمی تواند به وعده خود برای التزام به یقین خاص وفا کند.
💽 صوت سخنرانی دکتر محمد تقی سبحانی در همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»: https://t.me/mtsobhani/285
(سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»)
قسمت دوم
4️⃣روش و فرایند معرفت فلسفی:
فیلسوفان روشهای عقلی در معرفت را به سه گونه قیاس و استقراء و تمثیل تقسیم می کنند و تاکید می کنند که تنها روشی که در فلسفه متافیزیک به کار می آید، همان قیاس است و آن دو دیگر، به یقین و معرفت مطلوب نمی رسد.
آنها سپس با تقسیم مواد قیاس به پنج گونه خاص ( برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه) تنها راه صحیح را برهان می دانند.
فلاسفه برهان را یقینآور(خواهیم که منظور معنای خاصی از یقین منظور است) و دیگر صناعات را غیر یقینی می دانند و برای یقین شش مقدمه بدیهی برمیشمرند که دیگر گزارههای فلسفی به این ششتا باز می گردد: اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، فطریات و حدسیات.
🔅نقدها:
۱. برخی از این مقدمات، بدیهی نیستند، بلکه چنان که خود تصریح کرده اند، در پشت خود، قیاسات مخفی دارند و از این رو اینها را نباید از مبادی اولیه برهان دانست بلکه خود نظری هستند و نیازمند اثبات. تجربیات، فطریات و متواترات از این دست می باشند و حدسیات را هم بنابر تقریر مشهور باید از همین دست به حساب آورد. پس تنها اولیات و حسیات از مبادی اولیه می باشند و بقیه به اینها باز می گردند.
۲. به جز اولیات و مبادی دیگر که به اولیات برمی گردد، بقیه گزارهها یا اصلا یقینی نیستند و یا اگر هم یقینی بشوند، یقین مورد نظر فیلسوفان نیستند و عملا در دستگاه فلسفی به کار نمی آیند
۳. گزارههای اولی که گفته می شود که تصور موضوع ومحمول برای تصدیق آنها کفایت می کند، غالبا یا قضایای همانگوی( tautological) و یا قضایای تحلیلی(analytic) هستند و این گزارهها هیچ گزارشی از جهان واقع نمیدهند.
اما گزارههای اولی که ترکیبی(synthetic) هستند، چنان محدود و اندکشمارند که به هیچ روی با آنها نمیتوان به یک معرفت متافیزیکی مناسب دست یافت.
۴. با بررسی استدلالهای فیلسوفان در طول تاریخ معلوم می شود که آنها خود به این منطق برهانی التزام نداشته و از مبادی غیر یقینیِ فراوانی در ادله خود استفاده کردهاند که خود تایید می کند که منطق برهان به معنای معهود، در فلسفه چندان مصداقی ندارد.
5️⃣ حاصل معرفت فلسفی:
فیلسوفان به صراحت ادعا می کنند که برهان، ما را به «یقین به معنای اخص» می رساند و در تعریف آن می گویند که برخلاف یقین عام که همان اعتقاد جازم است، در یقین خاص، علاوه بر اعتقاد جازم، «محال بودن نقض گزاره» هم وجود دارد.
به عبارت دیگر، اگر در یقین عام «لایحتمل نقیضه» مطرح است، در یقین خاص «لایمکن نقیضه» وجود دارد.
🔅نقدها:
۱.چنان که گذشت، هیچ یک از مبادی برهان به جز اولیات، از ویژگی یقین خاص برخوردار نیستند و از این رو، فیلسوف مسلمان باید همه مدعیات فلسفی خود را با اولیات (گزارههای ترکیبی پیشین) به سرانجام برساند که آن هم ناممکن است
۲.حقائق جهان از تنوع فراوان برخوردار است و بخش بزرگی از واقعیت هستی، پدیدههائی است که از طریق احساس، تجربه، استقراء، تاریخ و وحی به ما می رسد و تفسیر هستی بدون در نظر گرفتن این حقائق، نارسا و ناراست است. گزارههای اولی غالبا به حقائق عام و انتزاعی بازمی گردد و به تنهائی کاروان فلسفه را به مقصد نمی رساند.
6️⃣ نتیجه:
دستگاه معرفت شناسی فلسفه، با هدفگیری برای دستیابی به یقین خاص، عملا نه تنها معرفت فلسفی را از روشها و مبادی گوناگون معرفت انسانی و الهی محروممی کند، بلکه قلمرو فلسفه را به حوزهها و موضوعات خاص کلی و انتزاعی محدود می کند و در عمل هم نمی تواند به وعده خود برای التزام به یقین خاص وفا کند.
💽 صوت سخنرانی دکتر محمد تقی سبحانی در همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»: https://t.me/mtsobhani/285
Telegram
محمد تقی سبحانی
💽صوت همایش ملی «جایگاه عقل در کلام و فلسفه»
🎤سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی
🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی و رضوی
⏱زمان: ۳۰ آبان ۱۳۹۷
📝خلاصه سخنرانی: t.me/mtsobhani/286
🎤سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی؛ علم حصولی، علم حضوری، یقین فلسفی
🏢برگزار کننده: دانشگاه فردوسی و رضوی
⏱زمان: ۳۰ آبان ۱۳۹۷
📝خلاصه سخنرانی: t.me/mtsobhani/286
کنفرانس وحدت اسلامی، از رؤیا تا واقعیت
سی و دومین اجلاس بین المللی وحدت اسلامی دیروز ۵ آذرماه در غیاب نمایندگان رسمی مذاهب اسلامی و بدون حضور رهبران سیاسی جهان اسلام، به کار خود پایان داد.
🔅دبیر کل مجمع تقریب بین المذاهب پیش از تشکیل کنفرانس نوید داده بود که «تلاش برای ایجاد اختلاف و ستیز در جهان اسلام با تلاشهای گسترده مجمع تقریب مذاهب اسلامی و نهادهای تقریبگرا شکست خورده و ما در این کنفرانس آغاز این پیروزی را به جشن خواهیم نشست و اعلام خواهیم کرد که صفحه جدیدی در جهان اسلام در حال باز شدن است که در این صفحه نو شاهد غلبه جریان وحدتگرا در جهان اسلام هستیم.» و درباره فلسفه وجودی کنفرانس در وبگاه این مجمع میخوانیم: «هدف از برگزاری کنفرانس وحدت، ایجاد زمینههای اتحاد و هم بستگی جهان اسلام و هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری و نیز بررسی مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن است.»
🔅سخن در این است که کنفرانس وحدت با هزینههای فراوان مادی و معنوی، تاکنون تا چه اندازه به آرزوهای خود نزدیک شده و ادامه این مسیر تا چه حد میتواند کمکی به آرمانهای مورد نظر بکند. یک ناظر بیرونی با نگاهی واقعبینانه به صحنه درگیریهای موجود در جهان اسلام، پرسشهائی را فراروی خویش میبیند که لازم است مسئولان امر، به دور از شعارها و بیرون از فضای رسانهای به این سوالات پاسخ دهند:
1️⃣ در کنفرانس امسال طرفهای درگیر در جدالهای جهان اسلام که قرار بود به «جشن پیروزی»بنشینند، چه کسانی بودند؟ و کدامین «صفحه جدید در جهان اسلام» در این اجلاس گشوده شد؟ و دقیقا کدامیک از اعضای حاضر قرار است این صفحه جدید را رقم بزنند؟!
2️⃣ در کنفرانس کنونی برای «ایجاد زمینههای اتحاد و همبستگی جهان اسلام» چه اقدامی صورت گرفت؟ و اساسا کدامین اعضای حاضر در این کنفرانس از چنین ظرفیتی برخوردار بودند؟ و با کدامین ساز و کار سیاسی و فرهنگی قرار است این اتحاد و همبستگی در جهان شکل گیرد؟
3️⃣ در کنفراس کنونی چگونه و بین چه کسانی «هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری» انجام شد و با توجه به کارنامه چند کنفرانس گذشته دقیقا چه چالشهای فکری و علمی در بین کدامین متفکران شیعی و سنی به بحث گذاشته شد و مستندات پیشرفت در این موضوعات در کجا گرد آمده است؟
4️⃣ اما در خصوص «مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن» گذشته از تکرار جنایات اسرائیل و سعودی و خط و نشان کشیدن برای دشمنان، واقعا کدامیک از مشکلات جهان اسلام در این کنفرانس مطرح شد و چه راه حلهائی در برابر وضعیت بغرنج سیاسی، مذهبی و اقتصادی مسلمانان ارائه گردید و دقیقا چند نفر از شرکتکنندگان در کنفرانس چنین صلاحیتی داشتند و تا چه اندازه این کنفرانس را برای چنین هدفی جدی گرفتند؟
🔅بیپرده باید گفت که همه شاخصها نشان می دهد که کنفرانس وحدت اسلامی همچون سایر قطعات پروژه تقریب در این کشور، سالهاست که از کار افتاده و این پیکره نیازمند یک تعمیر بلکه تعویض اساسی است.
🔅در یادداشتهای بعدی در اندازه بضاعت خود خواهم نوشت که پروژه تقریب در جمهوری اسلامی از سه بیماری بنیادین رنج می برد و تا این رویکرد اساسی اصلاح نشود، نه تنها به پیشرفت این پروژه نمیتوان امید بست، بلکه با رفتن در بیراههها، به تدریج ظرفیتهای اندکِ بازمانده نیز ناامید و زمینگیر خواهد شد.
این سه مشکل اساسی عبارت است از :
1️⃣ خلط میان اهداف چندگانه در میدان تقریب (از همگرائی مذهبی گرفته تا همزیستی اجتماعی و تا همکاری بین المللی) و در نتیجه سردرگمی در میان راهبردهای ناهمگون.
2️⃣ ناتوانی در بسیج امکانات و اهرم های موثر در جهان اسلام و ناکارآمدی در بهرهگیری از ظرفیتها و مزیتهای نسبی
3️⃣ عدم بهرهمندی از یک شبکه انسانی و رسانهای هوشمند و کنشگر برای تعامل با نخبگان و گروههای موثر در بین شیعیان و اهل سنت و فقدان یک منطق و گفتمان تودرتو و اثربخش برای گفت و گو با گروههای درگیر و رقیب.
📱کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani
سی و دومین اجلاس بین المللی وحدت اسلامی دیروز ۵ آذرماه در غیاب نمایندگان رسمی مذاهب اسلامی و بدون حضور رهبران سیاسی جهان اسلام، به کار خود پایان داد.
🔅دبیر کل مجمع تقریب بین المذاهب پیش از تشکیل کنفرانس نوید داده بود که «تلاش برای ایجاد اختلاف و ستیز در جهان اسلام با تلاشهای گسترده مجمع تقریب مذاهب اسلامی و نهادهای تقریبگرا شکست خورده و ما در این کنفرانس آغاز این پیروزی را به جشن خواهیم نشست و اعلام خواهیم کرد که صفحه جدیدی در جهان اسلام در حال باز شدن است که در این صفحه نو شاهد غلبه جریان وحدتگرا در جهان اسلام هستیم.» و درباره فلسفه وجودی کنفرانس در وبگاه این مجمع میخوانیم: «هدف از برگزاری کنفرانس وحدت، ایجاد زمینههای اتحاد و هم بستگی جهان اسلام و هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری و نیز بررسی مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن است.»
🔅سخن در این است که کنفرانس وحدت با هزینههای فراوان مادی و معنوی، تاکنون تا چه اندازه به آرزوهای خود نزدیک شده و ادامه این مسیر تا چه حد میتواند کمکی به آرمانهای مورد نظر بکند. یک ناظر بیرونی با نگاهی واقعبینانه به صحنه درگیریهای موجود در جهان اسلام، پرسشهائی را فراروی خویش میبیند که لازم است مسئولان امر، به دور از شعارها و بیرون از فضای رسانهای به این سوالات پاسخ دهند:
1️⃣ در کنفرانس امسال طرفهای درگیر در جدالهای جهان اسلام که قرار بود به «جشن پیروزی»بنشینند، چه کسانی بودند؟ و کدامین «صفحه جدید در جهان اسلام» در این اجلاس گشوده شد؟ و دقیقا کدامیک از اعضای حاضر قرار است این صفحه جدید را رقم بزنند؟!
2️⃣ در کنفرانس کنونی برای «ایجاد زمینههای اتحاد و همبستگی جهان اسلام» چه اقدامی صورت گرفت؟ و اساسا کدامین اعضای حاضر در این کنفرانس از چنین ظرفیتی برخوردار بودند؟ و با کدامین ساز و کار سیاسی و فرهنگی قرار است این اتحاد و همبستگی در جهان شکل گیرد؟
3️⃣ در کنفراس کنونی چگونه و بین چه کسانی «هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری» انجام شد و با توجه به کارنامه چند کنفرانس گذشته دقیقا چه چالشهای فکری و علمی در بین کدامین متفکران شیعی و سنی به بحث گذاشته شد و مستندات پیشرفت در این موضوعات در کجا گرد آمده است؟
4️⃣ اما در خصوص «مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن» گذشته از تکرار جنایات اسرائیل و سعودی و خط و نشان کشیدن برای دشمنان، واقعا کدامیک از مشکلات جهان اسلام در این کنفرانس مطرح شد و چه راه حلهائی در برابر وضعیت بغرنج سیاسی، مذهبی و اقتصادی مسلمانان ارائه گردید و دقیقا چند نفر از شرکتکنندگان در کنفرانس چنین صلاحیتی داشتند و تا چه اندازه این کنفرانس را برای چنین هدفی جدی گرفتند؟
🔅بیپرده باید گفت که همه شاخصها نشان می دهد که کنفرانس وحدت اسلامی همچون سایر قطعات پروژه تقریب در این کشور، سالهاست که از کار افتاده و این پیکره نیازمند یک تعمیر بلکه تعویض اساسی است.
🔅در یادداشتهای بعدی در اندازه بضاعت خود خواهم نوشت که پروژه تقریب در جمهوری اسلامی از سه بیماری بنیادین رنج می برد و تا این رویکرد اساسی اصلاح نشود، نه تنها به پیشرفت این پروژه نمیتوان امید بست، بلکه با رفتن در بیراههها، به تدریج ظرفیتهای اندکِ بازمانده نیز ناامید و زمینگیر خواهد شد.
این سه مشکل اساسی عبارت است از :
1️⃣ خلط میان اهداف چندگانه در میدان تقریب (از همگرائی مذهبی گرفته تا همزیستی اجتماعی و تا همکاری بین المللی) و در نتیجه سردرگمی در میان راهبردهای ناهمگون.
2️⃣ ناتوانی در بسیج امکانات و اهرم های موثر در جهان اسلام و ناکارآمدی در بهرهگیری از ظرفیتها و مزیتهای نسبی
3️⃣ عدم بهرهمندی از یک شبکه انسانی و رسانهای هوشمند و کنشگر برای تعامل با نخبگان و گروههای موثر در بین شیعیان و اهل سنت و فقدان یک منطق و گفتمان تودرتو و اثربخش برای گفت و گو با گروههای درگیر و رقیب.
📱کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani
✨همایش برکرانه امامت: ضرورت تبیین امامت اهل بیت (ع)
🎤سخنرانان: آیت الله درّی نجف آبادی، نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه اراک
و
حجت الإسلام والمسلمین دکتر محمد تقی سبحانی مدیر بنیاد فرهنگی امامت
📆۵شنبه، ۸ آذر ۹۷، ساعت ۸:۳۰
🏢اراک، سالن همایشهای دانشگاه فنی حرفهای امیرکبیر
@mtsobhani
🎤سخنرانان: آیت الله درّی نجف آبادی، نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه اراک
و
حجت الإسلام والمسلمین دکتر محمد تقی سبحانی مدیر بنیاد فرهنگی امامت
📆۵شنبه، ۸ آذر ۹۷، ساعت ۸:۳۰
🏢اراک، سالن همایشهای دانشگاه فنی حرفهای امیرکبیر
@mtsobhani
تاریخ کلام- مدرسه مدینه
دکتر محمد تقی سبحانی
✨ادامه دوره آموزشی تاریخ علم کلام (مدرسه مدینه)
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۱- سه شنبه ۰۶ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۱- سه شنبه ۰۶ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
آموزه توحید در معارف اهل بیت ع
دکتر محمد تقی سبحانی
✨آموزه توحید در معارف اهل بیت (ع)
🎙دکتر محمد تقی سبحانی
📀جلسه نهم: شیوه اطلاق اسماء بر خداوند
💎مخاطب: سطح سه حوزه/ کارشناسی ارشد
⏱تاریخ: ۷ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
🎙دکتر محمد تقی سبحانی
📀جلسه نهم: شیوه اطلاق اسماء بر خداوند
💎مخاطب: سطح سه حوزه/ کارشناسی ارشد
⏱تاریخ: ۷ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
نسبت قرآن و امام- جلسه اول
دکتر محمدتقی سبحانی
✨نشست علمی «نسبت قرآن و امام»
جلسه اول
🎤دکتر محمد تقی سبحانی
🏢انجمن مباحثات قرآنی
📱لینک جلسه دوم: https://t.me/mtsobhani/295
جلسه اول
🎤دکتر محمد تقی سبحانی
🏢انجمن مباحثات قرآنی
📱لینک جلسه دوم: https://t.me/mtsobhani/295
نسبت قرآن و امام- جلسه دوم
دکتر محمدتقی سبحانی/دکتر کاظم قاضی زاده
✨نشست علمی «نسبت قرآن و امام»
جلسه دوم
🎤دکتر محمد تقی سبحانی- دکتر کاظم قاضی زاده
🏢انجمن مباحثات قرآنی
📱لینک جلسه اول: https://t.me/mtsobhani/294
جلسه دوم
🎤دکتر محمد تقی سبحانی- دکتر کاظم قاضی زاده
🏢انجمن مباحثات قرآنی
📱لینک جلسه اول: https://t.me/mtsobhani/294
معارف و عقاید- جوانان و دانشجویان
دکتر محمد تقی سبحانی
✨دوره آموزشی «معارف وعقاید»
🌴ویژه جوانان ودانشجویان
🎤دکتر محمد تقی سبحانی
💽صوت جلسه دهم-۷ آذر ۹۷: حجابهای معرفت فطری
📱کانال اطلاع رسانی استاد محمد تقی سبحانی:
@mtsobhani
🌴ویژه جوانان ودانشجویان
🎤دکتر محمد تقی سبحانی
💽صوت جلسه دهم-۷ آذر ۹۷: حجابهای معرفت فطری
📱کانال اطلاع رسانی استاد محمد تقی سبحانی:
@mtsobhani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨همایش برکرانه امامت
🎤سخنرانی: دکتر محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: امامت، اصل فراموش شده
📆 ۸ آذر ۹۷
🏢با میزبانی نمایندگی محترم ولی فقیه در اراک و بنیاد فرهنگی امامت
🌐گزارشی از سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/298
📲صوت سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/297
🎤سخنرانی: دکتر محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: امامت، اصل فراموش شده
📆 ۸ آذر ۹۷
🏢با میزبانی نمایندگی محترم ولی فقیه در اراک و بنیاد فرهنگی امامت
🌐گزارشی از سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/298
📲صوت سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/297
همایش برکرانه امامت
استاد: دکتر محمد تقی سبحانی
📀صوت همایش برکرانه امامت
🎤سخنرانی: دکتر محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: امامت، اصل فراموش شده
📆 ۸ آذر ۹۷
🏢با میزبانی نمایندگی محترم ولی فقیه در اراک و بنیاد فرهنگی امامت
🌐گزارشی از سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/298
📲کانال دکتر محمد تقی سبحانی: @mtsobhani
🎤سخنرانی: دکتر محمد تقی سبحانی
💎با موضوع: امامت، اصل فراموش شده
📆 ۸ آذر ۹۷
🏢با میزبانی نمایندگی محترم ولی فقیه در اراک و بنیاد فرهنگی امامت
🌐گزارشی از سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/298
📲کانال دکتر محمد تقی سبحانی: @mtsobhani
«امامت» اصل فراموششده اسلامی است/ هدایت قرآن؛ منوط به هدایت اهلبیت(ع)
به گزارش ایکنا از استان مرکزی، همایش « برکرانه امامت» با موضوع «ضرورت تبیین امامت اهلبیت(ع) در عقاید شیعه و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی بشریت» امروز، هشتم آذر با سخنرانی آیتالله دری نجفآبادی، نماینده ولی فقیه در استان و حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت در دانشگاه فنیوحرفهای امیرکبیر اراک برگزار شد.
حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت، در این همایش تصریح کرد: برگزاری همایش با محوریت امامت آغاز تازهای را برای این مؤلفه مهم و اساسی متصور است که امید است برگزاری این همایشها زمینه پژوهش و تحقیق را در اصل مهم امامت فراهم آورد.
وی با طرح این سؤال که امامت در جامعه امروز دنیایی و اخروی ما چه نقشی دارد و آیا طرح مسأله امامت یک اصل و اولویت دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است یا خیر؟ ادامه داد: متأسفانه اصل امامت اصل فراموش شده اسلامی است، این بنیاد اساسی دین متأسفانه حتی بین جامعه شیعی مورد کمتوجهی قرار گرفته و کمرنگ شده است.
حجتالاسلام سبحانی اظهار کرد: باید در جامعه تبیین شود که اصل امامت تا چه اندازه مهم است و چه اندازه میتواند مسیر حرکت فردی و اجتماعی را مدیریت کند، در پاسخ به این سؤال که مطرح میشود چرا امامت؟ باید گفت چرا امامت نه؟ امامت اصل اساسی در نظام معرفت دینی و جزو اصول اساسی است که بدون توجه به این اصل بنیاد اسلامی و استمرار تفکر اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی تحقق پیدا نمیکند؛ چراکه با فراموشی این اصل جامعه اسلامی دچار چنین انحرافاتی شدند.
مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت اضافه کرد: امامت مسأله و دغدغه اصلی پیامبر(ص) در آخرین سالهای حیات و روزهای زندگی است، اصل امامت مسأله مشترکی بین مذاهب اسلامی است و حتی علمای اهل تسنن در همه فِرَق از آن یاد کردند. مسأله امامت نه تنها دغدغه نبی مکرم اسلام(ص) بلکه دغدغه خداوند متعال نیز هست.
حجتالاسلام سبحانی در ادامه سخنان به آیه تبلیغ استناد کرد.
وی بیان کرد: تمام اصل امامت در آیه ۶۷ سوره مبارکه «مائده» گنجانده شده است، امر امامت و نبوت به اختیار مردم نیست و فرمایش خداوند است، روز غدیر قرار بر این بود تا آخرین زنجیرههای دین اسلام معرفی شود، پیامبر(ص) همواره از اختلاف بین مسلمانان نگران بودند که خداوند با نزول آیه تبلیغ نگرانی ایشان را رفع کرد. از گزارشهای تاریخی بر میآید که دستور امامت مولا علی(ع) از اوایل موسم حجةالوداع مشهود بود.
حجتالاسلام سبحانی بیان کرد: واقعه غدیر امر مهم و مورداتفاقنظر همه افراد چه سنی از همه فرق و چه شیعی در همه فرق است و کسی این واقعه مهم و نصب ولایت مولا(ع) را انکار نکرد. در باب ولایت ایشان پس از پیامبر(ص) بسیاری از علمای اهل تسنن کتب مختلفی نوشته و به این رخداد مهم اشاره کردند.
وی به حدیث ثقلین استناد کرد و افزود: این سند یکی از مهمترین و بلندترین اسناد مشترک بین شیعه و سنی است که علمای اهل تسنن نیز بر آن اشاره داشتند.
حجتالاسلام سبحانی بیان کرد: انسان اگر قصد دارد در مسیر هدایت قدم بردارد نباید از این دو رکن مهم قرآن و عترت جدا شود، چراکه جدایی از این مسیر در معنای ضلالت تعریف میشود. بدون وجود اهلبیت(ع)، پذیرفتن اصل امامت و تمسک به ساحت ائمه معصومین(ع) هدایت قرآن هم وجود ندارد، هدایت قرآن منوط به هدایت اهلبیت(ع) است.
وی همچنین به حدیث سفینه نوح «مَثَل اهل بیت من در میان شما کشتی نوح است، هر کس به این کشتی داخل شود نجات مییابد، و هر کس جا بماند، غرق میشود» اشاره کرد و گفت: این حدیث متواتر از اهلبیت(ع) است و یکی از احادیثی است که اهل تسنن از آن یاد کردند، نقش اهلبیت(ع) در امت اسلامی نقش موت و حیات است نه ثواب وعقاب.
مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت بیان کرد: اگر قرار است جامعهای دچار اختلاف و اختلال نشود باید به اصل امامت پاییند باشد، اهلبیت(ع) امت را از اختلاف نجات میدهند، اگر امتی از ائمه(ع) جدا شوند گرفتار حزب ابلیس میشوند چراکه رأس حزبالله اهلبیت(ع) هستند.
وی در پایان تأکید کرد: امامت اصل اسلامی است نه فرع، اگر ابلاغ نشود جامعه به بیراهه کشیده میشود. اگر اطاعتپذیری از امامت وجود نداشته باشد وحدت اسلامی از دست میرود زیرا امامت جامعه مسلمان را ساماندهی میکند.
🌐لینک خبرگزاری قرآن: http://iqna.ir/fa/news/3768103/
📱صوت سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/297
به گزارش ایکنا از استان مرکزی، همایش « برکرانه امامت» با موضوع «ضرورت تبیین امامت اهلبیت(ع) در عقاید شیعه و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی بشریت» امروز، هشتم آذر با سخنرانی آیتالله دری نجفآبادی، نماینده ولی فقیه در استان و حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت در دانشگاه فنیوحرفهای امیرکبیر اراک برگزار شد.
حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت، در این همایش تصریح کرد: برگزاری همایش با محوریت امامت آغاز تازهای را برای این مؤلفه مهم و اساسی متصور است که امید است برگزاری این همایشها زمینه پژوهش و تحقیق را در اصل مهم امامت فراهم آورد.
وی با طرح این سؤال که امامت در جامعه امروز دنیایی و اخروی ما چه نقشی دارد و آیا طرح مسأله امامت یک اصل و اولویت دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است یا خیر؟ ادامه داد: متأسفانه اصل امامت اصل فراموش شده اسلامی است، این بنیاد اساسی دین متأسفانه حتی بین جامعه شیعی مورد کمتوجهی قرار گرفته و کمرنگ شده است.
حجتالاسلام سبحانی اظهار کرد: باید در جامعه تبیین شود که اصل امامت تا چه اندازه مهم است و چه اندازه میتواند مسیر حرکت فردی و اجتماعی را مدیریت کند، در پاسخ به این سؤال که مطرح میشود چرا امامت؟ باید گفت چرا امامت نه؟ امامت اصل اساسی در نظام معرفت دینی و جزو اصول اساسی است که بدون توجه به این اصل بنیاد اسلامی و استمرار تفکر اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی تحقق پیدا نمیکند؛ چراکه با فراموشی این اصل جامعه اسلامی دچار چنین انحرافاتی شدند.
مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت اضافه کرد: امامت مسأله و دغدغه اصلی پیامبر(ص) در آخرین سالهای حیات و روزهای زندگی است، اصل امامت مسأله مشترکی بین مذاهب اسلامی است و حتی علمای اهل تسنن در همه فِرَق از آن یاد کردند. مسأله امامت نه تنها دغدغه نبی مکرم اسلام(ص) بلکه دغدغه خداوند متعال نیز هست.
حجتالاسلام سبحانی در ادامه سخنان به آیه تبلیغ استناد کرد.
وی بیان کرد: تمام اصل امامت در آیه ۶۷ سوره مبارکه «مائده» گنجانده شده است، امر امامت و نبوت به اختیار مردم نیست و فرمایش خداوند است، روز غدیر قرار بر این بود تا آخرین زنجیرههای دین اسلام معرفی شود، پیامبر(ص) همواره از اختلاف بین مسلمانان نگران بودند که خداوند با نزول آیه تبلیغ نگرانی ایشان را رفع کرد. از گزارشهای تاریخی بر میآید که دستور امامت مولا علی(ع) از اوایل موسم حجةالوداع مشهود بود.
حجتالاسلام سبحانی بیان کرد: واقعه غدیر امر مهم و مورداتفاقنظر همه افراد چه سنی از همه فرق و چه شیعی در همه فرق است و کسی این واقعه مهم و نصب ولایت مولا(ع) را انکار نکرد. در باب ولایت ایشان پس از پیامبر(ص) بسیاری از علمای اهل تسنن کتب مختلفی نوشته و به این رخداد مهم اشاره کردند.
وی به حدیث ثقلین استناد کرد و افزود: این سند یکی از مهمترین و بلندترین اسناد مشترک بین شیعه و سنی است که علمای اهل تسنن نیز بر آن اشاره داشتند.
حجتالاسلام سبحانی بیان کرد: انسان اگر قصد دارد در مسیر هدایت قدم بردارد نباید از این دو رکن مهم قرآن و عترت جدا شود، چراکه جدایی از این مسیر در معنای ضلالت تعریف میشود. بدون وجود اهلبیت(ع)، پذیرفتن اصل امامت و تمسک به ساحت ائمه معصومین(ع) هدایت قرآن هم وجود ندارد، هدایت قرآن منوط به هدایت اهلبیت(ع) است.
وی همچنین به حدیث سفینه نوح «مَثَل اهل بیت من در میان شما کشتی نوح است، هر کس به این کشتی داخل شود نجات مییابد، و هر کس جا بماند، غرق میشود» اشاره کرد و گفت: این حدیث متواتر از اهلبیت(ع) است و یکی از احادیثی است که اهل تسنن از آن یاد کردند، نقش اهلبیت(ع) در امت اسلامی نقش موت و حیات است نه ثواب وعقاب.
مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت بیان کرد: اگر قرار است جامعهای دچار اختلاف و اختلال نشود باید به اصل امامت پاییند باشد، اهلبیت(ع) امت را از اختلاف نجات میدهند، اگر امتی از ائمه(ع) جدا شوند گرفتار حزب ابلیس میشوند چراکه رأس حزبالله اهلبیت(ع) هستند.
وی در پایان تأکید کرد: امامت اصل اسلامی است نه فرع، اگر ابلاغ نشود جامعه به بیراهه کشیده میشود. اگر اطاعتپذیری از امامت وجود نداشته باشد وحدت اسلامی از دست میرود زیرا امامت جامعه مسلمان را ساماندهی میکند.
🌐لینک خبرگزاری قرآن: http://iqna.ir/fa/news/3768103/
📱صوت سخنرانی: https://t.me/mtsobhani/297
تاریخ کلام- مدرسه مدینه
دکتر محمد تقی سبحانی
✨ادامه دوره آموزشی تاریخ علم کلام (مدرسه مدینه)
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۲- سه شنبه ۱۳ آذر ۹۷- ریشههای غلو در تشیع (۲)
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
در سال تحصیلی ۹۷-۹۸
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
⏱جلسه ۴۲- سه شنبه ۱۳ آذر ۹۷- ریشههای غلو در تشیع (۲)
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
آموزه توحید در معارف اهل بیت ع
دکتر محمد تقی سبحانی
✨آموزه توحید در معارف اهل بیت (ع)
🎙دکتر محمد تقی سبحانی
📀جلسه دهم: نظریه تعبیر و شیوه سلبی و فعلی در توصیف خداوند
💎مخاطب: سطح سه حوزه/ کارشناسی ارشد
⏱تاریخ: ۱۴ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
🎙دکتر محمد تقی سبحانی
📀جلسه دهم: نظریه تعبیر و شیوه سلبی و فعلی در توصیف خداوند
💎مخاطب: سطح سه حوزه/ کارشناسی ارشد
⏱تاریخ: ۱۴ آذر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی دکترمحمدتقی سبحانی
@mtsobhani
پروژه تقریب؛ آوردهها و آسیب ها
قسمت اول: آوردهها
هر چند موضوع همگرائی میان مذاهب اسلامی پدیده تازهای نیست ولی از پیدائی «پروژه تقریب بین مذاهب» چندان زمانی نمی گذرد. تاریخچه این ماجرا را بهتر از همه، راینر برانر در کتاب «التقریب بین المذهب الاسلامیه فی القرن العشرین»(ترجمه و نشر مرکز الحضاره بیروت) روایت کرده است و از این رو ما را از تکرار این تاریخ بی نیاز میسازد.
اما آنچه برای ما اهمیت دارد، مروری بر عملکرد تقریبگرائی در چند دهه گذشته و تجربه اندوزی برای روزهای پیش روست.
🔅آوردههای تقریب
برافراشتن شعار وحدت اسلامی و پیگیری پروژه تقریب، البته به جای خود، آثار مبارکی داشته است که بسادگی نمی توان از آن چشم پوشید. از جمله پیامدهای این حرکت را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1️⃣برداشتن بانگ وحدت و همدلی با مسلمانان از سوی ایران و تشیع، حجت را بر دیگران تمام کرد و حسن نیت پیروان اهل بیت(ع) را در همگرائی اسلامی نشان داد.
2️⃣این اقدام نشان داد که جامعه شیعه به مسائل امت اسلامی توجه ویژه دارد و حاضر است سهم خویش را در حفظ کیان امت اسلامی و مقابله با دشمنان مسلمین به خوبی ادا کند.
3️⃣شعار تقریب تا حدودی بستر تعامل ایران و تشیع را با گوشهای از جهان اسلام آرام کرد و زمینه گفت و گو با بخشی از مسلمانان را بر شیعیان گشود. برنامههای تقریب هر چند لایههای عمیق تقارب را هدف نگرفت، اما در همدلی با علاقهمندان تشیع از بین سنیان تلاش درخوری داشت.
4️⃣ همراهی گروهی اندک از علمای اهل تسنن با پروژه تقریب، سبب شد که جبهه مخالفان دچار شکاف گردید و دشمنان تشیع از یکپارچه کردن اهل تسنن و مشروعیت بخشی به اندیشه تکفیر شیعه بازماندند.
در یک کلام، تلاش تقریب را به کلی نمی توان ناکام دانست و دستاوردهای آن را ناچیز و ناپیدا انگاشت، چرا که برای ارزیابی دقیق آوردههای تقریب، باید وضعیت موجود را با شرایطی سنجید که همین تلاشها هم صورت نمیگرفت و با رخنه بیشتر دشمنان، آتش فتنه بیش از این دامن شیعیان را در برمی گرفت.
📲ادامه در قسمت دوم (آسیبها): t.me/mtsobhani/305
قسمت اول: آوردهها
هر چند موضوع همگرائی میان مذاهب اسلامی پدیده تازهای نیست ولی از پیدائی «پروژه تقریب بین مذاهب» چندان زمانی نمی گذرد. تاریخچه این ماجرا را بهتر از همه، راینر برانر در کتاب «التقریب بین المذهب الاسلامیه فی القرن العشرین»(ترجمه و نشر مرکز الحضاره بیروت) روایت کرده است و از این رو ما را از تکرار این تاریخ بی نیاز میسازد.
اما آنچه برای ما اهمیت دارد، مروری بر عملکرد تقریبگرائی در چند دهه گذشته و تجربه اندوزی برای روزهای پیش روست.
🔅آوردههای تقریب
برافراشتن شعار وحدت اسلامی و پیگیری پروژه تقریب، البته به جای خود، آثار مبارکی داشته است که بسادگی نمی توان از آن چشم پوشید. از جمله پیامدهای این حرکت را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1️⃣برداشتن بانگ وحدت و همدلی با مسلمانان از سوی ایران و تشیع، حجت را بر دیگران تمام کرد و حسن نیت پیروان اهل بیت(ع) را در همگرائی اسلامی نشان داد.
2️⃣این اقدام نشان داد که جامعه شیعه به مسائل امت اسلامی توجه ویژه دارد و حاضر است سهم خویش را در حفظ کیان امت اسلامی و مقابله با دشمنان مسلمین به خوبی ادا کند.
3️⃣شعار تقریب تا حدودی بستر تعامل ایران و تشیع را با گوشهای از جهان اسلام آرام کرد و زمینه گفت و گو با بخشی از مسلمانان را بر شیعیان گشود. برنامههای تقریب هر چند لایههای عمیق تقارب را هدف نگرفت، اما در همدلی با علاقهمندان تشیع از بین سنیان تلاش درخوری داشت.
4️⃣ همراهی گروهی اندک از علمای اهل تسنن با پروژه تقریب، سبب شد که جبهه مخالفان دچار شکاف گردید و دشمنان تشیع از یکپارچه کردن اهل تسنن و مشروعیت بخشی به اندیشه تکفیر شیعه بازماندند.
در یک کلام، تلاش تقریب را به کلی نمی توان ناکام دانست و دستاوردهای آن را ناچیز و ناپیدا انگاشت، چرا که برای ارزیابی دقیق آوردههای تقریب، باید وضعیت موجود را با شرایطی سنجید که همین تلاشها هم صورت نمیگرفت و با رخنه بیشتر دشمنان، آتش فتنه بیش از این دامن شیعیان را در برمی گرفت.
📲ادامه در قسمت دوم (آسیبها): t.me/mtsobhani/305
پروژه تقریب؛ آوردهها و آسیبها
قسمت دوم: آسیبها
🔅آسیبهای تقریب
با این همه، چنان که در یادداشت قبلی «کنفرانس وحدت اسلامی، از رویا تا واقعیت» نوشتم، رویکرد و روش پیگیری پروژه تقریب در ایران به گونه ای بود که نه تنها این هدف بلند را به تدریج به محاق برد بلکه آسیبهای بزرگ دیگری را دامن زد:
1️⃣ صاحبان پروژه تقریب، به دلیل فقدان راهبرد روشن، به خلط معانی و مفاهیم گرفتار آمدند و با در آمیختن سه گزینه متفاوت در پروژه تقریب (وحدت اسلامی، همزیستی مسلمین و اتحاد ملل اسلامی) عملا به هیچ یک از اهداف سهگانه دست نیافتند. تفاوت این سه پروژه و راهبردهای هر کدام را در یادداشت بعدی با نام «تقریب و سرگردانی در میان سه تئوری رقیب» تقدیم خواهم کرد.
2️⃣ اصحاب تقریب راه رهائی از بحران پراکندگی و پارهپارهشدن جهان اسلام را در انکار اختلافات عمیق تاریخی و معرفتی میان گروههای اسلامی میدیدند و با اصرار بر «پرده پوشی» و «کوچک انگاری» مبانی اختصاصی مذاهب، از شناخت ریشههای این درگیریها در ماندند و فرصت تفکر و تلاش برای درمان این بیماری و یا کمکردن عوارض آن را از دست دادند.
3️⃣ گفتمان تقریب بر این پایه استوار شد که اختلافات مذهبی، نه تنها «جزئی»و کمشمار است بلکه از «امور ظنی» و «اجتهادی» می باشد و بیشتر جنبه «تاریخی» دارد و امروزه چندان به کار نمی آید. این در حالی بود که شیعیان و سنیان نه تنها این دسته از مبانی خویش را بر حق می دانستند بلکه باور به مبانی رقیب را به بدعت و انحراف و حتی طرد و تکفیر مینواختند. انکار این امور در بین طرفداران تقریب از شیعه و سنی، عملا آنان را در مقابل اکثریت جامعه مذهبی خود گذاشت و رویکرد وحدت اسلامی به انزوا رفت و پروژه تقریب شیعی-سنی به پروژه اختلاف شیعی-شیعی و اختلاف سنی-سنی تبدیل گشت.
4️⃣ پروژه تقریب با انکار اختلافات عمیق تاریخی میان دو گروه شیعه و سنی- در سطح عالمان و عوام- نه تنها قدرت برنامه ریزی برای کم کردن دامنه نزاع را از دست داد، بلکه شیعه را در معرض اتهام به نفاق و دوروئی و کتمان عقاید خویش در پشت پرده اصل تقیه قرار داد.
5️⃣ انقلاب اسلامی ایران بر پایه فرهنگ تشیع شکل گرفت و به صورت طبیعی، بسیاری از مسلمانان را به سوی خویش فراخواند و مسئولان جمهوری اسلامی نیز نه تنها از این گرایشها استقبال کردند بلکه نفوذ فرهنگ تشیع را به عنوان بخشی از فرایند صدور انقلاب تلقی کردند. این پدیده، به همراه شعارهای تقلیلگرایانه تقریب، جمهوری اسلامی را به تناقض در گفتار و کردار متهم ساخت و گفتمان اصحاب تقریب از سوی اهل تسنن به یک مجامله و یا حتی به فریب و خدعه تعبیر شد.
6️⃣ اهل تقریب با وابستهکردن پروژههای «همزیستی اسلامی» و «اتحاد ملل اسلامی» به اموری همچون اشتراک عقیدتی و فقدان اختلافات فکری و فقهی، نه تنها در پیشبرد اصل وحدت اسلامی در درون و بیرون کشور دچار چالشهای جدی شدند، بلکه عملا فرصت تبیین معارف ناب اهل بیت(ع) را نادیده انگاشته و با پردهانداختن بر اختلافات، باب گفتوگوهای علمی میان علمای مسلمین و تلاش برای تقارب معرفتی را به انسداد کشاندند.
7️⃣ پروژه تقریب پس از انقلاب اسلامی، در متن دستگاه دیپلماسی سیاسی زاده شد و همگام و همرو با سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی به پیش رفت. پیشبرد این پروژه در بیرون از محیطهای علمی و به دور از دسترس عالمان شیعه و سنی ، رنگ سیاستورزی را بر فضای گفتمانی تقریب حاکم کرد و ابعاد فرهنگی و اجتماعی وحدت اسلامی در زیر هنجارهای سیاسی کمرنگ شد. به این ترتیب، با شدتگرفتن منازعات سیاسی دولتها با ایران، پروژه تقریب نیز دستخوش فراز و فرود گشت و امروزه برنامههای تقریب در جهان اسلام به عنوان چرخهای از زنجیره دیپلماسی سیاسی ایران تعبیر و تلقی می شود و با ناکارآمدی برنامههای آن، از سوی دوستان نیز جدی گرفته نمی شود.
فهرست بالا که بر آن باز هم می توان افزود، نشان می دهد که مدیریت تقریب در ایران از فقدان یک قوه تفکر راهبردی رنج می برد و تجربه اندوزی و بازاندیشی در این مجموعه چندان جایگاهی ندارد.
این آسیبها را در یادداشتهای بعدی، ریشهیابی کرده و سپستر به تبیین اصول راهبردی برای وحدت راستین امت اسلامی خواهیم پرداخت.
📱کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani
قسمت دوم: آسیبها
🔅آسیبهای تقریب
با این همه، چنان که در یادداشت قبلی «کنفرانس وحدت اسلامی، از رویا تا واقعیت» نوشتم، رویکرد و روش پیگیری پروژه تقریب در ایران به گونه ای بود که نه تنها این هدف بلند را به تدریج به محاق برد بلکه آسیبهای بزرگ دیگری را دامن زد:
1️⃣ صاحبان پروژه تقریب، به دلیل فقدان راهبرد روشن، به خلط معانی و مفاهیم گرفتار آمدند و با در آمیختن سه گزینه متفاوت در پروژه تقریب (وحدت اسلامی، همزیستی مسلمین و اتحاد ملل اسلامی) عملا به هیچ یک از اهداف سهگانه دست نیافتند. تفاوت این سه پروژه و راهبردهای هر کدام را در یادداشت بعدی با نام «تقریب و سرگردانی در میان سه تئوری رقیب» تقدیم خواهم کرد.
2️⃣ اصحاب تقریب راه رهائی از بحران پراکندگی و پارهپارهشدن جهان اسلام را در انکار اختلافات عمیق تاریخی و معرفتی میان گروههای اسلامی میدیدند و با اصرار بر «پرده پوشی» و «کوچک انگاری» مبانی اختصاصی مذاهب، از شناخت ریشههای این درگیریها در ماندند و فرصت تفکر و تلاش برای درمان این بیماری و یا کمکردن عوارض آن را از دست دادند.
3️⃣ گفتمان تقریب بر این پایه استوار شد که اختلافات مذهبی، نه تنها «جزئی»و کمشمار است بلکه از «امور ظنی» و «اجتهادی» می باشد و بیشتر جنبه «تاریخی» دارد و امروزه چندان به کار نمی آید. این در حالی بود که شیعیان و سنیان نه تنها این دسته از مبانی خویش را بر حق می دانستند بلکه باور به مبانی رقیب را به بدعت و انحراف و حتی طرد و تکفیر مینواختند. انکار این امور در بین طرفداران تقریب از شیعه و سنی، عملا آنان را در مقابل اکثریت جامعه مذهبی خود گذاشت و رویکرد وحدت اسلامی به انزوا رفت و پروژه تقریب شیعی-سنی به پروژه اختلاف شیعی-شیعی و اختلاف سنی-سنی تبدیل گشت.
4️⃣ پروژه تقریب با انکار اختلافات عمیق تاریخی میان دو گروه شیعه و سنی- در سطح عالمان و عوام- نه تنها قدرت برنامه ریزی برای کم کردن دامنه نزاع را از دست داد، بلکه شیعه را در معرض اتهام به نفاق و دوروئی و کتمان عقاید خویش در پشت پرده اصل تقیه قرار داد.
5️⃣ انقلاب اسلامی ایران بر پایه فرهنگ تشیع شکل گرفت و به صورت طبیعی، بسیاری از مسلمانان را به سوی خویش فراخواند و مسئولان جمهوری اسلامی نیز نه تنها از این گرایشها استقبال کردند بلکه نفوذ فرهنگ تشیع را به عنوان بخشی از فرایند صدور انقلاب تلقی کردند. این پدیده، به همراه شعارهای تقلیلگرایانه تقریب، جمهوری اسلامی را به تناقض در گفتار و کردار متهم ساخت و گفتمان اصحاب تقریب از سوی اهل تسنن به یک مجامله و یا حتی به فریب و خدعه تعبیر شد.
6️⃣ اهل تقریب با وابستهکردن پروژههای «همزیستی اسلامی» و «اتحاد ملل اسلامی» به اموری همچون اشتراک عقیدتی و فقدان اختلافات فکری و فقهی، نه تنها در پیشبرد اصل وحدت اسلامی در درون و بیرون کشور دچار چالشهای جدی شدند، بلکه عملا فرصت تبیین معارف ناب اهل بیت(ع) را نادیده انگاشته و با پردهانداختن بر اختلافات، باب گفتوگوهای علمی میان علمای مسلمین و تلاش برای تقارب معرفتی را به انسداد کشاندند.
7️⃣ پروژه تقریب پس از انقلاب اسلامی، در متن دستگاه دیپلماسی سیاسی زاده شد و همگام و همرو با سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی به پیش رفت. پیشبرد این پروژه در بیرون از محیطهای علمی و به دور از دسترس عالمان شیعه و سنی ، رنگ سیاستورزی را بر فضای گفتمانی تقریب حاکم کرد و ابعاد فرهنگی و اجتماعی وحدت اسلامی در زیر هنجارهای سیاسی کمرنگ شد. به این ترتیب، با شدتگرفتن منازعات سیاسی دولتها با ایران، پروژه تقریب نیز دستخوش فراز و فرود گشت و امروزه برنامههای تقریب در جهان اسلام به عنوان چرخهای از زنجیره دیپلماسی سیاسی ایران تعبیر و تلقی می شود و با ناکارآمدی برنامههای آن، از سوی دوستان نیز جدی گرفته نمی شود.
فهرست بالا که بر آن باز هم می توان افزود، نشان می دهد که مدیریت تقریب در ایران از فقدان یک قوه تفکر راهبردی رنج می برد و تجربه اندوزی و بازاندیشی در این مجموعه چندان جایگاهی ندارد.
این آسیبها را در یادداشتهای بعدی، ریشهیابی کرده و سپستر به تبیین اصول راهبردی برای وحدت راستین امت اسلامی خواهیم پرداخت.
📱کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani