استاد محمدتقی سبحانی
2.28K subscribers
1.6K photos
421 videos
210 files
1.5K links
اطلاع رسانی برنامه‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها، کلاس‌ها و نیز بیان دیدگاه‌ها و نظرات استاد

نقد ونظر @vir_admin

ادمین کانال درس خارج استاد در ایتا:
@Admin_DrSobhani
Download Telegram
نظر به پیشنهاد دوستان مبنی بر ایجاد یک کانال در پیامرسان‌های داخلی، ضمن عذرخواهی اعلام می‌شود با توجه به ضیق وقت، قادر به اداره کانال دیگری نمی‌باشیم و تنها رسانه ما همین کانال تلگرامی است.

یکی از اعضای محترم، با مشورت استاد سبحانی کانالی را با عنوان «کلام شیعه» در پیامرسان گپ و سروش راه اندازی کردند. جمع آوری محتوای این کانال رأسا حاصل زحمات شخصی این بزرگوار می‌باشد. در ادامه به معرفی این کانال می‌پردازیم:

🔴 معرفی "کلام شیعه" 🔴
کانال "کلام شیعه" با اهداف زیر برای علاقه‌مندان معارف شیعه در سروش و گپ راه‌اندازی شد:
۱. ایجاد بانک مقاله، کتاب‌، تدریس و سخنرانی‌ برخی استادان کلام شیعه
۲. اطلاع‌رسانی برنامه‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها و کلاس‌هایشان
۳. انتشار دیدگاه‌ها و نظرهایشان

در حال حاضر بسیاری از مقاله‌ها، کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و درس‌ها و مناظره‌های استاد دکتر محمدتقی سبحانی که در اینترنت موجود بوده، در "کلام شیعه" جمع‌آوری و بارگزاری شده است.
به تدریج تولیدات علمی برخی استادان دیگر نیز که در اینترنت موجود باشد، در "کلام شیعه" بارگزاری می‌شود.

"کلام شیعه" در گپ و سروش:
گپ:
🌐 gap.im/k_shia
سروش:
🌐 sapp.ir/k_shia

🌹 اللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج 🌹
تشکر مدیر عامل بنیاد فرهنگی امامت از حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی سبحانی از توجه حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به ترجمه کتاب گرانسنگ الغــدیر، از این مرجع تقلید تشکر و قدردانی کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ حسن صافی (دامت توفیقاته)
سلام علیکم؛

پیرو صدور پیام رونمایی از ترجمه کتاب گرانسنگ الغــدیر،
از مرجعیت عالیقدر شیعه، شیخ المراجع العظام حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی(دامت برکاته) که همواره حرکت های اصیل فرهنگی را مورد تفقد و عنایت قرار می دهند و اسباب دلگرمی اصحاب دین و اندیشه را فراهم می سازند، صمیمانه تشکر و قدردانی می کنیم و دوام سایه پر مهر ایشان را بر حوزه علمیه تشیع از خداوند بزرگ خواهانیم.

با تشکر
محمد تقي سبحاني
مديرعامل بنياد فرهنگي امامت

کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی:
https://t.me/mtsobhani
نشست علمی توسعه وتکامل فلسفه۶؛
نظریه شناخت ازدیدگاه فیلسوفان مسلمان(۳):
نقد انگاره فلسفی «یقین»
🎙حجت الاسلام والمسلمین دکترمحمدتقی سبحانی

شنبه۱۷شهریور۹۷
📍اصفهان،دفترتبلیغات‌اسلامی
📱 @mtsobhani
بررسی تطبیقی ایده اسلام شناسان غربی در حوزه تطور اندیشه امامیه در…
دکتر محمد تقی سبحانی
📀صوت:بررسی تطبیقی ایده اسلام پژوهان غربی درحوزه تطور اندیشه امامیه درقرون نخستین؛ فان‌اس،مادلونگ،کولبرگ
🎙دکترمحمدتقی سبحانی
🏢چهارمین مدرسه تابستانی کلام امامیه-اصفهان
جمعه ۱۶ شهریور ۹۷
📱@mtsobhani
📔معارف وعقاید۱و۲

📚دفترتدوین متون درسی حوزه

🖋حجج اسلام دکترمحمدتقی سبحانی و دکتررضابرنجکار

چاپ پنجم معارف وعقاید۱ و معارف وعقاید۲ که به صورت تلفیقی چاپ شده است.

📱 t.me/mtsobhani

t.me/ma_book/578
ادامه دوره آموزشی «معارف و عقاید» در پايیز ۹۷

🌴ویژه جوانان و دانشجویان

🎤دکتر محمد تقی سبحانی

📆هر هفته پنجشنبه‌ها ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۰۰

جلسه ششم: ۵شنبه، ۵ مهر ۹۷ ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۰۰

📍مکان: بنیاد فرهنگی امامت

📲https://t.me/mtsobhani/122
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار مسئولان برگزاری همایش «تصوف؛ شاخصه‌ها و نقدها» با آیت الله العظمی نوری همدانی

📑 و ارائه گزارش رئیس همایش،حجة الاسلام والمسلمین دکترمحمدتقی سبحانی.

📆 دوشنبه ۲۶شهریور۹۷

📱 t.me/mtsobhani
آیا امام حسین(ع) برای حکومت قیام کرد؟
قسمت اول

۱.در سده معاصر این پرسش بارها به میان آمده و دیدگاه های گوناگونی را برانگیخته است. در این خصوص، دیدگاه روشنفکران دینی ایران و روحانیت همسو با آنان، از همه جالب‌تر و عبرت‌انگیزتر است؛ آنان که پیش از انقلاب، در فضای چپ مارکسیستی می‌زیستند، با تفسیر انقلابی‌منش از نهضت حسینی، نه تنها این حرکت را منحصر در یک قیام سیاسی می کردند بلکه همه حقائق دیگر عاشورا را به سود این نظریه به فراموشی می‌سپردند و یا به تیغ تحریف و تکذیب می‌بریدند. از میان این گروه، دکتر علی شریعتی و آقای صالحی نجف‌آبادی را به طور مشخص می توان نام برد.
همین گروه، آن گاه که از عرصه کشتی جمهوری اسلامی پیاده گشتند و به فکر اصلاحات سیاسی افتادند، بنای تفسیر معکوس گذاشتند و از اساس هر گونه انگیزه سیاسی را در سیدالشهداء(س) انکار کردند و در افراطی‌ترین تحلیل، همه حرکت ایشان را در قالب یک «فرار از حکومت جور» به تصویر کشیدند. اینان بر این باورند که امام(ع) تنها به دلیل فشار حکومت برای بیعت بود که به پذیرش دعوت کوفیان برای تشکیل حکومت تن داد و در میانه راه نیز از این نیت بازگشت.
در تفسیر کلاسیک از این گروه، پیام‌آوران الهی هرگز به دنبال به دست گرفتن حکومت نبودند و تنها اجرای قسط و عدالت را از حکومت های حاکم می خواستند. نمونه ایرانی این تفسیر در مهندس بازرگان( در سال‌های واپسین) و نسخه قدیمی‌تر آن در علی عبدالرازق مصری قابل پیگیری است.

۲.وجود عناصر حکومت در قرآن کریم و سیره پیامبر اسلام چنان است که جای انکار نمی گذارد که دولت‌سازی بر محور پیامبر اکرم، یکی از اصول رسالت اسلامی بوده است. این نکته را با شواهد فراوان، در نقدهائی که سنیان بر عبدالرازق و شیعیان بر بازرگان نوشته اند، به خوبی می توان دید. مطالعه کتاب «الدین و الدوله» از علی بن ربّن طبری(پزشک مسیحی در قرن سوم که استاد زکریای رازی بود و مسلمان شد و این کتاب را در حقانیت نبوت پیامبر اسلام نوشت) را توصیه می کنم که او مهم ترین شاهد بر همسانی موعود انجیل با شخصیت پیامبر را همین تلاش رسول الله(ص) برای تاسیس دولت می داند.
تشکیل حکومت توسط پیامبر در مدینه کاملا در حالت اختیار بود و مقدمات شکل گیری آن را خود پیامبر با پیمانهای پیش از مدینه و از آغاز حضور در میان اهل یثرب، سبب شدند. دستورات قرآنی هم دقیقا در راستای حاکمیت ایشان در بین مسلمین است و با اثبات لزوم فرمانبرداری و افتراض طاعت، تنها فرمان ایشان را به عنوان فصل الخطاب در مدیریت اجتماعی می داند. این در حالی است که گزینه های دیگر نیز فراروی پیامبر بود و ایشان می توانستند با وانهادن حکومت به مردم، تنها اجرای عدالت و تحقق احکام را از آنان طلب کنند.
ماجرای انتصاب امیرمومنان(ع) به مقام ولایت و موضوع جانشینی رسول خدا(ص) در واقعه غدیر و امثال آن، نیز بی گمان به حق خلافت برای امام معصوم می انجامد و تلاش ایشان برای دستیابی به این جایگاه را موجه و معقول می سازد. خلافت سیاسی هر چند همه هویت ولایت معصومان نبود اما به عنوان بخشی از این مقام و منصب، جزء جدائی ناپذیر اندیشه تشیع در سراسر تاریخ به شمار رفته است.

۳.اگر گرفتن خلافت اصلا در دستور کار امام حسین(ع) نبود، نباید دعوت کوفیان را برای حکومت در هیچ شرایطی می پذیرفت و از این کار به روشنی استنکاف می کرد، چرا که پذیرش دعوت نه تنها فشار سیاسی را بر امام(ع) سخت‌تر می ساخت و دستگاه خلافت را بیشتر بر علیه ایشان حساس می کرد، بلکه اساسا با هدف و برنامه امام در تنافی بود.
شاهد دیگر بر این که امام حسین دعوت کوفیان را تحت فشار و به اجبار نپذیرفت، این که امام سجاد(ع) و امامان بعدی در همین تنگنای سیاسی بودند ولی دعوت مکرر شیعیان را نپذیرفتند و با مماشات با خلیفگان، سرمایه های شیعه را برای تربیت انسانِ تراز و ساختن آینده ای پرتوان‌تر ذخیره کردند. برعکس، این زیدیان و حسنیان بودند که به این دعوت ها پاسخ مثبت می دادند و برای سرنگونی سران خلافت و تشکیل حکومت دینی، ستیز و پیکار می کردند.

۴.اجمال مدعای ما که با همه مدارک تاریخی نیز راست می‌آید، آن است که اهل بیت(ع) تا حدوث واقعه عاشورا، پروژه بازگرداندن خلافت به مدار اصلی و گرفتن حق ولایت سیاسی خود(که به منظور اصلاح امت رسول الله(ص) بود) را در دستور کار خود داشتند و هر زمان که شرایط را مناسب می دیدند، بدان قیام می کردند و اما پس از یاس از همراهی مردم(حضور حاضر و وجود ناصر) با تحریم «دولت جور و غاصب» و مبارزه منفی با آن، به احیای سنت نبوی در قالب شکل دهی به یک «جامعه محدود و مطلوب»(شیعه) و در واقع تاسیس یک «دولت مقدور» بسنده کردند و بدین ترتیب، ولایت جامعه مومنان در صورتی دیگر غیر از حکومت سیاسی ادامه یافت.

ادامه در پست بعدی. قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/186
آیا امام حسین(ع) برای حکومت قیام کرد؟
قسمت دوم

۵. البته این برداشت شیعه از امامت که حکومت را جزئی از اصل ولایت (و البته نه مهم‌ترین عنصر ولایت و نه جزء تعطیل‌ناپذیر از آن) می داند، با برداشت های معاصر که همه اسلام و ولایت را در حکومت خلاصه می کنند و برای حفظ نظام سیاسی، همه چیز و همه کار را مجاز و مشروع می دانند، فاصله بسیار دارد.
حکومت در اندیشه قرآن کریم و سیره معصومان تنها یکی از راه‌های پیاده سازی اهداف بعثت می باشد و منحصر دانستن دین در دولت‌داری، خطائی است که بر سر اثبات آن، باید تاریخ و سیره و عقل و نقل را قربانی کرد. از آن سو، انکار ولایت سیاسی به عنوان بهترین و عادی‌ترین راه برای تحقق ارزش‌های الهی در حیات انسان‌ها، ستیز با اصول مکتب و تجربه بشر است ولی نباید فراموش کرد که رسولان و‌امامان، دولت دینی را در صورت وجود قدرت( حضور حاضر و وجود ناصر) و در سایه پذیرش عمومی(رضایت) برپا می کردند و با نبود شرایط، راه های دیگر را برای تربیت امت و توسعه دیانت ترجیح می دادند.

۶.به نظر می رسد که این تحلیل می تواند لحظه لحظه نهضت حسینی را از هنگامه پرهیز از بیعت تا پذیرفتن دعوت و تا مذاکره برای یافتن راهکاری برای حفظ امام و شیعیان و در فرجام فاجعه، ایستادگی قهرمانانه در برابر ستم و سیاهی و اعلان حقانیت خود برای احیای سنت و حاکمیت عدل، به خوبی تبیین و توجیه کند.
کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی

قسمت اول: https://t.me/mtsobhani/185
شواهدی بر برنامه سیاسی و حکومتی امام حسین(ع)
قسمت اول

به دنبال یادداشت قبلی، برخی از دوستان پرسیده اند که دلائل شما برای این که حرکت سیدالشهداء(ع) در پی براندازی خلافت و گرفتن حکومت بود، چیست؟ و برخی دیگر در مقام نقض نظریه یادشده گفته اند که شیوه برخورد امام(ع) به گونه ای بود که با یک قیام سیاسی سازگار نبود. در این نوشته به هر دو بخش پاسخ می دهم تا روشن شود که بر اساس گزارش‌های تاریخی، حذف این عنصر سیاسی از قیام عاشوراء چندان ساده نیست.
اما پیشاپیش یادآور شوم که این تحلیل به هیچ روی با وجود اسباب دیگر در قیام سیدالشهداء منافاتی ندارد. در یک یادداشت دیگر نشان می دهم که نهضت عاشوراء یک پدیده چندلایه است و سرّ پیچیدگی و ماندگاری اش هم در همین چندگونگی در برنامه و اهداف می باشد.

🌼أ.شواهدی بر انگیزه سیاسی امام(ع)

1️⃣.شاهد نخست این است که امام حسین(ع) آشکارا دعوت کوفیان و بصریان را برای قیام و تصدی حکومت می پذیرد و حتی نمایندگانی برای گرفتن بیعت به سوی آنان گسیل می دارد.

2️⃣. شاهد دوم این است که امام در طول حرکت از مدینه تا هنگامی که خبر قتل مسلم و نکول اهل کوفه را می شنوند، همواره از تقابل با حکومت سخن می گویند و نشانه‌ای از عقب نشینی از این مواضع وجود ندارد.

3️⃣.شاهد دیگر : برداشت مخاطبان امام نیز همین است که حضرت با پشتیبانی دعوت کوفیان، قصد تقابل با حکومت را دارد و از این رو کسانی چون عبدالله بن عباس و محمد‌ بن حنفیه ایشان را از این راه باز می‌دارند و برخی دیگر با همین نیت به امام می پیوندند.

4️⃣. اما شاهد دیگر آن است که اگر امام قصد تقابل با حکومت نداشت، می توانست همچون امامان بعدی و نیز همچون معاهده صفین و صلح امام حسن، به مماشات با حکومت بپردازد و با یک بیعت ظاهری، فشار دشمن را خنثی و جان خویش و یاران را از این مهلکه برهاند.

ادامه در پست بعدی. قسمت دوم: https://t.me/mtsobhani/188
شواهدی بر برنامه سیاسی و حکومتی امام حسین(ع)
قسمت دوم

🌼ب. بررسی شواهد نقض:
کسانی که با این نظریه مخالف اند، به قرائنی تکیه می کنند که گویا با نیت پیکارگری امام منافات دارد. اما به گمان ما هیچ یک از این گزارش‌ها با قصد قیام و تشکیل حکومت ناسازگار نیست:

1️⃣. گفته اند که اگر امام برای شورش علیه دستگاه می رفت، پس چرا خانواده خویش را با خود به همراه برد.
پاسخ: کسی که برای استقرار در کوفه می رود، بی‌گمان باید خانواده خویش را با خود ببرد تا در بین شیعیان از خطرات بعدی محفوظ بمانند؛ آیا می‌توان انتظار داشت که امام با حکومت درگیر شود و خانواده خود را بی‌پناه در شهری که هیچ امانی برای آنها نیست، رها سازد؟!

2️⃣.گفته اند که امام بی‌وفائی کوفیان را می دانست و از سرنوشت کار آگاه بود، پس نمی توانست به امید پیروزی در این راه قدم گذاشته باشد
پاسخ: بی وفائی کوفیان و سرانجام نافرجام حرکت سیدالشهداء(ع) یا مستند به تحلیل شرایط عادی است(که بزرگانی چون ابن عباس و ابن حنفیه هم یادآور می شدند) و یا مستند به اخبارهای پیشین و یا علم غیب خود حضرت بود؛ اما هیچ کدام از اینها وظیفه امام را در مقابل دعوت مکرر کوفیان(که از صلح امام حسن تا زمان مردن معاویه بارها برای پذیرش رهبری امام برای قیام اعلام آمادگی کرده بودند) کم نمی‌کرد و بر اساس شرایط عادی و ظاهری نیز حجت تمام بود و امام می بایست به دعوت کوفیان پاسخ مثبت دهد. عینا همین حالت برای روی‌آوری مسلمانان به امام علی(ع) رخ داد و با آن که حضرت می دانست که حکومت او به سرانجامی نمی رسد، ولی حکومت را پذیرفت و فرمود: لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذالله علی العلماء ألایقارّوا علی کظة ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها ...»
توجه کنید که در این امور، سیره امامان معصوم، رفتار برطبق شرایط طبیعی و‌قواعد عادی است، وگرنه با احتساب علم غیب و یا پیش‌آگاهی های امام، نظام مدیریت و ولایت اجتماعی باید به گونه دیگری رقم بخورد که برخلاف سنت الهی است.

3️⃣. گفته اند که شیوه رفتار امام(ع) همچون یک رهبر سیاسی نبود که از تاکتیک های نظامی و اصول پنهان کاری استفاده کند.
پاسخ: در مورد شیوه قیام و حرکت امام هم چندان استثنائی وجود ندارد. امام(ع) در آغاز حرکت، به صورت پنهانی از مدینه خارج می شوند و پنهانی به مکه می آیند و تنها زمانی که نامه علنی و درخواست رسمی از کوفه و بصره می رسد و امکان ماندن در مکه ندارند و ‌به ناچار بایستی به کوفه بروند، از نیت خود آشکارا پرده برمی‌دارند. در این‌جا ضروری بود که با اعلان سفر به سوی کوفه و بیان دلائل قیام خود، شروع به زمینه سازی و یارگیری کنند و برای گرفتن بیعت، سفیران خود را به کوفه و بصره روانه کنند. یادمان باشد که در این مرحله، دیگر همه چیز عریان و آشکار شده بود و دعوت شیعیان رواج یافته بود و چیزی از چشم حکومت پنهان نبود.

4️⃣.گفته اند چرا امام(ع) پس از شهادت مسلم، باز هم راه خود را به سمت کوفه ادامه دادند.
پاسخ: این رفتار هم با منطق قیام ناسازگار نیست بلکه گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که تنها با حضور خود امام در کوفه بود که می شد به جمعیت پراکنده شیعیان سامان داد و وحشتی را که ابن زیاد ایجاد کرده بود، خنثی کرد، و به همین دلیل بود که عبیدالله همه تلاش‌اش را کرد تا راه را بر ورود امام به کوفه ببندد.

5️⃣. گفته اند که چرا امام(ع) به پیشنهاد طرماح عمل نکرد و به قبیله طی که او‌ وعده ۲۰ هزار سرباز به ایشان داد، نرفت.
پاسخ روشن است؛ زیرا اولا، معلوم نیست که سخن طرماح از نظر امام(ع) تا چه اندازه پشتوانه حقیقی داشت و اساسا رفتن به منطقه ای دورافتاده و بدور از دسترس شیعیان، با منطق نظامی‌گری چندان صواب نبود
ثانیا، افراد قبیله طی از امام(ع) دعوت رسمی نکرده بودند و هیچ تعهدی برای دفاع و همراهی با امام نداشتند، حال آن که شیعیان کوفه رسما آمادگی خود را اعلام و حجت را تمام کرده بودند و به ظاهر هنوز شرایط برای حضور امام در کوفه آماده بود.

6️⃣.گفته اند که اگر امام قصد قیام و‌ پیروزی داشت، پس چرا گاه به مخاطبان خود از سرنوشت شهادت خویش و یارانش گزارش می داد
پاسخ این است که این سخنان تنها در مواضع و زمان‌های خاصی ابراز شده و عمومیت نداشت و در بقیه موارد، سیدالشهداء(ع) به گونه ای سخن می گفت که گویای یارگیری برای یک مبارزه سخت و لزوم نابودی دشمن بود.
البته در نوشته بعدی، خواهیم گفت که امام با پیش‌آگاهی از فرجام کار، همزمان سناریوی بعدی را برای نهضت خویش تدارک می دید و شیعیان خاص را برای اجرای آن آماده می ساخت.

کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی
قسمت اول:
https://t.me/mtsobhani/187
عاشورا و راهبرد چند لایه.pdf
933 KB
🔆 عاشورا وراهبرد چندلایه
أ)پنج نظریه درباره عاشورا
-دفاع ازخود وحفظ جان
-امربه معروف ونهی ازمنکر
-براندازی خلافت وتشکیل حکومت
-شهادت وجانفشانی
-اجرای برنامه الهی
ادامه در پیوست
🖋دکترمحمدتقی سبحانی
به مناسبت برگزاری نخستین «همایش ملی تصوف؛ شاخصه‌ها و نقدها» در ۱۹ مهرماه ۹۷، از سوی رئیس همایش استاد محمد تقی سبحانی، مقدمه ای بر ویژه نامه همایش نگاشته شده که به دلیل اهمیت مطالب آن، در این جا بازنشر می یابد.

در این نوشتار کوتاه، با مروری به تاریخ تصوف، به مهم‌ترین شاخصه‌ها و آسیب‌های صوفیه اشاره شده و چارچوبی برای تحلیل کلان تصوف به دست می دهد.

تصوف؛ شاخصه‌ها و نقدها
قسمت اول:
https://t.me/mtsobhani/191
قسمت دوم:
https://t.me/mtsobhani/192
تصوف؛ شاخصه‌ها و نقد‌ها
قسمت اول

تصوف از قرن دوم‌ به تدریج در محیط اسلامی پا گرفت و پرورده شد و در سده های میانی به یکی از عوامل مهم اثرگذار در حوزه فرهنگی و اجتماعی بدل گشت و تا به امروز در شرق و غرب جهان اسلام با نام‌ها و نشان‌های مختلف به حیات خویش ادامه می‌دهد. این تصویر کلی هر چند روایت صادقی از هویت تاریخی تصوف است ولی هرگز گویای حقائق پیدا و پنهان صوفیه نیست و بدین سادگی نمی توان از ابعادِ تو‌درتو و آدابِ و آیین پیچ در پیچ آن پرده برداشت.
اهمیت و دشواری شناخت تصوف و پاره های هویتی و معرفتی آن نیز از همین پراکندگی و پیچیدگی‌ها بر‌می آید. صوفیان همواره خود را فرامذهبی و فراآیینی دانسته اند و هر گونه خاستگاه بیرونی و ریشه معرفتی و تاریخی را برای خویش انکار کرده اند. همین ویژگی به تصوف فرصت داده است تا به رنگ هر مذهب فکری و فقهی درآید و خود را در هر آیینی به همان آهنگ ساز کند. از این روست که صوفی در لباس اشعری، حنبلی، شیعی و معتزلی به یکسان ظاهر می‌ شود و با گبر و مسلمانی کنار می‌آید و سنت و مدرنیته را به یکسان پذیرا می شود. درویشان البته این همرنگی و همزبانی با هر فرقه و طائفه را مذهب عاشقی می‌‌دانند که از هر مذهب جداست و از این رو، جنگ هفتاد و دو ملت را عذر می نهند.
با این حال، صوفیان تقریبا از همان آغاز، حساب خود را از سایر مسلمانان جدا ساختند و با برتربینیِ راه و رسم خویش، برای خود حلقه های خاص برگزیدند و تکایا و خانقاه‌ها ساختند. این خودگروی و انزواجوئی از خلق، کار متصوفه را به فرقه گرائی کشاند و برخلاف ادعای نخستین، مذهب عشق به ستیزه جوئی با فقیهان و متکلمان درآمد و حتی دامنه نابردباری آنان به سایر فرقه های صوفیان کشانده شد و رسم طرد و تکفیر به میانه مدعیان صفا و مروت در یک فرقه واحد نیز رسید.
این واگرائی‌ها زمانی پر رنگ‌تر و پیچیده‌تر گشت که طریقت‌های صوفیه با جعل سلسله انساب و موروثی کردن خرقه ارشاد، راه حقانیت را بر دیگر صوفیان بستند و هر گروه با انحصار‌گرائی و با اعتبار بخشی به راه و رسم خود، سلوک معنوی را به دالانی برای قطب‌پرستی و سرسپاری به مرشد و شیخ بدل ساخت.
درون‌گرائی و باطن‌گروی در مسلک درویشان، باب کرامت سازی و خرافه اندازی را بازگذاشت و با بالا گرفتن ادعای مقامات در میان بزرگان صوفی، ژنده‌پوشی و دستگاه ساده صوفیانِ نخستین کم‌کم جای خود را به اشرافیت معنوی و سلسله مراتب مریدان و سالکان سپرد.
اعتقاد به شهود شخصی به عنوان تنها راه دریافت حقیقت -آن هم شهود شیخ و قطب طریقت- در کنار انکار عقل و شریعت ، راه را بر خیال افسارگسیخته و تمایلات رهای بشری گشود و تصوف به دامنی برای پرورش و پرواز وهم در دنیای بی انتها و بی سنجه ذوق و ذهن‌ ‌بدل گشت.
با ورود عنصر اندیشه‌ورزی به فضای وهم‌آلود صوفیانه، هر چند دامن خیال، اندکی برچیده شد، اما همزمان، راه خِرد در هزارتوی انگاره‌های نوستالوژیک هنری و ادبی گم شد و به تدریج عقل نیز در کمند تخیلات بی‌مهار اهل دل گرفتار آمد.
به این ترتیب، داستان شطح‌گوئی و تناقض‌پردازی که روزگاری به حلقه مشایخ و مریدان محدود بود، در دوره میانه، با چاشنی تفلسف، به یک چالش جدی بدل گشت و مغزهای بزرگان تصوف را قرنها به کار عقلانی‌سازی مفاهیم پارادوکسیکال کشاند و صوفیان قلندری و ملامتی را در قید و بند داده های فلسفی گرفتار ساخت.
البته چهره چندگانه تصوف به همین جا ختم ‌نمی شود: چنان که گفتیم، تصوف در هر مذهب و مأوآ که جای گرفت، سیرت خود را در آن گذاشت و صورت از آن بازگرفت. همین صورت‌ها و سیرت‌های در هم تنیده است که کار شناخت تصوف را دشوارتر و راه بازشناسی هویت آن را از آموزه‌های اصیل دینی با سختی مواجه می سازد. وقتی که تصوف با تشبیه حنبلی و جبر اشعری و تنزیه اعتزالی و ولایت شیعی گره می خورد و خود را در شبه قاره با حنفی‌گری و سلفی پیشگی، و در ایران با تشیع قلندری، و در عراق با صابئی ‌گری و ایزدی‌گرائی، و در ترکیه با فرقه‌های غالیانه و علی اللهی و در شمال آفریقا با مسجد و مدرسه پیوند می‌زند، روشن است که کار یک پژوهشگر تصوف با چه تنگناهائی مواجه می شود و در این میدان آشفته، تکلیف یک ناظر ناوارد پیشاپیش روشن است.
فرقه های صوفی با دنیای سیاست نیز یکدست و یک‌ساز نبوده اند و بسته به شرایط و زمینه ها، واکنش‌های مختلفی از خود بروز داده‌اند؛ در حالی که بیشتر صوفیان با سیاست میانه ای نداشته و یا با قدرت‌های زمان همراهی می کردند، گروه‌هائی هم بوده اند که در راه حق‌طلبی و آزادی‌خواهی تلاش و مجاهدت داشتند.

ادامه در پست بعد
قسمت دوم:
https://t.me/mtsobhani/192
تصوف؛ شاخصه‌ها و نقدها
قسمت دوم

ماجرای صوفیه و سیاست اما در دوران معاصر بسی پیچیده تر و‌حیرت‌انگیزتر است. در حالی که فرقه های صوفیه در ایران و برخی کشورهای همجوار به عشق‌بازی با حکومت‌های فاسد و دولت‌های استعماری سرگرم بودند و یا دست کم سر به گریبان خویش داشتند، برخی حرکت‌های صوفیانه در شمال آفریقا قدم در راه استقلال و آزادگی از یوغ طاغیان و اشغالگران گذاشتند. این ناهمگونی و ناپایداری در مواضع سیاسی، قبل از هر چیز ریشه در رویکرد انفعالی و منطق انزواجویانه تصوف دارد. صوفیان برخلاف سنت پیامبران، معنویت را در زاویه و دیر جسته‌اند و سلوک در درون را با حضور در حیات اجتماعی در تنافی دیده ‌اند.
خلاصه آن که تصوف را هم به دلیل آسیب‌ها و آرایه‌ها و هم به سبب واقعیت‌ها و فرصت‌ها نمی توان نادیده گرفت و از سوی دیگر، شناخت این پیکره پراکنده و چهره‌ چندگون هم بدون مطالعات دقیق نظری و میدانی به فرجام نیک نمی‌رسد.
از این رو، کارگروه تصوف (در دفتر تبلیغات اسلامی) که اساتید و محققان تصوف‌پژوه چندی را در خود جای داده است، تصمیم بر آن گرفت که با پی ریزی سلسله همایش‌ها و نشست‌های تخصصی، به ادبیات علمی در این زمینه دامن زند.
نخستین همایش تصوف شناسی انتقادی، با عنوان «تصوف؛ شاخصه ها و نقدها»، به دنبال فراخوان اندیشه‌ورانِ دردشناسی است که صبورانه و مخلصانه قدم در این راه نهند و با تولید ادبیات علمی در این خصوص، راه روشنی فراروی جامعه اسلامی ایران و به ویژه نسل جوان قرار دهند. در این راه عنایات اولیای الهی و توجهات حضرت ولی‌عصر(عج) را توشه راه خود می دانیم و همت اندیشمندان حوزه و دانشگاه را بزرگ‌ترین سرمایه در این راه بلند و مقدس می انگاریم. از همه عزیزانی که در ابعاد علمی و اجرائی، مسئولان این همایش را یاری رساندند، تشکر و قدردانی می کنیم و دست همکاری به سوی دیگر بزرگوارانی که با آثار و آرای خود ما را مدد می رسانند، دراز می کنیم.

محمد تقی سبحانی
رئیس همایش ملی تصوف؛ شاخصه‌ها و نقد‌ها

https://t.me/mtsobhani
گزارشی از وضعیت برگزاری همایش ملی «تصوف؛شاخصه‌ها و نقدها» از زبان رئیس همایش:

🌐سایت همایش
yon.ir/W6DF5
🌐خبرگزاری مهر
yon.ir/AAxiq

https://t.me/mtsobhani
استاد محمدتقی سبحانی pinned «ادامه دوره آموزشی «معارف و عقاید» در پايیز ۹۷ 🌴ویژه جوانان و دانشجویان 🎤دکتر محمد تقی سبحانی 📆هر هفته پنجشنبه‌ها ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۰۰ جلسه ششم: ۵شنبه، ۵ مهر ۹۷ ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۰۰ 📍مکان: بنیاد فرهنگی امامت ‏📲https://t.me/mtsobhani/122»
معارف و عقاید- جوانان و دانشجویان
دکتر محمد تقی سبحانی
دوره آموزشی «معارف وعقاید»
🌴ویژه جوانان ودانشجویان
🎤دکتر محمد تقی سبحانی
💽صوت جلسه ششم-۵ مهر ۹۷
📱کانال اطلاع رسانی استاد محمد تقی سبحانی:
@mtsobhani
آیت الله العظمی مکارم:
تصوف پیروان خود را در فروع دین آزاد می گذارد / صوفیان از بعد سیاسی، دینی و اعتقادی یک خطر محسوب می شوند

🗞به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در دیدار حجت الاسلام والمسلمین احمد واعظی رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و حجت الاسلام والمسلمین سبحانی رئیس همایش «تصوف شاخصه ها و نقد ها» و سایر دست اندرکاران این همایش با تشکر از احساس مسئولیت دفتر تبلیغات اسلامی در برابر فرق انحرافی اظهار داشتند: تصوف از جهات مختلفی قابل مطالعه است که از آن غفلت شده است.

🎙ایشان خاطرنشان کردند: ما از اوایل جوانی با صوفی ها درگیر بودیم و اولین کتابی که من نوشتم در رابطه با تصوف بود با عنوان «جلوه حق» که در عین حال که سن کمی هم داشتم ولی با دقت نوشتم ویک جلدش را برای آیت الله بروجردی فرستادم و ایشان به دنبال من فرستادند و گفتند من کتاب شما را خواندم و هیچ خلافی در آن ندیدم.

🔴این مرجع تقلید با بیان این که مطالعه پیرامون تصوف باید از چند جهت دنبال شود، افزودند: یکی از جاذبه های تصوف این است که آنان پیروان خود را در فروع دین آزاد می گذارند و خیلی سخت نمی گیرند تا بتوانند بسیاری از کارها را انجام دهند و این آزادی عمل برای عده ای که می خواهند هم اسم مسلمان را داشته باشند و هم آزاد باشند، جاذبه دارد.

🔵ایشان اظهار داشتند: نکته دیگر در رابطه با تصوف این است که این ها معمولا پیروان خود را توصیه می کنند که داخل در سیاست نشوید و از این جهت با بهایی ها اشتراک دارند ولی اخیرا تا حدودی در سیاست هم ورود پیدا کردند و گاه با خارجی ها ارتباطاتی بر قرار کرده اند.

🔴حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که صوفی ها حسابشان را از جماعت مسلمین جدا می کنند، گفتند: مرکز عبادت تمام مسلمین جهان مسجد است؛ ولی این ها مرکز عبادتشان خانقاه است و مراسم دینی خود را در خانقاه انجام می دهند.

🔵معظم له افزودند: یکی دیگر از مشکلات صوفیان این است که شرط صوفی شدن عدم تماس با روحانیون و اهل علم است تا روشنگری اتفاق نیفتد؛ همچنین این ها در مسیر سیر و سلوک و رسیدن به مقامات عالی، ریاضت های غلطی را اجازه می دهند که در کتاب احیاء العلوم غزالی مصادیق زیادی از این ریاضت ها بیان شده که خلاف اسلام است. از جمله می نویسند که یکی از صوفیان در چاهی خودش را واژگون می‌کرد و شب تا صبح یا مدّتی، خودش را به این صورت درمی آورد. دیگری چنین ریاضت می کشید که مشتی چوب را آنقدر به پای خودش می‌زد تا همۀ این چوبها بشکند، و چنین مسائلی که با شرع نمی سازد و من در کتاب جلوۀ حق، موارد متعدّدی را نقل کرده ام. یا نمونه دیگر اینکه یکی از صوفیان ملامتی برای اینکه میان مردم بدنام شود در ملا عام از حمام دزدی کرد. و مردم نیز او را دیدند و کتک زدند و آن صوفی گمان می کرد که اینگونه سیر و سلوک بهتری خواهد داشت! چنین مطالب و افکار سخیفی در میان صوفیه وجود دارد که بسیار خطرناک است.

موضع گیری صوفیان در مقابل ائمه(ع)

این مرجع تقلید با اشاره به طرفداری خارجی ها از صوفیان این حمایت را به خاطر اشتراک در برخی عقاید و کنار آمدن صوفیان با آنان دانستند.

ایشان افزودند: تاریخ نشان می دهد که صوفیان در مقابل ائمه(ع) هم می ایستادند و از ایشان ایراد می گرفتند!

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که صوفی ها خوانندگی و نوازندگی و رقص را حرام نمی دانند و مفاهیمی به نام وجد و سماع دارند که برای برخی جوانان جاذبه دارد، گفتند: آنها تقید چندانی به فروع دین ندارند و برای مثال برخی از آنها می گویند نگاه به زنان حرام نیست و باید قلبت پاک باشد و از این قبیل مطالب.

ایشان با بیان این که صوفیان هم از بعد سیاسی و هم از بعد دینی و اعتقادی یک خطر محسوب می شوند، خاطرنشان کرد: کار علمی پیرامون تصوف کار بسیار خوبی است و باید با تبلیغ این فرقه ها در کشور مقابله شود. امیدوارم إن شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

http://hawzahnews.com/detail/News/463366

کانال اطلاع رسانی دکتر سبحانی:
@mtsobhanij