This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"
از دست نوازش تپش دل نشود کم ...
صائب_تبریزی
از دست نوازش تپش دل نشود کم ...
صائب_تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو سرزمین منی
بی واهمه ی حد و مرزها
نقطه ی اتصال من به این دنیایی
اصلا تمامم به تو ختم می شود
شنیدی که
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
بی واهمه ی حد و مرزها
نقطه ی اتصال من به این دنیایی
اصلا تمامم به تو ختم می شود
شنیدی که
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
نمی دانم
چہ رازے هسٺ میاݧ
این دل و دستم
بہ هــر چیزے
ڪہ دل بستم
نمانده؛رفتہ از دستـم...!!!
علی_طالب_پور
نمی دانم
چہ رازے هسٺ میاݧ
این دل و دستم
بہ هــر چیزے
ڪہ دل بستم
نمانده؛رفتہ از دستـم...!!!
علی_طالب_پور
لحظه ها در گذر اما همه در خواب اسیر
مات و سرگشته و بی تاب به دنبال مسیر
همه تبعید زِ جنت شده و خاروحقیر ....
پا نهادیم به این عالم خاکی چو اسیر ....
ما به دنبال چه هستیم در این عالم پیر؟
که دگر مهر نمانده به دل خرد و کبیر ....
وای افسوس که آخر بکشد ما را زیر ...
مثل آهو که ندارد خبر از پنجه ی شیر
چشم بگشا به کجا میروی آخر تو رفیق
که سرازیر شدی باز در این چاه عمیق
قدر این ثانیه ها را تو بدان همچو عقیق
تا پشیمان نشوی پیش خداوند صدیق
گو توکلت علی الله به امید خدا .....
تا شود شروبدی تا به ابد از تو جدا
محمود_مقامی_کلور
مات و سرگشته و بی تاب به دنبال مسیر
همه تبعید زِ جنت شده و خاروحقیر ....
پا نهادیم به این عالم خاکی چو اسیر ....
ما به دنبال چه هستیم در این عالم پیر؟
که دگر مهر نمانده به دل خرد و کبیر ....
وای افسوس که آخر بکشد ما را زیر ...
مثل آهو که ندارد خبر از پنجه ی شیر
چشم بگشا به کجا میروی آخر تو رفیق
که سرازیر شدی باز در این چاه عمیق
قدر این ثانیه ها را تو بدان همچو عقیق
تا پشیمان نشوی پیش خداوند صدیق
گو توکلت علی الله به امید خدا .....
تا شود شروبدی تا به ابد از تو جدا
محمود_مقامی_کلور
با نگاهم چشم هایت را زیارت میکنم
چشم می بندم تو را در دل عبادت میکنم
با خیال عطر آغوشت همیشه دلخوشم
من به این عطر پر احساست قناعت میکنم
در خیالم قصه ها گفتم ز شرح عاشقی
با دل وجان قصه هایت را روایت می کنم
ساز مهرت می نوازم با دلی پر آرزو
با نوایش راز عشقت را حکایت میکنم
دفتر دل را گشودم تا بگویم شرح حال
با غزل های پر از خواهش صدایت میکنم
معصومه_خزایی
چشم می بندم تو را در دل عبادت میکنم
با خیال عطر آغوشت همیشه دلخوشم
من به این عطر پر احساست قناعت میکنم
در خیالم قصه ها گفتم ز شرح عاشقی
با دل وجان قصه هایت را روایت می کنم
ساز مهرت می نوازم با دلی پر آرزو
با نوایش راز عشقت را حکایت میکنم
دفتر دل را گشودم تا بگویم شرح حال
با غزل های پر از خواهش صدایت میکنم
معصومه_خزایی