کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است و روزهایِ خوب در راه اند، که حالِ همه مان خوب خواهد شد…
سلام دوستان صبحتون نیک
کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است و روزهایِ خوب در راه اند، که حالِ همه مان خوب خواهد شد…
سلام دوستان صبحتون نیک
"" خرابِ عشق ""
ندارم پیش تو کاری ،
بجز دیوانه بودن
مِیِ عشق تو را
در دل خود پیمانه بودن
شراب عشق تو
نوشیدن و مدهوشیِ بیش
خرابِ عشق تو
در دام این میخانه بودن
پگاه و شام خود ،
صَرفِ ره عشقت نمایم
غزلخوانِ رهِ عشقت
پر از ترانه بودن
دلِ "فانوسیِ" ما و
گرفته نور عشقت
درآسمان تو ،
خورشیدِ جاودانه بودن
ع_مصطفایی(فانوس)
ندارم پیش تو کاری ،
بجز دیوانه بودن
مِیِ عشق تو را
در دل خود پیمانه بودن
شراب عشق تو
نوشیدن و مدهوشیِ بیش
خرابِ عشق تو
در دام این میخانه بودن
پگاه و شام خود ،
صَرفِ ره عشقت نمایم
غزلخوانِ رهِ عشقت
پر از ترانه بودن
دلِ "فانوسیِ" ما و
گرفته نور عشقت
درآسمان تو ،
خورشیدِ جاودانه بودن
ع_مصطفایی(فانوس)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"
از دست نوازش تپش دل نشود کم ...
صائب_تبریزی
از دست نوازش تپش دل نشود کم ...
صائب_تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو سرزمین منی
بی واهمه ی حد و مرزها
نقطه ی اتصال من به این دنیایی
اصلا تمامم به تو ختم می شود
شنیدی که
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
بی واهمه ی حد و مرزها
نقطه ی اتصال من به این دنیایی
اصلا تمامم به تو ختم می شود
شنیدی که
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
نمی دانم
چہ رازے هسٺ میاݧ
این دل و دستم
بہ هــر چیزے
ڪہ دل بستم
نمانده؛رفتہ از دستـم...!!!
علی_طالب_پور
نمی دانم
چہ رازے هسٺ میاݧ
این دل و دستم
بہ هــر چیزے
ڪہ دل بستم
نمانده؛رفتہ از دستـم...!!!
علی_طالب_پور
لحظه ها در گذر اما همه در خواب اسیر
مات و سرگشته و بی تاب به دنبال مسیر
همه تبعید زِ جنت شده و خاروحقیر ....
پا نهادیم به این عالم خاکی چو اسیر ....
ما به دنبال چه هستیم در این عالم پیر؟
که دگر مهر نمانده به دل خرد و کبیر ....
وای افسوس که آخر بکشد ما را زیر ...
مثل آهو که ندارد خبر از پنجه ی شیر
چشم بگشا به کجا میروی آخر تو رفیق
که سرازیر شدی باز در این چاه عمیق
قدر این ثانیه ها را تو بدان همچو عقیق
تا پشیمان نشوی پیش خداوند صدیق
گو توکلت علی الله به امید خدا .....
تا شود شروبدی تا به ابد از تو جدا
محمود_مقامی_کلور
مات و سرگشته و بی تاب به دنبال مسیر
همه تبعید زِ جنت شده و خاروحقیر ....
پا نهادیم به این عالم خاکی چو اسیر ....
ما به دنبال چه هستیم در این عالم پیر؟
که دگر مهر نمانده به دل خرد و کبیر ....
وای افسوس که آخر بکشد ما را زیر ...
مثل آهو که ندارد خبر از پنجه ی شیر
چشم بگشا به کجا میروی آخر تو رفیق
که سرازیر شدی باز در این چاه عمیق
قدر این ثانیه ها را تو بدان همچو عقیق
تا پشیمان نشوی پیش خداوند صدیق
گو توکلت علی الله به امید خدا .....
تا شود شروبدی تا به ابد از تو جدا
محمود_مقامی_کلور