این شما و این پلنر مناطق محروم !
برادرم دو بسته کاغذ کلاسور با خودش برده بود خوابگاهش، می گفت خیس شده بودن و مچاله برگردوند ! من تیکه های مچاله شده رو کات کردم و یه پلنر اقتصادی درست کردم!! این ایده که سه حرف مخفف درسها رو بنویسیم رو تابستان از چنل یوتیوب یه دانشجوی پزشکی کره ای یاد گرفتم :))
برادرم دو بسته کاغذ کلاسور با خودش برده بود خوابگاهش، می گفت خیس شده بودن و مچاله برگردوند ! من تیکه های مچاله شده رو کات کردم و یه پلنر اقتصادی درست کردم!! این ایده که سه حرف مخفف درسها رو بنویسیم رو تابستان از چنل یوتیوب یه دانشجوی پزشکی کره ای یاد گرفتم :))
✨𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍𝒔✨
هر آدمی هر از گاهی تو زندگیش یسری تصمیم های اشتباهی میگیره
دقیقا به جز من. من همیشه اشتباه تصمیم می گیرم. هر روز به خودم میگم از فردا دیگه روزی تصمیماتم دقت می کنم ولی روز بعد بازم اشتباه می کنم...
𝗮𝗱𝘃𝗲𝗻𝘁𝘂𝗿𝗲𝘀𝘀
شما نیاز دارید اینستاگرام رو از گوشیتون حذف کنید.
من اوایل دهه ۹۰ که مامانم تازه گوشی خریده بود و من طرز استفاده رو یاد گرفتم اینستا رو نصب کردم، کلیپ های فانتزی می دیدم و مامانم هی بهم گیر می داد که برم درسهام رو بخونم. من بیشتر از مامانم از گوشیش استفاده می کردم، خلاصه اینکه افت تحصیلی داشتم و این برام درس عبرتی شد که هیچ وقت نصبش نکنم.
نمی دونم فقط برای من این اتفاق میفته یا نه؟
هر وقت با کسی دوست صمیمی میشم، به طور ناخواسته یکی دیگه هم با من دوست نسبتا صمیمی میشه و به واسطه من این دو نفر همدیگر رو ملاقات می کنند و با هم دوست صمیمی میشن و به مرور زمان من احساس اضافی بودن می کنم و بعد از مدتی من رو فراموش می کنن :/
هر وقت با کسی دوست صمیمی میشم، به طور ناخواسته یکی دیگه هم با من دوست نسبتا صمیمی میشه و به واسطه من این دو نفر همدیگر رو ملاقات می کنند و با هم دوست صمیمی میشن و به مرور زمان من احساس اضافی بودن می کنم و بعد از مدتی من رو فراموش می کنن :/
بافت شناسی از اون درسهاست که میگی "هی می خونم و تموم نمیشه!"
واقعا حسادت می کنم به بچه هایی که الان دارن روزانه هم آناتومی می خونن هم بیوشیمی و هم جنین و.... اون وقت امتحان بافت شنبه من رو فلج کرده! تا که می خوام یه درس دیگه بخونم میگم نه نه این تموم نمیشه! یا از فلانی عقب میفتم و...
واقعا حسادت می کنم به بچه هایی که الان دارن روزانه هم آناتومی می خونن هم بیوشیمی و هم جنین و.... اون وقت امتحان بافت شنبه من رو فلج کرده! تا که می خوام یه درس دیگه بخونم میگم نه نه این تموم نمیشه! یا از فلانی عقب میفتم و...
بعضی ها هم اینقدر می خونن هی بهم استرس وارد می کنن می ترسم توی دانشگاه از من بپرسن تو تا کجا خوندی. این رقابت بچگانه است، نه؟
از من پرسیدن تا کجا خوندم، منم گفتم اصلا نخوندم 🗿 حقشونه، یادتون میاد برای کنکور غیبت می کردیم بیشتر توی خونه تست بزنیم؟ اینها الان دارن همین کار رو می کنن، فکر می کنن هنوز کنکور دارن :/
ببخشید بچه ها این چند روز محتوای مفیدی نگذاشتم، از بس که ذهنم درگیر امتحان و مسخره بازی (رقابت) و... هست 😢
کوئِتیاپین
بجز این هم، اصلا به شما چه که ما چقدر خوندیم؟ خب الآن با دونستنش به چی می رسیدی؟
مثلا براشون مثل یه مقیاس می مونه. خب مثلا من اگر بگم تا این صفحه خوندم توی دلش خوشحال میشه که آها من از این جلوترم یا نه اگر من جلوتر باشم یهو باهام سرد میشه و توی دلش میگه امشب سه ساعت بیشتر بیدار می مونم بیشتر جلو بزنم 😔
صفر تا صد رقابته، اصلا فکر می کنم کنکور هم اینجوری قبول شدن، یعنی کسی رو داشتن باهاش رقیب باشن در غیر این صورت شاید اصلا پیراپزشکی هم قبول نمیشدن.
صفر تا صد رقابته، اصلا فکر می کنم کنکور هم اینجوری قبول شدن، یعنی کسی رو داشتن باهاش رقیب باشن در غیر این صورت شاید اصلا پیراپزشکی هم قبول نمیشدن.
کوئِتیاپین
توی رشته های تاپ انگار خیلیا یعنی حتی بیشتر از نصف بچه ها واقعا برای اینکه رقابت وجود داشته قبول شدن
چون بعدا از رفتارشون با بیمار و طرز فکرشون درباره درس ها (از همه چی غر می زنن و هیچی براشون واقعا جذابیت نداره) می شه فهمید اون عشقه رو نداشتن
چون بعدا از رفتارشون با بیمار و طرز فکرشون درباره درس ها (از همه چی غر می زنن و هیچی براشون واقعا جذابیت نداره) می شه فهمید اون عشقه رو نداشتن
طبق تجربیاتم حالا هر چند اندک ولی به طرز کاملا مشخصی، این موضوع واقعیت داره. من سال اولم نبود و خب کسی رو نداشتم باهاش رقابت کنم، اگر قبول شدم به خاطر عشق خودم به این رشته بود ولی همکلاسی هام که باهام حرف میزنن اکثرن میگن "من با فلانی (بچه فامیل، همکلاسی) رقابت داشتم"
الان هم که دوره امتحانات هست هر چقدر که می خونن به خاطر رقابتی هست که با هم دارن، قشنگ این موضوع مشهوده.
الان هم که دوره امتحانات هست هر چقدر که می خونن به خاطر رقابتی هست که با هم دارن، قشنگ این موضوع مشهوده.
Harf Chat
الان اینکه گفتی حتی پیراپزشکی قبول نمیشدن ینی قبول پیرا انقد مث آب خوردنه؟
من قبولی پیرا پزشکی رو اصلا ساده جلوه ندادم عزیزم، منظورم این بود که همکلاسی هام دانش مورد نیاز برای قبولی پیراپزشکی و اون سطح تلاش و دیسیپلین رو قطعا دارند ولی اون چیزی که باعث شده رشته تاپ قبول بشن رقابت زیادشون بوده. میبینی اصلا توی حرفهام از چیزی در مورد ساده انگاری نیست.
با قاطعیت میگم سطح استرسی که این روزها دارم فقط یه کوشولو 🤏 از دوران کنکور کمتره!
𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒔 𝒉𝒊𝒈𝒉𝒘𝒂𝒚 | بزرگ راه ابرها
کنکورشون تموم شده اما دست از این بازیا برنمیدارن
می دونید گاهی احساس می کنم یه کنکور جدید شروع شده، به خاطر علوم پایه. ما ۱۴۰۵ علوم پایه داریم ولی طرف از الان سیب سبز خریده :/
می دونید چون امتحان های الان هم به اندازه کنکور سرنوشت سازن مثلا اگر فلان امتحان رو زیر ۵۰٪ بزنی میفتی و این درس پیش نیازه و ترم بعد نمی تونی واحد های سیستم های بدن رو برداری و پزشکیت جای ۷ سال ۷ و نیم سال میشه، بعد این سنوات رو توی مدرکت لحاظ می کنن.
از همین اول ترم من حتی یه مینی سریال هم ندیدم هیچ سرگرمی خاصی نداشتم، چون ساعت های طولانی کلاس داشتیم و بعد مستقیم از دانشگاه می رسیدم خونه می رفتم توی اتاقم می خوندم. امیدوارم ترم بعد کمتر فشرده باشه.