دوستان من در مورد دو نوع روش تربیت خانوادگی می نویسم بعد شما نظرتون رو در این موارد بهم بگین:
توی ناشناس بهم بگید اگر این اشخاص رو ببینید ولی تصور کنید از گذشته اونها خبر ندارید، چه برخوردی باهاش دارید؟ ایا می تونن خودشون رو تغییر بدن؟ خصوصا نوع دوم که توی جامعه خیلی بهش ظلم میشه.
1 - یکی از بچگی پدر و مادرش خیلی ازش غول ساختن. بچه که بود اگر خونه کسی می رفتن و اونجا ظرفی رو می شکست یا بچه دیگه ای رو میزد و خلاصه هر اشتباهی می کرد مادرش مینداخت گردن دیگران یا وانمود می کرد چون بچه است کسی حق نداره توبیخش کنه و خلاصه کلی ازش دفاع می کردن. از همون بچگی آقا (فلان) صداش می کردن و وقتی کسی یا حتی بچه ای به اسمش یا خودش بی احترامی می کرد جوابش رو می دادن! الان چی شده؟ شخص خاصی نشده و به جای خاصی هم نرسیده ولی اعتماد به نفس خیلی خیلی بالایی داره در حدی که انگار واقعا شخص مهمی هست و همه باید مثل یه مدیر عامل یا رئیس بهش احترام بزارن و خواسته هاش رو بپذیرند. خیلی عجیبه ولی اینجور اشخاص به خاطر اعتماد به نفس قویشون و توانایی های بروز دادن خودشون توی اجتماع توی جامعه بیشتر مورد توجه قرار می گیرن.
2 - یکی از بچگی همش سرزنش شده و مورد انتقاد همه حتی پدر و مادرش بوده. مثلا بهش می گفتند: " اینجوری حرف بزن، اونجوری بپوش، حق نداری با فلانی اینطوری حرف بزنی، چرا توی مهمونی اینکار رو کردی، چرا با خانم فلان اینجوری حرف زدی، این چه نمره ای هست، اینها چیه به دیوار اتاقت؟ و..." اون هر چقدر سعی می کرد طبق انتظارات اونها عمل می کنه انتظارات اونها هی بالاتر می رفت و اگر کوچیک ترین اشتباهی می کرد باهاش برخورد بدی میشد. هر چه می گذشت سطح انتظاراتش پایین تر امد، یعنی اگر کسی بهش احترام نمی گذاشت یا اگر ایده هاش یا خواسته هاش له میشد زیاد ناراحت نمیشد و اگر کسی کوچیک ترین محبتی بهش می کرد سریع جذبش می شد و می خواست صدش رو براش جبران کنه!
توی ناشناس بهم بگید اگر این اشخاص رو ببینید ولی تصور کنید از گذشته اونها خبر ندارید، چه برخوردی باهاش دارید؟ ایا می تونن خودشون رو تغییر بدن؟ خصوصا نوع دوم که توی جامعه خیلی بهش ظلم میشه.
نوع دوم میشن از همون اشخاصی که مثلا نمرشون 20 میشه ولی میگن "کاری نکرده، یه 20 شده." مثلا رتبه برتر کنکور میشن میگن "بس که خرخون بود، دیگه باید میشد، کار دیگه ای بلد نبود حداقل بره دانشگاه یه چیز بشه" بعد طرف تا میاد از خودش صحبت کنه سریع میگن "وای داری پز میدی؟ تو که هیچی نبودی رشته ات/درس خوندن که به درد نمی خوره" هی طرف رو سرزنش می کنن تا اینکه به خودش میاد میبینه همش برای دیگران زندگی کرده. برای اینکه پدر و مادرش رو راضی کنه که یه روز اون رو تایید کنن و بگن آره الان از نظر ما ادم بزرگی شدی. برای روزی که دیگه ازش ایرادی نگیرند و به عقایدش احترام بزارن.
دوستان شاید این موقعیت ها حقیقت دارن و این افراد بین ما هستند و شاید ما داریم اشتباه باهاشون رفتار می کنیم یا انتظارات اشتباهی ازشون داریم در حالی که مقصر نیستند.
کوئِتیاپین
همه فکر می کنن می تونن قهوه بخورن بدون اینکه بلایی سرشون بیاد
من یه نکته کوچیک به صحبت های دکتر اضافه کنم:
جدا از این که می دونیم یه عده شاید به کافئین نیاز دارن برای درس خوندن و... ولی بیاین قبول کنیم "قهوه خوردن" یه جور ترنده و 99% به خاطر تاثیر مدیاست. یه جورایی طرز تفکر احمقانه ای هست ولی انگار تقریبا همه فکر می کنن قهوه خوردن باکلاسه. هر جایی از سوشال مدیا رو چک کنی امکان نداره فنجان قهوه نبینی. بس که اینها هی قهوه می خورن چه همکلاسی هام، چه توی عکسها میبینیم احساس می کنم منی که قهوه نمی خورم ازشون عقب افتادم. طرف صبح از خواب پا میشه واقعا نیازی به قهوه نداره، چون نه خسته است و نه می خواد درس بخونه ولی اول یه لیوان قهوه می نوشه، چرا واقعا؟
جدا از این که می دونیم یه عده شاید به کافئین نیاز دارن برای درس خوندن و... ولی بیاین قبول کنیم "قهوه خوردن" یه جور ترنده و 99% به خاطر تاثیر مدیاست. یه جورایی طرز تفکر احمقانه ای هست ولی انگار تقریبا همه فکر می کنن قهوه خوردن باکلاسه. هر جایی از سوشال مدیا رو چک کنی امکان نداره فنجان قهوه نبینی. بس که اینها هی قهوه می خورن چه همکلاسی هام، چه توی عکسها میبینیم احساس می کنم منی که قهوه نمی خورم ازشون عقب افتادم. طرف صبح از خواب پا میشه واقعا نیازی به قهوه نداره، چون نه خسته است و نه می خواد درس بخونه ولی اول یه لیوان قهوه می نوشه، چرا واقعا؟
کوئِتیاپین
یه چیزی که جالبه اینه که خیلیامون رویامون متفاوت بودنه
ولی آخرش داریم دقیقا همرنگ جماعت می شیم...
ولی آخرش داریم دقیقا همرنگ جماعت می شیم...
این جمله خیلی عمیق بود واقعا، انگار که یه جور پارادوکسه. چند لحظه فکر کردم که دقیقا از بچگی می خواستم متفاوت باشم و آرزوم متفاوت بودنه ولی در عین حال عده ای رو الگو قرار دادم و انگار دارم شبیه اونها میشم. تا حالا از این دید بهش فکر نکرده بودم.
ای آینه جادویی بهم بگو کی از همه زیباتره؟
- شما بانوی من.
"پایان داستان"
#فیلم
- شما بانوی من.
"پایان داستان"
#فیلم
این فقط یه شوخی بود اما مسئله مهمی که می خواستم در این مورد بهتون بگم اینکه:
امروزه همه دارن فیلم جدید سفید برفی رو قضاوت می کنن و میگن چه سفید برفی زشتی و... ولی من داشتم به این فکر می کردم که همه اینها برنامه ریزی شدست، یعنی چی؟
فکر می کنید دیزنی نمی تونست یه بازیگر زیباتر انتخاب کنه؟ قطعا که می تونست! ولی هدف اونها این نیست که یک داستان صد ساله رو دوباره بازی کنند. اونها می خوان تغییرش بدن، چرا؟ چون از بچگی همیشه بهمون القا کردن هر کی پوستش سفیده زیباتره، هر کی بینیش کوچیکه زیباتره، هر کی کمرش باریکه زیباتره. ولی اینجا میبینیم که دیزنی می خواد با این فیلم انقلابی توی این طرز تفکر انجام بده. با انتخاب کردن یه سفید برفی که از ملکه زشت تره می خواد کاری کنه که نسل های آینده که قراره این فیلم رو ببینن تمرکزشون روی "زیبایی درونی" باشه و هر چه زیبایی ظاهرش ارزشش کمتر و کمتر بشه. اصلا هم براشون مهم نیست که این فیلم چقدر داره هیت می گیره، اون چیزی که براشون مهمه "تغییر دادن استاندارد های قدیمی" هست.
خواهرم کوچیک ترین محاسباتی رو با ماشین حساب انجام میده و همینطور ادامه داده تا الان. این بزرگترین ظلمی بود که به خودش کرده، چون الان ذهنش توی محاسبات کنده.
توی کنکور که دیگه ماشین حساب مجاز نیست و برای هر سوال یک دقیقه وقت هست. کسی که ۵۴×۳ رو با ماشین حساب انجام میده قطعا توی کنکور به خیلی از سوالات نمی رسه.
توی کنکور که دیگه ماشین حساب مجاز نیست و برای هر سوال یک دقیقه وقت هست. کسی که ۵۴×۳ رو با ماشین حساب انجام میده قطعا توی کنکور به خیلی از سوالات نمی رسه.
اگر روی برگه دونه دونه همه ضرب ها رو خودت انجام بدی دستت سریع تر میشه و کم کم بعضی ضرب های تکراری رو حفظ میشی، مثلا ضریب های عدد پی، آووگادرو، کلوین و...
Forwarded from Hidden Chat
در پاسخ این پیام نوشت:
بنظرت این دفترچه جیبیا هستن این ترفند های ساده رو یاد میدن بگیریم؟
مثلا شبی یکی دوتا یاد بگیریم؟
و اینک شما خودتون چیکار میکردین؟
بنظرت این دفترچه جیبیا هستن این ترفند های ساده رو یاد میدن بگیریم؟
مثلا شبی یکی دوتا یاد بگیریم؟
و اینک شما خودتون چیکار میکردین؟
آها این پیام باعث شد یه نکته مهم از تجربیاتم رو یادم بیاد:
بچه ها برای کنکور شما هر چی فرمول های تستی کمتری حفظ کنی خودت راحت تری، چرا؟ چون که برای کنکور شما حجم خیلی زیادی از مطلب رو باید حفظ باشی و چون استرس سر جلسه کنکور زیاده ممکنه موقع حل کردن سوالات فرمول های مختلف رو قاطی کنی. مگر اینکه اینقدررررر ازشون مسئله حل کردی که توی ذهنت ثبت شدن و سر جلسه احتمال قاطی کردن کمتره. و اینکه زمان کنکور خیلی کمه بچه ها، شما وقتی سوال رو می بینی دیگه وقت نداری به این فکر کنی که "خب حالا برای این سوال از کدوم ترفند استفاده کنم؟" اصلااااا وقت نیست! پس همون راه حلی که بهتر یادگرفتی و بهش مسلط هستی رو حفظ کن برای کنکور تا سر جلسه سردرگم نشی!
من چیکار می کردم؟
من اصلا ترفند محاسباتی خاصی یا فرمول های تستی حفظ نکرده بودم، من فقط همون راه حل های ساده کتاب درسی رو اونقدر تمرین کرده بودم که سر جلسه کنکور سوال رو دیدم شروع کردن به حل کردن! و دستم تند شده بود و ضریب های اعداد مهم رو قبلا حفظ شده بودم.
Medical Mehregan 🩺 (علوم پایه)
هرکی فیزیو رو خلاصه بخونه از ما نیست:))
طبق گفته خانم دکتر انگار مهم ترین درس پزشکی فیزیولوژی هست :)
این پست ایشون رو دیدم یاد یه خاطره از بچگی هام افتادم:
وقتی دوم دبستان بودم معلممون گفت یه یک نقاشی از آرزوتون بکشید، منم طبق تصویر هایی که توی انیمیشن ها دیده بودم نقاشی یه تخت بیمارستان و یه دختر با روپوش سفید کشیدم و بعد یکی از بچه ها نقاشی رو دید و بهم خندید گفت "می خوای مریض بشی؟" منم ناراحت شدم نقاشیم رو پاره کردم دقیقا نمی دونستم چی می خوام باشم! نقاشی خودم رو کشیدم و زیرش نوشتم "(اسمم) قهرمان" وقتی که معلم گفت حالا دونه دونه نقاشی هاتون رو بهم نشون بدید و بگید چی می خواید بشید، من وقتی نقاشیم رو نشون دادم همه بازم بهم خندیدن و گفتن "یعنی چی قهرمان؟" "مگه قهرمان شغله؟" "مگه داریم؟" خلاصه که اون موقع من چیزی در مورد پزشکی نمی دونستم و بابام بهم گفته بود باید پزشکی بخونم.
وقتی دوم دبستان بودم معلممون گفت یه یک نقاشی از آرزوتون بکشید، منم طبق تصویر هایی که توی انیمیشن ها دیده بودم نقاشی یه تخت بیمارستان و یه دختر با روپوش سفید کشیدم و بعد یکی از بچه ها نقاشی رو دید و بهم خندید گفت "می خوای مریض بشی؟" منم ناراحت شدم نقاشیم رو پاره کردم دقیقا نمی دونستم چی می خوام باشم! نقاشی خودم رو کشیدم و زیرش نوشتم "(اسمم) قهرمان" وقتی که معلم گفت حالا دونه دونه نقاشی هاتون رو بهم نشون بدید و بگید چی می خواید بشید، من وقتی نقاشیم رو نشون دادم همه بازم بهم خندیدن و گفتن "یعنی چی قهرمان؟" "مگه قهرمان شغله؟" "مگه داریم؟" خلاصه که اون موقع من چیزی در مورد پزشکی نمی دونستم و بابام بهم گفته بود باید پزشکی بخونم.
ولی نکته مهم این خاطره اینکه من می خوام از این مسیر جون انسان ها رو نجات بدم و یه قهرمان واقعی باشم 🥹
+ این دلیل من برای پزشک بودنه. من صرفا "رسیدن به پزشکی" رو آرزو نکردم، من برای بعدش برنامه دارم.
+ این دلیل من برای پزشک بودنه. من صرفا "رسیدن به پزشکی" رو آرزو نکردم، من برای بعدش برنامه دارم.
خیلی جالبه پارسال که یادگرفتیم fad چیه از خوندن پاورقی کتاب که ریز نوشته بود "فلاوین ...." فرار می کردیم و حالا به اینجا رسیدیم :))
+ می دونم خطم افتضاحه، یک ساعت نشستم فقط ۱۵ دقیقه از حرف های استاد رو جزوه نوشتم. ثانیه به ثانیه پر از جمله های پر نکته و سخته.
+ می دونم خطم افتضاحه، یک ساعت نشستم فقط ۱۵ دقیقه از حرف های استاد رو جزوه نوشتم. ثانیه به ثانیه پر از جمله های پر نکته و سخته.
UT meds
همراه بیمار گوشی پزشکی لیتمن رو از گردن هم گروهی ما کشید و فرار کرد
دلایلی که لیتمن نمی خرم:
لیتمن که گرون ترین برند گوشی پزشکی هست متاسفانه خیلی ترند شده. اصلا لازم نیست توی بیمارستان دولتی پر از مریض و اون جو منفی و پر از استرس گوشی 20 تومنی دور گردنت بندازی. بزارش برای مطب شخصیت یا یه جای شسته رفته تر! توی این جاها یه خودکار بی ارزش گم میشه دیگه چه برسه به چیزهای دیگه.
لیتمن که گرون ترین برند گوشی پزشکی هست متاسفانه خیلی ترند شده. اصلا لازم نیست توی بیمارستان دولتی پر از مریض و اون جو منفی و پر از استرس گوشی 20 تومنی دور گردنت بندازی. بزارش برای مطب شخصیت یا یه جای شسته رفته تر! توی این جاها یه خودکار بی ارزش گم میشه دیگه چه برسه به چیزهای دیگه.
اگر سریال from رو دیده باشین، ایشون کریستی تنها پزشک اونجا هست. گاهی من رو به یاد پزشک های مناطق محروم می ندازه. تصور کنین توی یه جای دور افتاده که کلی اتفاقات عجیب میفته، تو تنها کسی هستی می تونی به مردم کمک کنی. تصورش خیلی ترسناکه ولی یه ماجراجویی باحال و زندگی هیجان انگیزی داره !
#فیلم
#فیلم
.
جنگیدن برای این لحظه ارزش داره کنکوری های قشنگم
من هنوز هم با دیدن ریکشن های قبولی بغض می کنم. خیلی لحظه قشنگی بود ولی متاسفانه برای ما نتایج غیر منتظره امد و لحظه قبولی دقیقا به این شکل نبود.
همین امروز من باید این فیلم رو توی چنل می فرستادم برای اینکه بچه هایی که دارن الان از شادی هاشون می زنن، از عیدشون، از یلداشون می زنن و میزارن پای کتاب و درس بدونن که دارن به این لحظه قشنگ و رویایی نزدیک میشن ✨️
همین امروز من باید این فیلم رو توی چنل می فرستادم برای اینکه بچه هایی که دارن الان از شادی هاشون می زنن، از عیدشون، از یلداشون می زنن و میزارن پای کتاب و درس بدونن که دارن به این لحظه قشنگ و رویایی نزدیک میشن ✨️