توی دوران کنکور این عکس والپیپر لپ تاپم بود :")))
هر بار که روشنش می کردم، کلی ذوق می کردم و انگیزه می گرفتم.
هر بار که روشنش می کردم، کلی ذوق می کردم و انگیزه می گرفتم.
به گفته یکی از اساتید، یکی از نگهبان ها شبها صدای اونها رو شنیده. اونها در کلاسها رو میزدند و اسم هایی رو صدا می زدند. نگهبان اینقدر ترسیده که خواهش کرده که اجساد رو دفن کنند ولی همینطور که می دونیم ممکن نیست و اونها برای اهداف آموزشی تا جایی که ممکنه باید استفاده شوند.
استاد آناتومی خیلی خوبی داریم، من صفر تا صد مطالبی که میگه رو یاد میگیرم. یه خانم خیلی مهربون و زیبا هست و خیلی با حوصله توضیح میده 🫶✨️
˹ Med & Mind ˼
نتیجه اش هنوز اعلام نشده، هر موقع که امد بهتون میگم پاس شدم یا نه.
پاس شدم 😎
+ ولی کاش نمره می داد.
+ حدس می زنم نمره ام بین ۸۵-۹۵ ٪ باشه. خوشحالم که با سطح زبان قوی وارد این رشته شدم.
+ ولی کاش نمره می داد.
+ حدس می زنم نمره ام بین ۸۵-۹۵ ٪ باشه. خوشحالم که با سطح زبان قوی وارد این رشته شدم.
می خوام این چنل نشون دهنده یه روند رشد باشه. ممکنه امروز حرفی بزنم که فردا دیگه تاییدش نکنم، چون من در حال تجربه کردم چیزهای جدید هستم و آموخته های من روی افکارم تاثیر میزاره.
این کتاب آناتومی گری رو که از کتابخونه گرفتم، تصمیم دارم فردا عوضش کنم. چون بدن رو به صورت regional آموزش داده، یعنی هر ناحیه از بدن رو با همه جزئیات اعصاب و عروق و عضله و... توضیح داده. باید سعی کنم یه کتاب آناتومی پیدا کنم که سیستمی توضیح داده باشه. فعلا داریم سیستم اسکلتی (عضله و استخوان) رو یاد می گیریم.
Forwarded from Hidden Chat
سلام قبولی تون روتبریک میگم
ممکنه عکس بیشتری از دانشگاه بذارین؟
ممکنه عکس بیشتری از دانشگاه بذارین؟
Hidden Chat
سلام قبولی تون روتبریک میگم ممکنه عکس بیشتری از دانشگاه بذارین؟
سلام ممنونم عزیزم، دانشگاه ما زیاد زیبا نیست😢 بزودی که بیشتر دانشگاه میرم براتون عکس می گیرم.
می دونید برای من بیدار موندن شب امتحان مثل یه کابوسه. و زیاد شدن حجم درسها هم برام کابوسه. اگر الان درس بخونم، شب امتحان با فشار و استرس کمتری مرور می کنم و حتی می تونم بخوابم.
یک دفترچه پاستیلی برای نوشتن اصطلاحات آناتومی خریدم ^^ فکر می کنم خیلی به یادگیری آناتومی کمک کنه.
31th October :
این روزها همانطور که انتظار داشتم مسیر زندگی من در جریان است و با سرعت پیش می رود. شاید گاهی احساس ناراحتی به دلایل مبهمی داشته باشم ولی با آن کنار می آیم. اساتید، همانطور که انتظار میرفت، سریع درس می دهند و حجم زیادی از مرحله یادگیری بر دوش خودمان است. گذشته از اینها بچه ها هم اوکی هستند، اینقدر جمعیت زیاد است که هر روز با ادمهای جدید آشنا می شوم و دفعه بعد دیگر آنها را نمی بینم. سعی می کنم تا ردیف جلو بشینم تا بهتر ببینم و جزوه بنویسم، اما کسانی هستند که هنوز عادت های بچگانه دبیرستان را با خود حمل کرده و فکر می کنند جلو نشستن امتیاز است و این فرصت را به بقیه نمی دهند. کسانی هستند که سوال های بی ربط می پرسند و خیال می کنند با اینکار استاد فکر می کند درس را خوب یاد گرفته اند و می توانند عزیز و دلبند استاد ها شوند. اما فقط وقت کلاس را می گیرند و مورد تنفر بچه ها واقع می شوند.