امروز داشتم به این فکر می کردم که فیلم و سریال ها خیلی روی من تاثیر می ذارن، مثلا از ۴ سال پیش که Queen's Gambit رو دیدم هنوز موهام کوتاهه...
˹ Med & Mind ˼
Video
از بین همه فیلم هایی که از دانشگاه توی حافظه گوشیم داشتم بخش هایی رو انتخاب و ادیت کردم. می دونم دانشگاهمون قشنگ نیست ولی... نتیجه قابل قبوله ^^
UT meds
یه پزشک اومده بود داروخونه
ما اغلب داروها رو با ارائه کارت پزشکی بهشون میدیم؛
بهم گفت دکتر نوروتریپتیلین میخوام
چهرهش انقدر شکسته و غم آلود بود دارو رو بهش ندادم
ترسیدم با دارو خودکشی کنه
ما اغلب داروها رو با ارائه کارت پزشکی بهشون میدیم؛
بهم گفت دکتر نوروتریپتیلین میخوام
چهرهش انقدر شکسته و غم آلود بود دارو رو بهش ندادم
ترسیدم با دارو خودکشی کنه
از هر بهانه ای برای شاد بودن دریغ نکنید، خیلی مهمه که مراقب سلامت روانتون باشید. خصوصا این روزها... 🫠
اگر حساس هستید باز نکنید:
فراموش نکنید که ما این همه درس نمی خونیم که یادبگیریم چطور غذای کرم ها بشیم.
اگر حساس هستید باز نکنید:
میدونم که باید توی این عکس سی تی اسکن محتویات ابدومن رو ببینم، ولی یه پیرزن در حال سلفی گرفتن میبینم 😭
˹ Med & Mind ˼
یه پیرزن در حال سلفی گرفتن میبینم
ببخشید شما به "پیرزنیت" مبتلا هستید.
پ.ن: پسوند -یت (itis) نشانه التهاب داشتن هست.
پ.ن: پسوند -یت (itis) نشانه التهاب داشتن هست.
˹ Med & Mind ˼
امروز اولین میان ترم این ترم رو دادم.
دانشجوی پزشکی core:
بعد از سه ماه از زندگی بدون امتحان بالاخره حالا در باتلاق امتحانات گیر افتادیم. مسئله امتحان دادن نیست، مشکل اینجاست که خیلی زیادن... خیلی خیلی زیاد ... 😂
فردا میان ترم ۲ از ۴
بعد از سه ماه از زندگی بدون امتحان بالاخره حالا در باتلاق امتحانات گیر افتادیم. مسئله امتحان دادن نیست، مشکل اینجاست که خیلی زیادن... خیلی خیلی زیاد ... 😂
فردا میان ترم ۲ از ۴
˹ Med & Mind ˼
باتلاق امتحانات
ولی زندگی جریان داره، حتی توی روز های امتحان.
بدشناسی امروز:
قبل از شروع امتحان یه سیستم پیدا کردم و دیدم کیبوردش کار نمیکنه، خیلی برام عجیب بود چون اولین بار بود که کیبورد سیستم های مرکز آزمون کار نکنه ! یه سیستم دیگه پیدا کردم، بغل دستیم یه دختر جدید بود که زیاد با سیستم آشنا نبود. چون جمعیت رشته پزشکی زیاده و افراد از ترم های مختلف یه درس رو بر میدارن، دیدن چهره جدید اصلا عجیب نیست. بهش سلام کردم و خب خیلی پر انرژی به نظر می رسید و بهم لبخند زدیم. خلاصه امتحان شروع شد و حین امتحان دادن بودم که مراقب ها امدن و بردنش، ظاهرا داشت تقلب می کرد و جای فرد دیگه ای امتحان میداد. مراقب ها حتی به من هم شک کردن و کارت دانشجوییم رو چک کردن فقط چون بهش سلام کرده بودم :/
قبل از شروع امتحان یه سیستم پیدا کردم و دیدم کیبوردش کار نمیکنه، خیلی برام عجیب بود چون اولین بار بود که کیبورد سیستم های مرکز آزمون کار نکنه ! یه سیستم دیگه پیدا کردم، بغل دستیم یه دختر جدید بود که زیاد با سیستم آشنا نبود. چون جمعیت رشته پزشکی زیاده و افراد از ترم های مختلف یه درس رو بر میدارن، دیدن چهره جدید اصلا عجیب نیست. بهش سلام کردم و خب خیلی پر انرژی به نظر می رسید و بهم لبخند زدیم. خلاصه امتحان شروع شد و حین امتحان دادن بودم که مراقب ها امدن و بردنش، ظاهرا داشت تقلب می کرد و جای فرد دیگه ای امتحان میداد. مراقب ها حتی به من هم شک کردن و کارت دانشجوییم رو چک کردن فقط چون بهش سلام کرده بودم :/
Impossible mission:
امروز ساعت ۱۲ اولین امتحان پایان ترم من بود. حجم جزوه حدود ۷۰ صفحه بود، از ساعت ۷ صبح تا ساعت ۱۱:۳۰ دو دور مرور کردم. احساس می کنم سرعت خواندنم خیلی زیاد شده. رفتم دانشگاه ولی نگهبان گفت از امروز قانون جدید اینکه ماشین شخصی متفرقه (به جز اساتید، کارمند ها و دانشجو های خوابگاهی که خوابگاهشون داخل دانشگاهه) حق ورود به دانشگاه رو ندارن و من فقط ۵ دقیقه تا شروع امتحانم باقی مونده بود و نتونستم نگهبان رو متقاعد کنم. خلاصه گوشی و وسایلم رو توی ماشین بابام رها کردم، چون توی سالن جایی برای نگهداریشون نیست (😭). توی گرمای ظهر شروع کردم به دویدن تا به سالن امتحان برسم (پیاده روی تا اونجا حدود ۲۰ دقیقه طول می کشید 😂). وسط راه یه دختر مهربان (نجات دهنده 😭) امد و گفت "می خوای برسونمت؟" خلاصه فرشته خانم من رو به سالن ازمون رسوند، چند دقیقه قبل از امتحان رسیدم و همه سیستم ها پر شده بود. سه طبقه ساختمان رو طی کردم تا بالاخره توی سالن ۵ یه صندلی خالی بود. خلاصه امتحان به خوبی تموم شد و با اینکه فکر می کردم آفتاب اطلاعات ذهنم رو تبخیر کرده ۱۷ شدم...
امروز ساعت ۱۲ اولین امتحان پایان ترم من بود. حجم جزوه حدود ۷۰ صفحه بود، از ساعت ۷ صبح تا ساعت ۱۱:۳۰ دو دور مرور کردم. احساس می کنم سرعت خواندنم خیلی زیاد شده. رفتم دانشگاه ولی نگهبان گفت از امروز قانون جدید اینکه ماشین شخصی متفرقه (به جز اساتید، کارمند ها و دانشجو های خوابگاهی که خوابگاهشون داخل دانشگاهه) حق ورود به دانشگاه رو ندارن و من فقط ۵ دقیقه تا شروع امتحانم باقی مونده بود و نتونستم نگهبان رو متقاعد کنم. خلاصه گوشی و وسایلم رو توی ماشین بابام رها کردم، چون توی سالن جایی برای نگهداریشون نیست (😭). توی گرمای ظهر شروع کردم به دویدن تا به سالن امتحان برسم (پیاده روی تا اونجا حدود ۲۰ دقیقه طول می کشید 😂). وسط راه یه دختر مهربان (نجات دهنده 😭) امد و گفت "می خوای برسونمت؟" خلاصه فرشته خانم من رو به سالن ازمون رسوند، چند دقیقه قبل از امتحان رسیدم و همه سیستم ها پر شده بود. سه طبقه ساختمان رو طی کردم تا بالاخره توی سالن ۵ یه صندلی خالی بود. خلاصه امتحان به خوبی تموم شد و با اینکه فکر می کردم آفتاب اطلاعات ذهنم رو تبخیر کرده ۱۷ شدم...
˹ Med & Mind ˼
Impossible mission: امروز ساعت ۱۲ اولین امتحان پایان ترم من بود. حجم جزوه حدود ۷۰ صفحه بود، از ساعت ۷ صبح تا ساعت ۱۱:۳۰ دو دور مرور کردم. احساس می کنم سرعت خواندنم خیلی زیاد شده. رفتم دانشگاه ولی نگهبان گفت از امروز قانون جدید اینکه ماشین شخصی متفرقه (به جز…
زندگی بسی هیجان انگیزی دارم... امیدوارم کنکوری ها انگیزه بگیرند :)))
˹ Med & Mind ˼
Video
خیلی جالبه که هر بار ویدیو مسابقه لاک پشت و خرگوش میبینم، همیشه لاک پشت برنده میشه. مهم این نیست که چقدر سریعتر از حریفت هستی، مهم اینکه روی هدفت متمرکز باشی و استمرار داشته باشی.
˹ Med & Mind ˼
نگهبان گفت از امروز قانون جدید اینکه ماشین شخصی متفرقه (به جز اساتید، کارمند ها و دانشجو های خوابگاهی که خوابگاهشون داخل دانشگاهه) حق ورود به دانشگاه رو ندارن
دلیلش برای اینکه یک راننده اسنپ وقتی وارد دانشگاه شده سرقت انجام داده :)))
خرداد پارسال ۱۷ ام امتحان سلول های بنیادی داشتیم که به خاطر آلودگی هوا (ریزگردها) موکول شد به ۲۰ ام خرداد. یه سری از بچه ها بنا به دلایلی مخالف این تصمیم بودن و جالب اینجاست که یکی از بچه ها گفت "غر نزنید، تاریخ امتحانات بعدی هم قطعی نیست." و دقیقا همین اتفاق افتاد؛ ۳ روز بعد جنگ شد و کل امتحانات به شهریور موکول شدن.
امروز یه جورایی سالگرد اون اتفاقه و داشتم به این فکر می کردم که آینده نگری اون طرف تصادفا به واقعیت پیوست.
امروز یه جورایی سالگرد اون اتفاقه و داشتم به این فکر می کردم که آینده نگری اون طرف تصادفا به واقعیت پیوست.
از اون روز دیگه هیچ امتحانی به خاطر ریز گرد و موشک پرانی کنسل نشد، فقط آتش بس های نقض شده می تونن یه امتحان رو کنسل کنن.