اگر باز شانسی یه پروکسی وصل شد این پیامم ارسال میشه:
این روزها بیشتر شبها گریه می کنم. نمی دونم چرا، فقط احساس می کنم دارم خفه میشم چون یه توده از احساسات سنگین یه جا جمع شده ولی داره ذره ذره آزاد میشه. هر شب یه مقدار کم ... ولی دلم می خواد برم یه جای دور از این دنیا جایی که هیچ کسی صدام رو نشنوه. به قول خارجی ها به یه sanctuary! بعد تا جایی که می تونم جیغ بزنم و تمام گریه هام رو خالی کنم. یه چاه آب رو از اشک هام پر کنم بعد برگردم به ایران تا دفعه بعد ...
این روزا نمی تونم درس بخونم، هی دلم می خواد افکار و ذهنم رو توی سریال ها غرق کنم. یه سریال (artful dodger) خیلی خوب بود در حدی که حین دیدنش یادم می رفت جنگ شده. گاهی هم تصور میکنم من توی اون سریالم ولی انگار بعد از تموم شدن سریال ذهن آدم باز بر می گرده به واقعیت و جنگ و بدبختی و دنبال راه فرار می گرده و بعد هی می خواد بازم سریال ببینه تا دیگه حرص نخوره و آروم بشه. مثل معتادی که دنبال مواد می گرده تا احساس سرخوشی کنه یا شاید هم یه مکانیسم محافظتی ذهنی و روانی هست یا نمی دونم... سازگاری با شرایط؟ نمی دونم کنکوری ها و اونهایی که آزمون مهم دارن چیکار می کنن. خیلی نگرانتونم بچه ها، نگران همتون هستم.
گاهی هم خودم رو لعنت می کنم که اگر درس نخونم پزشک بدرد نخوری میشم، پس دوباره میرم سمت میز و چند صفحه می خونم. هم خود درگیری دارم هم دلم می خواد به خودم کمک کنم.
این روزها بیشتر شبها گریه می کنم. نمی دونم چرا، فقط احساس می کنم دارم خفه میشم چون یه توده از احساسات سنگین یه جا جمع شده ولی داره ذره ذره آزاد میشه. هر شب یه مقدار کم ... ولی دلم می خواد برم یه جای دور از این دنیا جایی که هیچ کسی صدام رو نشنوه. به قول خارجی ها به یه sanctuary! بعد تا جایی که می تونم جیغ بزنم و تمام گریه هام رو خالی کنم. یه چاه آب رو از اشک هام پر کنم بعد برگردم به ایران تا دفعه بعد ...
این روزا نمی تونم درس بخونم، هی دلم می خواد افکار و ذهنم رو توی سریال ها غرق کنم. یه سریال (artful dodger) خیلی خوب بود در حدی که حین دیدنش یادم می رفت جنگ شده. گاهی هم تصور میکنم من توی اون سریالم ولی انگار بعد از تموم شدن سریال ذهن آدم باز بر می گرده به واقعیت و جنگ و بدبختی و دنبال راه فرار می گرده و بعد هی می خواد بازم سریال ببینه تا دیگه حرص نخوره و آروم بشه. مثل معتادی که دنبال مواد می گرده تا احساس سرخوشی کنه یا شاید هم یه مکانیسم محافظتی ذهنی و روانی هست یا نمی دونم... سازگاری با شرایط؟ نمی دونم کنکوری ها و اونهایی که آزمون مهم دارن چیکار می کنن. خیلی نگرانتونم بچه ها، نگران همتون هستم.
گاهی هم خودم رو لعنت می کنم که اگر درس نخونم پزشک بدرد نخوری میشم، پس دوباره میرم سمت میز و چند صفحه می خونم. هم خود درگیری دارم هم دلم می خواد به خودم کمک کنم.
توی اپ داخلی کانال نمی زنم چون می خوام باور کنم که می تونم بازم وصل شم، می خوام باور کنم که همه چیز درست میشه. سختی های ما موقته و اینترنت وصل خواهد شد و به اینجا باز خواهیم گشت :))
به این آهنگ زیاد گوش میدم. خواهش من از آقای سندمن (فرشته رویاها) اینکه حداقل در خواب به من رویاهای شیرین بده 💔
˹ Med & Mind ˼
SYML – Mr. Sandman
می دونم نمی تونید دانلودش کنید از آرشیو فوروارد کردم و قبلا دانلود داشتم، از سایت zarebin.ir سرچ کنید شاید در سایت های داخلی پیدا شود.
وای امروز کاملا شانسی وصل شدم.
چقدر دلم برای تلگرام تنگ شده بود. برای آرشیو آهنگ هام و فیلم هام برای کانال های دیلی که دنبال می کردم. ای کاش اینترنت وصل بود شاید این وضعیت قابل تحمل تر میشد.
چقدر دلم برای تلگرام تنگ شده بود. برای آرشیو آهنگ هام و فیلم هام برای کانال های دیلی که دنبال می کردم. ای کاش اینترنت وصل بود شاید این وضعیت قابل تحمل تر میشد.
بازم موفق شدم شانسی وصل شم و چقدر حسادت می کنم به کانال هایی که این روزها فعال اند 💔
برخی هر روز پست میذارن انگار سیم سفید دارن 🤧
من که پول کانفیگ ندارم، اگر کانفیگ رایگان پیدا کردم وصل میشم بهتون سر می زنم.
من که پول کانفیگ ندارم، اگر کانفیگ رایگان پیدا کردم وصل میشم بهتون سر می زنم.
این روزها همه در بلاتکلیفی به سر می بریم. من واقعا هیچ ایده ای در مورد آینده ندارم و اگر بخوام برنامه ریزی کنم نگرانی های عجیب و غریبی به ذهنم می رسه.
نمی دونم شما هم اینطور هستید یا نه ولی... تا حدی به خودم حق میدم آخه فقط خدا از آینده خبر داره و یه برنامه خوب مسلتزم آرامش و ثباته ...
تلگرام مثل یه خونه امن می مونه. جایی که می تونی با خیال راحت صحبت کنی بدون اینکه نگران باشی اکانتت مسدود بشه یا کسی بیاد و بهت هیت بده. همین چند دقیقه وصل شدن بهش هم برام مثل حس برگشتن به خونه رو داره.
نمی دونم کنکوری ها این روزها چطور تمرکز می کنند و درس می خونن... راستش خودم هم هنوز برای علوم پایه که اسفند آیندست شروع نکردم و با خودم میگم اینکه آینده دوره، ما حتی از هفته آینده خبر نداریم چه برسه به چندین ماه آینده فعلا یکم صبر کنیم تا این سختی ها تموم بشه. به امید اینکه اون زندگی که دنبالش بودیم رو بدست بیاریم.
البته نمی خوام کلیشه ای صحبت کنم و حرف های تکراری بزنم. به معجزه و امثالش اعتقاد ندارم، فقط امیدوارم هر روندی که در دنیا داره پیش میره به نفع مردم باشه.
دلم برای تلگرام شلوغ تنگ شده. واقعا این روزها انگار یه چیزی از زندگی کمه!
من قطع هستم و نمی دونم کی این پیام ارسال میشه :)))))
من قطع هستم و نمی دونم کی این پیام ارسال میشه :)))))
الان بزرگترین ترسم اینکه این وضعیت همینطور بمونه.... برای یه مدت زمان طولانی.
امروز توی یه گروه بله بچه ها داشتن در مورد خود#کشی صحبت میکردن. چیزی که توی خیلی از اپ های بین المللی قفله و اگر کسی راجبش حرف بزنه باید این کلمه رو سانسور کنه ولی اینجا دوستان ما خیلی راحت راجبش حرف می زنن انگار که چیزی نیست و من نمی تونستم چیزی بگم چون خودم هم نمی دونم چطور خودم رو امیدوار کنم چه برسه به کسی که چیزی برای از دست دادن نداره.
شما رو نمی دونم ولی از لحاظ روانی تحمل این روزها برای من از روزهای جنگ سخت تره...
UT meds
سازمان نظام پرستاری اولین نهاد رسمی کشوره که پیشنهاد دسترسی به اینترنت پرو را رد کرده
و گفته تا زمان رفع محدودیتهای دسترسی عموم مردم به اینترنت بینالملل، درخواست هیچ امتیاز ویژهای را برای اعضای خود نخواهد داشت.
اون از کرونا کنار مردم بودن این از اینترنت پرو
و گفته تا زمان رفع محدودیتهای دسترسی عموم مردم به اینترنت بینالملل، درخواست هیچ امتیاز ویژهای را برای اعضای خود نخواهد داشت.
اون از کرونا کنار مردم بودن این از اینترنت پرو
با خوندن این متن یه لحظه امیدوار شدم و یه سکانس از ارباب حلقه ها یادم امد، البته حرفش دقیق یادم نیست ولی فکر می کنم وقتی که فرودو داشت تسلیم میشد و خیلی ناامید بود میگه :
"ما به چی باور داریم سم؟"
سم: "که تو این دنیا خوبی هم هست آقای فرودو و ارزش جنگیدن رو داره..."
"ما به چی باور داریم سم؟"
سم: "که تو این دنیا خوبی هم هست آقای فرودو و ارزش جنگیدن رو داره..."