یه ایده جدید برای درآمد زایی هست و اون ساختن آنتی بیوتیک جدیده. می دونید الان جامعه ایران اینطوری که داره پیش میره، یعنی طرف تا احساس خارش گلو می کنه یه آموکسی کلاو می خوره یا سفکسیم رو مثل نقل و نبات می خوره معلومه زود این مقاوت رو داره ایجاد می کنه. بعد این طرف درآینده اگر به عفونتی مبتلا بشه که به اکثر اینها مقاوم باشه باید بره دنبال آنتی بیوتیک های کمیاب و گران قیمت💰💵 و چون بیماره چاره ای نداره! پس در آینده باید به دنبال کشف آنتی بیوتیک های جدید برای جایگزین اینها بود.
اگر دانشجوی داروسازی بودم این مسیر رو دنبال می کردم، بدک نیست ...
اگر دانشجوی داروسازی بودم این مسیر رو دنبال می کردم، بدک نیست ...
کوئِتیاپین
نزدیک ده میلیارد یورو الآن خرج کشف یه آنتی بیوتیک جدید می شه
می دونید طبیعیه که برای یه آنتی بیوتیک هزینه زیاد بشه. چون پیدا کردن یه راه فرعی دیگه که باکتری بهش مقاوم نباشه سخته.
اما آنتی بیوتیک جدید باید و حتما کمیاب و گران باشه. چرا؟ برای اینکه مردم دیگه نتونن راحت بدست بیارن و بخرن و به همین راحتی مثل قبلی ها مقاومت نسبت بهش ایجاد نشه.
اما آنتی بیوتیک جدید باید و حتما کمیاب و گران باشه. چرا؟ برای اینکه مردم دیگه نتونن راحت بدست بیارن و بخرن و به همین راحتی مثل قبلی ها مقاومت نسبت بهش ایجاد نشه.
شاید هم از قبل توطئه ای در کاره...
یعنی دولت و دانشمندان آنتی بیوتیک های بیشتری رو کشف کردن که ازش رونمایی نمی کنن تا نسبت بهشون مقاومت ایجاد نشه و برای شرایط خاص و سری استفاده می کنن 🤫
یعنی دولت و دانشمندان آنتی بیوتیک های بیشتری رو کشف کردن که ازش رونمایی نمی کنن تا نسبت بهشون مقاومت ایجاد نشه و برای شرایط خاص و سری استفاده می کنن 🤫
واکنش سلول های چشم اون دانشجویی که کلی درس می خونه ولی به دوستاش دروغ میگه "هیچی نخوندم" :
من نمی فهمم این رفتار بچگانه از کجا سرایت کرد؟ و تا کی ادامه داره؟ طرف که نمراتش همیشه بالا هست، چند روز قبل امتحان میگه تازه می خوام شروع کنم. من اهمیت نمیدم ولی وقتی طرف خودش میاد بهت میگه و تاکید میکنه زیاد... آزار دهنده نیست؟انگار هدفی داره؟!
صحنه خیلی سمی بود، من و همکلاسیم عجله داشتیم تا بریم موزه آناتومی بعد همون لحظه راه پله پر از بچه های دبستانی شد. با احتیاط از بینشون رد شدیم. نه اونها صبر می کردند ما رد شیم و ما هم عجله داشتیم و چاره ای نبود. خلاصه من مراقب بودم کیفم به سرشون نخوره. مربیشون هم برای برقراری نظم چیزی بهشون نمی گفت.
یکیشون وقتی من رو دید از مربی پرسید "چرا اینقدر زود میریم؟ میشه اینجا بمونیم؟" مربی هم گفت " البته عزیزم انشالله در آینده خودت میای اینجا."
وقتی که این حرف رو زد یه لحظه احساس غرور کردم ولی وقتی به یاد امتحان های آینده افتادم با دل پیچه ترکیب شد 🫠
وقتی که این حرف رو زد یه لحظه احساس غرور کردم ولی وقتی به یاد امتحان های آینده افتادم با دل پیچه ترکیب شد 🫠
زندگی یه دانش آموز تجربی:))
چرا مارو چنین جاهایی اردو نمی برن🫠
دقیقا، به نظرم بهتره دانش آموز ها دبیرستانی رو اردو بیارن دانشکده پزشکی تا برای درس خوندن انگیزه بگیرن تا بچه های دبستانی !
واقعا دلیلش رو درک نمی کنم و اینکه از طرف یه مدرسه غیر انتفاعی بودند.
واقعا دلیلش رو درک نمی کنم و اینکه از طرف یه مدرسه غیر انتفاعی بودند.
من قبلش فکر می کردم که مطالب رشته پزشکی بیشتر مفهومی و استدلالی باشه که تا حدودی هم هست اما الان میبینم که بیشتر مطالب حفظی هست.
گفتم آخه نمیشه اجازه نمیدن. گفت بهشون بگو عمه ام می خواد بیاد براشون فاتحه بخونه کمتر شما رو سر امتحان اذیت کنن.
یه لحظه خودم رو تصور کردم که دارم استاد ارشد رو التماس می کنم "تو رو خداااا بذارید بیاد. فقط یه فاتحه می خونه میره 😭" و بعد گفتم نه امکان نداره.
یه لحظه خودم رو تصور کردم که دارم استاد ارشد رو التماس می کنم "تو رو خداااا بذارید بیاد. فقط یه فاتحه می خونه میره 😭" و بعد گفتم نه امکان نداره.
کوئِتیاپین
یه چیز غیرمنطقی ای که خیلی بین آدما بابه
خب منطق پشتش برای اینکه دسته اول به کسی آسیب نمی زنن (جز خودشون) ولی دسته دوم... در مورد ضد اجتماعی ها زیاد نمی دونم ولی اون دوتای اولی به دیگران آسیب می زنن.
کوئِتیاپین
ولی صرفا زمینه سازه
مثلا هرکی سایکوپثه الزاما قاتل نمی شه!
مثلا هرکی سایکوپثه الزاما قاتل نمی شه!
دقیقا، ولی وقتی می خوان یه ویلن رو معرفی کنن میگن طرف یه آدم "سایکوپث، نارسیست و ضد اجتماعیه".👺
هیچ دوستی نداره و حتی نزدیک ترین افرادش هم براش مثل برده هاش می مونن. هیچ احساسی نداره و هر کاری بخواد می کنه و از همه مهم تر فکر می کنه در حقش جفا شده پس باید از بی گناهان انتقام بگیره و فقط جون خودش براش مهمه.
هیچ دوستی نداره و حتی نزدیک ترین افرادش هم براش مثل برده هاش می مونن. هیچ احساسی نداره و هر کاری بخواد می کنه و از همه مهم تر فکر می کنه در حقش جفا شده پس باید از بی گناهان انتقام بگیره و فقط جون خودش براش مهمه.
حالا که بحث شخصیت ها شد، احساس کردم که این ترم برون گرا تر شدم چون رابطه اجتماعیم پیشرفت زیادی کرده ولی الان بازم تست دادم و دیدم هنوز از ریشه درون گرام.
چیزی که برام جالبه این تفاوت فرهنگیه. مثلا توی شرق و کشوری مثل ژاپن شخصیت های درون گرا و باهوش توی بیشتر انیمه ها نقش اصلی داستان هستند. خیلی زیبا و خفن به نظر می رسن و با استفاده از هوششون مشکلات رو حل می کنن یا نقشه های خفن می کشن ولی توی فرهنگ غرب و کشوری مثل آمریکا شخصیت های برون گرا و احساسی (بیشتر enfj) نقش اصلی داستان هستن و شخصیت های درون گرا و باهوش معمولا ویلن هستند. حتی اگر ویلن هم نباشد بهشون nerd میگن، یه شخصیت زشت و بی ریخت با عینک های پهن و صورت کک مکی! که از نظر اجتماعی خنگه و دست و پا چلفتی. توی مدرسه بولی میشه و تنها کاری که بلده درس خوندنه.فکر می کنم دلیلش برای اینکه توی شرق رقابت تحصیلی بیشتره و ارزش بیشتری برای هوش قائل اند ولی توی غرب اینجوری که میگن "همه چیز که هوش و دانش نیست!" برای همین شجاعت و دوستی براشون اهمیت بیشتری داره.