بچه ها من به یه جمجمه واقعی نیاز فوری دارم!
واقعا نمی تونم از طریق عکس های دو بعدی کتاب خوب زوائد و حفره ها و.. رو متوجه بشم باید یه جمجمه داشته باشم.
واقعا نمی تونم از طریق عکس های دو بعدی کتاب خوب زوائد و حفره ها و.. رو متوجه بشم باید یه جمجمه داشته باشم.
˹ Med & Mind ˼
فکر می کنم اگر یه قبر بکنم ارزون تر در بیاد.
بچه ها متاسفانه حفاری کنسله، عمم جمجمه اش رو بهم بخشید
چون از ترم جدید به خاطر کلاس های زیاد و طولانی مدت (و همچنین جبرانی ها!!) مدت زیادی توی دانشگاه می گذرونم، احساس می کنم دارم به طرز عجیبی به محیط دانشگاه و بچه ها نزدیک میشم. مثلا قبلا موقع صحبت کردن با بچه ها گارد داشتم. هر حرفی رو نمی زدم. به هر چیز بی مزه ای نمی خندیدم با هر کسی صحبت نمی کردم ولی الان... اصلا نمی دونم چی شد که گاردم رو پایین اوردم. احساس خوبی ندارم :(
⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
انقد سخت نگیر به خودت
بیشتر دلیلش به خاطر اینکه من قبلا از آدمها ضربه خوردم. احساس می کنم اگر گاردم رو پایین بیارم و به دیگران نزدیک بشم بعدا آسیب می بینم. میگن آدم عاقل دو بار از یه سوراخ گزیده نمیشه و این حرفها...
میدونید من معمولا جوری ام که رفتار آدم ها رو می خونم. با توجه به جوری که رفتار می کنن یه چیز هایی رو در موردشون حدس می زنم.
من هر روز با یکی از بچه ها که با هم دوست های نسبتا خوبی شدیم صحبت می کنم. راجع به هر موضوعی صحبت می کنیم و من گاردم رو پایین آوردم و زیادی باهاش صمیمی شدم (که اشتباهه).
امروز توی ازمایشگاه بودیم و می بایست اسم باکتری که کشت دادیم رو بنویسیم. مخفف باکتری ما st بود و من و اون بین استافیلوکوک و استرپتوکوک مونده بودم. تصمیم گرفتم از استاد بپرسم. وقتی که من از استاد پرسیدم و استاد استافیلوکوک رو تایید کرد بهش گفتم ولی با این حال به من اعتماد نکرد و این اسم رو ننوشت... این عدم اعتماد خیلی برام عجیب بود.
شاید بگید "وای این که چیزی نیست، تو نباید سریع نتیجه گیری کنی..."
در واقع من سریع نتیجه گیری نمی کنم. من صرفا با توجه به نشانه های کوچیک رفتار های آدم ها رو بررسی می کنم و متوجه میشم که مثلا کی از ارتباط با من یا یکی دیگه راضی هست یا از روی اجبار یا رفع تکلیف باهاش دوسته. یا اصلا کی آدم فیکی هست و فقط داره وانمود می کنه. اینها رو باید توی رفتار های ریز و پنهانی تشخیص داد.
در واقع من سریع نتیجه گیری نمی کنم. من صرفا با توجه به نشانه های کوچیک رفتار های آدم ها رو بررسی می کنم و متوجه میشم که مثلا کی از ارتباط با من یا یکی دیگه راضی هست یا از روی اجبار یا رفع تکلیف باهاش دوسته. یا اصلا کی آدم فیکی هست و فقط داره وانمود می کنه. اینها رو باید توی رفتار های ریز و پنهانی تشخیص داد.
مهم تر از هر چیزی مسئله زمانه.
زمان خیلی از چیز ها رو تغییر میده. زخم ها رو التیام می بخشه، کدورت ها رو کم رنگ می کنه و... اون چیزهایی که الان و توی این دهه (1400-1410) داره رخ میده اصلا تضمین شده نیست که برای دهه بعد هم اتفاق بیفته.
زمان خیلی از چیز ها رو تغییر میده. زخم ها رو التیام می بخشه، کدورت ها رو کم رنگ می کنه و... اون چیزهایی که الان و توی این دهه (1400-1410) داره رخ میده اصلا تضمین شده نیست که برای دهه بعد هم اتفاق بیفته.
من وقتی تاریخ فارغ التحصیلیم رو چک می کنم انگار یه سطح آب سرد روم ریخته میشه!
سال 1410 !! یعنی ادامه زندگی من به عنوان یه پزشک در دهه آیندست! هم یه جورایی ترسناکه و امید بخش. چرا؟ به این دلیل که هیچی چیزی تا اون موقع معلوم نیست و برای همین اصلا لازم نیست خودم رو از الان نگرانش کنم.
سال 1410 !! یعنی ادامه زندگی من به عنوان یه پزشک در دهه آیندست! هم یه جورایی ترسناکه و امید بخش. چرا؟ به این دلیل که هیچی چیزی تا اون موقع معلوم نیست و برای همین اصلا لازم نیست خودم رو از الان نگرانش کنم.