˹ Med & Mind ˼
421 subscribers
698 photos
118 videos
8 files
97 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
کمال گرایی من فقط برای دوران مدرسه جواب می داد. جمعه شب بدون استرس می خوابیدم چون خیالم راحت بود که تمام مباحث جدید تدریس شده طول هفته رو خوندم و تست زدم ولی خب حالا دارم با خودم کنار میام که نمیشه مثل قبل همه کارها کامل و بی نقص انجام بشه.
کارما :
مامانم گفت مهمون آمده نیم ساعت بیا یه سلام احوال پرسی کن و بعد برو. گفتم "این خانواده مگر چقدر احوال من رو جویا میشن که وقت باارزشم رو براشون صرف کنم؟؟" منصرف شد و رفت و من مشغول نوشتن شدم که یه اشتباه کردم. غلط گیر رو برداشتم تا درستش کنم غلط گیر پوسته اش ترک خورد و پاشید توی صورتم.
خلاصه... الان یک ساعته که صورتم رو شستم ولی جلوی موهام پاک نشد و دارم با قیچی می چینم :(
به کارما اعتقاد دارین؟
Anonymous Poll
69%
معلومه
31%
نه خرافاته
Sunny book 📚
هر طرف رو نگاه میکنیم Alchemised هست😭🦋
ظاهرا بین کتاب خون ها Alchemised ترند شده. من هم manacled (ورژن بدون تغییرش) رو خوندم و سرش گریه کردم و تراماتایز شدم. برای همین سمت alchemised نمیرم. البته وقتش رو هم ندارم. به هر حال اینها دو تا از عکس های مورد علاقه ام از manacled بود که هنوز توی گالری سیو داشتم 😭😭
درس امروز: جمجمه 💀
بچه ها من به یه جمجمه واقعی نیاز فوری دارم!
واقعا نمی تونم از طریق عکس های دو بعدی کتاب خوب زوائد و حفره ها و‌.. رو متوجه بشم باید یه جمجمه داشته باشم.
این چرا اینقدر گرونه ؟؟ 😐
فکر می کنم اگر یه قبر بکنم ارزون تر در بیاد.
˹ Med & Mind ˼
فکر می کنم اگر یه قبر بکنم ارزون تر در بیاد.
بچه ها متاسفانه حفاری کنسله، عمم جمجمه اش رو بهم بخشید 🪏
چون از ترم جدید به خاطر کلاس های زیاد و طولانی مدت (و همچنین جبرانی ها!!) مدت زیادی توی دانشگاه می گذرونم، احساس می کنم دارم به طرز عجیبی به محیط دانشگاه و بچه ها نزدیک میشم. مثلا قبلا موقع صحبت کردن با بچه ها گارد داشتم. هر حرفی رو نمی زدم. به هر چیز بی مزه ای نمی خندیدم با هر کسی صحبت نمی کردم ولی الان... اصلا نمی دونم چی شد که گاردم رو پایین اوردم. احساس خوبی ندارم :(
⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
انقد سخت نگیر به خودت
بیشتر دلیلش به خاطر اینکه من قبلا از آدمها ضربه خوردم. احساس می کنم اگر گاردم رو پایین بیارم و به دیگران نزدیک بشم بعدا آسیب می بینم. میگن آدم عاقل دو بار از یه سوراخ گزیده نمیشه و این حرفها...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز یه اتفاق عجیب افتاد. واقعا انتظار نداشتم:
می‌دونید من معمولا جوری ام که رفتار آدم ها رو می خونم. با توجه به جوری که رفتار می کنن یه چیز هایی رو در موردشون حدس می زنم.
من هر روز با یکی از بچه ها که با هم دوست های نسبتا خوبی شدیم صحبت می کنم. راجع به هر موضوعی صحبت می کنیم و من گاردم رو پایین آوردم و زیادی باهاش صمیمی شدم (که اشتباهه).
امروز توی ازمایشگاه بودیم و می بایست اسم باکتری که کشت دادیم رو بنویسیم. مخفف باکتری ما st بود و من و اون بین استافیلوکوک و استرپتوکوک مونده بودم. تصمیم گرفتم از استاد بپرسم. وقتی که من از استاد پرسیدم و استاد استافیلوکوک رو تایید کرد بهش گفتم ولی با این حال به من اعتماد نکرد و این اسم رو ننوشت... این عدم اعتماد خیلی برام عجیب بود.
شاید بگید "وای این که چیزی نیست، تو نباید سریع نتیجه گیری کنی..."
در واقع من سریع نتیجه گیری نمی کنم. من صرفا با توجه به نشانه های کوچیک رفتار های آدم ها رو بررسی می کنم و متوجه میشم که مثلا کی از ارتباط با من یا یکی دیگه راضی هست یا از روی اجبار یا رفع تکلیف باهاش دوسته. یا اصلا کی آدم فیکی هست و فقط داره وانمود می کنه. اینها رو باید توی رفتار های ریز و پنهانی تشخیص داد.
می دونستید نخاع یه پروانه خوش خط و خاله؟ 🌚