˹ Med & Mind ˼
422 subscribers
705 photos
118 videos
8 files
97 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
معرفی می کنم:
استاد خوب من این روزها 🫴
جناب دیپ سیک 😭
بچه ها اگر مبحثی رو متوجه نمیشید این هوش مصنوعی خیلی خوب براتون توضیح میده.
نکته نویسی گایتون...
و رنگی که فکر می کنم به پوستم میاد TT
Forwarded from ⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
الان زدم
الان تلو باز کردم
و الان یهویی ست شدیم♥️😁
چه جالب ✨️♥️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستم می پرسه ترم تابستان بر می دارم یا نه. آخه عزیزم تابستان ما یک ماه و نیمه، کدام تابستان؟ TT
از آینده می ترسم.
از اینکه قراره چی بشه... اینکه اینقدر سرنوشت بی ثباته. تصور کن یه روز از خواب بیدار بشی و ببینی جنگ شده.
به زور تلگرام برام بالا میاد.
کاش گروه های دانشگاه توی یه اپلیکیشن دیگه بودن، نگرانی جدیدم اینکه نمی دونم جز اینجا اخبار دانشگاه و امتحانات رو از کجا بدونم. می دونم واقعا عجیبه ولی همزمان نمی تونم به امتحانات فکر نکنم، استرس زیادی دارم ولی نمی تونم موقع درس خوندن تمرکز کنم.
یکی از دوستان نمونه از نکته نویسی های من رو درخواست کرده بود:

ببخشید بچه ها خیلی بدخط نوشتم، واقعا حجم مطلب اینقدر زیاده که سریع می نویسم تا زودتر به مطالب بعدی برسم.
˹ Med & Mind ˼
درخواست کرده بود
البته دو روز پیش نه توی این موقعیت 😭 من الان یادم آمد.
دغدغه جنگ
دغدغه امتحانات پایان ترم
برای دانشجوی هایی هم که بومی نیستند: + دغدغه بلیط گرفتن و دور شدن از خانواده 💔💔
دوستان کانال یا سایتی رو می‌شناسید که ویدیو آموزشی از کتاب گایتون بزاره؟

بعضی جاها واقعا نیاز به آموزش ویدیویی داره...
انگار خاورمیانه توی یه قاره جداست...
قاره ای که همیشه ابرهای سیاه روش بارون غم می باره.
🌱 برای دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی:

چرا مهمه که توی دوران کارآموزی با کی هم گروه باشیم؟ (بر اساس تجربه های شخصی)

برای ممبر هایی که نمی دونن من قبل از قبولی پزشکی حدودا ۲ ترم پیراپزشکی خوندم. من این سوال رو توی یه گروه دیدم و گفتم اینجا بر اساس تجربه های واقعی خودم براتون بنویسم چون یک مسئله واقعا مهمه و اگر اشتباه کنید خودتون ضرر می کنید.
ببینید همیشه خیلی ها درون گران و تمرکزشون روی منفعت شخصی هست ولی توی این موارد باید خودبینی و درون گرایی رو بزارن کنار و گروه خوبی رو برای خودشون پیدا کنند، چون روی وضعیت تحصیلی تاثیر داره.
بچه های پزشکی بعد از دوره فیزیوپات حدودا ترم ۷-۸ و بچه های پیراپزشکی همون ترم های اول وارد کارآموزی و فضای بیمارستان میشن. حالا اینجا مزیتی برای بچه های پزشکی هست که می تونن تا اون موقع به یه شناخت کامل از همکلاسی هاشون برسن. مسئله ای که وجود داره اینکه مهم نیست چقدر همکلاسی هات رو میشناسی یا نه مهم اینکه چقدر بهشون نزدیکی! الان مثلا می دونی فلانی خیلی خوبه ولی می تونی به گروهت دعوتش کنی؟ به نظرت دوستش/اکیپ خودش رو ول می کنه بیاد با گروه شما؟
چالش اصلی رو دیدی؟ خیلی ها از ترم اول روابط دوستی صمیمی و اکیپ می سازند و اگر این اکیپ ها تا اون موقع پایدار بمونن دوره کارآموزی هم از همون اکیپ ها استفاده می کنند و کی اینجا ضرر می کنه؟ کسایی که نتونن هم گروهی خوب پیدا کنند!
من چیکار کردم؟
من از ترم اول با ۵ تا دختر دیگه دوست شده بودم، اینقدر روابط دوستیمون توی اکیپمون زیاد بود که با هم توی یه ردیف می نشستیم. خیلی با هم صمیمی بودیم و این ادامه داشت تا ترم دوم. ترم دوم استاد گفت که باید گروه های ۸ نفره بسازید و حتما تعداد دختر و پسر یکسان باشه (۴ دختر، ۴ پسر). ما ۶ نفر بودیم و اینقدر با هم به ظاهر صمیمی بودیم که نمی خواستیم از هم جدا بشیم. تصمیم گرفتیم به استاد بگیم که ما رو استثنا در نظر بگیره و گروه ما فقط ۲ تا پسر داشته باشه. (اعتماد اشتباه بززززرگ!!)
ما صبح این تصمیم رو گرفتیم که صبح روز بعد حضوری اقدام کنیم، ولی چی شد؟
صبح روز بعد دیدیم که ۳ نفر از همون دوستای خیلی صمیمی با یه دختر دیگه (💔) برای خودشون ۴ تا پسر انتخاب کردن و گروهشون رو تشکیل دادند!! چیزی که بیشتر از هر چیزی من رو ناراحت کرد این بود که چرا شب به بقیه ما خبر ندادند که ما تا قبل از اینکه گروه های دیگه پر بشه اقدام کنیم. بله دوستان، خلاصه سه تای باقی مونده ما روز بعد دیدیم که کسایی که به خاطرشون صبر کردیم تا با هم باشیم بهمون خیانت کردن و حالا ما سه تا مونده بودیم و بقیه گروه ها پر شده بود. ما از جمله دخترهایی بودیم که نمی تونستیم به راحتی با جنس مخالف ارتباط بگیریم، به راحتی بریم وسط جمع پسرا و بگیم ما نیاز به هم گروهی مذکر داریم و این حرفها... دخترهایی که رو داشتند پسر های آروم و بی حاشیه کلاس رو زودتر از همه انتخاب کرده بودن. در نهایت استاد ما سه تا رو بین گروه های دیگه پخش کرد و بدترین گروه به من رسید. گروهی که پسراش از بدترین های کلاس بودن، شلوغ ترین!! نماینده ما یه دختر خانم پیک می بود که من کلی بهش گفتم که با استاد صحبت کنه تا گروه من رو عوض کنه ولی باهام لج کرد.
خلاصه بچه ها، دوران کارآموزی ترم دوم من مثل یه کابوس گذشت. اگه بگم نقشی توی کنکور مجدد و انصراف از اون رشته نداشت دروغ گفتم، بله یکم نقش داشت.
یکی از پسرهای گروه از همه بزرگتر بود (۲۴)، این به شلوغیش توی کلاس ها معروف بود و دخترها لقب "انگل" بهش داده بودن. اون یکی هم به گفته خودش همه درسها رو منفی زده بود (سهمیه دار). انگل و این بنده خدا رو هیچ کس توی گروهش راه نمی داد، برای همین استاد اینها رو به زور به این گروه تحمیل کرده بود!
یکی از مهم ترین ویژگی های یه گروه خوب هماهنگی هست که این گروه اصلا نداشت، انگل هر روز با یکی از دخترا درگیر دعوا میشد حتی جلوی استاد! اون بنده خدا هم همیشه دیر میومد و استاد نمره کل گروه رو به خاطر ایشون کم کرد‌. به خاطر شلوغی و تیکه پرونی های انگل هم استاد مدام می گفت گروه شما بدترین گروهیه که داشتم.
مثلا وقتی استاد درس می پرسید، اینها درس نمی خوندن. وقتی که باید کار رو درست انجام می دادیم که استاد نمره خوب بده، اصلا هماهنگ نبودن و هر کسی یه کاری می کرد. وقتی که باید زودتر کار رو تموم می کردیم بریم خونه به زور باید اعضا رو از توی بخش پیدا می کردیم تا به استاد گزارش کار بدیم و بریم. انگل ۲۴ سالش بود ولی سن عقلیش ۱۲ بود. مثلا توی راهروی ساکت یه روز داد کشید و از من پرسید "ترسیدی؟". یه روز که داشتم درس جواب میدادم جلوی استاد بهم گفت "داناتلو"(چمیدونم اون لاک‌پشت بنفشه توی لاک‌پشت های نینجا). به دخترا می گفت چرا جواب سلام من رو نمیدین؟!