˹ Med & Mind ˼
419 subscribers
675 photos
111 videos
8 files
94 links
Just a curious medical student 🩺🍓
A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•°
5/14
-----
منابع
🔗(https://t.me/manabe_man)
-----
ارتباط
🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Download Telegram
بالاخره واژه مناسب رو پیدا کردم:
وقتی که داری استراحت می کنی استرس داری چون کارهایی رو که براشون استرس داری رو انجام نمیدی.
یِ دانش آموز
در مدرسه به آن‌ها گفته شده ارزشِ واقعی‌شان فقط با نمرات سنجیده می‌شود و آنکسی که نمراتِ پایین‌تری دارد نمی‌تواند انسانِ خوب و مفیدی باشد
بهترین معلمی که داشتم بچه ها رو صرفا با نمره نمی سنجید با "میزان تلاش" می سنجید. به طور مثال بعد از هر امتحان اون دانش آموزی که زحمت کشیده بود و بیست گرفته بود رو تشویق می کرد اما اونی که دفعه قبل ۱۴ گرفته بود و حالا ۱۶ رو بیشتر...
یه روز توی کلاس برای بچه هایی که نمره هاشون پیشرفت کرده بود کادو گرفته بود. بچه ها رو تشویق کرد و بهشون کادو داد و بعد اونها با تعجب بهش نگاه کردند و پرسیدند "خانم، به اونهایی که همش بیست میشن چرا کادو نمیدین؟" گفت: "چون اونها برای نمره درس نمی خونن، شما هم کادو گرفتید چون تلاش کردن رو یادگرفتید نه اینکه نمره بالاتری گرفتید."
میشه گفت اکثر اوقات حتی از دوران دبستان یادم میاد بچه هایی که همیشه درس خون بودن و نمره کامل می گرفتن سوگولی معلم ها بودن و بقیه انگار جز کلاس نبودن! در حالی که یه معلم خوب می دونه باید به همه بچه ها به یک اندازه توجه کنه، چون همه می تونن نمره کامل رو بگیرن مسئله اینکه به کی امید و انگیزه کافی بدست آوردنش رو بدی!
البته من جمله آخر رو جوری نوشتم که انگار همیشه عوامل خارجی نقش دارند در حالی که اشتباهه. به طور مثال توی دوران دبستان که بچه ها هنوز شخصیت مستقلی ندارن موفقیت تحصیلی به عوامل خارجی مثل تشویق معلم و حمایت پدر و مادر بستگی داره اما رفته رفته با بلوغ شخصیت و استقلال فکری دانش آموز کم کم خودش می تونه برای خودش تصمیم بگیره و با توجه به هدف زندگیش اهداف درسی رو انتخاب کنه.

خاطره تعریف شده برای پایه هشتم بود.
عروس دریای نیست، دارم مهره می کشم 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید شما برای تابستان تفریح خاص و هیجان انگیزی مدنظر داشته باشید که باعث میشه کلی منتظرش بمونید‌.
ولی من که می دونم قراره این تابستان هم مثل بقیه تابستان ها با خوابیدن، کتاب خوندن و سریال دیدن و اورثینک های بی انتها بگذره پس... زیاد منتظرش نیستم فقط می خوام امتحانات تموم بشه.
خیلی عجیب نیست؟
احساس می کنم تابستان فقط اولش خوش می گذره و بعد کم کم همه چیز برات عادی میشه و وقتت رو به بطالت می گذرونی. البته اینجا منظورم از هدر دادن وقت اینکه دیگه تفریح خاصی انجام نمیدی و روزهات روتین و یکنواخت می گذرند.
ولی خب شاید اینجا بتونیم با هم نوآوری کنیم!
مثلا چی؟ بعد از اینکه امتحاناتم تموم شد از شما می پرسم که هر روز مثلا چه کار جدید و جالبی انجام بدم تا روزهام یکنواخت نگذره!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از جمله افکار شب امتحانی:
به طور مثال ما باید برای امتحان اینجور تصاویری رو حفظ کنیم.
بعد من داشتم با خودم فکر می کردم که خب اینها برای یه پزشک‌ چه فایده ای داره؟!
آیا توی بیمارستان ها ابزار لازم و میکروسکوپ مناسب هست که من بتونم بافت های بیمارها رو زیر میکروسکوپ ببینم و بیماری های احتمالیشون رو دقیق تشخیص بدم؟!
الان بعد از امتحان تئوری آناتومی رفتم توی دانشکده تا ساعت ۴ بخونم که باید اون موقع امتحان عملی آناتومی بدم.
بعد چون می خواستم فیلم های آموزشی هم ببینم نمی تونستم توی کتابخونه برم، برای همین یه گوشه خوب پیدا کردم ولی یه خانم سرایدار کلی رفت و امد داره....
ولی بهم لبخند زد و گفت خسته نباشی، یه لحظه قلبم اکلیلی شد انگار که فهمیده من امتحان داشتم و دارم ✨😭
- وای از کجا فهمید من امتحان داشتم؟
همچنان قیافه من:
˹ Med & Mind ˼
امتحان آناتومی عملی تموم شد. تعریف جزئیات:
امتحان عملی تنفس هم تموم شد.
یکم استراحت می کنم و بعد برای امتحان بعدی شروع می کنم...
احساس می کنم که دارم کم کم روی جسد های سالن تشریح مسلط میشم!!
بچه ها می‌گفتند اون قسمت عصب فرنیک بود و... ولی من می دونم که اون جسد اصلا عصب فرنیکش رو از بالا بریدن و هر عصبی توی گردنش مشخص کردن قطعا واگه.