فیلم هایی که انتخاب کردم می تونه تصمیمتون تاثیر داشته باشه ولی در کل اونهایی که مدرن رو انتخاب می کنند، دنبال پیشرفت و هیجان ان و اونهایی که کلاسیک رو انتخاب می کنند دنبال آرامش اند انگار که زندگی واقعی اونجاست، ساده و دور از تکنولوژی هایی که ذهن ما رو مشغول کردن. جایی که می تونی خودت باشی، شبیه قصه ها :)
دانشجوهایی که هدفشون درس خوندنه، سرشون توی کار خودشون هست، به حواشی و جنس مخالف اهمیتی نمیدن و دنبال جلب توجه هم نیستن از بقیه صد هیچ جلوترند.
کسایی که موقع حرف زدن اشتباهات لفظی زیادی می کنند احتمالا اضطراب اجتماعی دارن. تصور کن طرف اینقدر ذهنش درگیر اینکه حالا که خودش رو داره به هر نحوی بروز میده چطور قضاوتش می کنی که هیچ تمرکزی روی کلماتی که به زبون میاره نداره.
ساعت ها داشتم درس می خوندم گفتم بیام پایین (اتاقم طبقه دومه) یکم استراحت کنم، دیدم خانواده همه برق ها رو خاموش کردند و توی یه اتاق دیگه نشستند و صحبت می کنند.
یکم ناراحت شدم، خیلی برام دلگیر کننده بود. انگار که زمان برای من متوقف شده و به اتاقم و کتابهام محدود شده...
یکم ناراحت شدم، خیلی برام دلگیر کننده بود. انگار که زمان برای من متوقف شده و به اتاقم و کتابهام محدود شده...
بچه ها دیگه واقعا دارم به این نتیجه می رسم که شیمی آدم رو زیبا می کنه. آخه چرا اینقدر بچه های دارو کیوتن ؟ TT
⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
سلام عزیزم ببخشید که دیر پیام دادم 🥲
چیزه من کنکوری 401هستم وتا الان پشت موندم 🥺
ولی هرسال بدتر از قبل
چطور خودتون پیدا کردید وشروع کردید من سه سال شده نتونستم خودمو پیدا کنم نمیدونم چیکار کنم
چیزه من کنکوری 401هستم وتا الان پشت موندم 🥺
ولی هرسال بدتر از قبل
چطور خودتون پیدا کردید وشروع کردید من سه سال شده نتونستم خودمو پیدا کنم نمیدونم چیکار کنم
سلام، هیچ ایرادی نداره. اولا به خاطر موارد کوچیک عذرخواهی نکن. (عذرخواهی زیاد کردن نشونه ضعف اعتماد به نفسه)
در این موارد از دیگران زیاد مشورت نگیر، چرا؟ چون هر کسی با توجه به تجربه خودش، شخصیت و توانایی های خودش نظر میده و آیا آدم ها مثل همن؟ آیا اون شما رو میشناسه؟ و چنین صحبت هایی تاثیر خیلی عمیقی روی آدم میزاره، روی روحیاتت، هدفت و تصمیمات آیندت و... حالا من اگر حرف های انگیزشی مثبت بزنم یا حرف های منفی بزنم و بگم "نه بابا ارزش نداره." تو به حرف من عمل می کنی؟ بدون اینکه به خواسته درونی خودت، توانایی ها و خواسته های خودت توجه کنی؟
من چطور خودم رو پیدا کردم؟
من نتیجه اشتباهم رو دیدم عزیزم، من آینده ای که با اشتباهاتم بوجود آورده بودم رو تجربه کردم و از خودم پرسیدم "من این رو از زندگی می خواستم؟ معلومه که نه." اون وقت درد و حسرتش من رو نابود کرد و این چیزی بود که من رو تغییر داد. به همین سادگی! این آینده قابل پیش بینی نبود؟! معلومه که بود ولی می دونی انگار ما آدم ها گاهی منتظریم چیزی رو تجربه کنیم و تغییر کنیم و بعد به هدفمون برسیم. یکی سال اول می رسه یکی بعد از چند سال. مهم اینکه تهش به اون چیزی برسی که برای زندگی آینده ات می خوای.
"برای رسیدن به هدفم به انگیزه نیاز دارم"
انگیزه؟ چه نیرو محرکه احمقانه ای... ! بله امکان داره که بعد از دیدن این مدل ویدیو هایی که آدرنالین رو بالا می بردن برای چند ساعت به طور موقت "انگیزه ات" بالا بره و تلاش کنی ولی برای بعد چه نقشه ای داری؟ احساسات، هیجانات و... اینها همه موقت و توخالی اند. آدم عاقل منطقی عمل می کنه. منطق چی میگه؟ مگه نمی خوای بی توقف برای رسیدن به هدفت تلاش کنی؟ پس تو به یه دلیل برای رسیدن بهش نیاز داره. پس اول از خودت بپرس "چرا؟"
#تجربه
انگیزه؟ چه نیرو محرکه احمقانه ای... ! بله امکان داره که بعد از دیدن این مدل ویدیو هایی که آدرنالین رو بالا می بردن برای چند ساعت به طور موقت "انگیزه ات" بالا بره و تلاش کنی ولی برای بعد چه نقشه ای داری؟ احساسات، هیجانات و... اینها همه موقت و توخالی اند. آدم عاقل منطقی عمل می کنه. منطق چی میگه؟ مگه نمی خوای بی توقف برای رسیدن به هدفت تلاش کنی؟ پس تو به یه دلیل برای رسیدن بهش نیاز داره. پس اول از خودت بپرس "چرا؟"
#تجربه
˹ Med & Mind ˼
خیلی دوستش دارم و با عشق ازش مراقبت می کنم
امشب فوت کرد.
گریه کردم، واقعا ناراحت شدم. چون بالاخره برام ارزشمند بود که توی همین مدت که ازش مراقبت می کردم. وقتی که داشت جون میداد، قلب کوچیکش داشت توی دستم کم کم ضعیف میشد.
واکنش خانواده چی بود؟ گفتند تو به عنوان کسی که قراره یه پزشک بشه "زیادی ضعیفی" وقتی کسی که نمی تونه جون دادن یه پرنده کوچیک رو تحمل کنه چطور می تونه مردن انسان ها رو تماشا کنه؟ آیا پزشکی همیشه درمانه؟ خیر، پزشکی اغلب خبر دادن یه اتفاق ناگواره، بیماری لاعلاج یا مر*گ
گریه کردم، واقعا ناراحت شدم. چون بالاخره برام ارزشمند بود که توی همین مدت که ازش مراقبت می کردم. وقتی که داشت جون میداد، قلب کوچیکش داشت توی دستم کم کم ضعیف میشد.
واکنش خانواده چی بود؟ گفتند تو به عنوان کسی که قراره یه پزشک بشه "زیادی ضعیفی" وقتی کسی که نمی تونه جون دادن یه پرنده کوچیک رو تحمل کنه چطور می تونه مردن انسان ها رو تماشا کنه؟ آیا پزشکی همیشه درمانه؟ خیر، پزشکی اغلب خبر دادن یه اتفاق ناگواره، بیماری لاعلاج یا مر*گ
حالا برای اینکه من به یه پزشک خوب تبدیل بشم باید احساسات قلبم رو بکشم؟! باید انسانیت درون من از بین بره و قلبم از سنگ باشه تا پزشک خوبی باشم؟!
شما بگید: ویژگی شاخص یه پزشک خوب چیه؟
فرض کنیم اگر طرف با منطق باشه وقتی از لحاظ منطقی و علمی کاری از دستش برنیاد تلاشی نمی کنه ولی اگر احساساتی باشه تمام تلاشش رو با وجود غیر ممکن بودن نتیجه می کنه، حتی اگر این تلاش بیهوده به خودش آسیب وارد کنه.
فرض کنیم اگر طرف با منطق باشه وقتی از لحاظ منطقی و علمی کاری از دستش برنیاد تلاشی نمی کنه ولی اگر احساساتی باشه تمام تلاشش رو با وجود غیر ممکن بودن نتیجه می کنه، حتی اگر این تلاش بیهوده به خودش آسیب وارد کنه.
Anonymous Poll
39%
منطق
61%
احساسات
اگه روحیه ضعیف دارید نخونید.
می دونید من واقعا انتظاراتم رو پایین اوردم. می دونم و درک می کنم که همه مردم مشکلات خودشون رو دارن و باید نگران زندگی و دغدغه های خودشون باشن ولی گاهی اوقات آدم واقعا از زندگی چیزی نمی خواد به جز اینکه این افکار حتی به اندازه یک ثانیه به ذهن نزدیک ترین افراد زندگیش خطور کنه! نمی خواد نگران من باشن، فقط یه ثانیه به این مسائل فکر کنن و درکم کنن، با خودشون بگن:
می دونم بچگی نکردی، وقتی که دختر بچه های دیگه توی شهربازی بازی می کردن تو ۱۲ سالگیت رو صرف تست زدن برای آزمون تیزهوشان کردی. می دونم سالهاست که تمام دنیات به کتاب هات و اتاقت محدود شده و کسی تو رو مجبور نکرده و خودت فداکاری کردی. تو فداکاری کردی که زندگی آینده ات رو وقف نجات دادن ادم ها کنی. آدم هایی که شاید هیچ وقت نشناسی و هیچ وقت قرار نیست برات دل بسوزونن. تو می دونستی که چقدر قراره این آینده ای که انتخاب کردی سخت باشه، ممکنه به تو آسیب بزنه ولی تو این رو با وجود همه این جنبه ها انتخاب کردی. می دونم تو هم مثل آدم های دیگه نیازهایی داری، نیاز داری آزاد باشی و تفریح کنی ولی تو از همه تفریحات و شادی هات گذشتی. بعد از هر امتحان یه امتحان جدید دیگه داری. می دونم انجام دادن کوچیک ترین تفریحت که فیلم دیدن یا کتاب خوندنه بهت عذاب وجدان میده. می دونم سعی داری پزشک خوبی باشی و دیگران رو در اولویت قرار دادی نه خودت. می دونم شب و روزت با استرس می گذره، می دونم تنهایی و دوستی نداری. می دونم دلت می خواد دنیا رو بگردی و شاد باشی ولی نمی تونی، چون سالهای زیادی از زندگیت رو باید فقط به محدود شدن به اتاقت و کتاب هات بگذرونی و نمی تونی.
به خاطر تصمیماتت و انتخاب هات بهت احترام می گذارم و نمی خوام دغدغه و استرس جدیدی اضافه کنم.
قبلا توی یه کتاب خوندم که می گفت "اگر شما به خواسته هاتون نرسید، میشید وسیله ای برای رسوندن دیگران به خواسته هاشون" البته کلمات درستی برای بیان منظورش پیدا نکردم ولی می خواستم این رو بهتون بگم که گاهی اوقات انتخاب بین مسیر های سخت و آسون اونی رو باید انتخاب کنی که خودت می خوای. و حتی اگر سخت ترین باشه مهم نیست چون بالاخره مسیری هست که مطابق با خواسته های خودت هست.
˹ Med & Mind ˼
به طور مثال باید ۲۵ ضربه بزنی
تونستم TT
آخرین جلسه تربیت بدنی ۲ هم تموم شد. یادم رفت عکس یادگاری بگیرم TT
آخرین جلسه تربیت بدنی ۲ هم تموم شد. یادم رفت عکس یادگاری بگیرم TT
امشب با مامانم رفتم تی شرت تابستونی بخریم، فروشنده لباس فروشی کی بود؟ همکلاسیم (متوسطه اول).
من اصلا قصد نداشتم راجع به خودم صحبت کنم چون با خودم فکر کردم که شاید برای تفریح یا حتی ممکنه به خاطر مشکلاتی تصمیم گرفته که فروشنده باشه و اصلا قشنگ نیست که من برم و خودم رو معرفی کنم و بگم "آره من الان...."
خلاصه که متوجه شدم داره بهم زل می زنه من هم بهش لبخند زدم. بعد مامانم حساب کرد و رفتیم :)
من اصلا قصد نداشتم راجع به خودم صحبت کنم چون با خودم فکر کردم که شاید برای تفریح یا حتی ممکنه به خاطر مشکلاتی تصمیم گرفته که فروشنده باشه و اصلا قشنگ نیست که من برم و خودم رو معرفی کنم و بگم "آره من الان...."
خلاصه که متوجه شدم داره بهم زل می زنه من هم بهش لبخند زدم. بعد مامانم حساب کرد و رفتیم :)