˹ Med & Mind ˼
دو کتاب جدیدی که خیلی دلم می خواد بزودی بخونم
بالاخره!
امروز صبح پا شدم گفتم این دنیا دیگه ارزش نداره، من که دائم الامتحانم دیگه برای هیچ تابستان یا اوقات فراغتی برای شاد بودن صبر نخواهم کرد.
امروز صبح پا شدم گفتم این دنیا دیگه ارزش نداره، من که دائم الامتحانم دیگه برای هیچ تابستان یا اوقات فراغتی برای شاد بودن صبر نخواهم کرد.
سعی کنید یکی از استعدادهاتون رو شکوفا کنید. چه هنری چه علمی چه ورزشی و... هیچ تفاوتی نداره و حتما لازم نیست مرتبط با بقیه علایقتون باشه. حتما لازم نیست مرتبط با رشته ای که می خونید یا قراره بخونید باشه.
شما باید و حتما مهارتی داشته باشید که بهش افتخار کنید! می دونید گاهی اوقات توی زندگی شرایط سختی پیش میاد و ممکنه احساس بی ارزشی کنی، احساس ناکافی بودن کنی و خودت رو با بقیه مقایسه کنی ولی اگر توی کاری خوب باشی که بقیه نیستن بهت امید میده، بهت اعتماد به نفس میده تا ادامه بدی، تا تحمل کنی!
#تجربه
شما باید و حتما مهارتی داشته باشید که بهش افتخار کنید! می دونید گاهی اوقات توی زندگی شرایط سختی پیش میاد و ممکنه احساس بی ارزشی کنی، احساس ناکافی بودن کنی و خودت رو با بقیه مقایسه کنی ولی اگر توی کاری خوب باشی که بقیه نیستن بهت امید میده، بهت اعتماد به نفس میده تا ادامه بدی، تا تحمل کنی!
#تجربه
من طرفدار قانون "مینیمالیست" هستم. این قانون به نقل قول از استیو جابز میگه "بیشترین بازده با کمترین هزینه"!
استیو جابز که جز ثروتمندترین آدم های دنیا بوده به این نتیجه رسیده که یه ساعت مچی چه ۱۵ یورو باشه چه ۵۰۰۰ یورو زمان رو نشون میده و فقط همین مهمه.
استیو جابز که جز ثروتمندترین آدم های دنیا بوده به این نتیجه رسیده که یه ساعت مچی چه ۱۵ یورو باشه چه ۵۰۰۰ یورو زمان رو نشون میده و فقط همین مهمه.
˹ Med & Mind ˼
بچه ها 😳 یه بنده خدایی امروز بهم زنگ زد و گفت از آشناهای دختر خالم هست و سال ۹۰ کنکور داده و الان دکترا گرفته ولی می خواد دوباره کنکور بده، بعد از ۱۴ ساااال!! بعد از من مشاوره می خواست و... من تاجایی که می تونستم کمکش کردم و بعد پرسیدم از کی شروع کردید؟ گفت…
فکر می کنم ناامید شده، قرار بود بهم زنگ بزنه و خلاصه نویسی هام رو بهش قرض بدم ولی... از اون موقع دیگه ازش خبری نیست.
مهم نیست، کسی جاش رو می گیره که چند برابر بیشتر از اون تلاش کرده باشه، زجر کشیده باشه و حقش باشه...
اضطراب اجتماعی دقیقا چی هست؟
تصور کنید توی یه کلاس نشستید، استاد سوالی رو مطرح می کنه و بچه ها شروع به اظهار نظر می کنند. ایده جالبی به ذهن شما می رسه یا اینکه جواب درست سوال رو می دونید، با خودتون می گید "من جواب رو پیدا کردم، الان بهتره من هم صحبت کنم." منتظر می مونید تا بالاخره یکی از بچه ها صحبتش تموم بشه تا شما شروع کنید، ثانیه ها خیلی دیر می گذرند و هرچه بیشتر می گذره و به این فکر می کنید که نزدیکه که بالاخره نوبت شما فرا برسه ولی می بینید که قلبتون داره تند می زنه، پاها و دستهاتون بی قرار شدن و دارید تمرکزتون رو از دست میدین. برای چند ثانیه کوتاه همه ساکت شدن، صدایی توی ذهنت میگه "حرف بزن! الان نوبت تو هست!" ولی اینقدر تمرکزت رو از دست دادی و تنفست سریع شده که نفست بالا نمیاد. انگار برای یه دقیقه حرفت توی گلوت گیر کرده. تا خودت رو جمع جور می کنی که حرف بزنی یهو یکی از بچه ها شروع می کنه به صحبت کردن و فرصت رو از دست می دی! بعد استاد مبحث رو عوض می کنه و تو کلی توی ذهنت با خودت می جنگی که چرا حرفت رو خوردی...
اضطراب اجتماعی چرا اتفاق میفته؟
1. اعتماد به نفس پایین: حرف های منفی توی ذهنت که تو رو کنترل می کنند. "من به خوبی اونها نیستم" "من اشتباه می کنم." "من اشتباه می کنم و همه بهم می خندن." "چهره ام/صدام خیلی بده." "اگه صحبت کنم بهم بی محلی میشه." و...
2. تجربیات تلخ کودکی: آدم هایی که اضطراب اجتماعی دارن به احتمال زیاد تجربه تلخی رو تجربه کردن. بچه ای رو تصور کنید که پدر و مادرش هی توی جمع اعتماد به نفسش رو خورد می کنن. پدر و مادر ها انتظارات زیادی از یه بچه دارن، انتظار دارن کامل و بی نقص باشه و بهش فرصت کودکی نمیدن، ایده ها و حرفهاشون رو نادیده می گیرن. توی بحث حتی اگر حق با بچه باشه بازم خودشون رو برنده و بچه رو مقصر می دونن. بچه ای که توی محیطی بزرگ شده که با "حرف زدن" چیزی رو بدست نیورده سعی می کنه زیاد صحبت نکنه یا اینکه خیلی محتاط باشه. مثلا بهش میگن "وقتی رفتیم خونه فلانی، اصلا حرف نزنیا" "وای چرا این رو گفتی؟ چرا اون رو گفتی؟؟" "ببخشید بچه ما چیزی سرش نمیشه چرت و پرت میگه." "باهاش حرف نزنین امروز بچه بدی بوده" "وای به خاطر حرف تو آبرو رفت! چرا این حرف رو زدی؟ تو خیلی بچه بدی هستی، کاش اصلا حرف نمی زدی!" "اصلا به حرفهات گوش نمیدم، همیکنه من میگم درسته!" و...
3.ترس از توجه: اگر شما توی بحث شرکت کنید قاعدتا بیشتر از گذشته دیده میشید و خیلی ها شما رو زیر نظر می گیرند. کارهایی که انجام میدین، افرادی که باهاشون معاشرت می کنید، جاهایی که میرید بیشتر از قبل مورد توجه دیگران قرار می گیره. علاوه بر این اشتباهاتتون بیشتر از قبل دیده میشه. پس گاهی افراد برای ترس از زیر ذره بین بودن دچار اضطراب اجتماعی میشن.
4. کمال گرایی: این هم باز به تجربیات بچگی بر می گرده. دوست داری حرفی بزنی که به هیچ بنی بشری بر نخوره و کاملا و 100% درست و مطابق استاندارد ها و بهترین جواب ممکن باشه، در حالی که اگره کسی بخواد ازت ایراد بگیره یا حرفت رو به خودش بگیره هرررر حرفی که بزنی رو هم می تونه علیهت استفاده کنه. ترس از اینکه "نکنه حرفی بزنم که فلانی ناراحت بشه؟" "نکنه به فلان مسئله توهین بشه" "از دستم عصبانی میشن؟" "ازم متنفر میشن؟"
راه حل؟
- شروع کردن!
فقط کافیه حرف زدن توی اجتماع رو از یه جایی شروع کنی بعد کم کم ترست می ریزه و فهمی اونقدرا هم بزرگ و غیر ممکن نبوده.
- تند یا آروم هم حرف نزن. کلمات رو آروم بگو و سعی کن صدات رسا و بلند باشه. وقتی توی حرف زدن ضعف نشون بدی نادیده گرفته میشی.
نکته آخر: هیچ وقت اجازه نده یکی که فقط قدرت تکلم خوبی داره موقعیت های خوبی که می تونستی بدستشون بیاری رو ازت بگیره یا اینکه دیگران تو رو به خاطر نگفتن ایده هات به خوبی نشناسن.
نکته آخر2: از اون طرف بام هم نیفتی! هر حرفی رو نباید زد و هر چه کمتر و مفید تر حرف بزنی بهتره.
#تجربه
Everybody Dies
Rory Webley
Tell me, is the world really worth saving?
بهم بگو، این دنیا واقعا ارزش نجات دادن داره؟
بهم بگو، این دنیا واقعا ارزش نجات دادن داره؟
تنها یکی از حاشیه های تخصص زنان:
پزشکی زنان پر حاشیه ترین تخصص می تونه باشه، علاوه بر اینکه جای یک نفر باید برای حفظ جان دو نفر تلاش کرد این تخصص به مسائل اجتماعی جامعه هم مربوط میشه و قوانین پیچیده سقط جنین و... این تخصص رو سخت تر از بقیه می کنه. حتی اگر کوچیکترین مشکلی برای نوزاد بوجود بیاد(مثلا معلول بدنیا بیاد) یک خانواده تا آخر عمر اون نوزاد به مشکل می خورن، یا مثلا تصور کنید باید خانمی که سالها برای بچه منتطر بوده رو راضی کنید بچه سندرم داون رو سقط کنه و کلی حاشیه های سخت دیگه و مسائل اخلاقی بزرگتر! مردم مشکلاتشون رو برات میارن و جالب اینجاست که از اونجا به بعد اینها مشکل شما هم محسوب میشه.
حتی اگر توی دنیا تنها یک تخصص مونده باشه و اونهم زنان باشه من به هیچ وجه سمتش نمیرم.
سریال پزشکی pit
پزشکی زنان پر حاشیه ترین تخصص می تونه باشه، علاوه بر اینکه جای یک نفر باید برای حفظ جان دو نفر تلاش کرد این تخصص به مسائل اجتماعی جامعه هم مربوط میشه و قوانین پیچیده سقط جنین و... این تخصص رو سخت تر از بقیه می کنه. حتی اگر کوچیکترین مشکلی برای نوزاد بوجود بیاد(مثلا معلول بدنیا بیاد) یک خانواده تا آخر عمر اون نوزاد به مشکل می خورن، یا مثلا تصور کنید باید خانمی که سالها برای بچه منتطر بوده رو راضی کنید بچه سندرم داون رو سقط کنه و کلی حاشیه های سخت دیگه و مسائل اخلاقی بزرگتر! مردم مشکلاتشون رو برات میارن و جالب اینجاست که از اونجا به بعد اینها مشکل شما هم محسوب میشه.
حتی اگر توی دنیا تنها یک تخصص مونده باشه و اونهم زنان باشه من به هیچ وجه سمتش نمیرم.
سریال پزشکی pit
⁺ 〭 𝅄 mailbox °.
عزیزم لطفا از شب های امتحان نهایی برامون بگو
بدون شک سخت ترین شبها برای من بودن، به دلیل فشار استرس و حساسیتی که توی آینده ام داشتن. می دونید هر کدوم مثل یه کنکور برام گذشت. شب های امتحان نهایی مثل شب کنکور برام می گذشت. گاهی خواب نمی رفتم و تا صبح بیدار می موندم و می خونم. می دونید بهترینش کدوم بود؟ زبان! زبان درسی هست که هیچ وقت براش استرس نداشتم. مطمئنم تنها شبی که راحت خوابیدم شب امتحان زبان بود.
همچنین اونها جز بهترین شبها هستند، چون به من ثابت شد که از پس شرایط سخت برمیام. اون شبها که تا صبح نکته ها رو مرور می کردم الان جز بهترین خاطراتم اند، چون آینده ام رو ساختند و من بدون اونها جایی که الان هستم نبودم.
استرس دانشگاه از کنکور بیشتر نباشه کمتر نیست.
من برای یه درس یک واحدی یک غیبت داشتم، جلسه آخر رفتم سر کلاس و استاد خودش گفت می تونید برید ولی روز بعد از بچه ها شنیدم که بعد از رفتن خیلی ها حضور و غیاب کرده. با ابن حساب الان من دو غیبت دارم، الان استرس اینکه دو غیبت برای درس یه واحدی باعث حذف میشه یا نه به استرس های دیگه ام اضافه شد...
من برای یه درس یک واحدی یک غیبت داشتم، جلسه آخر رفتم سر کلاس و استاد خودش گفت می تونید برید ولی روز بعد از بچه ها شنیدم که بعد از رفتن خیلی ها حضور و غیاب کرده. با ابن حساب الان من دو غیبت دارم، الان استرس اینکه دو غیبت برای درس یه واحدی باعث حذف میشه یا نه به استرس های دیگه ام اضافه شد...
Beyond the scalpel
بیمارت مرده.
و توی اون لحظه، تنها کاری که میتونی بکنی اینه که روپوشتو مرتب کنی…
و بری سراغ بیمار بعدی.
و توی اون لحظه، تنها کاری که میتونی بکنی اینه که روپوشتو مرتب کنی…
و بری سراغ بیمار بعدی.
با تکرار این اتفاق چیزی در درونت میمیره. و اون چیزی نیست جز... احساساتت.
احساساتی که برای دلسوزی و ترحم به خرج می دادی کم کم محو میشن، ظرفیتت بالاتر میره و مغزت کنترل قلبت رو ازت می گیره. محکم تر و شاید حتی سردتر از قبل میشی...
احساساتی که برای دلسوزی و ترحم به خرج می دادی کم کم محو میشن، ظرفیتت بالاتر میره و مغزت کنترل قلبت رو ازت می گیره. محکم تر و شاید حتی سردتر از قبل میشی...
First impression:
تاثیری که ما در برخورد اول روی یک نفر می گذاریم. این تاثیر خیلی مهمه، چون تا ابد طرف به یادش می مونه و با دیدن ما اون لحظه ممکنه براش تکرار بشه و حتی روی جوری که قراره با ما رفتار کنه تاثیر بگذاره.
تاثیری که ما در برخورد اول روی یک نفر می گذاریم. این تاثیر خیلی مهمه، چون تا ابد طرف به یادش می مونه و با دیدن ما اون لحظه ممکنه براش تکرار بشه و حتی روی جوری که قراره با ما رفتار کنه تاثیر بگذاره.